صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت خلق دار فانی چیست؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    کتاب. بدنسازی بوکس
    نوشته
    128
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    227

    دعوت علت خلق دار فانی چیست؟؟




    سلام.

    میدانیم که خدا بر هر چیزی قادر است.

    میدانیم خدا علم غیب دارد.

    باز فرض کنیم ما به دنیای فانی می آییم, تغییراتی روی ما انجام میشود ,مثلا کامل میشویم یا به سوی شیطان میرویم و ............. بعد به دیار باقی میشتابیم! در واقع من به شکل a وارد دنیا میشوم و به شکل b خارج.

    خدا بدون نیاز به عالم فانی میتواند شخص را از a به b ببرد. و با علم خود از کیفیت دقیق این a و b اگاه است. مسیر حرکت a به b را هم میداند.

    پس لزومی به خلق دار فانی نبود.در واقع میشد ما در عالم ذر چشمانمان را ببندیم سپس چشمانمان را باز کنیم و در جهنم و یا بهشت باشیم.

    خلق دنیای فانی بیهوده است.


    عالم ذر -----------> دنیای فانی -------------> دیار باقی(آخرت)
    Do not fear to be eccentric in opinion, for every opinion now accepted was once eccentric

    Bertrand Russell

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    352
    حضور
    3 روز 46 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2573

    حرف خدا رو کی قبول میکرد؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط مهندس a نمایش پست ها
    سلام.


    خدا بدون نیاز به عالم فانی میتواند شخص را از a به b ببرد. و با علم خود از کیفیت دقیق این a و b اگاه است. مسیر حرکت a به b را هم میداند.

    خوب خدا میدونه ما که نمیدونیم.اگه هم میگفت مستقیم بفرمایید جهنم کی حرف خدا رو قبول میکرد؟

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    کتاب. بدنسازی بوکس
    نوشته
    128
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    227



    سلام.

    نقل قول نوشته اصلی توسط pofef نمایش پست ها
    خوب خدا میدونه ما که نمیدونیم.اگه هم میگفت مستقیم بفرمایید جهنم کی حرف خدا رو قبول میکرد؟
    مهندس a
    در واقع میفرمایید که خدا اینجوری میخواسته دهن آدم ها رو ببنده و کسی اعتراض نکنه که از کجا معلوم......

    سه نکته هست

    اول : اینکه اوون دنیا که پرده ها فرو افتد ! و همه در محضر خدا هستن کسی جرات داره بگه که چنین و چنان؟

    دوم : اگر بخواد اعتراض کنه که خیلی اعتراضا میتونه بکنه مثلا همین الانشم که این دار فانی رو میگذرونیم اون دنیا طرف میتونه بگه خدا به من ثروت میدادی من انفاق میکردم الان تو بهشت بودم یا من اگه فلان چیزو داشتم فلان کار رو میکردم. واضحه که خدا برای اینکه دهن این رو ببنده نمیاد دوباره بفرستش به دنیا. احتمالا خدا میگه من میدونم چکاره هستی اعتراض نکن. همین جواب رو خدا برای اون حالتی که دنیای فانی نیست میتونه بده.

    سوم: از اینها گذشته هرکی اعتراض کرد خدا میتونه مثل 1 فیلم که آدم میبینه به اون شخص نشون بده که اگه در دنیای فانی بود چکار میکرد در واقع بهش الهام میکنه ذره ای از علم غیبش رو راجع به اون شخص و شخص رو ساکت میکنه.

    ویرایش توسط مهندس A : ۱۳۹۰/۰۵/۱۹ در ساعت ۱۵:۳۹
    Do not fear to be eccentric in opinion, for every opinion now accepted was once eccentric

    Bertrand Russell

  7. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهندس a نمایش پست ها
    سلام.

    میدانیم که خدا بر هر چیزی قادر است.

    میدانیم خدا علم غیب دارد.

    باز فرض کنیم ما به دنیای فانی می آییم, تغییراتی روی ما انجام میشود ,مثلا کامل میشویم یا به سوی شیطان میرویم و ............. بعد به دیار باقی میشتابیم! در واقع من به شکل a وارد دنیا میشوم و به شکل b خارج.

    خدا بدون نیاز به عالم فانی میتواند شخص را از a به b ببرد. و با علم خود از کیفیت دقیق این a و b اگاه است. مسیر حرکت a به b را هم میداند.

    پس لزومی به خلق دار فانی نبود.در واقع میشد ما در عالم ذر چشمانمان را ببندیم سپس چشمانمان را باز کنیم و در جهنم و یا بهشت باشیم.

    خلق دنیای فانی بیهوده است.


    عالم ذر -----------> دنیای فانی -------------> دیار باقی(آخرت)

    دوست عزیز سوال شما تقریبا شبیه همان سوالی است که می گوید خداوند می دانست که ما گنهکار و یا رستگاریم پس چرا می خواست انسان ها را امتحان کند و از این نمونه مثال ها.

    اما نکته ای که شما توجه ندارید اینست که حالتb وابسته به اختیار و مسیر حرکت و عمل انسان ها دارد که یا رستگار از این جهان می روند یا غیر رستگار.

    در واقع علم خداوند به اعمال انسان از روی اختیار تعلق گرفته است.یعنی خدا می داند این انسان با اختیار خود چه راهی را بر می گزیند؟سعادت یا شقاوت؟
    بدیهی است اگر مسیر a تا b نبود دیگر b هم معنا نداشت.


    در ثانی از رحمت خدا به دور است که شخصی را تا امتحان نکرده و او متوجه اشتباه خود نشده است توبیخ و عذاب کند.


    ثالثا سعادتی ارزش دارد که با آگاهی و با اختیار انسان به دست آمده باشد.روح انسان با تحمل سختی ها و انجام کار نیک به کمال برسد.

    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهندس a نمایش پست ها
    سلام. میدانیم که خدا بر هر چیزی قادر است. میدانیم خدا علم غیب دارد. باز فرض کنیم ما به دنیای فانی می آییم, تغییراتی روی ما انجام میشود ,مثلا کامل میشویم یا به سوی شیطان میرویم و ............. بعد به دیار باقی میشتابیم! در واقع من به شکل a وارد دنیا میشوم و به شکل b خارج. خدا بدون نیاز به عالم فانی میتواند شخص را از a به b ببرد. و با علم خود از کیفیت دقیق این a و b اگاه است. مسیر حرکت a به b را هم میداند. پس لزومی به خلق دار فانی نبود.در واقع میشد ما در عالم ذر چشمانمان را ببندیم سپس چشمانمان را باز کنیم و در جهنم و یا بهشت باشیم.
    سلام
    این سوال بخاطر عدم اطلاع از اساس انگیزه خلقت است . خدای متعال از خلقت مقصودی جز ظهور و جلوه گری که موجب شناخت او می شود نداشته است . پس این سیری که ما در خلقت می بینیم همان ساختار ظهور و جلوه گری اوست . اگر موضوع را اینطوری ببینیم به ساختار خلقت اعتراض نمی کنیم
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  10. صلوات ها 2


  11. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    کتاب. بدنسازی بوکس
    نوشته
    128
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    227



    سلام.

    علامه حلی عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط علامه حلي نمایش پست ها
    ز سوال شما تقریبا شبیه همان سوالی است که می گوید خداوند می دانست که ما گنهکار و یا رستگاریم پس چرا می خواست انسان ها را امتحان کند و از این نمونه مثال ها
    شبیه است اما تفاوت هم دارد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط علامه حلي نمایش پست ها
    بدیهی است اگر مسیر a تا b نبود دیگر b هم معنا نداشت.
    1-میدانیم اگر سنگ بزرگی را با شدت کافی به شیشه ای معمولی بزنیم شیشه میشکند.ما انسانها این علم را با تجربه کردن بدست آورده ایم.اما نیازی نیست واقعا عملی اتفاق بیوفتد تا خدا آگاه شود از نتیجه آن.

    خدا میداند من با اختیار خود چه مسیری را میروم .آن مسیر چه اثراتی بر جسم و جان من دارد. خدا بر جسم و جان من کاملا تواناست.========>نیازی به خلق جهان فانی نبود.(اگر فرضیات درست باشند)

    نقل قول نوشته اصلی توسط علامه حلي نمایش پست ها
    در ثانی از رحمت خدا به دور است که شخصی را تا امتحان نکرده و او متوجه اشتباه خود نشده است توبیخ و عذاب کند.
    2- وقتی نتیجه امتحان مشخص است ,امتحان چرا؟ اگر شخص اعتراض کرد خدا ذره ای از علم غیبش را برای بنده رو میکند که ای بنده جان ببین این تو هستی در دنیا

    (اینجا معمولا مثال معلمی میزنند که میداند شاگردش مردود است اما برای آگاه شدن شاگرد امتحان میگیرد از او. این مثال منطبق با بحث ما نیست زیرا تنها راه معلم برای معتقد کردن دانش اموز به مردود شدنش امتحان است.اما خداوند راه های بهتری هم در ید قدرت بی انتهای خود برای آگاه کردن شخص دارد.)


    نقل قول نوشته اصلی توسط علامه حلي نمایش پست ها
    ثالثا سعادتی ارزش دارد که با آگاهی و با اختیار انسان به دست آمده باشد.روح انسان با تحمل سختی ها و انجام کار نیک به کمال برسد.
    3-
    الف: حرف من منافاتی با اختیار ندارد.
    ب: خداوند میتواند انسان را آگاه کند که اگر در دارفانی بود چه میکرد.
    ج: خداوند آن قدرت را دارد که روح انسان را ناگهان به گونه ای تغییر دهد که گویا همان مشکلات را تحمل کرده و .......

    Do not fear to be eccentric in opinion, for every opinion now accepted was once eccentric

    Bertrand Russell

  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    کتاب. بدنسازی بوکس
    نوشته
    128
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    227



    سلام.

    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    این سوال بخاطر عدم اطلاع از اساس انگیزه خلقت است . خدای متعال از خلقت مقصودی جز ظهور و جلوه گری که موجب شناخت او می شود نداشته است . پس این سیری که ما در خلقت می بینیم همان ساختار ظهور و جلوه گری اوست . اگر موضوع را اینطوری ببینیم به ساختار خلقت اعتراض نمی کنیم
    موفق باشید
    من به کل خلقت کاری ندارم!!بحث من دار فانی بود فقط .
    خداوند جلوه گری اش را در همان عالم ذر و آخرت هویدا میکرد.

    Do not fear to be eccentric in opinion, for every opinion now accepted was once eccentric

    Bertrand Russell

  14. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهندس a نمایش پست ها
    من به کل خلقت کاری ندارم!!بحث من دار فانی بود فقط . خداوند جلوه گری اش را در همان عالم ذر و آخرت هویدا میکرد.
    سلام
    از جزئی ترین تا کلی ترین مراتب دار وجود همه و همه مسیر تحقق این خواست الهی هستند .
    دیگر اینکه ما از وجود و نحوه ظهور آن چه می دانیم که بخواهیم به خدا راه حل بهتری برای ظهور پیشنهاد کنیم ؟
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 2


  16. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    کتاب. بدنسازی بوکس
    نوشته
    128
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    227



    سلام.

    1-اول از کجا میگویید هدف تجلی خداوند بوده. دلیل عقلی بیاورید.یا تاپیکی معرفی کنید.

    2-دوم از کجا میگویید بدون خلق فلان چیز این تجلی انجام نمیشد؟؟

    3-اگر بخواهید که بگویید که اگر چیزی خلق شود و هدفی نداشته باشد آنگاه خدا کار بیهوده انجام داده و خدا کار بیهوده انجام نمیدهد, پس هرچیزی هدفی دارد. درست نیست زیرا اول باید ثابت کنید که خدا کار بیهوده انجام نمیدهد.
    ویرایش توسط مهندس A : ۱۳۹۰/۰۵/۱۹ در ساعت ۱۷:۰۰
    Do not fear to be eccentric in opinion, for every opinion now accepted was once eccentric

    Bertrand Russell

  17. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهندس A نمایش پست ها
    اول از کجا میگویید هدف تجلی خداوند بوده. دلیل عقلی بیاورید.یا تاپیکی معرفی کنید.
    سلام
    در حدیث قدسی است که :
    من گنج پنهانی بودم که دوست داشتم شناخته شوم پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهندس A نمایش پست ها
    دوم از کجا میگویید بدون خلق فلان چیز این تجلی انجام نمیشد؟؟
    به دلیل وجدان یعنی همین حقیقتی که واقع شده است که خلق خداست
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهندس A نمایش پست ها
    اگر بخواهید که بگویید که اگر چیزی خلق شود و هدفی نداشته باشد آنگاه خدا کار بیهوده انجام داده و خدا کار بیهوده انجام نمیدهد, پس هرچیزی هدفی دارد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهندس A نمایش پست ها
    درست نیست زیرا اول باید ثابت کنید که خدا کار بیهوده انجام نمیدهد.
    خیر نیازی به دلیل حکمت نداریم بلکه دلیل وجدان کافی است
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  18. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا این مورد هم حق تالیف و چاپ محسوب میشه؟؟
    توسط binammm در انجمن حقوق چاپ، تأليف و...
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۱۳, ۱۳:۱۹
  2. چرا شیعیان به حدیث ثقلین عمل نمی کنند؟؟!!
    توسط عمر فاروق در انجمن شیعه شناسی
    پاسخ: 79
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۲۴, ۱۹:۳۹
  3. روزه مستحبی و روزه قضا باهم ؟؟
    توسط H a n a در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۱, ۱۴:۰۲
  4. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۱/۳۰, ۱۸:۴۸
  5. ساخت فلزیاب چه حکمی داره؟؟
    توسط maedeh-r در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۱/۱۱, ۱۶:۳۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود