صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آزادی در اسلام و حکومت اسلامی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    وب
    نوشته
    59
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    1
    گالری
    1
    صلوات
    179

    مطلب آزادی در اسلام و حکومت اسلامی




    حدود وثغور آزادی در اسلام و حکومت اسلامی چیست؟

    چه کسانی (مسلمان، مومن، سنی، شیعه، کمونیست، مسیحی، یهودی، بی دین)

    تا چه اندازه ای (موضوعات سطحی یا عمیق و بنیادی)
    در چه موضوعاتی(داخل دینی و خارج دینی)
    در چه مواقعی ( اوایل انقلاب ، زمان انتخابات و یا مواقع دیگر)


    آزادند در مورد مسائل مورد نظر خود اظهار نظر نمایند. آیا قوانین و مقرراتی مشخصی در این خصوص وجود دارد و یا بر اساس شرایط زمانی تصمیم گیری می شود.

    ویرایش توسط alamuti : ۱۳۹۰/۰۵/۱۸ در ساعت ۰۰:۲۲

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما مبنای آزادی در جهان بینی مادی و الهی




    نقل قول نوشته اصلی توسط alamuti نمایش پست ها
    حدود وثغور آزادی در اسلام و حکومت اسلامی چیست؟

    چه کسانی (مسلمان، مومن، سنی، شیعه، کمونیست، مسیحی، یهودی، بی دین)
    تا چه اندازه ای (موضوعات سطحی یا عمیق و بنیادی)
    در چه موضوعاتی(داخل دینی و خارج دینی)
    در چه مواقعی ( اوایل انقلاب ، زمان انتخابات و یا مواقع دیگر)

    آزادند در مورد مسائل مورد نظر خود اظهار نظر نمایند. آیا قوانین و مقرراتی مشخصی در این خصوص وجود دارد و یا بر اساس شرایط زمانی تصمیم گیری می شود.


    بنام خدا

    با سلام و تشکر

    قبل از هر چیز و پیش از انکه وارد جزئیات بحث شویم، لازم است تعریف خوب و مناسبی نسبت به آزادی بیابیم:

    بدون تردید، نوع نگرش انسان به جهان هستی و برداشتهای او از آن، در تعریف آزادی تاثیر به سزایی دارد. کسانی که تفکر آنها بر جهان بینی الهی و دینی استوار است، قهرا آزادی را طوری تعریف می کنند که همندا و هماهنگ با جهان بینی آنان باشد.

    جهان بینی الهی می گوید: جهان دارای مبدا و معاد است و برای انسان، وحی و رسالت آمده است و انسان در عین طبیعی بودن، دارای حیثیتی فرا طبیعی می باشد . او مسافری است که عوالمی را پشت سر گذاشته و عوالمی را پیش رو دارد و با مرگ، نابود نمی گردد، بلکه روحش، از عالمی به عالم دیگر منتقل می گردد.

    در مقابل این بینش، جهان بینی مادی است که می گوید: جهان هستی چیزی جز همین جهان محسوس مادی نیست و آغاز و انجامی ندارد و زندگی انسان نیز میان تولد و مرگ خلاصه می شود و پس از مرگ، نابود می گردد و پاداش و کیفری وجود ندارد . قرآن کریم، سخن این گروه را چنین نقل می کند: «ان هی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیا»(1); «غیر از این زندگی دنیای ما، چیزی در کار نیست; [پیوسته گروهی از] ما می میریم و زنده می شویم [و نسل دیگری جای ما را می گیرد ].»

    کسانی که مادی فکر می کنند، و اصالت را به انسان داده و انسان محوری را جایگزین خدامحوری کرده اند، چگونه می توانند آزادی را براساس جهان بینی الهی تعریف و تفسیر کنند و دین گرایی و بندگی خدا را عین آزادی بدانند؟ طبیعی است که تعریف آزادی از دیدگاه یک انسان مادیگرا که این جهان با عظمت را در تنگناهای مادی و خواص آن محدود کرده و مرگ را پایان زندگی می داند، با آزادی از دید الهیون که عالم هستی را مرکب از غیب و شهادت (عالم ماده و عوالم فراطبیعی) دانسته و مرگ را شروع حیات جدید و تبدیل منزل می دانند، کاملا مغایر و متفاوت خواهد بود .

    علاوه بر جهان بینی، انسان شناسی نیز در تعریف آزادی بسیار مؤثر و مورد توجه است و تعریف آزادی با تعریف انسان ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد، زیرا متعلق آزادی خود انسان است و از این رو هر تعریفی از انسان، در درک و برداشت از آزادی نقش مهمی خواهد داشت.

    کسانی که جهان و انسان را در ماده خلاصه می کنند، مبنا و اساس آزادی را میل، خواست و اراده فردی می دانند و معتقدند هر کاری که انسان طبق قانون طبیعی می خواهد، بدون هیچ گونه رادع و مانعی انجام می دهد; تا حدی که قانون و دولت اجازه دهد، قانونی که براسا س خواست و اراده بشری تدوین شده است. آنان معتقدند که آزادی انسان، به معنای توان همه جانبه او در انتخاب هر چیز و از جمله بردگی برای انسانهای دیگر است. در نگاه آنان، انسان، آزاد است که دین را بپذیرد یا نپذیرد، اگر نپذیرد ملامتی بر او نیست; زیرا هیچ حقیقتی را از دست نداده است. اما در مکتب وحی، این رهایی مطلق، به معنای بردگی است; زیرا چنین آزادی مطلقی برای انسان، اسارت او در دست آرزوها و هوس ها می باشد و او در واقع از هوای درونی اش پیروی می کند.(2)

    چنانکه در آیه شریفه می فرماید: «افرایت من اتخذ الهه هواه »(3); «آیا دیدی آن کس را که هوای خود را خدای خویش قرار داد؟».(4)


    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ___

    1) مؤمنون/37 .
    2) ر . ک: آیت الله جوادی آملی، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت، (قم: مرکز نشر اسراء، نوبت دوم، 1379 ه ش) ص 29 - 30 .
    3) جاثیه/23 .
    4) ر.ک: مجله مبلغان، شماره 41، اردیبهشت 82، مقاله آزادی و اسلام، اکبر اسد علیزاده، با کمی تصرف.



    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۷:۴۲ دلیل: فونت
    آزادی در اسلام و حکومت اسلامی

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما حدود و ثغور آزادی در دین




    نقل قول نوشته اصلی توسط alamuti نمایش پست ها
    حدود وثغور آزادی در اسلام و حکومت اسلامی چیست؟

    آیا قوانین و مقرراتی مشخصی در این خصوص وجود دارد و یا بر اساس شرایط زمانی تصمیم گیری می شود.
    سلام مجدد

    یک گام جلوتر می رویم و حدود و ثغور آزادی را در حوزه دین بررسی می کنیم:

    از نظر ديني‌ ـ به‌ خاطر تقسيم‌ بين‌ مفاهيم‌ اخلاقي‌ و حقوقي‌ ـ دو نوع‌ آزادي‌ داريم‌:

    1. يكي‌ آزادي‌ اخلاقي‌؛ يعني‌ رفتارهاي‌ اختياري‌ انسان‌، اگر دخالتي‌ در سعادت‌ انسان‌ دارد، مطلوب‌ است‌ و به‌ آن‌ امر شده‌ و اگر منافات‌ دارد، از آن‌ نهي‌ شده‌ است‌؛ ولي‌ لازمه‌اش‌ اين‌ نيست‌ كه‌ حتماً دولت‌ تعقيب‌ كند.

    انجام‌ دادن‌ كارهاي‌ غير اخلاقي‌ و نهي‌ شده‌، اگر به‌ مرتبه‌ي‌ نهي‌ تحريمي‌ باشد، (اين‌ اخلاقاً، به‌ اصطلاح‌ در مقابل‌ حقوقي‌ است‌) در آخرت‌ مجازات‌ دارد؛ اين‌ خارج‌ از آزادي‌ حقوقي‌ است‌.

    2. ديگري‌، همان‌ آزادي‌ حقوقي‌ و سياسي‌ است‌؛ يعني‌ اگر انسان‌ كاري‌ را انجام‌ دهد كه‌ از نظر دين‌ نهي‌ شده‌ باشد، دولت‌ اسلامي‌ به‌ عنوان‌ ضامن‌ اجرايي‌ تعقيب ‌مي‌كند، و شخص‌ را به‌ انجام‌ واجبات‌ و ترك‌ محرمّات‌ وادار مي‌كند.

    اصل‌ دين‌ (اگر ما دين‌ را پذيرفتيم‌) يعني‌ محدود كردن‌ آزادي‌ها. آزادی در دین لجام گسیخته و بی حساب نیست، بلکه قاعده مند است.

    دين‌ مي‌گويد اين‌ اعتقاد را داشته‌ باش‌؛(اعتقاد صحیح و صواب) پس‌ من‌ آزاد نيستم‌ هر اعتقادي‌ داشته‌ باشم‌. اخلاق‌ ديني‌ به‌ من‌ مي‌گويد كه‌ تو آزاد نيستي‌ هر عقيده‌اي‌ را داشته‌ باشي‌. اگر به‌ توحيد، عقيده‌ داشتي‌، به‌ بهشت‌ و اگر قايل‌ به ‌شرك‌ بودي‌، به‌ جهنم‌ مي‌روي‌. اِن‌َّ الشِّرْك‌َ لَظُلْم‌ٌ عَظِيم‌ٌ؛(1) إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ.(2)

    پس‌ دين،‌ در اعتقادات‌ انسان‌ نيز امر و نهي‌ دارد و او را آزاد نمي‌گذارد تا به‌ هر چيزي‌ كه‌ مي‌خواهد معتقد باشد مي‌گويد، اگر اين‌ اعتقاد را داشته‌ باشي‌، ممكن‌ است‌ تا ابد در جهنم‌ بسوزي‌: لا' يَغْفِرُ اَن‌ْ يُشْرَك‌َ بِه‌ِ. اما دولت‌ تعقيب‌ نمي‌كند.

    معناي‌ صحيح‌ لا' اِكْر'اه‌َ فِي‌ الدِّين،(3)‌ همين‌ است‌. هيچ‌ كس‌ را براي‌ اعتقادي‌ كه‌در دلش‌ مي‌گذرد مؤاخذه‌ نمي‌كنند. نهي‌ در ارتداد هم‌ به‌ خاطر اظهار آن‌ است‌؛ آن‌ هم ‌براي‌ تأثيري‌ است‌ كه‌ در جامعه‌ و در گمراهي‌ ديگران‌ مي‌تواند بگذارد، وگرنه‌، با صرف‌ اعتقاد قلبي‌، دولت‌ اسلامي‌ با او كاري‌ ندارد؛ ولي‌ نهي‌ اخلاقي‌ ديني‌ به‌ او تعلّق‌ مي‌گيرد. ارتداد وقتي‌ است‌ كه‌ بيان‌ شود، به‌ طوري‌ كه‌ در جامعه‌ منشأ اثر گردد.

    پس‌ دين‌ هيچ‌ چيزي‌ را براي‌ انسان‌ آزاد، مطلق‌ نمي‌گذارد؛ حتّي‌ فكر كردن‌ را. انسان‌ حق‌ ندارد در دلش‌ نسبت‌ به‌ برادر مؤمن‌ خود گمان‌ بد داشته‌ باشد؛ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ‌ٌ. نسبت‌ به‌ گمان‌ نيك‌، آزادي‌ خوب‌ است‌ و ثواب‌ هم‌ دارد.

    پس‌ پذيرفتن‌ دين‌،؛ يعني‌ محدود كردن‌ آزادي‌، هم‌ آزادي‌ اخلاقي‌ و هم ‌آزادي‌ حقوقي‌؛ چون‌ دين‌ شامل‌ هر دوي‌ اين‌ها مي‌شود، بخشي‌ از آن‌ را در اين‌جا نهي‌ مي‌كند؛ مي‌گويد: نتيجه‌اش‌ در آخرت‌ ظاهر مي‌شود.

    پس‌ پذيرفتن‌ دين‌؛ يعني‌ پذيرفتن‌ عدم‌ آزادي‌(مطلق) بايد ببينيم‌ كه‌ دين‌ چه‌ كارهايي‌ را جايز شمرده‌ و چه‌ كارهايي‌ را منع‌ كرده‌ است‌. همان‌ طور كه‌ در حوزه‌ي‌ حقوق‌، پذيرفتن‌ قانون‌ به‌ معني‌ پذيرفتن‌ عدم‌ آزادي‌ است‌. اگر كسي‌ اصول‌ قانون‌ اساسي‌ كشوري‌ را بپذيرد آزادي‌ خودش‌ را محدود كرده‌ است‌. پس‌ بديهي‌ است‌ كه‌ دين، با آزادي اخلاق‌ و حقوق‌ برخورد دارد و در بعضي جاها‌ اين‌ها را محدود مي‌كند. كساني‌ كه‌ اين‌ را انكار مي‌كنند مي‌خواهند ديگران‌ را بفريبند.

    بعضي‌ معتقدند كه‌ دين‌ حق‌ ندارد آزادي‌ را محدود كند؛ در حالي‌ كه‌ محتواي‌ دين‌ بايدها و نبايدهاست‌؛ امّا دين‌ را بر كسي‌ تحميل‌ كردن‌، كار دين‌ نيست‌، بلكه‌ آزادي‌ حقوقي‌ است‌. آيا دولت‌ مي‌تواند ديني‌ را بر كسي‌ تحميل‌ كند يا نه‌؟ اين‌ مسئله‌ي‌ ديگري‌ است‌.

    محتواي‌ دين‌، يعني‌ محدود كردن‌ عقايد، افكار، باورها، رفتارها و ارزش‌ها. همان‌ طور كه‌ پذيرفتن‌ هر قانوني‌ به‌ معناي‌ پذيرفتن‌ محدوديت‌ است‌؛ چه‌ قانون‌ كمونيستي‌ باشد، چه‌ لائيك‌، چه‌ اسلام‌ و يا هر دين‌ و مكتب‌ و مذهبي‌. كلام‌ در اين‌ است‌ كه‌ دين‌ تا چه‌ اندازه‌ مي‌تواند آزادي‌ را محدود كند؟

    اين‌ مسئله‌ در باره‌ي‌ قانون‌ و حقوق‌ هم‌ مطرح‌ است‌ كه‌ قانون‌ چه‌ اندازه‌ مي‌تواند آزادي‌هاي‌ فرد را محدود كند. منظور كساني‌ كه‌ مي‌گويند نبايد آزادي‌ها را محدود كرد، همين‌ موارد مشكوك‌ است‌.(4)

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ________________
    1. سوره‌ي لقمان (31)، آيه‌ي 13.
    2. سوره‌ي نساء (4)،‌ آيه‌ي 48 و 116.
    3. سوره‌ي بقره (2)، آيه‌ي 256.
    4. آیت الله مصباح یزدی، دین و آزادی، مركز مطالعات و پژوهش‌هاي فرهنگي
    حوزه‌ي علميه‌ي قم، سال 81، گفتمان 1، مبحث آزادی های دینی، با کمی تصرف.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۹:۱۸ دلیل: فونت
    آزادی در اسلام و حکومت اسلامی

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    چایی تازه دم روضه زمین گیرم کرد
    نوشته
    28
    حضور
    9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    167



    آزادی که در اسلام و تبع آن نظام اسلامی مطرح است به معنای آزادی از تعلقات و نفسانیات و رهائی از شیطان است. بقول بزرگ فیلسوف شهید سید مرتضی آوینی «آزادی مورد نظر انقلاب همان liberty نیست و با آزادی عبد که به "کمال انقطاع" می رسد نسبت دارد». آری! با این تعریف از آزادی نظام اسلامی موظف به کنترل و جهت دهی به رفتار امت اسلامی می باشد، با این تعریف لزوم اجرای حدود روشن میشود، با این تعریف لزوم امر به معروف و نهی از منکر بیش از پیش خودنمائی میکند... با این تعریف جامعه به سوی خدا سوق پیدا میکند..
    وقتی در باب آزادی تعریف «کمال انقطاع الی الله» را پذیرفتیم ناچار باید اسباب و الزامات آن را هم در مدل حکومتی اسلامی وارد کنیم. لزوم مبارزه با منکرات اجتماعی جهت دور ساختن امت اسلامی از دلبستگی ها و رسیدن به خدا در اینجا نوعی لزوم به حساب می آید نه یک امر اختیاری.
    با مقایسه ی این تعریف با تعریف غربی آزادی که همان رهائی از چه کنم چه نکنم است، ابهت و اوج نوانیت و منطق اسلامی برای هر آزاده ای قابل انکار نیست.
    لتسئلن یومئذ عن الـخامنه ای..

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    273
    حضور
    1 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1185



    با سلام به همه شرکت کنندگان در این مبحث و با عرض پوزش از پاسخگوی محترم

    مطالبی درباره حکم مرتد بیان شد، و منحرف به بحث آزادی و حکومت اسلامی شد، لذا پستهای مرتبط به اینجا منتقل گشت

    با سلام به شما دوست عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط atila133f نمایش پست ها
    در اینکه حکم مرگ برای مرتد غیرانسانی است شکی نیست
    نقل قول نوشته اصلی توسط atila133f نمایش پست ها
    نه اینکه عقل و منطق را تعطیل کنیم و با روایت 1400 سال پیش زندگی کنیم.
    نوشته های شما حکایت از بی اعتقادیتان به اصل دین و قانون الهی می کند، شما و نظرتان محترم، اما دقت کنید دوست عزیز که سرنگار و مباحث مطرح شده همگی مربوط به مسائل درون دینی قتل مرتد است، پس با توجه به فرضیات (اصل وجود شریعت) می توانید در بحث شرکت نمائید، و اگر نخواهیم چنین فرضی را در نظر بگیریم، و به دنبال پاسخگوئی به مطالب مطروحه شما باشیم، باید به مسائلی مانند اصل ضرورت دین، رابطه عقل و شرع، رابطه دین و آزادی، آزادی انسان و تکالیف و غیره بپردازیم، که در این صورت تاپیک از مسیر خود منحرف و دائرة المعارف خواهد شد.

    نه قتل مرتد بلکه هر موضوعی از مسائل دینی به نظر شما مشکل دارد،‌ تکالیف آزادی انسان را محدود می کند و شما با محدود کردن آزادی به هر شکل ممکن مخالفید، پس دیدگاه ما و شما تفاوت ریشه ای و به قول طلبه ها ماهوی دارد، و وقتی تفاوت ماهوی شد دیگر مشترکاتی نمی ماند جز دلائل عقلی اصل تعریف انسان و چرائی آفرینشش، نه مباحث درون دینی.

    بنابراین تا وقتی که برای شما مسائل مقدماتی و پیش نیاز مطرح و حل نشود نتیجه ای از این مباحث درون دینی عایدتان نخواهد شد.

    موفق و پیروز باشید.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۱/۱۰/۱۸ در ساعت ۲۰:۴۶

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    185
    حضور
    15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    175



    نقل قول نوشته اصلی توسط صالح نمایش پست ها
    با سلام به شما دوست عزیز

    نوشته های شما حکایت از بی اعتقادیتان به اصل دین و قانون الهی می کند، شما و نظرتان محترم، اما دقت کنید دوست عزیز که سرنگار و مباحث مطرح شده همگی مربوط به مسائل درون دینی قتل مرتد است، پس با توجه به فرضیات (اصل وجود شریعت) می توانید در بحث شرکت نمائید، و اگر نخواهیم چنین فرضی را در نظر بگیریم، و به دنبال پاسخگوئی به مطالب مطروحه شما باشیم، باید به مسائلی مانند اصل ضرورت دین، رابطه عقل و شرع، رابطه دین و آزادی، آزادی انسان و تکالیف و غیره بپردازیم، که در این صورت تاپیک از مسیر خود منحرف و دائرة المعارف خواهد شد.

    نه قتل مرتد بلکه هر موضوعی از مسائل دینی به نظر شما مشکل دارد،‌ تکالیف آزادی انسان را محدود می کند و شما با محدود کردن آزادی به هر شکل ممکن مخالفید، پس دیدگاه ما و شما تفاوت ریشه ای و به قول طلبه ها ماهوی دارد، و وقتی تفاوت ماهوی شد دیگر مشترکاتی نمی ماند جز دلائل عقلی اصل تعریف انسان و چرائی آفرینشش، نه مباحث درون دینی.

    بنابراین تا وقتی که برای شما مسائل مقدماتی و پیش نیاز مطرح و حل نشود نتیجه ای از این مباحث درون دینی عایدتان نخواهد شد.

    موفق و پیروز باشید.
    با درود . به هر حال ما داریم روی کره زمین زندگی میکنیم و وجه اشتراک همه ما موجودی به اسم انسان است. اینکه بخواهیم انسانها را بر اساس دین و عقیده شان تقسیم کنیم و با درون دینی و برون دینی کردن مسائل یک حکم کاملا غیرعقلانی و غیرانسانی را به لطائف الحیل توجیه کنیم بیشتر بازی با کلمات و فریب آشکار انسان است. الفبای عقل و منطق حکم میکند اگر مطلبی غیر عقلانی و ضد انسانی در هر دینی بود آن را دور بریزیم نه اینکه سعی کنیم به زور و با رنگ و لعاب آن را با منطق سازگار جلوه دهیم! حداقل در دنیای امروز نه من( که معتقدم ادیان را خود انسانها ساخته و پرداخته اند) بلکه هر کسی با هر عقیده مذهبی در صورتیکه از حداقل عاطفه انسانی برخوردار باشد نمیتواند چنین حکم فاجعه باری را بپذیرد و با اعدام یک انسان (با هر شرایطی که باشد) آنهم بخاطر ابراز اعتقاد و عقیده (ولو کفر) کنار بیاید. این یک مسئله انسانی است ربطی به درون دینی و برون دینی ندارد. مگر اینکه خاصیت افیونی ایدئولوژی و مذهب چنان انسان را ساقط کرده باشد که واقعیت فاجعه را نبیند و نشنود و دلخوش داشته باشد که این حکم خداست!!! و حتما حکمتی در کار است که در حیطه ادراک ما نیست!!! خدا به همه انسانیت و عقلانیت عطا کند.
    ویرایش توسط atila133f : ۱۳۹۱/۱۰/۱۳ در ساعت ۱۲:۰۶

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    273
    حضور
    1 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1185



    با سلام مجدد به شما گرامی
    نقل قول نوشته اصلی توسط atila133f نمایش پست ها
    خدا به همه انسانیت و عقلانیت عطا کند.
    آمین یا رب العالمین.
    فقط یک نکته مرتبط با بحث:
    نقل قول نوشته اصلی توسط atila133f نمایش پست ها
    این یک مسئله انسانی است ربطی به درون دینی و برون دینی ندارد.
    اگر مرزی میان مسائل درون دینی و برون دینی نباشد، آنگاه می توان پنبه بسیاری از احکام جزائی اسلام را زد، مثلا اسلام درباره زنا (که طبق تعریف کسانی که دین ندارند، یک عملی مانند آب خوردن برای رفع یک نیاز عادی و مادی است و هیچ گونه قید و بندی ندارد) حکم شلاق و قتل آورده است، اینجا نیز داد وا انسانا بلند شود، درباره حجاب، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، و .... پس هر کاری که مربوط به احکام جزائی باشد باید تعطیل شود، پس بفرمائید دین را کنار بگذاریم!

    وقتی دنیای امروزی با همه تفاوت عقائد و اختلاف سلائقش، قتل آدم کشان حرفه ای را معقول می شمارد، چرا قتل مرتد معقول نباشد؟ و صد البته درک این مطلب برای کسی که دین ندارد سخت است، زیرا شخص متدینی که نگاهی به بلندای قیامت دارد، دینش را بالاتر از جانش دانسته و حاضر است دنیایش را بدهد اما دینش حفظ بماند، اما بشر شهوت پرست مادی گرائی که نیم متری خود را به زور می بیند، نمی تواند بفهمد دینمدار چه محاسبه ای دارد.

    پس تنها تفاوت ما و بی دینان، که مهمترین دلیل اختلافمان نیز هست، همین معتقد بودن به روز حشر است و آن نیز متکی بر دلائل عقلی و انسانی است، پس مجددا دعای حضرتعالی را زمزمه کرده و آمین می گوئیم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط atila133f نمایش پست ها
    خدا به همه انسانیت و عقلانیت عطا کند.
    ضمنا از کنار یک مطلب رد شده و نظرتان را ندادید:
    چرا اگر یک اکثریتی به نام مسلمان تشکیل حکومت داده و اجرای احکام اسلامی را بخواهند، نامش آزادی بیان و عقیده و چاردیواری اختیاری نباشد؟
    ما دینمان را از همه دنیا و ما فیها دوستر می داریم.
    خب این حقوق بشر هست یا نیست؟
    یا اینکه ما مسلمین در نظر بی دینان بشر نیستیم!!

    مگر کسی که تغییر دین داده نباید به قانون احترام بگذارد، قانون می گوید اگر جانت را دوست داری اظهار نکن، پس اسلام با تغییر عقیده و دین هیچ مشکلی نداشته و برای آنها تمام امتیازات یک شهروند مسلمان را قائل است، اما به اظهار و تبلیغ مظاهر بی دینی حساس است، و این حساسیت را مردم مسلمان خواستارند.

    موفق باشید.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۹۱/۱۰/۱۵ در ساعت ۰۹:۲۵

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    185
    حضور
    15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    175



    نقل قول نوشته اصلی توسط صالح نمایش پست ها

    وقتی دنیای امروزی با همه تفاوت عقائد و اختلاف سلائقش، قتل آدم کشان حرفه ای را معقول می شمارد، چرا قتل مرتد معقول نباشد؟
    با درود . اتفاقا بر خلاف نظر شما دنیای امروز به سمت حذف کامل مجازات اعدام پیش میرود .الان کشورهای اروپایی چیزی به نام اعدام ندارند. شما مشاهده می کنید که آندرس برويک که در نروژ بیش از 70 نوجوان را کشت حداکثر به 21 سال زندان محکوم شد. در امریکا اکثر ایالتها اعدام ندارند و بقیه هم به سمت لغو کامل اعدام پیش میروند . آیا ایران از مغلوستان کمتر است که روزگاری مغلولها مشهور به خونریزی بودند ولی دوسال پیش مجازات اعدام را کاملا لغو کردند چون فهمیدند خون به خون شستن محال است. کشتن در هر شکل و عنوانش محکوم است و قرار نیست حکومت و قانون با قاتل برابر شود و اشتباه او را تکرار کند. تازه این در باره قاتل است که شاید بعضیها با یک منطق خام و ابتدایی و احساسی آن را توجیه کنند . در باره اعدام مرتد که قضیه بی نهایت فاجعه بار است و این نشانه ای آشکار از بی منطقی کامل مذهبیون متعصب اسلام است.

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    185
    حضور
    15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    175



    [quote=صالح;305223][چرا اگر یک اکثریتی به نام مسلمان تشکیل حکومت داده و اجرای احکام اسلامی را بخواهند، نامش آزادی بیان و عقیده و چاردیواری اختیاری نباشد؟ /quote]
    با درود . جدایی کامل دین از حکومت اصل اول دموکراسی است. اکثریت حق ندارند امری اختیاری را تبدیل به قانون و معیار زندگی برای همگان کنند. برای همین هر نوع حکومت مذهبی و اصلا هر نوع حکومت ایدئولوؤیک نامشروع است حتی اگر رای اکثریت را داشته باشد. این نامش دیکتاتوری اکثریت است . این مطلبی بسیار روشن است. مگر اینکه کسی خودش را به کوچه علی چپ بزند و بخواهد با کلمات بازی کند.

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    273
    حضور
    1 روز 18 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1185



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila133f نمایش پست ها
    اکثریت حق ندارند امری اختیاری را تبدیل به قانون و معیار زندگی برای همگان کنند.
    میزان قضاوت شما برای حق داشتن و نداشتن چیست؟
    مگر در همین دنیای امروزی، منشأ حق، رأی مردم نیست؟
    حال اگر همین مردم بخواهند اسلام را برپا دارند حقشان از بین می رود؟
    قربان شوم خدا را یک بام و دو هوا را!


  21. صلوات


صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود