صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خلقت یا صدور و تجلی؟؟؟!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    تحقیق در مباحث نقد فلسفه و عرفان؛ آثار استاد حسن میلانی
    نوشته
    439
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1225

    راهنما خلقت یا صدور و تجلی؟؟؟!!!




    بسم الله الخالق

    رابطه خداوند با سایر موجودات چگونه است؟!

    آیا موجودات، مخلوقات خداوندند که آنها را بدون سابقه وجودی (لا من شیء) ایجاد کرده است؟

    یا اینکه موجودات، خود خداوندند که بصورت ایشان ظهور و تجلی نموده است؟! یا به عبارت دیگر موجودات اجزاء ذات خداوند هستند؟!

    اینکه در فلسفه سخن از صدور موجودات از خداوند و یا در عرفان سخن از تجلی موجودات از خداوند یا به عبارتی تجلی و ظهور خداوند بصورت موجودات است، به همان معنای آفرینش و خلقتی است که در ادیان مطرح است یا اینکه معنای دیگری مراد است؟!
    اگر معنای دیگری غیر از خلقت منظور است آن معنا چیست؟!
    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت ۰۹:۱۰

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط سفیر نمایش پست ها
    بسم الله الخالق

    رابطه خداوند با سایر موجودات چگونه است؟!

    آیا موجودات مخلوقات خداوندند که آنها را بدون سابقه وجودی (لا من شیء) ایجاد کرده است؟!

    یا اینکه موجودات خود خداوندند که بصورت ایشان ظهور و تجلی نموده است؟! یا به عبارت دیگر موجودات اجزاء ذات خداوند هستند؟!

    اینکه در فلسفه سخن از صدور موجودات از خداوند و یا در عرفان سخن از تجلی موجودات از خداوند یا به عبارتی تجلی خداوند بصورت موجودات است به همان معنای آفرینش و خلقتی است که در ادیان مطرح است یا اینکه معنای دیگری مراد است و آن معنا چیست؟!

    یا ستار..

    با سلام ..


    امام حسين(ع) در دعاي عرفه مي فرمايد: «کيف يستدل عليک بما هو في وجوده مفتقر اليک؟ ايکون لغيرک من الظهور ما ليس لک حتي يکون هو المظهر لک؟ متي غبت حتي تحتاج الي دليل يدل عليک؟


    چگونه براي اثبات وجود تو مي توان به چيزي (مخلوقات) استدلال کرد چرا که آنها خود وجودشان را از تو گرفته اند؟ آيا غير تو ظهور بيشتري دارد که بخواهد به تو ظهور بدهد؟ تو چه وقت غايب شده اي که نياز باشد براي اثبات تو دليل اقامه شود؟»...


    یا حضرت امیر در نهج البلاغه می فرماید:

    داخل فی الاشیاء لا بالممازجة و خارج عن الاشیاء لا بالمباینة؛...

    توجه کنید که حتی تباین را هم رد می کند....

    خداوند در قران می فرماید:

    الا له الامر و خلق...

    پس باید بین خلق و امر تفاوتی باشد که خداوند در قان هر دو را در کنار هم ذکر نموده است....

    مگر می شود بین موجودات از ان لحاظ که تباین ذاتی با یکدیگر دارند شناختی نیز به وجود اورد ،شناخت در اشتراک است حالا شما بفرمایید این اشتراک بین موجودات و خداوند در چیست که باعث معرفت او می گردد !!!!

    فعلا تا اینجا بماند تا بعدا به کمک دوستان لب مطالب را در اوزیم...




    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    سبحان من اظهر الاشیاء و هو عینها

    حق، جان جهان است و جهان همچو بدن
    اصناف ملائک چو قواي اين تن
    افلاک و عناصر و مواليد، اعضا
    توحيد همين است و دگرها همه تن

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    تحقیق در مباحث نقد فلسفه و عرفان؛ آثار استاد حسن میلانی
    نوشته
    439
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1225



    نقل قول نوشته اصلی توسط توحید صمدی نمایش پست ها
    سبحان من اظهر الاشیاء و هو عینها
    این جمله از ابن عربی است در فصوص و ترجمه اش:

    منزه است کسی که اشیاء را ظاهر کرد در حالیکه او عین همان اشیاء است!!!


    با تشکر از شما. اما نهایتا پاسخ صریح شما به پرسشهای تاپیک چیست؟:


    خداوند جهان را بدون سابقه وجودی (بعد از نبودنش) خلق کرده یا اینکه جهان همان خداوند است که بصورتهای گوناگون ظاهر شده است؟!
    به عبارت دیگر خداوند همان مجموعه جهان است ( و هو عینها)؟!


    آیا ظاهر کردن اشیاء توسط خداوند در عبارت ابن عربی به همان معنای خلقت و آفرینش است؟!
    اگر چنین است چگونه با عبارت بعدش ("و او خود اشیاء است!") سازگار است؟!
    یا اینکه معنای ظهور و ظاهر کردن، غیر از خلقت است؟
    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۰:۵۰

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط سفیر نمایش پست ها
    اینکه در فلسفه سخن از صدور موجودات از خداوند و یا در عرفان سخن از تجلی موجودات از خداوند یا به عبارتی تجلی و ظهور خداوند بصورت موجودات است، به همان معنای آفرینش و خلقتی است که در ادیان مطرح است یا اینکه معنای دیگری مراد است؟!
    سلام
    ادعای اختصاص این معانی و تعابیر و به فلسفه و عرفان صحیح نیست .
    امیر مومنان به صراحت کامل در نهج البلاغه می فرمایند :
    الحمد لله المتجلی لخلقه بخلقه
    حمد و ستایش خدای را که با خلقش برای خلقش تجلی کننده است ( نهج البلاغه خطبه 107 ترجمه زمانی )
    پس کلام اهل فلسفه و عرفان از چشمه پاک معرفت اهل عصمت و سرآمد همه ایشان یعنی علی بن ابیطالب ع است
    البته اصطلاح ظهور و تجلی در بیانات دینی بیش از اینهاست که اگر مایل باشید از قرآن و کلمات اهل عصمت باز هم خواهیم آورد
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۱:۳۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    تحقیق در مباحث نقد فلسفه و عرفان؛ آثار استاد حسن میلانی
    نوشته
    439
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1225



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    اختصاص این معانی و تعابیر و به فلسفه و عرفان صحیح نیست .
    سلام علیکم.

    فعلا بر سر الفاظ بحث نمی کنیم. اگر ابتدا معانی روشن شود بعد معلوم خواهد شد که آیا لفظ تجلی در کلام دین به همان معنای عرفانی ست یا خیر.

    پس لطف کنید ابتدا بفرمایید منظور شما از تجلی چیست؟ و آیا همان خلقت و آفرینش است یا چیز دیگر؟
    خلاصه، پاسخ صریح شما به پرسشهای تاپیک چیست؟
    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۱:۴۱

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    یا هو یا من لا هو الا هو
    نوشته
    1,236
    حضور
    3 روز 13 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6874



    بسم الله خیر الاسماء
    با تشکر از جناب سفیر بزرگوار و عزیزانی که در بحث شرکت نموده اند.
    در مورد سوالات مطرح شده باید عنوان کنم که معلول علت تامه مرتبه نازل اوست و عالم تجلیات اسماء و صفات حق متعال هستند و ذات خداوند متعال تر از اشیاء عالم است.هستی همگی مظاهر اسماء اند.حضرت در دعای کمیل می فرمایند: و باسمائک التی ملات ارکان کل شیء. اسماء الله ارکان همه اشیاء را پر کرده است.میبایست با معنای اسم در قران و روایات آشنا شویم.اینکه خداوند می فرماید علم آدم السماء کلها مراد از اسم چیست؟ باید مراد از تجلی را در عبارات قران و حدیث درست درک نماییم.موجودات عالم اجزاء و اندام خدا نیست و او منزه است از این توصیفات بلکه عالم همگی مظاهر اویند.به عبارت اخری خداوند در این مجالی ظهور کرده است و هر یک از مظاهر او را به قدر سعه وجودی خویش نشان می دهند.و هر چه موجود کامل تر باشد خدا نما تر خواهد بود.کمااینکه پیامبر فرموند من رانی فقد را الله.. هر که مرا دید در حقیقت خدا را دیده است نه اینکه پیامبر خداوند باشد.بلکه او خدانمای اتم است و مظهر اتم اسم و اسماء و صفات حق است.در دعای شب های ماه رجب می خوانیم:بین خداوند و مخلوقات خاصش فرقی نیست جز آنکه آن ها مخلوقند و او خالق.خداوند هر چه دارد باذات دارد و پیامبر بالعرض.پیامبرفقیر محض است و او غنی محض.پیامبر عین الربط به خداوند است و خدا در مقام خلقت دم به دم در خلق جدید است، نه اینکه برهه ای خلق کرده باشد و دست از کار کشیده باشد..کل یوم هو فی شان خلقت دم به دم در تجدد است و این مطلب در حکمت متعالیه مبرهن میشود.خداوند موجودات را از عدم خلق نکرده چون عدم هیچ است و از هیچ چیزی مخلوق نشود.موجودات در علم خداوند وجود علمی داشته اند که به آنها اعیان ثابته و ماهیت تعبیر می شود.و خداوند در مقام خلقت آن ها را از علم به عین آورده است، و خلقت هم بر مبنای دایره است.. انا الله و انا الیه راجعون..برای فهم درست خلقت باید در معرفت نفس غور کرد و در آن دقیق شد.حقیقت ما موجودی است مجرد از ماده، منتهی این حقیقت در قوای خود تجلی کرده است قوه سامعه و باصره و شامه و.... همه قوای نفس اند.اما خود نفس نیست بلکه جدا از نفس هم نمی باشد کامل تر اینکه ظهورات نفس اند که نفس در این ها تجلی کرده است..النفس فی وحدتها کل القواولیس بشئ منها...ان شاء الله توانسته باشم مفهوم را رسانده باشم.والسلام
    ویرایش توسط توحید صمدی : ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۲:۰۷
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط سفیر نمایش پست ها
    بسم الله الخالق رابطه خداوند با سایر موجودات چگونه است؟! آیا موجودات، مخلوقات خداوندند که آنها را بدون سابقه وجودی (لا من شیء) ایجاد کرده است؟ یا اینکه موجودات، خود خداوندند که بصورت ایشان ظهور و تجلی نموده است؟! یا به عبارت دیگر موجودات اجزاء ذات خداوند هستند؟! اینکه در فلسفه سخن از صدور موجودات از خداوند و یا در عرفان سخن از تجلی موجودات از خداوند یا به عبارتی تجلی و ظهور خداوند بصورت موجودات است، به همان معنای آفرینش و خلقتی است که در ادیان مطرح است یا اینکه معنای دیگری مراد است؟! اگر معنای دیگری غیر از خلقت منظور است آن معنا چیست؟!
    سلام
    ما هیچ راهی نداریم جز اینکه رابطه خدا و وجود را مشخص کنیم و پس از آن و بر اساس اصول ایقانی ( نقلی و عقلی ) به نحو ارتباط مخلوق با خالق پی ببریم . مبنا قرار دادن فهم عادی خود از رابطه خدا و خلق اندازه اعتبارش به اندازه همان فهم عامیانه عرفی است . قرار نیست در فهم ارتباط خدا و خلق بر این فهمهای شدیدا ناقص و دور از واقع تکیه کنیم لذا باید به دقیقترین و عمیقرین مبانی عقلی و نقلی تکیه کنیم اگر حقیقتا بدنبال حل مساله در بالاترین مرتبه آن هستیم .
    تفصیل این معنا خواهد آمد ان شاء الله
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    بسم الله العلام
    (دوستان در این برهان اندیشه کنند و سخن به خرد گویند که : المرء مخبوء تحت لسانه )
    برهان تجلی
    متکلین بزرگوار معتقدند که زمانی ، خدا بود و هیچ نبود و سپس خلق را آفرید
    ما می خواهیم از همان زمانی سخن بگوییم که خدا بود و هیچ نبود
    سوال : زمانی که خدا بود و هیچ نبود نسبت خدا با وجود چگونه بود . آیا تمام هستی خدا بود یا نه ؟
    مشخص است که همه هستی او بود چون او حقیقت لا یتناهی است . پس او همه هستی را پرکرده بود بلکه او هستی و هستی او بود .
    سوال : خدا می خواست خلق کند . در چه می خواست خلق کند ؟
    جواب واضح است در خود . چرا ؟ چون او تمام هستی بود پس جز در خود ( در دار هستی ) جای دیگری خلق نمی کند . پس خلقش از او جدا نیستند بلکه در او هستند .
    سوال : خدا می خواست خلق کند آیا می خواست عن علم خلق کند یا عن غیر علم ؟
    جواب : واضح است عن علم .
    سوال : از کدام علم ؟
    جواب : در این زمان که جز ذات متعال چیز دیگری نیست این علم چیزی جز علم ذاتی نیست
    سوال : آیا ذات و علم ذاتی ( صفت ذات ) یکی اند یا دوتا ؟
    جواب : روشن است عین همند
    سوال : پس آیا می توانیم بگوییم خدا عن ذاته می خواست خلق کند ؟
    جواب : چون ذات و علم ذاتی عین همند بله می توان گفت
    پس خداوند آنچه را که در ذات داشته ، خلق کرده است
    حال با توجه صرافت محض ذات که هیچ جهت کثرتی در او نیست
    ذات خود را خلق کرد
    خلق شدن ذات یعنی چه ؟
    یعنی ذات در اندازه های خلق ظهور کرده است
    و موید این کلام آن است که گفتیم :
    همه هستی او بود و گفتیم که خدا در خود خلق می کند
    اگر همه هستی اوست معنای خلقت در خود چیست ؟
    آیا معنایش سهم سوا برای ماسوی در وجود است ؟
    ممکن نیست
    ماسوی در وجود سهم سوی ندارد بلکه او تنها نقش و نمود است نه وجود چه اینکه اگر سهم سوی در وجود برایش قائل شویم ولو به اندازه ناچیزی ، خدای صمد را در حدود وجود اشیاء خالی کرده ایم
    اما خدا صمد و پر است پس موجودات نه وجود بلکه نمودند و این معنای مخلوق و معلول بودن است
    مخلوقند یعنی اندازه دارند ، درذات و در شوون ذاتی اندازه دارند معلولند یعنی به اراده ذات نمود یافتند
    والحمد لله

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۵:۳۶
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    تحقیق در مباحث نقد فلسفه و عرفان؛ آثار استاد حسن میلانی
    نوشته
    439
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1225



    بنده هم از شما متشکرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط توحید صمدی نمایش پست ها
    خداوند موجودات را از عدم خلق نکرده چون عدم هیچ است و از هیچ چیزی مخلوق نشود.
    آیا معنای خلقت بدون سابقه وجودی(لا من شیء) این است که «عدم»، ماده ای قرار گیرد که از آن چیزی ساخته شود؟!!
    این معنا که بطلانش بدیهی است چرا که «عدم» یعنی «نیستی» و «نیستی» نتواند که باعث هستی چیزی شود!

    نمی گوییم خداوند با استفاده از عدم چیزی خلق می کند!

    اینکه می گوییم خداوند اشیاء را «نه از چیزی»(لا من شیء) آفریده است به این معناست که بدون اینکه از چیز دیگری استفاده کند آنها را خلق کرده و به وجود آورده است.

    دقت شود ما دو نوع خلقت و ایجاد می توانیم تصور کنیم:

    1. خلقت، از چیزی (خلق من شیء): یعنی خالق با استفاده از چیز دیگری، مخلوق مورد نظر را ایجاد می کند مثلا با استفاده از گل، کوزه می سازد. اینجا گِل، چیزی است که کوزه از آن ساخته شده است. کوزه، مخلوق از گل است.

    2.خلقت، نه از چیزی (خلق لا من شیء): یعنی خالق بدون استفاده از چیز دیگری, مخلوق را ایجاد می کند و مخلوق به تمام ذاتش، بعد از اینکه نبود، بود می شود.
    این نوع خالقیت مخصوص خداوند است یعنی خداوند بدون اینکه نیازی به گِل داشته باشد اگر اراده فرماید، کوزه گِلی ایجاد و خلق می کند. إنما أمره إذا أراد شیئا أن یقول له کن فیکون!

    اینکه در روایات مکررا آمده است خداوند اشیاء را لا من شیء آفریده است بدین معناست.
    امام رضا علیه السلام می فرمایند:

    إن کل صانع شیء فمن شیء صنع والله اللطیف الجلیل خلق و صنع لا من شیء

    هر سازنده ای اشیا را از چیز دیگری می سازد ولی خداوندِ آفریدگارِِ لطیف و جلیل بدون استفاده از چیز دیگری خلق می کند و می سازد.


    کافی ج1 ص120


    نقل قول نوشته اصلی توسط توحید صمدی نمایش پست ها
    عالم همگی مظاهر اویند.به عبارت اخری خداوند در این مجالی ظهور کرده است
    ما دقیقا دنبال معنای دقیق همین کلمات هستیم. اینکه "موجودات مظاهر خدا هستند" یعنی موجودات، مخلوقات خدا هستند که آنها را پس از نیستی محض به وجود آورده و خلق کرده است؟ یا اینکه معنای دیگری منظور است؟

    اینکه "خداوند در موجودات ظهور کرده است و موجودات، او را نشان می دهند" یعنی موجودات، دلالت می کنند که خالقی آنها را ایجاد کرده و خود به خود به وجود نیامده اند یا معنای دیگری منظور است؟!

    لطفا توضیح بفرمایید.
    با تشکر
    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۹۰/۰۵/۱۹ در ساعت ۰۹:۲۹

صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اگه یه تابلو تو آسمون باشه که همه دنیا ببیننش چی روش مینویسی؟؟؟
    توسط باغ بهشت در انجمن ادبیات و پیامک مذهبی
    پاسخ: 67
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۳/۲۰, ۰۲:۳۲
  2. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۷/۲۸, ۱۰:۰۸
  3. حکومت اسلامی مثل حکومت مسیحیت در قرون وسطی؟؟؟
    توسط safareeshghe در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۲۵, ۱۸:۱۴
  4. ولایت فقیه مسئله ای اعتقادی است یا تعبدی و تقلیدی؟؟؟!!
    توسط 6606548 در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۹, ۱۵:۴۶
  5. سجده ، اطاعت یا سجده فیزیکی؟؟؟
    توسط حرم امن الهی در انجمن اصطلاحات علوم قرآنی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۱۲, ۲۲:۳۷

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود