صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گریم و بازیگری(((نقدی بر عدم رعایت شرع و دین در سینمای ایران)))

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    384
    حضور
    8 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    882

    گریم و بازیگری(((نقدی بر عدم رعایت شرع و دین در سینمای ایران)))




    سلام علیکم

    خلاصه:

    من احساس می کنم اگر طبق احکام دین عمل کنیم، اصلاً فیلم ساختن به سبکی که امروز در سینما های اسلام و جهان مطرح است نوعی اباحه گرایی است. پس در این صورت ما با چه چیز خودمان را سرگرم کنیم؟

    ما در فیلم میبینیم که زن و مرد بر اساس دیالوگ باهم حرف میزنند و گاهی ممکن است زن بر اساس همان نقش شروع به خندیدن عشوه کردن و قهقه زدن از خنده کند، و زن گاهی به صورت آرایش کرده و با زینت هایی که در تن دارد، مثل رژ لب و آرایش هایی که در گیریم کرده و گردن بند و ... بازیگری می کند، اما در این صورت او جلوی چشم نامحرمان خود را آراسته و زینت کرده و به نمایش میگذارد حتی ممکن است با یک مرد نا محرم بر اساس دیالوگ با محبت حرف زده باشد و چیزی که تازه متوجه شدم این است که حتی گاهی ممکن است آواز بخواند، مثل فیلم طلا و مس که در آنجا زهرا سادات برای کودکش لالایی میخواند. و حتی و حتی شاید یکی از کسانی که به فیلم این بازیگر نگاه می کند به یکباره احساس مهر و عشق نسبت به آن بازیگر در دلش پدید آید و یا کسی که با او بازیگری می کند چنین شود. ایا این درست است؟ من کاری به کار عرف دنیا و علایق و سلایق مردم ندارم، مهم این است که بر اساس احکام شرعی چی کاری مجاز است و مجاز نیست. حالا با این وضعیت امروزی فیلم چطوری شرعی و اسلامی است؟ از کجا شرعی و اسلامی است؟ درست است که اینها همه فیلم است و فقط نقش بازی می کنند، اما آراستن و زینت کردن و خندیدن و کنترل صدا و اینها همه می تواند تاثیر گذار باشد، وگرنه پس چرا در فیلم دست ندادن با نامحرم رعایت می شود؟ مگر نقش بازی کردن نیست؟ مگر فقط فیلم نیست؟ خوب اگر یک حکم شرعی میگوید که این کار حرام است، پس آراستن زن برای نا محرم یا نمایش دادن زینت برای نامحرم هم حرام است. لطفاً من را روشن کنید.

    بنده تا به جواب نرسم هرگز این تاپیک را رها نمی کنم، در این تاپیک باید تکلیف مشخص شود.
    ویرایش توسط خاک سرشت : ۱۳۹۰/۰۵/۱۴ در ساعت ۰۷:۴۲

  2. صلوات ها 16


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط nejatam نمایش پست ها
    ما در فیلم میبینیم که زن و مرد بر اساس دیالوگ باهم حرف میزنند و گاهی ممکن است زن بر اساس همان نقش شروع به خندیدن عشوه کردن و قهقه زدن از خنده کند، و زن گاهی به صورت آرایش کرده و با زینت هایی که در تن دارد، مثل رژ لب و آرایش هایی که در گیریم کرده و گردن بند و ... بازیگری می کند، اما در این صورت او جلوی چشم نامحرمان خود را آراسته و زینت کرده و به نمایش میگذارد حتی ممکن است با یک مرد نا محرم بر اساس دیالوگ با محبت حرف زده باشد و چیزی که تازه متوجه شدم این است که حتی گاهی ممکن است آواز بخواند، مثل فیلم طلا و مس که در آنجا زهرا سادات برای کودکش لالایی میخواند. و حتی و حتی شاید یکی از کسانی که به فیلم این بازیگر نگاه می کند به یکباره احساس مهر و عشق نسبت به آن بازیگر در دلش پدید آید و یا کسی که با او بازیگری می کند چنین شود. ایا این درست است؟ من کاری به کار عرف دنیا و علایق و سلایق مردم ندارم، مهم این است که بر اساس احکام شرعی چی کاری مجاز است و مجاز نیست. حالا با این وضعیت امروزی فیلم چطوری شرعی و اسلامی است؟ از کجا شرعی و اسلامی است؟ درست است که اینها همه فیلم است و فقط نقش بازی می کنند، اما آراستن و زینت کردن و خندیدن و کنترل صدا و اینها همه می تواند تاثیر گذار باشد، وگرنه پس چرا در فیلم دست ندادن با نامحرم رعایت می شود؟ مگر نقش بازی کردن نیست؟ مگر فقط فیلم نیست؟ خوب اگر یک حکم شرعی میگوید که این کار حرام است، پس آراستن ز
    نقل قول نوشته اصلی توسط nejatam نمایش پست ها
    ن برای نا محرم یا نمایش دادن زینت برای نامحرم هم حرام است. لطفاً من را روشن کنید.


    با سلام

    بزرگوار انچه در مورد مشکلات سینما و کثافت کاری های بازیگران و عدم رعایت موازین شرع و دین در سینما و تلویزیون گفته اید درست است و عین حقیقت

    ولی مشکل اصلی نوع برخورد با این معضل است

    شما نمی توانید بازیگر زنی در سینما پیدا کنید که پایبند به حجاب باشد و موازین دین و اگر هم پیدا شد دین سکولاری قبول دارد که کاری به کثافت کاری های ایشان نداشته باشد

    و البته جو حاکم این گونه است و فردی اگر هم بخواهد حجاب خود رعایت کند و پایبند به دین و شرع خود باشد چنان از معرکه تلویزون و سینما بیرون اش می کنند که خودش هم خبر دار نشود

    این مشکل یک شبه به وجود نیامده است ویک شب هم حل نخواهد شد

    انسانهایی در مسلک کارگردان و بازیگر با تفکرات مخالف شرع و دین از این فرصت به دست امده استفاده کرده و جای پای خود در سینمای ایران محکم کردند

    و از امکانات بیت المال استفاده کرده و انچه بلد نبودند را هم یاد گرفتند و با به هم زدن اسم و رسمی در بین بازیگران هوای فرنگستان و لخت شدن ارزو کرده و بدان جامه عمل پوشاندند

    چنان که تازه گیها هم مد شده است و بازگران در میهمانی های خارجی بدون حجاب ظاهر می شوند و پس از برگشت به کشور هیچ برخوردی با ایشان نمی شود

    این سقوط در ورطه غرب و ازادی بی قید و بند چنان عقل از سر دختران و پسران ایرانی ربوده است که بی بند و باری و تقلید از غرب را سرلوحه برنامه های خود قرار داده اند و مهمتر این که برخورد فیزیکی و چکشی نمی توان با ان ایشان کرد-- و ایشان بدان واقف اند و معتقد--

    به گونه ای که شما اگر بخواهید به بازیگرانی که رعایت حجاب اسلامی نمی کنند اجازه بازی در سینما ندهید باید درب سینمای ایران را تخطه کنید

    بازیگران و کارگردانان در همایش ها و سمینارها با هر پوشش و ارایشی که دلشان بخواهد ظاهر می شوند

    و روزی نیست که کارت پوستال پارتی ها و عکس های مبتذل و بلوتوثهای مختلط بازیگران در اینترنت و موبایلها پیدا نشود

    این ها همه و همه مطالبی است که همه می دانیم ومی دانند
    ولی مهم راه چاره است

    دوستان نظرات خود را بفرمایند
    باز بنده مطالبی دارم

    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۰/۰۵/۱۴ در ساعت ۱۷:۱۷

  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    711
    حضور
    17 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    57
    صلوات
    6004



    سلام
    میشه منم یه سوال بپرسم ؟ شاید خیلی ربط به این تاپیک نداشته باشه ولی بی ربط هم نیست
    سینما و تلویزیون اصلا خیلی بد ، قبول چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است من اینا رو قبول دارم
    اما سوال من :
    مگه اینجا جمهوری اسلامی نیست؟ مگه استفاده ابزادی از زن غلط نیست؟
    پس چرا در جمهوری اسلامی برای کارهایی که میشه از مرد استفاده کرد داره از زن و ویژگی هاش سواستفاده میشه؟
    مثال میزنم :
    توی فرودگاه مهرآباد نشستید و منتظر ساعت پروازتون هستین بعد از یه بوق صدای یه خانم از بلندگوی فرودگاهو میشنوید که میگه : مسافریــــــــــن محتــــــــــــــرم پرواز فلان برای سوار شدن از گیت فلان استفاده کنن!
    زنگ زدین به موبایل رئییس شرکتتون یه خانم لطف میکنه با صدای ظریفش میگه : در حال حاضر تماس با مشترک مورد نظر امکان پذیر نمی باشد!
    رفتین بانک وام بگیرین شماره میگیرین و منتظر میشینید یه خانم خوش صدا مدام داره شماره میخونه!
    کافیه یا بازم بگم؟
    اینا کارهاییه که فقط خانما میتونن انجام بدن؟ نمیشه از صدای یه آقا استفاده بشه؟ این استفاده ابزاری از زن نیست؟ پس فرق کشور ما با اروپا چیه؟ جدیدا هم که شکر خدا هرچی تبلیغ توی اتوبان ها انجام میشه کار خانم هاست!

    وضعیت سینما اسفناکه واقعا ولی سطح جامعه هم وضعیت بهتری نداره مثال هایی بود که من براتون زدم من واقعا متاسفم که اینو بگم شرط استخدام یک بانک خصوصی توی جمهوری اسلامی اینه که خانم باید موهاش هایلایت باشه!
    من توی مصاحبه شرکت بیمه رد شدم چون ظاهرم از دید مدیرعامل محترم آراسته نبود! یعنی مقنعه ای که سرم بود موهامو پوشونده بود و ناخن هام لاک نداشت!!
    وقتی سطح جامعه اینه سینما معلومه اون ریختی میشه توقعی که از یک ارگان دولتی هست بیشتر از یک ارگان خصوصیه به نظر من تا این مواردی که گفتم اصلاح نشه امیدی به اصلاح سینما نیست ما باید نگاهمونو عوض کنیم

    ویرایش توسط سوال : ۱۳۹۱/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۸:۳۱ دلیل: با اجازه همکار بزرگوار، ترکیب پست ها
    شهــــــــــــدا را به یــــــــــــــــــاد بسپاریم نه به خاکـــــــــــــــــــ ...

  7. صلوات ها 15


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    شادی و نشاط در دین
    نوشته
    107
    حضور
    9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    613



    من که از خانمای بازیگر اصلا خوشم نمی آد بهتره بگم بدم می آد از این بلایی که سر جوونای این مملکت به نام مقدس زن در می آوردند واقعا شرمنده هستم .

  9. صلوات ها 13


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    113



    با عرض سلام به تمامی دوستان فهمیده ی اسک دینی

    این مشکل سال هاست که گریبان سینما را در دست داره و هر روز دامنه ی وسیع تری پیدا می کنه، بسیاری از افراد قصد دارند این مشکل پوشیده بمونه
    کتمان این موضوع شاید در نگاه اول خیلی خوب به نظر برسه ولی اسلام بسیار عاقلانه، مبحث امر به معروف و نهی از منکر را پیش میکشه که در این مبحث مردم هسته ی اصلی نظارت اند.

    به نظر من مردم باید برای برخورد قانونی با این مشکلات دست به کار بشند و از مسئولین صریحاً برخورد با بازیگرانی را خواستار شوند که جوانان را به موضوعاتی نظیر بد حجابی و... ترغیب می کنند و همچنین با جلوه دادن اسلام به عنوان تفکری قدیمی و به اصطلاح خودشان دمده سعی بر مطرح کردن خود دارند.

    این مشکل بار ها و بار ها به زبان تصویر مطرح شده

    به امید حل مشکلاتی نظیر این مورد.
    التماس دعا - namazeshab.com - نوشته شده در 14/5/1390
    ویرایش توسط سوال : ۱۳۹۰/۰۵/۱۴ در ساعت ۱۹:۳۶ دلیل: استفاده از تصویر اشخاص شناس

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    384
    حضور
    8 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    882

    بازیگران ایران




    سلام


    چند تا از همین فجایعی که من سراغ دارم:

    در سریال یوسف پیامبر: آرایش زلیخا و زنان.
    سریال فاصله ها: خندیدن و تفریط در کنترل صدا.
    سریال زیر تیغ: نمایش دادن زینت و زیبایی.
    سریال قهوه تلخ: آرایش.
    سریال شب های برره: عشوه و ناز کردن.
    فیلم سینمایی طلا و مس: کنترل نکردن صدا زهرا سادات ( که به نظرم شدیداً مشخص است که با ناز حرف میزند)
    فیلم سینمایی اخراجی ها 1: عشوه و ناز
    فیلم سینمایی اخراجی ها 2: آرایش زنان میهماندار در هواپیما.
    فیلم سینمایی اخراجی ها 3: پوشیدن لباس های تنگ و زشت.
    فیلم سینمایی ملک سلیمان: لبخند های محبت آمیز.
    فیلم سینمایی سرگیجه: آرایش
    فیلم سینمایی یک اشتباه کوچولو: آرایش.
    فیلم سینمایی روزی که مرد شدم: آرایش.
    فیلم سینمایی کارناول مرگ: آرایش و عشوه
    فیلم سینمایی دمکراسی تو روز روشن: نمایش زیبایی.
    فیلم سینمایی یک تکه نان: خنده و عشوه
    دوبله:

    عصر یخبندان 3: باز ناز است.
    سیندرلا: با ناز است.
    و دیگر مواردی که فعلاً فکر کنم همین دو مورد در مورد دوبله کافی باشد.


    فاجعه ای مشخص تر از همه اینا این است که عکس بازیگران زن را که ژست گرفتند و عکس گرفتند، در اینترنت میگذارند.

    دیگه کدوم فیلم سینمایی و سریال را بگم؟ حتی گاهی بعضی از مجری های برنامه را باید عوض کرد.
    آقا اکثراً نمیشه به فیلم نگاه کرد. یک بازیگر زن اگر جلوی دوربین باشد، حتی اگر هیچ آرایشی نکرده باشد... اگر صورتش زیبا باشد، یا صدایش با ناز باشد، دیگر نمی شود به فیلم های او نگاه کرد یا او فیلم بازی کند.


    کدام مرجع تقلید اجازه دادند که زن جلوی چشم نامحرم خودش را آرایش کند؟ اگر هیچ کدام از مراجع اجازه ندادند، پس چطور مجوز ساخت و نمایش این فیلم ها داده می شود؟ آیا دلیلی غیر از اباحه گرایی دارد؟
    این چه مصلحتیست که اجازه بدند یک کار زشت انقدر شیوع پیدا کند که دیگر در صورت اصلاح کردن آن با مشکل مواجه بشیم؟
    تفریح یک مومن شاید همین سه تا باشد کافی است:

    شنا (من نمی تونم با شورت برم دریا یا استخر)
    سوار کاری ( اسب که ندارم اما دوچرخه دارم اما دیگه جایی برای دو چرخه نیست چون ممکنه تصادف کنم)
    تیر اندازی (بنده یا با تفنگ یا با تیر کمان، نمی خوام جهت تفریح حیوانات را بکشم)


    آقا اصلاً نخواستیم مثل غرب بشیم... اصلاً نه فیلم نه سریال نه هیچ چیز دیگری.


    اصولاً هرگز نمی شود هم دینداری کرد، و هم فیلم هایی اینچنینی ساخت.
    ویرایش توسط خاک سرشت : ۱۳۹۰/۰۵/۱۴ در ساعت ۲۲:۳۶

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    384
    حضور
    8 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    882

    گریم و بازیگری زن و مرد




    سلام علیکم

    این هم یک مطلب از سایت حوزه، اما واقعاً چقدر بر آن عمل می کنیم؟








    حکم بازیگری زن در فیلم و تئاتر

    منابع مقاله:

    مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 2، محمدمهدی آصفی؛

    دراین مقاله، ازحکم فیلم های سینمایی و تلویزیونی که مردان وزنان به صورت مختلط در آن بازی می کنند، در ضمن سه محور بحث می کنیم:

    محور اول:

    ایفای نقش و بازیگری.

    محور دوم:

    نمایش این گونه فیلم ها.

    محور سوم:

    تماشای آنها.

    درمحور اول، از حکم شرعی بازیگری هایی بحث می شود که درسینما و تلویزیون بسیارمتداول است.بحث ازجهت ارتباط نزدیک میان زنان و مردان نامحرم است که لازمه این نوع نقش های مختلط می باشد.

    دراین نوع بازی ها، زنان و مردان نقش های مختلفی را در ارتباط با همدیگر ایفا می کنند روابط عاشقانه و خانوادگی، چون همسر. دراین قسمت، حکم ایفای نقش این نوع روابط میان زن ومرد را بدون درنظر گرفتن مساله نمایش و تماشا مورد بررسی قرار می دهیم.

    درمحور دوم ازحکم نمایش این نوع فیلم ها در سینما و تلویزیون برای عموم مردم، بحث می کنیم.

    درمحورسوم حکم تماشای این نوع فیلم ها را از طرف بینندگان بررسی می کنیم.

    بحث از حکم، درسه محور مذکور، جز با بحث تحقیقی در سه مساله زیر ممکن نیست:

    پوشش، نگاه، تحریک جنسی.

    درمباحث آتی در باره حکم این مسائل به اختصار سخن می گوییم تا پاسخ گوی حکم سه محور مذکور باشیم.

    پوشش(ستر)

    اختلافی میان فقهای اسلام نیست که برزن واجب است همه اعضای بدن به جز صورت و دو دست و دو پا تا مچ را بپوشاند. سوره نور براین مطلب دلالت دارد:

    وقل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن ویحفظن فروجهن ویبدین زینتهن الا ما ظهر منهاولیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن... ()

    به زنان با ایمان بگوچشم های خود را از نگاه (هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود راجز آن مقدار که نمایان است، آشکار ننمایند و اطراف روسری های خود را برسینه خود افکنندتا گردن و سینه با آن پوشانده شود وزینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان....

    تفسیر های متعددی برای واژه زینت درآیه کریمه بیان شده که همه آنها بروجوب پوشش زن دلالت دارد:

    الف)

    مرحوم طبرسی و برخی دیگر قائلند: زینت به معنای محل زینت از بدن زن است().

    ب)

    مقصود از زینت زیور آلات است.

    سید محمد باقر لکنهوی می گوید:

    مقصود، زینت های آویخته به بدن است که نگاه به آنها حرام است نه زیور آلات که جدای ازبدن باشد زیرا نگاه به زینتی که بربدن زن است ،به طور معمول در اکثر موارد، ملازم با نگاه به بدن زن می باشد.

    روشن است که حرمت نگاه کردن به زینت های آویخته به بدن زن، نوعی مبالغه و تاکیددرحرمت نگاه به محل زینت از بدن زن می باشد. جمع الجوامع درست گفته است که زمانی زنان از اظهار زیور آلات نهی شدند سپس از اظهار صدای آنها مورد نهی قرار گرفتند. از این جادانسته می شود که نهی از نشان دادن مواضع زیور آلات شدید تر است ().

    مرحوم جزایری در تفسیر قلائد الدرر، در آیات احکام می نویسد:

    احتمال دارد مراد از زینت، خود زیور آلات باشد، به این معنا که هرگاه آنها بربدن آویخته است،نگاه به آنها حرام است و در چگونگی تعبیر در آیه که نگاه به زینت های آویخته به بدن را حرام کرده، نه اعضای بدن که موضع زینت است، نوعی مبالغه درلزوم پوشاندن بدن و حرمت نگاه به آن، به چشم می خورد زیرا در حلیت نگاه به زیور آلات جدا از بدن زن، بحثی نیست پس حرمت نگاه به آنها به اعتبار همراه بودنشان با بدن، به طریق اولی مستلزم حرمت نظر به مواضع زینت است ().

    ج)

    مقصود از زینت معنایی است که شامل اعضای زن و زیور آلاتی که بربدن اوست، می شود.درروایتی از زراره از امام صادق(ع) نقل شده:

    الزینه الظاهره: الکحل و الخاتم ()،

    زینت نمایان، سرمه وانگشتر است

    و در صحیحه فضیل روایت شده:

    سالت ابا عبداللّه (ع) عن الذرا عین من المراه، هما من الزینه التی قال اللّه: ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن؟ قال: نعم... ()،

    از امام صادق(ع) پرسیدم: آیا دوساعد زن جزء زینتی است که خداوند فرمود: زینت خود را آشکار نسازید مگر برای شوهرانتان؟ فرمود:بله.

    سید محمد باقر لکنهوی گوید:

    استعمال واژه زینت در زینت های طبیعی شایع و فراوان است همان طور که در شعر آمدهوکف خضیب زینت ببنان کف دست خضاب شده ای که به انگشتان مزین شده است، بلکه درقرآن نیز درهمین معنا استعمال شده: المال و البنون زینه الحیاه الدنیا مال و فرزندان زینت زندگی دنیا هستند ().

    استثنای صورت و دودست تامچ:

    اختلافی میان فقهای اسلام نیست که همه بدن زن عورت بوده و براو واجب است خود را ازمردان نامحرم بپوشاند، ولی درمواردی که ازاین حکم استثنا شده، اختلاف نظر وجود دارد.این استثنا در این آیه وارد شده:

    ولایبدین زینتهن الا ما ظهر منها ()،

    زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکارننمایند.

    مفسران و فقها درمقصود از (زینتهن) در آیه اختلاف دارند، به گونه ای که تنها به ابن عباس شش دیدگاه نسبت داده اند:

    1. سعید بن جبیر از ابن عباس روایت کرده است: مراد سرمه و انگشتر است.

    2. ضحاک از او روایت کرده است: زینت نمایان، سرمه و دو گونه صورت است.

    3. ابن جریح نقل کرده: آنها انگشتر و دستبند هستند.

    4. مجاهد و عطا، سرمه و خضاب برکف دست را از ابن عباس روایت کرده اند.

    5. حسن بصری تنها صورت را نقل کرده است.

    6. سعید بن جبیر و عطا و ضحاک و اوزاعی ازابن عباس حکایت کرده اند که زینت نمایان،صورت و دودست تامچ و انگشتر است ().

    نظر نویسنده:

    در معانی گذشته، برخی زینت را به زیور آلات و برخی دیگر به محل زینت از بدن زن، معناکرده اند. به نظر ما نظریه گروه دوم ترجیح دارد و زینتی که در الا ما ظهر منها استثنا شده،صورت و دو دست تا مچ می باشد.برای اثبات این سخن به دلایل ذیل استدلال می کنیم:

    الف)

    ظاهر استثنایی که در سوره نور () وارد شده.

    ب)

    روایاتی که از عامه و خاصه در تفسیر این استثنا نقل شده است.

    ج)

    استدلال به ادله نفی حرج در شریعت.

    بیان استدلال:

    دلیل اول:

    دلالت آیه بر استثنای صورت و دست:

    بارزترین مصداق استثناء در آیه، صورت و دو دست است خواه قائل شویم مقصود از زینت مواضع زینت است که نظر برتر می باشد یا بگوییم مقصود از زینت همان معنای ظاهری آن،یعنی زیور آلاتی است که زن خود را با آن می آراید.

    به نظر می رسد تفسیر زینت به مواضع آن، با استثنای شوهران که در آیه (ولایبدین زینتهن الالبعولتهن) بیان شده، مناسب تر است.

    بنابراین، بدیهی است بیشترین مقداری که هنگام برخورد با مردان بیگانه نمایان می شود،صورت و دودست می باشد و زن نیازی به آشکار ساختن زینت های خود بیش از این مقدار راندارد.

    اگر زینت را به زینت آشکار تفسیر کنیم یعنی زیور آلاتی که زن خود را با آن تزیین می کند باز به نتیجه ای نزدیک به نتیجه اول خواهیم رسید زیرا جواز نشان دادن زیور آلات به طور طبیعی مستلزم جواز کشف مواضع زینت از بدن است.

    پس حکم به جواز نشان دادن سرمه و انگشتر و دستبند بدون تجویز آشکار ساختن صورت وانگشتان و مچ دست، معقول نیست.

    دراین صورت اگر تنها خود آیه را در نظر بگیریم، ظاهر استثنایی که در آیه الا ما ظهر منها واردشده، جواز نمایان ساختن صورت و دو دست می باشد.

    دیدگاه آیه اللّه خویی:

    استاد ما آیه اللّه خویی همان طور که در تقریرات برخی از شاگردان ایشان ذکر شده در دلالت آیه مبارکه در سوره نور به استثنای دست و صورت، مناقشه کرده است. خلاصه اشکال ایشان چنین است:

    واژه ابداء به معنای آشکار ساختن که درآیه ذکر شده، در لغت به دو معنا به کاررفته است:

    1. هرگاه بدون«لام» به متعلق خود تعلق پیدا کند، به معنای آشکار ساختن در مقابل پوشاندن می باشد. چنان که گفته می شود: «لیس للرجل ابداء عورته مرد حق آشکار ساختن عورت خودرا ندارد».

    2. هرگاه به متعلق خود به واسطه لام تعلق پیدا کند، به معنای اعلام و ارائه کردن، درمقابل مخفی نگه داشتن است مثلا: «ابدیت لزید رایی اومالی مال یا نظرم را به زید اعلام و ارائه داشتم».

    واژه «ابداء» درآیه 31 سوره نور دوبار ذکر شده:

    در آیه«ولایبدین زینتهن الا ما ظهر منها» وهمچنین در «ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن». در مرتبه اول، واژه «ابداء» بدون لام متعدی شده و به متعلق خود تعلق گرفته و در مرتبه دوم با لام متعدی شده است که معنای آنها باهم متفاوت است.

    سپس ایشان چنان که ازتقار یرتلامذه ایشان بر می آید () می گویند:

    با این توضیح معنای آیه کریمه چنین می شود:

    اولا :از آیه «ولایبدین زینتهن الا ما ظهر منها» برمی آید که: پوشاندن موضع زینت بدن واجب وظاهر ساختن غیر از دست و صورت حرام است و استثنای این دو به این علت است که از زینت های نمایان می باشد.

    پس حکم بدن زن، همانند عورت مرد است که باید آن را به صورتی بپوشاند که هیچ کس غیر ازخودش از آن مطلع نشود مگر دست و صورت که پوشاندن آنها واجب نیست. اما روشن است که جواز نپوشاندن دست وصورت ملازمه ای با حلیت جواز نگاه مرد به آنها ندارد.

    ثانیا: از آیه « ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن» بر می آید که: نمایان کردن بدن زن و مطلع ساختن دیگران برآن،در همه موارد چه درصورت یا دست یا غیر این دو مگر برای شوهر و محارم که در آیه ذکر شده، حرام می باشد.

    از آنچه گفته شد به دست می آید: آیه کریمه با ملاحظه روایاتی که در تفسیر زینت وارد شده آدو حکم را می رساند:

    1. حکم آشکار ساختن زینت ، فقط، نه نشان دادن به غیر.

    2. حکم نشان دادن زینت به غیر.

    در مورد اول، آیه شریفه حکم به وجوب پوشاندن زینت غیر نمایان، وجواز آشکار ساختن زینت نمایان که دست و صورت باشد می کند.

    و درمورد دوم، آیه شریفه حکم به حرمت نشان دادن زینت به غیر می کند مطلقا، چه نمایان وچه غیر نمایان، مگر درمواردی که در آیه استثنا شده است ().



    http://www.hawzah.net/FA/ArticleView...rticleID=65595

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    384
    حضور
    8 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    882



    نگاهی دوباره به آیه 31 سوره نور

    کلام استاد محقق ما آیه اللّه خویی در تقسیم «ابداء» و نتیجه گیری از آن، قابل مناقشه است:

    برای مناقشه درنظر ایشان ابتدا نگاهی به تفسیر آیه 31 سوره نور می اندازیم. خداوندمی فرماید:

    وقل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن ویحفظن فروجهن ولایبدین زینتهن الا ما ظهر منهاو لیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او اباء بعولتهن اوابناء بعولتهن

    ()،

    به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را [ازنگاه هوس آلود] فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند و [اطراف]روسری های خود را برسینه خود افکنند تاگردن و سینه با آن پوشانده شود. زینت خود راآشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرهایشان یا پسرشوهرانشان.

    واژه های «ابداء» وکشف معمولا دو مفعولی می باشند. مفعول اول بدون لام و مفعول دوم به واسطه لام است. متعلق اول آن، شیء آشکار شده و متعلق دوم بیننده و شخص اطلاع یابنده است. مثلا می گوییم: «ابدیت رایی للناس نظرم را برای مردم آشکار ساختم.»

    دراین جمله، واژه «رای» متعلق اول و مفعول بی واسطه است که همان شیء آشکار شده می باشدو ناس متعلق دوم و مطلع و شاهد است که نظر برای او کشف می شود.

    مفعول اول چیزی است که انسان آن را آشکار می سازد و متعلق دوم کسی است که برای اوآشکار می شود و معنایی برای ابدا و کشف بدون این دو متعلق نیست: یکی مفعول بدون واسطه و دیگری با واسطه. اگر درموردی مفعول دوم ذکر نشود، به معنای قصد نکردن و در نظرنگرفتن آن نیست و ابداء بدون وجود کسی که نظر برای او کشف شود و مطلع گردد، مفهومی ندارد.

    بنابراین، «ولایبدین زینتهن» اقتضای اطلاق در متعلق اول و دوم را دارد اطلاق در زینت هایی که زن آنها را می پوشاند و اطلاق درکسانی که زینت هایش را از او می پوشاند. درمقابل این دواطلاق، دو استثنا درآیه ذکر شده:

    1. (الا ما ظهر منها) درمقابل اطلاق اول.

    2. (الا لبعولتهن او آبائهن او اباء بعولتهن او ابنائهن) درمقابل اطلاق دوم.

    با مجموع دو استثنا دلالت آیه کریمه برمشخص کردن زینت محرم، و معین کردن بینندگانی که برزن نشان دادن زینت به آنها حرام است، کامل می شود.

    ما در این کلام استاد، مناقشه ای نداریم که فرمود: استثنای اول به معنای جواز نگاه مرد به دست و صورت زن نیست، چون این قسمت از آیه شریفه، فقط ناظر به جواز نشان دادن زینت های نمایان از طرف زن ها است و این معنی ملازم با جواز نگاه کردن مردها به زینت های نمایان بدن زن ها نیست. و میان این دو فرق است. پس دراین جا دو حکم داریم: حکم زن درنمایان کردن زینت و مخفی کردن آنها و نیز حکم مرد درنگاه کردن و نگاه نکردن.

    و حکم اول با حکم دوم ارتباط ی ندارد. پس برزن پوشاندن دست و صورت واجب نیست،لیکن نگاه مرد به آنها حرام است و این دو،حکم جداگانه ای است و ملازمه ای بین یکی بادیگری نیست.

    مااین کلام آیه اللّه خویی (ره) را می پذیریم اما با این بیان، نتیجه ای که ایشان گرفته، چنان که ازتقریرات بحث ایشان بر می آید، ثابت نمی شود. چه بسا اشکال دربیان صاحب تقریرات باشد،نه در بیان استاد (ره).

    دلیل دوم:

    روایاتی که درتفسیر استثنا در آیه آمده است.

    درتفسیر این آیه روایات متعددی از عامه و خاصه نقل شده که همان استظهار ما از معنای آیه راتایید و برآن تاکید دارد یعنی مراد دست و صورت است.

    1. صحیحه الفضیل،

    قال: سالت ابا عبداللّه (علیه السلام) عن الذراعین من المراه هما من الزینه التی قال اللّه: ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن؟ قال: نعم، و مادون الخمار من الزینه و مادون السوارین ()،

    ازامام صادق پرسیدم: آیا دوساعد زن جزء زینتی است که خداوند فرمود:زینت خود را نمایان نمی کنند، مگر برای شوهرانشان؟ پاسخ فرمود: بله، آنچه زیر روسری ودستبند است، جزء زینت است.

    «خمار» چیزی است که زن با آن سرو گردن و سینه خود را می پوشاندنوعی روسری بزرگ و به طور معمول صورت را با آن نمی پوشانند، بلکه با نقاب پوشیده می شود.

    و «مادون الخمار» یعنی آنچه زیر روسری واقع می شود، که مو و گردن و سینه باشد ، نه صورت وما دون السوار یعنی ساعد و شامل پایین تر از مچ نمی شود زیرا دستبند برمچ دست(بین ساعدو کف دست) قرار می گیرد پس ممکن نیست مقصود از مادون السوارین که باید پوشیده شود،کف دست باشد نه ساعد.چون دراین صورت معنی حدیث این می شود که پوشیدن کف دست واجب است، ولی نشان دادن ساعد جایز است که اجماع باطل است. همچنین ساعد و کف دست بدون دستبند مراد نیست زیرا دستبند(مچ) میان این دو(ساعد و کف) قرار دارد.

    پس پوشش واجب درصحیحه فضیل فقط شامل غیر کف دست و صورت می شود زیرا کف دست و صورت در زیر روسری و دستنبد واقع نمی شوند، بلکه بالای این دو هستند.

    2. روایه ابی الجارود عن ابی جعفر(ع) فی قوله تعالی:

    «ولایبدین زینتهن الا ما ظهر منها» :فهی الثیاب والکحل والخاتم و خضاب الکف و السوار... ()،

    امام باقر(ع) در باره آیه(ولایبدین زینتهن الا ما ظهر منها) فرمود: مراد لباس و سرمه و انگشتر و خضاب دست ودستبند است.

    این روایت به سبب سقوط سند میان علی بن ابراهیم و ابو جارود، ضعیف است.

    3. روایه عمروبن شمر عن ابی جعفر (ع) عن جابر بن عبداللّه الانصاری، قال:

    خرج رسول اللّه (ص) یرید فاطمه و انا معه فدخل رسول اللّه(ص) ودخلت و اذا وجه فاطمه(س) اصفر کانه بطن جراده فقال رسول اللّه(ص): مالی اری وجهک اصفر؟ قالت: یا رسول اللّه،الجوع ()،

    امام باقر(ع) از جابربن عبداللّه انصاری نقل کرد: حضرت رسول(ص) به سوی خانه فاطمه(س) خارج شد و من همراه ایشان بودم رسول اکرم(ص) وارد خانه شد و من به دنبال ایشان داخل شدم و دیدم صورت حضرت فاطمه(س) چون شکم ملخ ،زرد و رنگ پریده است. رسول خدا خطاب به ایشان فرمود: چه شده که تو را با رخسارزرد و رنگ پریده می بینم؟ پاسخ داد: از گرسنگی.

    این روایت به دلیل ذکر عمرو بن شمر در سند، از درجه اعتبار ساقط است.

    نجاشی، عمرو بن شمر را متهم به دست بردن در روایات جابر کرده است.

    4. روایه عبداللّه بن جعفر عن هارون عن مسلم عن مسعده بن زیاد، قال:

    سمعت جعفرا و سئل عما تظهر المراه من زینتها، قال: الوجه والکفین ()،

    مسعده گوید:ازامام صادق علیه السلام در مورد این که چه زینت هایی را زن می تواند ظاهر سازد؟ شنیدم که فرمود: دست و صورت.

    5. مارواه ابو داود فی السنن عن عائشه، انها قالت:

    دخلت اسماء بنت ابی بکر علی النبی و علیها ثیاب رقاق فاعرض عنها النبی(ص) وقال: یااسماء! ان المراه اذا بلغت المحیض لم یصلح ان یری منها الا هذا و هذا و اشار الی وجهه وکفیه()،

    عائشه گوید: اسما دختر ابوبکر با لباس نازکی برپیامبر وارد شد و پیامبر از او روی گرداند و فرمود: ای اسما! زمانی که زن به سن عادت ماهانه رسید و بالغ شد، درست نیست بدن او دیده شود مگر این و این و حضرت به دست و صورت اشاره کرد.

    6. ماروته عائشه ایضا، قالت:

    دخلت علی ابنه اخی مزینه فدخل علی النبی(ص) فاعرض،فقلت: یا رسول اللّه! انها ابنه اخی و جاریه. فقال: اذا عرکت(ای حاضت) المراه، لم یجزلها ان تظهر الا وجهها و الا مادون هذا، و قبض علی ذراع نفسه فترک بین قبضته و بین الکف مثل قبضه اخری ().

    عائشه گوید: دختر برادرم پیش من آمده بود که پیامبر برمن وارد شد و روی برگرداند. به پیامبرگفتم: ای رسول خدا! او برادر زاده من است و دختر بچه ای بیش نیست. پیامبر فرمود: زمانی که زن حیض شد و(بالغ گشت) جایز نیست بدن او بدون پوشش باشد مگر صورت و پایین از این حضرت دست برساعد خود نهاد و بین کف دست و مکانی که ساعد خود را گرفت، به قدرقبضه ای فاصله بود.

    دلیل سوم نفی حرج دردین:

    درحقیقت این مطلب، دلیل سومی برجواز اظهار صورت و کف دست نیست، بلکه موید دو دلیل قبلی است. چون ما درتفسیر استثنای آیه نور(الا ما ظهر منها)دورای داشتیم: یکی جواز اظهار صورت و کف دست و دیگری عدم جواز.

    چنانچه بپذیریم پوشاندن صورت و کف دست برای زن ها در رفت و آمد و تعامل با مردهادرجامعه، حکمی حرجی است و خداوند برای مردم حرج و مشقتی قرار نداده است (ما جعل علیکم فی الدین من حرج)()، این مطلب موید رای اول می باشد که مبتنی برجواز اظهارصورت و کف دست است.

    اگر تفسیر استثنای آیه، مردد میان دو رای بالا(جواز و عدم جواز اظهار صورت و کف دست)باشد، دلیل نفی حرج موید و مرجع رای اول خواهد بود، مگر این که دلیل قطعی برحرمت اظهار صورت و کف دست داشته باشیم، که دراین صورت خواهیم گفت: این حکم درموردحرج و مشقت آمده است، از قبیل حکم جهاد و زکات و خمس و قصاص و دیات و امثال آن که درمورد ضرر آمده است. درغیر این صورت ،رای و دلیلی که خالی از حرج است، بر رای دلیلی که مستلزم حرج است، رجحان دارد. و ما این مطلب را این جا فقط به عنوان موید می آوریم، نه دلیل.



    http://www.hawzah.net/FA/ArticleView...rticleID=65595

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    384
    حضور
    8 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    882

    آرایش و بازیگری در سینما




    گفتگوی مرد و زن

    برمنع سخن گفتن زن با مرد و گوش دادن مرد به صدای زن یا برعکس دلیلی نیافتیم، مگر این که زن از روی عمد با کرشمه صحبت کند که حرام می باشد زیرا خداوندمی فرماید: «فلا تخضعن بالقول ()» «به گونه هوس انگیز سخن نگویید». یا این که درسخن گفتن مردها با زنان نوعی اظهار دوستی و محبت باشد که جایز نیست.

    چنان که در موثقه مسعده بن صدقه آمده است:

    عن ابی عبداللّه(ع) قال: قال امیر المومنین(ع): لاتبداوا النساء بالسلام ولاتدعوهن الی الطعام،فان النبی(ص) قال: «النساء عی وعوره، فاستروا عیهن بالسکوت ()»

    امام صادق(ع) ازحضرت نقل کرد: با زنان آغاز به سخن نکنید و آنها را به غذا دعوت ننمایید زیرا پیامبر(ص)فرمود: زنان، ناتوان و عورت هستند و با سکوت، ناتوانیشان را بپوشانید.

    ولی این موثقه و موثقه غیاث بن ابراهیم: «لا تسلم علی المراه » با روایات صحیحه ای که از رسول اکرم(ص) وارد () شده، که با زنان سخن می گفتند و به کلام آنها گوش می دادند، همچنین با سیره قطعی متشرعین که متصل به زمان معصوم است که مردها با زنان سخن می گفتند وبرعکس معارض می باشد.

    شیخ انصاری نیز قائل به همین نظر است ().

    دست دادن زنان با مردها

    فقیه طباطبایی یزدی در کتاب (عروه الوثقی) می گوید:

    دست دادن با زن نامحرم جایز نمی باشد ().

    برای اثبات حرمت به روایات ذیل استدلال کرده اند:

    صحیحه ابی بصیر عن ابی عبداللّه، قال: قلت له: هل یصافح الرجل المراه لیست بذات محرم؟

    فقال: لا، الا من وراء الثوب ()،

    ابوبصیر گوید: خدمت امام (ع) عرض کردم: آیا جایز است مرد با زن نامحرم دست دهد؟ امام فرمود: خیر، مگر از روی لباس.

    صحیحه سماعه بن مهران، قال: سالت ابا عبداللّه(ع) عن مصافحه الرجل المراه؟ قال: لایحل للرجل ان یصافح المراه الا امراه یحرم علیه ان یتزوجها: اخت، اوبنت، اوعمه، اوخاله و اماالمراه التی یحل له ان یتزوجها فلایصافحها الا من وراء الثوب، ولایغمزکفها ()،

    سماعه گوید: از امام صادق (ع) درباره دست دادن مرد با زن سوال کردم .امام فرمود: دست دادن مرد بازن جایز نیست مگر بازنی که ازدواج وی با او حرام است: خواهر یا دختر یا عمه یا خاله و اما بازنی که ازدواج با او حلال است، نباید مرد با آن زن دست دهد مگر از روی لباس و دست او راهم فشار ندهد.

    نگاه (نظر)

    فقهای مسلمین اتفاق نظر دارند که زن باید بدن خود را به جز دست و صورت بپوشاند، همان طور که درحرمت نگاه کردن مرد به غیر دست و صورت زن، وحدت نظر دارند.

    آیه 31 سوره نور برهمین مطلب دلالت دارد: ولایبدین زینتهن الا ما ظهر منها.

    زیرا حرمت نشان دادن زینت برزن یقینا برای باز داشتن مردان از نگاه به آنها است و زینت موضوعیتی نداشته تا سبب حرمت شود بلکه مقدمه ای است برای بازداشتن نگاه مردان به زنان.

    چنان که استاد ما آیه اللّه خویی می فرماید با این بیان، خود آیه به تنهایی می رساند که نگاه مردان به زنان نامحرم به جز دست وصورت حرام می باشد.

    حکم نگاه به دست و صورت

    آراء فقها دراین مساله مختلف است. محقق در شرایع قائل به تفصیل بین نگاه اول و دوم شده،نگاه اول به دست و صورت جایز و نگاه دوم جایز نیست.

    صاحب جواهر و استاد ما آیه اللّه خویی قائل شده اند که نگاه به دست و صورت زن حرام می باشد مگر درحالت اضطرار.

    مرحوم شیخ انصاری و بعضی از معاصران، قائل به جواز شده اند.

    الف) دلایل حرمت نگاه به دست و صورت

    قائلین به حرمت نگاه به دست و صورت، به دلایل متعددی استدلال نموده اند که ما به چند دلیل مهم اشاره نموده و اشکال آنها را ذکرمی کنیم:

    دلیل اول:

    استاد محقق ما آیت اللّه خویی به این آیه استدلال نموده اند:

    ولایبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولایبدین زینتهن الالبعولتهن،

    زینت خود را جز آن مقدارکه نمایان است آشکار ننمایند و «اطراف » روسری های خود را برسینه خود افکنند «تا گردن و سینه با آن پوشانده شود» و زینت خود را آشکار نسازند،مگر برای شوهرانشان.

    به این بیان که آیه درمقام بیان دو حکم می باشد:

    1. نمایان بودن و نپوشاندن که از آن تعبیر به ابداء فی نفسه می شود و آن، زمانی است که احتمال وجود ناظر محترم (بیننده بالغ و یا ممیز و نامحرم) داده شود.

    2. حکم آشکار نمودن برای دیگری که ازآن تعبیر به ابداء می شود و آن، زمانی است که یقیناناظر محترمی وجود دارد.

    3. اما هنگامی که ناظر محترمی نیست مثل این که درحمام خصوصی تنها باشد قطعا پوشش لازم ندارد ().

    سپس ایشان به تفصیل به بحث پرداخته و قائل شده اند که بند اول آیه (وکلایبدین زینتهن الا ماظهر منها) اشاره به حالت اول دارد، یعنی زمانی که احتمال وجود ناظر بدهد و بند دوم آیه(ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن) اشاره به حکم حالت دوم دارد.این مطالب خلاصه ای از کلام استاد رحمه اللّه بود، ولی ایشان باید با دلیل کافی این ادعا را ثابت کند و قرائنی که برای اثبات آن بیان نموده اند، کافی به نظر نمی رسد. علاوه براین که بنا به گفته ایشان حکمی که در بند اول آیه ذکر شده، ارشادی و به صورت احتمال وجود ناظر است و حکم مولوی نیست و این بعیداست و برغرابت این تفسیر می افزاید.

    ما در مباحث گذشته، تفسیر دو استثنا را در آیه 31 سوره نور بیان نمودیم و گفتیم: آیه ولایبدین زینتهن از دو جهت اطلاق دارد: یکی در زینت و زیور آلاتی که آشکار ساختن آنها برزن حرام است و دیگری اطلاق در مردانی که جایز نیست بر زینت های زن مطلع شوند.

    استثنای اول (الا ما ظهر منها) اطلاق اول را مقید می سازد ،و استثنای دوم (الا لبعولتهن اوآبائهن) اطلاق دوم را مقید می کند. پس آیه کریمه برآنچه ایشان می فرماید، دلالت نمی کند.

    دلیل دوم:

    استدلال به آیه سی، سوره نور:

    قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان اللّه خبیر بما یصنعون وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن ویحفظن فروجهن...،

    به مومنان بگو: چشم های خود رااز نگاه به نامحرمان، باز دارند و عفاف خود را حفظ کنند. این برای آنان پاکیزه تر است. خداونداز آنچه انجام می دهند آگاه است. و به زنان با ایمان بگو:چشم های خود را از نگاه هوس آلودفروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند.

    در این آیه مبارکه خداوند به مردان و زنان امر فرموده که چشمان خود را از یکدیگر فرو گیرند.پس مردان مومن، چشم خود را از زنان نامحرم و زنان با ایمان، چشم را از مردان، فرومی گیرند.

    واژه «الغض» غیر از «الغمض» است و معنای این دو متفاوت است. غض به معنای پایین آوردن نگاه و شکستن آن، درمقابل خیره شدن است و غمض به معنای پلک ها را برهم گذاشتن است وچشم بستن کامل با پلک ها می باشد.

    ابن منظور در باره غمض گوید:

    اغمض طرفه عنی و غمضه، یعنی چشم از من بست و برهم نهاد، و اغمض یعنی چشمان رابست ().

    در اقرب الموارد آمده:

    اغمض عینیه، یعنی پلک ها را برهم نهاد و غمض عینه، یعنی پلک برهم نهاد ().

    اما واژه غض به معنای پلک برهم نهادن نیست و هیچ کدام از لغت شناسان و مفسران قائل به آن نشده اند بلکه به معنای شکستن نگاه و پایین انداختن نظر است، یعنی نگاه را متمرکز و خیره نکردن.

    راغب اصفهانی گوید:

    الغض: نقصان در نگاه و صدا. خداوند می فرماید: قل للمومنین یغضوامن ابصارهم و قول شاعر: فغض الطرف انک من نمیر نگاهت را پایین انداز (وسربلند مکن).تو از قبیله نمیر هستی. این از باب اهانت و توهین گفته می شود . ()

    ابن منظور گوید:

    غض طرفه و بصره، یعنی خود داری از نگاه و پایین انداختن و شکستن آن().

    و گفته شده: (غض) زمانی صدق می کند که پلک ها را به هم نزدیک کرده و نگاه کند.

    عباراتی که از لغت شناسان نقل نمودیم، برای اثبات تفاوت میان غمض العین و غض النظرکفایت می کند.

    نکته دیگر در فرق میان این دو واژه این است که غمض دراکثر موارد به چشم که عضوی از بدن است نسبت داده می شود، اما غض به نگاه کردن و دیدن که کار چشم است نسبت داده می شود.لذا لغت شناسان تصریح نموده اند که غمض برهم نهادن پلک هاست اماغض النظر به معنای خودداری از نگاه و پایین انداختن و شکستن دید می باشد. کسی نگفته غض به معنای پلک برهم نهادن است.

    البته در معنای (غض النظر) گفته شده: زمانی که پلک ها را به هم نزدیک نماید و نگاه کند و این معنا غیر از غمض است، مثل این که نزدیک نمودن دو پلک، سبب شکستن نگاه و پایین انداختن نظر می شود.

    استعمال (غض النظر و الطرف) در اشعار در همین معنای مذکور، دلیل برصحت مطالب گفته شده می باشد. جریر می گوید:

    فغض الطرف انک من نمیر فلا کعبا بلغت ولا کلابا

    نگاهت را پایین انداز که تو از قبیله نمیر هستی و در شرافت، به قبایل کعب و کلاب نمی رسی.ابو الغوث می سراید:

    و ما کان غض الطرف منا سجیه و لکننا فی مذحج غربان

    با بدی دیگران مقابله می کنیم و چشم پوشی عادت مانیست لیکن در عشیره مذحج غریب و بی یاوریم. همچنین کعب در قصیده معروف خود درباره رسول اکرم (ص) می گوید:

    و ما سعاد غداه البین اذا رحلوا الا اغن غضیض الطرف مکحول سعاد، زمان خداحافظ ی هنگامی که قبیله او کوچ می کرد با صدای نرم و زیبا و چشمانی فروهشته وسرمه کشیده بود. ابن هشام در شرح این بیت از قصیده کعب توضیح داده:

    غض الطرف دراصل عبارت از خیره نشدن و خوب نگاه نکردن است.

    همچنین در شعر دیگر آمده:

    واغض من بصری و اعلم انه قدبان حد فوارسی و رماحی

    چشم فرو اندازم و می دانم که قدرت و توانایی سواران و نیزه های لشکر من برای دیگران روشن است.

    شافعی در شعری گفته:

    احب من الاخوان کل موات و کل غضیض الطرف عن عثراتی

    از برادران خود کسانی را دوست دارم که همراه و همدل من بوده و از لغزش های من چشم پوشی می کنند.

    موارد استعمال غض در شعر و ادبیات عرب نشان می دهد که غض به نگاه کردن نسبت داده می شود، نه به چشم، و به معنای خودداری از خیره شدن، و شکستن و پایین انداختن نظر و خودداری از خوب نگریستن و متمرکز شدن درنگاه می باشد همان نگاهی که انسان درزمان حیا و خجالت به خود می گیرد.

    در روایتی می خوانیم: ان رسول اللّه(ص) کان اذا فرح غض طرفه، یعنی رسول اکرم(ص) زمانی که مسرور می گشت، نگاهش را شکسته و چشم را می خواباند تا ازخنده های بسیار و شادی همراه با تکبر دور باشد.

    کلمه «من» تبعیضیه () در آیه همین معنا را تاکید می کند(یغضوا من ابصارهم).

    بنابراین معنای آیه می شود: بخشی از نگاه خود را کم کنید و نگاه را پایین اندازید. به عبارت دیگر: به طور کامل نگاه نکرده و نیم نگاهی بیندازید.

    این، معنای تبعیض درنگاه کردن است. پس مرد به زن نامحرم دقیق نگاه نکرده و در صورت اوخیره نمی شود و همچنین زن درصورت مرد نگاه دقیق ننموده و نگاهش را متمرکز نمی کندبلکه نیم نگاهی انداخته و بادیدی تنگ و گذرا به مرد نگاه می کند.

    معنای «من» نگاه به بعض آنچه دیده می شود نیست چنان که نویسنده (قلائد الدرر) قائل شده آست() بلکه تبعیض درنگاه است، نه در مرئی.

    بنابراین، برای مرد خیره شدن درصورت زن حرام است، و در هنگام روبه رو شدن و سخن گفتن با زن باید نیم نگاهی به او نموده و چشم فرو گیرد.

    اما آنچه بعضی از فقها () و مفسران می گویند که آیه دلالت برحرمت نگاه کردن به صورت زن دارد، پذیرفته نیست و از آیه استفاده نمی شود.

    جواز نگاه کردن گذرا و غیر دقیق تنها برای نگاه به دست و صورت می باشد اما زمانی که نگاه به سایر اعضای بدن زن بیفتد، اختلاف نظری میان مسلمانان نیست که نگاه به آنها حرام است.

    روایاتی که درمباحث گذشته ذکر شد که بروجوب پوشش همه اعضای بدن زن، غیر از دست وصورت دلالت می کرد، نیز می رساند که نگاه به بدن زن حرام است. این روایات به همان بیان سابق برحرمت نگاه مرد به زن دلالت می کند.

    همان گونه روایاتی که درجواز نگاه به زنان ذمی یا صحرا نشین که جزء کسانی هستند که اگرنهی شوند نمی پذیرند، وارد شده، دلالت برهمین حکم دارد.

    این روایات می رساند نگاه به زنان مسلمان حرام است زیرا در پی هتک حرمت خویش نیستند.آن طور که زنان اهل ذمه یا صحرانشین حرمت خود را هتک می کنند.

    ما این بحث را بیش از این ادامه نمی دهیم زیرا این مساله نزد مسلمانان از واضحات فقهی می باشد.



    http://www.hawzah.net/FA/ArticleView...rticleID=65595
    ویرایش توسط خاک سرشت : ۱۳۹۰/۰۵/۱۴ در ساعت ۲۲:۱۵

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    384
    حضور
    8 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    882



    دلیل سوم:

    استدلال به صحیحه هشام بن سالم:

    هشام بن سالم و حمادبن عثمان و حفص بن البختری کلهم عن ابی عبداللّه(ع) فی النظر الی من یرید الرجل ان یتزوجه من النساء: لاباس بان ینظر الی وجهها و معاصمها اذا اراد ان یتزوجها ،()

    امام صادق (ع) درباره نگاه به زنی که مرد قصد ازدواج با او را دارد، فرمود: اگر قصد دارد با او ازدواج نماید، اشکالی ندارد که به مچ دست ها و صورت او نگاه کند.

    سند روایت صحیح است و در دلالت برمقصود کامل است، پس با کمک مفهوم شرط،درصورتی که قصد ازدواج نیست، نگاه به صورت و مچ دست ها را حرام می نماید.

    ولی این استدلال ضعیف است زیرا جمله شرطیه ناظربه این است که نگاه به دست و صورت زن مطلقا جایز است، چه ترس از شهوت حرام داشته، چه نداشته باشد.

    شیخ انصاری(ره) در استدلال به این صحیحه ایرادهایی می گیرد که به نظر ما وجیه است، که عینا می خوانیم:

    واما روایاتی که درمساله قبلی دلالت داشت براین که جواز نگاه کردن به زن مشروط به قصدازدواج است «و مفهوم آن این است که اگر قصد ازدواج نداشته باشد، نگاه کردن جایز نیست،دراستدلال به این روایات ایرادهایی به نظر می رسد»،

    اولا: واضح است که سیاق جمله شرطیه در آن صحیحه، سیاق تعلیق نیست که مفهوم داشته باشد، و این مطلب باکمی تامل روشن می شود.



    ثانیا: برفرض این که آن صحیحه مفهوم داشته باشد، با جواز نگاه کردن درمورد آن، مشروط به شرط ی که در این مساله (نگاه به زن بدون قصد ازدواج) آمده ، نیست. و آن شرط این است که غرض از نگاه، ارزیابی زیبایی و زشتی زن و شناسایی رنگ صورت و نقاط حسن و قبح اونباشد. شکی نیست که نگاه با این قصد، مخصوص به صورتی است که مرد به قصد ازدواج به صورت زن نگاه کند ().

    [بنابر این، شرط جواز نگاه به صورت زن درمساله اول این است که به غرض شناسایی زیبایی و زشتی زن و دقیق شدن در این موضوع نباشد... و این شرط درمساله دوم، یعنی در صورتی که قصد ازدواج داشته باشد، نیامده ، و نگاه به صورت زن با این انگیزه، در صورتی که قصد ازدواج با او را داشته باشد، بی اشکال است ].

    دلیل چهارم:

    برای حرمت نگاه، تمسک به صحیحه محمد بن حسن صفار است.

    قال: کتبت الی الفقیه (ع) فی رجل اراد ان یشهد علی امراه لیس لها بمحرم، هل یجوز له ان یشهدعلیها و هی من وراء الستر ویسمع کلامها اذا شهد عدلان انها فلانه بنت فلان التی تشهدک و هذاکلامها، او لایجوز الشهاده علیها حتی تبرز و یثبتها بعینها؟ فوقع (ع) تتنقب و تظهر للشهود ان شاءلله . ()

    محمد بن حسن صفار گوید: درنامه ای به امام، از مردی که می خواهد علیه زن نامحرمی شهادت دهد، سوال کردم: آیا بدون دیدن صورت زن و از پشت پرده که صدای او را می شنود ودو شاهد عادل هم شهادت می دهند: این زن همان فلانی دختر فلانی است که اینجا حاضر واین هم صدای اوست، می تواند نسبت به آن زن شهادت دهد؟ یا این که زن خود را نشان داده ومرد اورا با چشم خود ببیند؟

    امام در پاسخ نوشتند: زن نقاب می زند و برای شهود ظاهر می شود، ان شاء لله.

    این استدلال مانند استدلال قبلی، ضعیف است، زیرا زنی که در این قضیه آمده است، به سبب حیا یا چیز دیگر، از نشان دادن خود نزد شاهد، سرباز می زند ،و ربط ی به این حکم شرعی نداردکه آیا نگاه نامحرم به صورت زن جایز است یا خیر؟ به همین علت به صحبت از پشت پرده اکتفانموده و از پشت آن خارج نمی شود. لذا سوال کننده پرسید: آیا شنیدن سخن او از پشت پرده درصحت شهادت کافی است یا خیر؟ امام پاسخ فرمود: زمانی که با نقاب از پشت پرده بیرون بیاید، شهادت صحیح می باشد.

    مثل این که پرسشگر شاهد از کمترین مرتبه حمل شهادت دراین حالت، سوال می نماید که آیاشنیدن صدا است یا خارج شدن از پشت پرده یا نگاه کردن به صورت زن، امام پاسخ می دهد: باخارج شدن از پشت پرده.

    این سخن توجیه معقولی درباره صحیحه بوده است. همین توجیه به تنهایی برای نقض استدلال کافی است، اگر چه اثبات نشود و به عنوان احتمال مطرح گردد.چون با این احتمال،استدلال به صحیحه برحرمت نگاه به صورت زن، ناتمام می ماند.

    دلیل پنجم:

    همچنین به روایاتی که نگاه را تیری مسموم از تیرهای شیطان و این که نگاه به نامحرم، زنای چشم است، استدلال کرده اند ().

    ظاهرا روایات، درباره نگاهی است که همراه با شهوت و لذت حرام باشد و بیننده بترسد به حرام بیفتد که دراین صورت از موضوع بحث خارج است.

    مطالب یاد شده مهم ترین دلایلی است که در عبارات فقها برحرمت نگاه به دست و صورت زن نامحرم، مطرح شده است.

    و انصاف این است که دلایل مذکور، حرمت مورد ادعا را اثبات نمی کند.


    http://www.hawzah.net/FA/ArticleView...rticleID=65595

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود