نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: به نظر شما چه کسی بیشترین نقش را در سرنوشت انسان,بازی می

رأی دهندگان
16. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • خود انسان

    7 43.75%
  • خدا

    3 18.75%
  • هر دو

    5 31.25%
  • تفصیل

    1 6.25%
صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سرنوشت را کی از سر, نوشت!؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417

    سرنوشت را کی از سر, نوشت!؟




    سلام
    سرنوشت را کی از سر, نوشت!؟
    شب های قدر سرنوشت ساز هستند!
    حتما شما هم این جمله رو بارها از زبان خطیبان وافراد دیگری شنیدید!
    یا
    ببین رو پیشونی من جزبدبختی چیزی نوشته نشده!
    خوش به حال بعضی ها چقدر شانس دارند!
    این سرنوشتت بود که...
    خدایا چرا من!!
    و...
    این مساله ازآن جهت برای ما قابل توجه است که دوست داریم بدونیم تا کجا آزاد و مختاریم ؟ آیا ما در تعیین سرنوشت و آینده خود نقشی داریم؟ یا کس دیگری است که آینده و سرنوشت ما را رقم می زند؟
    در آینده بررسی بیشتری خواهیم کرد
    سرنوشتی که الان دچارشم چقدرش پای تلاش و یا عدم تلاش خودم بود! چقدرش مربوط به شرایطی بود که در آن قرار گرفته بودم؟
    آیا سعی و تلاش من نقشی در تغییر آنچه در آن هستم داره!یا آنچه قراره سرم بیاد!من که نمی دونم آینده چی میشه؟
    موفقیت من در زندگیم تا کجا مدیون شرایطی است که برام ایجاد میشه!؟ تا کجا مدیون شرایطی است که خودم ایجاد می کنم؟!
    به مثال های زیر توجه کنید
    حسن و رضا دو دوست صمیمی بودند, حسن در خانه ایی متولد شده بود که فقر همزاد او بلکه زودتر از او متولد شده بود! در سنین کودکی پدرش معتاد و بی بندوبار میشه! مادرش با خیاطی جور پدر رو میکشه! اما روز به روزضعیف و ضعیف تر میشه تا اینکه هنوز حسن پشن لبش سبزنشده یتیم میشه!
    حسن مجبور میشه نصف روز رو کار و نصف روز دیگر رو درس بخونه! ...
    در مقابل رضا تو خانواده فرهنگی متولد شده بود! وقتی چشماشو باز کرد, دور و برش پر بودند از آدمایی که آمدنشو انتظار می کششیدند! رضا با پدرش رفیق بود! و پدرش عضو هئیت امنای مسجدی بود که با حسن شبها به اونجا می رفتند!
    این دو رو با هم میشناختند! در یک حد معرفت و ادب واحترام!!
    ......
    به نظر شما شرایطی که رضا اون شرایط به دنیا آمده بود, چقدر در رشد خوب بودن او کمک کرد! چقدر خودش در این خوب بودن نقش داشت؟
    حسن چطور؟
    .........
    فرض دیگر مساله! با همان شرایط
    رضا شرور ترین و بدترین پسر محله بود! نه همسایه ها و نه حتی عابرین از دست او امان داشتند! پدرش با اینکه خود فرهنگی بود! خجالت زده وبی چاره شده بود!
    حسن کسی بود که هر دختری آرزوی همسر شدنش رو داشت! و هر پدری آرزوی داشتنش...
    ...
    خوب به نظر شما سرنوشت رو کی از سر نوشت؟

    ویرایش توسط سید علی جان : ۱۳۹۰/۰۵/۱۱ در ساعت ۰۹:۳۴

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    به نظر شما شرایطی که رضا اون شرایط به دنیا آمده بود, چقدر در رشد خوب بودن او کمک کرد! چقدر خودش در این خوب بودن نقش داشت؟
    حسن چطور؟
    رضا شرور ترین و بدترین پسر محله بود! نه همسایه ها و نه حتی عابرین از دست او امان داشتند! پدرش با اینکه خود فرهنگی بود! خجالت زده وبی چاره شده بود!
    حسن کسی بود که هر دختری آرزوی همسر شدنش رو داشت! و هر پدری آرزوی داشتنش...


    با سلام

    اسرار ازل را نه تو دانی و نه من !

    علمی که به ما داده شده بسیار کم است اما فقط میتوانیم وباید دعا کنیم همچنانکه در دعای هر روز وشبهای دهه آخر رمضان المبارک میخوانیم که خدایا اگر در ام الکتاب جزو اشقیا هستم آنرا محو کن و اسم مرا جزو سعدا بنویس !


    خدای سبحان زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج میکند ... چه بسیار افرادی که در خانواده ای کافر نشو نما یافتند اما سعادتمند شدند و بالعکس .

    اَسْاَلُكَ بِاسْمِكَ بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اِنْ كُنْتَ قَضَيْتَ في هذِهِ اللَّيْلَةِ تَنَزُّلَ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ فيها اَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمي فِي السُّعَداءِ، وَرُوحي مَعَ الشُّهَداءِ، وَاِحْساني في عِلِّيّينَ، وَاِساءَتي مَغْفُورَةً وَاَنْ تَهَبَ لي يَقيناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبي، وَايماناً لا يَشُوبُهُ شَكٌّ، وَرِضىً بِما قَسَمْتَ لي، وَآتِني في الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى حَسَنَةً وَقِنى عَذابَ النّارِ،......

    اَللّهُمَّ امْدُدْ لي في عُمْري، وَاَوْسِعْ لي في رِزْقي، وَاَصِحَّ لي جِسْمي، وَبَلِّغْني اَمَلي، وَاِنْ كُنْتُ مِنَ الاَْشْقِياءِ فَاْمُحني مِنَ الاَْشْقِياءِ، وَاْكتُبْني مِنَ السُّعَداءِ، فَاِنَّكَ قُلْتَ في كِتابِكَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صَلَوتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِيَمْحُو اللهُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ).



  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    96
    حضور
    1 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    618



    سلام،
    به نظرمن هم خدا وهم خود انسان
    حضرت آیت الله امام خامنه‌ای می‌فرمایند: اعتقاد مهدویت را بایستى اولاً درست فهمید، ثانیاً آنها را با تدبر و تأمل عمق بخشید، ثالثاً به‌ درستى منتقل كرد. . . .



  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    271
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    841



    با سلام بنظر من هیچ انسانی به تنهایی هدایت نمیشود یعنی انسان کارهایی میکنه اگه این کارها باعث خشنودی خدا شود خدا رحم میکند و هدایت میکند در هرصورت باید به خدا توکل کرد

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    با سلام و عر ض ادب
    دوستان عزیز قبلا در مورد این موضوع بحث های خوب و کاملی مطرح شده است که می توانید مراجعه کنید.لینک این بحث ها رو در زیر ذکر میکنم تا رجوع بفرمایید:

    موضوع:سرنوشت انسان
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=8568

    موضوع:سرنوشت انسان به دست خود انسان رقم میخوری؟
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=6967

    موضوع:سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=8858

    سرنوشت را کی از سر, نوشت!؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  11. صلوات ها 5


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417



    پیش از آنکه به بیان حیقت قضا و قدر بپردازیم لازم است معنای این دو واژه را از نظر عرف و لغت روشن کنیم
    لفظ قضاء: هرکاری که با نهایت اتقان و استحکام, با پایداری و استواری خاصی انجام گیرد, به آن قضاء می گویند.مثلا ازآنجا که آسمان ها با استواری خاصی آفریده شده است , خداوند خلت آنها را با لفظ قضاء بیان نموده است.*فقضاهن سبع سماوات*از آنجا که حکم قاضی استحکام خاصی دارد و لازم الاجراء است حکم او را قضاء و او را قاضی می گویند.
    لفش قدر: همانطور که از موارد استعمال آن استفاده می شود به معنای حد و اندازه است,*قد جعل لکل شیء قدرا* *والله یقدر اللیل و النهار*
    در حدیثی که یونس ابن عبدالرحمان, از حضرت رضا ع نقل کرده است, حقیقت معنا قضاء و قدر به نحوی که توضیح داده شد کاملا منعکس می باشد.
    می گوید به حضرتش عرض کردم قدر چیست؟ فرمود « هی الهندسه و وضع الحدود فی البقاء و الفناء» قدر عبارت است از مهندسی و اندازه گیری موجودات و تعیین مقدار بقاء وهنگام فنا و نابودی آنها.
    سپس می گوید عرض کردم قضاء چیست؟قرمود: هو الابرام و اقامة العین.(اصول کافی ج 1 ص 158
    هر فاعلی پیش از انجام کاری حدود آن را تعیین می نماید, خیاط پیش از آنکه پارچه را ببرد, و یا دست به تخ و سوزن بزند, به اندازه گیری می پردازد. نجارپیش از ساختن در و پنجره محل گذاشتن رو اندازه گیری می کند. این همان قدر است.
    هنگامی که از طریق علت وجود معلول قطعی گردید, در این صورت مرحله قضاء( قطعی بودن وجود پدیده) تحقق می پذیرد. در روایت به هر دو مطلب تصریح شده تا آنجا که امام اندازه گیری و شکل گرفتن پدیده را قدر, ابرام و قطعی شدن حادثه را قضاء خوانده است.
    اکنون باید دید نقطه ای تقدیر و قضاء تحقق می پذیرد کجاست؟

    ویرایش توسط سید علی جان : ۱۳۹۰/۰۵/۱۳ در ساعت ۱۲:۳۸

  13. صلوات ها 6


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417



    پیش از آنکه به بیان حیقت قضا و قدر بپردازیم لازم است معنای این دو واژه را از نظر عرف و لغت روشن کنیم
    لفظ قضاء: هرکاری که با نهایت اتقان و استحکام, با پایداری و استواری خاصی انجام گیرد, به آن قضاء می گویند.مثلا ازآنجا که آسمان ها با استواری خاصی آفریده شده است , خداوند خلت آنها را با لفظ قضاء بیان نموده است.*فقضاهن سبع سماوات*از آنجا که حکم قاضی استحکام خاصی دارد و لازم الاجراء است حکم او را قضاء و او را قاضی می گویند.
    لفش قدر: همانطور که از موارد استعمال آن استفاده می شود به معنای حد و اندازه است,*قد جعل لکل شیء قدرا* *والله یقدر اللیل و النهار*
    در حدیثی که یونس ابن عبدالرحمان, از حضرت رضا ع نقل کرده است, حقیقت معنا قضاء و قدر به نحوی که توضیح داده شد کاملا منعکس می باشد.
    می گوید به حضرتش عرض کردم قدر چیست؟ فرمود « هی الهندسه و وضع الحدود فی البقاء و الفناء» قدر عبارت است از مهندسی و اندازه گیری موجودات و تعیین مقدار بقاء وهنگام فنا و نابودی آنها.
    سپس می گوید عرض کردم قضاء چیست؟قرمود: هو الابرام و اقامة العین.(اصول کافی ج 1 ص 158
    هر فاعلی پیش از انجام کاری حدود آن را تعیین می نماید, خیاط پیش از آنکه پارچه را ببرد, و یا دست به تخ و سوزن بزند, به اندازه گیری می پردازد. نجارپیش از ساختن در و پنجره محل گذاشتن رو اندازه گیری می کند. این همان قدر است.
    هنگامی که از طریق علت وجود معلول قطعی گردید, در این صورت مرحله قضاء( قطعی بودن وجود پدیده) تحقق می پذیرد. در روایت به هر دو مطلب تصریح شده تا آنجا که امام اندازه گیری و شکل گرفتن پدیده را قدر, ابرام و قطعی شدن حادثه را قضاء خوانده است.
    اکنون باید دید نقطه ای که تقدیر و قضاء تحقق می پذیرد کجاست؟


  15. صلوات ها 4


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417



    سلام
    ازبسیاری از احادیث استفاده می شود که قضا و قدر همان سنن کلی و قوانین تخلف ناپذیر جهان آفرینش است, و نسبت همه آنها به تمام افراد انسان یکسان است, و مقصود از تقدیرهای خداوند همان سنتهای قطعی است, که بر ما و جهان حکومت می کند.و تاثیر این سنتها در خوشبختی و بدبختی مردم و به اصطلاح در نیک فرجامی و بد فرجامی شخص, قطعی و تخلف نا پذیر است و ما در انتخاب هر سنتی مختار و آزاد می باشیم.
    به این مثال ساده توجه کنید
    شما حتما تا حالا بازی های رایانه ایی را دیدید و یا شاید در حال حاضر یک یا چند بازی را در رایانه خود داشته باشید. سازنده گان هر بازی برای بازی خود یک فضا با قواعد و دستور العمل های خاص خود تعریف کردند! و با دادن فایل های راهنما این قواعد رو به بازیگر یاد می دهند!مثلا اینکه چطور با موفقیت مراحل بازی را سپری کنی و بازی را با موفقیت انجام دهی!
    همچنین در طول بازی یک سری قواعدی را معرفی کردند, مثلا محدودیت زمانی, محدودیت جانی و اینکه برای رسیدن به مرحله بعدی باید از کدام راه وروش استفاده کنی و...
    شما به عنوان یک بازیگر برای اینکه بازی را با موفقیت انجام دهی مجبور هستی از راهنمایی و قواعد بازی تبعیت کنی! و اگر بدون توجه به این قواعد ازقواعد و یا فرمول های دیگری استفاده کنی! شکست وبه ول معروف گیم آور شدن شما قطعی وحتمی است.
    محال است شما قواعد بازی را مراعات نکنید و برنده هم بشوید.
    نکته دیگر اینکه شما ایجاد کننده قواعد نیستید! فضای بازی را شرکت خاص خودش طراحی کرده و شما نمی توانید قواعد را عوض کنید.
    از طرف دیگر شما آزاد و مختارید که با رعایت قواعد بازی برنده شوید یا با عدم رعایت آنها بازنده شوید.
    در خصوص آفرینش و واعد عالم امکان! طراحی و تقدیر قواعد زندگی از آن خداست!و این قواعد در مرجله اجرا هم حتما عملی خواهند شد! ما انسانها اگر این قواعد را بشناسیم و از آنها تبعیت کنیم برنده خواهیم بود و اگر جاهل به قواعد باشیم یا دانسته نخواهیم آنها را رعایت کنیم! شکست ما حتمی و قطعی است! محال است کسی بدون رعایت این قواعد سعادتمند شود.
    پس از این جهت که قواعد حاکم از اختیار ما خارج است نوعی جبر بر ما حاکم است! چون ما نخواستیم که به دنیا بیاییم! اما در اینکه با این قواعد آشنا بشیم وبه آنها عمل کنیم مختار و آزادیم!
    شاید محیط وفضایی که ما در آن به دنیا می آییم دست ما نباشد! اما هر محیط و فضا دارای قواعدی برای برنده و سعادتمند شدن است! و ما اگر آنها را بشناسیم و به آنها عمل کنیم در هر شرایطی که باشیم سعید و در غیر اینصورت بازنده و شکست خورده خواهیم بود.
    در اینده به چند نمونه از این قواعد و فضاهایی که خدا برای افراد مختلف رقم زده را مثال خواهیم زد.


  17. صلوات ها 4


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417



    تقدير الاهي در بارره ملتي كه اكثريت انان را محروماني تشكيل مي دهدكه حداقل معيشت را دارا نباشندو فقط گروه انگشت شماري با فرزندان و بستگان خود از طريق تعدي و ستم و مكيدن خون بيچارگان و پايمال ساختن حقوق انها در بهترين وضع به سر ببرندايناست كه:
    هيچگاه روي ثبات و ارامش نبينند يا پيوسته با خوف و ترس و انقلاب و شورش بسر برند!و سرانجام حكومت اين اقليت با قيام اكثريت واژگون گردد.
    نمونه صدر اسلام ان حكومت كوتاه مدت عثمان عليه اللعنة بود!كه سرانجام به خاطر ريخت و پاش فراوان توسط شورش مردم كشته شد.
    تاريخ انقلاب اسلامي ايران نمونه ديگر اين تقدير و مشيت الاهي است!حوادث اخير منطقه نمونه بارز ديگر اين تقدير الاهي است.
    اينكه گفته مي شود تاريخ درس عبرت است و از سرگذشت گذشتگان عبرت بياموزيم! از آن جهت است كه تقديرات الاهي هنگام قطعيت و قضاء محال است نتيجه معكوس دهد!اگر اين تقدير هزار مرتبه ديگر هم تكرار شود باز اين سرنوشت هزار بار رقم خواهد خورد.
    از طرف ديگر تقدير خداوند درباره ملتي كه به فكر محرومان زحمتكش باشد,و يا كم كردن فاصله طبقاتي انان را از يك زندگي ابرومند! كه در خوريك انسان است برخوردار سازد! و حقوقي كه خداوند در اموال ثروتمندان از براي ترميم زندگي افتادگا قرار دادهاست, بپردازندو...
    اين است كه از ثباتو آرامش و ترقي و پيشرفت و تحرك و سازندگي برخوردار شوند,و اين دو تقديرآنچنان واضح و ملموس استكه احدي در آن ترديد ندارد.
    ان الله لايغيرما بقوم حتي يغير ما بانفسهم.

  19. صلوات ها 3


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417



    جوانی که زندگی خود را با امکانات زیاد,اعصاب آرام, فهم وهوش خوب آغاز کند؛ دو تقدیر و دو سرنوشت, که هر دو به حکم و قضای الاهی است در انتظار اوست, تا کدام یک از آن دو را انتخاب کند!
    هرگاه امکانات معنوی و مادی خود را در راه تحصیل علم و دانش یا یک فن و حرفه ایی به کار اندازد.یک عمر با سعادت و تندرستی بسر خواهد برد.
    ولی هرگاه از این سرمایه در راه میگساری رفیق بازی و الافی و وقت گذرانی که موجب تباهی عمر وزندگی است به کار برد! قطعا بعدا با بدنی رنجور باید با هزار بدبختی وذلت امورات زندگی خود را بگذراند...
    دو محصل و دانشجو! یکی پرتلاش و زحمت کش و دیگری تنبل وکم کار!لاجرم اولی از موقعیت اجتماعی و علمی خوب و دومی خیلی زور بزند یک کارمند ساده!!
    یک استادی داشتم می گفت من دو تا تکنسین می شناسم یکی دفتر دار یک شرکت است و دیگری مهندس ناظر
    اولی تمام وت خود را جون می کند با ماهی مثلا800هزار تومان؛ دیگری به ازای هر نظارتش چند میلیون میگیره!
    در این مثال ها هر دو تقدیر مربوط به خداست! ولی انسان در انتتخاب هریک آزاد است! و نتیجه ای که از انتخاب هریک دامنگیر او می شود به تقدیر و خواست خداست...
    ....
    ! ما انسانها اگر این قواعد را بشناسیم و از آنها تبعیت کنیم برنده خواهیم بود و اگر جاهل به قواعد باشیم یا دانسته نخواهیم آنها را رعایت کنیم! شکست ما حتمی و قطعی است!
    عده ایی به خاطر همین نکته حقیقت سرنوشت درباره وجود انسان را جز این نمی دانند که خداوند او را آفریده است و مقصود از تقدیر در افعال وکارهای وی این است که علاوه بر اینکه به او قدرت کار و عمل بخشیده, او را از کارهای زشت بازداشته و به کارهای نیک امر کرده است.
    سرنوشت به این معنا بر می گردد به تشریع احکام ,آموزه ها و معارف اسلامی!
    به بیان دیگر شناسایی قواعد مذکور جز از راه شناسایی این معارف وعمل به آنها میسر نخواهد شد!
    و نقش و حقیقت تعقلی که در بطن تعبد نهفته است, از اینجا به خوبی روشن می شود که چطور فردی عامی و بی سواد به لحاظ دانش روز! در زندگی خود همیشه شاد, موفق و پیروز می شود!
    تعبد به این آموزه ها و معارف و عمل به آن موجب سعادت وترقی انسان خواهد شد!
    امیر مونان درسوال از سرنوشت می گویند:
    هو الامر بالطاعة و النهی عن المعصیة و التمکین فی فعل الحسنة و ترک السیئة...کل ذلک قضاء الله فی افعالنا و قدره لاعمالنا.بحارج5 ص126.


  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود