صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا دينداري با زندگي شاد منافات دارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932

    آيا دينداري با زندگي شاد منافات دارد؟




    آیا دینداری با زندگی شاد منافات دارد؟بسیاری از مردم به خصوص
    جوانان چنین م یپندارند كه دینداری با زندگی شاد منافات دارد.كسانیكه دیندارترند از شادی كمتر در زندگی برخوردارند وكسانی كه به احكام و آموز ههای دین كمتر پایبندند در بهر هبرداری از لذ تها و شاد یهایزندگی آزادی بیشتری دارند... آیا این پندار صحیح است؟ و اساساً این پندار از كجا شكل گرفته است و منشأ آن چیست؟ریشه این پندار را میتوان در چند مورد خلاصه كرد:

    1. نوع برخورد و مواجهه برخی دینداران كه- برخلاف دستورات و آموز ههای اخلاقی اسلام- چهرهای عبوس و گرفته دارند و نیز با گلایه و نارضایتی با همه مسائل برخورد م یكنند. گویی هیچ شادی و نشاطی در وجود آنان یافت نم یشود!

    2. مراسم و برنامه هایی كه در جامعه ما در ایام سوگواری برای پیشوایان و بزرگان دین برگزار میشو د، نمود و گستره آن نسبت به مراسم شادی و سرور برای آن بزرگواران به مراتب بیشتر است. مثلاً برای عزاداری حضرت اباعبدا له الحسین)ع( معمولاً در ماه محرم و صفر مراسم و محافل برگزار میشود ولی به مناسبت میلاد مسعود آن حضرت تنها یك روز مراسم جشن و سرور برپا میشو د، آن هم محدود و مختصر!
    3.بالاتر از همه برخی توصیه ها است كه شادی را مذمت كرده و اندوه و غم را مورد ستایش قرار داده است. این موارد زمینه و منشأ این برداشت م یشود كه دینداری با زندگی شاد منافات دارد بنابراین برای داشتن زندگی شاد نمیتوان دیندار بود! معنی صحیح و درست دیندار ی، باور به آموز ه های اعتقادی دین و پایبندی به مقررات، احكام و ارز شهای دینی است البته منظور ما از دین، نه هرچه كه به عنوان دین شناخته میشو د، بلكه اسلام ناب و حقیقی است. هر فرد یا جامع های كه باور عمی قتر و جدیتری به مبانی اعتقادی اسلام داشته باشد و در عمل و رفتار هم چارچوب اسلامی را بیشتر و دقیقتر عمل كند، دیندارتر شمرده میشود.به هر حال به نظر میرسد دینداری- به معنی صحیح وجامع آن - منافاتی با زندگی شاد- به معنی درست و عمیق آن- نداشته باشد، ولی نگاه و تعریف ما از «زندگی شاد » هم باید روشن شود تا پاسخ این پرسش كامل گردد.
    زندگی شاد:
    شاد ی، همان حال خو ش، انبساط خاطر و احساس
    مثبت و خوبی است كه هر كدام از ما آن را تجربه كرده است. شنیدن خبری مسر ت بخش، به دست آوردن موفقیتی برجسته، قرار گرفتن در موقعیتی لذ ت بخش، مشاهده صحنه ای غرورآفرین، ... همه و همه موجب خوشحالی و شادی خاطر انسان میگردد. اما همه شاد یها به یك اندازه برای ما مهم و مطلوب نیست. دانشجویی كه برای به دست آوردن موفقیتی علمی در حال پژوهش و مطالعه است، به راحتی از بسیاری خوشیها و شاد یهای گذرا چشم م یپوشد تا به خوشحالی و شادی ناشی از آن موفقیت علمی دست یابد. كارگر یا كارمندی كه برای تأمین معاش خود و فراهم كردن زندگی راحت و شاد تلاش فشرده و خسته كنند های را انجام م یده د، در این راه از بسیاری از لذ تها و شاد یهای زودگذر چشم میپوشد و حتی سخت یها و رن جهایی را تحمل م یكند. پس از واقعیتی بدیهی است كه: «برای به دست آوردن لذ تهای بزرگتر و شاد یهای ماندگارتر، باید از لذ تها و خوشیهای كوچكتر و پست تر صرفنظر كرد » اگر اندكی روی همین قاعده تأمل و درنگ داشته باشیم، به راحتی در مییابیم كه انواع و اقسام شاد یها را باید طبقه بندی كرد و سپس برای زندگی شاد به تعریفی مناسب و صحیح دست یافت. اگر تعریف خود از «دینداری ،» «زندگی « ،» شادی و غم » را مورد بازكاوی و تامل قرار دهیم، خواهیم دید كه دینداری حقیقی و پایبندی به ارز شهای دینی، گرچه برخی شاد یهای مادی و طبیعی را محدود میكنند ولی در عو ض، لذ تها و شاد یهای ارزشمند و متعادلی را برای فرد و جامعه دیندار به ارمغان م یآورد. در براب ر، آنچه را كه انسان غافل از دین به عنوان «زندگی شاد » برای خود میپندار د، چیزی جز شاد یهای سطحی و مادی
    نیست كه علاوه بر محروم كردن دیگران از شاد ی، غالباً مستلزم هزینه های فراوا ن، پیامدهای تأسف بار و بالاتر از همه محروم شدن از لذ تها و خوش یهای ابدی و معنوی است. اگر زندگی جاودان و ابدی انسان را در نظر بگیریم، زندگی شاد جز در پرتو دینداری تحقق نخواهد یافت و اگر زندگی شاد دنیوی را هم جستجو كنیم، با دینداری میتوان به مصداق جامع متعادل و صحیحی از آن دست یافت. البته به شرط آنكه همه ابعاد دین را به درستی شناخته و بدان در عمل پایبند باشیم. ضمن اینكه برخی دریافت ها، رفتارها و عادات در بعضی از جوامع دینی از جهت عدم توجه به لذ تها و شادیهای مشرو ع، قابل نقد است و باید اصلاح گردد


    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط سادات نمایش پست ها
    آیا دینداری با زندگی شاد منافات دارد؟

    با سلام

    این تایپک ها تکمله مطالب سادات بزرگوار است




    ویرایش توسط طاها : ۱۳۹۰/۰۵/۰۸ در ساعت ۱۸:۰۳

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    723
    حضور
    6 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    2877



    چرا این توهم برای بعضی ها پیش می آید که زندگی شاد با دینداری تفاوت دارد؟
    ( در حالیکه آن "شادی" ایی که خارج از مدار و دایره دینداری باشد، "شادی" نیست بلکه "غفلت" است. "شادی" حقیقی ، در مدار "امنیت" حاصل می شود و "امنیت" در سایه "ایمان" به دست می آید. بنابراین حقیقت این است که "شادی"، در خارج از دایره دین اصلاً وجود ندارد. بلکه به غلط نام چیز دیگری را شادی گذاشته اند. همانطور که به غلط نام چیز دیگری را "عشق"، و باز به غلط نام چیز دیگری را "آزادی" گذاشته اند).

    مراسم حزن و اندوه دینی، مثل مراسم شهادت سید الشهداء ، با آن حزن و اندوهی که از نظر روانشناسی مذموم است و روح و روان انسان را گرفته و پژمرده می سازد و آدم را دچار یأس و ناامیدی می کند و انرژی و توان حرکت را از او می گیرد، تفاوت ماهوی دارد.
    اگر توجه کنیم می بینیم پس از شرکت در مجالس ابی عبدالله الحسین (ع) و احیاناً گریه و حزن، چقدر سبک و با نشاط و با روحیه عالی و سرشار از انرژی از آنجا بیرون می آئیم.

    بنابراین کاش کارشناسان محترم تفاوت ماهوی "حزن و اندوه متعالی (دینی)" را با "حزن و اندوه مادی" و آثار آنها را که نسبت به هم متضاد هستند، باز می کردند.

    به نظر می رسد این دو امر، "مشترک لفظی" باشند. مثل "شیر (خوردنی)" و "شیر (جنگل)". زیرا هیچگونه مشابهتی بین ماهیت و آثار آنها وجود ندارد.
    ویرایش توسط یاقوت احمر : ۱۳۹۰/۰۵/۰۹ در ساعت ۰۰:۱۰

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    468
    حضور
    1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1619



    تا خدا را معصیت میکنند...................... وتا باارزش ها وباورهای دینی ما ؛ مبارزه ومقابله میکنند...........
    وتا دغدغه مکتب ودرد دین وجود دارد.................... وتا حق برکرسی حاکمیت وآمریت قرار نگیرد ...........
    وتا او ظهور نکند ................
    ما شادی را می خواهیم چه کنیم
    ویرایش توسط یاس من : ۱۳۹۰/۰۵/۰۹ در ساعت ۰۰:۴۱
    خدایا,سحر خیز مدینه را برسان

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    231
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    1584



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاقوت احمر نمایش پست ها
    چرا این توهم برای بعضی ها پیش می آید که زندگی شاد با دینداری تفاوت دارد؟
    ( در حالیکه آن "شادی" ایی که خارج از مدار و دایره دینداری باشد، "شادی" نیست بلکه "غفلت" است. "شادی" حقیقی ، در مدار "امنیت" حاصل می شود و "امنیت" در سایه "ایمان" به دست می آید. بنابراین حقیقت این است که "شادی"، در خارج از دایره دین اصلاً وجود ندارد. بلکه به غلط نام چیز دیگری را شادی گذاشته اند. همانطور که به غلط نام چیز دیگری را "عشق"، و باز به غلط نام چیز دیگری را "آزادی" گذاشته اند).

    مراسم حزن و اندوه دینی، مثل مراسم شهادت سید الشهداء ، با آن حزن و اندوهی که از نظر روانشناسی مذموم است و روح و روان انسان را گرفته و پژمرده می سازد و آدم را دچار یأس و ناامیدی می کند و انرژی و توان حرکت را از او می گیرد، تفاوت ماهوی دارد.
    اگر توجه کنیم می بینیم پس از شرکت در مجالس ابی عبدالله الحسین (ع) و احیاناً گریه و حزن، چقدر سبک و با نشاط و با روحیه عالی و سرشار از انرژی از آنجا بیرون می آئیم.

    بنابراین کاش کارشناسان محترم تفاوت ماهوی "حزن و اندوه متعالی (دینی)" را با "حزن و اندوه مادی" و آثار آنها را که نسبت به هم متضاد هستند، باز می کردند.

    به نظر می رسد این دو امر، "مشترک لفظی" باشند. مثل "شیر (خوردنی)" و "شیر (جنگل)". زیرا هیچگونه مشابهتی بین ماهیت و آثار آنها وجود ندارد.
    احسنت و تبارک الله احسن الخالقین

    رَبَّـنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْـدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَـبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْــمَةً
    إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ



  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069




    حقیقت امر هم این است که شاد زیستن و سعدتمندی در غیر از دین داری جستجو کردن دیوانگی است.

    شاید مجالس طرب و شعف بسیار در خارج از دین داری وجود داشته باشد.
    ولی آیا این مجالس و این سورجرانیها توانسته غمهای بزرگی که در وجود انسان اورااذیت میکنند را بر طرف کنند و یا اینکه بدتر آنها باعث افزودن غمها گشته اند ؟

    دین مداران اولا بدلیل اعتقاد به یار و پشتیبانی که با آنها همیشه همراه است و آنها را میشناسد و از مادر به انها مهربانتر است هیچگاه احساس تنهائی و بی کسی نمیکنند.

    دوم اینکه بدلیل برخورداری طهارت نفس از سلامت و طراوت روح برخوردارند.

    سوم بواسطه سفارشات دین آنها از روابط خوب خانوادگی و فامیلی برخوردارند.آنها شادیشان را با دیگران تقسیم میکنند و غم را از دل دیگران بقصد قرب الی الله از بین میبرند
    و... هزاران پیوستگی بینشان وجود دارد.

    اما اینکه از این لذتها متنعم نمیشوند دلیلش این است که دین داری را بلد نیستند.

    و بلد نیستند از دینداری لذت ببرند. از خدا و راهنمائی بزرگانشان دورند.

    لذا عبوسند. و...


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    6
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    81



    سلام

    از دوستانی که در مورد شاد زیستن از دیدگاه قران و اسلام و زندگی شادی داشتن کتابی یا مقاله و منبعی اگر میشناسید معرفی بفرمایید تا ما هم استفاده کنیم.

    با تشکر

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط nima20-20 نمایش پست ها
    از دوستانی که در مورد شاد زیستن از دیدگاه قران و اسلام و زندگی شادی داشتن کتابی یا مقاله و منبعی اگر میشناسید معرفی بفرمایید تا ما هم استفاده کنیم.
    سلام

    منم خوشحال می شم کتابو معرفی کنید

    البته اگر سیره خود پیامبر(ص) باشه بهتره
    ویرایش توسط رستگاران : ۱۳۹۰/۰۷/۰۲ در ساعت ۱۰:۰۰
    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    162
    حضور
    3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    968



    زندگانی انسانهای بی دین بسیار آشفته و شکننده است در اینجا دلائل خود را ارائه می کنم و منظور از دین هم دین اسلام است
    انسانها خواسته ها و آرزوهائی دارند و انسان بی دین معنی زندگی را نمی داند و فکر می کند تنها زندگی دنیوی برقرار است و با مرگ نابود می شود بنابراین این انسان پوچ گرا و کاملا به دنیا وابسته می شود ، وابسته بودن به دنیا یعنی اینکه تا زمانی که دنیا برمیل آنها پیش می رود زندگی خوب است اما اگر مطابق میل آنها نبود دچار بیماری های روانی مثل افسردگی و ... می شوند اما گاهی برعکس هم می شود یعنی زندگی دنیوی کاملا راضی کننده است اما چون با مرگ همه چیز نابود می شود باز افسردگی سراغ آنها می آید و سعی می کنند که اصلا به مرگ فکر نکنند اما چون تکیه گاهی مثل خدا و توکل و ... وجود ندارد به موسیقی و موادمخدر و مشروبات .. پناه می برند و سعی می کنند کلا عقل خود را از کار بندازند تا دیگر به چیزی فکر نکنند و خوش باشند

    این تفکر به انسان مجوز ظلم به دیگران را می دهد چون آخرتی در پیش نیست و نتیجتا خصلتهائی مثل حرص و طمع با ایثار و فداکاری جایگزین می شود اما چون این کارها با فطرت آدمی ناسازگار است باز دچار آشفتگی می شوند گاهی آموزه های دروغین سعی می کند که وجدان انسان را از کار بندازد (برای مثال عیسی مسیح بخاطر بخشش گناهان بشر به صلیب کشیده شده و دیگر جای نگرانی نیست)

    نمی توانند در مقابل سختی ها دوام بیاورند و کار خیری انجام نمی دهند مگر به قصد ریا یا کسب احترام چون در غیر اینصورت معنی این کار می شود سعی بدون پاداش و به انسانهای لذت جو و بی بندوبار و خودخواه تبدیل می شوند چون فقط یکبار حق زندگی کردن را دارند و اگر لذت نبرند فکر می کنند که سرشان کلاه رفته اما از انجائیکه این کارها با فطرت آدمی ناسازگار است بیماری روانی آنها را شدت می بخشد

    برای همین این تعجب آور نخواهد بود که افرادی را می بینیم که پول زیادی را برای عوض کردن ظاهر خود خرج می کنند اما حاضر نیستند آن را در امورات خیریه صرف کنند این خودهواهی نتیجه این نوع تفکرات است
    برای دنیائی کار می کنند که در آخر می بایست آن را رها کنند و رها کردن علائق همان چیزی است که یک عمر از آن فرار می کردند

    پس می بینید که این شادی ها فقط در ظاهر است و باطنی دردناک و رنج آور در همین دنیا در انتظار اینهاست و عذابهای اخروی جای خود دارد
    اما چون در دیدگاه انسان موحد دنیا جایگاه انسان سازی و مقدمه ای برای زندگی جاوید است ، این انسان خصلتهائی مثل ایثار و فداکاری را داراست و تسلیم ناملایمات نمی شود و پناهنده مواد مخدر و .. نمی شود و کارنیکو را برای ریاکاری انجام نمی دهد خودتان مقایسه کنید ببینید این کجاست و آن یکی کجا
    ویرایش توسط بی رنگ : ۱۳۹۰/۰۷/۰۲ در ساعت ۲۰:۴۶
    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط mkk1369 نمایش پست ها
    منم خوشحال می شم کتابو معرفی کنید البته اگر سیره خود پیامبر(ص) باشه بهتره

    در مورد اینکه چگونه میتوان زندگی دینی شادی را داشت هیچ کتابی به اندازه خود قرآن جامع نیست.

    ببینید هر کتابی که در این رابطه نوشته شود در درجه اول این مباحث را باید در خود داشته باشد :

    1- چگونه نفسمان را طهارت کنیم
    2- چگونه با رفتار نیکو بر دیگران تاثیر نیکو بگذاریم تا آنها نیز به سلامت نفس معطوف شوند
    3- صله ارحام و نحوه صله ارحام
    4- ادای زکات نعمتها
    5- بخشش و عفو چیست و چگونه باید انجام شود.
    6- چگونه این اعمال را باید انجام داد که نتیجه اش خوب و مطلوب باشد.
    7- چه بکنیم که در زندگی حسرت زندگی دیگران را نخوریم و از آنچه که داریم لذت کافی و وافی را ببریم
    و...

    اینها تماما در قرآن وجود دارد و چقدر فصیح و روان و کامل توضیح داده شده.

    اما وقتی میگویم دین داری یادمان رفته به این خاطر است که ارزشمندترین کتاب دنیا را در خانه هایمان داریم و کمترین توجه را بدان میکنیم.

    کمتر کسی هست بین ما که تفسیر قرآن را دارد و مطالعه میکند.

    یک مسلمان شیعه علوی باید آنقدر با قرآن مانوس باشد که هر کدامشان به وحده تفسیر موضوعی ای را از قرآن برای خودش جمع آوری کرده باشد.

    یعنی حتی المقدور تفاسیر اهل تفسیر را بردارد و بنا بر هر موضوع آنرا یاد داشت کند و دسته بندی نماید.

    و باور کند و بپذیرد که این احکام 100 در 100 به نفع خودش است و نه به نفع کس دیگر و حتی منفعتی برای خدا دارد.

    این را باور نداریم. اگر کسی 1000 تومان جایزه بگیرد خوشحال آنرا به همه نشان میدهد در حالیکه ثروت بی پایانی که نامش فلاح ( سعادتمندی است ) در خانه اش روی تاقچه گم شده/

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود