صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا انيشتين شيعه شد؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    15 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    458

    آیا انيشتين شيعه شد؟!




    ادعا شده که آلبرت انیشتین پس از نامه نگاری با مرحوم آیة الله العظمی بروجردی مسلمان شده و به مذهب تشیع گرویده که مطالبش در پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی بروجردی(رحمةالله علیه) نقل شده.


    اما پس از مراجعه به سایت مذکور به این نکته رسیدم تمام نامه ها و مطالب انيشتين در اين سايت موجوده اما خبري از نامه هاي مورد ادعا در مود شيعه شدن انيشتين نبود !!!
    خودتون ببينيد به ما هم خبر بديد !!!!!!!!!!!!!!!!!!


    اين ادعا بيشتر در سايتهاي درجه دو و سه اومده و فقط ادعاست گويا!

    آیا این ادعا درسته؟

    آیا انیشتین شیعه شده؟
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۱/۱۲/۰۴ در ساعت ۱۶:۱۲ دلیل: گذاردن لینک سایت منبع خبر

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    ه گواه حضرات آیات عظام ، شیخ لطف الله صافی گلپایگانی و شیخ علی صافی گلپایگانی که از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بودند ؛ فیزیکدان و ریاضی دان بزرگ جهان، آلبرت انیشتین به دست آیت الله العظمی بروجردی به آئین تشیع گرویده و بنا بر دستور معظم له از بیان این مطلب تا اواخر عمر خود به دلیل حفظ جانش ، خودداری کرده است.

    در گوشه ای از این نامه به آیت الله بروجردی که توسط آلبرت انیشتین نوشته شده است آمده است :

    Herzliche Gru``&e von Einstein ( سرآغاز نامه )

    با صمیمانه ­ترین سلام­ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی 1 را پذرفته­ ام / که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) 2از سال 1954 3 است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم.

    متن زیر را بصورت کامل مطالعه بفرمایید. حقیقت امر برایتان روشن خواهد شد علاوه بر اینکه دو مرجع بزرگوار نیز بر این امر گواه بوده اند .

    آلبرت اینشتین در رساله­ ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­ دهد و آن را کامل­ ترین و معقول­ ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ ی اینشتین با آیت ­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده ­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

    اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­ البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­ شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­ شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می­کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گران بهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....

    همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می­کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل .) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی " را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می­داند: E=M.C2>>M=E:C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

    اینیشتین در این کتاب همواره از آیت ­الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...

    000/000/3 دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکت­های اتومبیل بنز و فورد و .. از یک عتیقه­ دار یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه ­ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. هم اکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی – توسط دکتر عیسی مهدوی (برادر دکتر ابراهیم مهدوی) و توأم با تحقیق و ارائه منابع مذکور در متن (توسط اینجانب) می­باشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است . اصل نسخه این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی – سپرده شده و نگهداری می­شود. توضیحات بیشتر و شماره ثبت آن را برای اطلاع خوانندگان در آغاز برگزیده این کتابچه ارائه خواهیم داد.

    گزيده­ ای از آخرین رساله اینشتین: (DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) ترجمه: دکتر عیسی مهدوی، تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری


    پیشگفتار:


    در اوائل سال 1382 شمسی (=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی ( تولد 1310 ش ) – مقیم لندن پس از سفری به آمریکا و آلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه­ داران شرکت اتومبیل سازی "فورد" در آمریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله گران­ قیمت بالاخره موفق شدند قرار داد خرید آن را از یک عتیقه­ دار یهودی را به امضاء برسانند. بهای این رساله که تماماً به خط خود انیشتین می­باشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده پرداخت گردید:

    1000000 دلار BENZ به افتخار این که اینشتین آلمانی بود.

    1000000 دلار FORD به افتخار این که در آمریکا میزیست و نیز به افتخار جان . اف. کندی . رئیس جمهور آمریکا ( مقتول 1963 م ) که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده آمریکا دانسته است حال آن که در 1954 م ( سال نگارش این اثر ) هنوز 7 سال به زمان انتخاب وی مانده بود! و این از پیشگویی­های اینشتین به شمار می­رود. نیز شاید سرنخ­ هایی از معمای حیرت­ انگیز ترور زنجیره ­ای خاندان کندی در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده او نیز قربانی شدند؟ و چرا ... ؟

    500000 دلار : CONCORDE به افتخار جناب لاوازیه – مقتول 1794 م در انقلاب / یا شورش / فرانسه – و نیز قانون بقای ماده او که در این رساله بارها یاد شده است.

    500000 دلار : TITANICبه یاد بود کشته شدگان حادثه اندوه بار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی (فوت 1955م) – کاشف پنیسیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله – بخش­ هایی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن می­شود.

    شخصیت­ های اصلی این رساله : آلبرت اینشتین (فوت مشکوک 1955 م) / الکساندر فلمینگ (فوت 1955م) آیت­ الله العظمی سید حسین بروجردی (فوت 1961میلادی) / نیلز بور (بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری می­کرد (فوت 1962م) / جان . اف . کندی ( مقتول 1963م) / علیرضا پهلوی ( مترجم و رابط ) (کشته شده بر اثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان «کا. گ. ب» شوروی در 1954م (= 1333 ش – سال نگارش این رساله) / حمیدرضا پهلوی (مترجم و رابط فوت 1371 ش = 1992م ) که نیلز بور او را به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود.

    سؤالی که اینجا مطرح می­شود این است که چرا سه تاریخ مرگ ( 1954 – 1955 و باز 1955م ) و نیز سه تاریخ مرگ (1961 – 1962 – 1963 م ) دقیقاً پشت سر هم واقع شده؟ و چرا نویسنده (اینشتین) با همکار اصلی او در این نگارش (الکساندر فلمینگ) هر دو در یک سال (1955 م ) مرده ­اند ؟ و چرا یکی از مترجمین و رابط­ ها ( ع ... پ ... ) در همان سال نگارش رساله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟ و باز چرا همین چند سال قبل دو فرزند مترجم و رابط دیگر (ح ... پ ... ) به نام ­های بهزاد و نازک در سن جوانی به طرز مشکوکی در خارج از ایران مسموم شده و مرده ­اند؟

    و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد "یک رولوشن (= انقلاب خطرناک مذهبی" اجازه تکثیر این اثر علمی – مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمی­دهد؟

    سرآغاز متن کتاب، اولین عبارت کتابچه اینشتین خطاب به آیت ­الله بروجردی این عبارت آلمانی است : Herzliche Gru``&e von Einstein = با صمیمانه­ ترین سلام­ ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی را پذرفته­ ام / که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس (مارس) از سال 1954 است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم.

    به یاد دارید که آشنایی من با شما از ماه آگوست4 سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود5 . خوب به یاد دارم که وقتی در 6 آوگوست 1945 آن مرد ناپاک پلید6 اکتشاف فیزیکی من را – که کشف نیروی نهفته در اتم بود – همچون صاعقه­ ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فرو ریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقت نام ه­ای بین المللی به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

    گر چه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره آن آشنایی با شما مرد بزرگ بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع­بندی این چهل نامه است / برای خوانندگان گرامی ( بعدی ) نیز می­نویسم همانگونه که آقای بروجردی – مقیم شهر قم / در ایران – می­دانند : من در آگوست 1939 7طی نامه­ ای به روزولت – رئیس جمهور وقت آمریکا – او را از پیشرفت آلمان نازی – که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود – در مسئله شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار و نابود کردن آنی برخی شهرها مطلع ساختم و اکیداً به او گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه جنایت امیز ... باید ابرقدرتی چون آمریکا – که به نظر من عاقل­ ترین و ... خونسردترین ابرقدرت­ های دنیای فعلی است – سریعاً گروهی را مأمور بررسی و تحقیق علمی – در شکافتن هسته اتم – بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته – یعنی آدولف هیتلر نژآدپرست خونخوار – آن (بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمی­ شود – حتماً متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار می­دهد. اما وقتی آمریکا ... آن را از قبل ساخته و اعلان نموده باشد یدگر امثال هیتلر دیوانه نمی­ توانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز – که آغاز دوره پاپی وی برا مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود – فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیداً قید نمود که : هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ – حتی با خود نازی­های آلمان – استفاده شود سپس من نامه­ ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان سید ابوالحسن (ابوالحسن اصفهانی – که مقیم نجف بودند – نوشتم / ایشان نیز در جواب گفتند که : از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانی­ ها بهراسند و دست به حمله اتمی به هیچ کشوری نزنند . ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن – به نحو ابتدایی – استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی باز تأکید می­کنم . تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه متعارف با آلمان نازی مقابله کرد"

    آری! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود . به حکم چنین بزرگ­ مردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روزولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم و این اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد / اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه دیگر 6افتاد و توصیه­ های من و روزولت را از یاد برده / دچار وسوسه شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در 6 اوگوست 1945 که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود – این بمب خطرزا را در هیروشیما فرو افکند !! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت و به زمین نرسیده در آسمان شهر منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد !! احساس می­کنم که هر گاه به یاد این حادثه می­ افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته می­شود و پیرتر می­شوم!! و من همان طور که در جنگ اول جهانی بین سال­ های 1914 – 1918 در صدد ارائه طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم / در این 6 سال سیاه جنگ دوم 1939 – 1918 نیز دائماً در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته اتم بسیار آسان­تر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت­ترین موجودات جهان است !! ... و در مقیاس­ های کوچک­تر نیز همواره ناکام بوده ­ام / هنگامی که ورزش­ های رزمی از جمله کاراته / جودو/ و کنگ فو و مانند این چیزها {...} از شرق وحشی بی­ تمدن و خرچنگ خوار – یعنی چین و ژاپن و کره – به وسیله اروپا و آمریکا آمد / من از جمله مخالفان این گونه ورزش ها بودم و تأکید می­کردم که چنین آداب و رسول وحشیانه­ ای خشونت را در جامعه رواج می­دهد ... ولی همه مانند دیوار گچی (!) به من نگاه کردند و هیچ نگفتند و چنان که خود حضرتعالی (= آقای بروجردی برای من در جواب نامه ((ایکس – 25)) مرقوم فرموده ­اید // در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان – غیر مجاز و ممنوع است !!// . آری ! سیاست فقط فکر لحظه ­های هیجان ­آور را در سر می­ آورد / حال آن که این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج و عواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می­ آورد!! و اکنون ای جناب ... بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم که در 1952 در پی مرگ (وایتسمن) – رئیس جمهور وقت اسرائیل هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را – که رسماً و علناً به من (اینشتین) پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده و مهاجر از وطن می­دانستند – بپذیرم؟ / خود در جواب نامه ((ایکس – 32)) فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی­پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است . پس شما خود را آلوده سیاست نکنید" لذا من (اینیشتن) نیز به بهانه اشتغالات علمی / این پیشنهاد را رد کردم.


    پي‌نوشت:


    1- Zwo"Iffach
    2 – Ma"rz
    3 – برابر با اواخر سال 1332 ش / یا اوائل سال 1333 ش
    4 – 5 – August تقریباً برابر با مرداد ماه 1325 شمسی
    6 – احتمالاً منظور وی : هاری ترومن (1945 – 1953) است
    7 – تقریباً برابر با مرداد

  5. صلوات ها 17


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    البرت اينشتين(فوت 1955 م) در رساله ي پاياني عمر خود با عنوان: "دي ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 يعني:"بيانيه" که در سال 1954 آن را در امريکا و به آلماني نوشته است - اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح ميدهد و آن را کاملترين ومعقولترين دين مي داند. اين رساله در حقيقت همان نامه نگاري محرمانه ي اينشتين با آيت الله العظمي بروجردي (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمين برگزيده شاه ايران محرمانه صورت پذيرفته است اينشتين در اين رساله "نظريه نسبيت" خود را با آياتي از قرآن کريم و احاديثي از (نهج البلاغه) وبيش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسي (که از عربي به انگليسي توسط حميد رضا پهلوي (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آيت الله بروجردي شرح مي شده) تطبيق داده و نوشته که هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نميشود وتنها اين مذهب شيعه است که احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده "نسبيت" را ارائه داده ولي اکثر دانشمندان نفهميده اند.
    از آنجمله حديثي است که علامه ي مجلسي در مورد معراج جسماني رسول اکرم(ص) نقل ميکند که: هنگام برخاستن از زمين دامن يا پاي مبارک پيامبر به ظرف آبي ميخورد و آن ظرف واژگون ميشود.اما پس از اينکه پيامبر اکرم(ص) از معراج جسماني باز ميگردند مشاهده ميکنند که پس از گذشت اين همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ريختن روي زمين است ...اينشتين اين حديث را از گرانبهاترين بيانات علمي پيشوايان شيعه در زمينه ي "نسبيت زمان" دانسته و شرح فيزيکي مفصلي بر آن مينويسد...همچنين اينشتين در اين رساله "معاد جسماني" را از راه فيزيکي اثبات ميکند(علاوه بر قانون سوم نيوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول رياضي معاد جسماني را عکس فرمول معروف "نسبيت ماده و انرژي" ميداند:
    E = M . C2 >> M = E : C2
    يعني اگر حتي بدن ما تبديل به انرژي شده باشد دوباره عينا" به ماده تبديل شده و زنده خواهد شد. او همچنين در همين رساله عقيده ي به "وحدت وجود" را از خرافات هاي شايع شده توسط ملا صدرا تلقي کرده و آن را از ديدگاه "فيزيک کلاسيک" و "فيزيک نسبيتي" به شدت مورد حمله قرار مي دهد ...بطور خلاصه: او ميگويد: هر موجودي داراي حيطه و مرز فيزيکي خاص خود است(حيز وجودي) که امکان ندارد با موجود يا وجود ديگري اتحاد يا وحدت داشته يا بيابد...در رابطه با "عقل" نيز با کمال شگفتي - انيشتين نظريه ي اخباريون شيعه را ( که عقل را نسبي ميدانند و در حريم شرع و دين آن را بکار نميبرند) صحيح دانسته و ميگويد: حق با اخباري هاي شما ست وهنوز زود است که مردم اين را بفهمند..
    در ادامه نيز فرمول رياضي خاصي براي "عقل نظري بشر" ارائه داده و "نسبيت" آن را اثبات ميکند... . اينشتين در اين کتاب همواره از آيت الله بروجردي با احترام و به لفظ"بروجردي بزرگ" ياد کرده و از شادروان پروفسور حسابي نيز بارها با لفظ" حسابي عزيز" ياد کرده است.

    متن نامه آخر انيشتين به آيت الله بروجردي:

    محضر شريف پيشواي جهان اسلام...جناب سيد حسين بروجردي...

    پس از 40 مکاتبه که با جنابعالي بعمل آوردم اکنون دين مبين اسلام و...آئين تشيع 12 امامي (*1*) را پذيرفته ام/ که اگر همه ي دنيا بخواهند من را از اين اعتقاد پاکيزه پشيمان سازند هرگز نخواهند توانست حتي من را اندکي دچار ترديد سازند! اکنون که مرض پيري مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس(= مارس)(*2*) از سال1954 (*3*) است که من مقيم امريکا و دور از وطن هستم.

    به ياد داريد که آشنائي من با شما از ماه اوگوست(= اوت)(*4*) سال 1946 يعني حدود 8 سال قبل بود(*5*).

    خوب به ياد دارم که وقتي در 6 اوگوست(اوت) 1945 آن مرد ناپاک پليد(*6*)اکتشاف فيزيکي من را - که کشف نيروي نهفته در اتم بود - همچون صاعقه اي آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بي دفاع هيروشيما فروريخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه اي بين المللي ... به امضاء و تصويب جهاني برسانم.

    گرچه در اين راه براي من توفيقي حاصل نشد ولي ثمره ي آن آشنائي با شما مرد بزرگ...بود که هم تا حدي من را از آن اندوه عظيم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهاني من شد. و چون اين آخرين يادداشت من در جمع بندي اين چهل نامه است/ براي خوانندگان گرامي(بعدي) نيز مينويسم: همانگونه که آقاي... بروجردي - مقيم شهر قم/ در ايران - ميدانند:

    من دراوگوست(اوت)1939(*7*) طي نامه اي به روزولت - رئيس جمهور وقت امريکا - او را از پيشرفت آلمان نازي - که در ابتداي جنگ جهاني دوم بود - در مسئله ي شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژي عظيم آن جهت کشتار... و نابود کردن آني برخي شهرها... مطلع ساختم و اکيدا" به او (روزولت) گفتم که براي بازداشتن آلمان نازي از اين نقشه ي جنايت آميز...بايد ابرقدرتي چون امريکا - که به نظر من عاقلترين و...خونسردترين ابرقدرتهاي دنياي فعلي است - سريعا" گروهي را مامور بررسي و تحقيق علمي- در شکافتن هسته ي اتم - بنمايد و به سرعت بايد بمب اتم را بسازد چون دير يا زود اين سگ از زنجير در رفته - يعني آدولف هيتلر ...نژادپرست خونخوار - آن(بمب اتم) را ساخته و چون ببيند از راه جنگ متعارف حريف تمامي دنيا نميشود - حتما" متوسل به آن شده و لااقل چندين شهر بزرگ را هدف بمب اتمي خود قرار ميدهد.اما وقتي امريکا...آن را از قبل ساخته واعلان نموده باشد ديگر امثال هيتلر ديوانه نميتوانند دنيا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پيوس دوازدهم نيز - که آغاز دوره ي پاپي وي براي مسيحيان کاتوليک جهان / از همان سال 1939 بود - فتوا به اين امر صادر کرد و فقط اکيدا" قيد نمود که:"هرگز نبايد از اين سلاح اتمي براي جنگ - حتي با خود نازيهاي آلمان - استفاده شود...". سپس (من) نامه اي به محضر شريف پيشواي اسلامي آن زمان...سيد ابو-ال- حسن (ابوالحسن) اصفهاني - که مقيم نجف بودند - نوشتم/ ايشان نيز در جواب گفتند که:"از باب ناچاري لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانها بهراسند و دست به حمله ي اتمي به هيچ کشوري نزنند. ولي استعمال اين سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلي ممنوع است و هرگز نبايد از آن - به نحو ابتدائي - استفاده شود حتي عليه خود آلمان نازي ...باز تاکيد ميکنم : تا آنجا که امکان دارد نبايد سلاح اتمي بکار گرفته شود و بايد با اسلحه ي متعارف با آلمان نازي مقابله کرد".




  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    ظاهراً مسلمان شدن البته بهتر بگویم شیعه شدن انیشتین به خیلی ها برخورده!!!!!!!!!
    بنده نیز فکر می کردم از تشرف انیشتین به اسلام فقط یهودی ها ناراحت شده اند!
    بخدا که در دو عالم اثر از فنا نباشد
    چو علی(علیه السلام) گرفته باشد سر چشمه بقا را


  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    با سلام
    متاسفانه این مطلب شیعه شدن انشتین آنقدر رسوا و دروغ است که وبسایت هایی که اندکی داعیه تفکر و دقت علمی دارند از ذکر آن ابا دارند. من در شگفتم که چگونه چنین مطلب سخیفی را در چنین وبسایتی می توان یافت.
    می گوییم شما را ارجاع می دهیم به تمامی وبسایت ها و زندگینامه های معتبری که درباره انشتین ایجاد شده اند یا نوشته شده اند. اگر توانستید حتی رد کوچکی از این جریان مضحک را در آنها به من نشان دهید شما درست می گویید. عزیز من مگر هر قصه و متلی را که در قهوه خانه برای سرگرم کردن افراد بیکاره سر هم کردند باید در چنین وبسایتی نقل کنید. من در شگفتم از مدیر محترم وبسایت که چرا مبادرت به حذف این مطلب نمی کنند.
    انشتین حتی به خدایی که شما معتقدید باور نداشت. خدای او خدایی غیر شخصی و برایند نیروها و قوانین حاکم بر جهان است که اصلا می توان آن را خدا هم ننامید. حال چگونه شد که انشتین با چنین طرز تلقی از خدا مسلمان می شود آن هم از نوع شیعه اش آن هم از نوع دوازده امامی اش؟!!!
    کسانی که این قصه ها را باور می کنند حتی یک بار هم از خود نمی پرسند اصل این رساله کذایی به زبان اصلی کجاست؟؟ در کدام زندگینامه و وبسایت معتبر انشتین به آن اشاره شده است.؟؟
    مطلب آنقدر سری بوده است!!! که فقط به دست مترجم افتاده است؟؟!!
    و لابد قرار است ما هم باور کنیم؟؟
    اشکالی ندارد من هم فردا مدعی می شوم آیت الله العظمی سید ابولحسن اصفهانی در اواخر عمر به اهل سنت گرایید ولی چون این مطلب بسیار مخفیانه بود که حتی نزدیکانش هم خبر دار نشدند لاجرم ما اکنون وی را از اهل سنت نمی شماریم بلکه وی را از مراجع تقلید شیعه قلمداد می کنیم. و این مرجع بزرگ در طی نامه نگاری که با یکی از علمای بزرگ اهل سنت داشته است و فقط من!!! متن نامه ها را در اختیار دارم متوجه این قضیه شده ام. و افزون بر این رساله ای نیز به عربی نوشته است که تمامی معتقدات خاصه ی شیعه را در آن رد کرده است!!!
    اگر مطلب چنین است که چه قصه ها می توان بافت.
    گمشده اصلی ما در عصر حاضر تفکر انتقادی است. همین
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    I do not believe in a personal God and I have never denied this but have expressed it clearly. If something is in me which can be called religious then it is the unbounded admiration for the structure of the world so far as our science can reveal it. (Albert Einstein, 1954)


    من به خدای شخصی اعتقادی ندارم و هیچگاه نیز این مطلب را انکار نکرده ام بلکه آن را به وضوح ابراز کرده ام. اگر در درون من چیزی باشد که بتوان آن را گرایشی مذهبی خواند آن همان تحسین و شگفتی بی حد و مرزی است که برای ساختار جهانی که تاکنون به یمن علم بر ما مکشوف شده است قائلم.




    I believe in Spinoza's God who reveals himself in the orderly harmony of what exists, not in a God who concerns himself with the fates and actions of human beings. (Albert Einstein)

    من به خدای اسپینوزا ایمان دارم که خود را به شکل هماهنگی نظامند موجودات نشان می دهد نه در خدایی که سرگرم سرنوشت و افعال آدمیان است.



    بقیه نقل قولها از انشتین را در وبسایت ذیل بخوانید. دو جمله فوق را نیز از همین وبسایت برداشت کرده ام و برای این کانون ترجمه کردم.


    موفق باشید


    http://www.spaceandmotion.com/albert...n-theology.htm

    ویرایش توسط زنده ی بیدار : ۱۳۸۸/۰۹/۰۸ در ساعت ۲۳:۲۶
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    علاقه
    معارف قرآن
    نوشته
    1,420
    حضور
    130 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    0
    گالری
    29
    صلوات
    23607



    نقل قول نوشته اصلی توسط زنده ی بیدار نمایش پست ها
    با سلام
    من در شگفتم از مدیر محترم وبسایت که چرا مبادرت به حذف این مطلب نمی کنند.
    كاربر گرامي !
    اين سايت محل گفتگوهاي ديني هستش و بنا نيست كه اگر كسي مطلبي يا موضوعي علمي را و يا حتي در قالب سوال مطرح كرد ما به او حمله كنيم و فورا انگ و بر چسب بي سوادي و غير علمي را به او بدهيم بهتر نبود كه شما مدارك متقن تر و مستند ادعاي كاربران عزيز را مطالبه مي كرديد و بعد مجددا بر سر آن ادعا ها و مطالب مباحثه ميكرديد .
    آن چه بد و زشت مي نماياند انگ و برچسب ديگران را متهم به بي سوادي كردن است .
    كسي آمده ادعايي در حوزه گفتگوي ديني كرده ما اگر قبول هم نداريم مدرك و شواهد قابل قبول از او طلب كنيم .
    در ضمن مطالبي كه از طرف كاربران عزيز مطرح مي شود به معناي تاييد از طرف سايت نيست و تشكر نيز بخاطر مشاركت در بحثها مي باشد .
    اگر خواستيد با كارشناسان ما در اين باره ميتوانيد گفتگو كنيد .


  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر سایت نمایش پست ها
    اين سايت محل گفتگوهاي ديني هستش و بنا نيست كه اگر كسي مطلبي يا موضوعي علمي را و يا حتي در قالب سوال مطرح كرد ما به او حمله كنيم و فورا انگ و بر چسب بي سوادي و غير علمي را به او بدهيم بهتر نبود كه شما مدارك متقن تر و مستند ادعاي كاربران عزيز را مطالبه مي كرديد و بعد مجددا بر سر آن ادعا ها و مطالب مباحثه ميكرديد .
    جالب اینجاست که من با دلایل مختلف در باب عدم ذکر امامت و نام امامان مطلب آوردم نهایت آن شد که یکی از کاربران گفت کسی که امامت را در بیانات پیامبر!!! نمی پذیرد حلال زاده نیست( شما را ارجاع می دهم به داستان لباس نوی امپراتور از هانس کریستین آندرسن) و شما اصلا سخن او را بد ندانستید و سانسور نکردید و آن را انگ ندانستید. دلایل همفکران خود را عین حقیقت و دلایل مرا چون با مبانی دینی و البته مذهبی تان ناساز یافتید شبهه!!! نامیدید. اشکالی ندارد.




    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید نمایش پست ها
    ... تنها می ماند«فخذوه» که آن هم آدم حلال زاده می خواهد.






    می گذرم
    دوست من این موضوعی علمی نیست. موضوع علمی دست کم منبع معتبر دارد. اگر سخنی به کسی نسبت می دهد نشانی دقیق می دهد. خواننده را به موهومات ارجاع نمی دهد.
    آیا واقعا در آن چه نوشتم هیچ نکته ی مثبتی ندیدید؟؟ سراسر منفی بود؟؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر سایت نمایش پست ها
    آن چه بد و زشت مي نماياند انگ و برچسب ديگران را متهم به بي سوادي كردن است .
    این مطلب دروغین درباره انشتین را بارها در سایت های مختلف دیده ام و از صاحبان سایت تقاضای منبع دقیق کرده ام. ولی خوب چون صاحبان این گونه سایت ها دقیقا نمی دانند منبع دقیق یعنی چه و برای بالا بردن شمار بازدیدکنندگان از این قبیل مطالب درج می کنند نمی توان بیش از این از آنان انتظار داشت. ولی در این مکان که کارشناس امور دینی دارد بعید است چنین ساده پذیر باشند. از خودتان نپرسیدید که آخر منبع اصلی این نامه و رساله کجاست؟ کدام مرجع معتبر این رساله را تایید کرده است؟ من از کجا باید باور کنم چنین نامه نگاری واقعا وجود داشته است؟
    آنقدر مطالب مبهم در این گزارش کذب وجود دارد که باور کردنش را امری مضحک می سازد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر سایت نمایش پست ها
    كسي آمده ادعايي در حوزه گفتگوي ديني كرده ما اگر قبول هم نداريم مدرك و شواهد قابل قبول از او طلب كنيم .
    بسیار خوب. شما آنقدر خونتان به جوش آمده است که این چنین به مطلب من پاسخ بدهید و آن قدر وقت داشته اید که این پاسخ را درج کنید ولی چه شد که از این کاربر تقاضای منبع موثق را نکردید؟؟ کجاست طلب مدرک کردن شما از آن کاربر؟ به من نشان بدهید.

    شما را به انصاف و دقت در آن چه می گویم حواله می کنم.
    ویرایش توسط زنده ی بیدار : ۱۳۸۸/۰۹/۰۹ در ساعت ۲۰:۱۶
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    590
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2890



    بسمه تعالی
    با سلام به شما دوست عزیز ،اولا که کتب تاریخی در باره زندگی البرت انشتین گواهی میدهدکه او چه دین ومذهبی داشته دیگراحتیاجی به دست وپا زدن نیست ثانیاشما چه چیزی را می خواهید ثابت کنید .علم به این مطلب چه گرهی را باز می کند که ندانستن آن نمی کند ؟ثالثا در بحث علمی اگر باشد مناسب است رعایت ادب واحترام بشود و نظر مخالف را منطقی رد کنیم ونه با متهم نمودن ..

    ویرایش توسط زمزم : ۱۳۸۸/۰۹/۰۹ در ساعت ۲۲:۱۱
    این بقیةالله التّی لا تخلوا من العترة الهادیة!!

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    انیشتن




    با درود به زنده بیدار و گمنام . جناب بیدار ،به عرض می رسانم که این مساله امری محال نیست چراکه در آن زمانه ارتباط و شهرت آقای بروجردی بسیار زیاد بوده است به نحوی که عالم مشهور مصری و رئیس الازهر هم با ایشان مکاتبه می کرد و در نهایت تاثیرت شگرفی از این مکاتبه ها ،در بین اهل سنت مصر باقی ماند و کرسی تدریس فقه امامی در الازهر اجازه تاسیس یافت . در ادامه می توان به رابطه علمی علامه طباطبایی و فیلسوف غربی هانری کربن اشاره کرد که بارها به قم سفر کرد و در محضر علامه طباطبایی پرسش های خود را مطرح کرد .منظور بنده از تعریف دو جریان این بود که بگویم توجه غرب به مرجعیت و علمای شیعه در دوران گذشته ،توجهی بی اغماض بوده و می توان به خوبی آنرا ملاحظه کرد . از این باب می توان با اندکی درنگ به تشیع انیشتن نگریست . اینکه می فرمایید او طبق آنچه شما از سخنانش ترجمه فرموده اید به خدا اعتقادنداشته است ،پرسشی را مطرح می کند و آن : از کجا مطمئن هستید که انیشتن این سخن را در پایان عمرش گفته است ؟آیا سندی در دست دارید که این آخرین اعتقاد انیشتن در طول زندگی اش باشد ؟ . چرا که انسانها معمولا بارها در طول عمرشان تغییر عقیده می دهند . برای نمونه ،تقی زاده از روشن فکران غربی که برای اجرای فرهنگ غربی در ایران سرو دست می شکاند در پایان عمر ،ایده اش این شد که غربگرایی برای ایران مفید نیست .

  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود