صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تعریف زمان از نظر دینی چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    وب
    نوشته
    59
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    1
    گالری
    1
    صلوات
    179

    تعریف زمان از نظر دینی چیست؟




    آیا می شود دردین از تعریف زمان صحبت کرد. منظورم واحد اندازه گیری زمان نیست. خود مفهوم زمان است
    آیا زمان وجود مستقلی دارد. ایا وابسته به چیزی است. که آن چیز در زمان تاثیر می گذارد مثلا باعث کند شدن یا تند شدن زمان می شود. آیا زمان مبدا مطلق دارد؟ یعنی زمانی بوده که از آن لحظه زمان شروع شده است (صفر مطلق زمان کجاست؟) و اگر بوده آن موقع کی بوده است؟



    ویرایش توسط alamuti : ۱۳۹۰/۰۵/۰۴ در ساعت ۰۴:۱۱

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    با سلام

    تبریک به این تحقیق ، البته که ماهیت زمان شگفت است وازآن عجیبتر افزایش و کاهش مدت آن ؛ آیا زمان همین گذران شب و روز است ماهیت زمان چیست ؟

    آیا مطلق است یا نسبی که سخن گفتن ونوشتن روی کاغذ راحت است ولی باور و هضم این که زمان : نسبی: است مغز را منفجر میکند . برداشت شخصی اینجانب که از تلفیق نظریه حرکت جوهری ملا صدرا رضوان الله علیه و نسبیت انیشتن بدست می آید اینست که:
    معانی اندر حرف ناید که بحر بیکران در ظرف ناید
    زمان نسبی است یعنی ممکن است در یک وقت برای بعضی 1 ساعت و برای بعضی دیگر2 یا نیم ساعت بگذرد واین بسیار عجیب و غریب است ودرک آن مشکل.
    برای تقریب به ذهن قضییه اصحاب کهف که در تورات و قران آ مده ذکر میگردد که برای یاران غار 2 یا 3 ساعت اما برای مردم شهر 309 سال(در تورات 300سال که بگفته علی (ع) سال یهود بیشتر از سال عرب است که 9 سال کم میشود)
    و در کتاب روح مجرد از علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی خواندم که داستانهای عجیبی در این مورد ذکر نمو ده است که خواندن ان به تشنگان حقیقت سفارش میشود.وبنظر اینجانب حضرت حجت علیه السلام را از این جهت صاحب الزمان گفته اند که قدرت تصرف در زمان وکاهش یا افزایش آنرا دارند.


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    421
    حضور
    2 روز 8 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    به نام خدا
    سلام

    بنده احتمال وجود جریانی را بیان می کنم (یعنی خودم هم کاملا مطمئن نیستم)، قبول کردن یا قبول نکردنش با خواننده.
    شاید در زمان بریدگی هایی وجود داشته باشد. به این مفهوم که مثلا شما فردی را می بینید که در حال مرگ است. در این وضعیت ممکن است او در لحظه ای از زمان که برای بیننده چشم برهم زدنی است، ساعتها، سالها، قرنها یا ... با مسایلی به صورت مادی و معنوی درگیر باشد.
    مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7



    [سلام دوستان
    به نظر من زمان نه شگفت انگیز است و نه تعریف ان سخت بلکه تعریف ان بسیار ساده تر از ان است که فکر می کنیم
    زمان یعنی تغییر و حرکت به طور مثال بعد از یک رویداد مهم مانند تولد ازدواج یا مرگ ما ان رویداد را مبدا قرار میدهیم میگویم چهل روز بعد از فوت یا تصادف به این صورت که ان اتفاق سراغازی است موقت یا دایمی برای شمارش تغیراتی که بعدا اتفاق افتاده مانند طلوع وغروب افتاب یا روند پیر شدن یا گرمتر شدن زمین حال میزان چگونگی این مبدا ونحوه اندازه گیری ان بدست خود ماست در حالی که مبدا اساسی وبنیادین ان برای شمارش در دست ما نیست و ان نه تولد مسیح(ع) است نه هجرت پیامبر(ٌص) بلکه بوجود امدن اولین شی ماده نور یا هر چیزی است که سر نخ تشکیل دنیا بوده است نه کسی که دنیا را بوجود اورده چون خداوند واجب الوجود است واو همیشه بوده بنابرین تا زمانی که شی یا ماده ی بوجود نیامده زمانی در کار نیست چون قابل شمارش نیست و در نبود ان شی تاریکی است ودر تاریکی مطلق و بدون هیچ تغیر و حرکت یا اتفاقی زمان بی معنی است اما به محض بوجود امدن کوچکترین نور یا ماده ی زمان اغاز میشود و این تغیر مبدا زمان قرار میگیرد حال نحوه ی شمارش ان به روز باشد یا به سال و یا گردش سیاره ی نپتون به دور خورشید به جای گردش زمین به دور خورشید بنا براین زمان یعنی تغیر وحرکت

    کجای این شگفت انگیز است؟

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamuti نمایش پست ها
    آیا می شود دردین از تعریف زمان صحبت کرد. منظورم واحد اندازه گیری زمان نیست. خود مفهوم زمان است آیا زمان وجود مستقلی دارد. ایا وابسته به چیزی است. که آن چیز در زمان تاثیر می گذارد مثلا باعث کند شدن یا تند شدن زمان می شود. آیا زمان مبدا مطلق دارد؟ یعنی زمانی بوده که از آن لحظه زمان شروع شده است (صفر مطلق زمان کجاست؟) و اگر بوده آن موقع کی بوده است؟
    سلام
    1- منظور از وجود مستقل اگر استقلال تام است که در مورد هیچ چیزی جز ذات خدای متعال صحیح نیست اما اگر منظورتان استقلال نسبی از سایر موجودات است ظاهرا چنین چیزی را بتوان قبول کرد . به عبارتی هر امر مادی و معنوی دارای حقیقتی در عالم بالاست . قرآن می فرماید : ان من شی الا عندنا خزائنه (حجر 21)
    2- در میان اهل معرفت عنوانی است به نام طی الزمان که منظور از آن افزایش یا کشیدگی زمان است . در جریان حضرت عزیر که در قرآن آمده است نمونه ای از آن را می توان ملاحظه کرد . (بقره 259)
    3- ابتدای زمانی قابل تصور نیست مگر بصورت نسبی مثل ابتدائاتی که خود ما مبنا قرار می دهیم مثل هجرت پیامبر ص
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    کجای این شگفت انگیز است؟
    با سلام

    ما نگفتیم که زمان شگفت انگیز است بلکه انقباض وانبساط حقیقی آن عجیب است ، به کلمه حقیقی دقت کنید .

    در این زمینه به داستانی که علامه تهرانی در کتاب روح مجرد آورده رجوع کنید تا متعجب شوید .

    البته اینجانب نیز مواردی را سراغ دارم.


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7



    ما نگفتیم که زمان شگفت انگیز است بلکه انقباض وانبساط حقیقی آن عجیب است ، به کلمه حقیقی دقت کنید .
    میشود بگوید انقباظ و انبساط حقیقی یعنی چه؟


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    723
    حضور
    6 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    2877



    سلام.
    بحث زمان، بحث خیلی خوبی است....
    من همیشه به این موضوع فکر می کرده ام...
    الان هم از دید دیگری ، مطالعات شخصی ام به این مسأله مرتبط می شود....

    معمولاً گفته می شود اشیاء چهار بعد دارند، سه بعد مکان و یک بعد زمان...

    معمولاً این طور می اندیشیم که "زمان حرکت می کند". اما با توجه به نسبی بودن حرکت، آیا امکان دارد ما مثل کسی باشیم که در قطار متحرکی است و فکر می کند خودش ثابت است و محیط بیرون در حال حرکت است در حالیکه قضیه عکس این است؟

    چطور است فکر کنیم "زمان" یک شیء ثابت است و این "اشیاء" هستند که در یک "مسیری" در حال حرکت هستند؟ در این صورت می توان فرض کرد که "سرعت حرکت اشیاء" در این مسیر ، یکسان نباشد. و بر این اساس، "انبساط و انقباض زمان" به راحتی قابل تصور است. زیرا اشیاء مختلف السرعة، خودشان را ثابت می پندارند و سرعتهای مختلف خود را به زمان نسبت می دهند.

    ولی اگر فکر کنیم "زمان" حرکت می کند و اشیاء ثابت هستند، در این صورت چون متحرک، "یک چیز واحد" است (و بقیه اشیاء هم ثابت اند) تصور اینکه شی متحرک نسبت به اشیاء ثابت دارای سرعتهای مختلفی باشد، تصور سختی خواهد بود.

    اگر این فرض (ثابت بودن زمان و حرکت اشیاء در یک مسیر خاص) را بپذیریم، باید جزء خواص ماده که عبارتند از" وزن داشتن ، فضا اشغال کردن و ..." ، خاصیت دیگری را هم اضافه کنیم: "حرکت در مسیری خاص".

    حال می توان روی این مسیر خاص (که البته ثابت فرض شده است) بحث کرد تا تصور بهتری از آن داشته باشیم.... این چه مسیر و بستر و برداری است که همه اشیاء ، بالذات در آن در حال حرکتند؟ ...
    ویرایش توسط یاقوت احمر : ۱۳۹۰/۰۵/۱۰ در ساعت ۲۱:۱۵

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    با سلام به دوستان گرامی
    به این لینک هم مراجعه بفرمائید نکات خوبی در رابطه با حقیقت زمان بدست می آورید:


    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۵/۱۰ در ساعت ۲۲:۰۵
    تعریف زمان از نظر دینی چیست؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7



    کد:
    این چه مسیر و بستر و برداری است که همه اشیاء ، بالذات در آن در حال حرکتند؟ 


    این قضیه حملی که (مسیر و بستر و بردار حرکت اشیاء توسط یک عامل واحد صورت گرفته و به جلو پیش میرود)
    دو نقض دارد.
    1_ از جمله شما این طور استنباط مییشود که حرکت اشیاء (به طور نهادی) غیر ارادی است. حال این سوال مطرح میشود که حرکت یعنی چه؟ لطفا به این مثال توجه کنید اگر یک سیب و یک گوی اهنی را روی دو میز و جداگانه در یک اتاق قرار داده وتمام در پنجره ها را نیز بسته و نور را خاموش کنیم تا از باد و عوامل بیرونی به دور باشد و انها را چهار روز رها کنیم بعد از چهار روز حتمی است که سیب تغیرات قابل رویتی را به خود دیده و حد اقل رنگش عوض شده در حالی که گوی اهنی تغیراتش کمتر است حال شرایط اتاق را عوض میکنیم در وپنجره را باز میکنیم بخاری را روشن میکنیم تا دمای اتاق به پنجاه درجه برسد بعد از چهار روز سیب فاسد شده و گوی بی تغیر یا کمتر تغیر این مثال این را نشان میدهد که حرکت اجسام حتما به فاعل واحدی نیاز ندارد و خود جهان و تکامل طبیعی ان بر همدیگر اثر گذاشته و متحول و به حرکت خود ادامه میدهد
    و ماهیت سیب تغیر بیشتراز نظر ما ولی اهن تغیر کمتر ماهیتا به عبارتی این حرف انتزاعی و شهودی که هر حرکتی محرکی بخواهد، در عالم واقعیت غلط از آب درآمده است. بطلان این سخن در دانش فیزیک از زمان نیوتون به اثبات رسیده؛ این گونه نیست که نفس حرکت به عامل و محرک نیازمند باشد؛ حرکت به عامل احتیاج ندارد، بلکه تغییر حرکت است که نیازمند عامل است. حالت عادی اجسام این است که در حرکت یکنواخت (یا سکون) باشند، نه الزاما در سکون؛ پس جسم می تواند همواره در حال حرکتی یکنواخت باشد، در حالی که هیچ عامل خارجی بر آن اثر نمی گذارد.

    نتیجتا یک مغالطه مستتر در این قضیه حرکت نمایان میشود و ان بدین صورت است:
    اگر چیزی باشد که محرک همه حرکات باشد، آنگاه مطمئنا هر حرکتی محرکی دارد. ولی از این که هر حرکتی محرکی دارد، نتیجه گرفته نمی شود که چیز واحد و یگانه ای هست که محرک همه حرکات باشد

    لطفا دوباره به این جمله تو حه کنید:
    حرکت به عامل احتیاج ندارد، بلکه تغییر حرکت است که نیازمند عامل است.

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۱۰/۱۶, ۱۱:۰۸ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود