نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: آیا مشرکین مکه بتها را الله می دانستند؟

رأی دهندگان
9. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • بله

    1 11.11%
  • نه

    8 88.89%
صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا مشرکین مکه بتها را الله می دانستند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3

    مطلب آیا مشرکین مکه بتها را الله می دانستند؟




    کسی مطلب دارد بنویسد ممنون
    ویرایش توسط شیعه راستین : ۱۳۹۰/۰۴/۳۰ در ساعت ۱۶:۲۴

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط شیعه راستین نمایش پست ها
    آیا مشرکین مکه بتها را الله می دانستند؟ کسی مطلب دارد بنویسد ممنون
    سلام
    مشرکین مکه بتها را الله نمی دانستند . آنها هم الله را به عنوان خدای خدایان و خالق قبول داشتند اما ربوبیت را برای او قائل نبودند آنها قائل بودند که خدایان دیگر در ربوبیت شریک خدا هستند بر همین اساس آنها را نیز پرستش می کردند اما اسلام با عقیده توحیدی به مبارزه با آنها برخاست و الله را تنها خدا و تنها رب معرفی کرد و تمام پرستش را مخصوص او دانست .
    والحمد لله

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    7
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    مشرکین مکه بتها را الله نمی دانستند . آنها هم الله را به عنوان خدای خدایان و خالق قبول داشتند اما ربوبیت را برای او قائل نبودند آنها قائل بودند که خدایان دیگر در ربوبیت شریک خدا هستند بر همین اساس آنها را نیز پرستش می کردند اما اسلام با عقیده توحیدی به مبارزه با آنها برخاست و الله را تنها خدا و تنها رب معرفی کرد و تمام پرستش را مخصوص او دانست .
    والحمد لله
    خدایان دیگر که شما میگوید را میشود نام برد؟
    اگر منظور شما ( لات و عزّى،منات ) است که آنها مشرکین می گفتن ما آنها را نمی پرستیم فقط شفاعتگران ما پیش الله است. و ما را به خدا نزدید میکند

    البته مشرکان به مردگان و فرشتگان و درختان هم متوسل می شدند.

    توسل بر چیزی یا کسی که شنوا نیست شرک است مثل بتها و مردگان و فرشتگان ودرختان و..................
    ویرایش توسط سرگذشت : ۱۳۹۰/۰۴/۳۰ در ساعت ۱۸:۰۳

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط سرگذشت نمایش پست ها
    خدایان دیگر که شما میگوید را میشود نام برد؟ اگر منظور شما ( لات و عزّى،منات ) است که آنها مشرکین می گفتن ما آنها را نمی پرستیم فقط شفاعتگران ما پیش الله است. و ما را به خدا نزدید میکند البته مشرکان به مردگان و فرشتگان و درختان هم متوسل می شدند.

    1- عقیده ای که ذکر کرده اید بخشی از عقاید مشرکین بوده است نه تمام آن لذا با ذکر این مطلب مطلب ما نفی نمی شود
    2- آیه ای که متضمن مطلب شماست آیه 3 سوره زمر است و این آیه در رد عقیده مشرکان در خصوص فرشتگان و همچنین عقیده مسیحیان است چون در آیه 4 بحث فرزند نداشتن خدا مطرح می شود آیه 4 این است :
    لو ارادالله ولدا لاصطفی مما یخلق ما یشاء
    البته اگر دقت نظری در فهم آیات باشد مشخص است که آن رد عقیده مشرکان در خصوص این موضوع است نه سایر موارد
    3- مشرکان می گفتند ما فرشتگان یا مسیح را عبادت می کنیم تا ما را به خدا نزدیک کنند در حالی که در بحث توسل صرف واسطه قرار دادن است نه عبادت . فرق این دو مساله بر انسان فهیم از زمین تا آسمان است .
    ضمن اینکه اصل توسل در قرآن ثابت است . آیات 97 و 98 سوره یوسف اصل توسل به اولیاء را مجاز شمرده بلکه در صدد تعلیم آن است .
    موفق در تامل

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۴/۳۰ در ساعت ۱۸:۱۲
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069




    سلام علیکم

    بحث مشرکین مکه که دیانت خود را منصوب به حضرت ابراهیم علیه السلام میدانستند
    و بخش اعظمی از همینها بواسطه تحریف صحف و احکام الهی منحرف شده بودند بشکلی که العیاذ بالله به خدا توهین میکردند به شکلهای مختلف ( که نمونه اش را در ذیل هست ) و نتیجتا به بتها متوسل میشدند و آنها را فرزندان خدا میدانستند و وسیله ارتباط خودشان با خدا را این بتها میدیدند
    در سوره نجم چنین آمده که :


    أَفَرَأَيتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى(النجم/19)
    به من خبر دهيد آيا بتهاي «لات» و «عزي»...
    وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى(النجم/20)
    و «منات» که سومين آنهاست (دختران خدا هستند)؟!
    أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنْثَى(النجم/21)
    آيا سهم شما پسر است و سهم او دختر؟! (در حالي که بزعم شما دختران کم ارزش‌ترند!)
    تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى(النجم/22)
    در اين صورت اين تقسيمي ناعادلانه است!
    إِنْ هِي إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ يتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى(النجم/23)
    اينها فقط نامهايي است که شما و پدرانتان بر آنها گذاشته‌ايد (نامهايي بي‌محتوا و اسمهايي بي مسما)، و هرگز خداوند دليل و حجتي بر آن نازل نکرده؛ آنان فقط از گمانهاي بي‌اساس و هواي نفس پيروي مي‌کنند در حالي که هدايت از سوي پروردگارشان براي آنها آمده است!

    بیان قرآن کریم این مطلب را توصیف میکند که دیانت آنها بر این طریق بوده که شان و منزلت خدایتعالی را نزد اهل دین پائین آورده بودند.

    بدین شکل که برای خدا بتهائی با نام دختر تعئین کرده بودند در حالیکه خودشان از آن اکراه داشتند و دخترانشان را زنده بگور میکردند.

    این توهین ها و تحقیرها باعث میشد که شان بتها نزد مردم بالا رود و بتها جانشین خدایتعالی شوند و نه تنها واسطه بین آنها و خدا.

    در این صورت آنها تنها بتها را در نظر داشتند و به بتها روی می آوردند که در قرآن کریم این دسته را با نام کافر از مشرکین جدا میکند.

    نقش بتها به اینجا ختم نمیشد.

    نام بت های آنها لات و عزی و منات و اذکاری که پای این بتها میگفتند بدون شک اسماء و اذکار شیاطین بود.

    و تاثیر شیاطین بر آنها باعث شده بود که در برابر خدا و پیامبرش چنین مقابله کنند.
    و در این مقابله یهود ( شیطان پرستان یهودی ) با آنها هم پیمان شوند.

    بنا بر صحف ابراهیم علیه السلام نام خدایتعالی الله برایشان ذکر شده بود و آنها بر اساس طریقت ابراهیمی خداوند را الله و خالق جهانیان میدانستند و همچنین قادر مطلق.

    ولی در عمل کار دیگری میکردند و به غیر خدا رو می آوردند.
    مثلا آنها به پرنده هائی با عنوان غرانیق بعنوان واسطه اعتقاد داشتند.

    و میگفتند این پرندگان ( که شبیه مرغابی اند ) پیام آنها را به خدا میرساند و واسطه بین آنها و خدایتعالی هستند. ( پرنده ؟!)

    و..

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    نقل قول نوشته اصلی توسط سرگذشت نمایش پست ها
    توسل بر چیزی یا کسی که شنوا نیست شرک است مثل بتها و مردگان و فرشتگان ودرختان و..................
    جناب سرگذشت گرامی
    توسل به بتها شرکت است
    توسل به درختان شرک است
    اما توسل به روح اولیای الهی که مقرب درگاه خداوند هستند عین توحید است
    خدای نکرده نمی خواهید بگویید که ام المومنین عایشه مشرک بوده است چون قضیه ای از ایشان نقل شده که حاکی از توسل ایشان به قبر پیامبر است
    در سنن دارمي و وفاء الوفاء سمهودي از اوس بن عبداللَّه روايت شده است که:
    «مردم مدينه دچار قحطي شديد شدند و به عايشه شکوه کردند. عايشه گفت: به سوي قبر پيامبر(ص) برويد و دريچه اي از آن به سوي آسمان باز کنيد تا ميان قبر و آسمان سقفي نباشد.
    راوي گويد: چنين کردند. پس از آن، چنان باراني بر ما باريد که گياهان روييدند و شتران فربه شدند.»
    (سنن دارمي، ج 1، ص 44- 43 (باب ما اکرم الله نبیه بعد موته ) - وفاء الوفاء، ج 2، ص 549)
    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ در ساعت ۱۰:۲۹

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    جناب سرگذشت شما راحت قاطبه شیعه را مشرک می نامی ولی بعید می دانم جرئت داشته باشید و
    ابابکر راهم مشرک بدانبد مگر اینکه بگوید گزارش توسل ابابکر به پیامبر بعد از وفات پیامبر جعلی است اما این را هم نمی توانید بگوئید چون از صحیح بخاری نقل شده است .


    در کتاب صحیح بخاری
    كتاب الجنائز، باب الدخول على الميّت بعد الموت، و كتاب المغازى، باب مرض النبي صلىالله علیه وآله وسلم آمده است که پس از انتشار خبر فوت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در شهر مدينه و آگاهى ابوبكر از رحلت آن حضرت، از محلّ سكونتش سُنح حركت كرد و خودش را به منزل پيامبر رساند، وارد مسجد شد و با هيچ كس سخن نگفت، نزد دخترش عائشه رفت، بدن پيامبر را مشاهده كرد كه در بُردى پيچيده‏اند، كنار بدن رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نشست. پارچه را از صورت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كنار زد و خودش را روى بدن انداخت و بوسيد و گريه كرد و خطاب به آن حضرت گفت:
    بِأَبِي أَنْتَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ، لاَ يَجْمَعُ اللَّهُ عَلَيْكَ مَوْتَتَيْنِ، أَمَّا الْمَوْتَةُ الَّتِي كُتِبَتْ عَلَيْكَ فَقَدْ مُتَّهَا؛ اى پيامبر حق، خداوند دو مرتبه مردن را از تو برداشته و فقط مرگى را براى تو مقدّر فرموده بود كه سپرى شد.
    زينى دحلان، مفتى شهر مكّه در ادامه نقل اين حديث مى‏گويد:
    قال أبو بكر: طبت حيّا وميّتا، وانقطع بموتك ما لم ينقطع للأنبياء قبلك، فعظمت عن الصفة، وجللت عن البكاء، ولو أنّ موتك كان اختيارا لجدنا لموتك بالنفوس، اذكرنا يا محمّد! عند ربّك، ولنكن على بالك؛ ابوبكر گفت: اى رسول خدا، زندگى و مرگت پاك و طاهر و بابركت بود، با مرگ تو وحى الهى براى هميشه قطع شد، مقام و شأن تو برتر از توصيف است و اجازه گريه نمى‏دهد و اگر مرگ تو در اختيار ما بود، با جان‏هاى خود از مرگت جلوگيرى مى ‏كرديم. اى پيامبر خدا، در پيشگاه پروردگارت ما را ياد كن و فراموش نفرما.


    (الدرر السنيّة فى الردّ على الوهّابيّة، ص 34)



  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    اما نظر جناب خلیفه دوم
    درباره توسل
    يهقى در کتاب دلائل النبوة و برخی دیگر از علمای اهل سنت نقل کرده اند که:
    أصاب الناس قحط في زمن عمر رضي اللّه عنه، فجاء رجل إلى قبر النبي صلى اللّه عليه وسلّم، فقال: يا رسول اللّه! هلك الناس، استسق لأمّتك، فأتاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه وسلّم في المنام، فقال: إئت عمر فاقرأه منّي السلام، وأخبره أنّهم مسقون، وقل له: عليك الكيس.
    قال: فأتى الرجل عمر فأخبره، فبكى عمر رضي اللّه عنه، وقال: يا ربّ ما آلوا إلاّ ما عجزت عنه
    ؛ در زمان عمر، مردم دچار قحطى
    و خشكسالى شدند، مردى كنار قبر پيامبر [ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ] آمد و گفت: اى رسول خدا مردم نابود شدند، از خداوند براى امّتت طلب باران كن. رسول خدا [ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ] در عالم خواب به آن مرد فرمود: نزد عمر برو و از جانب من به او سلام برسان و بگو: بزودى باران خواهد آمد و سيراب خواهيد شد و بگو: كيسه سخاوت را گسترده ساز.
    آن مرد ماجراى خوابش را براى عمر نقل كرد، قطرات اشك از چشمان عمر جارى شد و گفت: خداوندا، كوشش و جديّت كردم، ولى هميشه ناتوان و عاجز بودم. (
    دلائل النبوّة بيهقى، ج 7، ص 47، باب ما جاء في رؤية النبى [ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م ] فى المنام، المصنّف ابن ابى شيبه، ج 7، ص 482 تاريخ دمشق، ج 44، ص 346 و ج 56، ص 489، الاستيعاب، ج 3، ص 1149، تاريخ الإسلام، ج 3، ص 273، البدايه والنهايه، ج 7، ص 105، وقايع سال 18، الإصابه، ج 6، ص 216؛ فتح البارى، ج 2، ص 412، باب سؤال الناس الإمام الاستسقاء، إذا قحطوا و كنز العمال، ج 8، ص 431)
    ابن حجر مى‏نويسد:
    «وروى ابن أبي شيبة بإسناد صحيح»؛ ابن ابى شيبه اين روايت را با سند صحيح نقل كرده است ... مردى كه خواب ديده بود بلال بن حارث از اصحاب رسول اكرم بود. (فتح البارى، ج 2، ص 412، باب سؤال الناس الإمام الاستسقاء إذا قَحَطُوا)

    ابن كثير نيز می گوید: «وهذا إسناد صحيح»؛ اسناد اين روايت صحيح است./البدايه و النهايه، ج 7، ص 105 در وقايع سال 18 احمد زينى دحلان مفتى شهر مكّه مى‏نويسد: بيهقى و ابن ابو شيبه به سند صحيح نقل كرده‏اند: در زمان خلافت عمر، بر اثر خشكسالى مردم دچار قحطى شدند، شخصى به نام بلال بن حارث از اصحاب پيامبر [ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ] كنار قبر آن حضرت آمد و خطاب به قبر گفت: اى رسول خدا [ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ] امّتت نابود شدند، براى آنان از خدا باران طلب كن. رسول خدا [ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ]
    را در خواب ديد، فرمود: به مردم بگو باران خواهد آمد. (الدرر السنيّة: ج 1، ص 9)

    از این روایت به خوبی روشن می شود که برخی از اصحاب رسول خدا بعد از وفات آن حضرت در کنار قبرش به وی متوسل می شده اند و از آنان برای رفع مشکلاتشان از او کمک می خواسته اند و بسیاری از بزرگان اهل سنت نیز این روایت را ذکر کرده اند و هیچ کس هم نگفته است که بلال بن حارث به خاطر این عملش مشرک شده است.

    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ در ساعت ۱۰:۵۹

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    اما سیره عملی ائمه چهار گانه اهل سنت درباره توسل به مردگان

    خطيب بغدادى از علماى بزرگ اهل سنّت از على بن ميمون نقل مى‏كند كه از شافعى پيشواى شافعى‏ها شنيدم كه مى‏گفت:
    " إنّي لأتبرّك بأبي حنيفة وأجيء إلى قبره في كلّ يوم يعني زائرا، فإذا عرضت لي حاجة صلّيت ركعتين وجئت إلى قبره وسألت اللّه تعالى الحاجة عنده فما تبعد عنّي حتّى تقضي "
    هر روز به زيارت قبر ابوحنيفه مى‏روم و به قبر او تبرّك مى‏جويم و هرگاه برايم حاجتى پيش آيد، دو ركعت نماز خوانده و در كنار قبر او دعا مى‏كنم و در فاصله كوتاه حاجتم برآورده مى‏شود. (تاريخ بغداد، ج 1، ص 135؛ و خوارزمى در مناقب ابى حنيفه، ج 2، ص 199 وابن جوزى در منتظم،ج 16، ص 100)
    در چند کتاب معتبر اهل سنت نظیر تاریخ بغداد و خلاصة الكلام و مناقب ابي حنيفه آمده است که امام احمد بن حنبل به امام شافعی توسل می جست که پسرش از کار پدر تعجب می کرد.
    پدرش به وی گفت:شافعی مثل خورشید برای مردم و مثل سلامتی برای بدن است و وقتی که شافعی دید اهل مغرب به امام مالک توسل می جویند عملشان را قبیح نشمرد خود شافعی می گوید:من به قبر ابی حنیفه تبرک می جویم و هر روز کنار قبرش می آیم و وقتی که حاجتی بر من عارض شد دو رکعت نماز می خوانم و نزد قبرش می روم و از خداوند حاجتم را کنار قبر ابی حنیفه مسالت می کنم.
    (خلاصه الکلام ص ۲۵۲ - تاریخ بغداد ج ۱ ص ۱۲۳ - مناقب ابی حنیفه ج۲ ص ۱۹۹)

    دوست عزیز ! از این نمونه در تاریخ اسلام بسیار است که اگر بنا باشد مشرک باشند تمامی امت اسلام بجز ابن تیمیه ومحمد بن عبداللوهاب مشرکند
    ای کاش لطف بفرمایید ودر راره وهابی ها مطالعه کنیدآنگاه متوجه می شودید اینه زائیده استعمار انگلیس هستند سلف صالح ،


    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۰/۰۷/۱۱ در ساعت ۱۱:۱۱

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8533



    (وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ).(!!!اسرا)
    و چنين خدايى با چنان صفات از هر چه فكر كنى برتر و بالاتر است" بنا بر اين او را بزرگ دار و به عظمت بى‏انتهايش آشنا شو" (وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً).
    نكته‏ها:
    1- تناسب صفات سه‏گانه-
    در آيه فوق به سه قسمت از صفات خدا اشاره شده كه با توجه به فرمان ذيل آيه به چهار صفت تكميل مى‏شود:
    نخست نفى فرزند است، چرا كه داشتن فرزند هم دليل بر نياز، و هم جسمانى بودن، و هم شبيه و نظير داشتن است، و خداوند نه جسم است و نه نياز دارد و نه شبيه و نظير!.
    و دومى نفى شريك است چرا كه وجود شريك دليل بر محدوديت قدرت و حكومت، و يا عجز و ناتوانى، و يا وجود شبيه و نظير است، و مى‏دانيم خدا از همه اين صفات پاك است، قدرتش همچون حكومتش نامحدود و هيچ شبيهى براى او نيست.
    و سومى نفى ولى و حامى در برابر مشكلات و شكستها است، كه نفى اين صفت
    نيز از خداوند بزرگ و بى نهايت بديهى است.
    و به تعبير ديگر اين آيه هر گونه كمك‏كار و شبيه را از خداوند نفى مى‏كند، چه آن كس كه پائين‏تر باشد (همچون فرزند) و آن كس كه همسان باشد (همچون شريك) و آن كس كه برتر باشد (همچون ولى).
    مرحوم" طبرسى" در" مجمع البيان" از بعضى از مفسران كه نامشان را صريحا ذكر نكرده چنين نقل مى‏كند كه اين آيه ناظر به نفى اعتقاد انحرافى سه گروه است: نخست مسيحيان و يهود كه براى خدا فرزند قائل بودند، و ديگر مشركان عرب كه براى او شريكى مى‏پنداشتند، و لذا در مراسم صبح مى‏گفتند:
    لبيك لا شريك لك، الا شريكا هو لك! و ديگر ستاره‏پرستان و مجوس، چرا كه
    آنها براى خدا ولى و حامى قائل بودند


  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود