جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: موافقان متعه - ابن عباس

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    55
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    175

    مطلب موافقان متعه - ابن عباس




    نویسنده: مقداد علوی
    بسم الله الرحمن الرحیم

    موافقان متعه : ابن عباس

    متعه یکی از مسائل اختلافی میان شیعه و مخالفان شیعه ( اعم از اهل سنت و وهابیت ) می باشد .
    در باب رد نمودن شبهات اهل سنت و وهابیت ، علمای شیعه همواره با ادله قرآنی و روایی اهل سنت ، مخالفان را منکوب نموده اند .
    یکی از ادله شیعه در رد تحریم متعه ، باقی ماندن ابن عباس بر تحلیل متعه می باشد .
    اهل سنت و وهابیت مدعی هستند که ابن عباس از نظریه حلیّت متعه رجوع نموده است ولی این سخن آنان در حالی است که منابع فراوانی از آنان به صراحت مدعی هستند که ابن عباس هرگز از نظرش در مورد متعه ( یعنی حلیّت آن و مخالفت با تحریم عمر بن خطاب ) هرگز رجوع نکرده است .
    در این مقاله ، به برخی از منابع مخالفان در مورد عدم رجوع ابن عباس از حلیّت متعه اشاره خواهیم نمود .

    ***
    مرغینانی ، فقیه حنفی در " البدایه " و ابن الهمام ، فقیه و دانشمند حنفی در کتاب " فتح القدیر " که شرح کتاب " الهدایه " می باشد چنین می گویند :
    " وَفِي صَحِيحِ مُسْلِمٍ «أَنَّ عَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ يُلَيِّنُ فِي مُتْعَةِ النِّسَاءِ فَقَالَ : مَهْلًا يَا ابْنَ عَبَّاسٍ, فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَهَى عَنْهَا يَوْمَ خَيْبَرَ, وَعَنْ لُحُومِ الْحُمُرِ الْإِنْسِيَّةِ» .
    وَهَذَا لَيْسَ صَرِيحًا فِي رُجُوعِهِ بَلْ فِي قَوْلِ عَلِيٍّ لَهُ ذَلِكَ
    وَيَدُلُّ عَلَى أَنَّهُ لَمْ يَرْجِعْ حِينَ قَالَ لَهُ عَلِيٌّ ذَلِكَ مَا فِي صَحِيحِ مُسْلِمٍ عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَيْرِ " أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الزُّبَيْرِ قَامَ بِمَكَّةَ فَقَالَ: إنَّ نَاسًا أَعْمَى اللَّهُ قُلُوبَهُمْ كَمَا أَعْمَى أَبْصَارَهُمْ يُفْتُونَ بِالْمُتْعَةِ يُعَرِّضُ بِرَجُلٍ فَنَادَاهُ فَقَالَ: إنَّك لَجِلْفٌ جَافٌّ, فَلَعَمْرِي لَقَدْ كَانَتْ الْمُتْعَةُ تُفْعَلُ فِي عَهْدِ إمَامِ الْمُتَّقِينَ, يُرِيدُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ, فَقَالَ لَهُ ابْنُ الزُّبَيْرِ: فَجَرِّبْ نَفْسَك, فَوَاَللَّهِ لَئِنْ فَعَلْتَهَا لَأَرْجُمَنَّكَ بِأَحْجَارِكِ " الْحَدِيثُ,
    وَرَوَاهُ النَّسَائِيُّ أَيْضًا, وَلَا تَرَدُّدَ فِي أَنَّ ابْنَ عَبَّاسٍ هُوَ الرَّجُلُ الْمُعَرَّضُ بِهِ وَكَانَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَدْ كَفَّ بَصَرَهُ, فَلِذَا قَالَ ابْنُ الزُّبَيْرِ كَمَا أَعْمَى أَبْصَارَهُمْ, وَهَذَا إنَّمَا كَانَ فِي خِلَافَةِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَيْرِ وَذَلِكَ بَعْدَ وَفَاةِ عَلِيٍّ, فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ مُسْتَمِرُّ الْقَوْلِ عَلَى جَوَازِهَا وَلَمْ يَرْجِعْ إلَى قَوْلِ عَلِيٍّ "
    این دو دانشمند اهل سنت به صراحت می گویند که روایت صحیح مسلم دلیل بر آن است که وی رجوع از حلیّت متعه نداشته است .....
    سپس بعد از بیان روایتی دیگر از صحیح مسلم و نسایی می گویند : ثابت شده است که ابن عباس در قول حلیّت متعه استمرار داشته و هرگز به عقیده علی علیه السلام ( یعنی تحریم متعه – البته به زعم اهل سنت ) بر نگشته است .
    البدایه – المرغینانی – ج 3 ص 199
    فتح القدیر – ابن الهمام – ج 3 ص 248 - 249


    ***
    فخر الدین ابو محمد عثمان بن علی زیلعی حنفی در " تبیین الحقائق شرح کنز الدقائق " در شرح قول ( و بطل نکاح المتعه ) چنین می گوید :
    " وَقَالَ مَالِكٌ : هُوَ جَائِزٌ ؛ لِأَنَّهُ كَانَ مَشْرُوعًا فَيَبْقَى إلَى أَنْ يَظْهَرَ نَاسِخُهُ وَاشْتَهَرَ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ تَحْلِيلُهَا وَتَبِعَهُ عَلَى ذَلِكَ أَكْثَرُ أَصْحَابِهِ مِنْ أَهْلِ الْيَمَنِ وَمَكَّةَ وَكَانَ يُسْتَدَلُّ عَلَى ذَلِكَ بِقَوْلِهِ تَعَالَى { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ } وَعَنْ عَطَاءٍ أَنَّهُ قَالَ سَمِعْت جَابِرًا يَقُولُ تَمَتَّعْنَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِي بَكْرٍ وَنِصْفًا مِنْ خِلَافَةِ عُمَرَ ثُمَّ نَهَى النَّاسَ عَنْهُ وَهُوَ مَحْكِيٌّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ وَإِلَيْهِ ذَهَبَتْ الشِّيعَةُ "

    وی صراحت دارد که : مالک بن انس ، متعه را جایز می دانسته تا زمانی که ناسخ آن ظاهر شود . و از قول ابن عباس مشهور است که وی قائل به حلال بودن متعه بود و بر اساس همین عقیده وی بود که بیشتر فقهای اهل یمن و مکه نیز قائل به حلیّت متعه بودند
    تبیین الحقائق شرح کنز الدقائق – الزیلعی – ج 2 ص 115


    ***
    ابن رشد در کتاب " بدایة المجتهد و نهایة المقتصد " چنین می گوید :
    " وَأَكْثَرُ الصَّحَابَةِ وَجَمِيعُ فُقَهَاءِ الْأَمْصَارِ عَلَى تَحْرِيمِهَا . وَاشْتُهِرَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ تَحْلِيلُهَا ، وَتَبِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ عَلَى الْقَوْلِ بِهَا أَصْحَابُهُ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ وَأَهْلِ الْيَمَنِ ، وَرَوَوْا أَنَّ ابْنَ عَبَّاسٍ كَانَ يَحْتَجُّ لِذَلِكَ لِقَوْلِهِ تَعَالَى : ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ ) وَفِي حَرْفٍ عَنْهُ : إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ، وَرُوِيَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ : مَا كَانَتِ الْمُتْعَةُ إِلَّا رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ رَحِمَ بِهَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، وَلَوْلَا نَهْيُ عُمَرَ عَنْهَا مَا اضْطُرَّ إِلَى الزِّنَا إِلَّا شَقِيٌّ "

    وی چنین می گوید که : اکثر صحابه قائل به تحریم متعه بودند ( یعنی گروهی از صحابه هم قائل به حلیّت متعه بودند ) و قول مشهور از ابن عباس این است که وی قائل به حلیّت متعه بود و به تبع او نیز پیروان فقهی او در مکه و یمن نیز قائل به حلیّت متعه بودند .
    بدایة المجتهد و نهایة المقتصد - ابن رشد – ج 2 ص 47


    ***
    ابو محمد محمود بن احمد عینی در " رمز الحقائق شرح کنز الدقائق " چنین می گوید :
    " وَقَالَ مَالِكٌ : هُوَ جَائِزٌ ؛ لِأَنَّهُ كَانَ مَشْرُوعًا وَاشْتَهَرَ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ تَحْلِيلُهَا وَتَبِعَهُ عَلَى ذَلِكَ أَكْثَرُ أَصْحَابِهِ مِنْ أَهْلِ الْيَمَنِ وَمَكَّةَ وَكَانَ يُسْتَدَلُّ عَلَى ذَلِكَ بِقَوْلِهِ تَعَالَى { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ } وَإِلَيْهِ ذَهَبَتْ الشِّيعَةُ "

    مولف صراحت دارد که : مالک بن انس ، متعه را جایز می دانسته تا زمانی که ناسخ آن ظاهر شود . و از قول ابن عباس مشهور است که وی قائل به حلال بودن متعه بود و بر اساس همین عقیده وی بود که بیشتر فقهای اهل یمن و مکه نیز قائل به حلیّت متعه بودند .
    رمز الحقائق شرح کنز الدقائق – ابومحمد العینی – ج 1 ص 118

    نکته دیگر که در کلام وی معلوم است ( همانند سخن زیلعی ) ایشان اعتقاد به حلیّت متعه توسط ابن عباس را قرین و همپایه اعتقاد شیعه بر حلیّت متعه قرار داده است .
    پس این ادعا که ابن عباس قائل به حلیّت متعه در مواقع اضطرار بوده است نیز مردود است زیرا وقتی که اعتقاد ابن عباس و شیعه درمورد متعه یکی باشد و همگان می دانند که شیعه متعه را همه حال حلال می دانند ، پس این نسبت به ابن عباس مردود می شود .
    چرا که بر فرض قبول این شبهه ، قول (وَإِلَيْهِ ذَهَبَتْ الشِّيعَةُ ) راست نمی شود و الالتزام نوع من الاستخدام المستلزم للصرف عن مدلول الکلام فرع ثبوت التفیید بدلیل مقبول تام .


    ***
    تاج الدین سبکی در " طبقات الشافعیه الکبری " چنین می گوید :
    " وأنشد الأصحاب منهم ابن الصباغ فى الشامل وقد ذكروا ما شاع عن عبد الله ابن عباس رضى الله عنهما من تجويز نكاح المتعة أن شاعرا فى عصره قال :
    قالت وقد طفت سبعا حول كعبتها *** يا صاح هل لك فى فتوى ابن عباس
    تقول هل لك فى بيضاء بهكنة *** تكون مثواك حتى يصدر الناس "
    سبکی در ترجمه ( محمد بن الحسن بن ورید ) چنین می گوید : اصحاب ( یعنی علمای اهل سنت ) همانند ابن الصباغ در کتاب " الشامل " تجویز متعه از ابن عباس را نقل کرده اند تا جایی که شاعر در شان این فتوای ابن عباس نیز شعر گفته است .
    طبقات الشافعیة الکبری – تاج الدین سبکی – ج 3 ص 141


    ***
    زرقانی در " شرح الزرقانی علی موطاء " در توضیح کلام مازری چنین می گوید :
    " وتعقب قوله ( يخالف إلا الروافض ) بأنه ثبت الجواز عن جمع من الصحابة كجابر وابن مسعود وأبي سعيد ومعاوية وأسماء بنت أبي بكر و ابن عباس وعمرو بن الحويرث وسلمة وعن جماعة من التابعين ...واختلف هل رجع ابن عباس إلى التحريم أم لا قال ابن عبد البر أصحابه من أهل مكة واليمن يرونه حلالا "
    زرقانی چنین می گوید که : جواز حلیّت متعه از جمعی از صحابه همانند جابر بن عبدالله و ابن مسعود و ابی سعید و معاویه و اسماء دختر ابی بکر و ابن عباس و عمرو بن حریث و سلمه و گروهی از تابعین ثابت می باشد ... و در مورد اینکه ابن عباس از نظرش رجوع کرد یا خیر نیز اختلاف است . ابن عبدالبر می گوید که اصحاب ابن عباس و فقهای مکه و یمن ( به تبع ابن عباس ) متعه را حلال می دانستند .
    شرح الزرقانی علی موطاء – زرقانی – ج 3 ص 199


    ***
    شاه ولی الله دهلوی ( والد صاحب تحفه اثنی عشریه ) در " ازالة الخفاء " در مبحث اعلمیة عمر بن خطاب چنین می گوید :
    " و ابن عباس باكمال علم خود نزديك به پنجاه مسأله مخالف جميع مجتهدين شد، اخرج الدارمي عن ابراهيم قال خالف ابن عباس اهل القبلة في امرأةٍ وابوين قال: للام الثلث من جميع المال. و همچينن در مسأله ي عول ومسأله ي متعة الحج ومتعة النساء و بيع صرف و غيرها؛ چنانكه بر متتبعين فن حديث مخفي نيست "
    ازالة الخفاء عن خلافة الخلفاء – ولی الله دهلوی – ج 2 ص 83


    ***
    شیخ المفسرین ثعلبی در " الکشف و البیان " چنین می گوید :
    " قال الثعلبي : قلت ولم يرخص في نكاح المتعة إلاّ عمران بن الحصين وعبد الله بن عباس وبعض أصحابه وطائفة من أهل البيت "
    ثعلبی صراحت دارد که : کسی بر انجام متعه اجازه نداد مگر عمران بن حصین و عبدالله بن عباس و برخی از اصحاب وی و گروهی از اهل بیت .

    ثعلبی در مورد متعه چنین می گوید :
    " ثم اختُلف في الآية أمحكمة هي أم منسوخة ؟ فقال ابن عباس : هي محكمة ورخّص في المتعة "
    وی می گوید : در مورد آیه متعه اختلاف است که آیا این آیه محکمه می باشد یا منسوخه ؟ ابن عباس می گوید : آیه متعه محکمه می باشد و اجازه به متعه کردن می دهد .
    الکشف و البیان – ثعلبی – ج 3 ص 286 – 287
    اين مطلب را نيز قرطبي در تفسيرش ج 5 ص 133 از قول " ابوبکر طرسوسي " نقل کرده است .


    می گویم : کلام ثعلبی در مورد اهل بیت علیهم السلام ناقص است زیرا تمامی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ، به پیروی از قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، متعه را حلال می دانستند و آن را تا قیامت حلال می دانستند.


    ***
    محمد بن احمد الشربینی در " مغنی المحتاج الی معرفة الفاظ المنهاج " در مورد متعه چنین می گوید :
    " وَكَانَ ابْنُ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا يَذْهَبُ إلَى جَوَازِهَا ، وَرَوَى الْبَيْهَقِيُّ أَنَّهُ رَجَعَ عَنْهَا "
    شربینی می گوید : ابن عباس قائل به جواز متعه بوده است و بیهقی روایت کرده که وی از نظرش باز گشته است .
    مغنی المحتاج الی معرفة الفاظ المنهاج – محمد بن احمد الشربینی – ج 3 ص 142


    ***
    بیهقی در " معرفة السنن و الآثار " در مورد فتوای ابن عباس در مورد متعه نیز چنین گفته است :
    " قد علمنا أن ابن عباس يخالف عمر في نكاح المتعة ، وبيع الدينار بالدينارين ، وفي بيع أمهات الأولاد وغيره "
    بیهقی به صراحت می گوید : دانستیم که ابن عباس در نکاح متعه و بیع دینار به دو دینار و بیع امهات و غیره با سخن عمر بن خطاب مخالفت کرده است .
    معرفة السنن و الآثار – بیهقی – ج 5 ص 464

    می گویم : بنابر کلام بیهقی ، نظر ابن عباس در مورد متعه با کلام عمر بن خطاب مخالف بوده است یعنی ابن عباس قائل به تحریم متعه نبوده بلکه قائل به حلیّت آن بوده است .

    ادامه دارد ......

    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

    من مات و لیس فی عنقه بیعه ، مات میته جاهلیه

    **********************************

    یا اهل السنه :

    من هو امام الفاطمه الزهرا ( سلام الله علیها ) ؟

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    55
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    175




    ***
    در کتاب " تحفة المحتاج فی شرح المنهاج " کتاب النکاح – فصل فی ارکان النکاح چنین آمده است :
    " ثُمَّ حَرُمَ أَبَدًا بِالنَّصِّ الصَّرِيحِ الَّذِي لَوْ بَلَغَ ابْنَ عَبَّاسٍ لَمْ يَسْتَمِرَّ عَلَى حِلِّهَا مُخَالِفًا كَافَّةَ الْعُلَمَاءِ وَحِكَايَةُ الرُّجُوعِ عَنْهُ لَمْ تَصِحَّ بَلْ صَحَّ كَمَا قَالَهُ بَعْضُهُمْ عَنْ جَمْعٍ مِنْ السَّلَفِ أَنَّهُمْ وَافَقُوهُ فِي الْحِلِّ لَكِنْ خَالَفُوهُ فَقَالُوا لَا يَتَرَتَّبُ عَلَيْهِ أَحْكَامُ النِّكَاحِ "
    صاحب تحفه چنین می گوید که : متعه برای ابدا با نص صریح حرام شد ( که اگر این نص ) به ابن عباس می رسید ، او بر حلیّت متعه ادامه نمی داد بر خلاف کافه علما . و حکایت رجوع وی از اعتقاد به حلیّت متعه اصلا صحت ندارد بلکه صحیح آن است که گروهی از سلف با ابن عباس در مورد حلیّت متعه موافق بودند ولیکن در اینکه احکام نکاح بر متعه متربت می شود با ابن عباس مخالف بودند .

    ### علامه عبدالحمید شروانی و علامه احمد بن قاسم عبادی در کتاب " حواشی شروانی " در شرح کلام صاحب تحفه چنین آمده است :
    " قوله: (وحكاية الرجوع) عبارة النهاية وما حكي عنه من الرجوع عن ذلك لم يثبت اه.
    قوله: (وبهذا) أي بما ذكر من موافقة جمع من السلف لابن عباس اه.
    رشيدي ولعل الاولى من عدم صحة رجوع ابن عباس مع صحة موافقة جمع الخ "

    کلام این دو عالم چنین است که : رجوع ابن عباس از قول به حلیّت متعه ثابت نشده است ( این عبارت در النهایه نیز آمده است ) و گروهی از سلف با ابن عباس در تحلیل متعه موافق بودند و اولی این است که رجوع ابن عباس از قول به حلیّت صحت ندارد ولی موافقت گروهی از سلف با وی در حلیّت متعه صحیح است .
    تحفة المحتاج فی شرح المنهاج - احمد بن حجر هیثمی شافعی - کتاب النکاح – فصل فی ارکان النکاح – ج 6 ص 214
    حواشی الشروانی – شروانی و عبادی – ج 7 ص 224

    ### شمس الدین محمد بن ابی العباس بن شهاب الدین الرملی ملقب به شافعی صغیر ، در کتابش " نهایة المحتاج الی شرح المنهاج " چنین میگوید :
    " ( قَوْلُهُ : وَبِهَذَا ) أَيْ بِمَا ذُكِرَ مِنْ مُوَافَقَةِ جَمْعٍ مِنْ السَّلَفِ لِابْنِ عَبَّاسٍ "
    شافعی صغیر چنین می گوید که : گروهی از سلف در تحلیل متعه با ابن عباس موافق بودند .
    نهایة المحتاج الی شرح المنهاج - شمس الدین محمد بن ابی العباس بن شهاب الدین الرملی ملقب به شافعی صغیر – کتاب النکاح – فصل فی ارکان النکاح و توابعها


    ***
    فخر الدین قاضی خان ، حسن بن منصور بن محمود فرغانی در " فتاوای قاضی خان " چنین می گوید :
    " و لا ینعقد النکاح بلفظ المتعه ، و هی باطل عندنا ، لا تفید الحل خلافا لابن عباس و مالک ... "
    قاضی خان می گوید که : نکاح به صورت متعه منعقد نمی شود و در نزد ما باطل است و متعه در نزد ما حلال نیست بر خلاف نظر ابن عباس و مالک بن انس .
    فتاوای قاضی خان – فخرالدین قاضی خان – ج 1 ص 153


    ***
    ابو محمد ابن حزم در " المحلّی " چنین می گوید :
    " وَقَدْ ثَبَتَ عَلَى تَحْلِيلِهَا بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - جَمَاعَةٌ مِنْ السَّلَفِ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ - مِنْهُمْ مِنْ الصَّحَابَةِ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ - أَسْمَاءُ بِنْتُ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ، وَجَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، وَابْنُ مَسْعُودٍ. وَابْنُ عَبَّاسٍ، وَمُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِي سُفْيَانَ، وَعَمْرُو بْنُ حُرَيْثٍ، وَأَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، وَسَلَمَةُ، وَمَعْبَدٌ ابْنَا أُمَيَّةَ بْنِ خَلَفٍ "

    ابن حزم صراحت دارد بر اینکه : تحلیل متعه بعد از رسول الله – صلی الله علیه و آله وسلم – از گروهی از سلف و صحابه همچون اسماء دختر ابی بکر ، جابر بن عبدالله ، ابن مسعود ، ابن عباس ، معاویه بن ابی سفیان ، عمرو بن حریث ، ابو سعید خدری ، سلمه و معبد فرزندان امیه بن خلف ثابت می باشد .
    المحلی – ابن حزم اندلسی – ج 9 ص 519 – 520


    ***
    ابن حجر عسقلانی در " فتح الباری " و شوکانی در " نیل الاوطار " چنین می گویند :
    " وَأَمَّا ابْنُ عَبَّاسٍ فَرُوِيَ عَنْهُ أَنَّهُ أَبَاحَهَا ، وَرُوِيَ عَنْهُ أَنَّهُ رَجَعَ عَنْ ذَلِكَ قَالَ ابْنُ بَطَّالٍ : رَوَى أَهْلُ مَكَّةَ وَالْيَمَنِ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ إبَاحَةَ الْمُتْعَةِ ، وَرُوِيَ عَنْهُ الرُّجُوعُ بِأَسَانِيدَ ضَعِيفَةٍ ، وَإِجَازَةُ الْمُتْعَةِ عَنْهُ أَصَحُّ "

    آنها می گویند : و اما از ابن عباس در مورد متعه روایت شده است که آن مباح است . و روایت شده است که وی از این عقیده رجوع کرده است ( در این مورد ) ابن بطال می گوید : اهل مکه و یمن از ابن عباس روایت کرده اند که متعه مباح است و روایات رجوع ابن عباس به اسناد ضعیف آمده است و صحیح اجازه متعه کردن از جانب ابن عباس می باشد.
    فتح الباری – ابن حجر عسقلانی – ج 9 ص 150
    نیل الاوطار – شوکانی – ج 6 ص 271


    ***
    ابو عمر ابن عبدالبر در " الاستذکار " چنین می گوید :
    " وقد روي عن بن عباس أنه انصرف عن المتعة وأنه قال نسخ المتعة ( يا أيها النبي إذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن ) { الطلاق 1 }. وروي أنه قال الاستمتاع هو النكاح . وهي كلها آثار كلها ضعيفة لم ينقلها أحد يحتج به والآثار عنه بإجازة المتعة أصح "

    ابن عبدالبر چنین می گوید که : روایت شده است که ابن عباس از حلیّت متعه منصرف شده و گفته است که متعه با آیه شریفه (يا أيها النبي إذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن ) نسخ شده . روایت شده است که وی گفته منظور از استمتاع ( در آیه متعه ) همانا نکاح است . تمامی این آثار و روایات ( از قول ابن عباس ) ضعیف هستند و کسی که کلام او حجت باشد اینها را بیان نکرده است . آثار و روایات وارده از او در باب اجازه به متعه صحیح تر است .
    الاستذکار – ابن عبدالبر – ج 5 ص 507


    ***
    قاضی بدرالدین عینی در " عمده القاری " از قول ابن عبدالبر چنین می گوید :
    " وأما الصحابة فإنهم اختلفوا في نكاح المتعة فذهب ابن عباس إلى إجازتها وتحليلها لا خلاف عنه في ذلك وعليه أكثر أصحابه منهم عطاء بن أبي رباح وسعيد بن جبير وطاووس "

    وی می گوید : و اما صحابه ، پس آنان در حلیّت نکاح متعه اختلاف داشتند پس ابن عباس اعتقاد به تحلیل و اجازه بر متعه داشت و در امر ( حلیّت متعه از جانب او ) اختلافی نیست و اکثر اصحابش همانند عطاء بن ابی رباح و سعید بن جبیر و طاووس نیز همین عقیده را داشتند .
    عمده القاری شرح صحیح البخاری – ج 17 ص 246
    التمهید – ابن عبدالبر – ج 10 ص 111


    ***
    ابن کثیر دمشقی سلفی در " البدایة و النهایة " چنین می گوید :

    " ومع هذا ما رجع ابن عباس منا كان يذهب اليه من إباحة الحمر والمتعة "
    وی می گوید : با این وجود ، ابن عباس از قول اباحه متعه و خوردن گوشت خر رجوع نکرد .
    البدایة و النهایة – ابن کثیر – ج 4 ص 220


    ***
    ابن قیّم جوزیه در " اغاثة اللهفان " چنین می گوید :
    " أن نكاح المتعة مختلف فيه بين الصحابة فأباحه ابن عباس وإن قيل : إنه رجع عنه وأباحه عبدالله بن مسعود ففي الصحيحين عنه قال : كنا نغزو مع رسول الله وليس لنا نساء فقلنا : ألا نختصي فنهانا عن ذلك ثم رخص لنا أن ننكح المرأة بالثوب إلى أجل ثم قرأ عبدالله : يا أيها الذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما أحل الله لكموفتوى ابن عباس بها مشهورة "
    ابن قیّم می گوید : حکم نکاح متعه در میان صحابه مختلف فیه است . پس ابن عباس آن را مباح می دانست . و لو اینکه گفته شود : او از این قول برگشت . و ابن مسعود آن را مباح می دانست همچنان که در صحیحین آمده است که : ما همراه با رسول الله جنگ می کردیم و برای ما زنانی نبودند ( تا از آنها تمتع کنیم ) گفتیم : آیا خود را کنترل کنیم ؟ پس رسول الله از این امر ما را نهی نمود و به ما اجازه داد که با یک لباس برای مدتی ( خاص ) با زنی ازدواج کنیم و سپس این آیه را خواند : يا أيها الذين آمنوا لا تحرموا طيبات ما أحل الله لكم . و فتوای ابن عباس در مورد حلال بودن متعه مشهور است .
    اغاثة اللهفان من مصائد الشیطان – ابن قیّم جوزیه – ج 1 ص 277


    ***
    علی بن برهان الدین حلبی در " انسان العیون " معروف به " السیرة الحلبیة " چنین می گوید :
    " وفى كلام فقهائنا والنهى عن نكاح المتعة فى خبر الصحيحين الذى لو بلغ ابن عباس رضى الله عنهما لم يستمر على القول بإباحتها لمن خاف الزنا مخالفا فى ذلك لكافة العلماء "
    وی چنین می گوید : فقهای ما ( اهل سنت ) می گویند که اگر نهی از متعه که در صحیحین آمده است به ابن عباس می رسید ، وی بر قول اباحه متعه از خوف زنا ادامه نمی داد و این کلام وی ( حلیّت متعه ) مخالف کافّه علما می باشد .
    السیرة الحلبیة فی سیرة الامین و المامون – علی بن برهان الدین حلبی – ج 2 ص 752


    ***
    ملا علی قاری در " مرقاة المفاتیح " چنین می گوید :
    " والعجب من الشيعة أنهم أخذوا بقوله ( ای ابن عباس ) وتركوا مذهب علي رضي الله عنه ففي صحيح مسلم أن علياً رضي الله عنه سمع ابن عباس يلين في متعة النساء فقال : مهلاً يا ابن عباس فإني سمعت رسول الله نهى عنها يوم خيبر وعن لحوم الحمر الإنسية . قال ابن الهمام : ويدل على أنه لم يرجع حين قال له ، على ذلك ما في صحيح عن عروة بن الزبير أن عبد الله بن الزبير قام بمكة فقال : إن ناساً أعمى الله قلوبهم كما أعمى أبصارهم يفتون بالمتعة يعرض برجل فناداه فقال : إنك لجلف جاف فلعمري لقد كانت المتعة تفعل في عهد إمام المتقين ، يريد رسول الله فقال له ابن الزبير : فجرب نفسك فوالله لئن فعلتها لأرجمنك بأحجارك . الحديث ورواه النسائي أيضاً ولا تردد في أن ابن عباس هو الرجل المعرض به وكان قد كف بصره . فلذا قال ابن الزبير : كما أعمى أبصارهم . وهذا إنما كان في حال خلافة عبد الله بن الزبير وذلك بعد وفاة على كرم الله وجهه ، فقد ثبت أنه مستمر القول على جوازها ولم يرجع إلى قول علي رضي الله عنه "
    ملا علی قاری چنین صراحت دارد که : تعجب است از شیعه در حلیّت متعه ، قول ابن عباس را قبول کرده و نظر امیرالمومنین علیه السلام را ترک کرده اند ( می گویم : قول تحریم متعه از امیرالمومنین علیه السلام وهم اهل سنت است ) ..... اختلاف میان ابن عباس و ابن الزبیر بعد از شهادت امیر المومنین علیه السلام بوده است و ثابت است که ابن عباس بر قول حلیّت متعه باقی ماند و رجوع نکرد .
    مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح – ملا علی قاری – ج 6 ص 290 – 291


    ***
    شیخ سلیمان الجمل در " حاشیة الجمل علی شرح المنهج " چنین می گوید :
    " ( قَوْلُهُ وَيُقَرُّ عَلَى نِكَاحٍ مُؤَقَّتٍ ) فِيهِ أَنَّ هَذَا نِكَاحُ الْمُتْعَةِ وَقَدْ قَالَ بِحِلِّهِ ابْنُ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَاسْتَمَرَّ عَلَيْهِ "
    شیخ سلیمان جمل چنین می گوید : ابن عباس قائل به حلیّت متعه بود و بر این اعتقاد استمرار داشت .
    حاشیة الجمل علی شرح المنهج – سلیمان جمل – ج 4 ص 202


    ***
    ابن تیمیه حرّانی در " مجموع الفتاوی " چنین می گوید :
    " فَإِنَّ نِكَاحَ الْمُتْعَةِ خَيْرٌ مِنْ نِكَاحِ التَّحْلِيلِ مِنْ ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ .... " الثَّانِي " أَنَّهُ رَخَّصَ فِيهِ ابْنُ عَبَّاسٍ وَطَائِفَةٌ مِنْ السَّلَفِ "
    ابن تیمیه چنین می گوید که : نکاح متعه از نکاح تحلیل بهتر است زیرا ابن عباس و گروهی از سلف قائل به حلیّت آن بودند .
    مجموع الفتاوی – ابن تیمیه – ج 32 ص 93


    ***
    سرخسی در " المبسوط " چنین می گوید :
    " بَابُ نِكَاحِ الْمُتْعَةِ .... وَهَذَا بَاطِلٌ عِنْدَنَا جَائِزٌ عِنْدَ مَالِكِ بْنِ أَنَسٍ وَهُوَ الظَّاهِرُ مِنْ قَوْلِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ "
    سرخسی چنین می گوید : متعه در نزد ما باطل است ولی در نزد مالک بن انس جایز است و از قول ابن عباس ظاهر است که متعه در نزد وی نیز جایز بوده است .
    المبسوط – سرخسی – ج 5 ص 152


    ***
    عبدالرزاق بن همام در " المصنف " چنین می گوید :
    " أخبرني عطاء أنه سمع بن عباس يراها الآن حلالا "
    عبدالرزاق می گوید : عطاء خبر داد که ابن عباس هنوز متعه را حلال می داند .
    المصنف – عبدالرزاق – ج 7 ص 498


    مقام ابن عباس در نزد اهل سنت:

    نووی در " شرح مسلم " ج 8 ص 135 چنین می گوید :
    " وَأَمَّا اِبْن عَبَّاس فَمَحَلّه مِنْ الْعِلْم وَالْفِقْه فِي الدِّين وَالْفَهْم الثَّاقِب مَعْرُوف مَعَ كَثْرَة بَحْثه وَتَحَفُّظه أَحْوَال رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الَّتِي لَمْ يَحْفَظهَا غَيْره .... . "
    ( و اما مکان و موقعیت ابن عباس در علم و تفقه در دین و فهم ثاقب او معروف است بخاطر کثرت بحث و حفظ احوال و سخنان رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – که کسی غیر از او چنین نکرده است .... )

    العبد الاحقر – مقداد العلوی
    http://islamtxt.ir/islam/node/132

    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

    من مات و لیس فی عنقه بیعه ، مات میته جاهلیه

    **********************************

    یا اهل السنه :

    من هو امام الفاطمه الزهرا ( سلام الله علیها ) ؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود