جریان منع حدیث : جلو گیری از تدوین و نقل احادیث به دستود خلیفه اول و دوم انجام گرفت . ذهبی از ابوبکر نقل می کند : فلا تحدثوا عن رسول الله شیئا ...از رسول خدا چیزی نقل نکنید و در جواب کسانی که از شما درباره حکم مساله ای سوال می کنند بگویید : کتاب خدا میان ما و شماست ،حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمارید [1]. در این زمینه از عمر هم نقل شده است که : اقلوا الروایة عن رسول الله و انا شریککم : از رسول خدا کمتر حدیث نقل کنید که در این کار من هم با شماه همراهی می کنم [2]. ا ز معاویه هم نقل است که گفت : علیکم من الحدیث بما کان فی عهد عمر ،فانه کان قد اخاف الناس فی الحدیث عن رسول الله . یعنی : به روایانی کهدر عهد عمر از رسول الله روایت شده بسنده کنید زیرا عمرمردم را در مورد نقل حدیث از پیامبر بر حذر می داشت [3]. این جریان کاری کرد که وقتی ابن عباس در آخر ماه رمضان در بصره به مردم گفت : اخرجوا صدقة صومکم ،مردم معنای این حرف را نمی فهمیدند . لذا ابن عباس گفت : کسانی که از مردم مدینه در اینجا حاضرند برخیزند و برای آنها مفهوم صدقه را توضیح بدهند . یعنی آنها معنی زکاة فطره را نمی دانستند . الگوگیری بنی امیه از ابوبکر و عمر کار را از ان چه بود خراب تر کرد . چراکه آرام آرام جهان اسلام از وجود صحابه و آنان که حدیث پیامبر را شنیده بودند تهی می شد . از سوی دیگر کار به جایی رسید که منابع آورده اند : د رطول نیمه دوم قرن اول هجری ،مردم حتی کیفیت اقامه نماز و گزاردن حج را نمی دانستند [4]. انس بن مالک با نگاهی به روزگار خویش می گفت : ما اعرف شیئا مما کان علی عهد رسول الله ...، یعنی : از آنچه در زمان رسول خدا معمول بود چیزی نمی بینم . گتفتند نماز ! گفت : چه تحریفهایی که در این نماز انجام ندادید [5].

[1] - تذکرة الحفاظ ، ج1 ص2

[2] - تذکرة الحفاظ،ج 1ص 7

[3] - تذکرة الحفاظ ، ج 1 ص 7

[4] - کشف القناع فی حجیة الاجماع ص 56

[5] - ضحی الاسلام ج 1 ص 386 فجامع البیان العلم ج 2 ص 244 ،دراسات و بحوث فی التاریخ و الاسلام ص 57- 56