صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عرفا در طول قرآن و عترت یا در عرض آن ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    عرفا در طول قرآن و عترت یا در عرض آن ؟




    سلام
    نظر شما چیست ؟
    لطفا از مدار : "ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن" خارج نشوید .
    ما خودمان معتقدیم که عرفا در طول قرآن و عترتند و شکی در آن نیست اما شاید لازم باشد ثابت کنیم آنها در تقابل با این دو نیستند .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    کسانی که با عرفا مشکل دارند فکر می کنند طرفداران اهل معرفت ایشان را در عرض قرآن و عترت می دانند لذا در رد ایشان سریعا به این بیان تمسک می جویند که :
    قرآن و عترت ما را بس است نیازی به عرفا نداریم
    خیلی عجیب است . خیلی عجیب است . چرا باید یک فقیه یا یک متکلم و حتی یک فیلسوف فکر کند که کشف عارف در تقابل با قرآن و عترت است اما فهم او از قرآن و عترت عین آن ؟
    شاید مبنای این اندیشه کج آن باشد که او خود را متمسک به الفاظ می داند ؟
    خوب مگر عارف از همین نردبان خود را به مرتبه کشف و شهود نرساند . او که از تو جلوتر است . اگر تو هنوز در قید الفاظ و معانی جزئی آن مانده ای او که از طریق شهود عین آنرا یافت .
    می گوید : آنچه او یافته با آنچه الفاظ می گویند متفاوت است .
    خوب معلوم است که متفاوت است . تفاوت تفاوت ظاهر و باطن است . اگر اصحاب خاص پیامبر و امام ع که اسرار و رموز را آموخته اند به زبان در می آمدند همین حرفهای متفاوت را می زدند . کما اینکه در بعضی کلمات اهل عصمت چنین سخنان متفاوتی هست .
    چرا این حضرات خود را مستقیما به قرآن و عترت می چسبانند و به خود اجازه می دهند دیگر متمسکین به قرآن و عترت را بالکل از دین جدا بدانند .
    اساسا معتقدیم که هیچکس با قرآن و عترت رابطه مستقیم ندارد حتی کسی که پهلوی امام نشسته و از او حدیث فرا می گیرد . چه اینکه حجاب فهم بین حقیقت کلام امام و شنونده وجود دارد . او به اندازه فهم خود کلام امام را درک می کند .
    امیر مومنان علی علیه السلام در نهج چند بار این مضمون را تکرار فرموده است :
    داخل فی الاشیاء لا بالممازجه و خارج عن الاشیاء لا بالمزایله
    این کلامی است که امام ع در خطبه های نماز فرموده است و صدها نفر آن را شنیده اند اما مطمئنیم که جز تعداد انگشت شماری از اهل مجلسش به مراتبی از فهم آن نائل نشده اند چون امام خمینی در نامه به همایش بزرگداشت نهج فرمودند :
    تمام فلاسفه و عرفا بیایند و این کلام را تفسیر کنند . اشاره به اینکه این کلام بعد از 1400 سال هنوز درست فهمیده نشده است . در مورد سایر کلمات حضرات هم بر همین مبنا قیاس بفرمایید که کسی نمی تواند مدعی فهم حقیقت کلام ایشان باشد .
    با این وصف چرا باید عارف خارج از دین باشد و فقیه داخل آن ؟
    شاید منظور آقایان آنستکه اهل معرفت از ما جدا شده اند ؟ بله درست است دیگر آنها در این دنیای بی ارزش حضور ندارند آنها عند ملیک مقتدر هستند چه در حیات ظاهری و چه در حیات باطنیشان .
    خوب البته عارف هم در مسیر رسیدن به حقایق اهل عصمت است نه عین آن . سعی و تلاش عارف در تزکیه باطن در جهت شروق انوار عالم معنا به اندازه صفا و سعه وجودی اوست نه به اندازه حقیقت اهل عصمت .
    ما معتقدیم همچنانکه اهل ظاهر از فقیه و متکلم و فیلسوف افراد را در فهم ظاهر شریعت یاری می کنند عارف نیز اورا در فهم باطن شریعت یاری می رسانند . شریعتی که ره آورد قرآن و عترت است .
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۸:۴۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام :gol:
    نظر شما چیست ؟
    لطفا از مدار : "ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن" خارج نشوید .
    ما خودمان معتقدیم که عرفا در طول قرآن و عترتند و شکی در آن نیست اما شاید لازم باشد ثابت کنیم آنها در تقابل با این دو نیستند .
    موفق باشید
    با سلام..

    ضمن تشکر از حامد گرامی..

    به نظر حقیر طرح سوال کمی مبهم است !!یا بنده درست متوجه سوال نشدم...

    اینکه اسلام ظاهری، خود مقدمه رسیدن به مراتب بالاتر می باشد ،که همان درجات عرفان را رقم می زند در ان شکی نیست ،اصلا مرتبه اول تسلیم که همان اسلام ظاهری است اولین وادی عبور برای رسیدن به مراتب دیگر می باشد و عرفان واقعی بدون گذر از این وادی سر به سلامت نخواهد گذاشت ،ولی چیزی که هست احکام درستی که در مرحله ابتدایی گذاشته شده باشد راه درست را برای مراتب بالا هموار می کند نتیجتا عرفان درست خمیر مایه اش از همین ابتدای راه که اسلام ظاهری باشد رقم می خورد....

    نتیجتا اسلام ظاهری که متوقف بر فروعات صحیح می باشد اصلی ترین مرتبه رسیدن به درجات عرفان صحیح و درست در مراتب بالاتر می باشد..پس اهل بیت که خود غافله سالار کاروان مراتب مختلف این سبیل هستند ؛اعمال هر شخص را تا رسیدن به مراتب بالاتر مانند یک باغبان ،پرورش داده و انرا به مقصد بعدی می رسانند....نتیجتا امام باغبان اعمال اشخاص هستند ،واعمال انها را رسیدگی می کنند و انرا به به مراتب بالاتر سوق می دهند ،...و اثر عمل را به اذن حق به صاحبش بر می گردانند...نتیجتا اهل بیت در طول همه اعمال اشخاص هستند و یا به عبارتی غافله سالار اعمال می باشند...و دست اشخاص را گرفته در دست مطلوب می گذارند...



    یاحق









    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    نتیجتا اسلام ظاهری که متوقف بر فروعات صحیح می باشد اصلی ترین مرتبه رسیدن به درجات عرفان صحیح و درست در مراتب بالاتر می باشد..پس اهل بیت که خود غافله سالار کاروان مراتب مختلف این سبیل هستند ؛اعمال هر شخص را تا رسیدن به مراتب بالاتر مانند یک باغبان ،پرورش داده و انرا به مقصد بعدی می رسانند....نتیجتا امام باغبان اعمال اشخاص هستند ،واعمال انها را رسیدگی می کنند و انرا به به مراتب بالاتر سوق می دهند ،...و اثر عمل را به اذن حق به صاحبش بر می گردانند...نتیجتا اهل بیت در طول همه اعمال اشخاص هستند و یا به عبارتی غافله سالار اعمال می باشند...و دست اشخاص را گرفته در دست مطلوب می گذارند...
    سلام
    با تشکر از جناب عرفان علوی گرامی
    منظور ما و شما یکی است . ما هم امام ع را پیشوای همه می دانیم . ما همه مومنین از فقیه گرفته تا عارف را در تحت تربیت و پرورش امام می دانیم . معنای این کلام آنستکه همه اینها در طریق وصول به مقصدند نه اینکه فقیه باشد و عارف نباشد . هرکدام از این منزل طی کرده ها هم می توانند دستگیر افراد ما دون خود باشند فقیه در مقام ظاهر و اعمال و عارف در مقام باطن و عرفان .
    اما در حال حاضر این مساله صورت دیگری دارد . ما اکنون به امام معصوم دسترسی نداریم لذا باید به همین سالکین راه متمسک شویم . عده ای از آنها در الفاظ و عبارات فقیه شدند و عده ای در حقایق باطنی عارف . چرا باید یکی دیگری را نفی کند ؟
    و اما در خصوص راهیابی از ظاهر به باطن باید به امر توجه داشت که اگر این طریق طریقی باشد که بدون کمال در مقام ظاهر نتوان به باطنش رفت اساسا باطن روی غیر ممکن می شود چه اینکه اغلب افراد به خطاهای عملی و فکری مبتلا هستند لذا اگر کسی اصول طی طریق را که همان التزام به وظیفه شرعی و معرفت به حقایق در تحت تربیت ولی الهی باشد را رعایت نماید به باطن راه می یابد آنگاه است که از مقام باطن ، اعمال ظاهر را رصد می کند و صاحب فرقان می شود ، در عین حال تکلیف ظاهری از او برداشته نمی شود لذا اگر عارف حق بینی مجبور به تقیه باشد معذور است کما اینکه اهل بیت علیهم السلام معذور بودند و تقیه را دین خود و دین اجدادشان نامیدند .
    عمده در طریق معرفت الترام به وظیفه شرعی و فراگیری باطنی حقایق از سالک واصل است .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    به این مساله از دو منظر می توان نگاه کرد
    ا- نگاه از بالا یعنی نگاه از منظر نقش امام در هدایت و تکامل مومنین
    2- نگاه از پایین یعنی نگاه از منظر نحوه ارتباط مومنین با شریعت مقدس و حقیقت آن یعنی امام علیه السلام
    نگاه ما در مساله از پایین است نه از بالا . یعنی می خواهیم بگوییم مومنین از چه طریق به امام معصوم متصل می شوند .
    اهل ظاهر یا همان اهل فقه و فلسفه و کلام از طریق مستندات لفظی به شرع مقدس اتصال می یابند اما حقیقت امر آنستکه بین آنها و شرع مقدس و همچنین امام ع حجاب فهم است . از آنجا که طریق ارتباط ایشان با شرع مقدس الفاظ ظاهری است لذا فهم ایشان نیز ظاهری است . از اهل ایمان و علم برخی توانسته اند با ارتباط با صاحبان ولایت باطنی از ظاهر شرع و الفاظ و عبارات قدمی آنسو تر رفته و به شهود و کشف باطن شریعت نائل آیند . اینان هرچند یک گام بلند از اهل ظاهر جلوترند اما در تلقی حقایق معنوی مصون از خطا نیستند چه اینکه دریافت حقایق باطنی کما هی علیها نیازمند عصمت است . لذا هرچه اهل معرفت و باطن در صفا و سعه وجودی به صاحب عصمت نزدیکتر باشند حقایق باطنی را بهتر در می یابند ، حقایقی که اهل ظاهر نه تنها چشنده آن نیستند بلکه حتی نمی توانند آنرا درست تصور کنند .
    می بینیم که توده اهل ایمان در ارتباط فعلی خود با شرع مقدس نیازمند تمسک به اهل علم و معرفتند . چه شایسته است بخت آن مومنی که تکیه گاه او در شناخت شریعت کسانی باشند که دو ویژگی شناخت ظاهر و باطن شریعت را توامان داشته باشند . چه اینکه دیده شده است . اهل ظاهر بی باطن منکر حقایق عرفانی و اهل باطن بی ظاهر بی توجه به ظاهر شرعند . به قول سید علی آقا قاضی چه خوش مومنی که فقیه عارف باشد .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    80
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    251



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام :gol:
    نظر شما چیست ؟
    لطفا از مدار : "ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن" خارج نشوید .
    ما خودمان معتقدیم که عرفا در طول قرآن و عترتند و شکی در آن نیست اما شاید لازم باشد ثابت کنیم آنها در تقابل با این دو نیستند .
    موفق باشید

    سلام
    جناب حامد فکر کنم اول شما نگاهی به تاریخ صوفیگری بیاندازید بد نباشد
    و از چه زمانی صوفیگری مد شد ؟
    و ما به شما میگویم اینطور نیست

    نگاهی به کلام معصوم در این راه به شما کمک میکند که اصلا این عرفانی که شما از ان سخن میگوید مورد تائید ائمه (ع) بوده اند که شما سینه چاک ان هستید و یا نه ؟
    این یک مطلب و مطلب دیگر انحرافاتی که در سخنان این عرفا وجود دارد را چه میکنید؟
    امیدوارم که تفاوتی برای پنهان کردن حقایق بین صوفی وعرفا تمیز ندید
    و یه تذکر برای اینکه خ
    لط مطلب نکنیم نظر بنده این است که سعی کنیم گفتارهای خودمان را سندی کنیم که جای شکی باقی نماند
    من نمیدانم مگر اسلام با قرآن و اهل بیب (ع) جایی برای صوفیگری میگذراد که شما طالب ان هستید؟
    در ادامه به شما ثابت خواهیم کرد که این ره به ترکستان است

    ویرایش توسط یا علی (ع) : ۱۳۹۰/۰۴/۱۲ در ساعت ۰۱:۲۲
    از امام صادق عليه السلام روايت است كه :
    به خدا سوگند نزد ما سرى از اسرار و علمى از علوم خداوند هست ، به خدا سوگند كه فرشته مقرب و پيامبر مرسل و مؤمنى كه خداوند دل او را براى ايمان آزموده باشد نيزتاب تحمل آن را ندارند.
    ...
    ( كافى ) ج 1، ص 402.

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    بکاءالحسین
    نوشته
    207
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    704



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    خوب مگر عارف از همین نردبان خود را به مرتبه کشف و شهود نرساند . او که از تو جلوتر است . اگر تو هنوز در قید الفاظ و معانی جزئی آن مانده ای او که از طریق شهود عین آنرا یافت .
    می گوید : آنچه او یافته با آنچه الفاظ می گویند متفاوت است .
    خوب معلوم است که متفاوت است . تفاوت تفاوت ظاهر و باطن است .




    ياعلي حيدر مددي
    واين چنين مي شود كه مكاشفه آقاي رجب علي خياط وبروجردي با مكاشفه آقاي قاضي زمين تاآسمان فرق خواهد داشت .
    واين چنين ميشود كه محي الدين شيعه را در مكاشفاتش خنزير مي بيند.

    مامي گويم طي اين طريق جزع با دستورات شارع مقدس امكان ندارد ولذا هرگز كسي كه از خط ولايت (علي بن ابي طالب عليه سلام) فاصله گرفته نتوانسته به حقيقت اشياء وعالم هستي برسد . اين چنين كساني مستحق لعن ونفرين وآتش جهنم هستند شهود ومكاشفات آن پشمينه پوشان تنگ خو هم هيچ ارزش واعتبارندارد.آنچه ان عارف نما ها مي بيند هواي نفس شان است شيطان لعين همانطور كه درسقيفه حاظر شد وبا اهل خلاف بيعت كرد همچنان هم درمكاشفات اين عارف نما ها حاظر ميشود وعرش وكرسي خيالي نشانشان مي دهد
    راستي جناب حامد مي داني چرا سيد ابوالحسن اصفحاني شهريه آقاي قاضي را قطع كرد؟

  15. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    سلام بر شما..

    نقل قول نوشته اصلی توسط anti310 نمایش پست ها
    ياعلي حيدر مددي
    مامي گويم طي اين طريق جزع با دستورات شارع مقدس امكان ندارد ولذا هرگز كسي كه از خط ولايت (علي بن ابي طالب عليه سلام) فاصله گرفته نتوانسته به حقيقت اشياء وعالم هستي برسد . اين چنين كساني مستحق لعن ونفرين وآتش جهنم هستند شهود ومكاشفات آن پشمينه پوشان تنگ خو هم هيچ ارزش واعتبارندارد.
    [/color]
    نقل قول نوشته اصلی توسط anti310 نمایش پست ها
    [/font]
    لطف می کنید کمی در مورد این مضامین زیبا توضیح دهید :

    إلهی فاجعلنا من الذین توشجت أشجار الشوق إلیک فی حدآئق صدورهم وأخذت لوعة محبتک بمجامع قلوبهم فهم إلى أوکار الافکار یأوون وفی ریاض القرب والمکاشفة یرتعون ومن حیاض المحبة بکأس الملاطفة یکرعون وشرآئع المصافاة یردون قد کشف الغطآء عن أبصارهم ..

    اى خدا ما را از آن بندگانت قرار ده که نهالهاى شوق لقایت در باغ دلهایشان سبز و خرم گشته و سوز محبت سراسر قلب آنها را فرا گرفته است از آن رو آنان در آشیانهاى افکار عالى انس نشیمن ساخته و به باغهاى مقام قرب و شهود مىخرامند ....و از سرچشمه محبتت با جام لطف مىآشامند و در جویبار صفا درآمده در حالى که پرده از مقابل چشمهایشان برافتاده و ظلمت شک و ریب از باطنشان زایل گردیده و خلجان شکوک و اوهام باطل از دلهایشان برطرف شده و به استوار شدن معرفت شرح صدر داراى سعه نظر شده ...


    کمی در مورد این مکاشفات توضیح می دهید!!که این مکاشفات چه مکاشفاتی هستند و ملاک صحت انها وتطبیق انها در عالم مادی چگونه است!!!



    نقل قول نوشته اصلی توسط anti310 نمایش پست ها

    آنچه ان عارف نما ها مي بيند هواي نفس شان است شيطان لعين همانطور كه درسقيفه حاظر شد وبا اهل خلاف بيعت كرد همچنان هم درمكاشفات اين عارف نما ها حاظر ميشود وعرش وكرسي خيالي نشانشان مي دهد [/size][/font]
    [/color][/size][/font]
    به نظر شما چگونه باید به ان افکار پی ببریم تا بتوانیم درست از غلط را تشخیص دهیم!!ره وصول به ان افکار چگونه است و یا وجه مغایرت انها در چیست !!



    نقل قول نوشته اصلی توسط anti310 نمایش پست ها
    راستي جناب حامد مي داني چرا سيد ابوالحسن اصفحاني شهريه آقاي قاضي را قطع كرد؟

    شما چقدر شناخت در مورد این مرد دارید!

    به نظر حضرت عالی چرا ظواهر دین مقدم بر بواطن انهاست ،و بدون وصول درست به ظواهر نمی توان به درجات بالاتر تسلیم رسید!!و چرا معصومین بیشتر در ظواهر شاگرد برای عموم تربیت نموده اند ولی در غیر ظواهر شاگردان انها به تعداد بند انگشتان نیز نمی رسد!!...


    یا حق




    [/size]

    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط یا علی (ع) نمایش پست ها
    و از چه زمانی صوفیگری مد شد ؟ و ما به شما میگویم اینطور نیست نگاهی به کلام معصوم در این راه به شما کمک میکند که اصلا این عرفانی که شما از ان سخن میگوید مورد تائید ائمه (ع) بوده اند که شما سینه چاک ان هستید و یا نه ؟
    سلام
    1- بحث ما درباره عرفان و تصوف حقیقی است که موازینش مشخص است . قائل هم نیستیم که هرکسی در طول تاریخ به هر دلیلی معروف به عارف یا صوقی شده بدون عیب و ایراد بوده است چه اینکه عدم خطا مختص معصوم است
    2- اگر بخواهید بر مبنای تشرهایی که معصومین ع به افراد زده اند مسلک افراد را بسنجید باید خیلی از مسلکهای دیگر را هم رد کنید مثلا اگر امام صادق ع به ابوحنیفه که فقیهی در زمان خود بود تشر زد می بایست تمام فقه را رد کنید . چون استلال شما اینستکه چون حضرت به فلان صوفی تشر زد پس تصوف و عرفان مردود است . این اصلا منطقی نیست . گستره مدعا و دلیل شما زمین تا آسمان تفاوت دارد .
    3- ما که مشتاق عرفانیم و محلی از اعراب نداریم اما موید ما در این طریق بزرگان بزرگی همچون امام ره و علامه طباطبایی و سید علی آقا قاضی و امثال ایشان است که در عصر غیبت تکیه گاه اهل ایمان در ظاهر و باطن شرع بوده و هستند
    شما می دانید که برای رد عرفان باید این استوانه های عظیم را خرد کنید ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط یا علی (ع) نمایش پست ها
    امیدوارم که تفاوتی برای پنهان کردن حقایق بین صوفی وعرفا تمیز ندید
    ما سفارشی سخن نمی گوییم عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط یا علی (ع) نمایش پست ها
    من نمیدانم مگر اسلام با قرآن و اهل بیب (ع) جایی برای صوفیگری میگذراد که شما طالب ان هستید؟ در ادامه به شما ثابت خواهیم کرد که این ره به ترکستان است
    قبلا هم گفته ام که اگر قرار باشد بین ادعای شما و طریقه علمی و عملی بزرگانی چون امام یکی را انتخاب کنیم ادعای شما مقبول نیست اخوی
    موفق باشید
    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۹:۰۱
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط anti310 نمایش پست ها
    اين چنين مي شود كه مكاشفه آقاي رجب علي خياط وبروجردي با مكاشفه آقاي قاضي زمين تاآسمان فرق خواهد داشت .
    سلام
    بنده که با نقل آن داستان رتبه امثال جناب خیاط را نسبت به سید علی آقا قاضی بیان کردم اگر خوانده باشید .
    در عظمت امثال سیدعلی آقا قاضی همین بس که امام ره درباره اش فرمود : آقای قاضی کوه توحید بود
    . جناب خیاط خود شاگرد جناب انصاری همدانی بوده که جنابش به شهید محراب آیت الله دستغیب که از شاگردانش بوده در آخر عمر توصیه به خواندن مثنوی می کند . به زندگینامه جناب انصاری مراجعه بفرمایید . و همین جناب انصاری کسی است که امام ره از عدم ملاقات ایشان در زمان حیاتشان اظهار تاسف می کند .
    نقل قول نوشته اصلی توسط anti310 نمایش پست ها
    اين چنين ميشود كه محي الدين شيعه را در مكاشفاتش خنزير مي بيند.
    اهل تحقیق می دانند که در کتب جناب محی الدین تحریفاتی از سوی دشمنان شیعه صورت گرفته است وگرنه آن همه کلمات در تایید مذهب شیعه در مصنفاتش نبود تا جایی که افراد در تشخیص مذهبش در ماندند
    نقل قول نوشته اصلی توسط anti310 نمایش پست ها
    مامي گويم طي اين طريق جزع با دستورات شارع مقدس امكان ندارد ولذا هرگز كسي كه از خط ولايت (علي بن ابي طالب عليه سلام) فاصله گرفته نتوانسته به حقيقت اشياء وعالم هستي برسد . اين چنين كساني مستحق لعن ونفرين وآتش جهنم هستند شهود ومكاشفات آن پشمينه پوشان تنگ خو هم هيچ ارزش واعتبارندارد.آنچه ان عارف نما ها مي بيند هواي نفس شان است شيطان لعين همانطور كه درسقيفه حاظر شد وبا اهل خلاف بيعت كرد همچنان هم درمكاشفات اين عارف نما ها حاظر ميشود وعرش وكرسي خيالي نشانشان مي دهد
    فکر نکنم هرکسی در حدی باشد که بتواند بگوید چه کسی عارف و چه کسی عارف نماست ؟ همه می دانند که مباحث عرفان بسیار بسیار صعب الفهم است و جز به دستگیری علمی و معنوی سالک واصل نمی توان به حقایق آن دست یافت مثلا همین وحدت وجودی که شما از آن سخن گفتید که قاطبه عرفا بلکه فلاسفه متاله می گویند مستشکلین آنرا نفهیده اند . راستی شما چند کتاب عرفانی در نزد اهلش خوانده ای که ردش می فرمایی ؟ می توانی عرفان را تعریف کنی که چیست و موضوعش چیست . اصولش چیست ؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط anti310 نمایش پست ها
    راستي جناب حامد مي داني چرا سيد ابوالحسن اصفحاني شهريه آقاي قاضي را قطع كرد؟
    بله بسیاری از خناسان در نزد ایشان سعایت کوه توحید را نمودند اما ایشان به بیشتر از این راضی نشد وگرنه از او خواسته بودند حکم ارتداد و قتل سید را صادر کند . به قول علامه تهرانی خدا بیامرزد آقای اصفهانی را که عارف کشی را متوقف ساخت
    موفق در اندیشه صواب

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود