صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ماجرای دَابَّةُ اْلأَرْض چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518

    پرسش ماجرای دَابَّةُ اْلأَرْض چیست؟




    با سلام

    از اساتید تقاضا دارم در این مورد توضیح دهند که
    منظور از دابة من الارض کیست و یا چیست؟

    «واذا وقع القول علیهم اخرجنا لهم دابة من الارض تکلمهم ان الناس کانوا بایاتنا لا یوقنون ویوم نحشر من کل امة فوجا ممن یکذب بایاتنا فهم یوزعون » ;
    «و هنگامی که فرمان [عذاب] بر آنها رسد، جنبنده ای را از زمین برای آنها خارج می کنیم که با آنان سخن می گوید، که مردم به آیات ما یقین ندارند .
    و [به خاطرآور] روزی را که ما از هر امتی گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می کنند محشور می کنیم و آنها نگه داشته می شوند [تا به یکدیگر ملحق شوند ].»
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۴/۰۸ در ساعت ۰۵:۳۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    280
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    20
    صلوات
    674



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام

    از اساتید تقاضا دارم در این مورد توضیح دهند که
    منظور از دابة من الارض کیست و یا چیست؟

    «واذا وقع القول علیهم اخرجنا لهم دابة من الارض تکلمهم ان الناس کانوا بایاتنا لا یوقنون ویوم نحشر من کل امة فوجا ممن یکذب بایاتنا فهم یوزعون » ;
    «و هنگامی که فرمان [عذاب] بر آنها رسد، جنبنده ای را از زمین برای آنها خارج می کنیم که با آنان سخن می گوید، که مردم به آیات ما یقین ندارند .
    و [به خاطرآور] روزی را که ما از هر امتی گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می کنند محشور می کنیم و آنها نگه داشته می شوند [تا به یکدیگر ملحق شوند ].»


    بسم الله الرحمن الرحیم

    آقای رضای عزیز همکار علمی انجمن تاریخ

    السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

    و اما بعد

    پیرامون دابة الارض کلمات بسیار است و اتفاقی در آن نیست

    آنچه و بوده و هست و خواهد بود شبهاتی پیرامون قرآن است که تنها با قدوم مبارک مولا و مقتدایمان امام

    عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداه گشوده خواهد شد


    اما بعد

    ارشاد القلوب-ترجمه سلگى، ج‏1، ص: 175


    روزى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم خطبه‏اى ايراد فرمود: در ضمن اظهار داشت! نيكوترين‏

    گفتارها قرآن و بهترين راهنما خداوند است و بدترين چيزها بدعتى «1» است كه در دين پيدا شود و هر

    بدعتى گمراهى است مردى عرض كرد: قيامت چه موقع است؟

    فرمود: مسئول وسائل در ندانستن زمان وقوع آن يكسانند، اما بدان كه به طور ناگهانى وقوع مى‏يابد.

    پرسيد: نشانه‏هايش را بر ايمان بيان كن؟


    فرمود: قيامت بر پا نمى‏شود، مگر هنگامى كه به علم (دين) عمل نشود و لغزشها و فتنه‏ها زياد گردد و

    هرج و مرج بر مردم حاكم گردد و ناامنى بر همه جا سايه خويش را بگستراند و آنچه را كه بايد، آباد كنند،

    خراب نمايند (مانند دين و آخرت) و آنچه را كه بايد خراب شود، آباد نمايند (مانند بدعت و علاقه به دنيا) در

    آن هنگام يك خسوف (و ماه گرفتگى) در مشرق و يكى در مغرب رخ دهد و خورشيد از مغرب طلوع نمايد، و

    «دابة الارض» ظاهر گردد و دجّال خروج كند و يأجوج و مأجوج در دنيا پراكنده شوند، و «عيسى بن مريم

    عليه السّلام» از آسمان فرود آيد و نسيمى (از لا مذهبى) از سوى يمن بوزد، كه براى كسى خردلى ايمان

    باقى نگذارد و آتشى از سوى «عدن» «2» مشتعل گردد كه شهرها را فراگيرد و مردمان شرور و فتنه‏گر را

    بسوزاند.

    باز پرسيدند: چه وقت است؟ فرمود: هنگامى است كه: قاريان قرآن، به‏ حاكمانتان، رنگ دين بخشند (ولى

    در واقع ايمان ندارند) و اغنيا را بزرگ بشماريد و فقرا را كوچك و غنا و فحشاء در ميانتان رواج يابد، و

    ساختمانهاى آسمانخراش بالا رود و قرآن را با غنا بخوانيد و اهل باطل بر اهل حقّ چيره گردند و امر به

    معروف و نهى از منكر كم شود و نمازها تباه و شهوتها دنبال گردد و به سوى هوا و هوس برويد و حاكمان

    جور را مقدم بداريد، و به مردم خيانت كنند و وزيران فاسق به كار گمارده شوند، و حرص مال دنيا به قاريان

    (قرآن) راه يابد و نفاق در ميان علما توسعه پيدا كند، و حق ضعيف از قوى ستانده نشود و قداست امت و

    مردم از ميان برود و در اين وقت است كه بلاها بر سر مردم فرود آيد. در آن زمان مساجد را زينت دهند

    «1» و قرآنها را با طلا مزيّن سازند «2» و منبرها بالا بروند «3» و صفوف مردم بسيار گردد و صداى گريه و

    زارى در مسجدها به گوش رسد و پيكرها اجتماع كنند، ولى زبانها و روشها مختلف باشد، و دين لقلقه زبان

    گردد، «4» و اگر به او مالى بدهى سپاسگزار است و اگر ندهى، كفران نعمت كند، به كوچك ترحم

    نمى‏كنند و بزرگ را احترام نمى‏نمايند، و خود را بر ديگران مقدّم مى‏دارند «5» و حريمها لگدمال‏

    مى‏گردد و در صدور حكم، ستم روا دارند و كارها به دست نااهلان بيفتد، و كودكان (و افراد بى‏اصل و

    نسب) مالك امور گردند و (مقدارى) از كارها به دست زنان بيفتد، و مردان به طلا و نقره زينت كنند و

    ابريشم بپوشند و كنيزكان را اسير «1» و صله رحم را قطع كنند و راهها را ناامن سازند، و باجگيران را (بر

    امور) منصوب نمايند و با مسلمانان مى‏جنگند و با كفّار سازش مى‏كنند، در اين هنگام است كه: باران

    بسيار مى‏بارد اما گياهان و نباتات كم مى‏رويند و جاهلان زياد «2» و دانايان كمند و حاكمان بسيار، اما

    افراد امين كمند «3» و در اين زمان معدنى بزرگ از طلا در نزديكى رود فرات ظاهر مى‏گردد، كه مردم

    بسيارى به خاطر آن كشته مى‏شوند و از هر صد نفر، نود و نه نفر جان مى‏بازد و يك نفر سالم مى‏ماند



    ادامه دارد...
    کوچه ها پر زحرامی و عوام الناس بود
    چشم حیدر(ع)پرزاشک و دل پر از احساس بود

    ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه (س)
    گردنت را میشکست آنجا اگر عباس(ع)بود

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    280
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    20
    صلوات
    674




    دوست و برادر نیکم تنها راه ما برای فهم مبهمات قرآن در حال حاضر حدیث است

    إعلام الورى بأعلام الهدى، ص: 49


    الفصل السادس في ذكر إسرائه ص إلى بيت المقدس و دخوله بعد ذلك في شعب أبي طالب‏

    ثُمَّ أُسْرِيَ بِرَسُولِ اللَّهِ ص إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ وَ حَمَلَهُ جَبْرَئِيلُ عَلَى الْبُرَاقِ فَأَتَى بِهِ بَيْتَ الْمَقْدِسِ وَ عَرَضَ عَلَيْهِ مَحَارِيبَ الْأَنْبِيَاءِ وَ صَلَّى

    بِهِمْ وَ رَدَّهُ فَمَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي رُجُوعِهِ بِعِيرٍ لِقُرَيْشٍ وَ إِذَا لَهُمْ مَاءٌ فِي آنِيَةٍ فَشَرِبَ مِنْهَا وَ كَفَأَ مَا بَقِيَ وَ قَدْ كَانُوا أَضَلُّوا بَعِيراً لَهُمْ وَ

    كَانُوا يَطْلُبُونَهُ فَلَمَّا أَصْبَحَ قَالَ لِقُرَيْشٍ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَسْرَى بِي إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ فَأَرَانِي آيَاتِ الْأَنْبِيَاءِ وَ مَنَازِلَهُمْ وَ إِنِّي مَرَرْتُ ببعير [بِعِيرٍ

    لِقُرَيْشٍ فِي مَوْضِعِ كَذَا وَ كَذَا وَ قَدْ أَضَلُّوا بَعِيراً لَهُمْ فَشَرِبْتُ مِنْ مَائِهِمْ وَ أَهْرَقْتُ بَاقِيَ ذَلِكَ فَقَالَ أَبُو جَهْلٍ قَدْ أُمْكِنْتُمُ الْفُرْصَةَ مِنْهُ

    فَاسْأَلُوهُ كَمْ فِيهَا مِنَ الْأَسَاطِينِ وَ الْقَنَادِيلِ فَقَالُوا يَا مُحَمَّدُ إِنَّ هَاهُنَا مَنْ قَدْ دَخَلَ بَيْتَ الْمَقْدِسِ فَصِفْ لَنَا أَسَاطِينَهُ وَ قَنَادِيلَهُ وَ

    مَحَارِيبَهُ فَجَاءَ جَبْرَئِيلُ فَعَلَّقَ صُورَةَ بَيْتِ الْمَقْدِسِ تُجَاهَ وَجْهِهِ فَجَعَلَ يُخْبِرُهُمْ بِمَا سَأَلُوهُ عَنْهُ فَلَمَّا أَخْبَرَهُمْ قَالُوا حَتَّى يَجِي‏ءَ الْعِيرُ

    نَسْأَلُهُمْ عَمَّا قُلْتَ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص تَصْدِيقُ ذَلِكَ أَنَّ الْعِيرَ يَطْلُعُ عَلَيْكُمْ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ يَقْدُمُهَا جَمَلٌ أَحْمَرُ عَلَيْهِ عزارتان

    [غِرَارَتَانِ فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ أَقْبَلُوا يَنْظُرُونَ إِلَى الْعَقَبَةِ وَ يَقُولُونَ هَذِهِ الشَّمْسُ تَطْلُعُ السَّاعَةَ فَبَيْنَمَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ طَلَعَ عَلَيْهِمُ الْعِيرُ حِينَ

    طُلُوعِ الْقُرْصِ يَقْدُمُهَا جَمَلٌ أَحْمَرُ فَسَأَلُوهُمْ عَمَّا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالُوا لَقَدْ كَانَ هَذَا ضَلَّ لَنَا بَعِيرٌ فِي مَوْضِعِ كَذَا وَ كَذَا وَ وَضَعْنَا مَاءً

    فَأَصْبَحْنَا وَ قَدْ أُرِيقَ الْمَاءُ فَلَمْ يَزِدْهُمْ ذَلِكَ إِلَّا عُتُوّاً فَاجْتَمَعُوا فِي دَارِ النَّدْوَةِ وَ كَتَبُوا بَيْنَهُمْ صَحِيفَةً أَنْ لَا يُؤَاكِلُوا بَنِي هَاشِمٍ وَ لَا يُكَلِّمُوهُمْ

    وَ لَا يُبَايِعُوهُمْ وَ لَا يُزَوِّجُوهُمْ وَ لَا يَتَزَوَّجُوا إِلَيْهِمْ وَ لَا يَحْضُرُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَدْفَعُوهُ إِلَيْهِمْ لِيَقْتُلُوهُ وَ أَنَّهُمْ يَدٌ وَاحِدَةٌ عَلَى مُحَمَّدٍ ص لِيَقْتُلُوهُ

    غِيلَةً أَوْ صِرَاحاً فَلَمَّا بَلَغَ ذَلِكَ أَبَا طَالِبٍ جَمَعَ بَنِي هَاشِمٍ وَ دَخَلَ الشِّعْبَ وَ كَانُوا أَرْبَعِينَ رَجُلًا فَحَلَفَ لَهُمْ أَبُو طَالِبٍ بِالْكَعْبَةِ

    وَ الْحَرَمِ وَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ لَئِنْ شَاكَتْ مُحَمَّداً شَوْكَةٌ لَأَثِبَنَّ عَلَيْكُمْ يَا بَنِي هَاشِمٍ وَ حَصَّنَ الشِّعْبَ وَ كَانَ يَحْرُسُهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَإِذَا

    جَاءَ اللَّيْلُ يَقُومُ بِالسَّيْفِ عَلَيْهِ وَ رَسُولُ اللَّهِ مُضْطَجِعٌ ثُمَّ يُقِيمُهُ وَ يَضْطَجِعُهُ فِي مَوْضِعٍ فَلَا يَزَالُ اللَّيْلَ كُلَّهُ هَكَذَا وَكَّلَهُ وُلْدَهُ وَ وُلْدَ أَخِيهِ بِهِ

    يَحْرُسُونَهُ بِالنَّهَارِ وَ أَصَابَهُمُ الْجَهْدُ وَ كَانَ مَنْ دَخَلَ مِنَ الْعَرَبِ مَكَّةَ لَا يَجْسُرُ أَنْ يَبِيعَ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ شَيْئاً أَوْ بَاعَ مِنْهُمْ شَيْئاً انْتَهَبُوا

    مَالَهُ وَ كَانَ أَبُو جَهْلٍ وَ الْعَاصُ بْنُ وَائِلٍ السَّهْمِيُّ وَ النَّضْرُ بْنُ الْحَارِثِ بْنِ كَلَدَةَ وَ عُقْبَةُ بْنُ أَبِي مُعَيْطٍ يَخْرُجُونَ إِلَى الطُّرُقَاتِ الَّتِي تَدْخُلُ

    مَكَّةَ فَمَنْ رَأَوْهُ مَعَهُ مِيرَةٌ نَهَوْهُ أَنْ يَبِيعَ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ شَيْئاً وَ يُحَذِّرُونَهُ إِنْ بَاعَ شَيْئاً مِنْهُمْ أَنْ يَنْهَبُوا مَالَهُ وَ كَانَتْ خَدِيجَةُ لَهَا مَالٌ كَثِيرٌ

    فَأَنْفَقَتْهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فِي الشِّعْبِ وَ لَمْ يَدْخُلْ فِي الصَّحِيفَةِ مُطْعِمُ بْنُ عَدِيِّ بْنِ نَوْفَلِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ بْنِ عَبْدِ مَنَافٍ وَ قَالَ هَذَا

    ظُلْمٌ وَ خَتَمُوا الصَّحِيفَةَ بِأَرْبَعِينَ خَاتَماً خَتَمَهَا كُلُّ رَجُلٍ مِنْ رُؤَسَاءِ قُرَيْشٍ بِخَاتَمِهِ وَ عَلَّقُوهَا فِي الْكَعْبَةِ وَ تَابَعَهُمْ أَبُو لَهَبٍ عَلَى ذَلِكَ وَ

    كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَخْرُجُ فِي كُلِّ مَوْسِمٍ وَ يَدُورُ عَلَى قَبَائِلِ الْعَرَبِ فَيَقُولُ لَهُمْ تَمْنَعُونَ لِي جَانِبِي حَتَّى أَتْلُوَ عَلَيْكُمْ كِتَابَ اللَّهِ رَبِّي وَ

    ثَوَابُكُمْ عَلَى اللَّهِ الْجَنَّةُ وَ أَبُو لَهَبٍ فِي أَثَرِهِ فَيَقُولُ لَا تَقْبَلُوا مِنْهُ فَإِنَّهُ ابْنُ أَخِي وَ هُوَ سَاحِرٌ كَذَّابٌ فَلَمْ يَزَلْ حَالُهُ فَبَقُوا فِي الشِّعْبِ أَرْبَعَ

    سِنِينَ لَا يَأْمَنُونَ إِلَّا مِنْ مَوْسِمٍ وَ لَا يَشْتَرُونَ وَ لَا يُبَايِعُونَ إِلَّا فِي الْمَوْسِمِ وَ كَانَ يَقُومُ بِمَكَّةَ مَوْسِمَانِ فِي كُلِّ سَنَةٍ مَوْسِمُ الْعُمْرَةِ فِي

    رَجَبٍ وَ مَوْسِمُ الْحَجِّ فِي ذِي الْحِجَّةِ فَكَانَ إِذَا جَاءَ الْمَوْسِمُ تَخْرُجُ بَنُو هَاشِمٍ مِنَ الشِّعْبِ فَيَشْتَرُونَ وَ يَبِيعُونَ ثُمَّ لَا يَجْسُرُ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَنْ

    يَخْرُجَ إِلَى الْمَوْسِمِ الثَّانِي فَأَصَابَهُمُ الْجَهْدُ وَ جَاعُوا وَ بَعَثَتْ قُرَيْشٌ إِلَى أَبِي طَالِبٍ ادْفَعْ إِلَيْنَا مُحَمَّداً لِنَقْتُلَهُ وَ نُمَلِّكَكَ عَلَيْنَا فَقَالَ أَبُو

    طَالِبٍ قَصِيدَتَهُ الطَّوِيلَةَ يَقُولُ فِيهَا.

    فَلَمَّا رَأَيْتُ الْقَوْمَ لَا وُدَّ فِيهِمْ وَ قَدْ قَطَعُوا كُلَّ الْعُرَى وَ الْوَسَائِلِ‏

    أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ ابْنَنَا لَا مُكَذَّبٌ لَدَيْنَا وَ لَا يَعْنِي بِقَوْلِ الْأَبَاطِيلِ‏

    وَ أَبْيَضَ يُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ ثِمَالُ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ لِلْأَرَامِلِ‏

    يَطُوفُ بِهِ الْمُلَّاكُ مِنْ آلِ هَاشِمٍ فَهُمْ عِنْدَهُ فِي نِعْمَةٍ وَ فَوَاضِلِ‏

    كَذَبْتُمْ وَ بَيْتِ اللَّهِ نَبْزِي مُحَمَّداً وَ لَمَّا نُطَاعِنْ دُونَهُ وَ نُنَاضِلْ‏

    وَ نُسْلِمُهُ حَتَّى نُصْرَعَ دُونَهُ وَ نَذْهَلَ عَنْ أَبْنَائِنَا وَ الْحَلَائِلِ‏

    لَعَمْرِي لَقَدْ كُلِّفْتُ وَجْداً بِأَحْمَدَ وَ أَحْبَبْتُهُ حُبَّ الْحَبِيبِ الْمُوَاصِلِ‏

    وَ جُدْتُ بِنَفْسِي دُونَهُ وَ حَمَيْتُهُ وَ دَافَعْتُ عَنْهُ بِالذُّرَا وَ الْكَلَاكِلِ‏

    فَلَا زَالَ فِي الدُّنْيَا جَمَالًا لِأَهْلِهَا وَ شَيْناً لِمَنْ عَادَى وَ زَيْنَ الْمَحَافِلِ‏

    حَلِيماً رَشِيداً حَازِماً غَيْرَ طَائِشٍ يُوَالِي إِلَهَ الْحَقِّ لَيْسَ بِمَاحِلٍ‏

    فَأَيَّدَهُ رَبُّ الْعِبَادِ بِنَصْرِهِ وَ أَظْهَرَ دِيناً حَقُّهُ غَيْرُ بَاطِلٍ‏

    فَلَمَّا سَمِعُوا هَذِهِ الْقَصِيدَةَ أَيِسُوا مِنْهُ وَ كَانَ أَبُو الْعَاصِ بْنُ الرَّبِيعِ وَ هُوَ خَتَنُ رَسُولِ اللَّهِ ص يَجِي‏ءُ بِالْعِيرِ بِاللَّيْلِ عَلَيْهَا الْبُرُّ وَ التَّمْرُ إِلَى

    بَابِ الشِّعْبِ ثُمَّ يَصِيحُ بِهَا فَتَدْخُلُ الشِّعْبَ فَيَأْكُلُهَا بَنُو هَاشِمٍ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَقَدْ صَاهَرَنَا أَبُو الْعَاصِ فَأَحْمَدَ صِهْرَنَا لَقَدْ كَانَ يَعْمِدُ

    إِلَى الْعِيرِ وَ نَحْنُ فِي الْحِصَارِ فَيُرْسِلُهَا فِي الشِّعْبِ لَيْلًا فَلَمَّا أَتَى لِرَسُولِ اللَّهِ ص فِي الشِّعْبِ أَرْبَعُ سِنِينَ بَعَثَ اللَّهُ عَلَى صَحِيفَتِهِمُ

    الْقَاطِعَةِ دَابَّةَ الْأَرْضِ فَلَحِسَتْ جَمِيعَ مَا فِيهَا مِنْ قَطِيعَةِ رَحِمٍ وَ ظُلْمٍ وَ جَوْرٍ وَ تَرَكَتِ اسْمَ اللَّهِ وَ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَأَخْبَرَهُ

    بِذَلِكَ فَأَخْبَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَبَا طَالِبٍ فَقَامَ أَبُو طَالِبٍ فَلَبِسَ ثِيَابَهُ ثُمَّ مَشَى حَتَّى دَخَلَ الْمَسْجِدَ عَلَى قُرَيْشٍ وَ هُمْ يَجْتَمِعُونَ فِيهِ فَلَمَّا

    بَصُرُوا بِهِ قَالُوا قَدْ ضَجِرَ أَبُو طَالِبٍ وَ جَاءَ الْآنَ لِيُسَلِّمَ ابْنَ أَخِيهِ فَدَنَا مِنْهُمْ وَ سَلَّمَ عَلَيْهِمْ فَقَامُوا إِلَيْهِ وَ عَظَّمُوهُ وَ قَالُوا يَا أَبَا طَالِبٍ قَدْ

    عَلِمْنَا أَنَّكَ أَرَدْتَ مُوَاصَلَتَنَا وَ الرُّجُوعَ إِلَى جَمَاعَتِنَا وَ أَنْ تُسَلِّمَ إِلَيْنَا ابْنَ أَخِيكَ قَالَ وَ اللَّهِ مَا جِئْتُ لِهَذَا وَ لَكِنَّ ابْنَ أَخِي أَخْبَرَنِي وَ لَمْ

    يَكْذِبْنِي أَنَّ اللَّهَ أَخْبَرَهُ أَنَّهُ قَدْ بَعَثَ عَلَى صَحِيفَتِكُمُ الْقَاطِعَةِ دَابَّةَ الْأَرْضِ فَلَحِسَتْ جَمِيعَ مَا فِيهَا مِنْ قَطِيعَةِ رَحِمٍ وَ ظُلْمٍ وَ جَوْرٍ وَ تَرَكَتِ

    اسْمَ اللَّهِ فَابْعَثُوا إِلَى صَحِيفَتِكُمْ فَإِنْ كَانَ حَقّاً فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ ارْجِعُوا عَمَّا أَنْتُمْ عَلَيْهِ مِنَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ وَ قَطِيعَةِ الرَّحِمِ وَ إِنْ كَانَ بَاطِلًا

    دَفَعْتُهُ إِلَيْكُمْ فَإِنْ شِئْتُمْ قَتَلْتُمُوهُ وَ إِنْ‏

    شِئْتُمُ اسْتَحْيَيْتُمُوهُ فَبَعَثُوا إِلَى الصَّحِيفَةِ فَأَنْزَلُوهَا مِنَ الْكَعْبَةِ وَ عَلَيْهَا أَرْبَعُونَ خَاتَماً فَلَمَّا أَتَوْا بِهَا نَظَرَ كُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ إِلَى خَاتَمِهِ ثُمَّ

    فَكُّوهَا فَإِذَا لَيْسَ فِيهَا حَرْفٌ إِلَّا بِاسْمِكَ اللَّهُمَّ فَقَالَ لَهُمْ أَبُو طَالِبٍ يَا قَوْمِ اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُفُّوا عَمَّا أَنْتُمْ عَلَيْهِ فَتَفَرَّقَ الْقَوْمُ وَ لَمْ يَتَكَلَّمْ أَحَدٌ

    مِنْهُمْ وَ رَجَعَ أَبُو طَالِبٍ إِلَى الشِّعْبِ- وَ قَالَ فِي ذَلِكَ قَصِيدَتَهُ الْبَائِيَّةَ الَّتِي أَوَّلُهَا

    آنچه تا کنون با اختصار بیان نمودم قطعیت و نقل احادیثی در خروجی موجودی بنام دابة الارض است

    اما در بحار چنین میخوانیم

    بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏52، ص: 12

    سَأَلَنِي عَنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَقُلْتُ سَيِّدِي قَدْ أُلْبِسُوا جِلْبَابَ الذِّلَّةِ وَ هُمْ بَيْنَ الْقَوْمِ أَذِلَّاءُ فَقَالَ لِي يَا ابْنَ الْمَازِيَارِ لَتَمْلِكُونَهُمْ كَمَا مَلَكُوكُمْ وَ

    هُمْ يَوْمَئِذٍ أَذِلَّاءُ فَقُلْتُ سَيِّدِي لَقَدْ بَعُدَ الْوَطَنُ وَ طَالَ الْمَطْلَبُ فَقَالَ يَا ابْنَ الْمَازِيَارِ أَبِي أَبُو مُحَمَّدٍ عَهِدَ إِلَيَّ أَنْ لَا أُجَاوِرَ قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ

    عَلَيْهِمْ وَ لَهُمُ الْخِزْيُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ وَ أَمَرَنِي أَنْ لَا أَسْكُنَ مِنَ الْجِبَالِ إِلَّا وَعْرَهَا وَ مِنَ الْبِلَادِ إِلَّا قَفْرَهَا وَ اللَّهِ

    مَوْلَاكُمْ أَظْهَرَ التَّقِيَّةَ فَوَكَلَهَا بِي فَأَنَا فِي التَّقِيَّةِ إِلَى يَوْمِ يُؤْذَنُ لِي فَأَخْرُجُ فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي مَتَى يَكُونُ هَذَا الْأَمْرُ فَقَالَ إِذَا حِيلَ بَيْنَكُمْ وَ

    بَيْنَ سَبِيلِ الْكَعْبَةِ وَ اجْتَمَعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ اسْتَدَارَ بِهِمَا الْكَوَاكِبُ وَ النُّجُومُ فَقُلْتُ مَتَى يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ لِي فِي سَنَةِ كَذَا وَ

    كَذَا تَخْرُجُ دَابَّةُ الْأَرْضِ مِنْ بَيْنِ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ مَعَهُ عَصَا مُوسَى وَ خَاتَمُ سُلَيْمَانَ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَى الْمَحْشَرِ قَالَ فَأَقَمْتُ عِنْدَهُ أَيَّاماً وَ

    أَذِنَ لِي بِالْخُرُوجِ بَعْدَ أَنِ اسْتَقْصَيْتُ لِنَفْسِي وَ خَرَجْتُ نَحْوَ مَنْزِلِي وَ اللَّهِ لَقَدْ سِرْتُ مِنْ مَكَّةَ إِلَى الْكُوفَةِ وَ مَعِي غُلَامٌ يَخْدُمُنِي فَلَمْ أَرَ

    إِلَّا خَيْراً وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما


    برای خروج دابة الارض مکان مشحص شده است

    و آن بین صفا و مروه است


    با تطبیق چند روایت میتوان چنین احتمال داد که دابة الارض همان نفس زکیه است چرا که بنده در علامات ظهور هر چه حدیث

    دیدم در هیچ حدیثی دابة الارض و نفس زکیه با هم بیان نشده بود

    و این کلام احتمال نفس زکیه را قوی میسازد

    اما باز با شگفتی میبینیم که همراه او عصای موسی و نگین سلیمان علیهما السلام است

    و این از نشانه های مولایمان مهدی موعود علیه السلام است

    پس میتوانیم این احتمال را بدهیم که دابة الارض همان مهدی موعود ارواحنا لتراب مقدمه الفداه است

    اما

    احتمال اول قوی تر است

    اما در بحار ج 53 ص 47 چنین میخوانیم

    وَ مِنَ الْغَدِ عِنْدَ الظُّهْرِ تَتَلَوَّنُ الشَّمْسُ وَ تَصْفَرُّ سَوْدَاءَ مُظْلِمَةً وَ يَوْمَ الثَّالِثِ يُفَرِّقُ اللَّهُ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ وَ تَخْرُجُ دَابَّةُ الْأَرْضِ وَ تُقْبِلُ

    الرُّومُ إِلَى سَاحِلِ الْبَحْرِ عِنْدَ كَهْفِ الْفِتْيَةِ فَيَبْعَثُ اللَّهُ الْفِتْيَةَ مِنْ كَهْفِهِمْ مَعَ كَلْبِهِمْ مِنْهُمْ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ مَلِيخَا وَ آخَرُ خملاها وَ هُمَا

    الشَّاهِدَانِ الْمُسْلِمَانِ لِلْقَائِمِ ع‏ الْهِبَاتِ وَ أَنَا الْمُؤَذِّنُ عَلَى الْأَعْرَافِ- وَ أَنَا بَارِزُ الشَّمْسِ أَنَا دَابَّةُ الْأَرْضِ وَ أَنَا قَسِيمُ النَّارِ- وَ أَنَا خَازِنُ

    الْجِنَانِ وَ صَاحِبُ الْأَعْرَافِ- وَ أَنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَعْسُوبُ الْمُتَّقِينَ وَ آيَةُ السَّابِقِينَ وَ لِسَانُ النَّاطِقِينَ وَ خَاتَمُ الْوَصِيِّينَ وَ وَارِثُ النَّبِيِّينَ وَ

    خَلِيفَةُ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صِرَاطُ رَبِّيَ الْمُسْتَقِيمُ وَ فُسْطَاطُهُ وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ مَا فِيهِمَا وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ أَنَا الَّذِي

    احْتَجَّ اللَّهُ بِهِ عَلَيْكُمْ فِي ابْتِدَاءِ خَلْقِكُمْ وَ أَنَا الشَّاهِدُ يَوْمَ الدِّينِ وَ أَنَا الَّذِي عَلِمْتُ عِلْمَ الْمَنَايَا وَ الْبَلَايَا وَ الْقَضَايَا وَ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ

    الْأَنْسَابَ وَ اسْتُحْفِظْتُ آيَاتِ النَّبِيِّينَ الْمُسْتَخْفِينَ الْمُسْتَحْفَظِينَ وَ أَنَا صَاحِبُ الْعَصَا وَ الْمِيسَمِ- وَ أَنَا الَّذِي سُخِّرَتْ لِيَ السَّحَابُ وَ الرَّعْد

    و این باز اشارتی قریب به امام زمان دارد و این احتمال را تقویت مینماید که دبة الارض همان مولایمان باشد

    اما قطعیت در وجود تماما خیر دابة الارض دارد

    حقیر بهمین مقدار بسنده میکنم زیرا بیم دارم باز مورد هجوم کلامی واقع شوم و موجی از بی احترامی ببینم

    اگر مایل بودید ادامه دهم بفرمایید تا تمامیت کلام را بنظرتان برسانم

    پاینده باشید

    مع السلام و رحمة الله و برکاته

    کوچه ها پر زحرامی و عوام الناس بود
    چشم حیدر(ع)پرزاشک و دل پر از احساس بود

    ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه (س)
    گردنت را میشکست آنجا اگر عباس(ع)بود

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با سلام
    و تشکر از شما دوست عزیز!!
    اما مواردی دیگر هم به زبان علما آورده شده !!
    به همین خاطر بنده سوال کردم که برسی شود !

    در آيه ، قرائنى است كه نشان مى دهد اين دابّة موجود بسيار مهمى است ، زيرا:
    1 در آستانه ى قهر الهى ظاهر مى شود. ((اذا وقع القول عليهم )) اقتضاى سخنان مهم آن است كه از سرچشمه هاى مهم صادر شود.
    2 به نحو استثنايى پيدا مى شود. ((اخرجنا... من الارض ))
    3 حرف مى زند، ((تكلّمهم )) قضاوت مى كند و از آينده مردم خبر مى دهد. ((انّ الناس كانوا...))
    4 حرف او همچون صوراسرافيل ، آخرين سخن است . ((اذا وقع القول ))
    5 كلمه ى دابّة ، با تنوين ، نشانه ى عظمت و بزرگى اين موجود است .
    6 آيه ى بعد، مربوط به رجعت است كه اولياى خدا قبل از قيامت زنده مى شوند.
    7 آيه نمى گويد: ((بآيات اللّه )) بلكه مى گويد: ((بآياتنا)) گويا نشانه هاى او همان نشانه هاى خداوند است .
    جمع بندى ميان اين قرائن كه در ظاهر آيه است و روايات متعدّدى كه در تفاسير آمده است ، ما را به اين حقيقت مى رساند كه بگوييم : مراد از ((دابّة من الارض ))، حضرت علىّ عليه السلام است .
    اوست كه لايق است حرف آخر را بگويد وبر پيشانى بعضى ، مهر عدم ايمان بزند واز آينده شوم گمراهان خبر دهد.
    دو سؤ ال :
    1 آيا كلمه ى دابّه ، مخصوص جنبنده هاى غير انسانى نيست ؟
    پاسخ : خير، در قرآن بارها كلمه ى دابّه به كار رفته كه شامل انسان نيز مى شود، نظير (و ما من دابّة فى الارض الاّ على اللّه رزقها) (هود، 6)

    2 آيا اطلاق كلمه ى جنبنده بر حضرت على عليه السلام توهين به آن حضرت نيست ؟
    پاسخ : هرگز؛ همان گونه كه اطلاق كلمه ى ((بَشر)) بر پيامبر توهين نيست ، و اطلاق كلمات ((شى ء، عالم ، نور و وجود)) بر خداوند جايز است ، لكن فرق است ميان علم ، نور و وجود خداوند با سايرين

    سؤال‌ نمودن‌ مردي‌ از عمّار بن‌ ياسر دربارۀ دابّة‌ الارض‌

    حضرت‌ صادق‌ عليه‌ السّلام‌ فرمودند: مردي‌ به‌ عمّار بن‌ ياسر گفت‌ يا أبا اليَقْظان‌! يك‌ آيه‌اي‌ در كتاب‌ خدا آمده‌ است‌ كه‌ افكار مرا پريشان‌ نموده‌ و مرا به‌ شكّ انداخته‌ است‌!

    عمّار گفت‌: آن‌ آيه‌ كدام‌ است‌؟
    آن‌ مرد گفت‌: اين‌ آيه‌:

    وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَآبَّةً مِنَ الارْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِـَايَـٰتِنَا لَا يُوقِنُونَ.

    آن‌ جنبنده‌ كدام‌ است‌؟ و اوصافش‌ چيست‌؟

    عمّار گفت‌: سوگند بخدا نمي‌نشينم‌ و نمي‌خورم‌ و نمي‌آشامم‌ مگر آنكه‌ آن‌ دابّة‌ الارض‌ را به‌ تو نشان‌ دهم‌.

    عمّار با آن‌ مرد به‌ نزد أميرالمؤمنين‌ عليه‌ السّلام‌ آمدند، و حضرت‌ مشغول‌ خوردن‌ خرما با كَره‌ بود.
    فرمود: اي‌ أبايقظان‌! بفرما بنشين‌ و بخور!

    عمّار نشست‌ و با آن‌ حضرت‌ شروع‌ به‌ خوردن‌ كرد؛ آن‌ مرد تعجّب‌ نمود و از عمل‌ عمّار در حيرت‌ آمد.
    چون‌ عمّار برخاست‌، گفت‌: سبحان‌ الله‌! مگر تو سوگند ياد نكردي‌ كه‌ نخوري‌ و نياشامي‌ مگر آنكه‌ دابّة‌ الارض‌ را به‌ من‌ نشان‌ دهي‌؟

    عمّار گفت‌: من‌ او را به‌ تو نشان‌ دادم‌، اگر فهم‌ نموده‌ و تعقّل‌ ميكردي‌!

    اين‌ روايت‌ را در «مجمع‌ البيان‌» و تفسير «برهان‌» از عليّ بن‌ إبراهيم‌ آورده‌اند.

    منبع :
    ر.ك طهراني، سيد محمد حسين، معاد شناسی ج 4 ص 109
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۴/۰۹ در ساعت ۰۴:۰۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ثقلین : ذوالقرنین
    نوشته
    1,610
    حضور
    25 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    36
    صلوات
    3100



    سلام

    با تشکر از رضای عزیز که حق مطلب را ادا نموده به چند مطلب اشاره مینمایم اول اینست که وقع القول لزوماً عذاب تنها نیست بلکه اجرای وعده الهی است که همان رجعت و وراثت زمین است و نکته مهمتر مسئله یقین است لذا روی سخن تنها به کفار نیست بلکه به مومنین است که البته بسیاری به رجعت یقین ندارند و وقتی زنده شدن شهدا و ظالمین را ببیند به یقین میرسند که البته ممکن است دیر شده باشد.

    ویرایش توسط فتا 1 : ۱۳۹۰/۰۴/۰۹ در ساعت ۰۶:۰۹
    خدایا مرا آن ده که آن به

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ثقلین : ذوالقرنین
    نوشته
    1,610
    حضور
    25 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    36
    صلوات
    3100



    حَتَّى إِذَا جَاءُوا قَالَ أَكَذَّبْتُمْ بِآیاتِی وَلَمْ تُحِیطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ«84»
    تا زمانی که (به پای حساب) می‌آیند، (به آنان) می‌گوید: «آیا آیات مرا تکذیب کردید و در صدد تحقیق برنیامدید؟! شما چه اعمالی انجام می‌دادید؟!»


    در اینجا انکه سخن میگوید خلیفه خدا یعنی امیرمومنان است که میفرماید ایا نشانه های حقانیت مرا تکذیب کردید چرا دراین مورد تحقیق نکردید این چه کاری بود که میکردید .

    وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِمْ بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا ینْطِقُونَ«85»
    در این هنگام، فرمان عذاب بخاطر ظلمشان بر آنها واقع می‌شود، و آنها سخنی ندارند که بگویند!


    در اینجا انکه دستور عذاب میدهد امیرمومنان است و تکذیب کنندگانش دفاعی نمیتوانند از خودشان بکنند .

    أَلَمْ یرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّیلَ لِیسْكُنُوا فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ«86»
    یا ندیدند که ما شب را برای آرامش آنها قرار دادیم و روز را روشنی‌بخش؟! در این امور نشانه‌های روشنی است برای کسانی که ایمان می‌آورند (و آماده قبول حقند).


    و در این ایه شب را نشانه سکون میداند و میفرماید این روز است که میتوان در آن چشم باز کرد و حقایق را دید و عبرت گرفت چون زمانی که شب فرا برسد دیگر دیر شده و فرصت برای مومن از دست رفته است .

    خدایا مرا آن ده که آن به

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    280
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    20
    صلوات
    674



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام
    و تشکر از شما دوست عزیز!!
    اما مواردی دیگر هم به زبان علما آورده شده !!
    به همین خاطر بنده سوال کردم که برسی شود !

    در آيه ، قرائنى است كه نشان مى دهد اين دابّة موجود بسيار مهمى است ، زيرا:
    1 در آستانه ى قهر الهى ظاهر مى شود. ((اذا وقع القول عليهم )) اقتضاى سخنان مهم آن است كه از سرچشمه هاى مهم صادر شود.
    2 به نحو استثنايى پيدا مى شود. ((اخرجنا... من الارض ))
    3 حرف مى زند، ((تكلّمهم )) قضاوت مى كند و از آينده مردم خبر مى دهد. ((انّ الناس كانوا...))
    4 حرف او همچون صوراسرافيل ، آخرين سخن است . ((اذا وقع القول ))
    5 كلمه ى دابّة ، با تنوين ، نشانه ى عظمت و بزرگى اين موجود است .
    6 آيه ى بعد، مربوط به رجعت است كه اولياى خدا قبل از قيامت زنده مى شوند.
    7 آيه نمى گويد: ((بآيات اللّه )) بلكه مى گويد: ((بآياتنا)) گويا نشانه هاى او همان نشانه هاى خداوند است .
    جمع بندى ميان اين قرائن كه در ظاهر آيه است و روايات متعدّدى كه در تفاسير آمده است ، ما را به اين حقيقت مى رساند كه بگوييم : مراد از ((دابّة من الارض ))، حضرت علىّ عليه السلام است .
    اوست كه لايق است حرف آخر را بگويد وبر پيشانى بعضى ، مهر عدم ايمان بزند واز آينده شوم گمراهان خبر دهد...


    بسم الله الرحمن الرحیم

    رضای عزیز

    کلامتان را مطالعه کردم و بدون هیچ شکی میگویم کلامتان صحیح است.

    بنده در 19 روایت این ماجرا را دیده ام

    اما هدف از بیان آن دو این بود که تواتر بیشتری دارند و تواتر سبب یقین است.

    گرچه تفاوتی ندارد و هر کدام باشند آرامش قلب مسلمین است.


    پیروز و شاداب باشید

    مع السلام و رحمة الله و برکاته

    کوچه ها پر زحرامی و عوام الناس بود
    چشم حیدر(ع)پرزاشک و دل پر از احساس بود

    ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه (س)
    گردنت را میشکست آنجا اگر عباس(ع)بود

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    280
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    20
    صلوات
    674



    نقل قول نوشته اصلی توسط بهلول نمایش پست ها
    سلام

    با تشکر از رضای عزیز که حق مطلب را ادا نموده به چند مطلب اشاره مینمایم اول اینست که وقع القول لزوماً عذاب تنها نیست بلکه اجرای وعده الهی است که همان رجعت و وراثت زمین است و نکته مهمتر مسئله یقین است لذا روی سخن تنها به کفار نیست بلکه به مومنین است که البته بسیاری به رجعت یقین ندارند و وقتی زنده شدن شهدا و ظالمین را ببیند به یقین میرسند که البته ممکن است دیر شده باشد.
    بسم الله الرحمن الرحیم

    جناب بهلول عزیز

    هنوز به بنده پاسخ نگفته اید که با کدام فقه طهارت میکنید و نماز میخوانید.

    این پرسشی ست که از جانب شما بی پاسخ مانده است.

    مع السلام و رحمة الله و برکاته

    کوچه ها پر زحرامی و عوام الناس بود
    چشم حیدر(ع)پرزاشک و دل پر از احساس بود

    ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه (س)
    گردنت را میشکست آنجا اگر عباس(ع)بود

  17. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ثقلین : ذوالقرنین
    نوشته
    1,610
    حضور
    25 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    36
    صلوات
    3100



    نقل قول نوشته اصلی توسط life313 نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    جناب بهلول عزیز

    هنوز به بنده پاسخ نگفته اید که با کدام فقه طهارت میکنید و نماز میخوانید.

    این پرسشی ست که از جانب شما بی پاسخ مانده است.

    مع السلام و رحمة الله و برکاته
    عيب رندان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت
    که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

    من اگر نيکم و گر بد تو برو خود را باش
    هر کسي آن درود عاقبت کار که کشت

    همه کس طالب يارند چه هشيار و چه مست
    همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

    سر تسليم من و خشت در ميکده‌ها
    مدعي گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

    نااميدم مکن از سابقه لطف ازل
    تو پس پرده چه داني که که خوب است و که زشت

    نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
    پدرم نيز بهشت ابد از دست بهشت

    حافظا روز اجل گر به کف آري جامي
    يک سر از کوي خرابات برندت به بهشت

    خدایا مرا آن ده که آن به

  18. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    سلام

    دوستان



    فَلَمَّا قَضَينَا عَلَيهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَينَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ الْغَيبَ مَا لَبِثُوا

    فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ(سبأ/14)

    (با اين همه جلال و شکوه سليمان) هنگامي که مرگ را بر او مقرر داشتيم، کسي آنها را از مرگ وي آگاه نساخت مگر جنبنده

    زمين [= موريانه‌] که عصاي او را مي‌خورد (تا شکست و پيکر سليمان فرو افتاد)؛ هنگامي که بر زمين افتاد جنيان فهميدند که

    اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خوارکننده باقي نمي‌ماندند!

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


    إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يخْتَلِفُونَ(النمل/76)
    اين قرآن اکثر چيزهايي را که بني اسرائيل در آن اختلاف دارند براي آنان بيان مي‌کند؛
    وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ(النمل/77)
    و مايه هدايت و رحمت براي مؤمنان است!
    إِنَّ رَبَّكَ يقْضِي بَينَهُمْ بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ(النمل/78)
    پروردگار تو ميان آنها در قيامت به حکم خود داوري مي‌کند؛ و اوست قادر دانا.
    فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ(النمل/79)
    پس بر خدا توکل کن، که تو بر حق آشکار هستي!
    إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ(النمل/80)

    مسلما تو نمي‌تواني سخنت را به گوش مردگان برساني، و نمي‌تواني کران را هنگامي که روي برمي‌گردانند و پشت مي‌کنند

    فراخواني!
    وَمَا أَنْتَ بِهَادِي الْعُمْي عَنْ ضَلَالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يؤْمِنُ بِآياتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ(النمل/81)

    و نيز نمي‌تواني کوران را از گمراهيشان برهاني؛ تو فقط ميتواني سخن خود را به گوش کساني برساني که آماده پذيرش ايمان به آيات ما هستند و در برابر حق تسليمند!

    وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآياتِنَا لَا يوقِنُونَ(النمل/82)

    و هنگامي که فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند)، جنبنده‌اي را از زمين براي آنها خارج مي‌کنيم که با آنان

    تکلم مي‌کند (و مي‌گويد) که مردم به آيات ما ايمان نمي‌آوردند.
    وَيوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يكَذِّبُ بِآياتِنَا فَهُمْ يوزَعُونَ(النمل/83)

    (به خاطر آور) روزي را که ما از هر امتي، گروهي را از کساني که آيات ما را تکذيب مي‌کردند محشور مي‌کنيم؛ و آنها را نگه

    مي‌داريم تا به يکديگر ملحق شوند!
    حَتَّى إِذَا جَاءُوا قَالَ أَكَذَّبْتُمْ بِآياتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(النمل/84)

    تا زماني که (به پاي حساب) مي‌آيند، (به آنان) مي‌گويد: «آيا آيات مرا تکذيب کرديد و در صدد تحقيق برنيامديد؟! شما چه اعمالي انجام مي‌داديد؟!»
    وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهِمْ بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا ينْطِقُونَ(النمل/85)

    در اين هنگام، فرمان عذاب بخاطر ظلمشان بر آنها واقع مي‌شود، و آنها سخني ندارند که بگويند!

    أَلَمْ يرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيلَ لِيسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ(النمل/86)

    يا نديدند که ما شب را براي آرامش آنها قرار داديم و روز را روشني‌بخش؟! در اين امور نشانه‌هاي روشني است براي کساني که ايمان مي‌آورند (و آماده قبول حقند).

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود