صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلیل ادراج آیات مدنی در مکی یا بالعکس ؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    دلیل ادراج آیات مدنی در مکی یا بالعکس ؟؟؟




    سلام
    قرآن کریم با ترتیب امروزیش می تواند موضوع تحقیق و بررسی بسیار باشد . چرا ترتیب سور قرآن بدین گونه است ؟
    اما مهمتر از آن اینستکه چرا بعضی آیات مدنی در سور مکی است و بالعکس ؟
    کارشناسان محترم و دوستان عزیز چه نظری دارند ؟
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۳/۲۶ در ساعت ۱۹:۱۲
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    برای هدایت بحث شاید بد نباشد که بگوییم بعضی از بزرگان قائلند :
    ترتیب فعلی قرآن ( که در کتب قرآن فعلی مشاهده می کنیم ) ترتیب انزالی قرآن است .

    این را اگر اصل قرار دهیم شاید در این بحث بجایی برسیم
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    قرآن کریم با ترتیب امروزیش می تواند موضوع تحقیق و بررسی بسیار باشد . چرا ترتیب سور قرآن بدین گونه است ؟
    اما مهمتر از آن اینستکه چرا بعضی آیات مدنی در سور مکی است و بالعکس ؟
    کارشناسان محترم و دوستان عزیز چه نظری دارند ؟
    شانسیه
    بدون دلیل

    چون تدبر تو قران با وجود ناسخ و منسوخ معنا نداره
    بنابراین تقدم و تاخر آیات و چینششون هیچ تاثیری تو برداشت از ایات نداره

    قران یه متنه ناهمگونه که کامل نیست و ارزشش تو فقه تا حدیه که سنت پیامبر ناسخشه
    حتی اگه سند روایاتش ضعیف باشه

    میگی نه؟
    اینا رو بخون:

    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17495&page=14
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=27323
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=27358

    ویرایش توسط منتقد : ۱۳۹۰/۰۳/۲۶ در ساعت ۲۳:۵۷
    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  7. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    اینایی که گفتم عقیده من نیست

    چیزیه که خیلی اسلامیون الان میگن بدون اینکه فکر کنن حرفاشون چه پیامدهایی میتونه داشته باشه و قران و اسلامو زیر سوال میبره

    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  8. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتقد نمایش پست ها
    چون تدبر تو قران با وجود ناسخ و منسوخ معنا نداره
    سلام
    هرچند اینها باور شما نیست اما فی الجمله :
    قرآن کریم در متن خودش بارها افراد را به تعقل در آیاتش دعوت کرده لذا هرکس با تکیه بر ناسخ و منسوخ آیات که بسیار هم کم هستند اندیشه در آن را رد می کند خلاف صریح قرآن حرف زده است

    نقل قول نوشته اصلی توسط منتقد نمایش پست ها
    بنابراین تقدم و تاخر آیات و چینششون هیچ تاثیری تو برداشت از ایات نداره
    هیچ چیزی در قرآن امر اتفاقی نیست که نتوان از آن بهره ای ارزشمند برد حتی تقدم و تاخر حروف چه رسد به تقدم و تاخر آیات
    نقل قول نوشته اصلی توسط منتقد نمایش پست ها
    قران یه متنه ناهمگونه که کامل نیست
    قرآن یک متن همگونه که فکر عادی بشری از درک آن عاجزه لذا اسمش رو می ذاره ناهمگون
    نقل قول نوشته اصلی توسط منتقد نمایش پست ها
    ارزشش تو فقه تا حدیه که سنت پیامبر ناسخشه
    احادیث پیامبر ناسخ قرآن نیست بلکه تفسیر یا بیان مصداق یا تطبیقه
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات


  10. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    ترتیب فعلی قرآن ( که در کتب قرآن فعلی مشاهده می کنیم ) ترتیب انزالی قرآن است .
    سلام
    از بحثهای حاشیه ای که بگذریم می گوییم :
    انزال به نحو دفعی است و امر دفعی تقدم و تاخر نداره پس چطور گفته شد که ترتیب فعلی قرآن بر اساس انزال است نه تنزیل؟
    اگر این را حل کنیم شاید در اختلاف انزال و تنزیل راه بجایی ببریم
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۳/۲۸ در ساعت ۰۱:۱۵
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 2


  12. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    انزال به نحو دفعی است و امر دفعی تقدم و تاخر نداره پس چطور گفته شد که ترتیب فعلی قرآن بر اساس انزال است نه تنزیل؟
    سلام
    دفعی بودن و عدم تقدم و تاخر بواسطه ویژگی تجرد است اما وقتی قرار بر ظهور مادی امر مجردی باشد مطمئنا می بایست از ویژگیهای عالم ماده رنگ بگیرد لذا همان امر بی تقدم و تاخر ، دارای تقدم و تاخر می شود .
    اما سوال این است که آیا می توان قرآن فعلی را بدون تقدم و تاخر نگریست ؟ ظاهرا با فکر مادی امکان پذیر نیست . یعنی به حسب شناختی عادی که ما داریم سوره حمد اول و سوره ناس آخر قرآن است و نمی توان به قرآن مکتوب جوری نگاه کرد که حمد و ناس در یک ردیف باشند .
    آیا عدم امکان نگاه به قرآن به آن نحو نشانه حقیقی بودن تقدم و تاخر در آن است و اگر هست مبنای این تقدم و تاخر چیست ؟
    ویژگی مجردات امکان جمع است . یعنی می توان در یک حقیقت مجرد، بی نهایت امر مجرد ادراج کرد بر همین اساس می توان پذیرفت که امر مجرد در انزال دفعی حاوی حقایق متکثری هم باشد اما تکثری که با توحیدش یکی است .
    و باز می پرسیم چه چیزی باعث تقدم و تاخر در وجود مادی انزال است ؟
    شاید بتوان در اینجا از تقدم و تاخر وجودی سخن گفت به این که حقایق قرآن هرچند در وجود مجرد قابل جمعند اما می توان برای آنها به حسب ذاتشان تقدم و تاخری در نظر گرفت .
    تصور کنید ما بتوانیم مفهوم مجرد علت و معلول را در یک توجه باطنی با هم ادراک کنیم بطوری که بین آنها جمع شود . هرچند این تجمیع امکان پذیر است و آن دو را آنها توام می کند اما حقیقتا مفهوم علت بر مفهوم معلول تقدم ذاتی دارد .
    ادامه دارد ان شاء الله

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۳/۲۸ در ساعت ۰۱:۱۸
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    بیایید فعلا بپذیریم که :
    هرچند وجود مجرد در انزال دفعی بی تقدم و تاخر است اما تقدم و تاخر ذاتی حقایق مندرج در آن وجود جمعی باعث تقدم و تاخر در مقام ظهور خارجی لفظی می شود .
    حال سوال این است که :
    این تقدم و تاخر بین حروف است یا کلمات یا آیات و یا سور ؟
    شاید تصور شود که بحث تقدم حروف بی معناست اما به حسب روایات و کلماتی از اهل معرفت معلوم می گردد که حروف دارای معانی بسیطه اند لذا سخن از معنای حروف بی اساس نیست . در روایات هم هست که یک حرف از قرآن هفتاد هزار معنا دارد و این می تواند اشاره به معنای بسیط و کلی حروف قرآن باشد .
    ما می توانیم فی الجمله قائل به تقدم و تاخر حتی بین حروف قرآن باشیم اما حقیقت
    آنستکه از درک این تقدم و تاخر با توجه به تکرار بسیار زیاد حروف در قرآن کریم عاجزیم یعنی نمی دانیم چرا باءبسم الله در اول است و باء رب در رب العالمین اینجا قرار گرفته است . تفسیر این تقدم و تاخر نیازمند توفیقی الهی است که بدان امیدواریم .
    اگر فی الجمله معنای بسیطه را مظهر حقایق بسیطه عالم وجود بدانیم شاید در همین حد بتوان گفت که این تقدم و تاخرها نشانه تجلیات متعدده حقایق است .
    خوب این بحث یعنی بحث تقدم و تاخر در الفاظ و آیات هم به سادگی قابل تبیین نیست بلکه مستحیل است . اما بحث این است که بالاخره باید تقدم و تاخر را در چه سطحی در نظر بگیریم ؟ در سطح حروف یا الفاظ یا..
    با توجه به اینکه بحث ما در خصوص ادراج آیات است بهتر است تقدم و تاخر را با توجه به این سطح از ترکیب الفاظ و معانی در نظر بگیریم .
    ادامه دارد ان شاء الله
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  14. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    هرچند بحث از تقدم و تاخر حروف و در نتیجه کلمات ما را در تقدم و تاخر آیات هم کمک می کنه اما حقیقتا قدم زدن در این وادی بدون راهنمایی حق و خاصان حق قدم زدن در تاریکیهاست . با این حال نا امید نمی شویم که جز کافران از خدا ناامید نمی شوند .
    گفتیم که تقدم و تاخر حروف می تواند به معنای تجلیات متعدده آن حقایق مرسل باشد به عبارت دیگر با در بسم الله یک تجلی نموده و در رب هم یک تجلی و تفاوت این دو تجلی در مظهر است نه در حقیقت باء . البته باید توجه داشت که بسم الله یک کلمه نیست بلکه خود سه کلمه است : باء ، اسم ، الله . پس در اینجا ما تقدم باء را بر لفظ اسم داریم بلکه بر الف اسم . و چه جالب که با آمدن باء الف اسم حذف می شود و این امر اختصاصی همین جاست .
    از این بحث شاید بتوان نتیجه گرفت که ترکیب تجلیات حقایق مرسله موجب ظهور معنای به ظاهر بسیط کلمات می شود . مثلا در رب سه معنای بسیط : را ، باء و باء موجب ظهور لفظ رب شده است . خوب سوال این است که را و باء چه معنایی دارند ؟
    شاید بتوان از معنای به ظاهر مرکب رب به معانی بسیط را و باء رسید . اما آیا سخن از فهم معنای بسیط حروف صحیح است ؟
    رب یعنی چه ؟
    رب یعنی پرورش دهنده . یعنی پروردگار . خوب در این معنا چه معنای بسیطی است ؟ به نظر می رسد در پروردگار دو معنای بسیط وجود دارد یکی پرورش و دیگری معنای فاعلیت است . به نظر ما و با توجه به باءی که در اول بسم الله آمده است معنای باء فاعلیت و معنای را پرورش است .
    نمی دانیم چطور به این وادی کشیده شدیم ولی ظاهرا تا این جا یک روش در کشف معانی بسط حروف یافته ایم . هرچند فکر نمی کنم مانند بعض مباحث دیگر مورد توجه کسی قرار گیرد .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    گفتیم که شاید بتوان به روش معکوس سازی از معانی به ظاهر بسیط کلمات به معنای بسیط حروف رسید . اما مفهوم این کلام این است که :
    با توجه به اینکه حروف در زبان عربی 28 عدد است پس باید برای تمام معانی قرآنی تنها 28 معنای بسیط وجود دشته باشد که همه آن معانی متکثر به این 28 معنا رجوع می کند .
    آیا این ممکن است ؟ آیا تمام معنای آیات و مفردات قرآن فقط به 28 معنا بر می گردد ؟
    این امر گرچه بعید به نظر می رسد محال نیست چه اینکه همین قرآن با همه تعدد و تکثر عباراتش فقط از 28 حرف تشکیل شده است .
    آیا می توان با تعیین این معانی بیست و هشتگانه و قرار دادن آنها بجای حروف قرآن به یک فرمول خاص در خصوص آنها دست یافت ؟
    آیا می توان به نظام ظهور حقایق بسیطه در عالم کثرات دست یافت ؟
    پاسخ مثبت به این سوال به معنای امکان پیش بینی تمام حقایق آینده و کشف همه حقایق گذشته است .

    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. « بحث و مناظره تا چه مقدار سودمند است؟؟؟ »
    توسط ali pir در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۴, ۱۰:۳۷
  2. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۲۲:۰۸
  3. اتلاف زمان برای تیمم بدل از غسل؟؟؟!!!
    توسط kosar در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۰۹:۱۷
  4. « توسل و توحید » ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن براهین اثبات خدا
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۴, ۱۳:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود