صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جنگ عقل و عشق

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    جنگ عقل و عشق




    سلام
    در فلسفه الهی متعالی یا همان فلسفه صدرایی حقایقی بر اندیشمند آشکار می شود که ابتداءا موجب هراس او می شود . در بسیاری از مباحث این اندیشه متعالی مانند حرکت جوهری یا فقر نوری این حقیقت بر صاحب عقل آشکار می شود که اشیاء فقر محضند . اولین سوالی که برای اندیشمند در این جایگاه خطیر پیش می آید آنستکه فقر محض اساسا چگونه می تواند وجود داشته باشد . در تعمقی شایسته این حقیقت بر او آشکار می شود که هرچه هست حقیقت هستی است . همه حقایق جلوه های اویند . وی در هنگامه پر غوغای درون خود می یابد که در تمام مقامات او با حقیقت هستی روبروست بلکه در متن خودیت خود همه اوست .
    هرچند یک روند اندیشه گری بنیادی اورا به اینجا کشانده اما به لحاظ روحی و درونی آمادگی پذیرش این حقیقت را ندارد . آنچه را که دیگران در لفاظیهای بی حقیقت خود فریاد می کنند او اکنون به یقین علمی او یافته است .
    اگر عشق الهی در دل این سالک سبیل علم و معرفت شعله ای فروزان نداشته باشد او نمی تواند باقیمانده این راه خطیر را بپیماید . اگر شیدایی عشق الهی دستگیر او نشود او نمی تواند از این شک رهایی یابد . این مستی و شیدایی است که دل اورا دریایی می کند و بی ترس و هراس از هرکس و هرچیزی بر سر دار توحید می رود .
    عقل اورا به مرزها رسانده اما حصارهای مرز مانع بزرگی برای رهایی است پس باید لشکر عشق مرزها را بشکند و سالک طریق علم را از آن عبور دهد .
    آنانکه متنعم به این نعمت شدند پس از این با خدا زندگی می کنند .
    چه می فرمایید ! شاید چند بیت شعر اینجا بنویسید !
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    وقتی مومن عارف از مرز عقل گذشت و خدا را حقیقتی بی مرز یافت که تمام حقایق در خدمت جلوه گری او هستند دیگر میلی به بازگشت به عالم سیاه و سفید عوام بلکه خواص عوام اندیش را ندارد . او در بهشت خدا باقی می ماند : و هم فیها خالدون
    اما چه بسا که که از سوی حق مامور گردد از خلق دستگیری کند . و این آغاز مصیبتی بزرگ برای اوست چه اینکه برای دستگیری از خلق راهی جز تنزل ندارد . باید برای آموختن به کودکان کودک شد و این جهاد بزرگ اهل الله است .
    در انجام این ماموریت سنگین چه بسا بر دل خاتم سفرای الهی هم گردی می نشیند :
    لیغان علی قلبی و انی استغفرالله کل یوم سبعین مره
    این همان تردد در آثار است که حضرت سیدالشهداء از آن می نالد :
    ترددی فی الآثار یوجب بعد المزار فاجمعنی بخدمه ....
    اما یافتن این مقام منیع بدون فضل و عنایت خاص الهی ممکن نیست . جهادی سخت و حظی وافر از صبر می خواهد .
    وصف العیش نصف العیش بهره ماست!
    موفق باشید


    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    شاید برای شروع تاپیک بد نباشه

    عقل کجا پی برد شیوه سودای عشق

    باز نیابی به عقل سر معمای عشق

    خاطر خیاط عقل گرچه بسی بخیه زد


    هیچ قبایی ندوخت لایق بالای عشق

    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۲۲:۱۶

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    جنگ عارف و فیلسوف جنگ عشق و عقل راست . پیش از آنکه این جنگ بین افراد مومن باشد در درون خود مومن سالک است . عارف نماینده مقام عشق و فیلسوف نماینده مقام عقل است . عقل حقایق را تا مقام مفهوم دانسته است اما جرات چشیدن آنرا ندارد چرا که این چشیدن نیازمند نوعی رهایی ازحسابگری و اندازه نگه داری است لذا عارف ، فیلسوف را به عشق فرا می خواند تا حسابگری را فراموش کند و بی هوش ، هوشیاری برینی را به او بچشاند . همه نفی و انکار عقل در نزد عارفان بدین جهت است .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    179
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    458



    [quote=حامد;120049]جنگ عارف و فیلسوف جنگ عشق و عقل راست [/

    سلام بااجازه

    مگرعقل وعشق باهم جنگ دارنداگر عقل الهی باشد؟

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131




    آنچه که وجود دارد این است که ما با دو نوع عقل روبرو هستیم.

    یکی عقل كل است ،
    مقصود از عقل کلي، عقل کامل بالغ است که همان نيروي قدسي درک و فهم و شعور در تشخيص نيک و بد و مصالح و مفاسد است. همان عقل مجرد علوي و مفارق از ماديات است كه انبياء و اولياء و انسان كامل را مي توان تجسمي از آن دانست يا حتي با آن يكي دانست. عقل كل حقيقتي است كه در عين برتري و فضل بر ساير عقول و موجودات در برابر عظمت و اراده قاهره الهي درمانده و بيچاره است.

    دوم عقل جزئي كه ناقص و نارساست و براي درك حقايق امور كافي نيست و عقل مذموم و نكوهيده از تجليات اين عقل است .عقل جزئي صفتي چون صفت بهايم دارد: قوه زيركي و سود جويي و تزوير در امور دنيا كه مذموم است. عقل جزئي مغلوب هواي نفس است .خطاب "لايعلمون" از طرف خداوند به کساني است که عاقل به عقل جزئي هستند.

    این دو نوع عقل متفاوت در بشر، دارای منابع مختلف است ومنبع هر کدام جداي از ديگري مي باشد .به همين دليل عقلي را که منبعش بخشش و فضل الهي است، به دور از هرگونه آلودگي می باشد وقابل مدح است و مايه سعادت و رحمت قرار می گیرد و عقلي را که به وسيله سعي و اکتساب و تحت تحصيل و تجربه حاصل مي شود چون قرين نقص و جهل است مايه زحمت و دردسر صاحبش است.

    هر چه عقل ممدوح و ايماني در زندگي انسان بيشتر به کار گرفته شود باعث افزايش بصيرت در انسان ها مي گردد .

    در سنت و سيره‌ي عرفان، همواره عقل در مقابل و معارض عشق قرار مي‌گيرد. اين تقابل و تعارض در واقع مقابله‌ي دو جريان اصلي و بزرگ در تاريخ فکر بشر است.عرفا در تقابل عقل و عشق، جانب عشق را گرفته و به کفايت و تدبير عقل اعتقادي ندارند. بايد يادآور شويم آن عقلي که اهل معرفت به آن معتقد نيستند، عقل جزئي‌نگر يا عقل حسابگر و عقل هيولاني است نه عقل رحماني که «اوّل ما خلق الله» است.چنين عقلي زمينه‌ي مناسب براي عروج به ذروه‌ي عشق است.از اين عقل به عنوان «عقل ايماني و عقل عرشي» هم ياد مي‌شود که مورد مدح و ستايش پيشوايان معصوم قرارگرفته است» .


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط alisadra نمایش پست ها
    مگرعقل وعشق باهم جنگ دارنداگر عقل الهی باشد؟
    سلام و با تشکر از طرح این سوال
    باید اول مشخص شود منظور از عقل الهی چه عقلی است ؟
    اساسا مقام عشق یا مقام معرفت از نظر بعضی بزرگان مقام عقل محض است که می توان آنرا عقل الهی نیز نامید اما اگر منظور از عقل الهی عقل پرورش یافته در دامان دین باشد این الزاما آن عقل الهی قبلی نیست چه اینکه او در تحت پرورش قرار گرفته اما می تواند دارای مرزهای ناشکسته محدود نگری ولو در مقام عقل کلی نگر باشد چه اینکه کلی نگری عقل هم بی مرزی نیست .
    با همه این اوصاف بنده در مقام عشق نوعی سرگشتگی و مستی قائلم که با عقل حد نگه دار سازگاری ندارد لذا قائلم عقل الهی با آن معنای شریفش باز مادون عشق است . عشق با حیرت و سرگشتگی قرین است و عقل با قرار و ثبات . با این حال این دو می توانند یک حقیقت باشند که در توجه به مافوق حیران شود و در توجه به مادون ثبات و قرار داشته باشد .
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۳/۲۳ در ساعت ۱۱:۰۷
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    179
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    458



    جناب سینا پس عقل درمرتبه ای کلی ودرمرتبه ای جزئی است؟

    وجناب حامد سوال دیگه اینکه این عشق با چی ادراک می شودباعقل یا ...؟

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط alisadra نمایش پست ها
    وجناب حامد سوال دیگه اینکه این عشق با چی ادراک می شودباعقل یا ...؟
    سلام
    مقام عشق مقام مافوق عقل است که از آن با نامهای مختلفی یاد می شود . عشق در مقام لایقفی است و با قلب ادراک می شود .
    البته به نظر بنده در قوس صعود مقام مافوق عقل (قلب) از عقل ناشی می شود همانطور که جسم مثالی مجرد انسان از جسم مادی او ناشی می شود . این ناشی شدن به احتراق ( سوختن ) است . در کلام جبرییل امین(
    که به تعبیری می توان گفت عقل پیامبر ص است) به پیامبر اکرم ص در شب معراج آمده است : لو دنوت انمله لاحترقت . اگر سرانگشتی آنسوتر پرم بسوزد فروغ تجلی پرم . که معلوم می شود احتراق عامل ورود به مقام لا یقفی است . خوب در این کلمات حرفهایی است ...
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۳/۲۳ در ساعت ۲۲:۰۸
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    104
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    84



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    مقام عشق مقام مافوق عقل است که از آن با نامهای مختلفی یاد می شود . عشق در مقام لایقفی است و با قلب ادراک می شود .
    البته به نظر بنده در قوس صعود مقام مافوق عقل (قلب) از عقل ناشی می شود همانطور که جسم مثالی مجرد انسان از جسم مادی او ناشی می شود . این ناشی شدن به احتراق ( سوختن ) است . در کلام جبرییل امین(
    که به تعبیری می توان گفت عقل پیامبر ص است) به پیامبر اکرم ص در شب معراج آمده است : لو دنوت انمله لاحترقت . اگر سرانگشتی آنسوتر پرم بسوزد فروغ تجلی پرم . که معلوم می شود احتراق عامل ورود به مقام لا یقفی است . خوب در این کلمات حرفهایی است ...
    موفق باشید
    به نام الله تبارك و تعالي، سلام عليك آقا حامد ان­شاالله هميشه سلامت و مؤيد باشيد، بنده گاهي مطالب جنابعالي را مي­بينم كه خيلي جاي تأمل دارد، جناب آقاي كارشناس محترم عرفان مطالب حقي را فرمودند، كه بنده نفهميدم شما كجاي مطلب ايشان را قبول نداشتي و اصولا نظر شما چه بود، مگر مي­شود يك انسان را در مراتب انساني در نظر گرفت كه از مرتبه درك خارج باشد، دوباره مباحث اختلافات لفظي ما را از حقيقت معنا جدا مي­كند، بزرگان حكمت به خصوص حكمت متعاليه مراتبي براي عقل قايلند، كه مراتب بالاي آن با شهود يكي مي­شود، مثل عقل مستفاد، تازه عقل مستفاد در حكمت مشا مطرح است چه رسد به حكمت متعاليه، مقام يقفي يا لايقفي هم كه مي­فرماييد از همان اصطلاحات جعلي خودتان است كه مبهم است، شما براي روشن شدن مطالب كتابي حضرت علامه حسن زاده آملي حفظه الله دارند به نام عرفان و برهان و قرآن از يكديگر جدايي ندارند، مطالعه بفرماييد، بعد توضيحات روشن­تري بفرماييد، ببينيم مقصودتان از عشق چيست كه در مقابل عقل معنا مي­فرماييد.
    ویرایش توسط فرزاد : ۱۳۹۰/۰۳/۲۴ در ساعت ۰۵:۲۰

  21. صلوات


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود