صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تو رو خدا به من کمک کنید به شوهرم چه جوابی بدم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    123

    تو رو خدا به من کمک کنید به شوهرم چه جوابی بدم




    سلام
    خواهش می کنم به من بگین به شوهرم چه جوابی بدم؟؟؟
    ما داریم از هم جدا میشیم و اون از من 7 سال بزرگتره و خیلی قشنگ هم میتونه حرف بزنه هم می تونه دروغ بگه
    من به خونوادم گفتم که این پسر سیگاریه و شبا تا ساعت 2_3 با دوستاشه
    و همه به من حق دادن اما این آقا در اومده میگه من اگه سیگار می گشم یا شبا تا اون موقع شب با دوستام هستم به خاطره اینه که من اصلا از این خانم هیچ محبتی ندیدم و اون اصلا کاری نمی کنه که من دلگرم زندگیم بشم
    در صورتی که دروغ میگه من خیلی ازش میخواستم که پایین(با دوستاش) نره ولی اون گوش نمیکرد
    اگه زیادم اصرار می کردم با داد و فریاد میرفت حتی یه بارم بهش گفتم که فیلم وحشتناک دیدم و می ترسم اما اون قبول نکرد که واسه یه شبم قید دوستاشو به خاطره من بزنه و با فحش و کتکه من و داد که از فردا این ماهواره رو هم جمع میکنم که تو دیگه بهانه ای نداشته باشی و نشینی پایه فیلمایه وحشتناکش بازم رفت پایین
    یا همین سیگار کشیدنش انقد بهش میگفتم این کارو نکن ... اون جواب میداد باشه این آخریشه ولی بازم به کارش ادامه میداد اگه هم خیلی میگفتم به ظاهر به حرفم گوش میکرد ولی هر وقت از بیرون می اومد انقدر بو میداد که می فهمیدم سیگار کشیده
    من چه جوابی بدم من اصلا حرف زدن بلد نیستم و موقع حرف زدن یا به گریه می افتم یا انق عصبانی میشم که نمی تونم ادامه بدم شما به من بگید
    خواهش میکنم

  2. صلوات ها 23


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar eslami نمایش پست ها
    سلام
    خواهش می کنم به من بگین به شوهرم چه جوابی بدم؟؟؟
    ما داریم از هم جدا میشیم و اون از من 7 سال بزرگتره و خیلی قشنگ هم میتونه حرف بزنه هم می تونه دروغ بگه
    من به خونوادم گفتم که این پسر سیگاریه و شبا تا ساعت 2_3 با دوستاشه
    و همه به من حق دادن اما این آقا در اومده میگه من اگه سیگار می گشم یا شبا تا اون موقع شب با دوستام هستم به خاطره اینه که من اصلا از این خانم هیچ محبتی ندیدم و اون اصلا کاری نمی کنه که من دلگرم زندگیم بشم
    من چه جوابی بدم من اصلا حرف زدن بلد نیستم و موقع حرف زدن یا به گریه می افتم یا انق عصبانی میشم که نمی تونم ادامه بدم شما به من بگید
    خواهش میکنم
    سلام ، امیدوارم حالتون خوب باشه

    شما اصلا نگران نباش ، بزرگترها خودشون بر اساس تجاربی که کسب کرده اند ، آدم شناس هستند ، حتما هم تا حالا همه چیز رو فهمیدن.

    واگذارش کن به خدا و به خدا توکل کن و سوره الم نشرح لک صدرک رو بخون

    فعلا خدانگهدارت
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  5. صلوات ها 16


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar eslami نمایش پست ها
    سلام
    خواهش می کنم به من بگین به شوهرم چه جوابی بدم؟؟؟
    ما داریم از هم جدا میشیم و اون از من 7 سال بزرگتره و خیلی قشنگ هم میتونه حرف بزنه هم می تونه دروغ بگه
    من به خونوادم گفتم که این پسر سیگاریه و شبا تا ساعت 2_3 با دوستاشه
    و همه به من حق دادن اما این آقا در اومده میگه من اگه سیگار می گشم یا شبا تا اون موقع شب با دوستام هستم به خاطره اینه که من اصلا از این خانم هیچ محبتی ندیدم و اون اصلا کاری نمی کنه که من دلگرم زندگیم بشم
    در صورتی که دروغ میگه من خیلی ازش میخواستم که پایین(با دوستاش) نره ولی اون گوش نمیکرد
    اگه زیادم اصرار می کردم با داد و فریاد میرفت حتی یه بارم بهش گفتم که فیلم وحشتناک دیدم و می ترسم اما اون قبول نکرد که واسه یه شبم قید دوستاشو به خاطره من بزنه و با فحش و کتکه من و داد که از فردا این ماهواره رو هم جمع میکنم که تو دیگه بهانه ای نداشته باشی و نشینی پایه فیلمایه وحشتناکش بازم رفت پایین
    یا همین سیگار کشیدنش انقد بهش میگفتم این کارو نکن ... اون جواب میداد باشه این آخریشه ولی بازم به کارش ادامه میداد اگه هم خیلی میگفتم به ظاهر به حرفم گوش میکرد ولی هر وقت از بیرون می اومد انقدر بو میداد که می فهمیدم سیگار کشیده
    من چه جوابی بدم من اصلا حرف زدن بلد نیستم و موقع حرف زدن یا به گریه می افتم یا انق عصبانی میشم که نمی تونم ادامه بدم شما به من بگید
    خواهش میکنم
    خدمت کاربر بزرگوار عرض کنم شما با مشاورین به صورت خصوصی صحبت کنید و البته 09640 هم خوبه برای زنگ زدن


  7. صلوات ها 17


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    123



    ولی آخه مشکل من اینه که همونطور که گفتم اون خیلی خوب حرف می زنه طوری که الانم همه به اون حق میدن و بابام به من میگه تو اصلا دل خوشی نسبت به شوهرت و زندگیت نشون ندادی

    ضمنا از من هم نخواین که پیش مشاوره برم من فقط یه جواب خوب میخوام به اون دروغگو و خونوادش بدم همون طور که گفتم حرف زدن بلد نیستم
    ویرایش توسط حاج علی : ۱۳۹۲/۰۲/۲۲ در ساعت ۲۲:۱۲ دلیل: ادغام پستها

  9. صلوات ها 13


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar eslami نمایش پست ها
    از من هم نخواین که پیش مشاوره برم من فقط یه جواب خوب میخوام به اون دروغگو و خونوادش بدم همون طور که گفتم حرف زدن بلد نیستم
    وقتی شما نمی تونی خودت حرفت را بزنی ، بهتره که از مشاوره راهنمایی بخواهی ، در ضمن این را هم باید قبول کنی که در بین راستگویان دروغگویان هم وجود دارند ، و این یک امر طبیعی هست.
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  11. صلوات ها 13


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    602
    حضور
    3 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4149



    سلام

    من در این زمینه تجربه زیادی ندارم اما میخواهم دوستانه و خواهرانه بگم و از تجربه مدت زندگیم بگم و چیزهایی که دیدم و شنیدم بگم.


    قطعا اتفاقاتی افتاده که زندگی شما اینجوری شده و تا اینجا کشیده شده که نه شما بی تقصیری و نه همسرتون.اما چند تا توصیه میکنم

    اصلا عجله نکنید واقعا طلاق و جدایی آخرین راهه،واقعا در آخرین راه باید بهش برسید نه در ابتدای راه و مشکلات.مادر ها و مادر بزرگهای خودمون را میبینیم که توی بدترین شرایط به زندگیشون اهمیت میدادن و اصلا ترکش نمیکردن پس هرگز و هرگز به طلاق فکر نکنید و بگذاریدش برای زمانی که ان شاء الله نیاد،واقعا زندگی یک فرد مطلقه خیلی سخته. من مورد های زیادی را دیدم که الآن پشیمان هستند اما دیگه راه برگشتی ندارن.میدونم سخته اما یک روش دیگه انتخاب کنید و ادامه بدید.

  13. صلوات ها 13


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31673



    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar eslami نمایش پست ها
    از من هم نخواین که پیش مشاوره برم من فقط یه جواب خوب میخوام به اون دروغگو و خونوادش بدم همون طور که گفتم حرف زدن بلد نیستم

    با سلام و احترام

    سحرجان در مشکلات و اختلافات بین زن و شوهر به هیچ عنوان نمیشه یک طرفه قضاوت کرد.

    باید هر دو طرف باشند تا اختلافات به خوبی ریشه یابی بشه و در صدد رفع اون مشکلات بربیاین.

    حتی اگر همسر شما هم حاضر نیستند برن مشاوره خود شما باید از یک مشاور مجرب و متدین کمک بگیرین، و مشاور رو به تمامی زوایای زندگی تون آگاه کنید.

    اگر گاهی به برخی کاربران توصیه میشه به صورت خصوصی از کارشناسان مشورت بگیرند به این خاطر هست که مطرح کردن بعضی از اسرار زندگی به صورت عمومی صلاح نیست ولی مشاور باید از تمامی زوایای مشکلات آگاه باشه تا بتونه درست و صحیح تصمیم بگیره و راهنمایی تون کنند.


    اینکه الان یک نفر بیاد بگه این حرف رو بزن و این کار رو بکن... حرفی نسنجیده و غیر منطقی زده، چون به طور کامل از مشکلات تون خبر نداره، باید بررسی بشه که همسر شما در کجای زندگی خلاء داشته که با شب نشینی دوستانش پر می کرده.


    یک مشکل اساسی که بین همسران هست اینه که زن و شوهر هیچ آگاهی نسبت به نیازهای هم ندارن و نمیدونن چطور باید مشکلات شون رو رفع کنند.

    هیچ زندگی نیست که اختلاف نظر بین زن و شوهر وجود نداشته باشه، منتهی باید با کسب آگاهی یاد بگیریم که چطور این اختلافات رو برطرف کنیم.

    موفق باشید.



    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  15. صلوات ها 14


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    602
    حضور
    3 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4149



    این نظره منه و تا حالا انجامش دادم و موفق بودم.

    مردها از اینکه حرف زندگیشون بیرون بره خیلی راضی نیستن و تا جایی که ممکنه بگذارید مسئله بین خودتون و توی خونه بمونه،این مطلب را توی مشاوره قبل از ازدواجم بهم گفتن و من همیشه سعی کردم بهش عمل کنم و موفق هم بودم.بگذارید مسائل خصوصی و خصوصیاتتون بین شما دو نفر باقی بمونه و تا وقتی که خیلی شرایطتون وخیم نشده به خارج درز پیدا نکنه.

    من از صحبتهای شما چند تا نتیجه گرفتم به نظر بنده ،این که نمیتونید حرف بزنید و زود گریه تون میگیره به خاطر اینه که صحبت نکردیدو حالا که میخواهید صحبت کنید این صحبت مثل سوپاپ اطمینان و با فشار داره باز میشه پس صحبت کردنتون را به زمان آرامش و تمرکز فکری انتقال بدید.نه اوج ناراحتی.من از نزدیک کسایی مثل شما را دیدم ،چون نتونستید حرف بزنید و مشکلاتتون را زود بیان کنید الآن فشار روی شما زیاده.به نظرم مثل یک دوست به همسرتون توی بهترین شرایطی که میتونید حرفهاتون را بزنید.این آدم همونیه که شما با عشق و علاقه پیمان یک عمر زندگی را باهاش بستید.بگید که دوستش دارید و بهش نیاز دارید که کنارتون باشه و اینکه درک میکنید اون به تنهایی و با دوستان بودنش نیاز داره و قصد ندارید دوستاش را ازش بگیرید اما شما قدری بیشتر به توجه و محبتش نیاز دارید.....



    به نظر من قدری محبت بیشتر معجزه میکنه.

    البته به نظر دوستان و متخصصین در این زمینه هم اهمیت بدید و مشاوره برید.حداقل اینکه خودتون تنها برید و مشکلتون را با همه ی ضرایف مطرح کنید و پاسخی که مناسب شرایط شما باشه را میگیرید.

    جواب و پیشنهاد من یک حرف کلی بود و شاید نه چندان کارشناسی اما امیدوارم هرچه زودتر مشکلتون حل بشه.

    ویرایش توسط حاج علی : ۱۳۹۲/۰۲/۲۲ در ساعت ۲۲:۱۳ دلیل: ادغام پستها

  17. صلوات ها 11


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    377
    حضور
    56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2068



    نقل قول نوشته اصلی توسط آذر بانو نمایش پست ها

    حتی اگر همسر شما هم حاضر نیستند برن مشاوره خود شما باید از یک مشاور مجرب و متدین کمک بگیرین، و مشاور رو به تمامی زوایای زندگی تون آگاه کنید.
    سلام، مشورت با یک مشاور خیلی خوبه ، ولی به هر مشاوری نمی شه اعتماد کرد چون برخی از آنها در مشاوره هاشون نگاه جانبدارانه نسبت به مرد دارند.
    أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ﴿۱﴾

    امام علی (ع): و لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله‏حرا
    و بنده ديگران نباش كه خداوند تو را آزاد آفريده‏است.
    پ

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    123



    می فهمم چی میگی ولی آخه این بار اول نیس که این مشکلات برامون پیش اومده من هم خودم همه اینایی که گفتی رو هم میدونم هم زیاد شنیدم ولی اون پسر همه مسائل زندگیمون رو رفته به همه گفته به حدی که به خدا اصلا دلم نمیخواد دیگه برگردم یا نه اصلا واسه اون زندگی دوباره تلاش کنم.طلاق پیامد های بدی داره ومن هم میدونم که بعد از یه جورایی یا شایدم کاملا بد بخت بشم ولی آخه زندگی با اون هم خوش بختی نبود
    حالا که خدا واسه من این بدبختی رو خواسته ترجیح میدم خونه بابام باشه نه تو خونه اون


    نقل قول نوشته اصلی توسط مسیحا نمایش پست ها
    مردها از اینکه حرف زندگیشون بیرون بره خیلی راضی نیستن و تا جایی که ممکنه بگذارید مسئله بین خودتون و توی خونه بمونه،
    من یکی از ناراحتی هام از دسته شوهرم اینه که همه مسائل خونمون رو همه جا به خصوص به مامانش مطرح میکرد
    و الان که دیگه من 3 هفتس خونه بابام برگشتم و اون هر چی که دلش میخواد میگه
    ویرایش توسط حاج علی : ۱۳۹۲/۰۲/۲۲ در ساعت ۲۲:۱۴

  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود