صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ابن تیمیه و شبهه‌ی تجسیم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن،اسلام
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17

    راهنما ابن تیمیه و شبهه‌ی تجسیم





    یکی از اتهاماتی که دشمنان اسلام بر شیخ الإسلام ابن تیمیه(رحمه الله) وارد می‌کنند و بعضی از مسلمانان نیز که از موضوع خوب مطلع نیستند این افتراء را درست شمرده‌اند این است که ایشان به مذهب مجسمه میل داشته، و یا اینکه قائل به حد و مکان برای خداوند پاک بوده است.
    و ما در اینجا به طور خلاصه و گذرا از کتابهای شیخ الإسلام(رحمه الله) جواب شبهات این اشخاص را می‌دهیم:
    اما درباره اینکه می‌گویند: شیخ الإسلام ابن تیمیه(رحمه الله) برای خداوند جسم ثابت می‌کرده، باید گفت که شیخ الإسلام(رحمه الله) در جاهای مختلفی از کتابهای خویش از جمله در مجموع الفتاوی الحمویه مسائلی چون استوای خداوند بر عرش، علو پروردگار، نزول رب العزت و غیره را بیان کرده، و مذهب اهل سنت و جماعت و سلف این امت را به نحو احسن تشریح داده است.
    در عقیده‌ی واسطیه فرموده است:(ومن الإيمان بالله الإيمان بما وصف به نفسه في كتابه وبما وصفه به رسوله محمد صلى الله عليه و سلم من غير تحريف ولا تعطيل ومن غير تكييف ولا تمثيل)ترجمه: «و از جمله‌ی ایمان به خدا، ایمان به آن چیزهایی است که خداوند متعال خویش را بدان وصف کرده، و یا رسول او آن صفات را برایش ثابت نموده باشد، بدون تحریف(تحريف به معناى تغيير است، و در اصطلاح اسماء و صفات به دو نوع تغییر گفته می‌شود:
    أولا: تغيير در لفظ كلمات: مثلاً تغيير اين قول خداوند كه مىفرمايد: ﴿zN¯=x.urª!$#4Óy›qãB$VJŠÎ=ò6s?.(النساء:164). (و خداوند با موسى سخن گفت).
    كه به جاى اينكه (الله) به رفع(ضمه) قرائت شود، آن را به نصب(فتحه) قرائت نمود، تا متكلم بجاى خداوند, موسى باشد.
    ثانياً: تغيير در معناى كلمات به طورى كه بر آن معنايى غير از معناى واقعى كلمه اطلاق شود: و مثال تغيير در معنا: مثلاً استواء خداوند بر عرشش را بجاى (علو) و (استقرار) به استيلاء و ملك تفسير كنيم، تا معناى استواء حقيقى از او منتفى گردد.)
    تعطیل، (تعطيل: در لغت به معناى ترك و تخليه مىباشد، و اصطلاحاً بر انكار صفات و اسماء خداوند تلقى مىشود، كه اين انكار ممكن است كلى بوده (مانند تعطيل جهميه)، و يا اينكه جزيى باشد (همانند اشعريه) كه بجز هفت صفت از صفات خداوند، همه را انكار مىكنند. اين هفت صفت در اين قول خلاصه ميشوند: حي، عليم، قدير، والكلام له، إرادة وكذالك السمع والبصر.
    فرق بين تعطيل و تحريف در اين است كه در تحريف معناى واقعى كلمه را انكار مىكنند و آن را با معناى غير واقعى آن جایگزین می‌کنند, در حالی که در تعطیل معنای واقعی کلمه را انکار می‌کنند و آنرا با هیچ معنای دیگری جایگزین نمی‌کنند.
    تكييف و تمثيل و فرق ميان آنها)تکییف (تكييف: در لغت به معناى: بيان و تعيين كيفيت و چگونگى صفات است. مانند اينكه گفته شود: استواء خداوند بر عرشش، بدين صورت و يا بدان صورت مىباشد.) و تمثیل (تمثيل: در لغت به معناى: اثبات همانند، نظير و شبيه براى چيزى است. مانند اينكه نعوذ بالله گفته شود: يد الله (دست خداوند) مانند دست انسان است. و فرق ميان اين دو اين است كه: تمثيل، ذكر صفت با مقيد كردن آن به همانند و مماثل آن مىباشد، اما تكييف، ذكر صفت بدون مقيد نمودن آن به چيزى است.)
    و حكم اين چهار مورد(تحريف،تعطيل،تكييف وتمثيل) حرام است و اعتقادى به بسيارى از آنها شخص را از دايره‌ی اسلام خارج می‌کند. و به همين دليل است كه اهل سنت و جماعت از اين چهار مسأله اجتناب مىكنند. و اصل بر اين است كه ظاهر الفاظ وارد شده در بيان اسماء و صفات الله تعالى را گرفته و معتقد بود كه اين الفاظ حقيقتى شايسته‌ی عظمت و كبرياى الله را دارند.
    تقریباً همین جملات را در فتاوی الحمویه نیز آورده است آنجا که می‌نويسد: مذهب سلف صالح در این باب بین تعطیل و تمثیل است (يعنى نه تعطيل است، نه تمثيل، بلكه بين اين دو می‌باشد)، صفات خدایی را به صفات مخلوق تشبیه نمى‌كنند، چنانکه ذات الهی را به ذات مخلوق تشبیه نمى‌كنند، و سلف صالح، صفاتی را که خداوند متعال برای خویش ثابت ساخته از او نفی نمی‌کنند، تا که در تحریف كه حرام است واقع نشوند.
    و در الفتاوی الحمویه در مورد استوا می‌نويسد: «قول صحیح که ‌امت اسلام بر آن است این است که خداوند متعال بر عرش خویش استوا دارد آن چنانکه شایسته‌ی جلال و بزرگی اوست. همچنانکه خداوند متعال عالم و قادر است، و علم و قدرت او مانند علم و قدرت مخلوق نیست، همینطور بر بالای عرش نیز استوا دارد، و این استوا و فوقیت هرگز مانند استوا و فوقیت مخلوق نمی‌باشد.
    و در الفتاوی الحمویه و مجموع الفتاوی (5/106) درباره‌ی علوّ پروردگار می‌نويسد: «هر که گمان برده که بودن خداوند در آسمان به این معناست که آسمان بر او تعالی احاطه یافته، آن شخص دروغگو و گمراه است، و این فهم نادرست و غلط را هرگز نمی‌توان به سلف صالح و بزرگان این امت نسبت داد».
    و اما این موضوع که ابن بطوطه‌ی جهانگرد و دروغ پرداز معروف، در سفرنامه‌ی خویش نوشته است: که به دمشق داخل شده و شیخ الإسلام ابن تیمیه(رحمه الله) را دیده که در روز جمعه بر منبر برای مردم سخنرانی کرده و می‌گفت: «خدواند متعال از بالای عرش خویش به آسمان دنیا پایین می‌آید! چنانکه من از این منبر پایین می‌آیم و چند پله از منبر پایین آمد، باید گفت:
    اولا: اینکه در سفرنامه‌ی ابن بطوطه حکایتهای دروغ و اقوال خلاف واقع بسیار درج شده است که ارزش این سفرنامه را پایین آورده، و از جمله اینکه می‌نويسد: «قبر زکریا ؛ در وسط مسجد اموی دمشق واقع است».
    نکته‌ی دوم: اینکه آنگاه که ابن بطوطه به دمشق رسید شیخ الإسلام ابن تیمیه(رحمه الله) در قلعه‌ی دمشق زندانی بوده است، چنانکه علامه‌ی شام شیخ محمد بهجه البیطار این موضوع را به صراحت بیان می‌نماید.(اين دروغ ابن بطوطه ازنطرتاريخي هم واضح ميشود : به اين طريق كه ابن بطوطه در روزپنج شنبه نهم رمضان سال 720 هـ وارد دمشق ميگردد،امّا شيخ الاسلام(رحمه الله) قبل ازاين تاريخ راهي زندان ميشودبه اين شكل كه شيخ الاسلام(رحمه الله) در 22 رجب زنداني گرديده،ودر روزعاشوراء سال 721هـ اززندان آزادميگردد،حال نمي دانيم كه ابن بطوطه چگونه باشيخ الاسلام ابن تيميه(رحمه الله)ملاقات داشته؟وچگونه از ايشان اين چنين نقل قول مينمايد؟ هذابهتان عظيم«فاتح»)
    و از همه مهمتر اینکه شخص شیخ الإسلام ابن تیمیه(رحمه الله)در کتب خویش مسأله‌ی نزول را طبق مذهب سلف صالح تشریح می‌نماید که با آن چه جهانگرد از او نقل می‌نماید مطابقت ندارد.
    شیخ الإسلام ابن تیمیه(رحمه الله)در مجموع الفتاوی (5/562) می‌نويسد:
    «و هر آنکه صفات خداوند را مانند صفات مخلوق توجیه نماید، و استوای او تعالی را مانند استوای مخلوق تفسیر کند و یا نزول خدا را مانند نزول مخلوق بداند مبتدع و گمراه است».
    خواننده‌ی محترم! برای توضیح و تحقیق بیشتر می‌توانید به مجموعة الرسائل الكبرى، الفتوى الحموية، العقيدة التدمرية، العقيدة الواسطية ومجموع الفتاوى از شيخ الإسلام ابن تيمية مراجعه فرمایید تا جواب کافی برای همه‌ی شبهات وارده را بیابید. (خيلي جالب است كه شبهة تجسيم ازجانب هم عصرهاي شيخ الاسلام ابي اسماعيل هروي(رحمه الله)(خواجه عبدالله انصاري) به ايشان هم نيز افتراء صورت گرفته بود چنانچه امام ذهبي (رحمه الله)درتذكرة الحفاظ اين مطلب راتصريح نموده است؛وهمچنين نيزاين افتراء رابرشيخ محمدبن عبدالوهاب(رحمه الله)نيزكردند وميكنند،درحاليكه هركس به كتب اين بزرگوارمراجعه نمايد اين دروغ بطوربسيار روشن و واضح برايش هويداخواهدگرديد(فاتح)


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با سلام
    چرا قلم فرسایی میکنید
    جالب است که وهابیون سرنوشت این لعنت الله را میداند که چرا محکوم شد و به زندان رفت !

    ابن‌ تيميّه‌ تعدادي‌ كتاب‌ و رساله‌ در علم‌ كلام‌ براي‌ ما به‌ جا گذاشته‌ است‌، ولي‌ در هيچ‌يك‌ از آنها او به‌ شكل‌ منظمي‌ به‌ بحث‌ در آن‌ موضوع‌ نمي‌پردازد.
    به‌ رغم‌ گرايشهاي‌ عميق‌ واپس‌گرايانه‌، برخي‌ ابن‌ تيميّه‌ را از چهره‌هاي‌ كلامي‌ و فلسفي‌ بزرگ‌ اسلام‌ مي‌دانند.
    برخي‌ از تاريخ‌نگاران‌ عرب‌ و به‌ ويژه‌ آنان‌ كه‌ با مراكز وهابي‌ در عربستان‌ سعودي‌ مناسباتي‌ دارند، مي‌كوشند ابن‌ تيميّه‌ (و به‌ طور كلي‌ نوحنبليان‌ و اهل‌ ظاهر) را واجد نقشي‌ مثبت‌ معرفي‌ كنند در حالي‌ كه‌ اكثراً به‌ خاطر اينكه‌ در جهت‌ توقف‌ انديشه‌ و تفكر و بنيادگذاري‌ گرايشهاي‌ اگماتيسي‌ در جهان‌ اسلام‌ (نظير وهابيت‌) حركت‌ نمود، او را مخرّب‌ و افزاينده‌ تاريكي‌ دوران‌ انحطاط‌ مي‌خوانند.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۳:۵۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  4. صلوات ها 3


  5. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    ابن تیمیه داراى نظرات عجیب و غریبى در مسائل مختلف اسلامى بود که هیچ سابقه اى در تاریخ اسلام حتى در میان اهل سنت نداشت و اگر هم سابقه داشته است، از جمله نظرات مردود و نادرست تلقى شده بود. به طورى که برخى از دانشمندان اهل سنت نیز از چنین بدعت هایى در تعجب مانده اند.
    برخى از این نظرات به قرار زیر است:
    1- جواز طهارت با عرقیات و عصاره میوه ها.
    2- جواز مسح پا از روى کفش و نعلین در حال اختیار.
    3- جواز طواف زنانى که در ایام عادت خود هستند.
    4- واجب نبودن قضا کردن نمازهایى که عمداً قضا شده است.
    5- جایگزین شدن نمازهاى مستحبى به جاى قضاى نمازهاى واجب.
    ابن تیمیه در میان علماى فرقه هاى مختلف اهل سنت به ویژه حنبلیان نیز مطرود بوده و مخالفان زیادى داشته است.
    مثل: سروجى حنبلى، ابن ترکمانى حنفى، ابن عطاء الله اسکندرى، نورالدین بکرى شافعى، ابن الزَمْلَکانى شافعى، عفیف الدین ابو محمد یافعى شافعى.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  6. صلوات ها 4


  7. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    جریان سلفیه که پرچمدار آن در عصر حاضر محمد بن عبدالوهاب ( بانی وهابیت ) است ،
    در اصل توسط جریانی حنبلی مسلک به سرکردگی ابن تیمیه آغاز میشود و ريشه فكري عبدالوهاب افكار و كتب ابن تيميه است كه امروز بر تمام عالم اسلام چنگ انداخته،‌ و همانطور كه خواهيد ديد در زمان حيات خود ابن تيميه هم فتنه هايي بزرگ در عالم اسلام به پا كرده بوده تا آنجا كه بيشتر عمرش در زندان گذشته.
    در این تحقیق ادوار زندگی ابن تیمیه را مورد بررسی قرار می دهیم و مختصري به جنبه هایی از عقاید او می پردازیم .
    سلفیه(عنوان ديگر وهابيت):
    سلفیه یا پیروان سلف ( قرن 2 و 3 هـ .ق) که خود را پیرو سلف صالح می دانند براساس حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) شکل گرفته که در مصادر اهل سنت به این دو صورت نقل شده :
    « خیر الناس قرنی ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم » (صحیح بخاری ج3/151 و ج7/174 و 224 و صحیح مسلم ج7 /184)
    و یا « خیر امتی قرنی » ( صحیح بخاری ج4 / 189)
    اگر چه ما در اينجا در مقام نقد اين روايات نيستيم و تنها مدعاي اين گروه را ذكر مي كنيم و كاري هم نداريم كه اين سلفي كه مي گويند آيا واقعا صالح بوده اند يا نه
    اما اين نكته شايد جالب باشد كه قرآن ملاك برتري را زماني ندانسته بلكه مطلقا فرموده است :
    ان اكرمكم عند الله اتقاكم(حجرات/13)
    بگذريم! ممكن است بگوييد اين بحث به ابن تيميه چه ربط دارد ؟
    بايد گفت كه ابن تيميه از بنيان گذاران اين فكر و ادعاست و اگر جايي با اين واژه برخورد كرديد بدانيد مراد همان وهابيت است .


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۴:۱۷
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  8. صلوات ها 4


  9. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    ابن تیمیه:
    تقی الدین ابوالعباس احمدبن شهاب الدین عبدالحلیم بن مجدالدین عبدالسلام بن عبدالله بن ابی القاسم محمد بن الخضر بن محمد بن الخضر الحرّانی الدمشقی الحنبلی (متولد دوشنبه 10 ربیع‌الاول سال 661 و متوفی شب دوشنبه 20 ذیقعده 728 هـ. ق )
    وی قامتی متوسط، کتفی پهن و چشمانی نافذ داشت (ابن رجب 2 /395 )
    تندخو بود و در بحث گاه بسیار تند می شد و به مخاطب اهانت می کرد ( ابن حجر 1 / 163 ) البته اين تند خويي در آثار او و پيروانش بسيار مشهود است.
    در شهر حرّان که در گذشته شهری باشکوه بود و امروزه از شهرهای ویران ترکیه است به دنیا آمد،
    ‌ابن تیمیه خود بارها در تصانیفش این شهر را مرکز صابئه و بت پرستان و فلاسفه خوانده است .
    او در خانه ای پرورش یافت که اعضای آن بیش از یک قرن پرچمدار مذهب حنبلی بودند.
    667 هـ ق ابن کثیر گوید: در این سال در حالیکه ابن تیمیه بیش از شش سال نداشت، مردم حران از جمله پدر او ، که از علمای بزرگ شهر(شیخ البلد) بود از ترس حمله مغول شهر را ترک کردند و شهاب الدین عبدالحلیم پدر ابن تیمیه به همراه خانواده روانه دمشق شد(البدایه و النهایه ج13/255)
    شهاب الدین (پدر ابن تيميه) در شهردمشق رئیس دارالحدیث السکریه و در جامع این شهر صاحب کرسی شد و روزهای جمعه در آنجا سخنرانی می‌کرد.
    682 هـ ق در این سال با مرگ پدر ، تقی الدین ابن تیمیه در دارالحدیث السکریه به تدریس پرداخت (البدایه و النهایه ج13/303)
    683 هـ ق در این سال در جمعه 10 صفر در جامع اموی دمشق پس از نماز به منبر رفت.
    از چهارشنبه 17 شعبان این سال بعد از وفات زین الدین ابن المنجّا به جای او که شیخ الحنابله بود، متصدی تدریس مدرسه «الحنبلیه » دمشق شد.(البدایه و النهایه ج13/344)
    698 هـ‌.ق در بین نماز ظهر و عصر در پاسخ سؤالات کلامی که از او کرده بودند کتاب : العقیدة الحمویه الکبری را نوشت ، با جمله‌ای که در این کتاب به عقاید اشعری کرد جنجال بزرگی برانگیخت، ابن‌تیمیه را به محضر قاضی احضار کردند و او در مجلس قاضی حاضر نشد.
    از جمله عقايد او جهت دار بودن خداوند بود و اينكه خداوند قابل اشاره حسي و در آسمان است
    703 هـ.ق فصوص‌الحکم محیی‌الدین ابن عربی را مطالعه کرد و آن را با عقاید خود مخالف یافت و شروع به لعن و سب محیی‌الدین و پیروان او کرد و کتابی به نام «النصوص علی الفصوص» در رد آن نوشت ، بعد از آگاه شدن از اینکه شیخ کریم‌الدین ، شیخ خانقاه سعیدالسعداء در قاهره از پیروان ابن عربی است نامه‌ای به او نوشته و در آن به عقاید محیی‌الدین ، صدرالدین قونوی و عفیف تلمسانی و ابن سبعین سخت تاخته و آنان را کافر خوانده است.
    (مجموعةالرسائل و المسائل 1/169-190 نامه در آن به طبع رسیده)
    بحث ما در اينجا در تاييد و يا رد ابن عربي نيست بلكه ميخواهيم گوشه هايي از اختلاف پراكني هاي ابن تيميه را به تصوير بكشيم و تكفير كردن هايش را كه با آمدن وهابيان انديشه تكفير به شدت بالا مي گيرد و اين تند خويي ها كه ريشه اي ديرینه دارد هر روز در گوشه اي از عالم فتنه به پا مي كند.
    704 هـ.ق به مسجد نارنج ( یا مسجد تاریخ) در جوار مصلای شهر دمشق رفت و سنگی را که می‌گفتند : اثر پای حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بر آن هست و مردم به آن تبرک می‌جستند شکست و گفت تبرک و بوسیدن آن جایز نیست ( مقریزی،2 (1)/908 ، البدایه و النهایه ج14/34، دائرةالمعارف ج3/ص173.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  10. صلوات ها 3


  11. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    در اينجا هم با مظاهر اسلامي به مبارزه برخاسته و با آثار نبوي مخالفت مي كند كاري بي سابقه در جهان اسلام ، بعدها وهابيان راهش را ادامه دادند و هر تذلل و فرو تني را عبادت پنداشتند و چون عبادت تنها مخصوص خداست (توحيد عبادي) دست به تكفير و مشرك خواندن مسلمانان زدند كه اين خود نشانه اي از جمود و
    سطحي نگري آنهاست
    و عبادت در اصل خضوعي با اعتقاد به الوهيت شخص مقابل است و اگر هر خضوعي عبادت به حساب آيد و با توحيد در عبادت منافات داشته باشد چرا خدا در قرآن امر به خضوع در برابر پدر و مادر و يا خضوع ملائكه در مقابل آدم(عليه السلام) مي كند .
    با فقرای احمدیه (پیروان شیخ احمدبن الرفاعی) درافتاد ، ایشان گروهی شعبده باز بودند که نمایشهای عجیب می‌دادند همچون در آتش رفتن و... .
    مناظرات خود را با ایشان به نام « مناظرة ابن تیمیه العلنیّه لدجاجة البطائحیّه الرّفاعیّه » تالیف کرد.
    در رجب این سال بحث و مناقشه درباره العقیدة الواسطیه (یکی دیگر از کتب ابن تیمیه) پیش آمد و کار به آنجا رسید که نایب السلطنه فرمان داد کسی درباره عقاید
    سخن نگوید،
    با رسیدن خبر این واقعه به مصر ، ابن تیمیه را برای محاکمه به مصر احضار کردند و در قلعه جبل قاهره مجلس محاکمه برپا شد، قاضی او را به دلیل
    پاسخ ندادن محکوم به زندان کرد و او را در حارة الدیلم به زندان افکندند.
    706 هـ . ق در شب عید فطر امیر سلار نایب السلطنه مصر، قضات و جمعی از فقها را احضار کرد تا درباره آزادی ابن تیمیه بحث کنند و آنها شروطی برای آزادیش گذاشتند که از آن جمله این بود که دست از عقاید خود بردارد و با ایشان گفتگو کند ولی او در مجلس حاضر نشد و مجلس به جایی نرسید(البدایه و النهایه ج14/43).
    روز جمعه 14 صفر قاضی القضاة بدرالدین محمد بن ابراهیم سعدالله کنانی شافعی در زندان با ابن تیمیه ملاقات کرد و ابن تیمیه تصمیم خود را بر ماندن در زندان به اطلاع او رسانید.
    در ربیع‌الاول همین سال امیرحسام الدین مهنا بن ملک عیسی به زندان رفت و او را سوگند داد تا با او از زندان بیرون بیاید و او از زندان خارج شد.
    در شوال همین سال بزرگان صوفیه به سبب حملات ابن تیمیه به ابن عربی از او شکایت کردند و او را در زندان قضات محبوس کردند.
    709 هـ . ق به اسکندریه رفت بعد از 8 ماه اقامت دوباره به قاهره آمد و ملک ناصر به سلطنت رسید.
    713 هـ . ق خبر رسید که اولجایتو ايلخان مغول قصد حمله به بلاد شام را دارد ، با سطان رهسپار دمشق شد و پس از هفت سال دوری وارد دمشق شد.
    هـ . ق از او خواستند در مساله حلف به طلاق فتوی ندهد و سطان ملک ناصر نیز در نامه‌ای به او حکم کرد که فتوی ندهد اما ابن تیمیه فتوی داد.
    720 هـ . ق به خاطر عدم اطاعت از سلطان توبیخ و او را در قلعه دمشق زندانی کردند. در عاشورای 721 هـ . ق با فرمان سلطان آزاد شد.
    726 هـ . ق بار دیگر در قلعه دمشق زندانی شد و سبب آن این بود که ابن قیم جوزیه شاگردش در شهر قدس شفاعت و توسل به انبیاء را به فتوای ابن تیمیه جایز نشمرد.
    728 هـ . ق کتاب و کاغذ و قلم را در زندان از او گرفتند ، چون ابن الاخنایی قاضی القضات مالکی قاهره کتابی در مساله زیارت نوشت و ابن تیمیه ردی بر آن نوشت و او را جاهل خواند.
    ابن تیمیه در شب دوشنبه 20 ذیقعده همان سال در زندان قلعه دمشق مرد و ابن کثیر از شاگردانش بر جنازه‌اش حاضر شده است.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  12. صلوات ها 4


  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    همانطور که ملاحظه کردید عمری را با آشوب و در زندان گذراند که اینها همه به خاطر عقایدش بود که عموم مسلمین را تكفير مي كرد و جهان اسلام را در زماني كه مسيحيان از غرب و مغلان از شرق مورد حمله و تهاجم قرار داده بودند از درون تخريب كرده و آن قدر در بين مسلمانان اختلاف و تفرقه مي انداخت كه مجبور به
    زنداني كردن او مي شدند و سرانجام هم در زندان مرد.


    همچنین ابن تیمیه قائل است که پیامبر اکرم‌(صلی الله علیه وآله) معصوم نیست که 17 اشتباه و امیر المومنین‌ علی (علیه السلام) 27 اشتباه داشته اند ولی خلیفه دوم عمر اشتباهی نداشته است !!! (عمربن خطاب که 70 بار گفته؛ لولا علی لهلک عمر،«اکر علی نبود عمرهلاک میشد») همچنین قائل است ایمان به پیامبر‌(صلی الله علیه وآله) ممکن است موجب ورود به جهنم شود!


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  14. صلوات ها 3


  15. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن،اسلام
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17

    راهنما ردبعضي ازسخنان




    بعضي ازبرادران اهل تشيع به دروغ گفتن عادت كردندازجمله دروغ هاي آنهابعضي ازشبهات وارده برشيخ الاسلام ابن تيميه رحمه الله است ودرواقع اين دشمني هم بي موردنيست چراكه ضربات كه اهل تشيع ازدست شيخ الاسلام خوردندمدواناشدني است هركس كتاب منهاج السنه شيخ الاسلام رامطالعه كندبرايش واضح خواهدشد،من تعجب ميكنم كه چگونه برادراني دم ازوحدت ميزنند واقعاً چيزي جزفريب نيست

  16. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط too نمایش پست ها
    بعضي ازبرادران اهل تشيع به دروغ گفتن عادت كردندازجمله دروغ هاي آنهابعضي ازشبهات وارده برشيخ الاسلام ابن تيميه رحمه الله است ودرواقع اين دشمني هم بي موردنيست چراكه ضربات كه اهل تشيع ازدست شيخ الاسلام خوردندمدواناشدني است هركس كتاب منهاج السنه شيخ الاسلام رامطالعه كندبرايش واضح خواهدشد،من تعجب ميكنم كه چگونه برادراني دم ازوحدت ميزنند واقعاً چيزي جزفريب نيست:gol::gol::gol:
    با سلام
    ما جایی امضا نداده ایم که با وهابیون وحدتی داشته باشیم!!
    اهل سنت کجا و وهابیون کجا!!
    چطور شد سرنوشت شوم استادتان را ندید که بدست ۴ فرق اهل سنت به کجا ختم شد!!
    نکند شیعه آنرا به زندان انداخت !؟

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۳/۱۸ در ساعت ۲۲:۳۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات


  18. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط too نمایش پست ها
    هركس كتاب منهاج السنه شيخ الاسلام رامطالعه كندبرايش واضح خواهدشد،من تعجب ميكنم كه چگونه برادراني دم ازوحدت ميزنند واقعاً چيزي جزفريب نيست:gol::gol::gol:
    بله واقعا چیزی جز فریب نیست
    اگر بخواهيد به كتابى مراجعه كنيد كه مخالف مفهوم نامش، نامگذارى شده باشد، به اين كتاب بنگريد كه نام " منهاج السنه " را براى آن عاريه كرده اند و شايسته است آن را " منهاج البدعه " بنامند كتابى است پر از گمراهى ها، دروغ ها سخنان بى دليل.
    انكار مسلمات، تكفير مسلمانان، طرفدارى از بدعت گذران و دشمنى و عناد سخت با اهل بيت وحى " ع ". در اين كتاب چيزى جز دروغ محض، مشوب كردن حقايق تغيير و تحريف سخن از جايش، سخن را به فحاشى و ناسزا كشاندن با نسبت هاى شنيع، بد گوئى با خشونت و فحاشى متعرض كسان شدن، نمى يابيد و اينك نمونه هائى از آن:
    1- گويد: از نادانيهاى شيعه يكى كراهت از عدد ده، يا انجام كارى كه شمارش به ده رسد مى باشد حتى در ساختمان ده ستون نمى سازند، و ده تير در بنابكار نمى برند، و ديگر چيزها، زيرا عشره مبشره، را جز على دشمن مى دارند، و جاى تعجب است كه آنان لفظ نه را، دوست مى دارند، ولى نه تاى از ده تا را دشمن "
    1ر9 منهاج السنه "
    و در جلد 2ر143 گويد از تعصب رافضيان اين است كه عدد ده را به زبان نمى آورند و به جاى آن نه و يك مى گويند و در ستونها يا ديگر بناهاى خود تعداد آنها را ده قرار نمى دهند.
    كوشش در احتراز از عدد ده را در بسيارى از كارهاشان رعايت مى كنند.


    ادامه دارد........!!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود