صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا این جمله عمر صحیح است ؟ کفانا کتاب الله

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    آیا این جمله عمر صحیح است ؟ کفانا کتاب الله




    سلام
    در روایات فریقین آمده که وقتی پیامبر اکرم ص در بیماری ارتحال بود کاغذ و قلم خواست . در این هنگام عمر سر و صدا راه انداخت و گفت : ان الرجل لیهجر کفانا کتاب الله . این مرد هذیان می گوید کتاب خدا ما را کافی است .
    شکی نیست که این اقدام عمر برای جلوگیری از وصیت کتبی پیامبر ص در خصوص مساله خلافت بود وگرنه به خود جرات چنین جسارتی نمی داد .
    اما سوال این است که جمله کفانا کتاب الله صحیح است یا نه ؟
    هرچند ارادتمندان عمر نمی توانند از اقدام عمر در اینجا دفاع بکنند اما به نظر می رسد بتوانند
    به نحوی از جمله کفانا کتاب الله دفاع بکنند .
    لذا با دقت در این مطلب باید بدانیم که رد جمله کفانا کتاب الله چگونه است .
    اگر یک شیعه بگوید : جمله کفانا کتاب الله غلط است ممکن است فرد مخالف جواب دهد :
    مگر قرآن تبیانا لکل شی نیست . پس چطور شما می گویید کفانا کتاب الله غلط است . اگر قرآن همه چیز را بیان کرده چرا کافی نباشد .
    جواب صحیح آنستکه : جمله کفانا کتاب الله برای عمر و امثال او غلط است چه اینکه قرآن با وجود تبیانا لکل شی بودن نیازمند مبین و مفسر الهی معصوم است . تنها اوست که می تواند تمام حقایق و اسرار قرآن را بیان و نیاز معرفتی انسانها را در ابعاد مختلف پاسخ دهد نه امثال عمر که در درک ساده ترین حقایق قرآن دچار مشکل بودند .
    پس کفانا کتاب الله به حسب عمر غلط است اما به حسب ولی منصوب الهی که از تمام حقایق قرآن با خبر است صحیح می باشد لذا عمر از همان ابتدای امر علمی را بر داشت که لیاقتش را نداشت .
    موفق در راه حق

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۳/۱۶ در ساعت ۲۳:۵۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    25
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    با سلام:

    در کتب اهل سنت جمله «کفانا کتاب الله» نیامده است!!!

    آنچه که در صحیحین بخاری و مسلم و دیگر کتب آمده : جمله ی «حسبنا کتاب الله» است.

    البته از نظر معنا «کفانا کتاب الله» با «حسبنا کتاب الله» هیچ فرقی نداره!!!

    فقط از باب تذکر این را گفتم.
    برای آمدنت، زود هم دیر است!

    اللهم عجل لولیک الفرج

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    حسبنا کتاب الله
    عمر این جمله رو گفت ولی خودش بهش عمل نکرد، سنت پیامبرو زیرپا گذاشت قرآنو تحریف معنایی کرد،بدعت گذاری کرد هر حکم زشتی میخواست وارد اسلام کنه به دروغ میگفت ایش قبلا نازل شده!

    هیچ وقتم به قران عمل نکرد ،فقط خلاف قرآن عمل میکرد



    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    421
    حضور
    2 روز 8 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    ما سوال این است که جمله کفانا کتاب الله صحیح است یا نه ؟ هرچند ارادتمندان عمر نمی توانند از اقدام عمر در اینجا دفاع بکنند اما به نظر می رسد بتوانند به نحوی از جمله کفانا کتاب الله دفاع بکنند . لذا با دقت در این مطلب باید بدانیم که رد جمله کفانا کتاب الله چگونه است . اگر یک شیعه بگوید : جمله کفانا کتاب الله غلط است ممکن است فرد مخالف جواب دهد : مگر قرآن تبیانا لکل شی نیست . پس چطور شما می گویید کفانا کتاب الله غلط است . اگر قرآن همه چیز را بیان کرده چرا کافی نباشد .
    به نام خدا

    در همان کتاب خدا، آیه ای آمده که نسخ نشده :"انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون". پس کسی که این آیه را عمل نکند، مصداق "ان الذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض و یریدون ان یتخذوا بین ذلک سبیلا اولئک هم الکافرون حقا" است.
    مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    وکالت
    نوشته
    17
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    37
    صلوات
    74

    مقاله جواب




    من کتوب زیادی در این باب مطالعه کردم ولی بازم چیزی ندیدم ولی اگر چنین بود که شما میگویید چرا ام کلثوم همسر این حضرت بودچرا به عنوان خلیفه به مردم خدمت کرد
    وگر شما راست میگویید حداقل برای برپایی اسلام چرا برای ابولولو بارگاه قرار داید
    برادر میتونی در مورد خلافت ایشان هم تحقیق بفرمایید


    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۰/۱۱ در ساعت ۱۹:۱۶
    {الحمد لله رب العالمين .اللهم احمينا وحمي مصرنا الحبيبة
    اللهم اجمعنا مع بعض دائما بنشاط واجعلنا افضل الاصدقاء
    واسعد السعداء بهدا التجمع
    امین برحمتکه یا ارحم الراحمین}
    نبداء كلامنا بالصلاة علي سيدنا محمد
    اللهم صلي وسلم وبارك علي سيدنا محمد وعلي اله وصحبة وسلم

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    [QUOTE=سیدپوریا هاشمی;175035]من کتوب زیادی در این باب مطالعه کردم ولی بازم چیزی ندیدم ولی اگر چنین بود که شما میگویید چرا ام کلثوم همسر این حضرت بودچرا به عنوان خلیفه به مردم خدمت کرد
    وگر شما راست میگویید حداقل برای برپایی اسلام چرا برای ابولولو بارگاه قرار داید
    برادر میتونی در مورد خلافت ایشان هم تحقیق بفرمایید

    /QUOTE]

    با سلام
    قبلا به این شبهه نخ نما جواب داده شده

    بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۰/۱۱ در ساعت ۱۹:۱۷ دلیل: حذف لینک سایت در نقل قول
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    103



    در این هنگام عمر سر و صدا راه انداخت و گفت : ان الرجل لیهجر کفانا کتاب الله . این مرد هذیان می گوید کتاب خدا ما را کافی است .
    با سلام

    تعليق جالبي ! بود.

    لطف می کنید و روایتی را بیاورید که خلیفه دوم می گوید: ان الرجل لیهجر ؟؟

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482




    ذكر الكتاب الذي أراد رسول الله. ص. أن يكتبه لأمته في مرضه الذي مات فيه‏
    أخبرنا يحيى بن حماد. أخبرنا أبو عوانة عن سليمان. يعني الأعمش. عن عبد الله بن عبد الله عن سعيد بن جبير عن ابن عباس قال: اشتكى النبي. ص. يوم الخميس فجعل. يعني ابن عباس. يبكي و يقول يوم الخميس و ما يوم الخميس! اشتد بالنبي. ص. وجعه فقال: ائتوني بدواة و صحيفة أكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده أبدا. قال: فقال بعض من كان عنده (عمر بن خطاب) إن نبي الله ليهجر! قال فقيل له: أ لا نأتيك بما طلبت؟ قال: أ و بعد ما ذا؟ قال: فلم يدع به.
    الطبقات الكبرى، محمد بن سعد بن منيع الهاشمي البصري (م 230)، تحقيق محمد عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1410/1990.،ج‏ 2، ص187
    ترجمه
    نامه‏يى كه رسول خدا (ص) مى‏خواست در بيمارى ارتحال خود براى امّت بنويسند
    يحيى بن حمّاد از ابو عوانه، از سليمان اعمش، از عبد الله بن عبد الله، از سعيد بن جبير، از ابن عباس نقل مى ‏كند كه مى‏گفته است پيامبر (ص) روز پنجشنبه سخت دردمند شد. گويد، ابن عبّاس به گريه افتاد و گفت: روز پنجشنبه، و چه روز پنجشنبه‏يى. درد پيامبر (ص) و بيماريش سخت شد و فرمود: دوات و قلم و ورقى بياوريد تا از براى شما نامه‏يى نوشته شود كه پس از آن هرگز گمراه نشويد. گويد، يكى از كسانى كه آن جا بود گفت: پيامبر (ص) هذيان مى‏گويد. سپس كسى گفت: آنچه مى‏خواستيد بياوريم؟ فرمود: حالا و پس از اين حرف؟ و ديگر ورق و قلم نخواست.
    سفيان بن عيينة از سليمان بن ابو مسلم دايى ابن ابو نجيح، از سعيد بن جبير، از ابن عبّاس نقل مى ‏كند كه مى‏ گفته است ابن عبّاس گفت: روز پنجشنبه و چه روز پنجشنبه‏ يى. در آن روز بيمارى پيامبر (ص) بسيار سخت شد و فرمود: براى من ورقى و دواتى و قلمى بياوريد تا براى شما نامه‏يى نوشته شود كه هرگز گمراه نشويد. حاضران با يك ديگر ستيزه كردند و حال آنكه در محضر هيچ پيامبرى ستيزه كردن جايز نيست. برخى گفتند: محمد (ص) را چه‏مى ‏شود آيا هذيان مى‏گويد؟ بپرسيد تا چه مى‏گويد. و چون سخن را تكرار كردند فرمود:رهايم كنيد، آنچه من در آنم بهتر از آن چيزى است كه شما مرا بدان فرا مى‏ خوانيد.
    محمد بن عبد الله انصارى از قرّة بن خالد، از ابو الزبير، از جابر بن عبد الله انصارى نقل مى‏ كند كه مى ‏گفته است پيامبر (ص) در بيمارى رحلت خويش فرمود نامه‏يى بياورند تا از براى امت نوشته شود كه نه هرگز كسى را گمراه كنند و نه گمراه شوند ولى در خانه ياوه‏ سراييهايى شد و عمر بن خطّاب ياوه گفت. گويد، پيامبر (ص) او را از خود راند.
    حجّاج بن نصير از مالك بن مغول، از طلحة بن مصرّف، از سعيد بن جبير، از ابن عبّاس نقل مى‏كند كه مى‏گفته است پنجشنبه و چه پنجشنبه‏يى. مى‏گويد، گوييا هم اينك اشكهاى ابن عبّاس را مى‏بينم كه همچون رشته مرواريد بر گونه‏اش سرازير بود. و گفت رسول خدا (ص) فرمود: براى من استخوان كتف و دوات و قلمى بياوريد تا نامه‏يى از بهر شما نوشته شود كه پس از آن هرگز به گمراهى نيفتيد. و برخى گفتند: رسول خدا (ص) هذيان مى‏گويد.
    محمد بن عمر [واقدى‏] از هشام بن سعد، از زيد بن اسلم، از پدرش، از عمر
    ابن خطّاب نقل مى‏كند كه مى‏گفته است در حضور پيامبر (ص) بوديم و ميان ما و زنان پرده‏يى بود. رسول خدا (ص) فرمود: مرا از هفت مشك آب غسل دهيد و صفحه‏يى با قلم و دوات بياوريد تا براى شما نامه‏يى بنويسم [دستور به نوشتن دهم‏] كه پس از آن هرگز گمراه نشويد. گويد، زنان گفتند: خواسته پيامبر (ص) را بر آوريد. عمر گويد، گفتم: ساكت باشيد كه شما چنانيد كه چون بيمار مى‏شود اشك مى‏ ريزيد و چون سلامت است، در گردنش مى‏آويزيد. و پيامبر (ص) فرمود: آن زنها از شما بهترند.
    محمد بن عمر [واقدى‏] از ابراهيم بن يزيد، از ابو الزبير، از جابر نقل مى‏كند كه پيامبر (ص) هنگام مرگ صفحه‏يى خواست تا نامه‏يى نوشته شود كه امت نه گمراه شوند و نه كسى را گمراه كنند ولى در حضور پيامبر (ص) به درشتى سخن گفتند و آن حضرت از آن كار خوددارى فرمود.
    محمد بن عمر [واقدى‏] از اسامة بن زيد ليثىّ و معمر بن راشد از زهرى، از عبيد الله بن عبد الله بن عتبة، از ابن عبّاس نقل مى‏كند كه مى‏ گفته است هنگام احتضار رسول خدا (ص) گروهى از جمله عمر بن خطّاب در خانه بودند. پيامبر (ص) فرمود: بياييد نامه‏يى از براى شما بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد. عمر گفت: درد و بيمارى بر پيامبر (ص) غلبه كرده است، قرآن پيش شماست و همين قرآن كه كتاب خداست ما را بس است. كسانى كه در خانه بودند، در اين مورد اختلاف كردند و برخى گفتند: بياوريد تا بنويسد، و برخى مى‏گفتند: حرف همان حرف عمر است. و چون درشت‏گويى و اختلاف بالا گرفت، پيامبر (ص) را چندان اندوهگين ساختند كه فرمود: از پيش من برخيزيد. عبيد الله بن عبد الله گويد، ابن عباس مى‏گفت: چه مصيبتى و مصيبت بزرگ‏تر اين كه مانع از نوشتن آن نامه شدند آن هم به واسطه اختلاف با يك ديگر و درشت گويى.


    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۹۰/۱۰/۱۱ در ساعت ۲۱:۱۷
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    89
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    103



    كاوه عزیز لطفا تمام روایات را به زبان عربی بیاورید.

    در ضمن برادر عزیز لطفا متن رو بصورت صحیح و بدون دخل و تصرف بیاورید.

    آیا این جمله عمر صحیح است ؟ کفانا کتاب الله


    آیا این جمله عمر صحیح است ؟ کفانا کتاب الله
    قرآن و سنت به فهم سلف صالح امت
    اللهم باعد بيني وبين خطاياي كما باعدت بين المشرق والمغرب
    اللهم نقني من الخطايا كما ينقى الثوب الأبيض من الدنس
    اللهم اغسل خطاياي بالماء والثلج والبرد

    اللهم آمین

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    أخبرنا جابر بن عبد الله الأنصاري قال: لما كان في مرض رسول الله. ص. الذي توفي فيه دعا بصحيفة ليكتب فيها لأمته كتابا لا يضلون و لا يضلون. قال: فكان في البيت لغط و كلام و تكلم عمر بن الخطاب قال فرفضه النبي.
    أخبرنا محمد بن عمر. حدثني هشام بن سعد عن زيد بن أسلم عن أبيه عن عمر بن الخطاب قال: كنا عند النبي. ص. و بيننا و بين النساء حجاب. فقال رسول الله. ص: اغسلوني بسبع قرب و أتوني بصحيفة و دواة أكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده أبدا! فقال النسوة: ائتوا رسول الله. ص. بحاجته. قال عمر: فقلت اسكتن فإنكن صواحبه إذا مرض عصرتن أعينكن و إذا صح أخذتن بعنقه! فقال رسول الله. ص: هن خير منكم!.
    قال في مرضه الذي مات فيه:
    ائتوني بدواة و صحيفة أكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده أبدا! فقال عمر بن الخطاب

    الطبقات الكبرى، محمد بن سعد بن منيع الهاشمي البصري (م 230)، تحقيق محمد عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1410/1990، ج‏ 2، صص188 -187


    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۹۰/۱۰/۱۱ در ساعت ۲۱:۲۳
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود