صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فهم چیست

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    179
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    458

    فهم چیست




    همانطور که می دانیم تمام زندگی صوری یا معنوی انسان به این کلمه وابسته است

    عقلی که می فهمد با عقلی که نمیفهمد ؟ایا عقلی هست که نفهمد؟

    دانستن همان فهمیدن است یا دارابودن هم به ان اضافه می شود ؟

    میدانیم که دارایی شدن دانایی است

    ایا کسانی که دارانیستند می توانند ادعای فهم کنند ؟

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما تفاوت دانستن و فهمیدن و رابطه آنها با عقل




    نقل قول نوشته اصلی توسط alisadra نمایش پست ها
    همانطور که می دانیم تمام زندگی صوری یا معنوی انسان به این کلمه وابسته است

    عقلی که می فهمد با عقلی که نمیفهمد ؟ایا عقلی هست که نفهمد؟

    دانستن همان فهمیدن است یا دارابودن هم به ان اضافه می شود؟

    میدانیم که دارایی شدن دانایی است

    ایا کسانی که دارانیستند می توانند ادعای فهم کنند؟

    با سلام و تشکر

    عقل یک پتانسیل وجودی بالقوه در وجود آدمی است، اگر انسان از این قوه خدادادی بهره بگیرد و با استفاده از مکانیسم های آن در جهت تکامل و رشد خود در موضوعات، حوادث و پدیده های پیرامونی اش اندیشه و تعقل کند لاجرم بسیاری از ناشناخته های عالم را می فهمد و درک می کند و اما اگر از این نعمت خدادادی هیچ بهره ای نگیرد و باصطلاح، برنامه ای برای اندیشه و تعقل در هستی و خویشتن خویش، نداشته باشد بازار درک و فهمش نیز تعطیل است.

    اینکه عقلی هیچ نفهمد غیر ممکن نیست زیرا بقول معروف "آنکس که نداند و نداند که نداند/در جهل مرکب ابدالدهر بماند.

    و این جهل مرکب، یعنی ندانستن و نفهمیدن مطلق الی الابد بهمان دلیلی که عرض کردیم ...

    دانستن، منشق شده از علم و دانش است و فهمیدن مشتق از درک و فهم. ممکن است کسی دارای علم و دانش مخصوصی باشد باصطلاح مجهز به سلاح علم نسبی باشد اما نتواند از علمش بدرستی بهره گرفته و از حقایق عالم هستی و پدیده های پیرامونی اش درک و فهم درستی داشته باشد و از آنطرف کسانی باشند که فاقد علم و دانش ظاهری باشند اما از قوه فاهمه و دراکه و تجزیه و تحلیل خوبی برخوردار باشند.

    پس الزاماً دانستن به معنای فهمیدن نبوده و همیشه دارنده علم و دانش، اهل فهم و درک نیست. بسا کسانیکه بیسواد هستند اما مسائل پیرامونی شان را خوب درک کرده و می فهمند.

    اما دارایی در این کلام شما مفهوم نیست، منظورتان از کلمه دارا بودن و دارایی در سه عبارت زیر چیست؟

    1. "
    دانستن همان فهمیدن است یا دارابودن هم به ان اضافه می شود؟

    2. "میدانیم که دارایی شدن دانایی است."

    3. "
    ایا کسانی که دارانیستند می توانند ادعای فهم کنند؟"

    آیا مقصودتان از دارایی ثروت مادی است؟ آیا مقصودتان دارا بودن عقل است؟ دارا بودن قوه فاهمه است؟ دارا بودن استعداد و توانائی است؟ ؟؟؟

    موفق باشید ...


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۰/۰۴/۰۳ در ساعت ۱۰:۱۴ دلیل: فونت
    فهم چیست

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط alisadra نمایش پست ها
    همانطور که می دانیم تمام زندگی صوری یا معنوی انسان به این کلمه وابسته است عقلی که می فهمد با عقلی که نمیفهمد ؟ایا عقلی هست که نفهمد؟ دانستن همان فهمیدن است یا دارابودن هم به ان اضافه می شود ؟ میدانیم که دارایی شدن دانایی است ایا کسانی که دارانیستند می توانند ادعای فهم کنند ؟
    سلام
    از کلام اهل علم دانسته می شود که اساس ادراک تشابه است . یعنی اینکه اگر ما چیزی را ادراک می کنیم ( می فهمیم ) دلیلش آنستکه شبیه آنرا در خود می یابیم . مثلا اینکه انسان می تواند عالم ماده را بفهمد دلیلش مادی بودن بعد جسمانی اوست . اگر انسان می تواند شی بیرونی را ببیند بخاطر آنستکه عقل مجرد شبیه مثالی آنرا به او القاء می کند . پس از اینجا عدم فهم هم مستدل می شود . کسی که چیزی را نمی فهمد مثال آنرا در درون خود ندارد یا اینکه شرایط القای حقیقت علمی آن از سوی عقل مجرد به او وجود ندارد . و از اینجا به سری از اسرار احکام عملی و دستورات ظاهری دین هم می رسیم .
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۴/۰۳ در ساعت ۱۱:۰۱
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    179
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    458



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    از کلام اهل علم دانسته می شود که اساس ادراک تشابه است . یعنی اینکه اگر ما چیزی را ادراک می کنیم ( می فهمیم ) دلیلش آنستکه شبیه آنرا در خود می یابیم . مثلا اینکه انسان می تواند عالم ماده را بفهمد دلیلش مادی بودن بعد جسمانی اوست . اگر انسان می تواند شی بیرونی را ببیند بخاطر آنستکه عقل مجرد شبیه مثالی آنرا به او القاء می کند . پس از اینجا عدم فهم هم مستدل می شود . کسی که چیزی را نمی فهمد مثال آنرا در درون خود ندارد یا اینکه شرایط القای حقیقت علمی آن از سوی عقل مجرد به او وجود ندارد . و از اینجا به سری از اسرار احکام عملی و دستورات ظاهری دین هم می رسیم .
    سلام باشید

    اولا ادراک همان فهم است قابل تامل است زیرا ادراک شامل عفل واحساس وخیال وهم وهم است

    ثانیا می گوییم عقلی که میفهمدپس به نطر میرسدمقصوداز عقل ،فهامه بودن ان است

    ثالثا درامور جسمانی نباید حتی ازهمه ادراک استفاده کرد منظورم عقل است مگراینکه عقل انرا به مرتبه خودش ببرد وهموشود فتدبرانشا

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    179
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    458



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    1. "دانستن همان فهمیدن است یا دارابودن هم به ان اضافه می شود؟ 2. "میدانیم که دارایی شدن دانایی است." 3. "ایا کسانی که دارانیستند می توانند ادعای فهم کنند؟" آیا مقصودتان از دارایی ثروت مادی است؟ آیا مقصودتان دارا بودن عقل است؟ دارا بودن قوه فاهمه است؟ دارا بودن استعداد و توانائی است؟ ؟؟؟ موفق باشید ...
    سلام باشید

    1 دارایی شدن دانایی است صحیح است

    2- منظور ازدارایی چشیدن است

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط alisadra نمایش پست ها
    اولا ادراک همان فهم است قابل تامل است زیرا ادراک شامل عفل واحساس وخیال وهم وهم است
    سلام
    ظاهرا فهم به ادراک جامع و عمیق گفته می شود اما چون از جنس ادراک است شاید با تعمیم بتوان همه ادراکات را نوعی از فهم دانست
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۴/۰۴ در ساعت ۲۲:۰۳
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    179
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    458



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    ظاهرا فهم به ادراک جامع و عمیق گفته می شود اما چون از جنس ادراک است با تعمیم می توان همه ادراکات را نوعی از فهم دانست موفق باشید
    اگرتثلیث درادراک را قبول کنیم فهم نمی تواند تعمیم داده شود بلکه ادراک ازخنس فهم است عموم خصوص مطلق هرادراکی فهم است اماهرفهمی ادراک نیست

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط alisadra نمایش پست ها
    همانطور که می دانیم تمام زندگی صوری یا معنوی انسان به این کلمه وابسته است

    عقلی که می فهمد با عقلی که نمیفهمد ؟ایا عقلی هست که نفهمد؟

    دانستن همان فهمیدن است یا دارابودن هم به ان اضافه می شود ؟

    میدانیم که دارایی شدن دانایی است

    ایا کسانی که دارانیستند می توانند ادعای فهم کنند ؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط alisadra نمایش پست ها
    همانطور که می دانیم تمام زندگی صوری یا معنوی انسان به این کلمه وابسته است

    عقلی که می فهمد با عقلی که نمیفهمد ؟ایا عقلی هست که نفهمد؟

    دانستن همان فهمیدن است یا دارابودن هم به ان اضافه می شود ؟

    میدانیم که دارایی شدن دانایی است

    ایا کسانی که دارانیستند می توانند ادعای فهم کنند ؟

    سلام

    فهمیدن نوعی درک است و ان هم درکی ذهنی که یکی از قوای نفس می باشد ؛نتیجتا فهمیدن به تصور و سپس تصدیق می انجامد؛البته همه تصورات انسان منشا مادی دارند ؛چون عالم ذهن تصورات اولیه را از حواس پنج گانه می گیرد و سپس اگر مطابق با واقع بود تصدیق می کند و گرنه خیر...نتیجتا تصدیق متاخر از تصورات ابتدایی می باشد و لی ارتباط بین این تصورات ابتدایی کار فطری ذهن می باشد یعنی ذهن این قدرت را به صورت فطری دارد که بین صور مختلف ارتباط ایجاد نموده و حکم صادر کند...ولی خود این صور اولیه مانند توپ و پا و غیره منشا خارجی دارند و مادی هستند...


    نتیجتا معرفت یعنی قوه دارا بودن چیزی که قبلا نبوده یعنی ذهن انسان قوه دارا بودن مسئله ای را دارد که وقتی انرا ندارد می شود عدم ملکه و وقتی دارا می شود فعلیت ان قوه می گردد،اساسا ادراک یعنی چیزی که به ان رسیده باشی و وقتی به ان هنوز نرسی ادراکی وجود ندارد پس درک از نوع رسیدن است و حاصل شدن که یکی از موارد ان همین معرفت و درک ذهنی می باشد که با صورتهای ذهنی سرو کار دارد نتیجتا نفس قوه ای دارد به نام ذهن که خود ارتباط بین صور ذهنی و خارج را ایجاد می کند و اگر ان صورت با واقع مطابق بود حکم به تصدیق می دهد وگرنه به کذب ان حکم می کند و در هر صورت ذهن به چیزی می رسد که قبلا قوه انرا داشت ...یعنی فعلیت این درک را به صورت اولیه ندارد و لی وقتی رسید ان درک برای ذهن فعلیت پیدا می کند...


    پس فهم قوه ای است ذهنی که از قوای نفس می باشد ،و کارش ارتباط بین صور ذهنی با واقع انها می باشد و این انطباق یا به تصدیق می انجامد و یا به غیر ان و در هر صورت این نوع عمل را فهم می گویند..

    نتیجتا خود تصور چیزی و قدرت ارتباط و تحلیل ان نسبت به موارد دیگر همان فعلیت ان ویا دارایی ان می باشد که قبلا ذهن استعداد شدن انرا داشته و لی فعلیت انرا ابتدا نداشته....

    البته عقل به دلیل تشکک دارای مراتب مختلفی است که به صورت اشتراک معنوی همه این مراتب عقل هستند؛ولی به لحاظ احکام وجودی ؛ خصایص هر مرتبه مختص همان مرتبه می باشد نتیجتا اثار هر یک نیز مغایر با دیگر موارد می باشد که البته عقل معیشتی انسان نیز خارج از یکی از این مراتب نمی باشد...


    پس خطا(یا نفهمیدن متعارف) در تطبیق است نه در خود فهم ،مثلا کسی که مادی گرا می باشد باز در نفس خود چیزی را ازلی می داند و لی درتطبیق ان شئ ازلی دچار اشتباه شده و انرا در ظهور ادراکش ماده گرفته است نه خدا ....به عبارتی مادی گرا نیز چیزی را تصور نموده است که باید ان شئ همیشگی باشد و لی در تطبیق ان به واقع دچار خطا می گردد که از ان به نافهمی تعبیر می گردد...

    یاحق





    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط alisadra نمایش پست ها
    عموم خصوص مطلق هرادراکی فهم است اماهرفهمی ادراک نیست
    سلام
    وقتی فهم ادراک عمیق باشد معنایش این است که فهم هم ادراک است اما ادراک خاص لذا عموم و خصوص عکس آن چیزی است که شما فرمودید یعنی هر فهمی ادراک است اما هر ادراکی فهم نیست .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    179
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    458



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    وقتی فهم ادراک عمیق باشد معنایش این است که فهم هم ادراک است اما ادراک خاص لذا عموم و خصوص عکس آن چیزی است که شما فرمودید یعنی هر فهمی ادراک است اما هر ادراکی فهم نیست . موفق باشید
    سلام باشید
    کلمات ادراک عمیق وادراک خاص درتعریف فهم ؟

    انچه به زبان ساده مبرهن است عقل می فهمد به عبارت دقبقتر ادراک می فهمدو به تعبیری دلنشین تر فهم چشیدن است (ان لم تذق لم تدر)

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود