صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونگي پيدايش عباسيان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    مطلب چگونگي پيدايش عباسيان




    سلام

    پيش از ظهور اسلام بين بني هاشم و بني اميه بر سر ریاست خانه كعبه اختلاف بود مخصوصاً بعد از ظلم‌هاي معاويه و يزيد نسبت به علي بن ابيطالب(ع) و اولاد او، دامنۀ اين اختلافات توسعه بيشتري پيدا كرد تا جائيكه به انقراض حكومت بني اميه منجر شد، البته سقوط بني اميه دلايل ديگري نیز داشت، از جمله تعیين جانشينان متعدد كه موجب اختلاف و دشمني در خاندان اموي گرديد، اختلاف و تعصبات قبيله‌اي ميان تيره‌ها و طوايف مختلف عرب شمالي و جنوبي كه زمينه مناسبي براي فعاليت عباسيان فراهم كرد، جانبداري متعصبانه امويان از عنصر عربي و تحقير اقوام ديگر نظير ايرانيان و نهضتهاي سياسي و مذهبي كه با امويان مخالفت مي‌كردند موجبات ضعف دولت اموي را فراهم كرد.
    نسب عباسيان، به عباس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف عموي پيغمبر مي‌رسيد، يكي از مهمترين مراكز اتكاء بني هاشم ايران بود، زيرا ايرانيان‌ به چند دليل دشمن آشتي ناپذير بني اميه بودند، از جمله تجاوز و تعدي بني اميه و عمال آنان و سياست غلط آنها مبتني بر سروري عرب و تحقير ملل تابعه بويژه ايرانيان، به همين جهت عباسيان بزودي دريافتند كه از نارضايتي مردم ايران چگونه استفاده كنند و ديگر اينكه هرج و مرج ممالك اسلامي به عباسيان اين فرصت را داد كه در نواحي ايران مخصوصاً خراسان دعوت خود را آغاز كنند.1

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    تكيه گاه عباسيان علاوه بر ايرانيان فرقه‌هاي مختلف شيعه بود كه در آن زمان مشتمل بر عباسيان، علويان، زيديه و پيروان محمد بن حنيفه بود كه بعد از درگذشت وي پسرش ابوهاشم جانشين او شد و بعد از مرگ ابوهاشم پيروانش با محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بيعت كردند و به نام شيعه آل عباس مشهور شدند كه شعار آنان بيرق و لباس سياه بود. محمد بن علي دهكده كوچكي به نام حميمه را مركز فعاليت خويش قرار داد و از همين محل دعاتي را به خراسان و ماوراء النهر فرستاد و بعد از درگذشت وي پسرش ابراهيم جانشين او شد.
    ابتدا، دعوت سري بود و امور دعوت بوسيلۀ مجمعي صورت گرفت كه داراي 12 نقيب و شورائي مركب از 72 نفر بود، زمانيكه ابراهيم امام به خراسان توجه كرد در آنجا بزرگان زيادي به او گرويدند از جمله بازرگان معروف، بكير بن ماهان كه در سال 105 هـ ق در كوفه با عباسيان بيعت كرد، در سال 126 هـ ق كه بكير بن ماهان به زندان افتاد با ابومسلم آشنا شد و بكير بعد از آزادي از زندان ابومسلم را به ابراهيم معرفي كرد.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    ابراهيم، ابومسلم را جهت انتشار دعوت به خراسان فرستاد كه در اين زمان نصر بن سيار در خراسان حكومت مي‌كرد و در آن جا بين دو طايفه بزرگ اعراب مضري و يماني اختلاف افتاده بود كه پيروان بني عباس فرصت را مغتنم شمردند و مردم را با شعار «الرضا من آل رسول يا الرضا من آل محمد» دعوت مي‌نمودند و ابومسلم توانست مرو را تصرف كند و در سال 129 هـ. ق در روستاي سفيدنج مرو دعوت خود را آشكار كرد، به گفته طبري، اهالي دهكده‌هاي مرو دعوت را پذيرفته و به تدريج پيش ابومسلم مي‌آمدند، مقارن اين ايام ابراهيم به فرمان مروان بن محمد آخرين خليفه اموي در شام كشته شد.
    بعد از قتل او طرفداران وی برادرش عبدالله سفاح را به جانشيني برگزيدند، به اين ترتيب اولين حاكم عباسي به طور رسمي كار خويش را آغاز كرد و عباسيان از اين به بعد تا بيش از 500 سال حكومت را بدست گرفتند و ما بدليل گستردگي و طول حكومت و حاكمان زياد عباسيان به بعضي از آنها كه اتفاقات مهمي در زمانشان رخ داده اشاره مي كنيم كه به 2 دوره تقسيم مي‌شود، دورۀ تسلط ايرانيان كه خلفاي عباسي با اقتدار و قدرت زياد حكومت مي‌كنند و دورۀ تسلط تركان كه حكومت عباسي رو به ضعف و انحلال مي‌رود.2

    ادامه دارد....!!
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۳/۰۶ در ساعت ۱۹:۲۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    سلام علیکم بر رضای عزیز وهمه دوستان
    عباسان علاوه بر اینکه خودشان در نقاط مختلف دعوت به خویش می کردند ولی استفاده از محبوبیت علویان را به نفع خود در دستور کار داشتند تا جاییکه حتی با بزرگان علوی جلسات خصوصی بر گزار می کردند مهترین جلسه آنان انجمن ابواءبود
    در زمان بنی ­امیه عده­ ای از بنی­ هاشم اعم از عباسی و علوی در مجلسی جمع شده بودند، در این مجلس که با حضور ابوالعباس سفاح، منصور دوانقی و ابراهیم عباسی برگزار شده بود عبدالله بن حسن مثنی معروف به عبدالله محض حاضران را به بیعت با پسرش محمد معروف به نفس زکیه فرا خواند و به او لقب مهدی داد بعضی از حضار حضور امام صادق علیه السلام را پیشنهاد کردند که با مخالفت عبدالله بن حسن روبرو شدند عبدالله بن حسن بر این عقیده بود که امام صادق علیه السلام تشکیلات آنان را خراب خواهد کرد ولی به هر ترتیب امام صادق علیه السلام در آن مجلس حضور پیدا کردند و طبق پیش بینی عبدالله با این برنامه مخالفت نمودند.
    امام خطاب به عبدالله فرمودند:«اگر هدف تو از این قیام امر به معروف و نهی از منکر است چه شده که تو را بگذاریم و پسرت را برای این کار برداریم پیش بیا تا با تو که شیخ بنی­هاشمی بیعت کنیم[1]». عبدالله امام را به حسادت متهم نمود و امام ضمن تبرئه خود فرمودند:«من بر پسرت حسادت نمی­ورزم ولی میدانم که این دو مرد ابوالعباس و برادران و نسل آنان کرسی حکومت را علی رغم شما خواهند ربود[2].
    امام در آنجا خبر از کشته شدن محمد و ابراهیم پسران عبدالله بدست منصور دوانیقی دادند.[3]
    در ادامه گزارش آمده«بنی عباس که هرگز بخلافت چشم نداشتند از این سخن بیدار شدند و بخود پرداختند

    [1] - ابوالفرج اصفهانی, پیشین ج 1ص 305

    [2]- ابوالفرج اصفهانی, پیشین ج 1ص 305

    [3] - ابوالفرج اصفهانی, پیشین ج 1ص 306
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۹۰/۰۳/۱۶ در ساعت ۱۵:۳۴ دلیل: مشکل فونتی

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست ها
    در ادامه گزارش آمده«بنی عباس که هرگز بخلافت چشم نداشتند از این سخن بیدار شدند و بخود پرداختند
    قابل ذکر است که این حرف نمی تواند درست باشد چون طبق فرمایش رضای عزیز وثبت تاریخ جریان عباسیان قبل از انجمن ابوا اقدام به فرستادن داعی به نقاط مختلف اسلامی مخصوصا خراسان کرده بودند ،پس فرمایش امام اخبار از آینده بوده است نه اینکه شروع فعالیت بنی عباس بعد از این فرمایش باشد
    از این گذشته بعضی از محققین ایجاد رقابت در شاخه عباسیان را از زمان خلافت عمر بن خطاب می دانند


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام
    و تشکر از عماد گرامی که این مطلب را کامل کردند

    مهمترين حاكمان دوره عباسي:
    اولين آن "ابوالعباس سفاح" مي‌باشد، وي در آغاز كار خطبه‌اي ايراد كرد و در آن به وعده و وعيد ياران و دشمنان پرداخت و خود را خونريزي بي باك وسفاح معرفي كرد كه مي‌خواهد انتقام خونهايي را كه امويان از هاشميان ريخته‌اند بگيرد3
    استوار شدن قدرت عباسيان در دورۀ سفاح انجام گرفت كه موفق شد بر تمام قلمرو امويان به جز اندلس مسلط شود، سفاح عموي خويش عبدالله بن علي را مأمور جنگ با مروان، آخرين خليفه اموي كرد، دو گروه در كنار رود زاب درگير شدند و سرانجام مروان كشته شد.
    بعد از سفاح برادرش "ابوجعفر منصور" به خلافت رسيد كه شورش‌هايي بر ضد او صورت گرفت از جمله شورش عبدالله بن علي (عموي سفاح) كه انتظار داشت بعد از مرگ سفاح به خلافت برسد و شورشهاي غلاة (سنباد)، شورش اسحاق ترك و راونديان كه به دنبال قتل ابومسلم به دست منصور شكل گرفت و نیز مي توان از شورش خوارج نام برد كه توانسته بودند موفقيت‌هاي چشمگيري در سيستان، خراسان، و شمال آفريقا به دست آورند.
    منصور شهرهاي جديد بغداد، رصافه و دافقه را بنياد كرد و به خاطر اينكه در حساب كارگزاران و عاملان خراج بدقت رسيدگي مي‌كرد به همين خاطر به "دوانيقي" مشهور بود.4
    شهادت امام جعفر صادق در سال 148 هـ. ق در زمان منصور اتفاق افتاد. "ابوعبد الله مهدي" بعد از پدر به قدرت رسيد از كار او مي‌توان به وسعت دادن مسجد الحرام، گذاشتن دستگاه برید (اطلاعات) و رونق گرفتن تجارت در بغداد اشاره كرد.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    شورش‌هايي نيز در زمان او به وجود آمد، شورش يوسف البرم كه به منظور امر به معروف و نهي از منكر قيام كرد، شورش مقنع (سپيد جامگان) و شورش عبدالسلام يشكري را مي‌توان نام برد. در زمان "هادي" چهارمين خليفه نيز با شورشهايي همراه بود از جمله مهمترين آن قيام حسين بن علي (شهيد فخ) كه علويان حجاز به پيشوايي او قيام كردند.
    از اتفاقات مهم خليفه پنجم عباسي "هارون" چنين مي‌توان ياد كرد، قيام يحيي بن عبدالله، تشكيل نخستين دولت مستقل شيعي به دست ادريس بن عبدالله در مراكش، تأسيس دولت نيمه مستقل اغالبه در جزاير سيسيل و شهادت امام موسي كاظم و شورش حمزه آذرك و شورش مردم خراسان كه از جمله مهمترين رويدادهای زمان هارون بودند.
    مأمون بعد از كشتن برادرش به قدرت رسيد و از اتفاقات مهم زمان او می­توان به شورش ابوالسرايا در كوفه و نصر بن شیث در جزیره و ولايتعهدي امام رضا(ع) بخاطر مشروعيت ببخشدن به حكومت خود و استقلال طاهريان اشاره کرد.
    با پايان گرفتن حكومت مأمون و خارج شدن قدرت و تسلط اوضاع از دست وزيران ايراني، حكومت عباسيان نيز رو به ضعف و نابودي گذاشت و موجب تسلط تركان بر دربار شد. بعد از مأمون معتصم به قدرت رسيد كه او سياست جذب تركان را پياده كرد و با ورود تركان به دستگاه خلافت، رقابت شديدي ميان آنان و دو عنصر عرب و ايراني به وجود آمد که قيام‌هاي دوران معتصم عبارتند از:
    1- قيام محمد بن قاسم
    2- شورش زوطی
    - شورش بابك خرم دين
    4- شورش عُجيف بن عنبسه و شورش مازیار و ديگر اينكه طولونيان اولين دولت مستقل تركان را در قلمرو اسلامی تشكيل دادند و مصر را از پيكر خلافت عباسي جدا كردند.5
    ادامه دارد....!!
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۹۰/۰۳/۰۸ در ساعت ۱۷:۰۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    در آغاز پيروزي عباسيان‌، بني هاشم و به ويژه علويان كه سال‌ها از ستم امويان در رنج وزحمت بودند از هر سو به سوي كوفه و حيره سرازير شدند تا هم در جشن پيروزي‌عباسيان شركت كنند و هم از بهره خود در حكومت جديد آگاهي يابند. سفاح در همه‌دوران خود علويان را گرامي مي‌داشت و به آنان صله و جايزه مي‌داد، ولي آنان به ويژه‌فرزندان امام حسن (عليه السلام)كه گمان كرده بودند عباسيان براي دست‌يابي آنها به حكومت به‌ميدان آمده‌اند، به دريافت جايزه و انعام راضي نمي‌شدند. به گفته انساب الأشراف (م‌279) عبداللَّه بن حسن پدر نفس زكيه همراه ديگر علويان در حيره نزد سفاح رفت‌.سفاح او را بسيار گرامي داشت و مبلغ يك ميليون درهم به او بخشيد؛ ولي هنگامي كه بهمدينه برگشت و خويشاوندانش به ديدنش آمده‌، سفاح را به خاطر اعطاي اين مبلغ دعاكردند، گفت‌: «اي قوم‌، هرگز نادان‌تر از شما نديده‌ام‌، مردي را سپاس مي‌گوييد كه اندكياز حق ما را داده و بيشتر آن را صاحب شده است‌.» 1 سخن او به گوش سفّاح رسيد وبسيار تعجب كرد. هر چند منصور خشمگينانه پيشنهاد داد كه «آهن جز با آهن راست‌نشود» ولي سفّاح متعرض عبداللَّه نشد؛ زيرا معتقد بود كه «هر كس سخت بگيرد،يارانش را بگريزاند و هر كس نرم باشد به او الفت گيرند.» 2
    از آن‌جا كه همه هاشميان حتي ابراهيم‌، امام عباسيان و سفاح و منصور با نفس زكيه به‌خلافت بيعت كرده بودند، فرزندان امام حسن (عليه السلام)خلافت را حق خود دانسته و عباسيان‌را غاصب حق خويش مي‌شمردند. عباسيان نيز كه در همان اوايل حكومت خود امويان‌را قلع و قمع كرده و از جانب آنان آسوده خاطر شده بودند، تنها نيروي معارض خود راعلويان و به ويژه فرزندان امام حسن (عليه السلام)مي‌دانستند. بدين‌سان آن همكاري عباسي‌ـعلوي كه از نفرت شديد آنان بر ضد دشمن مشترك پديد آمده بود به محض سقوط‌دشمن از ميان برخاست و علويان خوش باور و نيك سيرت كه مي‌پنداشتند عباسيان به‌خاطر ايشان به معركه آمده‌اند خيلي زود پندارشان به نوميدي كشيد و اتحاد و همدلي‌آنان جاي خود را به تعارض و كينه‌جويي سپرد. از اين رو سفّاح كوفه پر آشوب را كه دلبه ياري علويان داشت براي مركز حكومت خود جاي امني ندانست‌. بصره نيز با آن كه‌شهري بزرگ و چندِ كوفه بود به دليل اين كه مردمش گرايش‌هاي علوي و اموي داشتند،چندان مناسب نبود. بنابراين مركز حكومت را به حيره منتقل كرد و در صدد ساختن‌هاشيمّه بر آمد تا آن را مركز حكومت خود قرار دهد
    1. انساب الاشراف‌ ، ج 3، ص 166.
    2. همان‌، ج 3، ص 166.


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    هنوز از بنياد دولت عباسي سالي بيش نگذشته بود كه به گفته نرشخي‌ 1 (م 348):«يكي از دانشمندان بخارا به نام شُرَيك بن شيخ كه مردي بود از عرب به بخارا باشيده ومردي مبارز بود و مذهب شيعه داشتي و مردم را دعوت كردي به خلافت فرزندان‌اميرالمؤمنين‌(عل ه السلام)...» به سال 133 عليه عباسيان به‌پاخاست و گروهي از شيعيان بني هاشم‌كه پنداشته بودند حكومت به علويان خواهد رسيد و حال پندارشان به نوميدي كشيده‌بود، و هم ظلم و ستم و كشتار بي‌رحمانه عباسيان را مي‌ديدند، بر وي گرد آمدند و با آن‌كه شماري از حكمرانان آن ديار با بيش از سي هزار تن به دعوت او پيوستند ولي اين قيام‌خيلي زود و با نهايت بي‌رحمي به دست ابو مسلم سركوب و سران آن كشته شدند. بدين‌گونه عباسيان نشان دادند كه تحمّل هيچ گونه تعرضي را به حريم حكومت ندارند و به هرعنوان و تحت هر نامي هم كه باشد تفاوتي ندارد.
    در دوران سفاح علويان از آرامش نسبي برخوردار بودند، ولي حكومت او ديرينپاييد و به سال 136 هجري به بيماري آبله درگذشت‌. جانشين وي منصور چون بر مسندحكومت تكيه زد در طلب فرزندان عبداللَّه‌، محمد و ابراهيم كه پيش از بنياد دولت‌عباسي دوبار (126 و 129) با محمد بيعت كرده بود، بر آمد و در اين كار چندان اصرار وپافشاري كرد كه تعجب همگان را برانگيخت‌. به همه جاي مكه و مدينه جاسوسان‌گماشت‌. نامه‌هاي جعلي بسيار از زبان هواداران آنان نوشت و با اموالي به عنوان خمس‌براي آنها فرستاد تا شايد از اين راه بر آنان دست يابد. عبداللَّه پدر آنان را مورد آزار واذيت قرار داد تا بتواند آنان را به تسليم وادارد، ولي با اين همه هر چه بيشتر جست كمتريافت تا آن كه تمام اولاد امام حسن (عليه السلام)را جز محمد و ابراهيم كه مخفي بودند، دستگيركرده و به زنجير بسته با خفت و خواري به حيره آورده به زندان انداخت و چندان بر آنان‌سخت گرفت كه شب از روز باز نمي‌شناختند. زندان تاريك و آلوده‌، و شكنجه و شلاق ومرگ چيزي بود كه از پيروزي دولت عباسي‌، سهم علويان به ويژه اولاد امام حسن‌7شده بود. سرانجام نفس زكيه نتوانست شكنجه و آزار خاندان خود را تحمل كند و پيش‌از آن كه دعوتش پا بگيرد به قيامي زودرس دست زد و در مدينه به سال 145 هجري‌سياست «آهن جز به آهن راست نشود» منصور گريبانش را گرفت‌. محمد در پيكاري‌نابرابر كشته شد و تني چند از يارانش كه از معركه جان به در برده بودند سال‌هاي دراز يامخفي مي‌زيستند و يا از دست مأموران خليفه دايم در حال گريز بودند. پس از محمدبرادرش ابراهيم در بصره قيام كرد و به سرنوشت برادر گرفتار آمد. 2

    1. تاريخ بخارا ، ص 86 ـ 87؛ الامامة و السياسة‌ ، ج 2، ص 188؛ انساب الاشراف‌ ، ج 3، ص 171؛ تاريخيعقوبي‌ ، ج 2، ص 337؛ تاريخ طبري‌ ، ج 6، ص 112.
    2. حوادث سال 145 هجري در طبري و الكامل به طور مفصل آمده است‌.
    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ در ساعت ۱۶:۲۰

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    برخوردهاي نارواي عباسيان با علويان به فرزندان امام حسن (عليه السلام)منحصر نمي‌شد،اولاد امام حسين(عليه السلام) و به ويژه ائمه شيعه نيز پيوسته در معرض آزار و اذيت عباسيان‌بودند؛براي به عنوان مثال امام صادق‌(عليه السلام) به عنوان امام شيعيان و بزرگ حسينيان همواره‌از دست منصور به رنج و زحمت بود.[1] منصور براي آن كه دريابد آيا جعفر بن محمد درتدارك قيام عليه حكومت عباسي هست يا نه‌، پيوسته تلاش مي‌كرد. او براي دست‌يابي‌به اين هدف نامه‌هاي جعلي فراوان از زبان شيعيان عراق و خراسان به آن حضرت‌مي‌نوشت و همراه اموالي منظور اين است كه نامه‌ها و اموال با هم فرستاده مي‌شدند. اموالي به عنوان خمس توسط افرادي گمنام كه خود را خراساني معرفي مي‌كردند، نزد اومي‌فرستاد. امام با درايتي كه داشت آنان را مي‌شناخت و به ايشان سفارش مي‌كرد كهخود را در خون فرزندان پيامبر(صلي الله عليه) شريك نكنند.[2] سخن‌چينان نيز براي دريافت‌پاداش‌، نزد منصور از آن حضرت بدگويي مي‌كردند و مي‌گفتند كه او مال و اسلحه‌جمع‌آوري كرده و در تدارك قيام است‌. دست كم در يك مورد منصور، امام صادق وسخن چين را با هم روبرو كرد. امام آنچه را به او نسبت مي‌دادند انكار كرد ولي سخن‌چين اصرار داشت كه به چشم خود ديده است و راست مي‌گويد. امام از او خواست كه‌بر ادعاي خود سوگند ياد كند و قسم ويژه‌اي را به او تلقين كرد. سخن چين هنوز سوگندرا به پايان نبرده بود كه بر زمين افتاد و مرد.[3] به هنگام سركوبي قيام نفس زكيه‌، عيسي بن‌موسي بخشي از اموال امام صادق 7 (چشمه ابو زياد) را مصادره كرد و با آن كه امام‌شخصاً نزد منصور رفت تا آن را پس بگيرد ولي منصور نه تنها اموال ايشان را پس نداد بلكه قصد كشتن ايشان را داشت و امام با يادآوري اين نكته كه عمر من رو به پايان است وبا تعهدي كه سپرد، از دست او نجات يافت‌.[4] بدين سان منصور همواره امام را تحت نظرداشت و بارها او را از مدينه به عراق فراخواند و مدتي او را در كوفه تحت نظر گرفت وحتي براي آن كه شخصيت علمي و معنوي امام را در هم بشكند از ابو حنيفه خواست تابا آماده كردن مسايل مشكل علمي در حضور او با امام مناظره كند و با غلبه بر او از ابهّت‌و نفوذ ايشان بكاهد؛ ولي كار برعكس شد و ابوحنيفه در مناظره مغلوب گرديد و اعتراف كرد كه امام از همه دانشمندان عصر داناتراست‌.[5]



    [1] -ذهبي‌، سير اعلام‌ ، ج 6، ص 257ـ267؛ ابن صباغ‌، الفصول المهمة‌ ، ص 214ـ216.

    [2] - اصول كافي‌ ، ج 2، ص 383؛ ابن شهر آشوب‌، مناقب‌ ، ج 4، ص 239ـ240؛ بحار ، ج 47، ص 74. 172.

    [3] - الفصول المهمة‌ ، ص 214ـ215؛ ارشاد ، ج 2، ص 183ـ184؛ شرح الاخبار ، ج 3، ص 303.

    [4] - ابن اثیر، الكامل‌ ، ج 5، ص 543ـ 554؛ طبري‌ ، ج 6، ص 225؛ مقاتل الطالبيين‌ ، ص 241.

    [5] - سير اعلام النبلاء ، ج 6، ص 257ـ258؛ براي اطلاع بيشتر از برخوردهاي منصور با امام صادق‌(عليه السلام) به‌اين‌منابع مراجعه شود: بحارالانوار، ج 47، ص 74، 162، 172 ـ 174، 180، 195 ـ 200، 206؛ اصول كافي‌ ، ج 2، ص‌378ـ384؛ شرح الاخبار ، ج 3، ص 291ـ308؛ مناقب آل ابي طالب‌ ، ج 4، ص 215 ـ 283؛ كشف الغمه‌ ، ج 2، ص‌369ـ448؛ ذهبي‌، سير اعلام النبلاء ، ج 6، ص 257، 267.

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۹۰/۰۳/۱۶ در ساعت ۱۵:۴۳

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود