صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ܓ✿ یک شاخه گل هدیه به مادر شهیدܓ✿گلی گم کــــرده ام . .

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    طراحي
    نوشته
    688
    حضور
    4 روز 13 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    76
    آپلود
    1
    گالری
    249
    صلوات
    6608

    ܓ✿ یک شاخه گل هدیه به مادر شهیدܓ✿گلی گم کــــرده ام . .




    ܓ✿ یک شاخه گل هدیه به مادر شهیدܓ✿گلی گم کــــرده ام . .

    با سلام به همه ی بزرگواران اسک دینی


    در این طرح انشاءالله قراره دوستان عزیز، هر مادر شهیدی رو که می شناسن بخصوص تو این ایام که روز تکریم مادران و همسران شهدا هست و همچنین در آستانه روز مادر نیز هستیم و بهترین روز برای دستبوسی این گوهران الهیه یه شاخه گل به این عزیزان هدیه بدن

    این گل یه عالمه حرف داره

    می گه اگه الآن بچت پیشت نیست، ما هستیم
    اگه یه روزی دسته گلت رو فرستادی جلوی توپ، ما درک می کنیم چه کار بزرگی کردی
    می گه ما تو رو مثل مادر خودمون می دونیم
    می گه.........

    خوب ممکنه بعضیا بگن ما هیچ مادر شهیدی نمیشناسیم!

    کاری نداره

    تو هر کدوم از شهرهای ما یه گلزار شهدا هست که یه مشتریای ثابتی داره!
    آره مادرای شهدا چشم انتظارن تا پنج شنبه بیاد که برن زیارت بچه هاشون

    پس بسم الله

    التماس دعا.....


    ویرایش توسط سلیلة الزهراء : ۱۳۹۳/۰۱/۲۳ در ساعت ۱۴:۰۱



    امام صادق(ع) فرمود:
    به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.


    نام کاربری قبلی
    :
    مبین طرح

  2. صلوات ها 32


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    بسم الله الرحمن الرحیم

    ای دوست به حنجر شهیدان صلوات
    بر قامت بی سر شهیدان صلوات

    از دامن زن مرد به معراج رود
    بر دامن مادر شهیدان صلوات


    دیدن این دو لینک هم در این روز خالی از لطف نیست

    آی قصه قصه قصه * نون و پنیر و پسته
    قربون زخمای صورتت مامان قهرمانم...

    ܓ✿ یک شاخه گل هدیه به مادر شهیدܓ✿گلی گم کــــرده ام . .



    سرکار ریحانه یه مادر شهید(مادر شهید حقیقی) بود که هر وقت میدیدمشون از حرفهاشون سیر نمیشدم که اون هم اومد پیش شما اهواز اگر باز هم دیدنشون مثل دفعه قبل منو یادتون نره


    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  5. صلوات ها 22


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    طراحي
    نوشته
    688
    حضور
    4 روز 13 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    76
    آپلود
    1
    گالری
    249
    صلوات
    6608



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلیلة الزهراء نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سرکار ریحانه یه مادر شهید(مادر شهید حقیقی) بود که هر وقت میدیدمشون از حرفهاشون سیر نمیشدم که اون هم اومد پیش شما اهواز اگر باز هم دیدنشون مثل دفعه قبل منو یادتون نره

    ممنونم ازت همكار عزيز
    خيلي وقت بود دنبال بهانه مي گشتم از مادر شهيدان حقيقي بگم

    ايشون انقدر بزرگوارن كه هركس ببينتشون احساس مي كنه ويژگي هاي حضرت زينب جلوي چشماشه

    شايد باوركردني نباشه اما ايشون موقعي كه يكي از فرزنداشون، حالا دقيق يادم نمياد آقا محمودرضا بودن يا آقا محمدرضا(آخه هردوشون شهيد شدن) مي خواسته بره جبهه اين مادر بزرگوار به پدر مي گه اجازه بده بره و پدر ايشون تعجب مي كنه

    ايشون از اون مادراييه كه وقتي از فرزندان شهيدش صحبت مي كنه، چيزي به جز عشق و ايمان و اقتدار تو چشماشون نمي بيني! اشك؟ اصلاً
    صبر ايشون واقعاً مثال زدنيه!!!
    ویرایش توسط ریحانة النبی : ۱۳۹۰/۰۳/۰۳ در ساعت ۱۵:۲۰



    امام صادق(ع) فرمود:
    به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.


    نام کاربری قبلی
    :
    مبین طرح

  7. صلوات ها 23


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265

    در روز مادر، این مادران بهشتی را بیشتر بشناسیم




    اگر حماسه بزرگ هشت سال دفاع مقدس را نمایشی از قدرت و عزت مسلمانان درچندین قرن گذشته بدانیم، سخنی به گزاف نگفته‌ایم و در این میان، نقش همهاقشار و افراد را باید لحاظ کرد و بدون تردید، نقش زنان مؤمن را باید دربالاترین درجه دانست. همان‌گونه که امام راحل(ره) تصریح فرمودند: «اینپیروزی‌ها را ما از بانوان داریم قبل از این‌که از مردها داشته باشیم.بانوان عزیز ما اسباب این شدند که مردها هم جرأت و شجاعت پیدا کنند».(صحیفه نور ـ جلد 16 ـ صفحه 126)

    به گزارش «تابناک»، باور اینحقیقت ممکن است برای آنان که از دور دستی بر آتش داشته و یا با این مقولهبیگانه بوده‌اند، حیرت‌انگیز باشد اما برای کسانی که خود در کوران اینحادثه عظیم و کم‌نظیر بوده‌اند،‌ گوارا و لذت‌بخش است.

    بنابر اینگزارش، در میان حضور زنان صبور و فداکار، مادران بردبار شهدا و مفقودین ازجایگاه ویژه‌ای برخوردارند؛ مادرانی که به قول امام خمینی(ره): «جوان‌هایخودشان را از دست می‌دهند و باز می‌گویند: باز هم یکی ـ دو تا داریم»(صحیفه نور ـ جلد 16 ـ صفحه 209)

    زنان بزرگی که در جنگ پیشقدمایثار و گذشتن از جگرگوشه‌های خود بودند که آن رهبر سفرکرده آن را سببتقویت مردان می‌دانند. (صحیفه نور ـ جلد 19 ـ صفحه 270)

    ܓ✿ یک شاخه گل هدیه به مادر شهیدܓ✿گلی گم کــــرده ام . .


  9. صلوات ها 16


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    در اینجابا توجه به همزمانی میمون روز بزرگداشت مقام زن با یوم الله سوم خرداد،نگاهی گذرا به نمونه‌هایی از این مادران صبور شده است و چه بجاست که همصدابا امام عظیم‌الشأن(ره) اعتراف کنیم که: «مقاومت و فداکاری این زنان بزرگدر جنگ تحمیلی، آنقدر اعجاب‌آمیز است که قلم و بیان از ذکر آن عاجز بلکهشرمسار است». (صحیفه نور ـ جلد 16 ـ صفحه 126)

    ـــ مادر شهید سید حسین رجبیبه او گفته بود: «به دوستانت بگو، بعد از شهادتت از خاکی که به خونت آغشتهشده است، برایم بیاورند، چون می‌خواهم از آن خاک و خون، دو گلدان درست کنمو در خانه بگذارم» (کتاب سوره‌های ایثار ـ صفحه 73)

    ـــ مادر شهید سید محسن زرنگ‌زادهبه او گفت: فرزندم، از روزی که برادرت اسیر شده، تنها تسلای خاطرم تماشایقامت رعنای تو بود. با هر نگاهت به یاد برادرت سیدمصطفی می‌افتادم، اماامروز برای یاری دین خدا تو را هم به خدا می‌سپارم. (کتاب سوره‌های ایثارـ صفحه 40)

    ـــ شهید موسی نفیسی به مادرشگفت: مادر، امشب همانند شبی است که امام حسین(ع) یارانش را جمع کرد وچراغ‌ها را خاموش کرد و گفت: هر کس می‌خواهد برود، آزاد است. آیا تو به مناجازه یاری کردن فرزندش امام خمینی را می‌دهی؟ مادر می‌گوید: فرزند عزیزم،برو خدا به همراهت؛ اما مادر آن شب وقتی که همه خوابیده بودند، ناگاهبرمی‌خیزد و آرام و بی صدا به کنار موسی می‌رود و به سیمای نورانی و قامترعنای او چشم می‌دوزد؛ قامتی که چند روز بعد در جبهه به خون می‌غلتد.(برگرفته از زندگینامه شهید)

    ـــ وقتی مادر شهید غلامعلی پیچک می‌بیندهر کس برای هدیه به جبهه چیزی آورده است، ناراحت می‌شود و به غلامعلیمی‌گوید: پسرم من چیزی ندارم بدهم و او می‌گوید: مادر جان، مرا که داری.مرا بده. مادر چه آسان از عزیزش دل کند و او را راهی بهشت کرد. (روزنامهاطلاعات ـ 28/12/1369)

    ـــ مادر شهید رحیم جهاندارپس از شهادت فرزندش گفت: سه فرزند دیگر دارم و پیوسته به فرزندانم می‌گویمکه شما باید راه برادرتان را بروید، وگرنه شیرم را حلالتان نمی‌کنم. (کتابشهادتنامه ـ صفحه 93)

    ـــ مادرشهید حبیب‌الله نیکوکلام می‌گفت: یک روز پشت تلفن به من گفت: مادر، شیرتبر من حلال باد. شیر حلال تو مرا به این راه کشاند. من از بچگی به اسلام وقرآن علاقه داشتم و حالا هم که به شانزده سالگی رسیده‌ام، خودم به راهی کهعلاقه دارم، می‌روم، تو هم راضی باش. گفتم: راضی هستم. برو. خدا پشت وپناهت. (مجله زن روز ـ شماره 1390)

    ܓ✿ یک شاخه گل هدیه به مادر شهیدܓ✿گلی گم کــــرده ام . .


  11. صلوات ها 16


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    ـــ شهیدحسین ملک در دفتر خاطرات خود نوشته است: امروز 23/3/1362 نزدیکی‌های ظهر،چند نفر از مادران شهدا به جبهه آمدند تا از نزدیک با ما ملاقات داشتهباشند. می‌گفتند که فرزندشان را در راه خدا و قرآن داده‌اند و به اینافتخار می‌کنند. یکی از آنها می‌گفت: حسین من همسن و سال شما بود. نان‌آورخانه‌مان بود. شوقی عجیب برای رفتن به جبهه داشت و به من اصرار می‌کرد کهبه او اجازه دهم تا به جبهه برود. من گفتم: افتخار می‌کنم فرزندم در جبههباشد. برو و نگران خانه هم نباش. بالاخره روزیمان از جایی می‌رسد. او رفتو همان روزهای اول شهید شد.

    موقعی که با ما خداحافظی می‌کردند، یکیاز آنها پاکتی از من خواست. متعجب شدم و پرسیدم که چه پاکتی می‌خواهید؟گفت: فرقی نمی‌کند. نایلونی به او دادم. آن مادر شهید مقداری از خاک درونسنگر را برداشت و درون پاکت ریخت و گفت: این تربت شهیدم است. وصیت کرده‌امکه پس از مرگم، درون قبر و کفنم از تربت شهیدم بریزند؛ شاید او در آخرتشفاعتم کند.

    ـــ مادرسرداران شهید مجید و مهدی زین‌الدین در مراسم تشییع پیکر آنها گفت: همیشهآرزو می‌کردم که ای کاش به اندازه رگ‌های بدنم پسر داشتم و در راه اسلاممی‌دادم و با خون‌های آنها درخت اسلام را آبیاری می‌کردم. (کتاب صنوبرهایسرخ ـ صفحه 74)

    ـــ مادرشهیدان نعمت‌الله و محمدرضا کلولی در بیمارستان افشار دزفول، پس از شنیدنخبر شهادت نعمت‌الله می‌گوید: خدایا شکر. چند لحظه بعد که می‌گویند:محمدرضا هم شهید شده است، با همان لهجه دزفولی می‌گوید: خدا داد، خدا همبرد. (روزنامه جمهوری اسلامی ـ 3/7/1374)

    ـــ مادرشهیدان جلایی‌پور تعریف می‌کرد: در آغاز عملیات فتح‌المبین، در پی توصیهآیت‌الله مشکینی برای رفتن جوانان به جبهه به دومین شهیدم علیرضا گفتم:علیرضا، می‌دانی آقای مشکینی چه بیاناتی فرموده‌اند؟‌ گفت: بله مادر ولیمی‌دانید که فقط پنج ماه است که رضا شهید شده است و این خواهش را از منمی‌کنید؟ می‌خواست ببیند من چه می‌گویم. گفتم: پسرم تو هم باید وظیفه‌اترا انجام بدهی. او را هم روانه کردم. هنگام شروع عملیات کربلای 4، حسین،سومین شهیدم، به من گفت: مادر، اجازه بدهید من برای انجام وظیفه به جبههبروم. به او گفتم: برو مادر جان. او رفت و به دو برادر شهیدش پیوست. (مجلهزن روز ـ شماره 1390)

    ـــ محمدرضاکه در عملیات رمضان شهید شد، احمد به مادر تبریک گفت و از او خواست دعاکند که او هم شهید شود. وقتی در عملیات «والفجر 8»‌ شهادت نصیب احمد شد ودر کنار برادرش در شهیدآباد آرمید، باز هم مثل کوه ایستاد و به فرزندانشافتخار کرد. چند ماه بعد بود که صدای انفجارهای مهیبی،‌ دزفول را لرزانیدو فرزندش مجید که ماه‌ها در جبهه‌ها بود، به همراه همسرش، مظلومانه موردهدف موشک دشمن قرار گرفته و به شهادت رسیدند. اینک سال‌هاست که این مادرمؤمن و فداکار، هر شب جمعه، بر مزار عزیزانش شهیدان نونچی، زیارت عاشورارا زمزمه می‌کند.

    ـــ مادرشهید مسعود رومی‌پور در عملیات بیت‌المقدس به سوگ همسرش نشست اما وقتیاشک‌های فرزندش مسعود را برای اعزام به جبهه دید، او را راهی جبهه کرد واو چند ماه بعد در عملیات «بیت‌المقدس 7» و در نزدیکی محل شهادت پدر، بهشهادت رسید. (کتاب سوره‌های ایثار ـ صفحه 59)

    ـــ مادرشهید محمدرضا جواد بکان که سوگوار همسرش از موشکباران دشمن به دزفول بود،در سالگرد شهادت همسرش با شنیدن خبر شهادت فرزند بسیجی‌اش محمدرضا، خدا راشکر کرد. (کتاب سوره‌های ایثار ـ صفحه 164)

    ـــ مادرشهیدان بصیری‌فر: در حمله موشکی دشمن بعثی به دزفول، به سوگ شهادت چندیننفر از خانواده‌اش نشست بدون آن‌که بداند که خداوند برای او آزمایش‌هایدیگری در نظر دارد. آن امتحان، چند روز پس از عملیات «والفجر8» بود کهاتفاق افتاد. آن روز که شهید عبدالرضا بصیری‌فر به سنگر برادرش منصور آمدو از او خواست که به شهر و نزد خانواده بروند و به مادر سری بزنند. به هراصراری که بود او را راضی کرد اما اتوبوسی که آنها باید با آن به شهربرمی‌گشتند، حرکت کرده بود و آنها با یک دستگاه جیپ به سرعت خود را بهاتوبوس رساندند ولی هنوز به درستی ننشسته بودند که ناگهان اتوبوس موردحمله هواپیماهای دشمن قرار گرفت و آن دو برادر به همراه چندین تن ازرزمندگان گردان بلال از لشکر 7 ولی عصر(عج) به دیدار خدا شتافتند و مادررا به سوگی دیگر نشاندند.


    منبع سایت تابناک

  13. صلوات ها 16


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    طراحي
    نوشته
    688
    حضور
    4 روز 13 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    76
    آپلود
    1
    گالری
    249
    صلوات
    6608



    با سلام به همگي عزيزان
    تشكر مي كنم از جناب صلوات گرامي به خاطر قرار دادن اين مطالب زيبا
    انشاءالله هيچ وقت شرمنده ي شهدا و مادراشون نشيم
    الهي آمين يا رب العالمين




    امام صادق(ع) فرمود:
    به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.


    نام کاربری قبلی
    :
    مبین طرح

  15. صلوات ها 18


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 6 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054



    به نام خدا
    با تشکر از همه شما بزرگواران
    فایلهای زیادی در مورد شهداء گذاشته شده
    اینجا
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=4346&page=6
    می خوام یه فایل که مدتی باهاش مانوس بودم
    معرفی کنم
    http://www.askdin.com/showpost.php?p=50753&postcount=58
    فایل دوم
    شبای جمعه که میشه دلا بهونه می گیره
    این مادر شهید گمنام خیلی عجیبه داستانش....


  17. صلوات ها 17


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    طراحي
    نوشته
    688
    حضور
    4 روز 13 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    76
    آپلود
    1
    گالری
    249
    صلوات
    6608



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر فرهنگی نمایش پست ها
    به نام خدا
    با تشکر از همه شما بزرگواران
    فایلهای زیادی در مورد شهداء گذاشته شده
    اینجا
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=4346&page=6
    می خوام یه فایل که مدتی باهاش مانوس بودم
    معرفی کنم
    http://www.askdin.com/showpost.php?p=50753&postcount=58
    فایل دوم
    شبای جمعه که میشه دلا بهونه می گیره
    این مادر شهید گمنام خیلی عجیبه داستانش....
    با سلام به همگي عزيزان
    تشكر مي كنم از جناب مدير فرهنگي به خاطر قرار دادن اين فايل هاي زيبا
    دوستان دانلود نكنن از دستشون رفته
    بخصوص دانلود فايل شباي جمعه كه ميشه كه بنده هر وقت مي شنومش برام جديد و زيباست

    در این طرح انشاءالله قراره دوستان عزیز، هر مادر شهیدی رو که می شناسن بخصوص تو این ایام که روز مادر هم هست و بهترین روز برای دستبوسی این گوهران الهیه یه شاخه گل به این عزیزان هدیه بدن

    این گل یه عالمه حرف داره

    دوستاني كه از اين صحنه هاي زيبا(تقديم گل به مادر شهيد) تصويري دارن،‌ بذارن
    اگه خودشون گرفته باشن كه ديگه بهتر

    ویرایش توسط ریحانة النبی : ۱۳۹۰/۰۳/۰۵ در ساعت ۰۸:۵۰



    امام صادق(ع) فرمود:
    به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.


    نام کاربری قبلی
    :
    مبین طرح

  19. صلوات ها 15


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    92
    حضور
    7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    969



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحانة النبی نمایش پست ها
    ܓ✿ یک شاخه گل هدیه به مادر شهیدܓ✿گلی گم کــــرده ام . .

    با سلام به همه ی بزرگواران اسک دینی

    ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر رو خدمت تمامی عزیزان تبریک عرض می کنم

    در این طرح انشاءالله قراره دوستان عزیز، هر مادر شهیدی رو که می شناسن بخصوص تو این ایام که روز مادر هم هست و بهترین روز برای دستبوسی این گوهران الهیه یه شاخه گل به این عزیزان هدیه بدن

    این گل یه عالمه حرف داره

    می گه اگه الآن بچت پیشت نیست، ما هستیم:gol:
    اگه یه روزی دسته گلت رو فرستادی جلوی توپ، ما درک می کنیم چه کار بزرگی کردی:gol:
    می گه ما تو رو مثل مادر خودمون می دونیم:gol:
    می گه.........

    خوب ممکنه بعضیا بگن ما هیچ مادر شهیدی نمیشناسیم!:ghamgin:

    کاری نداره

    تو هر کدوم از شهرهای ما یه گلزار شهدا هست که یه مشتریای ثابتی داره!
    آره مادرای شهدا چشم انتظارن تا پنج شنبه بیاد که برن زیارت بچه هاشون

    پس بسم الله

    التماس دعا.....

    من چیکار کنم...
    کاش می تونستم...
    دلم لک زده برای بهشت زهرا (س) ...
    دارم می میرم خدایا...
    قدر سرزمین تون رو بدونید...
    قدر شهدا رو بدونید...
    ویرایش توسط APOCALYPSE : ۱۳۹۰/۰۳/۰۵ در ساعت ۱۶:۵۳
    جان جهان! چه شد که جانت را، جان ناقابلی گمان کردی؟!
    * آبروی همه مسلمانان، اشک ما را چرا در آوردی؟

    جسم تو کامل است، ناقص نیست، می دهد عطر یک بغل گل یاس
    دستت اما حکایتی دارد... رحم الله عمی العباس!

  21. صلوات ها 15


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود