جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلیل اختلاف شان نزولهای نقل شده برای آیات قرآن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330

    تعجب دلیل اختلاف شان نزولهای نقل شده برای آیات قرآن




    به نام هستی بخش

    چرا شان نزول آیات قرآن با هم فرق دارن؟ چرا برای یه آیه بضی وقتا چنتا شان نزول مختلف تو تاریخ ثبت شده؟ مگه مردم نمیدیدن چه اتفاقی افتاده ؟

    ویرایش توسط منتقد : ۱۳۹۰/۰۲/۳۱ در ساعت ۱۷:۴۹
    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    به نام هستی بخش

    چرا شان نزول آیات قرآن با هم فرق دارن؟ چرا برای یه آیه بضی وقتا چنتا شان نزول مختلف تو تاریخ ثبت شده؟ مگه مردم نمیدیدن چه اتفاقی افتاده ؟
    با سلام

    نه تنها شان نزول آیات بلکه قرائت بعضی آیات هم تفاوت دارند ! واز این خنده دارتر در نماز ووضوی رسول الله (ص) که هر روز و ماه وسال در جلوی چشمان هزاران نفر از اصحاب انجام میشد اختلافات عجیبی وجود دارد !!!!!!

    علتش را از زبان امیر المومنین علیه السلام بشنو :

    در میان احادیثی که در دسترس مردم قرار دارد، هم حق وجود دارد و هم باطل، هم راست و هم دروغ، هم ناسخ و هم منسوخ، هم عام و هم خاص، هم محکم و هم متشابه و هم احادیثی که به درستی ضبط گردیده و هم احادیثی که با ظن و گمان روایت شده است. در روزگار پیامبر اکرم(ص) آن قدر دروغ به آن حضرت نسبت داده شد که ایشان ایستادند و خطابه ایراد فرمودند که هر کس از روی عمد به من دروغ نسبت دهد، جایگاه او پر از آتش است. اقسام راویان حدیث «وَ إِنمَا أَتاکَ بِالحَدیثِ أَربَعَةُ رجال لَیْسَ لَهُمْ خَامِس...» ؛ همان. افرادی که حدیث نقل میکنند، چهار دسته‏اند که پنجمی ندارند: دسته اول «المنافقون...»؛ منافقان نفوذیاند که تظاهر به ایمان میکنند و نقاب اسلام بر چهره دارند، نه از گناه میترسند و نه از آن دوری میجویند و از روی عمد دروغ به پیامبر(ص) نسبت میدهد. اگر مردم میدانستند که او منافق دروغگوست، از او نمیپذیرفتند و گفتار دروغین او را تصدیق نمیکردند، اما از روی ناآگاهی میگویند: او از اصحاب پیامبر است؛ رسول خدا را دیده و از او حدیث شنیده و از او گرفته است. پس حدیث دروغین او را قبول میکنند. در صورتی که خداوند تو را از منافقان آن گونه که لازم بود، آگاه کرد و وصف آنان را برای تو بیان داشت. آنان پس از پیامبر باقی ماندند و پیشوایان گمراهی و دعوت کنندگان به آتش نزدیک شدند. پس به آنان ولایت و حکومت بخشیدند و بر گردن مردم سوار گردیدند و به وسیله آنان به دنیا رسیدند. همانا مردم با سلاطین و دنیا هستند، مگر آن کس که خدا او را حفظ کند. دسته دوم‏ ؛ «مخطئون: رَجُلٌ سَمِعَ مِنْ رَسول اللَّه شَیئاً لَمْ یَحْفَظْهُ وَجههُ فَوَهِمَ فِیهِ وَ...» ؛ همان. اهل خطا و اشتباه که همان مردمیاند که از پیامبر(ص) چیزی را شنیده‏اند، اما سخن آن حضرت را درست حفظ نکرده و با توهم چیزی را فرا گرفته‏اند. چنین شخصی از روی عمد دروغ نمیگوید؛ بلکه آنچه در اختیار دارد، روایت و به آن عمل میکند و میگوید: من از پیامبر(ص) آن را شنیده‏ام، اگر مسلمانان میدانستند که او اشتباه کرده و غیر واقعی پنداشته است، از او نمیپذیرفتند. خودش هم اگر آگاهی مییافت که اشتباه کرده است، آن را رها میکرد. دسته سوم‏ ؛ «الجاهلون بالحدیث: رَجُلٌ ثَالِثٌ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ شَیْئاً یَأمُرُ بِهِ ثُمَّ أَنَّهُ نَهَی عَنهُ وَ هُوَ لا یَعلَمُ أَو...» ؛ ناآگاهانی که حدیث شناس نیستند. کسی است که شنیده پیامبر(ص) به چیزی امر فرمود و سپس از آن نهی کرد و او آن نهی را نمیداند، یا شنید چیزی را که رسول خدا نهی کرد و بعد از آن امر کرده است و او این امر را نمیداند؛ یعنی نسخ شده را حفظ کرده است، ولی ناسخ را نمیداند. اگر بداند که حدیث او منسوخ است، ترکش میکند و اگر مسلمانان هم میدانستند که منسوخ است، ترکش میکردند. دسته چهارم‏ ؛ «الحُفاظُ الصادقون» ؛ همان. حافظان صادقند کسی که نه به خدا دروغ میبندد و نه به پیامبرش دروغ نسبت میدهد. او دروغ را از ترس خدا و حرمت نگه داشتن از رسول خدا(ص) دشمن میدارد. در آنچه از پیامبر(ص) شنیده، اشتباه نکرده؛ بلکه آن را با تمام جوانبش حفظ کرده و آن چنان که شنیده بدون کم و کاست نقل کرده است. پس او ناسخ را دانسته و به آن عمل کرده است؛ منسوخ را نیز فهمیده و از آن دوری جسته است؛ خاص و عام، و محکم و متشابه را شناخته و هر کدام را در جای خویش قرار داده است.همان. این خطبه علاوه بر این که منشأ تعارض روایات را بیان میکند، لزوم تدبر در روایات و فهم صحیح از سقیم و واقعی از جعلی را نیز گوشزد مینماید. اصول کافی وخطبه 210 نهج البلاغه .

    در حکمت 98 نهج‏البلاغه نیز حضرت علی(ع) ضرورت عمل کردن به روایات صحیح را متذکر شده‏اند: «إِعْقِلْوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعایَة لا عَقْلَ رِوایَة فَإِن رُواةَ العِلمِ کَثیِر وَ رُعاتَهُ قَلیل» ؛ همان، حکمت 98. چون روایتی را شنیدید آن را بفهمید و عمل کنید؛ نه این که بشنوید و نقل کنید؛ زیرا راویان علم فراوانند و عمل کنندگان به آن اندک.
    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۰/۰۳/۰۳ در ساعت ۰۷:۲۹

  5. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود