صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت جنگ های اسلام چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135

    علت جنگ های اسلام چیست؟




    علت جنگ های اسلام چیست؟آیا این جنگ ها برای مجبور کردن دیگران به پذیرش اسلام است؟

    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    بر خلاف تصور و تبلیغات رایج ، در دین و تاریخ مسیحیت نیز جنگ و مبارزه وجود دارد و در کتاب عهد عتیق که بخشی از کتاب مقدس و مورد قبول مسیحیان است، داستان جنگهای حضرت موسی و برخی از پیامبران الهی فراوان نقل شده است.به عنوان نمونه به برخی از آن ها اشاره می نماییم:
    1- «وخداوند مرا گفت: اینک به تسلیم نمودن سیحون و زمین او به دست تو شروع کردم پس بنا به تصرف آن بنما تا زمین او را مالک شوی... و تمام شهرهای او را در آن وقت گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم و هیچ کدام را باقی نگذاشتیم.» (1)
    2- «و با مِدیان به طوری که خداوند موسی را امر فرموده بود جنگ کرده همة ذکوران را کشتند... و بنی اسرائیل زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند و جمیع بهایم و جمیع مواشی ایشان و همة املاک ایشان را غارت کردند و تمامی شهرها و مساکن وقلعه‌های ایشان را به آتش سوزانیدند... و موسی بر رؤسای لشکر یعنی سرداران هزاره‌ها و سرداران صدها که از خدمت جنگ باز آمده بودند غضبناک شد و موسی به ایشان گفت: آیا همة زنان را زنده نگاه داشتید؟... پس الآن هر ذکوری از اطفال را بکشید و هر زنی را که مرد را شناخته با او همبستر شده باشد بکشید و از زنان هر دختری را که مرد را نشناخته و با او همبستر نشده برای خود زنده نگاه دارید» . (2)
    3- «چون یهوه خدایت تو را به زمینی که برای تصرفش به آن جا می‌روی درآورد و امت‌های بسیار را که حِتیان و جِرجاشیان و اموریان و کنعانیان و فِرِزّیان و حِوّیان و یَبوسیان، هفت امت بزرگتر و عظیم‌تر از تو باشند از پیش تو اخراج نماید و چون یهوه خدایت، ایشان را به دست تو تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب سازی آنگاه ایشان را بالکلّ هلاک کن و با ایشان عهد مبند و برایشان ترحم منما». (3)
    در انجیل از قول حضرت عیسی آمده است:
    «گمان مبرید که آمده‌ام تا سلامتی بر زمین بگذارم. نیامده‌ام تا سلامتی بگذارم بلکه شمشیر را.» (4)
    عیسای مسیح در شب آخر از حواریون خواست تا شمشیر تهیه کنند
    «پس به ایشان گفت: لیکن الان هر که کیسه دارد آن را بردارد و هم چنین توشه دان را و کسی که شمشیر ندارد جامة خود را فروخته آن را بخرد...» (5)
    اگر در زمان حضرت عیسی، جنگی گزارش نشده است، این مسئله مربوط به شرایطی است که حضرت عیسی (ع) در آن قرار داشت. مدت تبلیغ دین توسط حضرت عیسی تنها سه سال گزارش شده است که در این سه سال طرفداران آن حضرت بسیار در اقلیت بودند که هیچ چشم اندازی از پیروزی در زمانش وجود نداشت و هیچ حکومتی تشکیل نداد. بنا بر این حضرت عیسی به جنگ رو نیاورد. شبیه آن چه که پیامبر اسلام در دوره سیزده ساله خود در مکه انجام داد در این مدت پیامبرومسلمانان نه تنها به پیچ جنگی رو نیاوردند بلکه پیامبر مسلمانان را از دفاع نیز منع نموده بود تا به جهانیان ثابت گردد که حضرت در پی درگیری و جنگ نیست اگر در دوره مدینه جنگی صورت گرفت ، این بر حضرت تحمیل شده بود.جنگهایی مانند بدر ، احد و خندق و... حالت دفاعی داشت و دفاع ، حکم عقلی است که هیچ انسان عاقلی در آن تردید نمی کند. در واقع پیامبر و مسلمانان با شکنجه ، اذیت و آزار ، مصادره اموال و حمله و تهاجم دشمنان روبرو بودند و مطمئنا اگر حضرت عیسی (ع) و یارانش با چنین موقعیتی مواجه بودند و شرایط نیز برای آنان فراهم بود ، به دفاع از خود می پرداختند ؛زیرا دفاع از خود و خانواده و سرزمین و... حکم عقل است که هیچ تردیدی در آن نیست.
    از طرف دیگر نوع جنگ ها و اهدافی را که پیامبر در جنگ ها جستجو می کرد ، با نگاه به مفهوم جهاد در اسلام می توان به خوبی دریافت. جهاد یعنی تلاش و کوشش در راه خدا ، نه جنگ و کشتار و ستیزه جویی. انسانی که مومن به خدا است ، حتی تمام پیامبران الهی مأمور به جهاد و تلاش و کوشش بودند ، اما تلاش و کوشش در هر زمانی می تواند به شکل های مختلف ظهور یابد. در زمان پیامبراسلام دشمنان مانع تبلیغ دین خدا و هدایت انسان ها توسط پیامبر (ص) بودند و حتی در این راه آن حضرت و مسلمانان را آزار و اذیت بسیار می کردند ؛ بنابراین اصل جهاد در اسلام برای رفع مانع تبلیغ دین خدا است و به طور طبیعی برای رفع مانع گاهی موجب می شود که با سردمداران کفر که به ستیزه جویی با اسلام برمی خیزند ، به جنگ پرداخت و چون هدف اصلی که رفع مانع باشد ایجاد شد ، دیگر جهادی نخواهد بود ؛ به همین خاطر هنگامی که پیامبر (ص) با پیشنهاد صلح حدیبیه مواجه می شود ، با کمال اشتیاق از آن استقبال کرد و فرصت مناسب را برای تبلیغ دین اسلام و گسترش آن در جزیره العرب فراهم دید و تا زمانی که دشمنان پیمان را نشکستند و به مسلمانان حمله نکرد و شبیخون نزدند، بر پیمان صلح خود وفادار ماندند ؛ بنابراین جنگ هدف نبود ، بلکه جهاد و تلاش برای رفع موانع تبلیغ دین الهی بود و بعد از بر طرف شدن موانع حتی در این زمان سر سخت ترین دشمنان که سال ها مبارزره کردند مورد عفو قرار می¬گیرند و حس انتقام و هیچ چیز دیگر وجود ندارد. این وضعیت در فتح مکه نیز کاملا نمایان است. کسانی که آن حضرت را سال ها اذیت کردند و سخت گرفتند و شکنجه دادند مورد عفو قرار میگیرند ، در حالی که حضرت کاملا بر آنان مسط است.
    بنابراین، به طور کلی ادیان الهی در مسائل مهمی مانند صلح و جنگ، تفاوت اساسی ندارند، بدین معنا که مثلا در یک دین الهی مردم به صلح و صفا فرا خوانده شده باشند و در دین دیگر به خشونت ؛ بلکه در همه ادیان الهی هم جهاد و هم دفاع وجود دارد وهم صلح ومحبت و مهربانی. متاسفانه چنین وا نمود شده است که اسلام دین خشونت است وپیامبر اسلام خشونت گرا ودین مسیحیت وحضرت عیسی صلحگرا . حال آن¬که اسلام دین تسا مح است حتی غربی ها نیز بدان اعتراف دارند .
    گوستاولوبون فرانسوی می گوید :
    «تمام آسانی و سهولت بی نظیر اسلام روی همین توحید خالص است و رمز پیشرفت اسلام نیز در همان سهولت و آسانی آن است ، آن تناقضات و پیچیدگی هایی که غالبا در سایر کیش ها و آیین های دیگر دیده می شود در دین اسلام جود ندارد،همین صاف و سادگی اسلام و دستورات آن کمک زیادی به پیشرفت این دین در جهان نموده و به همین خاطراست که ملت های زیادی از مسیحیان را می بینیم که دین اسلام را می پذیرند و آن را بر مسیحیت ترجیح می دهند، مصریان که در زمان امپراطوران قسطنطنیه مسیحی بودند و به محض آشنا شدن با اصول اسلام یک باره مسلمان شدند و به همین سبب است که هر ملتی مسلمان شد دوباره زیر بار دین نصرانیت نخواهد رفت ، خواه پیروز شوند و یا شکست بخورند، زور وشمشیر موجب پیشرفت قرآن نگشت ؛ زیرا رسم اعراب این بود که هرجا را فتح می¬کردند مردم آنجا را در دین خود آزاد می گذاردند و این که مردم مسیحی از دین خود دست بر می داشتند و به دین اسلام می گرویدند و زبان عرب را بر زبان مادری خود بر می گزیدند، بدان جهت بود که عدل و داد که از آن عرب های فاتح می دیدند مانندش را از زمامداران پیشین خود ندیده بودند.»
    روبرتسون می گوید :
    « تنها مسلمانان هستند که با عقیده محکمی که نسبت به دین خود دارند یک روح سازگاری و تسامحی نیز نسبت به ادیان دیگر در آنها هست. »
    در کتاب جنگ های صلیبی آمده است :
    « همان قرآنی که دستور جهاد داده است نسبت به ادیان دیگر سهل انگاری و مسامحه کرده است، هنگامی که مسلمانان بیت المقدس را فتح کردند هیچ گونه آزاری به مسیحیان نرساندند ولی برعکس هنگامی که نصاری این شهر را گرفتند با کمال بی رحمی مسلمانان را قتل و عام کردند و یهود نیز وقتی به آن جا آمدند بی باکانه همه راسوزاندند .»
    نیز می گوید : « باید اقرار کنم که این سازش و احترام متقابل به ا دیان را که نشانه رحم و مروت ، انسانی است ملت های مسیحی مذهب ازمسلمانان یاد گرفته اند .» (6)
    هیچ یک از جنگهای پیامبر جنبه خشونت طلبی و بی رحمی و تهاجم نداشت بلکه یا به سبب فتنه و نقض عهد طرف مقابل بود،مانند جنگ با بنی قنیقاع در مدینه و جنگ با مشرکان درفتح مکه که به سبب نقض عهد قریش در صلح حدیبیه روی داد.یا برای جلوگیری از تجاوز بود مانند جنگ احد و خندق و یا قصاص و معامله به مثل و یا به سبب محاصره اقتصادی بود، مثل جنگ بدر و یا پشگیری از تجاوز و فتنه بود مانند : تجاوزهای پراکنده عمال روم و امپراطوری روم و هم چنین ایران وعوامل آنان در سر حدات و جنگ تبوک . حتی رومیان سفیر پیامبر را کشتند.
    جورح سیل انگلیسی می گوید : « آن ها که می پندارند شریعت اسلام با زور شمشیر پیش رفته است ، خیانت و خدعه بزرگی مرتکب شده اند .» آرنولد می گوید : « پیروزی اسلام عمدتاً بدون شمشیر بود و جز در موارد کمی متوسل به شمشیر می شد. »
    رفتار اخلاقی و عاطفی پیامبر رحمت در جنگ بادشمنان کینه توز بسیار عجیب است از جمله این که در جنگ حنین نه فقط اکثریت را بخشید و اموال و اسیرانشان را برگرداند بلکه مالک بن عوف رهبر هوازن را نیز عفو کرد و صد اشتر به او داد و بعد از این که مالک اسلام آورد پیامبر او را به رهبری مسلمانان هوازن و بنی سعد که به نوشته ابی هاشم شش هزار نفر بودند گمارد و بنی سعد را بخشید.
    نیز در فتح مکه دشمنان دیرینه و کینه توز پیامبر که اسیر شده بودند، برخی از مسلمانان مانند سعد بن عباده فریاد الیوم یوم الملحمه(امروز روز انتقام است) سر دادند. حضرت فرمود:بگویید: الیوم یوم المرحمه(امروز روز رحمت است) و در برابر چشمان وحشت زده مردم مکه و سران جنگ افروز فرمود: بروید همه شما آزاد هستید.
    در جنگ خیبر وقتی به او پیشنهاد شد که راه آب را به قلعه یهودیان ببندد یا آب مشروب آنان را مسموم کند ، به شدت مخالفت نمود و ایجاد مسمومیت در شهر دشمنان و به طور کلی در همه جا را نهی کرد.
    اسود راعی با گله گوسفندان یهودیان خیبر و به هنگام محاصره خیبر مسلمان و پناهنده شد و پیامبر فرمود گوسفندان امانت یهود پیش شما است هر چند در حال جنگیم ولی باید آنها رابرگردانی؛ آن هم با وجود نیاز شدید به آن و وجود صدها سرباز گرسنه .
    در جنگ خندق پس از مرگ عمروبن عبدود به دست علی (ع) نوفل ابن عبدالله سردار دیگر مشرکان به خندق پرت شد و ابوسفیان از ترس تلافی پیامبر (ص) و مثله شدن جسد او به جای جسد حمزه مبلغ ده هزار دینار یا درهم برایش فرستادتا جسد او را برگرداند، اما پیامبر هم پول وهم جسد را برگرداند و فرمود : ما پول مرده نمی خوریم.
    وقتی در جنگ احد که دندان رسول خدا شکسته شد و جراحات متعدد و فراوانی بر پیکر نازنین حضرت وارد شد به حضرت گفتند: دشمنان را لعن کن. حضرت فرمود : « انی لم ابعث لعاناً ولکن بعثت داعیا و رحمهً ؛ من به عنوان بدگو و نفرین کننده مبعوث نشده ام بلکه عنوان دعوت کننده و هدایت گر و صاحب رحمت مبعوث شده ام » سپس دست به آسمان بلند کردو گفت : خدایا! این قوم را هدایت کن زیرا که کوته نظر و نادانند .
    از این گونه وقایع که دال بر عطوفت و مهربانی و منطق دین مبین اسلام است در تاریخ اسلام بی شمار است . (7)
    پی نوشت :
    1- سفراعداد،فصل31.
    2- سفرتثنیه،فصل2،جملات31- 35.
    3- سفرتثنیه، فصل های 7 و 20.
    4- انجیل متی فصل10،جمله 34.
    5- انجیل لوقا،فصل22،شماره ‌36 و 38.
    6- ر.ک: علی ربانی گلپایگانی ، تحلیل و نقد پلورالیسم دینی.
    7- برای اطلاع بیشتر ر.ک : علی اکبر حسنی ،تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام .

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ
    نوشته
    444
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2100



    با سلام به دوستان در مجموع می توان جنگ در اسلام را دو نوع دانست
    1-جهاد دفاعی :که در پی حمله دیگران به اسلام و مسلمین انجام می شود مانند جنگهای احد و خندق و موته و...که گاهی نیز در جایی بود که عده ای در صدد اقدام علیه مسلمین بودند ولی پیامبر در اقدامی پیش دستانه به انان حمله می نمودند مانند غزوه ذات السلاسل و غزوه بنی المصطلق و غزوه ذات الرقاع و ....
    2-جهاد ابتدایی : اصل در اسلام تبلیغ پیام الهی پذیرش ازادانه ان از طرف مردم ود مانند انچه در ایمان اوردن مردم مدینه به اسلام اتفاق افتاد ولی در اکثر مناطق کسانی بودند که مانع ابلاغ پیام اسلام به صورت صلح جویانه می شدند مانند حکومت ساسانیان که اجازه رسیدن رسالت اسلام به مردم ایران می شد همانگونه که خسرو پرویز نامه پیامبر را قبل از خواندن پاره نمود یا قبایلی که مبلغین اسلام را به قتل رساندند از انجا که ابلاغ اسلام به جهانیان امری بود که خداوند به عهده مسلمین و پیامبر نهاده بود در این راه چاره ای نبود جز اینکه مانع این تبلیغ که بر اساس قدرت از رسیدن پیام اسلام ممانعت می نمودند برداشته شوند لذا پیامبر جهاد های ابتدایی نیز داشتند مانند سریه هایی که بعد از فتح مکه به اطراف فرستادند البته اکثر مناطق به محض اشنایی با اسلام ان را با جان و دل می پذیرفتند

    ویرایش توسط صدر : ۱۳۸۸/۰۹/۰۲ در ساعت ۱۵:۰۱

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229




    با سلام خدمت دوست عزیز محمد



    البته نمی توان گفت که تمام جنگهای اسلام برای – به نظرم اگر اصطلاح هدایت را به کا ر بریم بهتراست تا مجبور کردن دیگران به پذیرش اسلام- هدایت انسانها بود هر چند که هدایت بشریت هم بود

    زیرا در برخی از جنگها پیامبر شروع کننده نبود و فقط دفاع از دین اسلام می کرد



    هر چند اگر شروع کنند ه جنگ هم باشد این طور نیست که مثل امروزه کلمه متجاوز را به کار گیریم
    زیرا ایشان از طرف خداوند موظف به ابلاغ پیام خداوند به بشریت بودند وایشان همان طور که در تاریخ هم ذکر شده جنگ را آخرین راه برای هدایت بشریت انتخاب کرده اند
    پیامبر و دستورات اسلام هیچ گاه درجنگ ها گشت و گشتار را بهترین راه نمی دانستند



    وتا مجبور نمی شدند اقدام به جنگ نمی کردند در ابتدای امر با فرستادن نامه هایی راه را برای حاکمان دیگر کشورها مشخص می کردند واتمام حجت می کردند بر حاکمان
    از طرفی قصد پیامبر در جنک ها هیچ وقت جنک با مردم عادی نبود زیرا در تارخ هم ثبت است که مردم با شنیدن قوانین اسلام ایمان می آوردند

    هدف از جنگ های اسلام مقابله با کسانی بود که مانع ازرسیدن قوانین اسلام به بشریت بودند

    پیامبر برای اطاعت اوامر اللهی و ابلاغ دین اسلام چاره ای جز مقابله باچنین حاکمانی نداشت ودر این صورت جنک تنها راه برای از میان برداشتن چنین افرادی است


  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    113
    حضور
    1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    456



    علت جنگ های اسلام چیست؟
    هر جنگی می تواند مشتمل برتجربه های فراوانی باشد. تجربه هایی که توام با شیرینی و تلخی شکست است. جنگ به واسطه دشواری آن، صحنه آزمایش الهی اسب.مردان با ایمان و استوتر اهل مقاومتند و کسانی که از ایمان ضعیفی برخوردارند توان ایستادگی دربرابر دشمن را ندارند. از این رو مسلمانان در جنگ ها امتحان شدند و در بسیاری از نبردها با هدایت های رسول گرامی اسلام با امر مشاوره و چگونگی استفاده از تجربیات دیگران همچون نبرد خندق اشنا شدند. علاوه بر این طعم تلخ طمع به غنائم و دنیاپرستی را در جنگ هایی همچون احد تجربه کردند.
    مهمتر از همه مسلمانان در همین جنگ آموختدند اگر پیامبر نزدشان نباشد حق ندارند از پیروی حق دست بردارند و به گذشته خود و ایام بت پرستی باز گردند. قرآن در این باره به آنان فرمود: از میان شما انان که در روز مقاتله آن دوگروه بگریختند به سبب پاره ای از اعمالشان شیطان آنها را به خطا افکنده بود.
    آل عمران/155


  11. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161




    پیامبرصلی الله علیه وآله در هیچ جنگی آغازگر جنگ نبودودر برابر توطئه مشرکان و یهودیان ناگزیر به دفاع بود.این توطئه های پنهان واشکار دشمنانش بود که آتش جنگ را بر می افروخت و رسول الله(ص) ناگزیر به دفاع و پیشگیری بود.آن حضرت پس از خاتمه جنگ به هر صورت ممکن اسرای دشمن را ازاد می ساخت.در روزگار آن حضرت هیچ اسیری به بردگی کشیده نشد،آنگونه که اسرای بدر و بنی مصطلق و شش هزار اسیر جنگ حنین را آزاد ساخت وتا زمانی که ازادشان می کرد،با انان رفتاری کاملاً انسانی داشت و غذا وپوشاک در اختیارشان می گذاشت و حق انتخاب دین را برعهده خود اسرا می گذاشت.با بیان این مطالب و بررسی دلایل برخی از جنگهای آن حضرت با دشمنان مشخص خواهد شد که برخلاف تبلیغات مخالفین اسلام،دین اسلام نه تنها دین شمشیر و خشونت نیست،بلکه دین رحمت و صلح و دوستی می باشد.اندیشمندان بسیاری بر این باورند که اصولاً اساس گسترش و پیشرفت اسلام، بر مبنای صلح و دعوت به آن بوده است که از طریق پیامبر اکرم(ص) صورت می.گرفته است. دعوت اوّلیة رسول خدا به مدت سیزده سال در مکه و نامه.هایی که پس از هجرت به اُمرا و سلاطین و رؤسای قبایل و شخصیت.های برجسته معنوی و سیاسی نوشته است, حاکی از روش صلح.آمیز مبتنی بر منطق و برهان پیامبر اکرم(ص) در دعوت و تبلیغ برای گرویدن به اسلام بوده است، نه توسّل به جنگ و شمشیر.

    پیامبر(ص) تنها تحت شرایط و اهداف خاصی دستور به جهاد می.داد؛ امّا هدف نهایی وی در نهایت، استقرار صلح و ایجاد زندگی مسالمت.آمیز بود. به طوری که از جنگ بدر تا آخرین نبرد پیامبر، هیچ کدام تهاجمی نبوده.اند، بلکه هر کدام بر اساس اهداف خاصی به وقوع پیوسته.اند.

    این امری طبیعی است که گاهی برای پاره.ای از جوامع بشری, شرایطی پیش می.آید که هیچ راهی جز توسّل به جنگ برای آنان باقی نمی.ماند. در این صورت، جنگ، نه تنها غیر انسانی نیست، بلکه ترک آن نیز جز ذلّت، چیز دیگری به همراه نخواهد داشت. قرآن کریم، نبرد و جنگ را در شرایط ویژه و با حدود معین و مشخص، تجویز کرده و سستی در آن را گناهی بزرگ می.داند. دین اسلام، تا جایی به صلح اهمیت می.دهد که طرف مقابل هم حقّ دوستی را نگه دارد؛ امّا وقتی موجودیت یک کشور اسلامی از سوی دشمن، در معرض خطر قرار می.گیرد، نه تنها آن را رد نمی.کند, بلکه جنگ را ارزشی می.داند که با نام «جهاد در راه خدا»، به عنوان یکی از ارکان.ها و آرمان.های مقدّس اسلامی به حساب می.اید.

    در مرحلة دعوت علنی پیامبراسلام(ص), اشراف مکّه و قبایل عرب، علیه پیامبر و نهضت اسلام، به مقابله برخاستند و پس از تهدید و آزار و شکنجة مسلمانان, آنان را مجبور به ترک مکّه نمودند. مسلمانان در این مرحله, شکنجه.های سختی را از سوی دشمنان تحمّل کردند که با هجرت پیامبر(ص) به مدینه، پایان پذیرفت و بعد از این مرحله بود که دوران جنگ مشرکان علیه مسلمانان شروع شد.

    در حقیقت، مشرکان و ریاست.طلبان قریش بودند که بنای جنگ را گذاشتند و پیامبر(ص) مجبور بود از خود و یارانش و در واقع، از جامعة اسلامی دفاع کند. مرحوم علامة طباطبایی در تفسیر «المیزان» می.گوید: «اگر پیامبر اسلام را به حال خود گذاشته بودند, هرگز فرمان (هیچ) جنگی را صادر نمی.کرد و این همه جنگ.هایی که در اسلام واقع شد, همه.اش تحمیل به اسلام بود و او را به این واداشتند»

    بنا بر این، اگر دشمنان جامعة اسلامی، به مسلمانان کاری نداشتند و به عناوین و تمهیدات گوناگون، به تهدید و ارعاب و تجاوز آنها مبادرت نمی.کردند، جنگی صورت نمی.گرفت و خونی ریخته نمی.شد. در ادامه، به علل بعضی از جنگ.های پیامبر(ص) اشاره.ای کوتاه می.کنیم:




  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    - جنگ بدر

    جنگ بدر کبری در ماه رمضان سال دوم هجری بین مسلمانان و مشرکان مکه در سرزمین بدر رخ داد. دلیل اصلی این جنگ آن بود که مشرکان مکه اموال مسلمانان مهاجر را مصادره کرده بودند و مسلمین مهاجر در شهر مدینه در تنگدستی و فقر به سر می.بردند. از این رو وقتی رسول خدا خبر یافت کاروان تجاری قریش به سرپرستی ابوسفیان بن حرب از شام به مکه باز می.گردد، تصمیم گرفت با سپاه مسلمین به کاروان حمله ببرد و به تلافی اموال مصادره.شده.ی مسلمانان مهاجر، اموال و کالاهای بازرگانان قریش را مصادره کند تا بنیه مالی مسلمانان تقویت شود.

    رسول خدا در دوازدهم ماه مبارک رمضان به همراه 313 تن از یاران خویش از مدینه بیرون رفت. سپاه اندک مسلمانان با 20 شمشیر و هفتاد شتر و اسب در هفدهم ماه رمضان در بدر فرود آمدند. پرچم سپاه مسلمین را نیز علی ابن ابیطالب علیه السلام بر دوش داشت.

    از سوی دیگر ابوسفیان وقتی از حرکت مسلمانان آگاه شد، پیکی را به مکه فرستاد و کمک خواست. سران قریش هم بی.درنگ با سپاهی نهصد و پنجاه نفری عازم بدر شدند. ابوسفیان با کشاندن کاروان به بیراهه، آنان را از خطر رهانید و به قریش پیام داد که به مکه بازگردند اما ابوجهل با آگاهی از تعداد اندک مسلمانان و عدم آمادگی آنان برای این رویایی بزرگ، قریشیان را به نبرد تشویق کرد.

    سرانجام جنگ درگرفت و مسلمانان با وجود تعداد اندک.شان، با امداد الهی بر قریش پیروز شدند، هفتاد تن از آنان را کشتند و هفتاد تن را به اسارت گرفتند. ابوجهل و حنظله پسر ابوسفیان نیز در میان کشتگان بودند.

    در جنگ بدر، حضرت علی علیه السلام پایمردی.های بسیار کرد و در پیروزی مسلمانان سهم زیادی داشت، به طوری که گفته می.شود 36 تن از مشرکان در آن نبرد به دست او کشته شدند.در این جنگ، 14 تن از مسلمانان به شهادت رسیدند.

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    جنگ احد:

    سران قریش برای تلافی شکست بدر و کشته شدن سران خود،پنجاه هزار دینار از سود کاروان تجاری ابوسفیان را به جنگ با رسول الله اختصاص دادند و سپاهی مرکب از سه هزار نفر با دویست اسب و سه هزار شتر با آذوقه و تجهیزاتی کافی تشکیل دادند. این سپاه در عصر روز چهارشنبه چهارم شوّال سال سوم هجری در درّۀ عقیق نزدیک احد مستقر شدند.

    پیامبر(ص) بوسیله نامه عموی خود عباس بن عبدالمطلب از حرکت قریش اگاه شده بود.

    پیامبر اسلام(ص) پس از مشورت با مسلمانان در مورد اینکه در مدینه بمانند و دفاع کنند یا به خارج مدینه بروند،عازم احد شدند.نیروهای اسلام در این نبرد هفتصد نفر بودند.در این جنگ ابتدا مسلمانان پیروز شدند ولی با تخلف برخی از نیروهای مسلمان از دستور پیامبر(ص) پیروزی مسلمانان به شکست تبدیل شد.


  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    جنگ احزاب:

    همان طور که از نام این جنگ پیداست، نیروهای مشرک و یهود، با یکدیگر هم.پیمان شدند و به همراه گروه.های مختلف دیگر، حدود یک ماه، مدینه را محاصره نمودند. مسلمانان برای جلوگیری از پیشروی و دفع تهاجم و توطئة آنها, در اطراف مدینه، خندق حفر کردند. در این هجوم، مشرکان از کمک.های مالی و تدارکاتی یهودیان بهره.مند می.شدند، به طوری که در واقع، قدرت پنهان و حامی و طرّاح این هجوم، یهودیان بودند.
    در این جنگ تعداد نیروهای دشمن ده هزار نفر بود؛ که به فرماندهی ابوسفیان رهسپار مدینه شده بودند.نتیجه این جنگ هم شکست قریش بود،بگونه ای که پس از یک ماه محاصره مدینه بدون رسیدن به هیچ نتیجه ای بازگشتند.
    جنگ خیبر
    جلگة وسیع در ناحیة شمالی مدینه را «خیبر» می.گفتند که پیش از اسلام, یهودیان, آن جا را برای سکونت اختیار کرده بودند و بعد از ظهور اسلام و هجرت پیامبر(ص) به مدینه, همواره قبایل عرب را به جنگ علیه مسلمانان تحریک می.کردند. آنها نیرویی را تشکیل داده بودند که ما امروز، آن را با نام «ستون پنجم» می.شناسیم. به علاوه، علناً به مخالفت با اسلام نیز می.پرداختند و تمام نیروها و امکاناتشان را در اختیار مشرکان قرار می.دادند؛ بنا بر این، ساکنان خیبر، محور توطئه و آشوب و به عنوان خطر و مانعی جهت جامعة مسلمانان به شمار می.آمدند. موارد یاد شده، از جمله انگیزه.هایی بود که موجب گردید تا پیامبر اسلام(ص) به مسلمانان دستور بدهد که خیبر را محاصره و فتح نمایند.


  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    516
    حضور
    2 روز 21 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1161



    جنگ با یهودیان بنی قینقاع:

    یهود بنی قینقاع نخستین قبیله ای بود که پیمان شکنی نمود و خود را برای مبارزه و جنگ با مسلمانان آماده کرد. ماجرا از آنجا شروع شد که مردی از این قبیله مزاحمتی برای یکی از زنان مسلمانان بوجود آورد. زن مسلمان در بازار بنی قینقاع وسایلی را به معرض فروش گذاشته بود - طبق قانون همزیستی قریش این کار رایج بود - زمانی که زن نشسته بود و سرگرم معامله و داد و ستد بود، مردی قسمت پایین پیراهن زن را به قسمت بالای آن گره زد، بدون اینکه زن از این کار مطلع شود. سپس خود و دوستانش مزاحم زن شده و از او خواستند چهره اش را نشان دهد. زن خودداری کرد و از جایش بلند شد. به علت کار زشت یهودی بدن زن نمایان شد. زن فریادی زد و مسلمانان را به یاری طلبید. یکی از اصحاب صدای زن را شنید. به یهودی حمله برد و او را کشت. یهودی ها به صحابه یورش بردند و او را کشتند. مدینه را آشوبی بزرگ فراگرفت. رسول اکرم صلی الله علیه وآله به همراه تعدادی از صحابه نزد بزرگان بنی قینقاع و خطاب به آنها چنین فرمود: «ای جماعت یهود، از عذاب خدا بر حذر باشید تا به سرنوشت انتقام قریش گرفتار نشوید. اسلام بیاورید. بدرستی که در کتاب خود خواندید و عهد خدا را شنیدید که من پیامبر خدا هستم.» آنها در پاسخ گفتند: ای محمد تو ما را مثل قومت - قریش - دیدی، گمان نکن موقعیتی پیدا کردی و در برابرت مردمانی زبون قرار دارند و از جنگ وحشت می کنند. به خدا سوگند اگر به جنگ ما بیایی به عیان توان ما را خواهی دید.
    بنی قینقاع پیمان را شکستند و در سنگرهای خود جای گرفتند و آشکارا میثاق بزرگ را شکستند و صریحا سرپیچی کردند و اعلام جنگ نمودند و استقلال و امنیت مدینه را بر هم زدند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله; لشکری مجهز آنها را محاصره و از مدینه اخراج کرد . پیامبرصلی الله علیه وآله چاره ای جز این کار نداشت; زیرا یهود معاهده را با دست خود نقض کردند. آشکارا در مدینه سرکشی و فساد نمودند.
    ویرایش توسط سید معصوم : ۱۳۸۹/۱۰/۱۹ در ساعت ۰۸:۵۵

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۹, ۰۴:۴۲ : 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود