صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خلفاء در صحاح اهل سنت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452

    دعوت مخالفتهای خلفاء از منظر صحاح اهل سنت




    با سلام
    اهل سنّت همه اطرافیان پیامبر خدا ص را پاك و عادل و اهل بهشت دانسته و مقام و منزلتي فوق آنچه كه خود بدان معتقد بودند، برايشان قائلند وبراي بعض از آنها ارزش خاصّي قائل بوده و رواياتي نيز در عظمتشان نقل مي‏كنند.
    واین یکی از تفاوت های اصلی وماهوی بین شیعه واهل سنت است که آنها همه اطرافیان پیامبرص را نیکو کردار وصالح وعادل میدانند وشیعه به پیروی از قرآن آنها را به گروه های مختلف تقسیم می کند:
    1-اهل بیت ع که برگزیدگان خاندان پیامبرص هستند و خداوند گناه را از آنان دور وآنان را پاک کرده است(نساء33)
    2-پاکان وصالحان:آيه 100 سوره توبه به آنها اشاره شده است. هم خدا از آنها راضى بود و هم آنها از الطاف پروردگار راضى بودند،(100توبه)
    3-مؤمنان خطاكار: آيه 102 سوره توبه ، گروهى كه در عين ايمان و عمل صالح، گاهى لغزش هايى داشتند و اعمال صالح و ناصالح را به هم آميختند كه به گناه خود معترف بودند و اميد عفو و بخشش درباره آنها مى رود.
    4-افراد آلوده به گناه: كه قرآن نام فاسق بر آنها نهاده و فرموده اگر فاسقى خبرى براى شما آورد، بدون تحقيق نپذيريد (حجرات 6)
    5-مسلمانان ظاهرى: آنها كه ادّعاى اسلام داشتند ولى ايمان در اعماق قلبشان نفوذ نكرده بود، كه (حجرات 14)
    6-منافقان: افرادى كه با روح نفاق در لابه لاى مسلمانان، گاهى به صورت شناخته شده، و گاه ناشناخته به سر مى بردند و از كارشكنى در امر اسلام و پيشرفت مسلمين ابا نداشتند(توبه 101)
    گرچه أصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم با ايمانشان و جهادشان به مال و جان و عدّه‏ي نيز با اهدي خونشان، حقّ بزرگي به مسلمانان و بلكه به عالم انسانيّت دارند اما اين را هم نبايد فراموش كنيم كه استقامت و پايداري در عقيده و ايمان و منحرف نگشتن از آن در اثر آزمايشات مختلف، سخت‏تر از اصل ايمان است.
    در این تاپیک نمونه هایی از گزارشات صحاح اهل سنت در مورد عملکرد آنان نقل میکنیم.

    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۲/۲۸ در ساعت ۲۱:۴۱

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452



    با سلام
    افرادی که سنت رسول خدا وحکم خدا را تغییر دادند

    بخاری درصحیحش حدیثی را درباره متعه (ازدواج مؤقت) نقل میکند
    ( " عمران بن حصین میگوید : آیه متعه در کتاب خدا نازل شد وما این کار را در زمان رسول خدا (ص) انجام دادیم وآیه ای در تحریم آن نازل نشد وتا وقتی که نبی اکرم (ص) از دنیا رفتند آن را منع نکردند , بعد یک مردی آمد وبه رأی خودش عمل کرد (آنرا تحریم کرد), محمد گفت : میگویند أو عمر بود " )

    اعتراف صحیح بخاری به جواز متعه و تحریم آن توسط خلیفه دوم
    وتحریف در بخاری
    خلفاء در صحاح اهل سنت



    ومتاسفانه وبرای حفظ آبروی او وانکار مخالفت کردن عمل آن او
    با سنت پیامبر (ص) آمده اند در چاپهای جدید این جمله را حذف کرده اند
    " محمد گفت : میگویند أو عمر بود " درجمله بالا حذف شده


    خلفاء در صحاح اهل سنت
    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۲/۲۹ در ساعت ۰۹:۵۴

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452

    دعوت




    با سلام



    ابو بکر واهل بیت علیهم السلام:



    ابوبكر سخن دیگران را بدون شاهد، مي‌پذیرفت در حالی که از فاطمه سلام الله علیها در مورد فدک در خواست شاهد کرد وشهادت شاهدان اورا نیز نپذیرفت.
    این در حالی است که خدا به پاکی فاطمه شهادت داده است.

    و نپذیرفتن سخن فاطمه س رد شهادت خداوند تعالی بر طهارت اوست.(33احزاب)


    جاى اين پرسش است كه: چرا جناب ابوبكر از وعده پيامبر كه فقط شخص جابر از آن خبر داد، و درخواست شاهد ننمود؟
    وچقدر شگفت‌انگيز است كه سيده نساء عالمين و كسي كه خدابه پاکی او شهادت می دهد،براي ادعايش، نيازمند شاهد باشد و جابر بن عبدالله نباشد.


    پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله فاطمه از ابوبكر ميراث پدرش را مطالبه نمود، ابوبكر گفت: رسول خدا فرمود: ما ارث نمى‌گذاريم آنچه مى‌ماند صدقه است، فاطمه غضبناك شد و از ابوبكر دورى كرد واين دورى كردن تا وفات وى ادامه يافت كه شش ماه پس از پيغمبر بيشتر زنده نبود.
    صحيح البخاري، ج 3، ص 1126، ح2926، أبواب الخمس، باب فَرْضِ الْخُمُسِ،


    بلاذری می نویسد:
    فاطمه به ابوبكر گفت: فدك را به من باز گردان زيرا رسول خدا آن را به من بخشيده است، ابوبكر در خواست دليل و شاهد كرد...

    و علي بن أبي طالب شهادت داد اما از فاطمه درخواست شاهد ديگري نمود
    با هر حال حضرت زهراء (س) شهود ديگرى نيز آورد؛ از جمله ام ايمن و رباح خادم رسول خدا (ص).
    البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ)، فتوح البلدان، ج 1، ص 44، وابوبکر هیچیک را نپذیرفت.

    درحالیکه ابوبكر خبرهاى واحد ديگران را بدون شاهد، مي‌پذبرفت

    ابوبكر به خبر واحد جابر كه ادعا نمود، پيامبر به او وعده داد كه اگر اموال بحرين برسد، فلان مقدار را يه تو خواهم داد اما وقتي رسيد كه ديگر رسول خدا (ص) از دنيا رفته بودند، بدون درخواست شاهد عمل نمود و به او داد.

    صحيح البخاري، ج 2، ص 803، ح2174، كتاب الكفالة، بَاب من تَكَفَّلَ عن مَيِّتٍ دَيْنًا فَلَيْسَ له أَنْ يَرْجِعَ،

    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۵۷

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452



    خشم فاطمه خشم رسول خدا ص وخشم او خشم خداست.
    (مسند احمد حنبل 7 ج 4، ص 329)


    پیامبر ص فرمودند: فاطمه پاره تن من است هر کس اورا خشمگین کند مرا خشمگین نموده است
    صحيح البخارى (ص 710، ح 3714)، كتاب فضائل الصحابة،

    پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله فاطمه از ابوبكر ميراث پدرش را مطالبه نمود، ابوبكر گفت: رسول خدا فرمود: ما ارث نمى‌گذاريم آنچه مى‌ماند صدقه است، فاطمه غضبناك شد و از ابوبكر دورى كرد واين دورى كردن تا وفات وى ادامه يافت كه شش ماه پس از پيغمبر بيشتر زنده نبود.
    صحيح البخاري، ج 3، ص 1126، ح2926، أبواب الخمس، باب فَرْضِ الْخُمُسِ،

    به يقين كسانى كه خدا و پيامبر او را اذيت مى‏كنند، در دنيا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهى دور مى‏باشند. (احزاب 57)

    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۲/۲۸ در ساعت ۲۱:۳۷

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452





    با سلام
    گرچه موضوع ومباحث این تاپیک درهمین سایت وسایت های دیگر بیان شده ولی رفقایی که به این موضوع مراجعه مینمایند می توانند با به ذهن سپردن آدرس ها نگاه فعالانه به موضوع داشته باشند،وانشاء الله مفید خواهد بود.


    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۲/۲۸ در ساعت ۲۲:۴۰

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452



    آیا انتقاد ازصحابه موجب طعن به رسول خدا ص نمی شود؟

    گفته می شود: انتقاد ازصحابه موجب طعن به رسول خدا ص می شود وشیعه می خواهد با این کار بگوید رسول خداص از تعلیم وتربیت آنها غافل یا نا توان بوده است و....( واین نکته، در راستای این تهمت که شیعه دشمن رسول الله است [معاذ الله ]تفسیر وترویج می شود)
    فقط به سه نکته از صدها نکته اشاره کنیم:
    1- بسیاری از اطرافیان پیامبر ص در دو سال آخر عمر ایشان مسلمان شدند وزمان لازم برای آموزش آنان نبود. «وبرخی مسلمان شدند ولی ایمان نیاوردند(حجرات 14) »...

    2- قرآن هدایت را بدست خدا می داند (1)و از فرزند حضرت آدم (2)وفرزند حضرت نوح (3) وفرزندان حضرت یعقوب (4) وهمسر حضرت نوح وهمسرحضرت لوط (5) وبعض از همسران رسول خدا ص (6)و اصحاب حضرت موسی (7)واصحاب حضرت عیسی(14) واصحاب بسیاری ازپیامبران دیگر انتقاد کرده است. واین انتقاد ها ونقد وبررسی زندگی انان توهین به انبیاء محسوب نشده وحرام نمی باشد.

    3-اثبات اعتقاد به قداست عموم صحابه مشكلات زيادى براى طرفداران اين عقيده به وجود آورده، بدلیل مشكلات عظيم تاريخى که وجود دارد، زيرا در تواريخ معروف و مورد اعتماد آنها، حتّى در احاديث كتب صحاح، درگيرى هاى شديدى ميان بعضى از صحابه مى بينيم كه نمى توانيم هر دو طرف را صالح و عادل و مقدّس بشمريم، چون از قبيل جمع در ميان ضدّين است، و عدم امكان اجتماع ضدّين از بديهيّات عقليّه است.
    گذشته از جنگ هاى «جمل» و «صفّين» كه به وسيله «طلحه» و «زبير» و «معاويه» در برابر امام مسلمين على(عليه السلام) به راه افتاد و اگر چشم را به روى حقايق نبنديم، ناچاريم اعتراف به خطاها و جنايات آتش افروزان جنگ كنيم، شواهد زيادى در تاريخ براى اين امر داريم.
    1-قصص56
    2- مائده 30
    3-هود 45
    4-یوسف9
    5- تحریم10
    6-تحریم 11
    7--صف14

    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۲/۲۹ در ساعت ۱۸:۲۷

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452

    خائن وگنه کار و پیمان شکن ودرو غگو




    باسلام


    مسلم نیشابوری درصحیحش نقل می کند:


    حضرت على علیه السلام و عباس بن عبدالمطلّب ـ عم پيامبر اكرم ـ حكومت ابوبكر و عمربن الخطاب را حكومت هاى بر اساس دروغ و خيانت، پيمان شكنى و گناهكارى مى دانستند: عمربن الخطاب به حضرت على و عباس مى گويد:

    « وقتی رسول خدا رحلت کرد،وابوبکر خود را خلیفه رسول خدا ص دانست شما دو نفر برای طلب میراث خود از رسول خدا نزد ابو بکر آمدید،او گفت: رسول خدا فرمود: ما انبیاء ،ارث نمی گذاریم و هر چه باقی بگذاریم صدقه است وشما اورا خائن وگنه کار و پیمان شکن ودرو غگو خواندید....»





    صحيح مسلم 3: 143 كتاب الجهاد ـ باب حكم الفيء


    بخارى، در چهار قسمت از صحیحش :باب خمس، و نفقات، و الاعتصام، و فرائض; این روايت را نقل كرده، ولى در آن تصرف و تغيير داده است، در كتاب نفقات گفته است: «شما دو نفر گمان کردید که ابو بکر چنین وچنان است.تا بدين ترتيب نظر منفى اهل بيت پيامبر ـ صلى الله عليه و سلّم ـ نسبت به حكومت حضرت ابوبكر و عمر معلوم نشود؟

    بخاری را صحیح ترین کتاب بعد از قرآن می خوانند چون از نظر رفع ورجوع وآبرو داری برای خلفا ید طولایی دارد.





    مخالفت اهل بیت ع از جمله ،علی ع با شیخین ،خیلی برای آنان گران تمام شد.چرا که رسول خدا فرمودند:

    (على مع الحق والحق مع علي يدور معه حيثما دار) يعنى على با حق است و حق با على است و به هر سمت و سوئى برود، حق به همراه او مى رود،
    . مستدرك الحاكم 3: 125، جامع الترمذي 5: 592 ح 3714، مناقب الخوارزمي: 176 ح 214، فرائد السمطين

    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۷:۲۸

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452

    دعوت عدم آشنایی خلیفه دوم با احکام






    نسائی روایت می کند مردی حکم تیمم را در جایی که آب یافت نمی شود از خلیفه دوم پرسید او گفت نماز نخوان تا آب پیدا شود. ومن اگر تا دو ماه آب پیدا شود نماز نمی خوانم
    سنن نسائي 1: 168 ـ

    مسلم: صحیح مسلم، کتاب حیض باب تیمم

    بخاري همين حديث را آورده ولي آنجا که عمر مي گويد: «اگر جنب باشم و آب يافت نشود نماز نمي خوانم» را به احترام آبروي عمر، حذف مي کند. تا مبادا متهم به ناآگاهي از احکام اسلام. و سبک شمردن نماز و ترک آن بشود.

    بخاري 1: 70 باب المتيمم هل ينفخ فيهما

    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۷:۱۴

  17. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452

    عمر گفت: نماز نخوان.




    عمر گفت: نماز نخوان.

    روایت دیگر: در همین موضوع


    امام مسلم در «صحيح»(1) خود در باب تيمّم به چهار طريق از عبد الرحمن بن أبزى نقل كرده است : شخصى پيش عمر آمد و گفت: من جنب شدم و آبى نيافتم، عمر گفت: نماز نخوان. عمّار گفت: اى امير مؤمنان به ياد ندارى كه من و تو در جنگى بوديم، جنب شديم و آبى نيافتيم و تو نماز نخواندى و من در خاك غلطيدم و نماز خواندم; آنگاه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: همانا تو را كافى بود دو دستت را به زمين مى زدى و سپس بر آن پُف مى كردى و آنگاه با آن صورت و دو كفّت را مسح مى كردى. عمر گفت: اى عمّار از خدا بترس. عمّار گفت: اگر بخواهى ديگر اين حديث را نقل نمى كنم.
    اين حديث را بخارى در «صحيح»(2) خود در باب «المتيمّم هل ينفخ فيهما» [ آيا تيمّم كننده بايد پس از زدن دو دست به خاك در آن دو بدمد؟] و در ابواب پس از آن نقل كرده، ولى گويا جواب عمر كه گفت: «لاتصلّ» [نماز نخوان] و يا جمله «أمّا اَنا فلم أكن لاُصلّي» [ اگر من بودم ، نماز نمى خواندم] را حذف كرده، غافل از اينكه در اين صورت كلام عمّار در ادامه حديث، بى ربط خواهد بود .
    همين حديث را ذهبى به صورت ديگر در كتاب «تذكره» خود نقل كرده است(3).
    امّا از كلمات عينى در «عمدة القاري»(4) و ابن حجر در «فتح الباري»(5) معلوم مى شود اين دو جمله عمر(6) جزء حديث بوده است، و به همين جهت آن را ديدگاه وى در اين مسأله قرار داده اند ; عينى مى گويد :
    در حديث آمده است : عمر براى جنب ، قائل به تيمّم نبود; زيرا عمّار به وى گفت: «امّا تو نماز نخواندى». و عمر آيه تيمّم(7) را مختصّ به حَدَث اصغر( مبطل وضو) مى دانسته و نتيجه اجتهادش اين بوده كه جنب تيمّم ندارد .
    و ابن حجر مى گويد : اين ديدگاه از عمر مشهور است .(8)


    1 ـ صحيح مسلم [ 355/1 ، ح 112 ] ، كتاب الحيض; مسند احمد 4 : 265 [5/329 ، ح 1786 ] .
    2 ـ صحيح بخارى [ 129/1 ، ح 331 ] .
    3 ـ تذكرة الحفّاظ 3 : 152 [ 951/3 شماره 897 ] .
    4 ـ عمدة القاري 2 : 172 [18/4 ـ 19] .
    5 ـ فتح الباري 1 : 352 [443/1] .
    6 ـ يعنى سخن عمر: «لاتصلّ» [نماز نخوان] ، و سخن او : «أمّا أنا فلم أكن لاُصلّي حتّى أجد الماء» [ امّامن اگر بودم نماز نمى خواندم تا آب پيدا كنم!] .
    7 ـ سوره نساء آيه (43) : (يَـآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَتَقْرَبُواْ الصَّلاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُواْ مَاتَقُولُونَ وَلاَجُنُباً إِلاَّ عَابِرِى سَبِيل حَتَّى تَغْتَسِلُواْ وَإِنْ كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَر أَوْ جَآءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ ا لْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَآءَ فَلَمْ تَجِدُواْ مَآءً فَتَيَمَّمُواْ صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوّاً غَفُوراً ).[ اى كسانى كه ايمان آورده ايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد، تا بدانيد چه مى گوييد! و همچنين هنگامى كه جنب هستيد ـ مگر اينكه مسافر باشيد- تا غسل كنيد. و اگر بيماريد، يا مسافر، و يا «قضاى حاجت» كرده ايد، و يا با زنان آميزش جنسى داشته ايد، و در اين حال، آب (براى وضو يا غسل) نيافتيد، با خاك پاكى تيمّم كنيد! (به اين طريق كه) صورتها و دستهايتان را با آن مسح نماييد. خداوند، بخشنده و آمرزنده است] .
    8 ـ شفيعى شاهرودى، گزيده اى جامع از الغدير، ص 512.
    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۲/۳۰ در ساعت ۲۱:۳۱

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452



    عمر از نقل حدیث پیامبر جلو گیری می کرد:
    نگاهی دیگر به همین حدیث
    ....عمر گفت: نماز نخوان. عمّار گفت: اى امير مؤمنان به ياد ندارى كه من و تو در جنگى بوديم، جنب شديم و آبى نيافتيم و تو نماز نخواندى و من در خاك غلطيدم و نماز خواندم; آنگاه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: همانا تو را كافى بود دو دستت را به زمين مى زدى و سپس بر آن پُف مى كردى و آنگاه با آن صورت و دو كفّت را مسح مى كردى.

    عمر گفت: اى عمّار از خدا بترس.
    عمّار گفت: اگر بخواهى ديگر اين حديث را نقل نمى كنم.
    1 ـ صحيح مسلم [ 355/1 ، ح 112 ] ، كتاب الحيض; مسند احمد 4 : 265 [5/329 ، ح 1786 ] .
    2 ـ صحيح بخارى [ 129/1 ، ح 331 ] .


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود