صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شخصیت حرمله

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    اینترنت ، موسیقی
    نوشته
    1,453
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    8532

    شخصیت حرمله




    سلام

    ببخشید زندگی نامه حرمله را می خواستم؟
    -+- ما هم تهران رو آره -+-

    سایت قرآن آنلاین + ترجمه فارسی
    wWw.Quran14.TK


  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با سلام

    حرمله ابن كاهل اسدى:
    حرمله از قبيله بني اسد و از تيراندازان سپاه عمر بن سعد بود.
    وى يكى از سران جنايتكار سپاه شام كه با بى‏رحمى تمام به‏قتل و غارت خاندان وحى در كربلا كوشيد و با جنايات خود، روى‏جنايتكاران تاريخ را سفيد كرد.

    او سرانجام به دست مختار افتاد.
    وقتى يقين كرد كه كشته مى‏شودچنين لب به سخن گشود:

    اى امير! در كربلا سه تير سه شاخه داشتم كه آن‏ها را با زهرآميخته كرده بودم. با يكى از آن‏ها گلوى على اصغر را كه درآغوش پدرش بود. دريدم.
    با دومى هنگامى كه امام ‏حسين(ع)پيراهنش را بالا زد تا خون پيشانى‏اش را پاك سازد. قلبش‏ را نشانه گرفتم
    و با سومى گلوى عبدالله بن حسن(ع)را كه ‏دركنار عمويش بود. شكافتم.




    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۲/۲۴ در ساعت ۰۴:۵۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    شیخ طوسی، در «امالی» می‌نویسد:
    منهال بن عمرو (از شیعیان و یاران امام سجاد(ع) است) گوید:
    پس از زیارت خانه کعبه، از مکه عازم مدینه شدم و خدمت امام سجاد(ع) رسیدم.
    امام، از من پرسید: منهال! از حرمله بن کاهل اسدی چه خبر؟
    عرض کردم: هنگامی که از کوفه آمدم، زنده بود دیدم امام(ع)، هر دو دستش را به دعا بلند کرد و چنین فرمود:
    «اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر النار؛ خدایا، سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش آتش را به او بچشان.»
    آری، گرگ‌ صفتان کربلا، هرکدام جنایتی بزرگ و فراموش‌ناشدنی مرتکب شده بودند، اما از نفرین امام سجاد(ع) معلوم می‌شود، هیچکس به اندازه حرمله، دل امام و اهل‌بیت(ع) را به درد نیاورده بود.
    ابومخنف از امام باقر نقل می‌کند: «هنگامی که علی‌اصغر، در دامن پدر هدف تیر حرمله واقع شد، امام حسین(ع) دشمن را نفرین کرد و فرمود: «...و انتقم لنا من هولاء الظالمین؛ خدایا انتقام ما را از اینها بگیر.» (1)


    «حرمله» دستگیر می‌شود

    منهال گوید: «پس از زیارت، از مدینه عازم کوفه شدم، هنگامی که به کوفه رسیدم، مختار مشغول قلع و قمع قتله کربلا بود و من قبلاً با او رفاقت قدیمی داشتم؛ چند روزی در خانه، برای دید و بازدید مردم نشستم و پس از آن به قصد دیدار با مختار، سوار بر مرکبم شدم و به سوی او شتافتم.
    او را در خارج از خانه‌اش با گروهی دیدار نمودم، گویا به مأموریتی می‌رفتند، تا چشم مختار به من افتاد، گفت: ها، منهال، چطور تا حال به دیدن ما نیامدی؟
    و برای تبریک و تهنیت به خاطر پیروزی و حکومت ما سری به ما نزدی؟
    و ما را در قیاممان همراهی نکردی؟!
    منهال، گوید: به او گفتم امیر! من به سفر حج رفته بودم و حال خدمت رسیدم. آنگاه همراه او به راه افتادم و از اوضاع صحبت می‌کردیم تا به محله «کناسه» رسیدیم مختار، در انجا ایستاد و گویی منتظر است و به نقطه‌ای می‌نگریست و به او خبر داده بودند که اینجا مخفیگاه «حرمله» است، سپس تعدادی از افرادش را به جستجوی حرمله، گسیل داشت و خود همچنان آنجا ماند.
    دیری نپائید که مأموران با تاخت برگشتند و با خوشحالی فریاد زدند، بشارت ای امر بشارت، «حرمله» دستگیر شد.
    وعده‌ای، فردی را کشان کشان به نزد مختار آوردند. آری خودش بود، حرمله قاتل دلسنگ علی‌اصغر و جانی حادثه کربلا.»



    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ در ساعت ۲۳:۲۴
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    مجازات «حرمله»
    تا چشم مختار به قیافه وحشت‌زده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: «الحمدلله الذی مکننی منک؛ خدای را شکر که به چنگ افتادی!»
    و بلافاصله فریاد زد: «جلّاد! جلّاد! (2) جلاد که آماده و حاضر بود گفت: بفرمائید قربان.»
    مختار دستور داد: اول دو دوستش را بزن.
    جلاد بلافاصله با ضربتی سخت دو دست نحس او را افکند (آری این همان دو دستی که با یکی کمان را می‌گرفت و با دیگری تیر را و یکبار گلوی طفل بی‌گناه امام حسین(ع) و یک بار، چشم اباالفضل و یک بار، قلب امام حسین(ع) را هدف قرار داده بود.
    آری این دو دست پلید باید قطع می‌شد.)
    سپس فریاد زد: دو پایش را نیز قطع کن!
    و جلاد، فرمان را اجراء کرد.
    جسد بی دست و پای حرمله، در خون کثیفش غوطه می‌خورد که باز مختار صدا زد: آتش، آتش.
    و بلافاصله، چوب‌های نازکی را روی جسد انداختند و آتش زدند و جسد آن جنایتکار همچنان می‌سوخت.
    منهال گوید:
    من همچنان با چشمان حیرت‌زده، در کنار مختار ایستاده و منظره را تماشا می‌کردم، هنگامی که بدن حرمله، می‌سوخت با صدا گفتم «سبحان‌الله!» مختار ناگهان رو به من کرد و گفت: ها! منهال! تسبیح خدا گفتی، خوب اما علتش چه بود؟!
    گفتم: ای امیر! گوش کن تا برایت بگویم، در همین سفر که از مکه برمی‌گشتم به خدمت علی بن الحسین امام سجاد(ع) رسیدم، او از من حال حرمله را پرسید،
    من جواب گفتم: که هنوز زنده است.
    دیدم، امام(ع) دست‌ها را به سوی آسمان بلند کرد، و دوبار فرمود: «خدایا، سوزش شمشیر بر او بچشان و خدایای سوزش آتش را بر وی بچشان.»
    مختار، با حالت تعجب پرسید: راستی تو خودت از امام این را شنیدی؟!
    گفتم: آری، به خدا سوگند از خودش شنیدم.
    منهال، می‌گوید: دیدم مختار، از اسبش پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده‌اش را طولانی کرد، سپس برخاست و سوار شد و تا آن وقت جسد «حرمله»، به ذغال تبدیل شده بود، با هم به راه افتادیم تا به محله خودمان نزدیک خانه‌ام رسیدیم، من در اینجا تعارف کردم و گفتم: ای امیر، اگر لطف کنید سرافرازم فرمائید و برای رفع خستگی چند لحظه‌ای به منزل من تشریف بیاورید و تغیر ذائقه‌ای بدهید و چیزی میل بفرمائید.


    روزه شکر

    مختار نگاهی کرد و گفت: منهال! تو چهار دعای امام سجاد را برایم گفتی و خداوند دعای حضرتش را بدست من به اجابت رساند، آنگاه مرا به غذا دعوت می‌کنی؟
    خیر، امروز وقت روزه شکر است و به این توفیقی که خدا نصیبم کرد نیت روزه کردم (3) و «حرمله» هموست که سر بریده حسین(ع) را حمل می‌کرد. (4)


    1- تاریخ طبری، ج 5، ص 448
    2- در بعضی نسخه‌ها: «جزار» دارد که به همان معناست.
    3- از این روایت معلوم می‌شود که تا آن ساعت روز، مختار چیزی نخورده بود و می‌شود روزه مستحبی را نیت کرد.
    4- امالی شیخ طوسی؛ بحارالانوار، ج 45، ص 232-233، چ بیروت؛ رجال کشی و مناقب ابن شهرآشوب؛ کشف الغمه؛ محجه البیضاء فی کاشانی، ج 4، ص
    241
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    چیپس و ماست موسیر.
    نوشته
    20
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    231



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    مجازات «حرمله»
    تا چشم مختار به قیافه وحشت‌زده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: «الحمدلله الذی مکننی منک؛ خدای را شکر که به چنگ افتادی!»
    و بلافاصله فریاد زد: «جلّاد! جلّاد! (2) جلاد که آماده و حاضر بود گفت: بفرمائید قربان.»
    مختار دستور داد: اول دو دوستش را بزن.
    جلاد بلافاصله با ضربتی سخت دو دست نحس او را افکند (آری این همان دو دستی که با یکی کمان را می‌گرفت و با دیگری تیر را و یکبار گلوی طفل بی‌گناه امام حسین(ع) و یک بار، چشم اباالفضل و یک بار، قلب امام حسین(ع) را هدف قرار داده بود.
    آری این دو دست پلید باید قطع می‌شد.)
    سپس فریاد زد: دو پایش را نیز قطع کن!
    و جلاد، فرمان را اجراء کرد.
    جسد بی دست و پای حرمله، در خون کثیفش غوطه می‌خورد که باز مختار صدا زد: آتش، آتش.
    و بلافاصله، چوب‌های نازکی را روی جسد انداختند و آتش زدند و جسد آن جنایتکار همچنان می‌سوخت.
    منهال گوید:
    من همچنان با چشمان حیرت‌زده، در کنار مختار ایستاده و منظره را تماشا می‌کردم، هنگامی که بدن حرمله، می‌سوخت با صدا گفتم «سبحان‌الله!» مختار ناگهان رو به من کرد و گفت: ها! منهال! تسبیح خدا گفتی، خوب اما علتش چه بود؟!
    گفتم: ای امیر! گوش کن تا برایت بگویم، در همین سفر که از مکه برمی‌گشتم به خدمت علی بن الحسین امام سجاد(ع) رسیدم، او از من حال حرمله را پرسید،
    من جواب گفتم: که هنوز زنده است.
    دیدم، امام(ع) دست‌ها را به سوی آسمان بلند کرد، و دوبار فرمود: «خدایا، سوزش شمشیر بر او بچشان و خدایای سوزش آتش را بر وی بچشان.»
    1

    امروز مختار نامه رو میدیم
    هیچ کدام از این اتفاقاتی که بیان کردین نیوفتاد
    اول کیان به جنگ با حرمله رفت و شکست خورد حرمله زن و بچه ی کیان کشت
    اخر هم مختار خودش تک به تک با پرتاب خنجر به گلوی حرمله اونو کشت

    نه سوزاندنی در کار بود نه حرف امام سجاد (ع )
    چرا؟؟
    تو بدری و خورشید تورا بنده شدست
    تا بنده شدست تابنده شدست
    زانروی که از شعاع نور رخ تو
    خورشید منیر و ماه تابنده شدست

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط ^_^gole atash نمایش پست ها
    امروز مختار نامه رو میدیم
    هیچ کدام از این اتفاقاتی که بیان کردین نیوفتاد
    اول کیان به جنگ با حرمله رفت و شکست خورد حرمله زن و بچه ی کیان کشت
    اخر هم مختار خودش تک به تک با پرتاب خنجر به گلوی حرمله اونو کشت

    نه سوزاندنی در کار بود نه حرف امام سجاد (ع )
    چرا؟؟

    با سلام
    در هفته های قبل هم پسر عمر بن سعد بن ابی‌وقاص ،«حفص»بدست مادرش کشده شد که در تاریخ اینطور نبوده !
    روایات تاریخی ما ناظر بر کشته شدن پسر عمرسعد توسط مختار است.
    در سریال مختار نامه قسمتهایی با شواهد تاریخی هماهنگی ندارد!!
    البته هنوز این قسمت را ندیده ام بعد از دیدن انشاءالله بیشتر برسی میکنیم

    یا علی ع
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با سلام مجدد
    بله درست میفرماید دوست گرامی
    روایت های بر خلاف تاریخ در مختارنامه آورده شده
    آنچه تصور میشود مواردی وجود دارد که یابه عقیده جناب میرباقری روایت آن ضعیف است و یا انعکاس آن به صورت صریح چندان به مصلحت نبوده است , هرچند جای تشکر دارد از این سریال زیبا و پند آموز , از طرفی هم احساس میشود آقای میرباقری به دلایلی قسمتهایی را در سریال داستانی وطور دیگری جلوه داده اند .
    مصلحت های دیگری هم وجود دارد . برخی از انواع عذاب‌هایی که مختار نسبت به قاتلان امام حسین (ع) داشت در فیلم انعکاس نیافته است.

    تصور آقای میرباقری چه بوده الله علم! اما آنچه میشود برداشت کرد ، ایشان از روی مصلحت اندیشی و عدم امکان ارائه آنها دردید عموم آن صحنه ها را نیاورده باشد .



    یا علی ع
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۲/۲۴ در ساعت ۰۵:۴۴
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    جالبه که در همین قسمت باز به نکته ای بر می خوریم و ان رنگ پرچم ایران است!!!!!!

    غفلتی را که میبینیم جناب میر باقری در این قسمت انجام داده اند بعد از اینکه حرمله همسر کیان ایرانی و پسرش را کشت، و مختار ایشان را کفن و دفن کردند , با کمال تعجب روی قبرشان پرچم سه رنگ ایران را کشیدند!
    گویا جناب میر باقری فراموش کرده‌اند که پرچم سه رنگ ایران از زمان ناصرالدین شاه قاجار (قرنها بعد از قیام مختار) به این ترکیب رنگ در آمده است!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    اینترنت ، موسیقی
    نوشته
    1,453
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    8532



    سلام

    تشکر از رضا

    ما در مورد مختار نامه بحث نمیکنم !

    فقط آقا رضا من زندگی نامه شو می خواستم قبل از جنگ کربلا چه کار بود ! مخصوصاً در موقع حکومت امام حسن و امام علی (ع)

    تشکر
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۲/۲۴ در ساعت ۱۲:۴۷
    -+- ما هم تهران رو آره -+-

    سایت قرآن آنلاین + ترجمه فارسی
    wWw.Quran14.TK


  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط madanchi11 نمایش پست ها
    سلام

    تشکر از رضا

    ما در مورد مختار نامه بحث نمیکنم !

    فقط آقا رضا من زندگی نامه شو می خواستم قبل از جنگ کربلا چه کار بود ! مخصوصاً در موقع حکومت امام حسن و امام علی (ع)

    تشکر

    با سلام
    آنچه از این انسان پست
    جنایت کار در تاریخ آمده بود تقدیم کردم !البته نمیخواهم بگویم که برسی کامل انجام شده بنده مطلب دیگری که قابل عرض با شد نیافتم!
    از دوستان تقاضا دارم اگر کسی به منابع بیشتری
    دسترسی دارد در اختیارمان قرار دهد !

    اما اینکه حرمله از قبیله بنی اسد بود آنچه در تاریخ در مورد این قبیله آمده به مختصر اشاره ای بسنده میکنیم
    «بنى اسد،نام تيره‏اى از قبايل عرب،از فرزندان اسد بن خزيمه بن مدركه...اين قبيله‏توفيق و افتخار دفن پيكر مطهر حضرت سيد الشهدا و انصار آن حضرت را پس از واقعه‏كربلا در سال 61 ق.داشتند.
    جمعى از اصحاب،علما،شعرا و زعماى اماميه از اين قبيله‏برخاسته‏اند.
    برخى از همسران پيامبر اكرم‏«ص‏»نيز از همين قبيله بوده‏اند.
    اين قبيله درسال 19 هجرى از بلاد حجاز به عراق رفته،در كوفه و غاضريه از نواحى كربلا سكونت‏كردند.
    از قبايل سلحشور عرب محسوب مى‏گردند.
    هنگام بناى كوفه،اين قبيله محله‏خاصى را در جنوب مسجد كوفه به خويش اختصاص دادند.در سال 36 هجرى در جنگ‏جمل،با على‏«ع‏»بيعت كردند و در كنار آن حضرت جنگيدند.
    در قيام عاشورا در سال 61به سه دسته تقسيم شدند:موافق با حضرت و مخالف و بى‏طرف.
    حبيب بن مظاهر،انس‏بن حرث،مسلم بن عوسجه،قيس بن مسهر،موقع بن ثمامه و عمرو بن خالد صيداوى ازسران موافق بودند و حرملة بن كاهل اسدى،قاتل طفل شير خوار،از سران مخالف بود.
    گروهى از دسته سوم(بى‏طرفها)پس از شهادت حسين،زنانشان بر ميدان جنگ گذر كرده‏و اجساد را ديدند و تحت تاثير قرار گرفتند و به سرزمين خود رفته،مردان را جهت دفن‏اجساد، خبر كردند.ابتدا زنان بيل و كلنگ به دست گرفته به طرف كربلا روان شدند.
    پس ازمدتى وجدان مردان بنى اسد بيدار گشت و به خود آمدند و به دنبال زنان راه افتاده به دفن‏اجساد امام و يارانش پرداختند.
    اين فداكارى سبب شهرت آنان شد و از آن پس شيعيان به‏نظر احترام و محبت به قبيله بنى اسد مى‏نگرند».1

    1-دايرة المعارف تشيع،ج 3،ص 340.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۲/۲۴ در ساعت ۱۳:۳۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود