صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عمر و ازدواج اجباري با عاتكه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330

    عمر و ازدواج اجباري با عاتكه




    به نام هستی بخش

    سلام

    تو بین روایتایی که در کتب سیره و تاریخ روایی نقل شده، روایتای جعلی از دشمنای پیامبر و اسلام زیاده، اما تا حالا دقت کردین که چنتا از این روایتا که تو همون کتابا درباره عمر و ابوبکر و عثمان نقل شده، ممکنه جعلی باشه؟

    عایشه (دختر ابوبکر) به معاویه خیلی خدمت کرد.اما آخر سر معاویه سر راهش چاه کند ،عایشه افتاد تو چاه و مرد.وقتی دیگه بهش احتیاج نداشت خودش کشتش.
    یعنی این متحدا با خودشونم مشکل و اختلاف داشتن.مثل آمریکاییا که بن لادنو کشتن.
    ممکنه یه موقعی با هم چپ افتاده باشن (شایدم سرلج کارای همو افشا میکردن)
    اما امکانش هست خیلیاش دروغ باشه

    مثلا این :
    عاتكه دختر زيد، از زنان بسيار زيبا بود كه عمر به زور با او ازدواج و با زور با او نزديكى كرد . بهتر است كه اصل داستان را از زبان بزرگان اهل سنت بشنويد.
    محمد بن سعد در الطبقات الكبرى مى‌نويسد:
    أَنَّ عَاتِكَةَ بِنْتَ زَيْدٍ كَانَتْ تَحْتَ عَبْدِ اللَّهِ بنِ أَبي بَكْرٍ، فَمَاتَ عَنْهَا وَاشْتَرَطَ عَلَيْهَا أَلاَّ تَزَوَّجَ بَعْدَهُ، فَتَبَتَّلَتْ وَجَعَلَتْ لاَ تَزَوَّجُ، وَجَعَلَ الرجَالُ يَخْطِبُونَهَا وَجَعَلَتْ تَأْبَى، فَقَالَ عُمَرُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ لِوَلِيهَا: اذْكُرْنِي لَهَا، فَذَكَرَهُ لَهَا فَأَبَتْ عَلى عُمَرَ أَيْضَاً، فَقَالَ عُمَرُ: زَوجْنِيهَا: فَزَوَّجَهُ إِيَّاهَا، فَأَتَاهَا عُمَرُ فَدَخَلَ عَلَيْهَا فَعَارَكَهَا حَتَّى غَلَبَهَا عَلى نَفْسِهَا فَنَكَحَهَا، فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ: أُفَ أُفَ أُفَ، أَفَّفَ بها ثُمَّ خَرَجَ مِنْ عِنْدِهَا وَتَرَكَهَا لاَ يَأْتِيهَا، فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ مَوْلاَةً لَهَا أَنْ تَعَالَ فَإِني سَأَتَهِيَّأُ لَكَ.
    على بن زيد مى‌گويد: عاتكه دختر زيد، همسر عبد الله بن ابوبكر بود،‌ و عبد الله با او شرط كرده بود كه اگر او مُرد، شوهر نكند. عاتكه پس از مرگ عبد الله بدون شوهر مانده بود و هر كس از وى خواستگارى مى‌‌كرد، نمى‌پذيرفت، عمر به كسى كه ولايت بر عاتكه داشت گفت كه براى من از او خواستگارى كن، آن زن عمر را نيز قبول نكرد. عمر به سرپرست او گفت: تو او را به همسرى من دربياور. مراسم ازدواج انجام شد، عمر بر او وارد و با وى درگير شد تا سرانجام با زور با وى همبستر شد. هنگامى كه كارش تمام شد، چندين مرتبه گفت: اُف اُف... سپس عمر خارج شد و نزد وى بازنگشت تا آن كه عاتكه كنيزش را فرستاد و به عمر گفت: بيا من در اختيار تو هستم.
    الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري(متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج 8، ص 265، ناشر: دار صادر - بيروت.
    این روایت به چندلیل فنی دروغه:

    کی از نزدیکی زوری باخبر بوده؟ یجوری صحنه درگیری رو توصیف میکنه انگار خودش شاهد بوده! مگه امکان داره؟؟
    خود عاتکه یا عمر براش تعریف کردن؟؟؟؟





    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ در ساعت ۰۶:۳۶
    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    240
    حضور
    4 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    762



    تهمت رو ما نزدیم که.
    محمد بن سعد در الطبقات الكبرى زده.
    الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري(متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج 8، ص 265، ناشر: دار صادر - بيروت. هم چاپ کرده.
    چه دخلی به تشیع داره این مطلب؟

    منظور از صحنه درگیری اینه؟
    عمر بر او وارد و با وى درگير شد تا سرانجام با زور با وى همبستر شد.

    می خواستی از این مبهم تر توصیف کنه؟ اینجوری تعریف کردن که نیازی به شاهد نداره.
    السلام علیک یا بقیه الله

    یا رب برسان آن روز را که بادها وزان باشد و هوا آکنده از بوی باران.

  4. صلوات ها 2


  5. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    تهمت رو ما نزدیم که.
    محمد بن سعد در الطبقات الكبرى زده.
    الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري(متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج 8، ص 265، ناشر: دار صادر - بيروت. هم چاپ کرده.
    چه دخلی به تشیع داره این مطلب؟
    تو کتابای شیعه اصلا تهمت نیست،ولی شیعه ها از کتابای سنیا برا تهمت زدن استفاده میکنن:
    http://sonni.blogfa.com/post-56.aspx
    این وبلاگ به خاطر تفرقه افکنی قی.لتر شده،ولی مطلبشو تو یکی از سایتای پربازدید و معروف گذاشته بودن
    دار صادر - بيروت. هم چاپ کرده.
    ما کتابای زیادی چاپ میکنیم که همه محتویاتش مورد تاییدمون نیست.
    طبقات کبری یه کتاب مرجع یا منبع اولیه است.مثل ما که همه حدیثای بحارالانوار مورد تاییدمون نیست.
    می خواستی از این مبهم تر توصیف کنه؟ اینجوری تعریف کردن که نیازی به شاهد نداره.
    کجاش مبهمه؟؟؟
    اینا چی؟؟
    هنگامى كه كارش تمام شد، چندين مرتبه گفت: اُف اُف... سپس عمر خارج شد

    راوی انگار همه چیو شاهد بوده!


    ویرایش توسط منتقد : ۱۳۹۰/۰۲/۲۲ در ساعت ۲۳:۲۸
    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  6. صلوات


  7. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    پرسیدن
    نوشته
    47
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    171



    این ها هم برای روشن شدن فضا تا رفقا کمتر زمین بخورن نمی دونم چطور از آناتومی اومدند تو هیستو ريو لوزی؟؟
    ویرایش توسط دانشور : ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۸:۲۱

  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    این ها هم برای روشن شدن فضا تا رفقا کمتر زمین بخورن
    اینا چیه؟؟؟
    بحثو خراب نکنین
    اسپم نزنین


    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  10. صلوات


  11. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با سلام

    عمر بن خطاب بدون اجازه و رضایت زنی مسلمان و با زور و جبر وی را به همسری خویش در می آورد، ابن سعد در کتاب طبقات به نقل از حماد بن سلمة و او از علی بن زید نقل می کند که: عاتکه دختر زید ابتدا همسر عبد الله بن ابو بکر بود، عبد الله با وی شرط کرد که پس از او با کسی ازدواج نکند، عاتکه پس از مرگ همسرش با اینکه خواستگاران زیادی هم داشت تن به ازدواج نمی داد، عمر از پدر عاتکه وی را خواستگاری کرد ولی عاتکه نپذیرفت، عمر به پدرش گفت: تو خودت او را به عقد من در آور، پدر بدون اذن دختر صغیه عقد را جاری کرد، عمر نزد عاتکه رفت اما با مخالفت وی روبرو شد بناچار با او درگیر شد وبا اجبار به مقصودش رسید و پس از پایان ما جرا با احساس نفرت شدید از وی جدا شد و دیگر نزد عاتکه باز نگشت.

    عمر و ازدواج اجباري با عاتكه

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    عمر نزد عاتکه رفت اما با مخالفت وی روبرو شد بناچار با او درگیر شد وبا اجبار به مقصودش رسید و پس از پایان ما جرا با احساس نفرت شدید از وی جدا شد و دیگر نزد عاتکه باز نگشت.
    ازدواج زوری صورت گرفته ولی صحنه درگیری نزدیکی اجباری رو بهش اضافه کردن جزو تخیلاتشون بوده، آخه کی دیده؟؟؟
    مگه اینکه بگیم عمر خیلی بی ادب و گستاخ بوده که فواحشو علنی انجام میداد.

    میشه یه توضیحی از چگونگی رسیدن این خبر یا داستان و شرحش بدین؟

    دوما چرا اسم تاپیکو عوض کردین؟؟
    من میخواستم موارد دیگه ای هم بیارم تا با هم بررسیشون کنیم


    ویرایش توسط منتقد : ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۶:۲۴
    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  14. صلوات ها 2


  15. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    179
    حضور
    2 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    753



    سلام
    یکی دیگه اینها را نوشته از یکی دیگه دلیل می خواهی؟
    این طور مطالب با دلیل قابل تایید یا رد نیست بلکه با روایتی محکمتر می توان آن را تایید یا رد کرد
    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

  16. صلوات ها 2


  17. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    240
    حضور
    4 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    762



    خوب وقتی می خوایی یه فرقه ای رو رد کنی بهترین کاریکه می تونی کنی اینه که با کتاب های خودشون اونو رد کنی.
    حالا تو کتابش چیزی نوشته که ما قبول کنیم یا نکنیم، اما اونا قبول دارند. این کافیه تا ما خودشون رو محکوم کنیم.
    السلام علیک یا بقیه الله

    یا رب برسان آن روز را که بادها وزان باشد و هوا آکنده از بوی باران.

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    240
    حضور
    4 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    762



    اینکه عمر فواحش علنی انجام بده هم امکان نداره، چون ما عمر رو چون از اول بدیهاشو دیدیم رد می کنیم، اهل سنت حدیثی از پیامبر جعل کردند که: اگر پیامبری بعد از من قرار بود باشه، عمر پیامبر می شد.
    یعنی در اون حد قبول دارند.

    اینکه صحنه پردازی حدیث رو می فرمایید:
    عمر بر او وارد و با وى درگير شد تا سرانجام با زور با وى همبستر شد. هنگامى كه كارش تمام شد، چندين مرتبه گفت: اُف اُف... سپس عمر خارج شد

    جزئیات کار معلوم نیست و روایت این حادثه به این صورت به نظر من اصلا نیاز به دیدن نداره.
    هرکسی اونجا باشه، میتونه بفهمه چه خبره تو اتاق.
    چون تعبیر "با زور" در روایت هست معلوم هست که سرو صدایی می اومده که با ساکت شدن اون فهمیدن "هنگامى كه كارش تمام شد".
    عمر مرد خشن و بددهن و بی ادبی بوده، "اُف اُف..." گفتنش رو شاید اونقدر بلند گفته که همه شنیده.

    البته من نمی خوام بگم این روایت درسته یا غلط. چون برای ما اصلا مهم نیست، ما برای رد عمر و اثبات حقانیت علی (ع)، مدرک خلل ناپذیری همچون شهادت فاطمه زهرا (س) داریم.
    السلام علیک یا بقیه الله

    یا رب برسان آن روز را که بادها وزان باشد و هوا آکنده از بوی باران.

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود