صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دکتر شریعتی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    در مورد افكار و عقايد دكتر شريعتي و سروش توضيح دهيد




    در مورد افكار و عقايد دكتر شريعتي و سروش توضيح دهيد.مرحوم دكتر على شريعتى از روشنفكران دينى دهه پنجاه و از پيشقروالان روشنفكران مسلمان در جامعه ما مى‏باشد كه در مقطع زمانى خاصى تاثير بسيارى در جوانان مسلمان ايران گذارد و در همان زمان و زمانهاى بعدى مورد انتقادها و پذيرشهاى متناقضى قرار گرفت. گروهى او را قديسى شمردند كه سخنانش بدون چون و چرا بايد پذيرفته شود و گروهى او را فردى منحرف از دين شناختند كه مى‏بايست با تمام امكانات با او مبارزه كرد و هر دو گروه نيز به اشتباه رفتند. دكتر شريعتى جامعه‏شناس و اديبى توانا و سخنورى كم نظير بود. عشق و علاقه او به اسلام و مكتب تشيع و امام على ـ عليه السلام ـ در كنار شور و شوقى كه در سر داشت و وضع آن زمان ايران را نمى‏پسنديد، به همراه زبان دلپذير و حماسى و موج‏آفرينش، او را به انقلابى مسلمان و از راهيان احياء و بازگشت به اسلام مبدل كرده بود. شايد بتوان محورى‏ترين و اصلى‏ترين نظريه وى را شعار «بازگشت به اسلام و بازگشت به خويشتن» معرفى كرد. راهى كه سالها پيش از آن توسط علامه اقبال لاهورى پيموده شده بود.
    يكى از امتيازات مهم او اين است كه برخلاف ديگر روشنفكران كه مى‏كوشند دين را از صحنه جامعه بيرون رانده و ميدان را براى سكولاريزم خالى كنند ودين را به رابطه فردى بين بنده و خدا تقليل دهند، شريعتى دين را در متن جامعه مى‏خواست و از دين در حاشيه و بى‏مسؤوليت سخت گريزان و متنفر بود. چهره‏اى كه او از اسلام ترسيم مى‏كند يك ايدئولوژى تمام عيار و كارامد و دستورالعمل زندگى اجتماعى بشر است.
    اما نياز است نظرات دكتر شريعتى همانند هر متفكر ديگرى به عيار نقد زده شود و آنگاه نظريات سره از ناسره جدا شود و چنانچه شايسته جايگاه متفكران است با نظرات و افكار او برخود شود. اگر حجاب معاصريت و نظرات افراطى و تفريطى اجازه نمى‏داد كه دكتر شريعتى آنچنانچه شايسته است، شناخته شود. امروزه كه نزديك به سه دهه از درگذشت او مى‏گذرد، زمينه مهيا شده است. ما در اين مختصر فقط به نكته اصلى تفكرات او اشاره مى‏كنيم و اميدواريم كه در آينده نزديك تمام تفكرات وى در تحليلى منطقى نقد و بررسى شود.
    دكتر شريعتى جامعه‏شناس بود و در اين رشته صاحب نظر. در عين حال از فلسفه اگزيستانس ـ نحله سارترى ـ تاثير پذيرفته بود. او با ديد جامعه‏شناسانه به تحليل اسلام و وضع فعلى آن و هويت ايرانى و چالشهاى پيش روى او نظر مى‏كرد و در اين زمينه ديدگاههاى خود را بيان مى‏كرد كه در اين ميان نظرات بديع و تازه‏اى نيز ارائه مى‏داد. چنانچه عرض شد اصلى‏ترين نظريه وى «شعار بازگشت به اسلام و بازگشت به خويش» بود. از دهه چهل با تاثير عميقى كه نهضت امام خمينى در جامعه ايران برجا نهاده بود، به تدريج روشنفكرى دينى در محيط دانشگاههاى ما شكل مى‏گرفت. از طرفى طرح جدى مساله غرب‏زدگى توسط مرحوم جلال آل احمد، توجه نسل فرهيخته مسلمان را به مساله اصلى جامعه ايرانى معطوف كرد. دكتر شريعتى اوج اين جريان محسوب مى‏شد. او مشكل اساسى جامعه ايرانى را دورى از اسلام اصيل و فرو غلطيدن در غرب‏زدگى به همراه استعمار و استبداد و استحمار مى‏ديد، ـ در اين راه از فرانتس فانون مبارز و انقلابى افريقايى و صاحب كتاب دوزخيان روى زمين بسيار تاثير پذيرفت ـ و راه چاره را "بازگشت به خويش" كه همان "بازگشت به اسلام" است، مى‏ديد. دكتر شريعتى در كنار اين مساله با اشاره به تاريخ صدر اسلام و تلقى خاص جامعه‏شناختى خود، ديد نويى از اسلام ارائه داد، تلقى‏اى كه با دريافت سنتى دين تفاوت داشت و موجب درگيريها و اختلاف نظرهاى بسيارى هم در جامعه ما شد. او معتقد بود كه اسلام در حال گذر از سنت به ايدئولوژى است و اين مهمترين تحول آن روز دردرون اسلام است.(مجموعه آثار ج:23 ص: 209 ـ 210)
    چالش اساسى انديشه دكتر شريعتى در همين نكته نهفته است. او با ديد جامعه‏شناسانه به اسلام نظر كرد و به اين ديدگاه اشكالاتى وارد است.
    اولاً: اين ديدگاه شديدا يكطرفه است و نمى‏تواند تمام ابعاد اسلام را نشان دهد. چنانچه نگاه تنها كلامى يا فقهى به اسلام باعث مى‏شود كه بخشى از اسلام كنار زده شود، نگاه جامعه‏شناسانه به تنهايى هم دچار همين اشكال است. دكتر شريعتى نه تنها وضع موجود جامعه اسلامى يا حتى تاريخ اسلام را با اين ديدگاه مى‏ديد، بلكه اعتقادات و مبانى معرفتى اسلام را نيز به اين معيار مى‏سنجيد و بدين ترتيب باعث مى‏شد كه اسلام آنچنانچه شايسته و بايسته است، معرفى نشود. گذشته از آن او در معارف اسلامى صاحب نظر نبود. به عبارت ديگر چنانچه جامعه‏شناسى را به صورت كلاسى آموخته بود، با هيچ يك از علوم اسلامى آشنايى اين چنين نداشت.
    ثانيا: اشكال مهمتر اينكه ديدگاه جامعه‏شناسانه ديدگاهى توصيفى است. يعنى نگاهى از بيرون به دين دارد. از شاخه‏هاى جامعه‏شناسى، جامعه‏شناسى دين و اديان است كه از بيرون حوزه دين به توصيف اديان موجود مى‏پردازد، بدون اينكه درصدد تحليل يا ارزشگذارى باشد. جامعه‏شناس در بهترين حالت، همانند گزارشگر امينى است كه آنچه را مى‏بيند بدون دخل و تصرف و با دقت توصيف مى‏كند و كارى به ارزشگذارى و صدق و كذب ديده‏هاى خود ندارد. جامعه‏شناسى هرگز در صدد داورى و قضاوت در حق و باطل بودن اديان مختلف نيست، زيرا او تمام فرهنگها و تمدنها و اديان را به يك چشم مى‏بيند. بلكه او تمام آنها را به عنوان دستاوردهاى بشرى محترم مى‏شمارد. به عبارت ديگر جامعه‏شناسى نسبت به دينى در مقايسه دين ديگر يا تمدنى نسبت به تمدن ديگر يا فرهنگى نسبت به فرهنگ ديگر تعهدى ندارد. اما دكتر شريعتى كاملاً نسبت به فرهنگ و تمدن و دين اسلام و مذهب تشيع متعهد بود، او توصيفگر صرف قضايا نبود، بلكه در بسيارى از موارد به تحليل مى‏نشست و نظريه و رهنمود ارائه مى‏داد. دكتر شريعتى درد دين داشت و تمام تلاش او حل پاردوكس‏هاى جامعه مسلمانان در روزگار تسلط تكنيك و مدرنيته بود. همان دردى كه پيش از او، اقبال لاهورى داشت. اگرچه نفس اين درد محترم است، اما با ذات علم جامعه‏شناسى سازگار نيست. و اين تناقضى در افكار وى ايجاد مى‏كرد كه تاكنون هم حل نشده است.
    ثالثا: مهمترين اشكال دكتر شريعتى كه موجب عكس‏العمل برخى از علماء اسلام هم شد، اينكه جامعه‏شناسى علمى كاملاً غربى است كه در قرن هجدهم توسط اوگوست كنت پايه گذارى شد. اين علم در چهارچوب بنيانهاى معرفت حسى سازمان يافته است و نگاهش متوجه زمين و طبيعت است. اين علم با عالم قدس سرو كار ندارد و هرگز به آن توجه نمى‏كند و در حقيقت نمى‏تواند، به آن نظر بيافكند. اين علم محدوديت عقل بشرى را در بند محسوسات و پديدارها پذيرفته و سعى دارد از راه تجربه به توصيف جهان پيرامونى بپردازد، چنانچه فيزيكدان با ماده رفتار مى‏كند، او نيز با جامعه و تمدن و دين رفتار مى‏كند. و طبيعى است كه اين طرز تلقى به هيچ وجه مورد تاييد اسلام نيست. با اين تحليل و توصيف از اسلام فقط ظاهرى مى‏ماند و راه به حقيقت آن ناممكن مى‏شود. خلاصه كلام نظر به دين از نظرگاه جامعه‏شناسى ـ كه مرحوم دكتر شريعتى بر آن تاكيد داشت ـ نگاه به آن از منظر تنگ حسى و نظرگاهى كاملاً غربى است و اسلام با اين نگاه از حقيقت متعالى خود تهى مى‏شود. شايد همين نكته است كه دكتر شريعتى واداشت كه وصيت كند كه كتابهاى او توسط استاد محمد رضا حكيمى بازنگرى و اصطلاح شود.
    آرا و انديشه‏هاى دكتر سروش در يك نامه قابل ذكر و بررسى نيست؛ ليكن به ناچار به طور گذرا برخى از انديشه‏هاى ايشان را برمى‏شماريم:







    هر يك از مسايل ياد شده و نيز ديگر آراى ايشان، نيازمند مباحث بسيارى است و اشكالات بسيارى بر آنها وارد مى‏باشد. اساسا همه اين آرا، برگرفته از گرايش ويژه‏اى در باب معرفت‏شناسى و دين‏شناسى غرب است و ده‏ها سال است كه اين آرا در خود جهان غرب مورد نقد و چالش قرار گرفته است.
    انديشمندان مسلمان نيز در رابطه با اين مسائل، نگاشته‏هاى زيادى به يادگار گذاشته‏اند.
    براى آگاهى بيشتر ر.ك:
    ـ كتاب نقد موسسه فرهنگى انديشه معاصر (شماره 1 ـ6)
    ـ شريعت در آينه معرفت آيت اللّه‏ جوادى آملى
    ـ معرفت دينى صادق لاريجانى
    ـ قبض و بسط در قبض و بسطى ديگر صادق لاريجانى
    ـ تحول فهم دين احمد واعظى
    - كلام جديد، عبدالحسين خسروپناه
    - سكولاريزم در مسيحيت و اسلام، محمد حسن قدردان قراملكى
    - سويه‏هاى پلوراليزم، محمد حسن قدردان قراملكى
    - تحليل و نقد پلوراليزم دينى، على ربانى گلپايگانى
    - باورها و پرسش‏ها، مهدى هادوى تهرانى
    - از قبض معنا تا بسط دنيا، داوود مهدى‏زادگان
    - انتظار بشر از دين، عبدالله نصرى
    1ـ در باب معرفت شناسى دينى، ايشان قائل به نسبيت معرفت و تهى بودن نصوص دينى از معنا (صامت بودن شريعت) مى‏باشند. اين ديدگاه، موجب تشكيك در كل معارف دينى و بى‏اعتبارى آنها و عدم امكان دسترسى به مقصود شارع در همه زمينه‏ها مى‏شود. 2ـ در باب قلمرو دين، ايشان معتقدند، دين اساسا داراى برنامه‏اى جهت تنظيم امور دنيوى بشر نيست و از اقتصاد، سياست و مديريت و تعاليمى در اين زمينه تهى است و اگر هم دارا باشد فاقد مرجعيت است. اين امور را بايد به سبك سكولار اداره كرد. 3ـ در باب معارف و عقايد دينى، ايشان مى‏گويند كه دين فاقد محتواى هستى شناختى است و اساسا جوهر دين، راز افكنى و حيرت‏زايى است، نه راز زدايى و آگاهى‏بخشى. 4ـ از نظر صدق و حقانيت دين، ايشان قائل به حقانيت اديان در عرض يكديگر مى‏باشند. بنابراين شيعه و سنى و يا مسيحى، يهودى و مسلمان بودن فرقى ندارد(پلوراليسم دينى). 5ـ در باب روش‏شناسى قلمرو دين، ايشان معتقدند كه نبايد قلمرو دين را از متن دين و با معيارهاى دينى جست و جو كرد؛ بلكه منحصرا بايد از بيرون دين و با ملاك‏هاى برون دينى قضاوت كرد. 6ـ در فلسفه علوم اجتماعى، ايشان معتقدند كه دين در مقام داورى، هيچ نسبتى با علوم انسانى و اجتماعى ندارد. 7- در باب وحى و نبوت ايشان وحى را به تجربه دينى كه امرى بشرى و خطاپذير است فرو مى‏كاهد.
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۹۰/۰۸/۲۰ در ساعت ۱۳:۴۰ دلیل: تغییر فونت

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    موسیقی
    نوشته
    3
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4

    دکتر شریعتی




    نظر شما در مورد دکتر شریعتی چیست

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    حقوق.رمان. مسافرت هندوانه رنگ آبی
    نوشته
    698
    حضور
    11 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3515



    سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام
    شهید
    یک شهید را نمی بینی که چه شیرین و چه آرام می میرد؟
    برای آنها که به روزمرگی خو کردندو با خود ماندگارند
    مرگ فاجعه ی هولناک و شوم زوال است
    گم شدن در نیستی است
    آن که آهنگ هجرت از خویش کرده است
    با مرگ آغاز می شود
    چه عظیمند
    مردانی که عظمت این فرمان شگفت را شنیده اند و آنرا کار بسته اند که بمیرید پیش از آن که بمیرید
    چنین می پندارم که در این سوره مخاطب خداوند فقط پیامبر نیست روی سخن با همه ی آنهایی است که در جامعه خویش پیچیده اند
    ای به جامعه خویش فرو پیچیده بر خیز و جامه ات را پاکیزه ساز و پلیدی را هجرت کن

    طنین قاطع کننده ی این فرمان وحی در فضای درونم می پیچد و صدای زنگ های
    این کاروانی را که آهنگ رحیل کرده است می شنوم
    هجرت آغاز شده است
    می دانم
    این آتشی که اکنون دیوانه در من سر برداشته نه یک حریق که آتش کاروان است آتشی که بر راه می ماند و کاروان می گذرد
    کویر
    هر کسی توی زندگیش تشنه میشه
    و دنبال یه چشمه است
    حقیقت اینه که اگه با کمی بصیرت سراغه دکتر علی شریعتی بریم
    خیلی چیزها به دست میاریم
    من هر چی از زندگی دارم و هر آنچه دیگران به من نسبت می دهند از دکتر شریعتی دارم
    کاش بودند
    که احساس میکنم
    کمی از تنهایی ما کم می شد
    ر جعت شور انگیز ترین آرزوی دل های خو نا کرده به تبعید گاه است
    سری که رنج و تعهد و هدف ندارد به دنبال سرگرمی می گردد
    و هرکس به اندازه ای که از میوه آن درخت ممنوع می خورد
    خود را بیشتر تبعیدی زمین
    و غریب زمانه می بیند
    به هر حال هرکسی معلمی داره من با دکتر علی شریعتی بزرگ شدم
    و عقیده پیدا کردم که خدا بی نهایت بزرگ و بخشنده است و تنها ظالم به انسان خوده انسانه

    شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
    خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
    باید این طور نوشت هر گلی هم باشی
    چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباری است
    زندگی در گرو خاطره هاست خاطره در گرو فاصله هاست
    فاصله تلخ ترین خاطره هاست

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 2 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93053



    به نام خدا
    دوست عزیز با عرض سلام وادب
    قبلا این سوال در سایت گفتگوی دینی مطرح شده
    منبع جواب گمنام عزیز استارتر بحث از
    سایت جواب
    نقل به مضمون از این سایت

    منبع اصلی:http://www.porseman.org/q/showq.aspx?id=4578

    منبع ما: سایت جواب


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر فرهنگی نمایش پست ها
    اولاً: اين ديدگاه شديدا يكطرفه است و نمى‏تواند تمام ابعاد اسلام را نشان دهد. چنانچه نگاه تنها كلامى يا فقهى به اسلام باعث مى‏شود كه بخشى از اسلام كنار زده شود، نگاه جامعه‏شناسانه به تنهايى هم دچار همين اشكال است.
    سلام
    یکجانبه نگری به دین الزاما به معنای نفی ابعاد دیگر نیست بلکه به معنای تمرکز بر بعدی خاص از ابعاد دین است . البته وقتی قرار باشد همین نگاه تک بعدی حکم کند بدون لحاظ ابعاد دیگر صحیح نخواهد بود چه اینکه دین همین تک بعد نیست بلکه یک مجموعه کاملا مرتبط است لذا حکم نیز تابع اقتضائات کل است نه تابع یک بعد به تنهایی .
    اما ظاهرا مشکل نگاه جامعه شناسانه فراتر از این است چه اینکه ابتدا باید تطابق معیارهای جامعه شناسانه با دین به اثبات برسد تا بتوان به او مجوز بررسی دین و ورود به حوزه صدور حکم را داد . البته اگر قرار باشد جامعه شناسی روایتگر صرف حقایق اجتماعی باشد این مشکل پیش نمی آمد اما واقعیت آنستکه جامعه شناسی ، علمی است که هدفش از این بررسیها بدست آوردن قوانین حاکم بر جامعه بشری است . حال سوال اساسی آنستکه صحت و حقانیت قوانین کشف شده در جامعه شناسی با چه معیاری سنجیده می شود ؟
    به نظر بنده هرچند دکتر شریعتی یک جامعه شناس است اما بی خبر از دین و معیارهای آن هم نیست . تفکر دکتر شریعتی یک تفکر انقلابی دینی است یعنی تفکری که در صدد ایجاد تحول نگاهها به دین است به نحوی که به یک انقلاب بیرونی منجر شود .
    از نظر او مهمترین عامل در عدم وقوع انقلاب نگاههای سنتی به دین بوده است . دکتر شریعتی با دست گذاشتن بر ابعادی از دین که ماهیت انقلاب انگیزی دارند مانند قیام و انقلاب سیدالشهداء در صدد بیداری و تحول نگاه به دین بود .
    اما نگاه او در این خصوص نگاهی ایجابی سلبی است که منجر به زیر پا گذاشتن ابعادی از دین است که توجه به آن در مرحله ای خاص از نظر او مانع محسوب می شود .
    اما در نگاه انقلابی جامع نگر، تفکر انقلابی یک تفکر ایجابی سلبی نیست بلکه بزرگنمایی در فضای ایجابهاست . در این نگاه هیچ بعدی از ابعاد دین تضعیف نمی شوند بلکه ابعاد خاصی بزرگنمایی شده تا مورد توجه قراربگیرند . این نگاه نگاه کسی است که به دین به منزله یک ابزار برای رسیدن به اهدافی از قبیل اهداف اجتماعی نظر نمی کند بلکه اگر دین جنبه ابزاری هم پیدا کند در جهت تحقق آرمانهایی از خود دین است .
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۷:۱۰
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    حقوق.رمان. مسافرت هندوانه رنگ آبی
    نوشته
    698
    حضور
    11 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3515



    سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام
    حقیقت اینه که نمیشه فردی رو پیدا کرد که در تمام ابعاد نظریه پردازیش بی عیب باشه
    خوب داریم میگیم نظریه پردازی پس دکتر هم از این قاعده مستثنی نیستن
    باید با یه بصیرت و ک نگاه کمی موشکافانه به سراغ دکتر علی شریعتی رفت
    اما اجازه بدین حرف دلم رو بزنم
    من همیشه گفتم مبلغان دینی ما در به روز کردن دین و
    بیان اعتقادات اسلام برای جوان امروز کم کاری کردن
    و این رو میشه در کتب دبیرستان و حتی دانشگاه به سادگی دید
    حقیقت اینه که حداقل من رو کتب دانشگاه راضی نمیکنه
    حرفهای تکراری و بدونه روح زندگی
    چرا به جای نقد تلاش نمیکنیم راهی پیدا کنیم
    شاید به دل بشینه این نقد که چون تیر به دل میشینه
    چرا همیشه نقد میکنیم جای این که طرح نو ایجاد کنیم
    هر سال کتب درسی علوم انسانی در دانشگاه ها عوض میشه
    اما کتب معارف نه
    با این هجمه فرهنگی آیا به نظر شما انتقاد از افرادی که گه گاه جایی در دل جوانان دارند درسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اما دکتر شریعتی با کمک از ادبیات و جامعه شناسی نا خود آگاه
    احساس وطن پرستی و دینداری رودر من بیدار کرد
    شاید تمام حرفهاشون درست نباشه
    اما واقعیت اینه که دانشجویان دهه پنجاه رو از یک خوابزدگی نجات داد
    به شخصه سر تا پا قامت می ایستم به احترام معلمی که دیندار بود
    و آزاد اندیش



    شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
    خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
    باید این طور نوشت هر گلی هم باشی
    چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباری است
    زندگی در گرو خاطره هاست خاطره در گرو فاصله هاست
    فاصله تلخ ترین خاطره هاست

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    » خواندن كتاب‏هاى دكتر على شريعتى از نظر امام، آيت‏الله خامنه‏اى و سايربزرگان چگونه است؟

    مرحوم دكتر على شريعتى از چهره‏هاى شناخته شده قبل از انقلاب اسلامى است كه در آگاهى دادن قشر جوان بر عليه نظام شاهنشاهى نقش مثبت و بسزايى داشت. در كتاب‏هاى وى مطالب عقيدتى تاريخى اخلاقى و ... وجود دارد. مسلم كسى كه تأليفات و آثار فراوانى دارد اشتباهاتى هم دارد و نمى‏شود همه مطالب نوشته شده ايشان را دربست پذيرفت. مسلماً مسؤولين مملكتى و بالاى دولت نظام جمهورى اسلامى چنين فكر مى‏كنند و به اين اندازه اذعان و اعتقاد دارند. دكتر شريعتى از نويسندگان و شخصيت‏هاى انقلابى برجسته پيش از انقلاب بوده است وى نويسنده‏اى توانا و پرسوز و درد بود كه در دوران خفقان ستمشاهى با بيان و قلم خويش بر بازگشت جوانان به اسلام و قرآن تأكيد مى‏ورزيد. كتاب‏هاى مرحوم دكتر شريعتى اغلب كتاب‏هايى سودمند و خواندنى هستند. كتاب «فاطمه فاطمه است» از بهترين كتاب‏هايى است كه درباره شخصيت آن حضرت نگارش يافته است. «كوير» نيز كه بيشتر جنبه رمانى و ادبى دارد از آثار زيباى مرحوم شريعتى است. ولى آنچه درباره دكتر اتفاق افتاده است بايد گفت: افراط و تفريط هايى مى‏باشد كه درباره شخصيت او و آثارش صورت گرفته است برخى او را مطلق پنداشته و هر چه را كه نوشته و گفته است صد در صد حق دانسته و آن را پذيرفته‏اند و برخى نيز در نقطه مقابل هر چه را او گفته با ديد شك و ترديد نگريسته و يكسره نفى كرده‏اند. همين افراط و تفريط ها موجب شده كه زمينه مناسبى براى معرفى و نقد آثار او فراهم نگردد كه البته از اين بابت بايد متأسف بود. در مجموع بايد يك نكته را كاملا مد نظر داشت و آن اين كه: ما به جز قرآن مجيد - كه همه آن را حق و حقيقت دانسته و به آن معتقديم - هيچ كتاب ديگرى (حتى كتاب‏هاى احاديث) را خالى از نقد و نظر نمى‏دانيم. از افلاطون و ارسطو گرفته تا ملاصدرا و دكارت و انيشتين هيچ كدام داراى علم مطلق نبوده و خود نيز چنين ادعايى نداشته‏اند. حال در مورد آثار دكتر شريعتى بيشتر بايد با ديده انصاف و علم به آنها نگريسته شود مطالب مفيد آن استفاده و مواد غير قابل قبول آن نقد گردد.


    منبع : http://www.porseman.org/q/showq.aspx?id=11760

    __________________________________________________ ____________

    سلام علیکم جمیعا

    دو مطلب که در بالا با رنگ آبی و سبز جدا کرده ام را توضیحی عرض کنم.

    کتاب کویر یک رمان ادبی صرف نیست. کتاب ادبی و رمان میتوانند همه نوع موضوعی را در بر بگیرند ولی گاها آن موضوعی که میخواهند ارائه دهند بعد رمانی و ادبی کتاب را در گزینه دوم قرار میدهد.

    یعنی آن موضوع به حدی دارای مفاهیم و معانی است که خواننده بطور ناخودآگاه از فکر اینکه دارد یک مطلب ادبی یا یک رمان را میخواند در می آید و شاهد تحلیلها و نقدها و آراء و نظرات متعدد موجود عبارات میگردد .

    مثلا شما کتاب بچه مردم نوشته جلال آل احمد که یک فایل صوتی کم حجم است را از اینجا دانلود کنید و گوش دهید.
    میبینید استاد جلال در مورد یک مادر و کودکش و شرایط مادر صحبت میکند ولی در بخشهای آخرین کتاب جنبه های انسانی و الهی و معرفتی چنان اهمیت پیدا میکند که ناخودآگاه خودتان را به پای میز محاکمه عدل الهی و وجدانتان میکشانید و از خود می پرسید آیا من نیز چنین شخصیتی دارم ؟


    در مورد اینکه عقاید دکتر مطلقند نیز نوعی اقراق شده. هیچ نظری مطلق نیست مگر آن کلام الله باشد.
    ولی اگر بخواهیم نظری را نقد کنیم لازمه نقد آن در درجه اول آگاهی داشتن نسبت به آراء دکتر و دوم نقدی غیر مغرضانه است.

    مثلا بعضی ها هستند هنوز مبحثی را نپرسیده پاسخش را نیز میدهند مثلا :
    آیا شریعتی یک وهابی نبود ؟ و در ادامه ادله ای را که می آورد مشاهده میکنیم میبینیم که جملات را از چند جلد کتاب و سخنرانی و بالاخص نقل قول از اشخاصی معلوم الحال را انتخاب کرده و بعنوان استدلال مطرح میکند.

    خب اگر شما کتاب خدا را هم اگر اینچنین جمله جمله انتخاب کنید مردم از مسلمانی بر میگردند این چه انصافی است.

    ولی برعکس عده ای هم هستند مطالب را تحلیل میکنند و نظرات جدیدی را ارائه میکنند . خوب این اظهار نظری منطقی است و هیچ کسی مطلق نیست بجز خدای عز و جل.

    یاحق




    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    239
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    1808



    من این قسمت از وصیت نامه دکتر رو خیلی دوست دارم

    چه موش آدمیانی که فقط از بازی با سکه در عمر لذت می برند! و چه گاوانسان هایی که فقط از آخورآباد و زیر سایه درخت چاق می شوند. من اگر خودم بودم و خودم، فلسفه می خواندم و هنر. تنها این دو است که دنیا برای من دارد. خوراکم فلسفه، و شرابم هنر، و دیگر بس. اما من از آغاز متأهل بودم، ناچار باید برای خانواده ام کار می کردم و برای زندگی آنها زندگی می کردم. ناچار جامعه شناسی مذهبی و جامعه شناسی جامعه مسلمانان که به استطاعت اندکم شاید برای مردمم کاری کرده باشم، برای خانواده گرسنه و تشنه و محتاج و بی کس

    او آزاد است که خود را انتخاب کند و یا مردم را، اما هرگز نه چیز دیگری را، که جز این دو هیچ چیز در این جهان به انتخاب کردن نمی¬ارزد، پلید است، پلید.
    م، کوزه آبی آورده باشم.

    ویرایش توسط یلدا : ۱۳۹۰/۰۲/۲۴ در ساعت ۰۸:۱۰
    جان رفته ولی زخم جفایت نرود

    تاثیر طلسم چشم هایت نرود

    فرشی زدل شکسته انداخته ام

    آهسته بیا شیشه به پایت نرود

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6204



    با سلام به دوستان خوبم
    دوستان عزيز آنچه كه درباره دكتر شريعتي اتفاق افتاده است بايد گفت: افراط و تفريط هايي مي‏باشد كه درباره شخصيت او و آثارش صورت گرفته است برخي او را مطلق پنداشته و هر چه را كه نوشته و گفته است صد در صد حق دانسته و آن را پذيرفته‏اند و برخي نيز در نقطه مقابل هر چه را او گفته با ديد شك و ترديد نگريسته و يكسره نفي كرده‏اند.

    همين افراط و تفريط ها موجب شده كه زمينه مناسبي براي معرفي و نقد آثار او فراهم نگردد كه البته از اين بابت بايد متأسف بود. در مجموع بايد يك نكته را كاملا مد نظرداشت و آن اين كه: ما به جز قرآن مجيد - كه همه آن را حق و حقيقت دانسته و به آن معتقديم - هيچ كتاب ديگري(حتي كتاب‏هاي احاديث) را خالي از نقد و نظر نمي‏دانيم. از افلاطون و ارسطو گرفته تا ملاصدرا و دكارت و انيشتين هيچ كدام داراي علم مطلق نبوده و خود نيز چنين ادعايي نداشته‏اند. حال در مورد آثار دكتر شريعتي بيشتر بايد با ديده انصاف و علم به آنها نگريسته شود مطالب مفيد آن استفاده و مواد غير قابل قبول آن نقد گردد.

    بنابراين دوستان به نظر مي رسد ديدگاه اعتدالي در مورد شخصيت ايشان،‌ معقول ترين و منطقي ترين نگرش نسبت به او باشد؛ زيرا شخصيت و آثر دكتر نه بدان گونه هستند كه طرفداران او باور دارند و نسبت به دكتر مطلق گرايند و نه ديدگاه مخالفان او قابل قبول است، بلكه حق آن است كه دكتر برخي ويژگي ها را داشته كه از آن جهت قابل تقدير بوده و برخي از آثار او مفيد است و برخي از عيب ها را نير داشته است كه برخي ابعاد شخصيت و آثار علمي او را آسيب پذير نموده است.

    حال اشكالاتي هم كه در انديشه‏هاي ايشان وجود دارد، در يك اينجا قابل بررسي نيست. يكي از اساسي‏ترين اشكالات كه در لابه‏ لاي گفتارها و نوشتارهاي ايشان مي‏توان تا حدي تأثيرپذيري نامحسوس از انديشه‏هاي ماركسيستي و تفسير مسائل ديني براساس آن مي‏باشد.
    براي آگاهي بيشتر در اين زمينه نگاه كنيد به حماسه حسيني، ج 3 ، شهيد مطهري (نقد حسين وارث آدم) نامه شهيد مطهري به حضرت امام خميني(ره) ،جالبه ببينيد.


    .
    دکتر شریعتی

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452



    با سلام وتشکر
    میدانیم که دکترشریعتی با ادبیاتی زیبا مباحث دینی را برای جامعه مطرح می کرد وبا نگاه دقیق جامعه شنا سانه به اسلام عرصه های نوینی را از دین در اختیار مشتاقان حقیقت قرار د اده است .
    با توجه به آن مبا حث و کتاب های اسلام شناسی که از او منتشر شده است،لطفا در مورد میزان تحصیلات دینی ایشان توضیح بفرمایید.
    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۲/۲۴ در ساعت ۱۴:۱۴

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۶, ۱۸:۲۹ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود