جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ازدواج ؛ زنا ، اخدان ،سفاح و استبضاع ...

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432

    ازدواج ؛ زنا ، اخدان ،سفاح و استبضاع ...




    کاش در مورد این ازدواج ها توی موضوع مجزا به طور کامل توضیح داده شود


    با سلام



    در اسلام امر ازدواج قداست و مکان مخصوص بخود را دارد بزبان دیگر ازدواج پدیده ارزشمند و تعهدی انسانی است که سنگ بنای جامعه و سعادت فرد و بشر را تشکیل میدهد .

    متاسفانه جوامع غیر مسلمان بعلت دوری از حقیقت ، قرارداد هایی بین خود منعقد میکنند که البته در بعضی اهداف مفید است اما چون بر عدل استوار نیست در سایر جهات مشکلاتی دارد وکمرنگی اهداف حقيقي ازدواج را در پی دارد.

    ازدواج درتاریخ بشر صور گوناگونی داشته وقرآن کریم انواعی را ذکر کرده ودر تفسیر آیه شریفه :

    الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ {المائدة/5}
    و

    وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ {النساء/25}


    از ابن عباس روايت كرده اند كه گفت : مسافحات به معناى زنانى است كه آشکار زنا مى دهند، و يار و دوست مى گيرند، و آن زنى هم كه تنها يك دوست دارد جزء متخذات اخدان است ، و مردم جاهليت چنين بودند كه زناى علنى را حرام ، و زناى پنهانى را حلال مى دانستند، و مى گفتند زناى علنى از لئامت و پستى است ، و اما آنچه پنهانى انجام شود هيچ اشكالى ندارد، ليكن خداى تعالى در قرآن كريم اين آيه را نازل كرد كه :
    (و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن )، (مرتكب عمل فاحشه نشويد نه علنى و نه پنهانى ).

    ودر بعضی اخبار هم از خودنمایی وتبرج بعضی زنان و حفظ پایین تنه برای شوهر اصلی و کامجویی از بالا تنه برای سایرین گزارش شده است .(دقت شود)

    اما فرق بین نکاح سفاح و غیر آن :


    (نكح) النون والكاف والحاء أصلٌ واحد، وهو البِضاع. ونَكَحَ يَنْكِحُ. وامرأةٌ ناكِحٌ في بني فلان، أي ذات زَوجٍ منهم. والنِّكاح يكون العَقدَ دونَ الوطء. يقال نَكَحْتُ: تَزَوّجْتُ. وأنكَحْتُ غَيرِي.مقاييس اللغه

    در نکاح دوستی (اخدان ) طرفين نسبت به همديگر تعهد داشتند كه با فرد ديگري رابطه جنسي نداشته باشند، و چنين تعهدي در طرفين زناي محض(زنان پرچمدار)، وجود ندارد و شرکای متعدد وجود دارد وتعهدی در کار نیست .

    بزبان ساده تر کسانیکه از ازدواج هدفی مثلا بهره بری جنسی و مالی وتحليل و ...داشته باشند نه هدف والای ازدواج وتربیت فرزند و سعادت خانواده واجتماع وفرار از مسولیت ؛ مشمول این نوع ازدواج قرار میگیرند واین نکته بسیار مهمی درشروع به ازدواج است كه بعضا ناديده گرفته ميشود .



    مورخین آورده اند که سعد بن وقاص فرزند خدن است.که با تعبير ولد الزنا كه مثلا درباره زياد بن ابيه و ديگران آمده فرق اساسی دارد .

    در کتب لغت نیز آمده :
    سفاح از سفح به معنی ریختن آب يا خون ؛ بیجا وهدر است .

    دما مسفوحا

    قال أبو إسحاق: المُسَافِحةُ: التي لاتمتنع عن الزِّنى، قال: وسُميِّ الزِّنى سِفاحاً؛ لأنه كان عن غير عقد، كأنه بمنزلة الماء المَسْفوح الذي لايحبِسْه شئ، وقال غيره: سُمِّي الزنى سفاحاً؛ لأنه ليس ثمَّ حُرْمة نكاح ولاعقد تزويج، وكل واحد منهما سَفَحَ مَنِيَّة أي دفقها بلا حُرمة أباحتْ دفقها: ويقال: هو مأخوذ من سَفَحْتُ الماء أي صَبَبْتُه، وكان أهل الجاهلية إذا خطب الرجلُ المرأة قال: أنكحيني، فإذا أراد الزِّنى قال: سافِحِيني.
    و السفاح بالكسر: الزنا، يقال سافح الرجل المرأة مسافحة
    و سفاحا - من باب قاتل -: و هو
    المزاناة، لأن
    الماء يصب ضائعا، و في النكاح غنية عنه.

    بزبان دیگر هر زنا سفاح است، اما هر سفاحی زنا نيست .وسفاح حد وسط زنا وازدواج است مثل ازدواج با زنی که هنوز در عده است .سفاح يك ازدواج بدون سنت و مراسم، با ماهيت خاص بوده است .

    در باره متعه آمده که نه سفاح است ونه نکاح :
    عن عمار مولى الشريد قال سألت ابن عباس عن المتعة أسفاح هي أم نكاح فقال ابن عباس لا سفاح

    ولا نكاح قلت فما هي قال هي المتعة كما قال الله قلت هل لها من عدة قال نعم عدتها حيضة قلت يتوارثان قال لا وأجمعوا أن المتعة نكاح لا إشهاد فيه ولا ولي وأنه نكاح إلى أجل تقع فيه الفرقة بلا طلاق ولا ميراث بينهما وهذا ليس حكم الزوجات في كتاب الله ولا سنة رسوله صلى الله عليه وسلم.

    وقال ابن عمر التحليل سفاح . کسیکه زن دیگری را حلال میکنددر واقعه 3 طلاق .


    وَقَوْلُهُ عليه السلام { كُلُّ نِكَاحٍ لَمْ يَحْضُرْهُ أَرْبَعٌ فَهُوَ سِفَاحٌ خَاطِبٌ وَوَلِيٌّ وَشَاهِدَا عَدْلٍ }

    ودر بعضی احادیث نیز زدن دف وخواندن آواز وتشیید مراسم در عروسی را نشان نکاح دانسته اند که آشکار است نه سفاح .


    در حدیثی رسول خدا (ص) فرمودند :

    من و اهل بيت من با طينت طيبه‌اي هستيم از زير عرش تا به آدم و از آدم تا به امروز، از نكاح نه از سفاح، و در ما از نكاح جاهليت چيزي نياميخته است.

    أنا محمد بن عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف ابن قصي بن كلاب بن مرة بن كعب بن لؤي بن غالب بن فهر بن مالك بن النضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار ، وما افترق الناس فرقتين إلا جعلني الله في خيرهما ، فأخرجت من بين أبوي فلم يصبني شئ من عهر الجاهلية ، وخرجت من نكاح ولم أخرج من سفاح من لدن آدم حتى انتهيت إلى أبي وأمي فأنا خيركم نسبا وخيركم أبا.
    (البيهقي في الدلائل - عن أنس)

    ما ولدتني بغي قط منذ خرجت من صلب آدم ، ولم تزل تنازعني الامم كابرا عن كابر حتى خرجت من أفضل حيين من العرب : هاشم وزهرة.
    (ابن عساكر - عن أبي هريرة).


    در اصول کافی : إبراهيم بن ميمون، عن محمد قال: سألت أبا عبد اللَّه ع عن قول اللَّه تعالى أَعْطى كُلَّ شَيْ ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى ، قال" ليس شي ء من خلق اللَّه إلا و هو يعرف من شكله الذكر من الأنثى"، قلت: ما يعني ثم هدى قال" هداه للنكاح و السفاح من شكله".



    از امام صادق(ع) از معني آيه «اعطي كل شييء خلقه ثم هدي» پرسيدم، فرمود: همه مخلوقات از شكل ظاهرشان معلوم است كه كدام مذكر است و كدام مونث. گفتم: مراد از «ثم هدي» چيست؟ فرمود: آن‌ها را هدايت كرده بر نكاح و سفاح به وسيله شكل ظاهري شان.

    يعني انسان را به نكاح و حيوان را به سفاح هدايت كرده است،
    در ازدواج با زنان کافر نیز باید هدف ازدواج باشد نه هوسرانی تا تبدیل به سفاح نشود وازدواج با زانیه هم که کار دیوث است.

    انواع دیگر ازدواج مانند ازدواج چند مرد با یک زن یا بدلی که امروزه به ضربدری معروف شده ویا شغار ؛ که زن و دختر بعنوان مهریه زن دیگر قرار میگرفت ؛
    ونكاح استبضاعي که از مرد دیگری برای خصوصیاتی مانند قدرت وزیبایی طلب فرزند میکردند ،
    در جاهلیت متداول بودند که با آمدن اسلام منسوخ گشتند.

    ناگفته نماند که در طول زمان هر سه کلمه زنا و اخدان وسفاح به هم نزديک شده وبه معنی زنا بکار رفته اند اما در ابتدای امر با هم فرق داشته اند .


    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۰/۰۲/۲۱ در ساعت ۱۷:۱۵

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    مورخین آورده اند که سعد بن وقاص فرزند خدن است.که با تعبير ولد الزنا كه مثلا درباره زياد بن ابيه و ديگران آمده فرق اساسی دارد .

    قال أبو إسحاق: المُسَافِحةُ: التي لاتمتنع عن الزِّنى، قال: وسُميِّ الزِّنى سِفاحاً؛ لأنه كان عن غير عقد، كأنه بمنزلة الماء المَسْفوح الذي لايحبِسْه شئ، وقال غيره: سُمِّي الزنى سفاحاً؛ لأنه ليس ثمَّ حُرْمة نكاح ولاعقد تزويج، وكل واحد منهما سَفَحَ مَنِيَّة أي دفقها بلا حُرمة أباحتْ دفقها: ويقال: هو مأخوذ من سَفَحْتُ الماء أي صَبَبْتُه، وكان أهل الجاهلية إذا خطب الرجلُ المرأة قال: أنكحيني، فإذا أراد الزِّنى قال: سافِحِيني.
    و السفاح بالكسر: الزنا، يقال سافح الرجل المرأة مسافحة
    و سفاحا - من باب قاتل -: و هو
    المزاناة، لأن
    الماء يصب ضائعا، و في النكاح غنية عنه.

    بزبان دیگر هر زنا سفاح است، اما هر سفاحی زنا نيست .وسفاح حد وسط زنا وازدواج است
    توضیح بیشتر لطفا(فرقش با زنا چیه؟)


    منم تو تاپیک عدالت بین چهارهمسر گفتم که ارتباط دوستانه با آگاهی و رضایت خانواده ها بدون عقد زنا نیست (یعنی جایز نیست ولی مجازات زنا رو نداره)
    بعد اونجا به من گفتن که صیغه حلال خداست و اینجور روابط حتی اگه تعهد باشه حرامه و زناست و ...( اینجور روابطو که باید حتما علنی و با رضایت خانواده ها باشه و تعهد هم باشه ،فقط با چهارتا کلمه و جمله اونم در پنهانی حلال میکنن و میشه حلال خدا! جالبه!)


    حالا دیدین هر سفاحی زنا نیست و بین رفتارای مختلف درجه بندی وجود داره و همه نوع دوستی و رابطه رو زنا فرض نمیکنن؟
    بین اونی که تعهد داره و خانوادهاشونم میدونن با اونی که تعهد نداره و .. خیلی تفاوته و دین اسلام تفاوتها رو در نظر گرفته



    ویرایش توسط منتقد : ۱۳۹۰/۰۴/۲۸ در ساعت ۰۰:۵۹
    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    .( اینجور روابطو که باید حتما علنی و با رضایت خانواده ها باشه و تعهد هم باشه ،فقط با چهارتا کلمه و جمله اونم در پنهانی حلال میکنن و میشه حلال خدا! جالبه!)
    آخه چنتا از علما صیغه بدون رضایت پدر رو درست میدونن یعنی میگن تکلیفا باید اجازه گرفته بشه ولی اگه نگیرن عقد صحیحه! اونم بدون اجازه پدر و مادر دختر!
    http://gmmj.blogfa.com/post-6.aspx


    با این فتواها چه فسادی پیش بیاید!

    منم تو تاپیک عدالت بین چهارهمسر گفتم که ارتباط دوستانه با آگاهی و رضایت خانواده ها بدون عقد زنا نیست (یعنی جایز نیست ولی مجازات زنا رو نداره)
    از جایز نبودنش مطمئن نیستم ،آخه خدا به بنده هاش سخت نمیگیره!

    بقول چنتا از اقایون سایت، خدا که به بنده هاش سخت نمیگیره!!:
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=11056&p=128720




    ویرایش توسط منتقد : ۱۳۹۰/۰۴/۲۸ در ساعت ۰۱:۰۲
    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  7. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود