صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زنان افتخار آفرین (خانم ها افتخار کنند)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913

    زنان افتخار آفرین (خانم ها افتخار کنند)




    سلام بر دوستان عزیزم
    دوست دارم در این تاپیک با کمک و راهنمایی های مدیران و کارشناسان محترم زنان برتر تاریخ را که آنچنان معروف نیستند را معرفی کنم.

    ادب حکم میکند از سرور زنان جهان حضرت زهرا (س) شروع کنیم و بررسی شخصیت های والایی همچون حضرت زینب (س) حضرت معصومه (س) حضرت مریم حضرت خدیجه و .... را بعد از ایشون بررسی کنیم اما از آنجایی که بزرگی و عظمت این بزرگواران حتی بر جاهلین هم پوشیده نیست به نظره من حقیر بهتر است زنان نه چندان شناخته شده را معرفی کرد.

    اولین بانو بزرگواری که دوست دارم معرفی کنم کنیزی به نام حسنیه است که از شاگردان امام صادق (ع) بوده اند که در مجلس هارون الرشید علماء مخالف اهل بیت را به زانو در آوردند و حقانیت مذهب شیعه را به اثبات رسانده است.
    مناظرات این بانو بسیار زیبا و معروف است.

    ویرایش توسط عبد الزهرا : ۱۳۹۰/۰۲/۱۰ در ساعت ۱۷:۱۳
    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913



    زندگانی بانو حسنیه:

    كنیزی بود از شیفتگان مكتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بالاتر، عالمه ای بود از دانش آموختگان مكتب حقیقت، بانویی از مدافعان حریم ولایت. آری، شاهرگی بود كه حقیقت را از سرچشمه ی حق دریافت كرده بود و در قلب سیاه گمراهان می نشاند.


    در چه برهه ای از زمان؟ در دوران سیاه و آكنده از ظلم هارون الرّشید خلیفه ی غاصب و ستمگر عبّاسی.


    در كدام شهر؟ در شهر مدینه، مدینه ای كه مردمانش غالباً از دشمنان اهل بیت علیهم السلام بودند.


    و امّا ...
    سرگذشت این كنیز از آنجا شروع شد كه در شهر مدینه و در زمان امام صادق علیه السلام مردی تاجر با قدرت و ثروت فراوان زندگی می كرد. وی شهرت فراوانی در محبّت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام داشت و پیوسته در جلسات درس امام صادق علیه السلام حاضر می گشت و از اقیانوس بیكران دانش و معرفت امام صادق علیه السلام بهره می جست.


    روزی گذر تاجر به بازار برده فروشان افتاد. وی به دلیل نداشتن فرزند، كنیز زیبا و خوش منظری كه در حُسن جمال سرآمد عصر خویش بود و پنج سال بیش نداشت را به قیمت بسیار بالایی خریداری نمود و به منزل آورد و همچون فرزند خویش از او نگهداری كرد.


    از آن به بعد تاجر هر روز موقع رفتن به جلسه ی درس امام صادق علیه السلام كنیز را هم با خود می برد. آن كنیز در حرم سرای امام صادق علیه السلام و در پشت پرده می نشست و از بیانات گهربار امام صادق علیه السلام بهره مند می گشت.


    روزها پشت سر هم سپری می شد و كنیز روزهای رشد و شكوفایی جسمی و روحی خود را در مكتب امام صادق علیه السلام پشت سر می گذاشت.


    ده سال بدین منوال سپری شد. وی نزدیك به بیست سال نیز به مطالعه ی علوم دینی و اصول اعتقادی پرداخت؛ تا اینكه بانویی شد دارای علوم غریبه و با بیان شیرین و دلنشینی كه داشت هر شنونده، بدون احساس خستگی و رنج، شیفته ی سخنانش می گشت. بدین جهت بود كه به حسنیه ملقّب شد...

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط عبد الزهرا : ۱۳۹۰/۰۲/۱۰ در ساعت ۱۷:۱۸
    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط hedi نمایش پست ها
    زنان افتخار آفرین (خانم ها افتخار کنند)
    سلام
    حضرت امام ره می فرمایند : در عظمت فاطمه زهرا همین بس که پس از رحلت پیامبر اکرم ص جبرییل امین بر ایشان نازل می شد .
    نزول جبرییل بر هرکسی امکان پذیر نیست چه اینکه تجلی و ظهور حقایق با عظمت عالم مجردات در قلب انسان نیازمند عظمت باطنی و طهارت معنوی شایسته ای است که سنخیت را ایجاد کند .
    پس فاطمه زهرا سلام الله علیها حائز این عظمت و طهارت والا بوده است .
    شایسته است هر انسان خردمندی طهارت و پاکی فاطمه زهرا س را برای وصول به مقامات عالیه انسانی سر لوحه برنامه معنوی خود قرار دهد .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913



    روزها می گذشت و چه روزهای خوبی بود. روزهای خوش با امام صادق علیه السلام بودن؛ سر به آستان امام ساییدن؛ علم را از سرچشمه ی علم خداوندی بر گرفتن؛

    امّا چه زود روزهای خوشی سر آمد. چه زود دزدان راه، میان امام صادق علیه السلام و یارانش جدایی افكندند. چه زود داغ از دست دادنِ امام را چون زخمی عمیق و ریشه دار در دل یاران امام صادق علیه السلام نشانیدند. چه زخمی، چه جراحتی كه سوزاننده تر از آتش بود.

    و حال نوبت به یاران امام رسیده بود. نامردمان مردم نمای مدینه و دشمنان سیه دل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دریافتند كه تاجر و كنیزش از همه بیشتر سخنان امامشان را ضبط و نگهداری كرده اند. بدین جهت از درِ دشمنی با آنان در آمدند و این كینه و دشمنی را تا آنجا پیش بردند كه تاجر از هستی ساقط شده، ورشكست شد.

    بدین ترتیب بود كه زندگی آنان روز به روز سخت تر شد. تاجر روزها را در كنج خانه به سر می برد؛ به طوری كه برای تأمین مخارج روزانه نیز به مشقّت افتادند.

    روزی تاجر از سختی روزگار به كنیز خود شكایت كرده و گفت: حسنیه! تو همانند فرزند من هستی. من غیر از تو كسی را ندارم. به خاطر تو زحمات زیادی كشیده ام تا به این مرحله از فضل و كمال رسیده ای. خوب می دانی كه فقر سایه ی سیاه خود را بر زندگی ما افكنده است؛ باید فكری كنیم و تدبیری بیندیشیم تا شاید خداوند بزرگ ما را از دام فقر برهاند.

    كنیز گفت: ای مرد تاجر! از تو خواهشی دارم؛ آن را قبول كن تا شاید خداوندِ حكیم تو را از دام فقر و گرفتاری رهانده و ثروت و مكنت گذشته را به تو باز گرداند.

    تاجر گفت: خواهشت چیست؟

    گفت: مرا نزد خلیفه ی عبّاسی هارون الرّشید ببر و بگو من كنیز زیبا، خوش منظر، عالمه و فاضله ای دارم. به دلیل نیاز راضی به فروختن او گردیده ام، كسی را جز شما شایسته ی او نیافتم.اگر در مورد قیمت از تو سؤال كرد، بگو: او را یكصدر هزار دینار می فروشم. اگر گفت به چه دلیل این بهای هنگفت را برای او طلب می كنی، بگو به دلیل فضایل و كمالات او. تعهّد می كنم كه اگر تمام علمای زمان را در مجلسی حاضر كنی تا با او مباحثه كنند، همه ی آنها را محكوم كند. تاجر وقتی این سخنان را از كنیز شیند، گفت: من هر گز چنین كاری را نخواهم كرد؛ زیرا ممكن است كه آن ظالم كوردل وقتی بر زیبایی صورت و حُسن سیرت تو آگاهی یابد، تو را با زور از من جدا كند و تو خوب می دانی كه من طاقت دوریِ تو را ندارم.

    كنیز گفت: نترس! به بركت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام او هرگز چنین كاری را نخواهد كرد. برخیز و بر خدا توكّل كن! آنچه خیر است پیش می آید. كنیز گفت و گفت تا اینكه تاجر راضی شد و نزد یحیی بن خالد برمكی وزیر هارون الرّشید رفت. وقتی موضوع فروختن كنیز را برای او شرح داد،
    یحیی گفت: برو و كنیز را همراه خود بیاور.

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط عبد الزهرا : ۱۳۹۰/۰۲/۱۰ در ساعت ۱۸:۵۸
    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913



    تاجر در حالی كه هراسان و متحیّر بود، نزد كنیز برگشت و او را با خود به دارالخلافه برد.
    وقتی كه یحیی كنیز را مشاهده كرد، بسیار متعجّب شد و موضوع را فوراً به اطلاع هارون الرّشید رسانید. هارون الرّشید هم فوراً كنیز را احضار كرد. كنیز در حالی كه صورت خود را پوشانیده بود، وارد مجلس هارون الرَّشید شد و ابیاتی چند در رابطه با هارون الرَّشید خواند به طوری كه هارون بسیار خوشش آمد و دستور داد تا نقاب را از چهره بردارد. وقتی كنیز نقاب را برداشت، هارون بی اختیار از جای خود بلند شد و فوراً تاجر را احضار كرد.

    هارون از تاجر نام و بهای كنیز را جویا شد. تاجر گفت: نام او حسنیه است و برای او یكصد هزار دینار قیمت گذاشته ام. هارون عصبانی شد و گفت: به چه دلیل برای او این بهای هنگفت را طلب می كنی؟ تاجر همانطور كه حسنیه به او گفته بود، پاسخ داد: به دلیل فضایل و كمالات او . تعهّد می كنم كه اگر تمام علما را یكجا جمع كنی تا با او مباحثه كنند همه را محكوم و مغلوب سازد.

    هارون گفت: اگر به جای اینكه آنها را محكوم كند خود محكوم شد، من سر از بدن تو جدا می كنم و كنیز را هم مالك می شوم.

    تاجر گفت: اگر او آنها را محكوم كرد چه؟

    هارون گفت: اگر آنها را محكوم كرد من صد هزار دینار به تو می دهم و كنیز هم مال خودت باشد.

    تاجر گفت: پس اجازه دهید تا با كنیز مشورتی داشته باشم. هارون پذیرفت. تاجر نزد حسنیه رفته و ماجرا را شرح داد. حسنیه گفت: نترس كه به بركت اهل بیت علیهم السلام همه را محكوم می كنم و هرگز مغلوب نخواهم شد. تاجر برگشت و شرط هارون را پذیرفت.

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط عبد الزهرا : ۱۳۹۰/۰۲/۱۱ در ساعت ۰۷:۵۶
    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913



    دوستان عزیز حسنیه در برابر هارون و در مجلس مناظره را هم ادامه بدهیم و یا اگر خسته شده اید همین کافیه که همه را شکست داد و برویم سراغ شخصیت بعدی؟؟؟

    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    نقد
    نوشته
    811
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3330



    امام صادق::: (فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر)هر کس به شناخت حقیقی فاطمه(س) دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است

    لیله القدر خیر من الف شهر

    حضرت زهرا از تمامی پیامبران غیر پیامبر اسلام برترند

    برای اثبات کافی نیست؟؟
    بعضیا که میگن مرد برتر از زنه، میخوان بگن این حدیث دروغه و بقیه حدیثایی که خودشون قبول دارن حقیقته؟؟
    یعنی بازم میخوان بگن زن کمتر از مرده؟؟

    چطور این حدیثو توجیه میکنن؟؟؟





    ویرایش توسط منتقد : ۱۳۹۰/۰۲/۱۱ در ساعت ۱۲:۲۷
    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
    وقتی عنان و افسار عقل آزاد شود و عقل، محبوس در سه زنجیز نباشد : هوای نفس،عادت دینی و اعمال دینی- تعصب بر تفکر و يا سنت گذشتگان یا این شرط ، این عقل آزاد صاحبش را به منزل نجات می رساند
    (
    شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحدید)ج 20 ص 343، روایت شماره ی 950)

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتقد نمایش پست ها
    امام صادق::: (فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر)هر کس به شناخت حقیقی فاطمه(س) دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است
    امام خمینی (ره):
    «حضرت فاطمه زهرا(س) زنی بود که اگر مرد بود نبی بود؛ زنی که اگر مرد بود به جای رسول الله بود.»

    دوستان عزیز حسنیه در برابر هارون و در مجلس مناظره را هم ادامه بدهیم و یا اگر خسته شده اید همین کافیه که همه را شکست داد و برویم سراغ شخصیت بعدی؟؟؟

    ویرایش توسط عبد الزهرا : ۱۳۹۰/۰۲/۱۱ در ساعت ۱۲:۳۴
    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913

    سیده نفیسه




    به نام خدای مهربون

    با سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم

    کسی جوابی نداد من هم تصمیم گرفتم بانو بزرگواری دیگری را معرفی کنم.

    ماشاء الله بانوان با کرامت آنقدر زیاد هستند که هر چه در موردشان بنویسیم باز هم کم است...

    میخوام نفیسه عروس امام صادق (ع) و نوه ی حضرت امام حسن مجتبی (ع) را معرفی کنم:

    سال 145 در مکه متولد شده و در مدينه پرورش يافت.
    عروس امام صادق(ع) است؛ همسر اسحاق بن جعفر صادق(ع)
    روزها روزه مي گرفت و شب ها عبادت مي کرد با مال زيادي که خدا به او عطا کرده بود، به نيازمندان و بيماران و عموم مردم کمک مي کرد.
    35 مرتبه به حج مشرف شد؛ در بيشتر اين سفرها پياده بود.

    برادرزاده اش، زينب که به گفته خودش چهل سال به عمه اش خدمت کرده، مي گويد: «نديدم که شب بخوابد و روزها روزه نباشد. به اوگفتم: عمه چرا با خود مدارا نمي کني؟» فرمود: «چگونه با خود مدارا کنم و حال آنکه از پيش، عقباتي دارم که از آنها فقط فائزون عبور مي کنند.»

    همراه همسرش به زيارت قبر حضرت ابراهيم خليل(ع) مشرف شد. هنگام بازگشت،
    در ماه رمضان به مصر رسيدند و در خانه اي منزل کرد در همسايگي آنان، دختر يهودي فلجي بود؛ وي به آب وضوي نفيسه خاتون تبرک جست و بي درنگ شفا يافت.
    اين ماجرا، سبب اسلام آوردن يهوديان بسياري شد.

    اهل مصر از ايشان خواستند در آنجا اقامت کند تا مردم به زيارتش روند. در اين ديدارها، مصريان برکات زيادي از آن بانوي محترم ديدند.

    ادامه دارد...

    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913



    ازدحام مردم براي ديدار ايشان بسيار بود و ديدارهاي پي در پي، از اوقات عبادت آن بانو مي کاست. از اين رو تصميم به تغيير منزل گرفت.
    مردم وقتي اين خبر را شنيدند، اصرار زيادي به ايشان کردند که بماند، ولي مؤثر واقع نشد. مردم نزد امير مصر رفتند و از او خواستند که نفيسه خاتون را از رفتن باز دارد.امير نامه اي با پيک به سوي نفيسه خاتون فرستاد و خواستار بازگشت او از تصميمش شد.
    بانو نپذيرفت. حاکم، خود، به محل اقامت آن بزرگوار رفت و در کمال فروتني از او خواست بماند. نفيسه خاتون در پاسخ گفت: من، خود، به خاطر فشار سياسي که بر علويان هست، ترجيح داده ام اينجا بمانم، ولي ازدحام ديدارها مانع عبادتم مي شود. حاکم، خانه اي بزرگ تر و دوبار ديدار مردمي در هفته را به نفيسه خاتون پيشنهاد داد. ايشان پذيرفت. و بدين گونه ارتباط مردم با آن بانو ادامه يافت که مايه شادي آنها شد.

    محمد بن ادريس شافعي، رئيس مکتب شافعي، در سفرهاي علمي اش به مصر رسيد. او در منزل اين بانو توقف کرد و از ايشان حديث فرا مي گرفت. هرگاه شافعي مريض مي شد، خادم برنگشته بود که او به برکت تأثير نفس سيده نفيسه شفا مي يافت.
    آخرين بار که شافعي به بستر بيماري افتاد و از آن بانو طلب شفا کرد، سيده نفيسه به فرستاده وي گفت: « متعه الله بالنظر الي وجهه الکريم؛ خداوند او را به لقاي وجه کريمش بهره مند سازد». شافعي که اين کلام را شنيد، فهميد زمان مرگش فرا رسيده است.
    پس وصيت کرد که نفيسه خاتون بر وي نماز گزارد. سيده نفيسه که به دليل ضعف حاصل از کثرت عبادت و روزه داري نمي توانست بيرون برود، از حاکم خواست که او نماز گزارد وي درحالي که مأموم بود، بر جنازه شافعي نماز گزارد.

    عده زيادي از اهل علم و حتي برخي صاحب منصبان، حکومتي به محضرش مي رفتند و از او حديث مي شنيدند، يا روايت هايي نزدش قرائت مي کردند و به حک و اصلاح آن مبادرت مي ورزيدند.

    بسياري از دانشوران، قاضيان و حکيمان، در خصوص امور ديني و مسائل شريعت با او مشورت مي کردند و اشکالات خود را مي پرسيدند.
    از جمله افرادي که به ايشان رجوع کردند، ذوالنون مصري، از چهره هاي معروف عرفان اسلامي؛ بشر بن حارث، از پارسيان بلند آوازه قرن دوم وسوم هجري و... بوده اند.

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط عبد الزهرا : ۱۳۹۰/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۴:۴۱
    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود