صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اصل "ولایت الهی" بجای اصل "نبوت" ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    اصل "ولایت الهی" بجای اصل "نبوت" ؟




    سلام
    از کودکی به ما آموختند که اصول دین سه تاست : توحید و نبوت و معاد و اصول مذهب پنج تاست : توحید و عدل و نبوت امامت و معاد
    بعد به ما گفتند که عدل راجع به توحید و امامت راجع به امامت است .
    خوب این شد که غیر معتقدین به امامت به ما گفتند امامت را ثابت کنید و ما دست به کار شدیم و کتابها در اثبات امامت بر اساس ادله عقلی و نقلی نوشتیم .
    خوب اگر ما بجای اصل امامت و نبوت اصلی بنام ولایت الهی داشتیم آیا نیازی به اثبات امامت داشتیم ؟
    این تصور از مساله نبوت و امامت بخاطر اینستکه ما اصل و اساس این دو را مد نظر قرار نمی دهیم . اصل و ریشه نبوت و امامت ولایت است .
    ولی اسمی از اسماء الله است و اسماء الهی هم تعطیل بردار نیستند بر این اساس ولایت الهی یک امر مستمر در اجتماع بشری است .
    آن دلیلی که با آن ضرورت نبوت ثابت می شود یک مشکل اساسی دارد و آن اینستکه استمرار را مد نظر قرار نمی دهد لذا هدایت را به گروه خاصی منحصر می سازد و از پاسخ دادن به نیاز سایرین ساکت می ماند . این بخاطر آنستکه ما هدایت و ولایت الهی را یک برنامه تربیتی برای کل بشر محسوب نمی کنیم .
    وقتی ما از دلیل لطف برای اثبات نبوت استفاده می کنیم فراموش می کنیم که دین فرستادن کتاب نیست بلکه تربیت الهی است که ارسال کتاب بخش مهمی از آن است . لذا این دلیل ناقص است .
    پس اگر :
    1- ولایت الهی را بعنوان مظهر دائم الظهور اسم ولی همیشگی بدانیم
    2- هدایت الهی را تربیت الهی محسوب کنیم و نه صرف ارسال کتاب
    معنایش چیزی جز استمرار این ولایت در اشخاص مختلف در تمام ادوار تاریخ بشری نیست . فلذا این خط یعنی خط ولایت و هدایت الهی از صبح خلقت بشر تا غروب محوش از کره ارض باید ادامه بیابد .
    بر این اساس ما اصل ولایت الهی را داریم که نبوت تشریعی جلوه هایی جدید از آن در خط سیر بدون انقطاع هدایت و ولایت الهی است .
    این ولایت هر روز و هر زمان چهره ای دارد . یک روز آدم و یک روز نوح و یک روز موسی و یک روز یوشع بن نون و یک روز محمد مصطفی ص و یک روز علی مرتضی ع و یک روز مهدی صاحب الزمان .
    یک حقیقت با صدها چهره است .
    شایسته است این تحول معرفتی در کلام و عقاید ما اتفاق بیفتد تا برهان ما بر مساله امامت برهانی جامع و شامل باشد .
    آیات قرآنی از قبیل :
    ان من امه الا خلا فیها نذیر
    و روایتی همچون :
    لولا الحجه لساخت الارض باهلها
    نیز ادله نقلی این بحث هستند .
    نظر دوستان در این خصوص راهگشاست .
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۲/۰۵ در ساعت ۲۲:۳۶
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم جمیعا

    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    ولی اسمی از اسماء الله است و اسماء الهی هم تعطیل بردار نیستند بر این اساس ولایت الهی یک امر مستمر در اجتماع بشری است .
    حامد جان چرا تعارف میکنی ؟ بیا و مثل پاسخگوی اعتقادی بگو امامت بسان کعبه است و باید او را پرستش کنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    خوب اگر ما بجای اصل امامت و نبوت اصلی بنام ولایت الهی داشتیم آیا نیازی به اثبات امامت داشتیم ؟
    یا میخواهی بگوئیم پیامبر هم امام بود یا امام پیامبر بود و از کودکی بگوئیم اصول دین میشود توحید معاد امامت

    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    آن دلیلی که با آن ضرورت نبوت ثابت می شود یک مشکل اساسی دارد و آن اینستکه استمرار را مد نظر قرار نمی دهد لذا هدایت را به گروه خاصی منحصر می سازد و از پاسخ دادن به نیاز سایرین ساکت می ماند . این بخاطر آنستکه ما هدایت و ولایت الهی را یک برنامه تربیتی برای کل بشر محسوب نمی کنیم . وقتی ما از دلیل لطف برای اثبات نبوت استفاده می کنیم فراموش می کنیم که دین فرستادن کتاب نیست بلکه تربیت الهی است که ارسال کتاب بخش مهمی از آن است . لذا این دلیل ناقص است . پس اگر : 1- ولایت الهی را بعنوان مظهر دائم الظهور اسم ولی همیشگی بدانیم 2- هدایت الهی را تربیت الهی محسوب کنیم و نه صرف ارسال کتاب معنایش چیزی جز استمرار این ولایت در اشخاص مختلف در تمام ادوار تاریخ بشری نیست . فلذا این خط یعنی خط ولایت و هدایت الهی از صبح خلقت بشر تا غروب محوش از کره ارض باید ادامه بیابد .
    دین فرستادن کتاب نیست پیامبر فرستادن نیست شرح دادن دین هم نیست.
    پس خدا بیکار بود این کارها را کرد. امام که بود. چه نیازی به اینها بود.
    امامتی است که بجای پذیرش هدایت او توسل به او کنیم شفیع روز جزا قرارش دهیم بر سر و سینه بزنیم و..

    حامد عزیز

    هیچ بنی بشری را ندیدم و نشنیدم که همچون علی ابن ابی طالب استغاثه کند به درگاه الهی.
    هیچ دعائی را ندیدم که همانند صحیفه سجادیه آتش به وجود انسان بکشد وگناه او را بسوراند.

    و نشنیدم مبلغی این روایت را نقل کند که پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه سلام الله علیه بگوید فکری به حال خود بکن که از دست هیچ کسی هیچ کاری در روز جزا بر نمی آید.

    البته دریای رحمت و بخشش الهی وسیع است. هر موجودی در آن میتواند بزید.

    همانطوریکه در سوره مریم آیه 87 میفرماید که برای مسیحیان وساطت حضرت مسیح را میپذیرد.

    و همانطوریکه پاسخ به توسلات شیعیانی میدهد که از دوره صفویه به شکل دیگری دعا میکردند.

    درست است این رحمت انتها ندارد ولی معیار دیگری هم هست و آن معیار خود انسان است.

    قلع و سرب نیز ارزشمندند ولی فلزی که برای زینت لایق سر و دستهای پادشاهان شد سرب ومس و قلع نبود.

    بهای خلقت انسان - هدایت او - خلقت جهان و رحمت بر او پرستش خدایتعالی است و بندگی بر او - پذیرش سفارشات کتاب الهی و پیامبرش و اولیای دین.

    توسل در این گردونه نه بانی تزکیه نفس است و نه تقوی. پس فلزی است که بهایش در روز قیامت مشخص خواهد شد.



    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    حامد جان چرا تعارف میکنی ؟ بیا و مثل پاسخگوی اعتقادی بگو امامت بسان کعبه است و باید او را پرستش کنیم.
    جمله یا کلمه ای که این مفهوم بدبینانه را نتیجه دهد درکلام ما نیست . نه تنها اسم ولی ظهور دائم دارد بلکه تمام اسماء الله دائمالظهورند حتی اسم مضل که مظهرش از ابتدای خلقت بشر، ابلیس و اعوان او بودهاند . دقت بفرمایید
    دیگر اینکه منظور ما از ولی الهی تنها امام نیست بلکه هرکسی است که از سویخدا منصب رسمی هدایت بشر را دارد چه نبی و چه امام پس منظور ما از عنوانولایت الهی عنوانی مشترک ما بین انبیاء و اوصیاء است . کاملا دقت کنید
    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    دین فرستادن کتاب نیست پیامبر فرستادن نیست شرح دادن دین هم نیست. پس خدا بیکار بود این کارها را کرد. امام که بود. چه نیازی به اینها بود. امامتی است که بجای پذیرش هدایت او توسل به او کنیم شفیع روز جزا قرارش دهیم بر سر و سینه بزنیم و..
    ظاهرا قبل از خواندن پست ما تو جلسه وهابیت بوده اید وگرنه این حرفهای شما معنایی جز نگرفتن مطالب ما ندارد برادر
    ما نه درباره توسل حرف زدیم نه شفاعت و نه هیچیک از این اموری که شما مطرح کرده اید
    حالا توجه کن تا بدقت مطلب ما را بگیری :
    گروه کثیری از امت اسلامی قائل به مدیر الهی بعد از پیامبر نیستند چرا کهدین را فرستادن پیامبر و کتاب می دانند بلکه پایین تر از این صرف آمدن کتابمی دانند ( کفانا کتاب الله ) و برای پیامبر هم یک وسیلگی صرف چیزی قائل نیستند .
    این نگاه به دین با مساله دائم الظهور بودن اسماء الله سازگاری ندارد . اسمهادی و اسم ولی همیشه ظهور دارد . لذا باید قائل به یک حقیقت واحده باشیمکه از بدو خلقت بشر تا محو آن عهده دار ولایت و هدایت الهی باشد . اینحقیقت گاهی بصورت یک نبی گاهی بصورت یک رسول و گاهی بصورت یک وصی و امامظهور می کند . این نگاه ، دین الهی را یک برنامه مستمر نوشونده می داند کهتربیت الهی را در جامعه بشری محقق می سازد . با این نگاه مبتی بر اصول ،مساله امامت ائمه اطهار کاملا طبیعی و عادی است و کسی نمی تواند قائل بهحاکمیت غیر ایشان بر دین و خلافت غیر آنها باشد .
    پس لب مطلب ما اینستکه :
    بیاییم بجای نبوت و امامت یک عنوان جامع بگذاریم که خط مستمر ولایت و هدایتالهی را در تمام تاریخ بشریت بصورت مبنایی نشان دهد و افراد معتقد به دینرا به استمرار این برنامه تربیتی و ولایت والیان الهی در همه ادوارباورمند سازد .
    امیدوارم بادقت مطلب را بخوانید
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما بحثی در اصل ولایت الهی جایگزین امامت و نبوت




    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    از کودکی به ما آموختند که اصول دین سه تاست : توحید و نبوت و معاد و اصول مذهب پنج تاست : توحید و عدل و نبوت امامت و معاد
    بعد به ما گفتند که عدل راجع به توحید و امامت راجع به امامت است .
    خوب این شد که غیر معتقدین به امامت به ما گفتند امامت را ثابت کنید و ما دست به کار شدیم و کتابها در اثبات امامت بر اساس ادله عقلی و نقلی نوشتیم .
    خوب اگر ما بجای اصل امامت و نبوت اصلی بنام ولایت الهی داشتیم آیا نیازی به اثبات امامت داشتیم ؟
    با سلام و تشکر

    حامدعزیز

    آنطور که ما یادمان می آید از همان کودکی به ما آموختند که اصول دین پنج تاست: توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد، و انگاه که صحبت از عدل و امامت به عنوان اصول مذهب می شد، باز هم این سخن حق، بیشتر جلوه گری می کرد:

    مگر نه آنست که مذهب تشیع، مذهب حقه و تداوم بخش واقعی دین اسلام، و همانست که مورد توصیه دین خدا و قرآن و رسول الله است. اگر چنین است آندو چیزی جدای از دین نیستتند که بخواهیم آنها را سوای اصول دین، بعنوان اصول مذهب معرفی کنیم.

    مگر نه آنست که عدل خداوند تعالی و امامت و ولایت اهل بیت (ع) در قرآن و کلام حضرت رسول (ص) به صراحت بیان شده، و این طریق، طریقت نجات، معرفی شده، پس چگونه آنها را فقط اصول مذهب تشیع می خوانید و چیزی سوای دین حقه الهی.

    اگر مذهب تشیع بر حق و همان حقیقت دین است که هست. اصول مذهبش چیزی جز اصول دین نیست، مذهبش دین حقه و اصولش اصول حق اند.

    تشیع منکر اصل ولایت الهی نیست و روح حاکم بر نبوت و امامت چیزی جز تداوم ولایت الهی نیست. اما این بدان معنا نیست که مسأله نبوت و امامت را به تفسیر خود در اصلی بنام ولایت الهی ادغام کنیم تا بقول شما اینهمه دردسر اثبات امامت نداشته باشیم.

    ببینید با وجودیکه تشیع مسأله امامت را جدای از مسأله نبوت، بعنوان امر جانشینی و تداوم بخش راه نبی دانسته و بر ضرورت این مسأله با ادله عقلی و نقلی پافشاری می کند، ما را متهم به شرک و بدعت می کنند وای بحال روزی که امامت را همان نبوت، در قالب اصلی بنام ولایت بنامیم. (آنهم برای کسانی که نمی فهمند و یا نمی خواهند بفهمند)

    بعلاوه خدای منان، علیرغم اینکه ولایت امام و نبی را چیزی جز ولایت الهی نمی داند در قرآن به صراحت
    با بیان شأن و جایگاه هرکدام، بصورت تفکیکی و مجزا، توصیه به اطاعت می کند: "اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولو الامر منکم ..."؛ و یا در آیه ولایت نیز به همین منوال می فرماید: انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون".

    علاوه بر اینها، اگر ما بجای اصول نبوت و امامت، اصل ولایت الهی را جایگزین می کردیم، به همین جا ختم نمی شد، ممکن بود شائبه ولایت های دیگر هم پیدا کند مثلاً خداوند در غیر معصومین برخی ولایت ها را قرار داده مانند: ولایت برخی اولیاء و خودساختگان و مجاهدان، ولایت پدر بر فرزند، ولایت شوهر بر زن و امثالهم، آیا این ولایت ها هم می توانستند در دایره اصل ولایت الهی که در حقیقت هدف آن یکپارچه سازی نبوت و امامت بوده، معنا پیدا کنند؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    پس اصل ولایت الهی در کالبد و باطن نبوت و امامت مورد تأیید است
    این تصور از مساله نبوت و امامت بخاطر اینستکه ما اصل و اساس این دو را مد نظر قرار نمی دهیم . اصل و ریشه نبوت و امامت ولایت است .
    ولی اسمی از اسماء الله است و اسماء الهی هم تعطیل بردار نیستند بر این اساس ولایت الهی یک امر مستمر در اجتماع بشری است .
    آن دلیلی که با آن ضرورت نبوت ثابت می شود یک مشکل اساسی دارد و آن اینستکه استمرار را مد نظر قرار نمی دهد لذا هدایت را به گروه خاصی منحصر می سازد و از پاسخ دادن به نیاز سایرین ساکت می ماند . این بخاطر آنستکه ما هدایت و ولایت الهی را یک برنامه تربیتی برای کل بشر محسوب نمی کنیم.
    در بالا توضیح دادیم که دین از طریق قرآن و کلام رسول الله که فصل الخطاب است، به ضرورت استمرار یعنی لزوم جانشین و امام پرداخته و توصیه کرده است، مشکل نپرداختن دین نیست، مشکل نفهمیدن ایشان است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    وقتی ما از دلیل لطف برای اثبات نبوت استفاده می کنیم فراموش می کنیم که دین فرستادن کتاب نیست بلکه تربیت الهی است که ارسال کتاب بخش مهمی از آن است . لذا این دلیل ناقص است .
    پس اگر :
    1- ولایت الهی را بعنوان مظهر دائم الظهور اسم ولی همیشگی بدانیم
    2- هدایت الهی را تربیت الهی محسوب کنیم و نه صرف ارسال کتاب
    معنایش چیزی جز استمرار این ولایت در اشخاص مختلف در تمام ادوار تاریخ بشری نیست . فلذا این خط یعنی خط ولایت و هدایت الهی از صبح خلقت بشر تا غروب محوش از کره ارض باید ادامه بیابد .
    بر این اساس ما اصل ولایت الهی را داریم که نبوت تشریعی جلوه هایی جدید از آن در خط سیر بدون انقطاع هدایت و ولایت الهی است .
    این ولایت هر روز و هر زمان چهره ای دارد . یک روز آدم و یک روز نوح و یک روز موسی و یک روز یوشع بن نون و یک روز محمد مصطفی ص و یک روز علی مرتضی ع و یک روز مهدی صاحب الزمان .
    یک حقیقت با صدها چهره است .
    شایسته است این تحول معرفتی در کلام و عقاید ما اتفاق بیفتد تا برهان ما بر مساله امامت برهانی جامع و شامل باشد .
    آیات قرآنی از قبیل :
    ان من امه الا خلا فیها نذیر
    و روایتی همچون :
    لولا الحجه لساخت الارض باهلها
    نیز ادله نقلی این بحث هستند .
    نظر دوستان در این خصوص راهگشاست .
    موفق باشید
    ما هم با مطالب ارزنده شما موافقیم با اصل ولایت الهی، اینکه روح و حقیقت نبوت و امامت، چیزی جز ولایت الهی نیست، اما ملاحظاتی که در ابتدا گذشت و برخی ملاحظات دیگر که ذهن بنده یاری نکرد، ما را ناگزیر از این قسم تقسیم بندی اصول می کند.
    اصل "ولایت الهی" بجای اصل "نبوت" ؟

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    آنطور که ما یادمان می آید از همان کودکی به ما آموختند که اصول دین پنج تاست: توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد، و انگاه که صحبت از عدل و امامت به عنوان اصول مذهب می شد، باز هم این سخن حق، بیشتر جلوه گری می کرد: مگر نه آنست که مذهب تشیع، مذهب حقه و تداوم بخش واقعی دین اسلام، و همانست که مورد توصیه دین خدا و قرآن و رسول الله است. اگر چنین است آندو چیزی جدای از دین نیستتند که بخواهیم آنها را سوای اصول دین، بعنوان اصول مذهب معرفی کنیم.
    فرزند زمان خویشتن باش . اینکه پدرانمان به حسب دوره و زمانه خود مطالبی به ما آموختند دلیل بر کارایی بهتر در زمانه ما نیست . تغییر ادبیات دینی یکی از ضرورتهای امروز است . ما می خواهیم دین را جامعتر و واقع بینانه تر ببینیم . دین یک برنامه تربیتی مستمر الهی است که هیچگاه انقطاع پیدا نکرده است . این مهمترین حرف ما در ارائه این پیشنهاد است .
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    مگر نه آنست که عدل خداوند تعالی و امامت و ولایت اهل بیت (ع) در قرآن و کلام حضرت رسول (ص) به صراحت بیان شده، و این طریق، طریقت نجات، معرفی شده، پس چگونه آنها را فقط اصول مذهب تشیع می خوانید و چیزی سوای دین حقه الهی. اگر مذهب تشیع بر حق و همان حقیقت دین است که هست. اصول مذهبش چیزی جز اصول دین نیست، مذهبش دین حقه و اصولش اصول حق اند.
    خود بهتر می انید که اصول دین پنج تا نیست . افزودن عدل و امامت به حسب اهمیت و تاکید بر آنها به اصول ملحق شده اند وگرنه واضح است که عدل نمی تواند قسیم توحید باشد هرچند امامت می تواند قسیم نبوت باشد ( به حسب بیانی که ما در خصوص ولایت الهی داریم و نبوت و امامت را اقسام ظهور ولایت الهی می شماریم )
    پس ادغام بحث عدل در توحید و بحث نبوت و امامت در عنوان ولایت الهی یک کار عجیب نیست بلکه مبناهای شایسته ای دارد. ضمن اینکه نگاه به دین را کاملا متحول می کند . دین صرف آوردن کتاب توسط یک پیامبر نیست . آیات و روایات این را تایید نمی کنند . دین الهی که همان اسلام است از ابتدای تاریخ تا امروز استمرار یک برنامه تربیتی الهی بوده و خواهد بود . ضمن اینکه نگاه تربیتی به دین علماء را نیز متحول خواهد ساخت . نگاه تربیتی به دین آنرا از صرف مباحث علمی خارج ساخته و دین باوران را به عرصه عمل و خودسازی و دیگرسازی می کشاند و همه اینها در سایه تغییر نگاه به دین است .

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    ببینید با وجودیکه تشیع مسأله امامت را جدای از مسأله نبوت، بعنوان امر جانشینی و تداوم بخش راه نبی دانسته و بر ضرورت این مسأله با ادله عقلی و نقلی پافشاری می کند، ما را متهم به شرک و بدعت می کنند وای بحال روزی که امامت را همان نبوت، در قالب اصلی بنام ولایت بنامیم. (آنهم برای کسانی که نمی فهمند و یا نمی خواهند بفهمند) بعلاوه خدای منان، علیرغم اینکه ولایت امام و نبی را چیزی جز ولایت الهی نمی داند در قرآن به صراحت با بیان شأن و جایگاه هرکدام، بصورت تفکیکی و مجزا، توصیه به اطاعت می کند: "اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولو الامر منکم ..."؛ و یا در آیه ولایت نیز به همین منوال می فرماید: انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون".
    امثال این ادله با ادعای ما سازگارتر است چه اینکه نبوت و ولایت را از مظاهر ولایت الهی و قسیم هم می داند . وقتی شما امامت را استمرار نبوت می گیرید بدون اینکه نگاه تربیتی را جا انداخته باشید همه راحت به شما می گویند : کفانا کتاب الله . اما اگر دین یک برنامه تربیتی الهی باشد که همیشه با کتاب و مربی اش معرفی می شود می بایست در کنار کتاب الهی مربی الهیش نیز معرفی گردد و این یعنی امامت بعد از نبوت .
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    علاوه بر اینها، اگر ما بجای اصول نبوت و امامت، اصل ولایت الهی را جایگزین می کردیم، به همین جا ختم نمی شد، ممکن بود شائبه ولایت های دیگر هم پیدا کند مثلاً خداوند در غیر معصومین برخی ولایت ها را قرار داده مانند: ولایت برخی اولیاء و خودساختگان و مجاهدان، ولایت پدر بر فرزند، ولایت شوهر بر زن و امثالهم، آیا این ولایت ها هم می توانستند در دایره اصل ولایت الهی که در حقیقت هدف آن یکپارچه سازی نبوت و امامت بوده، معنا پیدا کنند؟
    چه خوب است که این امور بعنوان ظهورات ولایت الهی در مصادیق جزئی دیده شود . اگر چنین بود و ما این امور را از مصادیق ظهور ولایت از مشکات ولایت کلیه الهیه ببینیم پذیرفتن این ولایتها که خالی از رحمت و برکت نیست آسانتر و تکامل بخش تر خواهد بود .
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    در بالا توضیح دادیم که دین از طریق قرآن و کلام رسول الله که فصل الخطاب است، به ضرورت استمرار یعنی لزوم جانشین و امام پرداخته و توصیه کرده است، مشکل نپرداختن دین نیست، مشکل نفهمیدن ایشان است.
    البته بحث گسترده تر از مشکل ما با برادران اهل سنت است . اساسا دین را قانون انگاشتن یک فرهنگ جهانی است . یعنی جهان به دین بعنوان یک مکتب حول محور کتاب نگاه می کند و باور ندارد که دین از ابتدا تا انتها یعنی کتاب و مربی . پس این بد فهمی گسترده تر از این است . لذا جایگزینی عناوین ولایت الهی بجای نبوت و امامت بر مبنای تربیتی دیدن دین می تواند اساس تحولات فکری در خصوص دین باشد .
    بنده فکر می کنم در تغییر ادبیات دینی این یک حرکت مهم است . اگر این نگاه فراگیر شود ما در خصوص توحید سخنان تاثیرگذارتری خواهیم داشت . نگاه به خدا بعنوان حاکم جابر به نگاهی لطیفتر از زاویه تربیت ، بعنوان حقیقت مهربان برتر ، متحول خواهد شد .
    حس بنده این است که مردم این زمان میل به تبشیرشان بیشتر از میل به انذارشان است . یعنی انسان سرخورده گرفتار امروز به دلداری نیاز بیشتری دارد تا به سرزنش و این نیاز جز با تغییر ادبیات دینی محقق نمی شود . بنده دلیلی نمی بینم که ادبیات خشک گذشتگان در این زمانه هم استمرار یابد . ما می توانیم بهتر از دین سخن بگوییم . نه اینکه حقایق را وارونه کنیم نه بلکه دلپسندتر نشان دهیم هرچند حقیقت خیلی خیلی دلپسندتر از اینهاست .
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۲/۱۴ در ساعت ۲۳:۱۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    بحث تغییر ادبیات دینی یک بحث جدی است . این دگرگونی در ادبیات دینی ما خیلی آهسته تر از تحولات زبانی جامعه در حال وقوع است .
    ما بوضوح می بینیم که برخی مکاتب و آیین های کم مایه با استفاده از همین ابزار موفق به جذب طیف وسیعی از جامعه امروزی شده اند .
    بنده بین حفظ اصول و دگرگونی زبان تعارضی نمی بینم الا اینکه این کار به مهارت و استعداد خاصی نیاز دارد که جامعه دینی ما خالی از آن نیست .
    خیلی از بزرگوارانی که در میان ما زندگی می کنند از لحاظ علمی و معنوی بسیار برتر از دیگران هستند اما ادبیات آنها ادبیات روز نیست . و شاید علتش ارتباط کم این بزرگواران با بدنه و توده جامعه است . اگر این ارتباط بیشتر و نزدیکتر بود می توانستند آن حقایق عالی را به زبانی جذاب و همه فهم ارائه کنند .
    من از میان دانشمندان گذشته شیوه مردمی سقراط را می پسندم . سقراط یک دانشمند مردمی است . در میان آنها رفت و آمد دارد و با پیرو جوان و غنی و فقیرش به گفتگو می نشیند به همین خاطر بیانات او مملو از لطافت و در عین حال قوت استدلال است . البته متناسب با زمان خودش .
    لازم است در میان اقشار مختلف چنین افرادی حضور داشته باشند و با زبان آن قشر سخن بگویند . البته تک تک مردانی هم می توانند سخنی بروز برای همه بزنند و مورد استقبال همگان قرار گیرند .
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  12. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما نقدی بر جایگزینی اصل ولایت بجای دو اصل نبوت و امامت




    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    بحث تغییر ادبیات دینی یک بحث جدی است . این دگرگونی در ادبیات دینی ما خیلی آهسته تر از تحولات زبانی جامعه در حال وقوع است .
    ما بوضوح می بینیم که برخی مکاتب و آیین های کم مایه با استفاده از همین ابزار موفق به جذب طیف وسیعی از جامعه امروزی شده اند .
    بنده بین حفظ اصول و دگرگونی زبان تعارضی نمی بینم الا اینکه این کار به مهارت و استعداد خاصی نیاز دارد که جامعه دینی ما خالی از آن نیست .
    خیلی از بزرگوارانی که در میان ما زندگی می کنند از لحاظ علمی و معنوی بسیار برتر از دیگران هستند اما ادبیات آنها ادبیات روز نیست . و شاید علتش ارتباط کم این بزرگواران با بدنه و توده جامعه است . اگر این ارتباط بیشتر و نزدیکتر بود می توانستند آن حقایق عالی را به زبانی جذاب و همه فهم ارائه کنند .
    من از میان دانشمندان گذشته شیوه مردمی سقراط را می پسندم . سقراط یک دانشمند مردمی است . در میان آنها رفت و آمد دارد و با پیرو جوان و غنی و فقیرش به گفتگو می نشیند به همین خاطر بیانات او مملو از لطافت و در عین حال قوت استدلال است . البته متناسب با زمان خودش .
    لازم است در میان اقشار مختلف چنین افرادی حضور داشته باشند و با زبان آن قشر سخن بگویند . البته تک تک مردانی هم می توانند سخنی بروز برای همه بزنند و مورد استقبال همگان قرار گیرند .
    موفق باشید

    با سلام مجدد

    جناب حامد عزیز

    ببینید پافشاری شما بر یک امر عادی و روشن است، ولايت و امامت تفاوت واقعي ندارند و به اصطلاح تفاوت آنها اعتقادي است. (دقت کنید)

    امامت داراي شؤوني است، سه قسم ولايت خاص، شؤون امامت را تشكيل مي دهند:
    1. ولاء پيشوايي، مقام مرجعيت ديني، يعني مقامي كه ديگران بايد از ولي پيروي كنند و او را الگوي اعمال و رفتار ديني خويش قرار دهند و دستورات ديني را از او بياموزند، به عبارت ديگر مقام زعامت ديني.
    2. ولاء زعامت، يعني حق رهبري اجتماعي و سياسي اجتماع نيازمند رهبر است و آن كسي كه بايد زمام امور اجتماعي را بدست گيرد و شؤون اجتماعي مردم را اداره كند، ولي امر مسلمين است.

    3. ولاء تصرف، يا ولاء معنوي، بالاترين مراحل ولايت است اين ولايت نوعي اقتدار و تسلط فوق العاده تكويني است.


    خلاصه مطلب اینکه؛ يعني امام كسي است كه هم زعامت ديني و هم زعامت و رهبري اجتماعي را به عهده دارد و داراي ولايت تكويني نيز هست.

    اين اعتقاد، اعتقاد اكثريت علمای شيعه در مورد امامت است. اما غير شيعه بعضي از اين شؤون را براي امام نمي پذيرند. اهل سنت تنها زمامداري و سرپرستي جامعه را از شؤون امام مي داند و شأن ديگري را براي امام معتبر نمي دانند.

    در نتیجه چنانکه گفتیم امامت و ولایت تفاوت خاص و واقعی ندارند تفاوت آن تنها در اين است كه ولايت شأن امامت است.(دقت کنید)

    به عبارتی شما در تلاش هستید بدلیل اشتراک مسأله ولایت در نبوت و امامت، در تفسیری نو و شاذ، شأنی از شئون نبوت و امامت را از کل حقیقت نبوت و امامت گرفته و بعنوان اصلی واحد در کنار دیگر اصول دین مطرح و ارتقاء ببخشید. و امامت و نبوت را در قالب شأنی از شئون خودشان مطرح نمایید.

    اما به این مسأله توجه نفرموده اید که خداوند ولایت خاصش را به هر کسی نمی دهد، ولایت (اعم از تشریعی و تکوینی) و خصوصاً ولایت تشریعی یک شأنی است که خداوند به پیامبران، یا امامان هدایت و یا کسانی که جانشینان و نواب خاص و عام امام و یا پیامبر باشند می دهد، پس ذکر اصل نبوت و اصل امامت و جانشینان نبی و یا امام مفترض الطاعة، در این موارد موضوعیت دارد.

    از اینرو، تفکیک اصل نبوت و امامتف تحت یک عنوان واحد یعنی ولایت، که تنها شأنی از شئون آن دو است، هم در جای خود نارسا و هم می تواند زمینه ساز نوعی انحراف ناخواسته باشد.

    البته تفاوت نگاه بنده و شما به کوتاهی همین نوشتار است.

    موفق باشید ...


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ در ساعت ۱۸:۲۶ دلیل: فونت و رنگ
    اصل "ولایت الهی" بجای اصل "نبوت" ؟

  13. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    به عبارتی شما در تلاش هستید بدلیل اشتراک مسأله ولایت در نبوت و امامت، در تفسیری نو و شاذ، شأنی از شئون نبوت و امامت را از کل حقیقت نبوت و امامت گرفته و بعنوان اصلی واحد در کنار دیگر اصول دین مطرح و ارتقاء ببخشید. و امامت و نبوت را در قالب شأنی از شئون خودشان مطرح نمایید. اما به این مسأله توجه نفرموده اید که خداوند ولایت خاصش را به هر کسی نمی دهد، ولایت (اعم از تشریعی و تکوینی) و خصوصاً ولایت تشریعی یک شأنی است که خداوند به پیامبران، یا امامان هدایت و یا کسانی که جانشینان و نواب خاص و عام امام و یا پیامبر باشند می دهد، پس ذکر اصل نبوت و اصل امامت و جانشینان نبی و یا امام مفترض الطاعة، در این موارد موضوعیت دارد. از اینرو، تفکیک اصل نبوت و امامتف تحت یک عنوان واحد یعنی ولایت، که تنها شأنی از شئون آن دو است، هم در جای خود نارسا و هم می تواند زمینه ساز نوعی انحراف ناخواسته باشد. البته تفاوت نگاه بنده و شما به کوتاهی همین نوشتار است.
    سلام
    همانطور که بنده پیش از این هم یادآور شده ام بحث جایگزینی بر مبنای نگاه تربیتی به دین است . یعنی دین برنامه تربیت الهی است . این برنامه تربیت الهی از صدر تاریخ تا ذیل آن استمرار دارد . پیامبر و امام و وصی همه مربیان الهی اند که در اصل ولایت الهی مشترکند . برخی تمام مراتب ولایت را حائز بوده و برخی بعضی را اما در اصل ولایت یعنی همان مقام قرب الهی که علت العلل ظهور ولایتهای دیگر است مشترک بوده اند . همین قرب مقامی به حضرت رب العالمین است که آنها را در کسوتهای مختلف شایسته تربیت الهی انسانها نموده است .
    نگاه تربیتی به دین بسیاری از انگاره های غلط را تصحیح می کند که یکی از آنها نگاه اشتباه به مساله امامت است . مساله امامت بعنوان استمرار برنامه تربیتی الهی ضرورتهایی دارد که یکی از آنها همان بحث لزوم نص در امامت است چون در این نگاه امامت منصب الهی تربیت دینی است و منصب الهی را بالبداهه خدای متعال تعیین می کند . این عوض کردن زمین بازی اندیشه در عرصه ای فراختر و دقیقتر است .
    یادآوری سه نکته را لازم می دانم :
    1- عنوان ولایت الهی هرچند بلافاصله مساله امامت را تداعی می کند اما منظور ما حقیقتی است که تمام اقسام ولایت را از نبوت تا وصایت را شامل می شود
    2- شاذ بودن عناوین ، اصلا معیار ارزشمندی برایسنجیدن مباحث دینی نیست . این نوع برخورد با مسائل شاید نشان دهنده عدم نرمش منطقی در برابر شرایط زمان است
    3- نادیده گرفتن ارتباط عقب ماندگی ادبیات دینی با عدم نرمش در نحوه طرح مباحث دینی صحیح نیست
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ در ساعت ۱۹:۱۶
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  14. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417



    سلام
    خدا رو شاكرم كه هنوز عقل هاي سليمي وجود دارد كه دين را به فروعات و احكام ظاهري آن نشناخته!پافراتر برده و در مباني آن تلمذ مي كنند.
    نگاه مبنايي به دين و آموزه هاي آن در خيلي از مواقع براي دوست راهگشا و براي خصم برهان متين بود.
    البته استعمال لفظ جايگزيني خالي از تسامح نيست. چرا كه جايگزيني و بدل واقع كردن را زماني استعمال مي كنند كه دو امر هم عرض يا در خد آن را بخواهند قرار دهند. حال آنكه طبق گفته خودتان:
    اگر ما بجای اصل امامت و نبوت اصلی بنام ولایت الهی داشتیم آیا نیازی به اثبات امامت داشتیم ؟
    اثبات يا به عبارتي واضح تر تبيين تشريح جايگاه ولايت الهي ، ما را بي نياز از پرداختن به امامت و نبوت به شكل منوي خودتان مي باشد.
    ...........
    نوع اشكالي كه سابقين كردند، از مثل ايشان طبيعي است! اما لاحقين نوعا موجب بارور كردن بحث خواهندشد.
    ........
    دوست عزيزم جناب صديق
    ما منكر تقسيم بندي مذكور حتي از لسان مبارك ائمه نيستيم!
    ولي آنچه روشن و مهم است! همانطور كه صاحب بحث فرمودند! موقعيت و شرايطي است كه ائمه ما در آن به بيان احكام يا بعض عقائد لسان گشودند.
    يادمان نرود ما در هميشه در حاشيه بوديم!
    ولي باز به قول صاحب بحث اكنون به حول قوه الاهي و تلاش روحانيت و حوزه ها نه تنها از حاشيه بيرون شديم كه حتي موثر واقع شديم.
    من از شما يه سوال دارم
    وقتي حضرت محمد ص) مبعوث شدند! دقيقا مردم رو به چه اصلي دعوت كردند.
    يه فرد امي به عنوان خاتم انبياء ! بدون همراهي هيچ روشنفكر و مكتبي ...
    فقط فرمودند: قولوا لا اله الا الله تفلحوا...
    اشكال نكنبد كه فهم مردم آن زمان و ...


  15. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما توجه به اصل امامت و شأن ولایت هر دو، در مکتب شیعی موضوعیت دارد




    با سلام مجدد

    کوتاه سخن اینکه علاوه بر مطالب گذشته که عرض کردیم، وقتی نص صریح آیات نورانی قران، ولایت الهی را در سه شأن و جایگاه مجزا بیان می کند؛ ولایت الله، ولایت رسول و ولایت ائمه هدی معصومین (ع)، آنجا که می فرماید: "انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون" و نیز امامت را بعنوان یک جایگاه خاص و بعنوان جانشین بلافصل پیامبر اکرم (ص) در آیات خود مورد اشاره قرار می دهد، چنانکه می فرماید: "یا ایهاالذین آمنوا اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولواالامر منکم ..." از اینرو حذف اصل امامت و ادغام آن در اصلی بنام ولایت، با هر قصد و نیتی موضوعیت چندانی ندارد.

    حال چه منافاتی دارد که اصل امامت در جای خود محفوظ باشد و ولایت که شأنی از شئون امامت است را تقویت کنیم، کاربردهای آن را بازشناسی، استخراج و نمود ببخشیم، اتفاقاً بنده هم با نظر جناب حامد در نگاه فعال به امر ولایت و کشف و استخراج آثار تربیتی و اجتماعی بی شماری که دارد موافقم.

    موفق باشید ...


    اصل "ولایت الهی" بجای اصل "نبوت" ؟

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تایید """""باطل""""" آری یا خیر ؟
    توسط حامد در انجمن مدیریت محتوا
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۲۹, ۰۰:۰۶
  2. پاسخ: 126
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۲۲, ۱۰:۲۴
  3. یک بحث داغ: "اسلام" و "ملی گرایی"
    توسط حامد در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۲۵
  4. "مورچه" داناتر از ""سلیمان"" ؟؟؟
    توسط حامد در انجمن نبّوت خاصه
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۰۹, ۱۷:۳۹
  5. """""""+++راستی،مهدی کیست؟؟+++"""""""""""
    توسط ستاره زهراء در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۰۶, ۱۷:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود