صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سلسله شبهات:من فقط نقشی که برام نوشتند رو بازی میکنم!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    234
    حضور
    54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    3
    گالری
    67
    صلوات
    1750

    سلسله شبهات:من فقط نقشی که برام نوشتند رو بازی میکنم!!!




    سلسله شبهات وارده بر دین اسلام
    سلاممم بر همه عزیزان اسک دین،قصد من از مطرح کردن این تاپیک ها پاسخگویی به شبهاتیست که از جانب فرقه ها و ادیان مختلف(مسیحیت بهاییت و وهابیت،شیطان پرستی و یهود)درباره دین اسلام مطرح میشه

    فقط پیشاپیش من این تذکر رو بگم قصد من از مطرح کردن این شبهات قابل دسترس بودن این سوالات برای جوان هایی است که متاسفانه به علت فعالیت رو به رشد فرقه های کاذب،با این شبهات دست و پنجه میزنن و ان شاء الله به پاسخ مناسبی برسند.
    و صرفا به کار بردن افعال شخصی و مفرد برای همذات پنداری با مبلغین این فرقه ها و نزدیکی با افراد فریب خورده و افرادی است که این شبهات رو باور دارند در حالیکه من خودم شیعه دوازده امامی هستم و تا عمر دارم به این نعمتی که خداوند به من بخشیده افتخار میکنم و این خصلت ما شیعه هاست که شبهات رو سرکوب نمیکنیم بلکه به دنبال پاسخی منطقی براشون هستیم.

    سلسله شبهات:من فقط نقش خودمو بازی میکنم
    مسئله بعد اینکه ما مسلمونها معتقدیم خداوند از ابتدای افرینش سرنوشت ما رو رقم زده و یا شب قدر تقدیر ما نوشته میشه،پس من این وسط چیکاره ام؟؟؟!!!
    اگر با فلانی ازدواج میکنم چون قسمته سرنوشته،خدا خواسته.اگر کارم جور نمیشه چون خداوند می خواسته،اگر فلان دانشگاه قبول میشم چون خدا میخواسته.من فقط مثل ی عروسک نقشی که برام نوشته شده رو بازی میکنم
    یزید،یزید شد چون از اول آفرینش آدم،خدا در نظر داشت یه یزیدی بیافرینه تا امام حسین(ع) رو بکشه پس چرا ما یزید رو لعن میکنیم؟؟!!یزید باید این کارو میکرد تا یزیدی که خدا میخواست بشه

    ویرایش توسط گل گیسو : ۱۳۹۰/۰۲/۰۱ در ساعت ۲۰:۴۵
    دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است:
    السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط گل گیسو نمایش پست ها
    مسئله بعد اینکه ما مسلمونها معتقدیم خداوند از ابتدای افرینش سرنوشت ما رو رقم زده و یا شب قدر تقدیر ما نوشته میشه،پس من این وسط چیکاره ام؟؟؟!!! اگر با فلانی ازدواج میکنم چون قسمته سرنوشته،خدا خواسته.اگر کارم جور نمیشه چون خداوند می خواسته،اگر فلان دانشگاه قبول میشم چون خدا میخواسته.من فقط مثل ی عروسک نقشی که برام نوشته شده رو بازی میکنم یزید،یزید شد چون از اول آفرینش آدم،خدا در نظر داشت یه یزیدی بیافرینه تا امام حسین(ع) رو بکشه پس چرا ما یزید رو لعن میکنیم؟؟!!یزید باید این کارو میکرد تا یزیدی که خدا میخواست بشه
    سلام
    علم الهی به افعال بندگان با تمام ویژگیهای آن تعلق گرفته است و یک ویژگی اساسی در تمامی اعمال ما اختیار است فلذا علم خداوند به اعمال ما با وصف اختیاری بودن تعلق گرفته است . مثلا اگر خداوند علم دارد که یزید امام حسین ع را می کشد این به همراه علم او به اختیاری بودن آن جنایت است یعنی در حقیقت خداوند علم دارد که : یزید با اختیار امام حسین ع را می کشد .
    پس علم الهی به اعمال ما منافاتی با اختیار ندارد و موجب جبر نیست هرچند قضیه جبر مفتضح تر از این حرفهاست
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    240
    حضور
    4 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    762



    قسمت با علم فرق داره.
    قسمت یه چیزی مثل سرنوشت هست.
    یعنی بقول معروف که مثلا در مورد ازدواج زیاد میگن: اگه قسمتت باشه، همه دنیا هم جمع بشن نمی تونن اونو ازتو جدا کنند و اگه قسمتت نباشه همه دنیا هم جمع بشن نمی تونن کاری کنن.
    سوال ریشه ای تر از اونه که با سه سطر جواب از روش رد شیم.
    بهتره اینجوری بگیم: قبل از این دنیا ما بودیم.
    باید برگردیم اونجا و ببینیم که اون چه کاری کرده که باعث شده در این دنیا این سرنوشت رو داشته باشه.
    یه زنا زاده اونجا چه غلطی کرده که تو این دنیا زنا زاده شده.

    البته در این دنیا هم اختیار هست.
    یه مسابقه دو رو در نظر بگیرید، کسی که زنا زاده هست مثل اینه که از اول مسابقه برعکس وایستاده، حالا اون اگه بفهمه و خودش رو درست کنه می تونه راه راست رو بره.
    در مورد یزید شاید اینطوری باشه که هم برعکس وایستاده بوده و هم کیلومترها دورتر از خط شروع، چشمشم رو که باز کرده دیده معاویه و عمروعاص که دور و برش هستند دارند می دوند! بدون فکر اینم شروع به دویدن کرده!!!

    البته به این نوع نگرش ایراداتی وارده.
    السلام علیک یا بقیه الله

    یا رب برسان آن روز را که بادها وزان باشد و هوا آکنده از بوی باران.

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    نقل قول نوشته اصلی توسط گل گیسو نمایش پست ها
    .من فقط مثل ی عروسک نقشی که برام نوشته شده رو بازی میکنم

    سلام ، برای یافتن پاسخ به این آدرس مراجعه نمایید:

    عروسک های خیمه شبازی
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    27
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    47



    باسلام وتشکر از همه دوستان : ان الله لا یغیرمابقوم حتی یغیروا مابانفسهم رعد 14
    برای این که به سوال پاسخ داده شود چندنکته بیا ن شود 1-نظام عالم نظام علی ومعلولی است یعنی علت باشد محال است که فعل اش محقق نشود پس ما چیزی به نام شانس در عالم وجود ندارد2- خداوند متعال دارای دونوع اراده است الف :تکوینی :اراده خداوند این است که چاقو می برد چه می خواد سر نبی خدا باشد یاچیز دیگر ب :اراده تشریعی :اراده حق تعلق نگرفته به زشتی ها یعنی اوراضی به کشتن امام حسین توسط یزید نیست اگر چه این قدرت رابه یزیدداده ا ست که همان اراده تکوینی است 3- خداوند به انسان اختیار نیز داده است چون اگر اختیار نباشد تمام جانداران حالت سکون می گیرند4- اگر مامجبور باشیم ارسال رسل وانزال کتب وعدووعیدها لغو می باشدوخداوند دارای دوتقدیر است مشروط ومطلق وانسان می تواند درتقدیر مشروط تاثیر بگذاردمثل صله ارحام وصدقه که عمرراطولانی وگناهان عمر راکوتاه می کند

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    با او

    عرض سلام و ادب؛

    بحث جبر و اختیار یک بحث پر دامنه ی عمیق است که حتما از دوستان و کارشناسان عزیز در سایت از بُعد استدلالی و علمی به آن خواهند پرداخت. فقط برای کمک به بحث و اینکه مساله و فهم پاسخ لا جبر و لا تفویص بل امر بین الامرین که نه جبر است و نه اختیار بلکه حالتی میان این دوست که از اعتقادات و ابتکارات تشیع و الطاف ائمه ی اطهار است ، یک مثالی می زنم که به روشنی حالت میانه ی بین جبر و اختیار روشن شود.

    سوال1 : من سوال می کنم که وقتی شما در حال شطرنج بازی کردن هستید، آیا مجبورید یا مختار؟

    مسلما هیچ جواب قطعی نمی توانید بدهید که آیا صد در صد مجبوریم در بازی شطرنج یا صد در صد مخاریم؟!

    بلکه از جهتی به قوانین از پیش تعریف شده ی شطرنج از جمله نوع حرکت هر مُهره و قوانین حذف و کیش و مات و ... مجبوریم.

    و از طرفی در نحوه ی انتخاب حرکت و مسیر مُهره ها در حیطه ی همان قوانین از پیش تعیین شده ی شطرنج مختاریم.

    سوال 2: اما در نهایت نتیجه ی حاصل شده، محصول قوانین اجباری است یا تصمیمات اختیاری؟

    در جواب این سوال هم باید گفت که هر نتیجه ای دو بُعد دارد:

    1. اثر
    2. جهت

    در مسائل هستی و زندگی واقعی، اثر نتایج اعمال مربوط به همان قوانین اجباری از پیش تعیین شده ی عقلی و الهی است.
    و اما جهت نتایج اعمال مربوط به تصمیم اختیاری خود ماست.

    مثلا؛

    در بریدن چیزی با چاقو این دو جنبه را بررسی کنیم:

    اثر : یعنی اینکه چاقو اثر بریدن را دارد.
    جهت: یعنی چاقو چه چیزی را می برد و چه نتیجه ای در بر دارد؟

    اثر چاقو و هر چیز دیگر از آن جهت که لاموثّر فی الوجود إلّا الله ، برای خداست و قوانین اجباری حدا در عالَم. کسی جز خود خدا نمی تواند تاثیر بریدن چاقو را از آن بر دارد. همینطور در مورد چیز های دیگر. این قانون اجباری عالَم هستی است که آتش می سوزاند، آب تشنگی را بر طرف می کند، چاقو می بُرد و...

    اما جهتش اخیاری و در دست ماست. ما تعیین می کنیم که آتش چه چیز را بسوزاند، چاقو چه چیز را ببرُد و...

    اما عاقبت نهایی که سعادت یا شقاوت ما را در پی دارد، همان تصمیمات خود ماست.یعنی جهت اعمال است که نوع نتیجه را برای فاعل یک فعل رقم می زند.

    اما بحث توفیق و شب قدر و.... مربوط به زمینه سازی هاست، یعنی اینکه ما برای یک عملی کدام جهت را انتخاب کنیم، یک سری مقدمات و ملزومات و زمینه ها می خواهد. از جمله تمایلات ما، تفکر ما، ارزش های ما، حق پذیری ما، ابزار بیرونی و...

    حال در بحث مثلا توفیق، خداوند عوامل و زمینه ها و مقدمات انتخاب جهت درست برای اعمال را برای کسی فراهم میکند. یا در شب قدر برکات و زمینه ازی هایی برای کسی رقم خورده یا از کسی خط می خورد.

    سوال3 :اما ملاک این زمینه سازی ها یا عدم آن چیست؟

    ملاک آن اعمال قبلی ماست. یعنی ما با انتخاب جهت عملی در این لحظه، برکات خدا و زمینه سازی او برای انتخاب درست خودمان را تعیین می کنیم. مثلا کسی که گناه می کند و دروغ می گوید، یعنی جهت دروغ را به سخن گفتنش می دهد. او با این کار روحش را کِدر و از حق پذیری دور می کند و در نتیجه عباداتش برایش سنگین شده و سخت می شود و از عباداتش معنویتی کسب نمی کند و در نتیجه رشد معنوی و نورانیت پیدا نمی کند.

    پس این برکات خدا و زمینه سازی های خدا برای انتخاب جهت درست برای افعالمان هم خودش طبق یک سری قوانین عادلانه ی از پیش تعیین شده است که عمده اش وابسته به اعمال قبلی ماست. یعنی نتیجه ی عمل امروز من، زمینه ی انتخاب جهت درست یا غلط عمل فردای مرا مشخص می کند.

    پیوسته متعالی
    یاحق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۹۰/۰۳/۲۷ در ساعت ۰۳:۴۴
    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما پاسخ به شبهه ای در مبحث جبر و اختیار و علم الهی




    نقل قول نوشته اصلی توسط گل گیسو نمایش پست ها
    سلسله شبهات وارده بر دین اسلام
    سلاممم بر همه عزیزان اسک دین،

    سلسله شبهات:من فقط نقش خودمو بازی میکنم
    مسئله بعد اینکه ما مسلمونها معتقدیم خداوند از ابتدای افرینش سرنوشت ما رو رقم زده و یا شب قدر تقدیر ما نوشته میشه،پس من این وسط چیکاره ام؟؟؟!!!
    اگر با فلانی ازدواج میکنم چون قسمته سرنوشته،خدا خواسته.اگر کارم جور نمیشه چون خداوند می خواسته،اگر فلان دانشگاه قبول میشم چون خدا میخواسته.من فقط مثل ی عروسک نقشی که برام نوشته شده رو بازی میکنم
    یزید،یزید شد چون از اول آفرینش آدم،خدا در نظر داشت یه یزیدی بیافرینه تا امام حسین(ع) رو بکشه پس چرا ما یزید رو لعن میکنیم؟؟!!یزید باید این کارو میکرد تا یزیدی که خدا میخواست بشه

    با سلام و تشکر

    بحمدالله در پست های دوستان عزیز هم اشاراتی به مطلب شد، برای تکمیل بحث و پاسخ دقیق تر به شبهه مذکور اضافه می کنیم:


    اولاً؛ اين شبهه از آنجا پيدا شده كه ما براي هر يك از علم ازلي الهي و مسئله نظام اسباب و مسببي اين جهان حساب جداگانه‌اي باز كرده‌ايم و آنها را از هم جداگانه فرض كرده‌ايم. به اين معنا كه چنين فرضي كرده‌ايم كه علم الهي در ازل به طور گزاف و تصادف به وقوع حوادث و كائنات تعلق گرفته است. آن‌گاه براي اينكه اين علم با واقع مطابقت كند و خلافش واقع نشود، لازم است كه وقايع و حوادث جهان كنترل شود و تحت مراقبت قرار گيرد، تا با تصور و نقشه قبلي مطابقت كند. لذا از انسان نيز بايد اختيار و آزادي و قدرت و اراده سلب گردد، تا اعمالش كاملاً تحت كنترل درآيد و علم خدا جهل نشود.

    ثانیاً؛ چنين تصوري درباره علم الهي منتهاي جهل و بي‌خبري است. علم ازلي الهي از نظام سببي و مسببي جهان جدا نيست. علم الهي علم به نظام علي و معلوي نظام است؛ يعني خداوند به صدور معلولات و حوادث و افعال آدمي، ‌از علل خاص آنها علم و آگاهي تام دارد.

    پس علم ازلي كه به افعال انسان تعلق گرفته است با تمام خصوصيات و ويژگي‌هاي خاص خودش تعلق گرفته است به اين معنا كه او از ازل مي‌داند كه انسان با همين ويژگي قدرت و اختيار خود فلان فعل را در فلان روز و ساعت خاص انجام مي‌دهد و مي‌داند كه چه كسي به موجب آزادي و اختيار خود اطاعت مي‌كند و چه كسي معصيت و آنچه علم الهي اقتضاء دارد اين است كه به آن كسي كه اطاعت مي‌كند به اراده و اختيار خود اطاعت مي‌كند و آنكه معصيت مي‌كند به اراده و قدرت خود معصيت مي‌كند و آن واقعه ی خوب يا بدي هم كه براي انسان پيش مي‌آيد طبق آن قاعده ی علّي و معلولي نظام طبيعت است كه قدرت و اراده و اختيار انسان هم در آن دخيل است كه خداوند به همگي آنها با تمام خصوصيات ويژگي‌هايش علم و آگاهي تام داشته و دارد. اين است معناي سخن برخي كه گفته‌اند «انسان مختار بالاجبار است»‌يعني نمي‌تواند مختار نباشد پس علم ازلي خدا در سلب آزادي و اختيار انسان هيچ دخالتي ندارد.(2)

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ __________
    1. برای مطالعه بیشتر ر.ک: پایگاه اندیشه قم، پرسش و پاسخها، مبحث جبر و اختیار.
    2. مطهري، مرتضي، انسان و سرنوشت، ص130ـ125 همان، طباطبايي، محمدحسين، نهاية الحكمة، مرحله 12،‌فصل 14.

    سلسله شبهات:من فقط نقشی که برام نوشتند رو بازی میکنم!!!

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما عقیده تناسخ، باطل و مورد قبول اسلام نیست




    نقل قول نوشته اصلی توسط حلس نمایش پست ها
    سوال ریشه ای تر از اونه که با سه سطر جواب از روش رد شیم.
    بهتره اینجوری بگیم: قبل از این دنیا ما بودیم.
    باید برگردیم اونجا و ببینیم که اون چه کاری کرده که باعث شده در این دنیا این سرنوشت رو داشته باشه.
    یه زنا زاده اونجا چه غلطی کرده که تو این دنیا زنا زاده شده.
    با سلام و تشکر

    دوست عزیز جناب حلس

    این سخن شما، گویای اعتقاد به نوعی تناسخ است و مستحضرید که تناسخ اقسام مختلفی دارد که اصولاً با دو برهان که در جای خویش بیان شده باطل و دقیقاً بر خلاف اعتقادات دین مبین اسلام و مکتب اهل بیت (ع) است.

    تناسخ زيربناي عقديه آئين‏هايي مانند: بودائي و برهمائي (برهمني) را تشكيل مي‏دهد. اين گروه در عين اعتقاد به موضوع پاداش و كيفر، منكر معاداند.

    مي‏گويند: انسان نتيجه اعمال تلخ و شيرين خود را در همين جهان مي‏چشد، زيرا اگر نيكوكار باشد، روح او به بدن انسان سعادتمند و خوشبختي كه غرق در عزت و نعمت است و يا بدن حيوان مفيد و سودمندي مانند: گوسفند و گاو، متعلق مي‏گردد(1).

    اما اگر شرور و بدكار باشد، روح او به بدن انسان بدبخت مانند افراد معلول و بيمار و تنگدست و يا حيوان پست و موذي مانند خوك و موش تعلق مي‏گيرد، و پاداش و كيفر خود را در اين جهان مي‏بيند.

    از نظر اين گروه، جهان توالي نفس است، يعني روح‏ها پيوسته از بدني جدا شده، و از طريق زاد و ولد به بدن‏هاي ديگري، خواه انسان و خواه حيوان، تعلق مي‏گيرد(2).

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ____________
    1.استاد جعفر سبحاني، معاد انسان و جهان، انتشارات مكتب اسلام، چاپ دوم، 1373، ص 184.
    2. همان منبع، برای مطالعه تفصیلی ر.ک: پایگاه اندیشه قم، مبحث معاد، مقوله تناسخ.


    سلسله شبهات:من فقط نقشی که برام نوشتند رو بازی میکنم!!!

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    157
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    436

    اختیار آدمی و توحید افعالی




    [size="2"]
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل گیسو نمایش پست ها
    [color="darkred"]
    سلسله شبهات:من فقط نقش خودمو بازی میکنم
    مسئله بعد اینکه ما مسلمونها معتقدیم خداوند از ابتدای افرینش سرنوشت ما رو رقم زده و یا شب قدر تقدیر ما نوشته میشه،پس من این وسط چیکاره ام؟؟؟!!!
    /color]

    با سلام خدمت همه دوستان و تشکر از مطالب کارشناسان عزیز در پاسخ این سوال بهتره مساله توحید افعالی هم توضیح داده شود؛ طبق مکتب صحیح و اعتقاد ما مسلمان ها همه چیز در عالم طبق اراده و اشراف خداوند متعال است و هر عملی و لو کوچکترین عمل در عالم هستی را خداوند تبارک و تعالی اراده می کند و اجازه می دهد. اعمال انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست و باید گفت تمام کارهای او و لو کوچک نیز طبق اراده و اشراف خداوند متعال است، یعنی هر کاری بخواهد انجام دهد و لو چشم بر هم زدنی، برای تحقق آن، خداوند سبحان باید آن را اجازه دهد و اراده کند. چرا که ما و تمام اعمالمان ممکن الوجود است و باید به واجب االوجود ختم شود؛ و به اصطلاح کلامی چون هر حادثی (ما و اعمالمان) باید به محدثی واجب الوجود ختم شود، پس اعمال رفتار ما نیازمند واجب و محدث است؛ در واقع تمام کارهای عالم را به یک بیان خداوند سبحان انجام می دهد.
    لذا اراده انسان تحت اراده الهی است؛ اما آیا این تفکر به معنای جبر گرا بودن است؟ خیر هرگز چنین نیست؛ چرا که جبری بودن به این معنا است که ما در انجام کارهای خود هیچ اراده و نقشی نداریم و لاجرم همان را که خداوند سبحان اراده کرده است را انجام می دهیم و این خلاف وجدان است، زیرا با بودن جبر شک و تردید نسبت کارها معنا ندارد.
    برای جمع بین این توحید افعالی و اختیار آدمی ائمه اطهار(علیهم السلام) طرح "امر بین الامرین" را مطرح نمودند؛ که به این معنا است که هر عملی که از ما صادر می شود را هم ما اراده می کنیم هم خداوند متعال البته در طول هم، نه در عرض هم که تعارضی رخ دهد؛ با این بیان که اراده انسان در مجرای اراده الهی قرار می گیرد، یعنی خداوند سبحان اراده می کند آنچه را ما راده کنیم و اجازه انجام آن و نیروی انجامش را به ما انسانها می دهد؛ لذا شبهه جبر رفع می گردد.


  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    كتاب و نوحه
    نوشته
    20
    حضور
    4 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    93



    از همه ي دوستان فوق العاده متشكرم كه به شبهات پاسخ دادند واقعا لطف كرديد


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود