صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

  1. #1
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367

    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ




    در اين تاپيک مجموعه سوالات پرسش و پاسخ در مورد حضرت زهرا(س) را قرار خواهيم داد.

    با ما همراه باشيد
    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367



    پرسش :
    حضرت زهرا ـ عليها السلام ـ در دوران كودكي نزد چه كسي زندگي مي كرد؟


    پاسخ :

    اكثر علماي اماميه مانند كليني در اصول كافي، ج1، ص458 و ابن شهر آشوب در مناقب، ج3، ص357، مجلسي در بحار الانوار، ج43، ص6 و حيات القلوب، ج2، ص149 و فيض كاشاني در وافي، ج1، ص173 نوشته اند: كه فاطمه پنج سال بعد از بعثت تولد يافت مدرك آن روايتي است كه ابو بصير از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده كه فرموده: مادرم فاطمه در بيستم جمادي الثاني در هنگامي كه پيغمبر چهل و پنج ساله بود به دنيا آمد هشت سال با پدرش در مكه بود و ده سال در مدينه با پدرش زندگي كرد.
    [1]
    پس فاطمه زهرا ـ عليها السلام ـ در دوران كودكي پيش پدر عزيزش رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و مادر گراميش بانوي بزرگ اسلام خديجه كبري زندگي ميكردند و دوران شيرخوارگي و ايام كودكي زهرا ـ عليها السلام ـ در محيط بسيار خطرناك و اوضاع بحراني انقلابي صدر اسلام گذشت كه بدون شك در روح آن كودك تأثيرات شاياني داشته است با شرايط سختي كه اسلام در آغاز راه بود و سخت ترين مراحل را بايد طي مي نمود تا پايه ريزي شود و مشركان محيطي مخوف و وحشتناك براي مسلمانان نوپا مهيا كرده بودند و آنها را شكنجه مي دادند تا از اسلام دست بردارند، و نقشه هاي مختلف براي قتل پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ كشيدند. فاطمه زهرا ـ عليها السلام ـ در چنين روزگاري بحراني و در چنين محيط خطرناك و وحشت آوري به دنيا آمد و رشد و نمود كرد، مدتي از دوران شيرخوارگي او در شعب ابوطالب سپري شد و در همانجا از شير خوردن باز گرفته شد و در همان ريگستان سوزان راه رفتن را ياد گرفت. و در همان محيط قحطي غذاخور شد، بانويي كه مادر يازده امام بايد مي شد بايد در چنين محيطي رشد نمايد (عليها و عليهم صلوات الله و ملائكته و رسولِهِ ـ عليه السلام ـ ).
    فاطمه ـ عليها السلام ـ در سن پنج سالگي بود، كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و بني هاشم از محاصره اقتصادي و تنگناي وحشتناك شِعْب نجات يافته و به خانه و زندگي خودشان برگشتند، اين زندگي براي زهراي مرضيه تازگي داشت، اما افسوس كه اين شادي دوامي نداشت، چرا كه حادثه ي جانسوزي روح حساس فاطمه كوچك را افسرده نمود و بزرگترين ضربه ي روحي را بر خود ديد، در اين حال بود كه هرازگاه سراغ مادر را مي گرفت و گريه مي نمود و از پدر مهربانش مادر را مي خواست. لذا بعد از مرگ مادر تنها اميد و تكيه گاه زهرا ـ عليها السلام ـ پدر مهربانش بود.
    پدرش نيز از غم مرگ يار عزيزش خديجه و پشتيبان بزرگش ابو طالب در اندوه و سوگ بود. بعد از اين زهرا بايد غمخوار و يار پدر باشد و شاهد تمام تلخي ها و آزارهايي باشد كه توسط مشركان مكه بر پدرش روا مي شد. روزگاري بسيار غمبار در خانه و زندگي براي فاطمه ـ عليها السلام ـ حاكم بود، پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بعد از خديجه با زني به نام «سوده» ازدواج كرد، و زنان ديگري هم اختيار نمود كه دربارة حضرت زهرا ـ عليها السلام ـ اظهار علاقه مي نمودند، اما هيچ محبت و علاقه اي جايگزين مهر و علاقه مادر نمي شود، اما رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ با درك شرايط و موقعيت روحي دختر گراميش اظهار محبت بيش از پيش درباره او مي نمود و جبران فقدان مادر مي كرد و دربارة او بسيار سفارش مي نمود و خيلي او را دوست مي داشت، و در كنار خويش او را تربيت مي نمود. لذا اين حوادث خللي بر روح آن حضرت وارد نساخت بلكه بر عكس گوهر وجودش را صيقل داد و تابناك نمود و براي هرگونه مبارزه اي آماده و نيرومندش گردانيد.
    پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بر اثر فشار و اذيت مشركان تصميم به مهاجرت از مكه به يثرب شد و علي ـ عليه السلام ـ را مأمور ساخت تا فاطمه و مادرش و دختر پيامبر و فاطمه دختر حمزه سيد الشهداء را به يثرب بياورد. علي با شجاعت و شهامت اين وظيفه را انجام داد و به سلامتي امانت رسول الله را به او رسانيد.
    پيامبر بعد از ازدواج با ام سلمه، فاطمه ـ عليها السلام ـ را به او سپرد تا در تربيت او كوشش كند و از او مواظبت كند ولي ام سلمه مي گويد: «رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فاطمه را به من سپرد تا او را تربيت كنم من هم از تربيت او دريغ نورزيدم، اما به خدا سوگند او از من با ادبتر و داناتر بود.
    [2]» بعد از هجرت، ديگر دوران كودكي حضرت زهرا ـ عليها السلام ـ سپري مي شد و كم كم به سن بلوغ، و جواني مي رسيد، و بعد از مادرش پدر اولين غمخوار و تربيت كننده او بود و نيز كه دو تن از زوجات پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ يعني (سوده و ام سلمه) كه هر دو مورد احترام پيامبر بودند. براي زهرا وظايف مادري را انجام مي دادند.
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. فاطمه از مهد تا لحد، محمد كاظم موسوي، نشر آفاق.
    2. فاطمه زهرا، رحماني همداني.
    3. زندگاني حضرت زهرا، سيد جعفر شهيدي.
    4. مناقب آل ابي طالب، ابن شهر آشوب.

    [1] . نظر شيخ مفيد اين است كه در سال دوم بعثت بانوي دو عالم متولد شده كه مختار حضرت استاد نيز همان است ولي بنده به خاطر روايت امام صادق ـ عليه السلام ـ آن را قبول ميكنم اما نظر استاد مورد نظر باشد بهتر است.
    [2]. دلايل الامه، ص11.



    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    دین و موضوعات دینی
    نوشته
    5,952
    حضور
    80 روز 5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    1505
    صلوات
    54604



    پرسش :

    مهريه حضرت زهرا (س) به عنوان پول بوده يا به عنوان وزن و عدد و آيا آن كلي‌ترين مهريه آن زمان بوده؟



    پاسخ :

    هنگامي كه علي - عليه السلام- به قصد ازدواج فاطمه (س) به منزل پيامبر رفت، پيامبر به ام سلمه فرمود: «برخيز و در را بگشاي، كه اين همان است كه خدا و رسولش او را دوست دارند.» ام سلمه فوراً در را باز كرد و علي - عليه السلام- داخل شد. علي - عليه السلام- در كمال حجب و حيا و خجالت بود كه پيامبر -صلي الله عليه و سلم- فرمود: علي جان حاجتي داري؟ آسوده باش، اميدوارم كه حاجت تو برآورده شود. علي - عليه السلام- نيز قصد خود را بازگو نمود و از فاطمه (س) خواستگاري نمود. پيامبر فرمود: چه چيزي براي تو است كه مهرية فاطمه (س) قرار دهي؟ علي - عليه السلام- عرض كرد: اي رسول خدا! تو خود شاهد هستي كه براي من به جز شمشير و شتر و زره، از مال دنيا چيزي نيست. پيامبر -صلي الله عليه و سلم- فرمود: اي علي شمشير و شتر مورد نياز توست، اما زره ات را بفروش و با آن مراسم ازدواج با فاطمه (س) را فراهم كن. [1]

    اما اينكه حضرت آن زره را چه مقدار فروخت و آن را مهريه حضرت زهرا قرار داد از نظر تاريخي و روايي در آن اختلاف وجود دارد.
    و آن عبارت است از، 400 درهم، 480درهم يا 500 درهم[2].
    لكن قدر مسلم اين است كه مهريه آن حضرت بيشتر از پانصد در هم و كمتر از چهار صد درهم نبوده است، و اين مقدار -پانصد درهم- عبارت از مقدار مهريه اي است كه رسول خدا(ص) براي كليه زنان و دخترانش تعيين نموده و از آن تعبير به مهر السنه هم مي شود.[3] و اين سيره الگويي براي ساير مسلمانان و گروندگان به اسلام قرار گرفت. گرچه در آن زمان مهريه هاي سنگين از طرف مردم براي دختران قرار داده مي شد؛ زيرا وقتي پيامبر(ص) فاطمه، را به عقد علي(ع) در آورد، عده اي از مردم قريش به خدمت ايشان رسيدند و گفتند چرا علي(ع) را با مهريه فدك و ناچيز داماد كردي؟[4]

    بنابراين مقدار مهريه حضرت زهرا(س) بيش از پانصد در هم - نقره- نبوده است. و اين به عنوان ارزش پولي آن زمان محسوب مي شد، و اين مقدار مهريه از طرف پيامبر اكرم(ص) براي دخترش، مهريه اي متوسط - نه بسيار كم و نه زياد - در آن زمان بوده است كه به عنوان سنت، الگويي براي ساير مسلمانان قرار گرفت.
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. فاطمه زهرا فرشته زميني، روح الله حسينيان.
    2. فاطمه زهرا، توفيق ابوعلم، ترجمه علي اكبر صادقي.
    [1]. مجلسي، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفا، چاپ دوم، 1403ه‍ ق، ج43، ص120، 140.
    [2]. ابن شهر آشوب، مناقب، موسسه انتشارات علامه، بي تا، ج3، ص350، 351، و متقي هندي، فاضل، كنزالعمال، موسسه الرساله، ج13، ص680.
    [3]. حر عاملي، وسائل الشيعه، قم، موسسه آل البيت،چاپ اول، 1412ه‍ ، ج21، ص246، 249؛ و كليني، كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1375، ج5، ص376.
    [4]. صدوق، من الايحضره الفقيه، دارالصعب، ج3، ص253.
    منبع
    ویرایش توسط مهدی : ۱۳۹۰/۰۱/۳۰ در ساعت ۱۱:۵۰
    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

    3000 مداحی محرم +5000 صوت مذهبی
    دریایی از امکانات پیش روی شماست


  7. صلوات ها 5


  8. #4
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367



    پرسش :

    در مورد زيبايي‌هاي حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ مطالبي را بيان فرماييد و زيبايي واقعي چيست؟



    پاسخ :

    از آنجائي كه زيبائي از كيفيات مي باشد و امري نسبي شمرده مي شود لذا در تعريف و تفسير آن سخنان فراواني از زيبايي شناسان و دانشمندان ارائه شده است.[1] علامه جعفري مي فرمايد معناي زيبائي و جمال حقيقتي است كه در برابر درك آدمي بر نهاده مي شود و موجب تحريك مشهود و ذوق و يا احساس خاص زيبايابي مي گردد و يا در وضع رواني آدمي انبساط بوجود مي آورد. اما حد اعلاي زيبائي، پرده و نمودي است نگارين و شفاف كه بر روي كمال كشيده شده است كه موجب انجذاب آدمي به سوي آن كمال مي گردد و كمال همان قرار گرفتن هر موضوعي در مجراي بارستگي ها و شايستگي هاي خود است.[2]

    البته بايد دانست زيبائي ها چه در نمايشگاه حيرت آور طبيعت و چه آنچه كه محصول فكر و ذوق خلاق آدمي است از ديدگاه اسلام محبوب و مطلوب بوده و همه مستند به خداوند يگانه است چنانچه مي فرمايد:
    «قل من حرّم زينة الله التي اخرج لعباده».[3]

    «يعني: اي پيامبر (به مردمان) بگو كيست كه زينت خداوندي را كه براي بندگانش (از جهان طبيعت) برآورده تحريم كرده است».
    از ديگر سو اصول و آرمان‌هاي معقول، آن واقعيت‌هاي زيبائي هستند كه هم خودشان زيبايند و هم زيبايي‌ها را به طور كامل براي ما مي‌نمايانند، در آيات فوق چند اصل باارزش و آرمان معقول به زيبايي توصيف شده است كه به آنها فهرست‌وار اشاره مي‌كنيم:
    1. عفو و اغماض زيبا، (حجر، 85)
    2. شكيبايي زيبا (معارج، 5)
    3. جدايي و مفارقت نمودن زيبا (مزمل، 10)
    4. زيبايي ايمان (حجرات، 7)
    5. محبّت الهي و تبعيت از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، (اعراف، 31)
    امّا قرآن كريم در آيات ديگري، خاطر نشان مي‌سازد كه هر زيبايي و آرايشي نمايانگرحقيقت نيست و چه بسا ظاهر زيبا كه موجب لذات است و جسم را مي‌آرايد، امّا جان را مي‌آزارد، و دل را مي‌آلايد. لذا هشدار مي‌دهد كه نبايد زيبايي‌ها در خدمت پوشاندن پليدي‌ها باشد. چنانچه برخي از آنها را چنين بيان فرموده است:
    الف: سخنان زيبا براي پوشاندن درون پليد (بقره، 204)
    ب: آرايش جسماني ظاهري با حياتي خشكيده، (منافقون، 3 و 4)
    ج: زيبايي ظاهري بي‌ارزش (بقره، 221)
    و در نهايت هدفمند بودن دنيا و ظواهر زيباي آن تذكر داده مي‌شود تا همة آنها در خدمت سعادت اخروي قرار گرفته شود، لذا مي‌فرمايد: انّا جعلنا ما علي الارض زينةً لها لنبلونهم ايّهم احسن عملاً؛ ما آنچه را كه در روي زمين است براي آن زينت قرار داديم تا بندگان را بيازماييم، كه چه كسي از آنها داراي عمل نيكوتر است.[4]

    و آنچه در سوال آمده است و ما هم نمي از درياي بي‌پايان عظمت و شكوه بي‌مانند بانوي دو عالم، حضرت زهراي اطهر ـ سلام الله عليها ـ نظر مي‌افكنيم: و به شمّه‌اي از آنها اشاره مي‌كنيم:
    الف: زيبايي سرشتي و عظمت وجودي: اسماء مي‌گويد: هنگام ولادت فرزندان فاطمه ـ سلام الله عليها ـ هيچ گونه آثار زنانگي در آن حضرت ظاهر نگشت و شنيدم كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «انّ فاطمه خلقت حوريّه في صورة انسيه»[5] همانا فاطمه چون حوريه‌اي در صورت انساني خلق شده است.
    ونيز رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: فاطمه حوراء انسيه فكلّما اشتقت الي رائحة الجنة شممتُ رائحة ابنتي فاطمه، فما قبّلتها قطّ الاّ وجدت رائحة شجرة طوبي منها.[6] فاطمه حوريه‌اي انساني است، هر زمان مشتاق بوي بهشت مي‌شوم فاطمه دخترم را مي‌بويم، هيچ وقت او را نبوسيدم مگر اينكه بوي شجرة طوبي را از او استشمام مي‌كنم.
    ب: ايمان آن حضرت: رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «انّ ابنتي فاطمه ملأ الله قلبهما و جوارحها ايماناً الي مشامئها»[7] همانا دخترم، فاطمه خداوند قلب و جوارح او را تا مغز استخوان از ايمان سرشار كرده است.
    ج: ادب: ام سلمه مي‌گويد: رسول خدا امر دخترش را به من واگذار كرد تا تربيتش كنم، امّا:«كانت و الله أداب مني و اعرف بالاشياء كلها»[8] به خدا او مؤدب‌تر از من بود و به همه چيز معرفت داشت.
    د: در عرصة شوهر داري كه علي رغم مشكلات و دورة جهاد علي ـ عليه السّلام ـ در جبهه‌هاي دفاع از اسلام هيچ وقت به رخ خود نياورد اين زيباترين نماد يك زن است، كه بانوان ديگر از آن بايد الگو بگيرند. در اواخر بيماري آن حضرت خطاب به اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ عرض كرد: اي پسر عمو، هيچ وقت مرا در زندگي دروغگو و خائن نديدي و از وقتي كه با تو بودم هيچ مخالفت ترا نكردم.
    پس حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: «معاذ الله انت اعلم بالله و ابرّ واتقي و اكرم و اشدّ خوفاً من الله ان اوّنجك بمخالفتي.»[9] پناه به خدا، تو به خدا عالم‌تري و آن قدر نيكوكار و پرهيزگار و خداترس هستي كه من تو را به مخالفت با خويش توبيخ كنم.
    هـ : حفظ عظمت و عفّت: گزارش شده چون آن حضرت از خانه بيرون آمد، تا براي بازپس گرفتن فدك نزد ابوبكر برود، چنين حجابي در بر داشته است: «هي لاثت خمارها علي رأسها و اشتملت بجلبابها تطأ ذيولها» ؛ او روسري بر سر داشت و در چادر خود فرو رفته بود در حالي كه انتهاي چادرش زير پايش مي‌ماند.[10]

    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. كتاب زيبايي و هنر از ديدگاه اسلام، مرحوم علامه محمّد تقي جعفري.
    2. كتاب بانوي نمونه، آقاي اميني.
    3. كتاب فاطمه زهرا، شادي قلب مصطفي، نوشتة رحماني همداني.
    4. فلسفه اخلاق استاد شهيد مرتضي مطهري.
    [1] . ر.ك: جعفري، محمدتقي، زيبائي و هزاز از ديدگاه اسلام، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ سوم، 1369، صص 11 - 17.
    [2] . همان، ص 107، نقل با تصرف در عبارات.
    [3] . اعراف/33.
    [4] . جعفري، محمّد تقي، پيشين، صص23 ـ 145.
    [5] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، دار صادر، بي‌تا، ج 43، ص 7.
    [6] . همان، ص 4 و 6.
    [7] . همان، ص 46.
    [8] . همان، ص 10.
    [9] . همان، ص 191.
    [10] . طبرسي، احتجاج، قم، اسوه، چاپ اول، 1413، ج 1، ص 253.
    منبع
    ویرایش توسط مهدی : ۱۳۹۰/۰۱/۳۰ در ساعت ۱۱:۵۴
    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    دین و موضوعات دینی
    نوشته
    5,952
    حضور
    80 روز 5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    1505
    صلوات
    54604



    پرسش :

    آب مهريه زهراست به چه معني است؟



    پاسخ :

    اين مطلب كه در زبان بعضي از مردم مشهور شده كه آب مهريه حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ است منشأ روايي دارد كه به چند نمونه از اين روايات اشاره مي‌شود:
    امام باقر ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايند:
    جُعِلَتْ لها في الارض اربعة انهار: الفرات و نيل مصر و نهروان و نهر بلخ.
    يعني چهار نهر فرات، نيل، نهروان و بلخ در روي زمين براي حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ قرار داده شده است.[1]

    و همچنين در حديث ديگر آمده كه: امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند: مهريه حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ در آسمان يك پنجم دنيا و ثلث بهشت و چهار رود از رودهاي دنيا؛ فرات، نيل، نهروان و بلخ مقرر شده و در زمين هم مهر السنة يعني پانصد درهم بوده است.[2]

    بنابراين معني «آب مهريه زهر است» ، عبارت از، آب رود هايي است كه خداوند متعال آنها را به عنوان مهريه در روي زمين براي آن حضرت قرار داده و چون كه اين چهار رود آب هاي زيادي در ذخيره دارند، بدين لحاظ تعبير به «آب مهريه زهر است» مي كنند.
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. زندگاني حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ نوشته آقاي رحماني همداني
    2. زندگاني حضرت فاطمه(س) دكتر سيدجعفر شهيدي.
    [1] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 43، ص 113، حديث 34.
    [2] . رسولي محلاتي، سيد هاشم، زندگاني حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ دهم، 1381، ص49.
    منبع
    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

    3000 مداحی محرم +5000 صوت مذهبی
    دریایی از امکانات پیش روی شماست


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    دین و موضوعات دینی
    نوشته
    5,952
    حضور
    80 روز 5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    1505
    صلوات
    54604



    پرسش :

    حضرت فاطمه (س) چگونه به همسري امام علي (ع) رسيدند؟


    پاسخ :

    خوارزمي در كتاب، «المناقب»[1] نقل كرده بسند خود از امّ سلمه و سلمان فارسي و علي بن ابيطالب (ع) كه اين هر سه نفر گفته‏اند كه چون فاطمه (س) بحدّ بلوغ و رشد رسيد، بزرگان قريش كه از اهل فضل و سابقه در اسلام و اهل شرف و مال و ثروت بودند، فاطمه سلام اللّه را از رسول خدا (ص) خواستگاري كردند، و هر كدام از آنان كه قدم پيش گذاردند رسول خدا (ص) نمي‏پذيرفت و در جواب آنها مي‏گفت: امر ازدواج دخترم، فاطمه (س) در دست خداست، و هر كه را او امر كند به ازدواجش در خواهم آورد.[2]

    ازدواج فاطمه (س) را با امير المؤمنين (ع) جماعت بسياري از بزرگان علماء اهل شيعه و سني در كتب خود بطُرُق كثيره روايت كرده‏اند كه تمامي آنها محتوي چگونگي ازدواج ايشان در آسمانها و زمين و فضايل و مناقب و بسياري از خصائص ايشان است كه ذكر جواب شما مخاطب گرامي، گنجايش تمامي آنها را ندارد و ما به اختصار به يكي از آنها كه متقن‏تر است اشاره مي‏كنيم:
    در كتاب مناقب، روايت شده وقتي كه اشراف و بزرگان قريش از خواستگاري فاطمه (س) جواب منفي گرفتند، روزي ابوبكر و عمر ـ كه جزء خواستگاران بودند[3] - در مسجد رسول خدا (ص) با همديگر نشسته بودند و "سعد بن معاز انصاري اويسي" نيز با آنان بود و در امر ازدواج فاطمه (س) مذاكره مي‏كردند، ابوبكر گفت: اشراف قريش او را خواستگاري كردند و رسول خدا (ص) آنها را رد كرد و فرمود امر او با پروردگار ست اگر بخواهد تزويج كند او را تزويج مي‏كند، و علي بن ابيطالب (ع) و را از رسول خدا (ص) خواستگاري نكرده، و من مانعي از جهت علي (ع) نمي‏بينم مگر از جهت در دست نداشتن چيزي از مال دنيا، و پندار من اين است كه حضرت رسول (ص) و خداوند فاطمه (س) را براي علي نگاهداشته‏اند، راوي گويد: ابوبكر و عمر و سعد بن معاذ گفتند مي‏رويم نزد علي (ع) براي يادآوري، و مي‏گوئيم اگر مانع تو نداشتن چيزي از مال دنيا است، ما تو را كمك خواهيم كرد.
    سلمان گويد: آنان در مطلب علي (ع) از مسجد بيرون رفتند و او را در منزل نيافتند، و او با شتر خود براي آب كشي به نخلستان رفته بود، به جانب او رفتند، ابوبكر گفت: اي علي (ع) واضح است كه خصلتي از خصال نيكو باقي نمانده است الّا اينكه همه آنها را دارا هستي، و تو از رسول خدا از حيث خويشاوندي و مصاحبت و سابقه، شناخته شدي و مي‏داني كه اشرافي از قريش فاطمه را از رسول خدا (ص) خواستگاري كرده‏اند و همه آنها را رد كرده و فرموده امر او با پروردگار است، و حال چه چيز تو را مانع است كه به خواستگاري فاطمه (س) اقدام نمي‏كني؟ ما معتقديم كه خداي سبحان و رسولش او را براي تو نگاه داشته است. اشك در دو چشم علي (ع) حلقه زد و گفت اي ابابكر به هيجان آوردي آنچه را كه در دل من بود. من به فاطمه راغبم امّا تنگدستي من مانع اين كار مي‏شود، ابوبكر گفت اي علي (ع) اين سخن را مگوي كه دنيا و آنچه در آنست نزد خدا و رسولش مانند غباريست پراكنده، راوي مي‏گويد علي (ع) شتر آبكش را باز كرد و آن را به منزل خود برد، و كفش خود را گرفت و رو به سوي خانه پيامبر حركت كرد.
    دست كه بر كوبه در برد همه وجود علي (ع) از حجب و حيا به عرق نشسته بود، پيش از آنكه‏ام سلمه در را باز نمايد، صداي گرم پيامبر بود كه بر گوش جان علي (ع) نشست كه فرمود: در را برايش باز كن ام سلمه، و بگو كه داخل شود، او مردي است كه خدا و رسول هر دو بدو عشق مي‏ورزند، او عاشق و معشوق خدا و پيامبر است، امّ سلمه سؤال كرد: پدر و مادرم به فدايت تو هنوز نديده‏اي كه كيست پشت در و اينگونه از او تمجيد مي‏كني؟ پيامبر فرمود: دست كم مگير آن كس را كه پشت در ايستاده است، او برادر من و پسر عموي من و محبوب‏ترين خلايق در نزد من است. در باز شد و علي (ع) داخل شد، سلام كرد و به امر پيامبر زانو به زانوي او نشست، سرش را از حيا به زير انداخته بود و نگاهش از شرم به زمين زير پاي پيامبر دوخته، پيامبر (ص) به يقين مي‏دانست علي (ع) به چه منظوري به در خانه او آمده پرسيد: انگار با كوله‏بار حاجتي آمده‏اي، كوله‏بار تقاضاي خويش را بر زمين اجابت من بگذار كه هر حاجت تو در نزد من بي‏چون و چرا برآورده است. علي (ع) گفت: پدر و مادرم به فدايت، نياز به گفتن نيست كه تو نه پسر عمو، كه پدر و مربّي و مقتداي من بوده‏اي، مرا از عمويت و پدرم ابوطالب و مادرم فاطمه بنت اسد، در آن حال كه كودك بودم و نارس، گرفتي، به غذاي خويش تغذيه‏ام كردي، به ادب خويش مؤدبم ساختي و از پدر و مادر برايم دلسوزتر و مهربانتر بودي، خداوند مرا با دستهاي پر مهر تو هدايت كرد و از گمراهي و شركي كه خويشان من بر آن بودند نجات بخشيد. دوست دارم كه خدا پيش از اين مرا به حضور تو پشتگرمي ببخشد. اي رسول خدا، مرا نياز به كاشانه و همسري است كه سكينه و آرامش را برايم به ارمغان بياورد و در حالي كه علي(ع) از شدت حجب و حيا سر را بيشتر در خويش فرو برده بود گفت: من امروز به خواستگاري دختر گرانقدرتان فاطمه (س) آمده‏ام، ميان اين خواهش و اجابت چقدر فاصله است؟ چهره پيامبر باز و بازتر شد و تبسمي شيرين بر لبان او نشست و اين كلمات شيرين از ميان لبهاي مبارك او خارج شد:
    بشارت باد بر تو كه پيش پاي تو جبرئيل بر من فرود آمد و پيام آورد كه پيوند تو و فاطمه (س) را خداوند جّل و علا در آسمانها منعقد كرده است[4] و آنگاه از آمدن صرصائيل گفت و خطبه خواندن راهيل بر منبر عرش و رازهاي بسيار ديگر، و سپس با خنده‏اي مليح فرمود: خوب علي جان چيزي هم با خود براي تشكيل زندگي داري؟ علي (ع) گفت: پدر و مادرم به فدايت، هيچ چيز من بر شما پوشيده نيست، مرا شمشيري است و زره و شتري و غير از اينها از مال دنياهيچ ندارم، رسول خدا فرمود: شمشير عصاي دست توست، تو به داشتن آن ناگزيري كه در راه خدا جهاد مي‏كني، شتر هم ابزار كار توست كه با آن نخلستانهاي خود و اهلت را آبياري مي‏كني و بدان بار سفر مي‏كشي. همان زره را كابين فاطمه قرار بده، و بعد رسول خدا (ص) فرمودند: باني اين پيوند آسماني به گفته امين الملائكه، خداوند تعالي است و ما فقط مجري اين عقد بر روي زمين هستيم، برو به سمت مسجد و مردم را در اين شادي آسماني سهيم كن، و من نيز به دنبال تو خواهم آمد و عقد را در پيش چشم خلايق جاري خواهم ساخت. علي (ع) به طرف مسجد حركت كردند و به دنبال آن حضرت رسول (ص) وارد مسجد شدند و به بلال فرمودند كه مهاجرين و انصار را خبر دهيد كه جمع شوند، وقتي همگان گرد آمدند پيامبر بر فراز منبر رفت و بعد از حمد و ثناي الهي فرمود: اي خلايق، جبرئيل هم اكنون پيام آورد كه خداوند ملائكه را در بيت المعمور گرد آورده و همه را گواه گرفته كه خدمتكار و امه خود و دخت پيامبرش را به بنده خود علي بن ابيطالب (ع) تزويج فرموده و مرا هم فرمان داده كه ازدواج اين دو را در زمين بر پا سازم، شما را بدين امر گواه مي‏گيرم، سپس رسول خدا نشست و به علي (ع) فرمود: علي جان برخيز و خطبه‏ات را بخوان، و بعد از اتمام خطبه علي (ع) پيامبر (ص) به علي (ع) فرمود: علي جان آن زره را بفروش تا هر چه زودتر تو و فاطمه را سر و سامان دهيم، علي (ع) به بازار رفت تا زره را بفروشد خريدار كه يكي از اصحاب پيامبر بود وقتي فهميد كه علي (ع) به چه نيّت آن زره را مي‏فروشد، پول و زره را به اصرار به علي (ع) داد و گفت: تو اكنون بدين هر دو نيازمندتري تا من. اين زره هديه من براي ازدواج تو، و وقتي رسول خدا از كار آن صحابي مطلع شد در حقش دعا كرد و پول را به تني چند از اصحاب داد و گفت: اين پول را ببريد و آنچه يك زندگي بدان آغاز مي‏شود تهيه كنيد و بياوريد. پول كه شصت درهم بود، يك پيراهن سفيد، يك مقنعه، يك حوله، تختخواب، دو تشك، چهار بالش، يك قطعه حصير، يك آسياي دستي، يك كاسه مسي، يك مشك آب، يك طشت، يك كاسه گلي، يك ظرف آبخوري، يك پرده پشمي، يك ابريق، يك سبوي گلي، دو كوزه سفالي، يك پوست به عنوان فرش و يك عبا، همه ابزاري شد براي زندگي آن دو...
    وقتي وسايل را پيش روي پيامبر (ص) نهادند اشك در چشمان او حلقه زد، دستهاي مباركش را به سوي آسمان بلند كرد و دعا فرمود: خدايا به اهل‏بيت من بركت عنايت كن، و اين ازدواج را براي كساني كه اكثر ظرف هايشان گلي است مبارك گردان.
    در بعضي از كتب تاريخي نقل شده كه:[5] بيش از يك ماه از عقد فاطمه (س) و علي (ع) مي‏گذشت، كه روزي عقيل برادر علي (ع) به خانه علي رفته و به او مي‏گويد: برادر چرا فاطمه را از پدرش نمي‏خواهي تا زندگي‏تان سامان بگيرد و چشم ما و دوستان تو به وصلت شما روشني پذيرد. علي (ع) فرمودند: اشتياق من در اين باره كم نيست، امّا حيا مي‏كنم كه با پيامبر در ميان گذارم، عقيل علي (ع) را سوگند مي‏دهد كه برخيزيم و به خانه پيامبر برويم و فاطمه (س) را از پيامبر بخواهيم. وقتي كه آن دو به طرف خانه پيامبر حركت مي‏كردند در راه امّ يمين و ام سلمه را مي‏بينند و وقتي كه آنها از نيّت اينان مطلع مي‏شوند مي‏گويند: اين كار را به ما بسپاريد كه زنان اموري اين چنين را بهتر كارسازي مي‏كنند. علي (ع) و عقيل كه پشت درب خانه پيامبر ايستاده بودند، ام يمين و ام سلمه پيام آوردند كه رسول خدا (ص) علي (ع) را مي‏خواهد، علي (ع) با حيا و شرم پيش رفته و در كنار پيامبر نشست، پيامبر مهرآميز فرمود: علي جان مي‏خواهي فاطمه را به تو بسپارم؟ گفتم: بله يا رسول اللّه، فرمود: علي جان همين امشب يك مهماني مختصر بگير و همسرت را ببر، يكي از اصحاب گوسفندي هديه كرد و تني ديگر ذرت آوردند و علي (ع) با ده درهمي كه پيامبر داده بود، روغن و خرما و كشك خريد و سفره‏اي گسترده شد، و بعد از ضيافت شام كه مهمانان همه رفتند، پيامبر (ص) علي و فاطمه (ع) را فرا خواند، دستهايشان را اول بر سينه خود نهاد و بعد در دستهاي همديگر و ميان چشمهاي هر دو را بوسه داد و به علي (ع) فرمود: علي جان همسرت خوب همسري است و بعد به فاطمه (س) فرمود: دخترم مبادا نگران باشي از فقر شوهرت فقر براي من و اهل‏بيت من مايه افتخار است، دخترم تو را به بهترين مرد روي زمين شوهر دادم، همسرت بزرگ دنيا و آخرت است. دخترم مبادا كه از شويت نافرماني كني، شوهرت مسلمان‏ترين و عالم‏ترين خلق روي زمين است. دخترم ذخاير دنيا و آخرت را بر پدرت عرضه كردند، بي‏آنكه هيچ از مقامش در نزد خداوند بكاهند، امّا من نپذيرفتم و تن به مال و ثروت ندادم. و بعد علي (ع) را به خلوت برد و فرمود: علي جان با فاطمه‏ام مهربان باش، با او نيكي كن، و به او محبّت نما كه پاره تن من است و من به ملامت او ملول مي‏شوم و به شادي او مسرور.
    و بعد فرمود شما دو تن را به خدا مي‏سپارم و او را بر شما خليفه مي‏گردانم و بعد در را بست و از پشت در نيز آنها را دعا نمود...[6]

    منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. فاطمه من المهد الي اللحد ـ سيد كاظم قزويني ـ ترجمه علي كرمي ـ نشر مرتضي
    2. ترجمه كتاب بيت الاحزان شيخ عباس قمي ـ مترجم محمد محمدي اشتهاردي
    3. عيون اخبار الرضا ج 1 ص 231 ـ 233 ـ شيخ صدوق ـ مترجمان سيد عبدالحسين رضائي و محمد باقر ساعدي ـ تصحيح محمد باقر بهبودي ـ كتابفروشي اسلاميه ـ .
    [1] . جلاء العيون ـ تاليف سيّد عبداللّه شبّر ـ قدم له و صححه السيد احمد الحسيني ـ ج 1 ص 158 الي 165 ـ منشورات مكتبه بصيرتي ـ (به نقل از كتاب "مناقب خوارزمي). مشير الاحزان في احوال الائمة الاثني عشر ـ تأليف الشيخ شريف الجواهري ـ ص 191 ـ 190 صاحب المطبعة الحيدرية في النجف الاشرف محمد كاظم نجل المرحوم الحاج شيخ محمد صادق الكتبي ـ دار التراث الاسلاميه للطباعة و النشر و التوزيع ـ بيروت. لبنان. كشف الغمه في معرفة الائمه ـ تأليف ابي الحسن علي بن عسي بن ابي الفتح الاربلي ـ و علق عليه السيد هاشم الرسولي ـ ص 353 و 356 ـ تبريز ـ سوق المسجد الجامع ـ )به نقل از مناقب خوارزمي( / بحار الانوار ـ علامه محمد باقر مجلسي ـ ج 43 ص 125 ـ 124 ـ المكتبة الاسلاميه طهران شارع البوذر جمهري ـ 1391 ه ق
    [2]. احقاق الحق و ازهاق الباطل ـ تأليف سيد نور اللّه الحسيني المرعشي التستري الشهيد في بلاد الهند سنة 1019 ج 10 ص 329 ـ 328 ـ 327 ـ با تعليقات سيد شهاب الدين النجفي ـ به اهتمام الحسن الغفاري ـ طبع في المطبعة الاسلاميه بطهران ـ 1391 ه / كشف الغمة في معرفة الائمه ج 1 ص 354.
    [3]. همان ص 326 الي 335 ج 10 / مناقب آل ابي طالب ـ تأليف محمد بن علي بن شهر آشوب السّروي المازندراني متوفي 588 ـ ج 3 ص 345 ـ مؤسسه انتشارات علامه ـ قم، خيابان حضرتي المطبعة العلميه بقم ـ كتاب فروشي مصطفوي / مناقب علي بن ابيطالب ـ محمد بن محمد الواسطي الجُلّابي الشافعي الشهير بابن المغازلي المتوفي 483 ـ ص 348 ـ 347 المكتبه الاسلاميه. طهران شارع بوذر جمهري.
    [4] . احقاق الحق و ازهاق الباطل ـ ج 10 ص 345 ـ 347. مناقب آل ابيطالب ـ ج 3 ص 345. كشف الغمه في معرفة الائمه ج 1 ص 356.
    [5] . كشف الغمه في معرفة الائمه ج 1 ص 360.
    [6] . محمد باقر مجلسي ـ جلاء العيون ـ ص 115 114 113 ـ انتشارات علميّه اسلاميه. ميرزا محمد تقي سپهر ـ ناسخ التواريخ ـ ج 1 و 2 ـ چاپ اسلاميه 1354 ش ص 35 و 74. سيد محمد حسن مير جهاني طباطبائي ـ جنّه العاصمه ـ در تاريخ ولادت و حالات حضرت فاطمه ـ انتشارات كتابخانه صدر ـ قطع وزيري ـ چاپ حيدري.
    منبع
    ویرایش توسط مهدی : ۱۳۹۰/۰۱/۳۰ در ساعت ۱۱:۵۷
    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

    3000 مداحی محرم +5000 صوت مذهبی
    دریایی از امکانات پیش روی شماست


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    دین و موضوعات دینی
    نوشته
    5,952
    حضور
    80 روز 5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    1505
    صلوات
    54604



    پرسش :

    فرزندان حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ بعد از شهادت ايشان چه موقعيتي پيدا کردند؟


    پاسخ :

    ثمرة ازدواج حضرت علي ـ عليه السّلام ـ با حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ دو فرزند پسر به نام هاي امام حسن و امام حسين ـ عليهما السّلام ـ و دو فرزند دختر به نام هاي زينب و ام کلثوم ـ سلام الله عليهما ـ مي باشد. ازدواج ايشان در سال دوم هجري صورت گرفته است و حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ بعد از رحلت پدر بزرگوارشان مدت کمي در قيد حيات بودند و بعد از 75 روز يا سه ماه[1] و يا شش ماه[2] به سراي باقي شتافتند.
    بعد از شهادت ايشان موقعيت امام حسن ـ عليه السّلام ـ و امام حسين ـ عليه السّلام ـ و حضرت زينب و ام کلثوم ـ سلام الله عليهما ـ به گونه اي بود که پيوند خاصّي با موقعيت و شرايط پدر بزرگوارشان حضرت علي ـ عليه السّلام ـ داشت و دقيقاً مرتبط با برخورد حضرت علي ـ عليه السّلام ـ بود. در اين دوران حضرت علي ـ عليه السّلام ـ به واسطة فشارهاي سياسي در محدوديت و تنگناي عجيبي قرار گرفته بود که خود آن حضرت در خطبة شقشقيه به آن اشاره مي کند.[3] خلافت که حقّ الهي بود از ايشان گرفته شد، از طرفي فدک هم توسط ابوبکر از خانوادة حضرت علي ـ عليه السّلام ـ غصب شد. بنابراين طبيعي است که حضرت علي ـ عليه السّلام ـ و فرزندان ايشان در مضيقه و تنگنا قرار گرفتند. امّا فرزندان فاطمه ـ سلام الله عليها ـ همواره در کنار پدر و از حمايت آن حضرت برخوردار بودند و در دوره اي بعد حامي و پشتيبان آن حضرت بودند. آنها در برخي از مواقع به واسطة اينکه رهبري امت اسلامي در دست نااهلان افتاده بود اعتراض مي کردند. پس از شهادت حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ علي ـ عليه السّلام ـ با «امامه» ازدواج کردند.[4] علاوه بر اين که ام البنين و زن هاي ديگري نيز به خانة علي بن ابيطالب قدم نهادند، من جمله ليلي دختر مسعود بن خالد، اسماء بنت عميس، فوله دختر جعفر حنفي و ام سعيد و ...[5]

    هر چند اين زنها به خانة آن حضرت آمدند، امّا جاي خالي مادر همواره در دل فرزندان علي ـ عليه السّلام ـ براي هميشه باقي ماند. در دوران 25 سال خانه نشيني اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ فرزندان آن حضرت همواره در کنار پدر بودند و البته از حمايت و پشتيباني آن حضرت برخوردار بودند.[6]

    پس از رحلت رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ بر خلاف وصيت آن حضرت و برخلاف دستورات قرآن نه تنها با خاندان آن حضرت محبّت و دوستي ننمودند، بلکه آنان را مورد اهانت و ستم قرار دادند، و طولي نکشيد که نور ديدگان رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ، فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ به سراي ديگر شتافت. در چنين موقعي فقط وجود اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ بود که امام حسن ـ عليه السّلام ـ و اولاد ديگر فاطمه را در پناه محروميت خود داشت. امام حسن ـ عليه السّلام ـ همواره در کنار پدر بود و مطيع فرمان او، در برخي از منابع تاريخي آمده است که امام حسن ـ عليه السّلام ـ در توسعة قلمرو اسلامي و فتوحات سِمَت فرماندهي را بر عهده داشته است. ابن خلدون مي نويسد: «امام حسن ـ عليه السّلام ـ از افسران و فرماندهان جنگ هاي آفريقا و طبرستان (مازندران فعلي) بوده و فتوحاتي به دست مبارکش انجام گرفته است.»[7] برخي از مورّخان اين مسئله را انکار کرده اند.
    امام حسين: ولادت اين امام بزرگوار طبق اقوال اکثر مورخان در سال چهارم هـ در مدينه منوره بوده است.[8] شهادت جانسوز و نابهنگام مادر بعد از رحلت رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ دومين مصيبت بزرگي بود که روح لطيف آن حضرت را سخت آزرده ساخت. غم هجران و جدايي از مادر همواره در دلش زنده بود. آن حضرت بعد از شهادت مادر همواره در مدينه بود و شاهد مظلوميت هاي پدر.
    ابن حجر عسقلاني در کتاب الاصابه به سند خود روايت کرده است که روزي عمر بن خطاب بر فراز منبر بود که امام حسين ـ عليه السّلام ـ به نزد او آمد و فرمود: از منبر پدرم به زير آي، و بر فراز منبر پدر خودت برو. عمر از سخن امام حسين يکه خورد و گفت: پدر من منبري ندارد، طبق اين نقل که امام حسين ـ عليه السّلام ـ خود راوي حديث است مي گويد: پس از اين ماجرا عمر مرا برگرفت و در کنار خود نشانيد و چون از منبر به زير آمد، مرا به خانة خود برد و به من گفت: «مَنْ عَلََمک؟» چه کسي اين حرف را به تو ياد داد؟ حضرت مي فرمايد: گفتم: به خدا سوگند کسي اين حرف را به من ياد نداد.[9]

    آن حضرت هرگز خلافت خلفاي سه گانه را نپذيرفت و در فرصت هاي مناسب به آنان اعتراض مي کرد. در دورة عثمان هنگامي که او مي خواست ابوذر را به ربذه تبعيد کند با اينکه عثمان دستور اکيد داده بود که کسي به بدرقة ابوذر نرود، امام حسين ـ عليه السّلام ـ همراه با پدر و برادرش امام حسن ـ عليه السّلام ـ به بدرقة ابوذر شتافتند و به اين وسيله نارضايتي خود را از اقدام عثمان اعلام نمودند. آنها وقتي به بدرقة ابوذر رفتند هر يک جمله اي گفتند و امام حسين ـ عليه السّلام ـ خطاب به ابوذر چنين گفت: «اي عموي من پروردگار بزرگ قادر و توانا است، او مي تواند هر چه را که مي بيني تغيير دهد. دل قوي دار، و از حرص و ذلت دوري کن، به خدا پناه ببر، زيرا صبر و استقامت نشانة دينداري و بزرگواري است».[10]

    در دوران خلافت اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ امام حسن و امام حسين ـ عليهما السّلام ـ همواره در کنار پدر بودند و در جنگ هايي که زمان آن حضرت رخ داد حضوري شجاعانه و کارآمد داشتند.
    زينب: به احتمال قوي تولد زينب ـ سلام الله عليها ـ در ششمين سال از هجرت پيغمبر(ص) بوده است.[11] مصيبت شهادت حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ در پنج سالگي زينب اتفاق افتاد.[12] عايشه بنت الشاطي در رابطه با موقعيت حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ بعد از شهادت مادر مي نويسد: «حوادث ناگوار او را پخته و آماده نمود، که جاي مادر سفر کرده اش را بگيرد. و براي حسن و حسين ـ عليهما السّلام ـ و ام کلثوم مادر باشد ... غريب نيست که زينب جاي مادر را بگيرد، در صورتي که هنوز به ده سالگي نرسيده بود».[13]

    حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ وقتي به سنّ بلوغ رسيد به ازدواج عبدالله بن جعفر بن ابيطالب درآمد، عبدالله در حبشه متولد شده بود و کسي است که پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ درباره او دعاي خير فرموده است.[14] زينب با آنکه زن عبدالله بود و در خانة او به سر مي برد، امّا هيچ گاه پدر و برادرانش را فراموش نکرد. حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ به برادرانش محبّت فوق العاده اي داشت. برادرانش نيز او را عزيز و گرامي داشته و احترام خاصي براي او قائل بودند. خصوصاً محبّت و علاقه اي که بين زينب ـ سلام الله عليها ـ و امام حسين ـ عليه السّلام ـ بوده است، بسيار عجيب و تحسين برانگيز است. زماني که امام حسين ـ عليه السّلام ـ به جانب کربلا روانه شد، حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ نيز همراه برادر و همسفر آن حضرت بود و قبل از اين «زماني که علي ـ عليه السّلام ـ براي فرو نشاندن فتنة طلحه و زبير عازم عراق شد، زينب و شوهرش عبدالله نيز به کوفه رفتند و در آن شهر اقامت کردند.»[15]

    ام کلثوم: دومين دختري که خداوند متعال از فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ به اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ عنايت فرمود ام کلثوم نيز همانند خواهرش زينب همواره در کنار پدر و برادرانش بود. در اين رابطه، علي محمّد علي دخيل مي نويسد: «حضرت ام کلثوم دختر حضرت علي ـ عليه السّلام ـ و حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در سال ششم هجري متولد شد. اين بانوي بزرگوار در فاجعة جانسوز کربلا از آغاز تا پايان شرکت داشت و بعد از گذشت چهار ماه و ده روز بعد از مراجعت از شام در مدينه وفات يافت. ام کلثوم نيز همانند برادران و خواهرش زينب همواره در کنار پدر بود. و از حمايت پدر برخوردار و زماني که حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در دوران خلافتش به کوفه رفت. ام کلثوم نيز به کوفه آمد. و به عنوان دختر خليفه در چشم کوفيان بزرگ بود گرچه بزرگداشت ايشان از جانب مردم هيچ گاه او را از چهارچوب تواضع و اخلاق متعالي و کمال ادب خارج نکرد.»[16]

    بنابراين بعد از شهادت حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ به علت به وجود آمدن شرايط سياسي خاصّي و کنار گذاشته شدن حضرت علي ـ عليه السّلام ـ از صحنة سياسي، عملاً زندگي آن حضرت و فرزندانش در انزوا سپري شد، علاوه بر اينکه با غصب فدک توسط خليفه (ابوبکر) اين زندگي با سختي هاي خاص خودش همراه بود. فرزندان حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در اين دوره همواره در کنار پدر بودند.
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. قاطمة زهرا ـ سلام الله عليها ـ ، نوشتة سيد هاشم رسولي محلاتي.
    2. حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ ، فضل الله کمپاني.
    3. نهج البلاغه، خطبة سوم.
    [1] . ابن سعد، طبقات، بيروت، دار بيروت للطباعة و النشر، 1377، ج8، ص 18.
    [2] . بلاذري، انساب الاشراف، بيروت دارالتعارف للمطبوعات، 1379، ج2، ص402.
    [3] . نهج البلاغه، خطبة سوم.
    [4] . با آنکه امامه در تنظيم خانواده و سرپرستي فرزندان زهرا ـ سلام الله عليها ـ نهايت مراقبت را داشت، ولي متأسفانه صاحب فرزند نمي شد و علي ـ عليه السّلام ـ مصمم شد که ازدواج ديگري انجام دهد. (ابوالفضل پرچمدار کربلا، ص 24).
    [5] . بنت شاطي، بانوي کربلا، ترجمة سيد رضا صدر، لبنان، 1370، ص 60.
    [6] . فضل الله کمپاني، حسن کيست؟، تهران، مؤسسة انتشارات فراهاني، چاپ سوم، 1354، ص 17.
    [7] . همان، ص 52.
    [8] . شيخ مفيد، ارشاد، ترجمة سيد هاشم رسولي محلاتي، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، ج2، ص 32.
    [9] . ابن حجر عسقلاني، الاصابة في تمييز الصحابة، مصر، مکتبة التجاريه، 1358، ج1، ص232 يا 233.
    [10] . علامه اميني، الغدير، ترجمة محمّد باقر بهبودي، تهران، کتابخانة بزرگ اسلامي، ج 8، ص 301.
    [11] . شهيدي، سيد جعفر، زندگاني فاطمة زهرا ـ سلام الله عليها ـ ، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ نوزدهم، 1373، ص 244.
    [12] . بنت شاطي، پيشين، ص 60.
    [13] . همان، ص 61.
    [14] . ابن حجر عسقلاني، پيشين، ج4، ص 48.
    [15] . سيد جعفر شهيدي، پيشين، ص 245.
    [16] . علي محمّد علي دخيل، ام کلثوم، ترجمة صادق آئينه وند، تهران، امير کبير، 1363، ص 9 و 24.
    منبع
    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

    3000 مداحی محرم +5000 صوت مذهبی
    دریایی از امکانات پیش روی شماست


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    دین و موضوعات دینی
    نوشته
    5,952
    حضور
    80 روز 5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    1505
    صلوات
    54604



    پرسش :

    آيا حقيقت دارد که قبر حضرت محسن ـ عليه السّلام ـ در پاي درب نيم سوخته خانة اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ است؟



    پاسخ :

    مقدمه؛ حضرت محسن ـ عليه السّلام ـ فرزند سقط شده فاطمه ـ سلام الله عليها ـ است که پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ او را محسن ناميد[1] و به وسيلة ضربات، غلاف شمشير قنفذ، غلام عمر[2] و در اثر ضربات پاي عمر بن خطاب، در رحم مادرش سقط شد.[3]

    هيچ يک از منابع معتبر تاريخي و مقاتل به محل دفن حضرت محسن ـ عليه السّلام ـ اشاره نکرده اند، امّا اين که حضرت محسن در پاي درب نيم سوخته خانة اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ دفن شده، در کتاب جامع النورين چنين نقل شده است: بعد از آن که عمر با لگد بر پهلوي آن بانوي بزرگوار زد، حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ روي زمين افتاد، هر طور بود از جا برخاست حرکت کرد و به خانه آمد و روي زمين افتاد و صدا زد: عمر مرا کشت. امير المؤمنين، آن امام مظلوم جلو آمد تا حال او را در آن وضع ديد، صدا زد: فضّه، فاطمه ـ سلام الله عليها ـ را درياب که درد او را فراگرفته است، فضّه به ياري فاطمه(س) رفت چند لحظه گذشت، به سوي اميرالمؤمنين(ع) آمد، چيزي روي دست گرفته بود، حضرت پرسيد: فضّه اين چيست؟
    پاسخ داد: مولاي من، بدن بي جان محسن است. حضرت فرمود؛ من که نمي توانم از خانه بيرون روم و کسي را هم که ندارم او را به بقيع ببرد و به خاک سپارد، خودت او را در آستانه خانه دفن کن.[4]

    گرچه منابع تاريخي به اين نکته اشاره نکرده اند ولي شايد با دو احتمال بتوان گفت که حضرت محسن در آستانه و پاي درب نيم سوخته دفن شده باشد.
    احتمال اول: با توجه به محيط خفقان و جَوّ سياسي حاکم بر آن عصر که حضرت علي ـ عليه السّلام ـ را در تنگنا قرار داده بودند تا براي تثبيت خلافت ابوبکر حتي با زور و آتش زدن خانه فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ از آن حضرت بيعت بگيرند؛ مي توان گفت که شرايط آن عصر اين اجازه را به حضرت علي ـ عليه السّلام ـ نداد که حضرت محسن را در قبرستان بقيع دفن کنند.
    احتمال دوم: اين که اگر حضرت محسن را در قبرستان بقيع ـ قبرستان عمومي مدينه ـ دفن مي کردند حتماً مقتل و تاريخ نويسان به آن اشاره مي کردند، پس عدم اشاره تواريخ به قبر آن حضرت شايد دليل بر اين است که حضرت محسن مخفيانه و در خانه دفن شده است.
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. حاج ملااسماعيل سبزواري، جامع النورين، انسان، ص206.
    2. علي اصغر يونسيان، ريحانة النبي، ص196.
    [1] . شيخ عباس قمي، منتهي الامال، قم، انتشارات هجرت، چاپ پانزدهم، 1382ش، ج1، ص238.
    [2] . مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، لبنان، مؤسسة الوفاء، الطبعة الثانيه، 1403ق، ج43، ص170.
    [3] . قزويني، سيّد محمّد کاظم، فاطمه از ولادت تا شهادت، تهران، نشر آفاق، چاپ ششم، 1381ش، ص372 به نقل از شهرستاني، الملل و النحل، ترجمه مصطفي خالق زاده، ج1، ص81 .
    [4] . ملااسماعيل سبزواري، جامع النورين، تهران، علميه اسلاميه، بي تا، ص206؛ و علي اصغر يونسيان، ريحانة النبي، چاپ اول، 1381ش، ص196.
    منبع
    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

    3000 مداحی محرم +5000 صوت مذهبی
    دریایی از امکانات پیش روی شماست


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    دین و موضوعات دینی
    نوشته
    5,952
    حضور
    80 روز 5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    1505
    صلوات
    54604



    پرسش :

    همسران حضرت علي ـ عليه السّلام ـ چند تا بودند و تعداد فرزندان آنها را مرقوم فرمائيد.



    پاسخ :

    در موضوع تعداد فرزندان حضرت امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ اقوال مختلفي نقل شده است.
    با توجه به اختلاف قابل توجهي كه در بين مورخان و نسب شناسان موجود است و بعضي از آنان شمار فرزندان آن بزرگوار را تا پنجاه و سه (53) فرزند رسانده‌اند،[1] بحث را در دو بخش پي مي‌گيريم:
    بخش اول: آن چه كه مشهور بين اصحاب است و تقريباً اكثريّت قريب به اتفاق آن را بيان كرده‌اند.
    بخش دوم: بيان موارد اختلافي.
    بخش اول: مشهور ميان مورخان تعداد فرزندان حضرت علي ـ عليه السّلام ـ را بيست و هشت (28) گفته‌اند، دوازده پسر و شانزده دختر، به ترتيب زير:
    الف. حضرات امام حسن و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ و محسن و زينب كبري و زينب صغري كه كنية او أم كلثوم مي‌باشد، مادر آنان حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ است.
    ب. محمد حنفيّه، مادر وي خوله بنت جعفر بن قيس حنفيّه است.
    ج. عمر و رقيه كه دوقلو به دنيا آمدند، مادرشان ام حبيب (ام حبيبة) بنت ربيعه است.
    د. عباس و جعفر وعثمان و عبدالله، هر چهار برادر كربلا در ركاب حضرت سيد الشهداء ـ عليه السّلام ـ به شهادت رسيدند، مادرشان أمّ البين ـ سلام الله عليها ـ دختر خرام بن خالد كلابيّه است.
    هـ . ابوبكر محمد اصغر و عبيدالله،[2] هر دو نفر در كربلا شهيد شدند، مادر آنان ليلي دختر مسعود نهشلي از تيرة تميم است.
    و. يحيي مادر وي اسماء بنت عميس است.
    ز. أم الحسن و رملة، مادرشان أم مسعود (أم سعيد) دختر عروة بن مسعود ثقفي است.
    ح. نفيسه، زينت صغري و رقيه صغري و امّ هاني و أمّ الكرام و جمانة (أمّ جعفر) و اُمامة و امّ سلمه و خديجه و فاطمه از چند مادر.[3]

    لازم به ياد آوري است كه شيخ مفيد(ره) در آغاز كلام خود، تعداد فرزندان حضرت علي ـ عليه السّلام ـ را بيست و هفت (27) فرزند ذكر كرده و وجود پسري به نام «محسن» سقط شده را به نظر گروهي از شيعيان نسبت مي‌دهد.[4]

    نتيجه: از آمار ارايه شده روشن شد كه: فرزندان حضرت علي ـ عليه السّلام ـ يقيناً دوازده پسر و شانزده دختر بوده‌اند.
    بخش دوم: بيان موارد اختلاقي
    برخي از مورخان فرزندان ديگري را از همسراني ديگر براي آن حضرت نوشته‌اند، از جمله:
    1. محمد اوسط، مادر وي اُمامة دختر أبي العاص بن ربيع، كه مادرش دختر رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ است.[5]

    2. دختري كه در سنين كودكي از دنيا رفت، مادرش محياة دختري امري القيس كلبي است.[6]

    3. بنا به قولي اسماء بنت عميس از حضرت علي ـ عليه السّلام ـ پسري به نام «عون» نيز به دنيا آورده است.[7]

    4. تميمه و ميمونه را هم از دختران حضرت علي ـ عليه السّلام ـ به شمار آورده‌اند، مادران اين دو دختر أمّ ولد (كنيز) بوده‌اند.[8]

    5. نسّابه‌ عمري چهار پسر به نام‌هاي «عباس اصغر، عبدالرحمان عمر اصغر، عثمان اصغر و جعفر اصغر» و يك دختر به نام «امة الله» بدون بيان نام مادر براي حضرت علي ـ عليه السّلام ـ آورده است.[9]

    اين اختلاف را با يكي از دو روش زير مي‌توان برطرف كرد:
    الف. ممكن است بعضي از فرزندان آن حضرت به دو اسم مشهور و خوانده شده باشند.
    ب. محتمل است مورخاني كه آمار كمتري براي شمار فرزندان آن امام گفته‌اند، برخي از فرزندان حضرت علي ـ عليه السّلام ـ را كه در دوران كودكي و حيات ظاهري آن حضرت از دنيا رفته‌اند، به حساب نياورده باشند.
    پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:
    انا و علي ابوا هذه الامة؛ من و علي پدران اين امت هستيم.
    [1] . العمري، النسابة، علي بن محمد بن علي، المجدي في انساب الطالبيين، متوفاي قرن 5، مكتبه آيت الله العظمي مرعشي نجفي، مطبعة سيد الشهداء، چ اول، 1409 هـ ، ص 11.
    [2] . ابي أبي الحديد از «عبيدالله» به نام «عبدالله» ياد كرده است؛ ابن أبي الحديد، شرح نهج البلاغه، متوفاي 655 هـ، دار احياء التراث العربي، چ دوم، 1386 هـ، جزء 9، ص 242.
    [3] .الشيخ المفيد، الارشاد، متوفاي 413 هـ ، المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد، چ اول، 1413 هـ، ج 1، صص 355 ـ 354؛ ابن أبي الحديد، شرح نهج البلاغه، متوفاي 655 هـ، دار احياء التراث العربي، بيروت، چ دوم، 1386 هـ، جزء 9، صص 242 ـ 243؛ طبري، ابوجعفر محمد بن جرير، ‌تاريخ الطبري، متوفاي 310 هـ، دار المعارف، مصر، چ دوم، ج 5، صص 153 ـ 154.
    [4] . الشيخ المفيد، همان، همان صفحه.
    [5] . ابن شهر آشوب، همان، ص 305؛ طبري، همان، ص 154.
    [6] . ابن شهر آشوب، همان، ص 305؛ طبري، همان، ص 154.
    [7] . طبري، همان، ص154؛ ابن شهر آشوب، همان، ص 304.
    [8] . ابن شهر آشوب، همان، ص 305؛ البغدادي، ابن خشاب، عبدالله بن نصر؛ تاريخ مواليد الائمه و وفاتهم (مجموعة نفيسه)، متوفاي 567 هـ، مكتبه آيت الله مرعشي نجفي، قم، 1406 هـ، ص 171.
    [9] . العمري النّسابه، همان، ص 12.
    منبع
    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

    3000 مداحی محرم +5000 صوت مذهبی
    دریایی از امکانات پیش روی شماست


  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    دین و موضوعات دینی
    نوشته
    5,952
    حضور
    80 روز 5 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    0
    گالری
    1505
    صلوات
    54604



    پرسش :

    آيا حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ در منابع تاريخي اهل سنت جايگاهي نظير منابع شيعه در نزد پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ دارد؟



    پاسخ :

    پيرامون شخصيت وجودي و مقام معنوي فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ كتابهاي زيادي نگاشته شده و سخنان زيادي گفته شده است، اما گويا اگر هزار برابر آن نيز از قلمرو ذهن و انديشة بشر به درآيد و صورت گفتار يا نوشتار پذيرد، باز قطره اي از اقيانوس بي كرانة فضيلتهاي حضرتش است.
    شكي نيست كه آنچه از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ راجع به خصائص و ويژگي هاي فاطمه ـ سلام الله عليها ـ صادر شده است، جز وحي الهي نمي باشد و محبّت كردن پيامبر به خاطر عاطفه و وابستگي خانوادگي و قومي نبوده است و آنچه بيان شده يا در عمل ظاهر كرده جز حقيقت ثابت نمي باشد چرا كه خداوند عزّوجلّ دربارة او فرموده است: «ما ينطق عن الهوي إن هو الّا وحيٌ يوحي»[1] يعني پيامبر از روي هوي و هوس سخن نمي گويد بلكه اين وحي است كه به او مي رسد.»
    پيامبر در همة سخنانش دربارة اشخاص، چيزي را به خاطر عاطفه اش، بيش از استحقاق نمي دهد حتي اگر آن انسان دخترش باشد.
    در روايات شيعه بطور متواتر نقل شده است كه فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در نزد پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ جايگاه ويژه اي دارد كه در منابع اهل سنت نيز قابل قبول است، اگرچه در اواخر، منابع اهل سنت دچار سانسور شده و نسبت به خاندان پيامبر و فضائل آنها كمتر توجه نموده اند و تعصبات خود را در تحريف حقايق نشان داده اند اما در هر صورت منابع گذشته مطالب زيادي دارند كه بخشي از آنها مي شود.
    1. پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «فاطمه پارة تن من است، هر كس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.»[2]

    2. همانا كه فاطمه پاره اي از من است، مرا مي آزارد هر كه وي را بيازارد»[3] و در روايتي «فاطمه پاره اي از من است» مرا آزرده خاطر مي سازد هر كه او را آزرده خاطر نمايد، و مرا شاد مي كند هر كه وي را شاد كند.»[4]

    3. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ به حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ فرموده است.
    «خداوند براي خشم تو، خشمگين و براي خشنوديت خشنود مي شود.»[5]

    4. صحيح البخاري به سند خود از عايشه آورده است، كه گفت: «فاطمه پيش مي آمده و راه رفتنش كم از راه رفتن پيامبر نداشت، پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ گفت: خوش آمدي دخترم، پس او را در سمت راست يا سمت چپ خود نشاند، سپس مطلبي را محرمانه به او گفت و فاطمه گريه كرد، به او گفتم چرا گريه مي كني، پس از آن مطلبي را محرمانه به او گفت و او خنديد. گفتم مانند امروز نديده ام كه شادي به اندوه نزديكتر باشد. از او پرسيدم دربارة آنچه گفته بود، پس فاطمه (س) گفت: «من راز پيامبر خدا را فاش نمي كنم» تا اينكه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ وفات يافت، از او پرسيدم گفت: «به من محرمانه فرمود كه جبرئيل سالي يكبار قرآن را بر من عرضه مي داشت و امسال دوبار آن را بر من عرضه نمود و من نمي بينم جز اينكه اجلم فرا رسيده باشد و تو نخستين كسي از اهل بيت من باشي كه به من ملحق مي شوي، پس من به گريه افتادم، پس فرمود: آيا نمي پسندي كه سيّدة زنان اهل بهشت باشي، و من از اين جهت بود كه خنديدم».[6]

    5. مستدرك به سند خود از عايشه روايت كرده كه به فاطمه گفت: آيا تو را بشارت دهم كه از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ شنيدم كه مي گفت: سروران زنان اهل بهشت چهار تن هستند: مريم دختر عمران، فاطمه دختر محمد،‌خديجه دختر خويلد و آسيه دختر مزاحم»[7]

    حاكم نيشابوري دربارة آن گفته است: حديثي است با اسناد صحيح، ولي آن را نياورده اند (كه مقصود وي بخاري و مسلم است). و صاحب ذخائر العقبي علاوه بر آن آورده «برتر از آنان فاطمه است.»[8]

    6. از ابن عباس نقل شده، كه گفت: رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «دخترم فاطمه، حوري است، آدمي، كه حيض و نفاس ندارد و اينكه فاطمه ناميده شده، از آن جهت است كه خداوند او و دوستدارانش را از آتش دور ساخته است.»[9]

    7. احمد بن حنبل در مسند خود آورده است كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ هر گاه به مسافرت مي رفت، آخرين ديدارش را با فاطمه ـ سلام الله عليها ـ قرار مي داد و هرگاه مراجعت مي كرد، اولين كسي كه به ديدارش مي رفت، فاطمه بود.[10]

    8. ترمذي در صحيح خود از عايشه نقل كرده كه گفت: «كسي را نديدم كه به صورت و دليل و هدايت، از فاطمه به رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ شبيه تر باشد، گفت: وي هر گاه بر پيامبر وارد مي شد، به سوي او بر مي خاست و او را مي بوسيد و در جاي خود مي نشاند.»[11]

    9. حاكم در مستدرك خود آورده است كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «هنگامي كه روز قيامت فرا رسد، منادي از درون عرش ندا سر مي دهد: اي حاضران جمع شويد، سر به زير انداخته، چشمان خويش را فرو بنديد تا فاطمه دختر محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ بر صراط بگذرد، پس او همراه با هفتاد هزار كنيز از حورالعين همچون برق مي گذرد.[12]

    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. سيد مرتضي حسيني فيروز آبادي، فضائل الخمسه من الصحاح السته، دارالكتب الاسلاميه، جلد سوم مقصد ثالث در فضائل فاطمه ـ سلام الله عليها ـ، ص 122 تا 186.
    2. محمد صادق نجمي، فاطمه زهرا از نظر روايات اهل سنت.
    3. سيوطي جلال الدين، الدرّر المنثور، دارالفكر بيروت، جزء الثاني،‌ص 194-193، ذيل تفسير آية 45‌ سورة آل عمران و جزء سادس ص 607 تا 599، ذيل تفسير آيه 33، سورة احزاب و...
    4. فخر رازي، تفسير كبير، دارالكتب العلميه، بيروت، ج25، ص 181.
    5. عبدالمعطي امين قلعجي، خاندان وحي در احاديث اهل سنت.
    [1] . نجم/3 و 4.
    [2] . بخاري، صحيح البخاري، قاهره، دارالحديث، بي تا، ج5، ص 26، باب مناقب اقرباي رسول، ابن حجر هيثمي، آن را در الصواعق المحرقه، قاهره، دارالبلاغه، چاپ 1403 هـ.ق، ص 188 آورده است.
    [3] . مسلم، صحيح مسلم، بيروت، موسسه عزالدين، ج5، ص 54، كتاب فضائل الصحابه، باب فضائل، فاطمه، حديث 93.
    [4] . ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص 190، اين حديث به صورت هاي مختلفي كه همين معني را مي رساند در بسياري از منابع مانند: مسند، احمد بن حنبل، كنزالعمال، و الامامةو السياسة ابن قتيبه... وديگر منابع آمده است.
    [5] . حاكم نيشابوري، ابو عبدالله، المستدرك، علي الصحيحين، هند، 1334هـ ق، كتاب مناقب الصحابه، ج3، ص 154، حاكم گفته، حديثي است با اسناد صحيح ولي آن را نياورده اند. و ابن اثير، اسدالغابه، مكتبه الاسلاميه، چاپ پنجم، و ابن حجر الاصابه، بيروت، دارالكتب العلميه، ج8، ص 265، و بسياري ديگر از منابع اهل سنت.
    [6] . بخاري، صحيح البخاري، همان، ج4، ص 248، باب علامت هاي نبوت، و همينطور: مسلم، صحيح، ج5، ص 57-55 در حديث 97 و 98 و 99 آورده است.
    [7] . حاكم، مستدرك، ج2، ص 594، و حسام الدين هندي، كنزالعمال، بيروت، موسسه الرساله، ج11، ص 605، حديث 32925، آورده است كه: فاطمه سيّدة زنان بهشت است.
    [8] . احمد بن عبدالله طبري، ذخائر العقبي، قاهره، مكتبه القدسي، ص 44.
    [9] . خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، قاهره، مكتبة الخانجي، ‌ج12، ص 331، حديث 6772، و ابن حجر، صواعق، ص 160.
    [10] . احمد بن حنبل، مسند، مصر، مطبعة‌الميمنيه، ج5، ص 275، و مستدرك (حاكم)، ج1، ص 489.
    [11] . ابوعيسي، الجامع الصحيح، (سنن ترمذي)، قاهره، دارالحديث، ج5، ص 700،‌حديث 3872.
    [12] . حاكم، مستدرك «پيشين»ج3، ص 153، و ابن هجر هيثمي، الصواعق، المحرقه، ص 190.
    منبع
    ღღღ پاسخ به سوالات و شبهات در مورد حضرت زهرا(س) ღღღ

    3000 مداحی محرم +5000 صوت مذهبی
    دریایی از امکانات پیش روی شماست


  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۱/۲۹, ۲۰:۲۱ : 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود