جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت شهادت حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265

    علت شهادت حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن




    پرسش:آیا حضرت فاطمه سلام الله علیها شهید شد؟ علت شهادت ایشان و ماجرای سقط حضرت محسن چه بود؟
    پاسخ:

    از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آنبزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟
    برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[1]
    البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانهخالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:
    «در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفهبا فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[2]
    مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[3]
    اما منابع اهل سنت:
    1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمهعلیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[4]
    همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیتعلیهم السلام جلوگیری کرد.»[5]
    2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.»[6]
    3- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7]
    4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرمصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.
    ابو العاص به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.»
    ابن ابی الحدید می‏گوید:
    «من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباحشمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند کهباعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»
    ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم:
    «آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟
    پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقلنکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]
    این قصه، به خوبی نشانمی‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.[9]
    5- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[10]او می‏گوید: «نزد امام صادقعلیه‏السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»
    سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:
    «ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبهخود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) ومصیبت های او می‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمهعلیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.
    توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏گری خویش را نشانداده و ذیل کلام امام صادق علیه‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلبروشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد.
    چنان که ابابصیر از امام صادق علیه‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمهعلیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12]
    ب. منابع شیعه:
    نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است:
    هنگامی که خواستند علی علیه‏السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمهعلیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏اشصدمه‏های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛فقط به گوشه‏ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏کنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقل هایتاریخی فراوان است.
    خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین می‏نویسد:
    «... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپسفریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[13]
    آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشه‏هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[14]

    ادرس:

    1- شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.
    2- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی.
    3- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص153 و در برخی چاپها ص 23 ـ 24.
    4- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57.
    5- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107.
    6- الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292.
    7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 161.
    8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ،ص252.
    9- شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.
    10- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقلنموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و بهسخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛خَلُوقی.
    11- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی).
    12- بحار الانوار، ج43، ص170.
    13- بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جدید)؛ ج8، ص230، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعة، ج1، ص267.
    [14]کتاب "الهجوم علی بیت فاطمه"، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.

    منبع:پایگاه حوزه6910-16910-1
    ویرایش توسط سلیلة الزهراء : ۱۳۹۰/۱۱/۱۱ در ساعت ۱۳:۴۱

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با سلام
    و تشکر از صلوات گرامی بنده بطور فهرست وار منابع را ذکر میکنم تا دوستان با منابع بیشتر آشنا شوند
    شهادت حضرت زهرا (س)

    1- مزار مفيد، ص 156.
    2- مقنعه مفيد، ص 459.
    3- البلدالامين، ص 198 يا 287.
    4- بحارالانوار، ج 25، ص 373; ج 28، صص 62- 64، 73، 262، 268، 270; ج 29، ص 129; ج 43، صص 170، 197- 200; ج 53، ص 23; ج 97، صص 165- 200; ج 99، ص 220.
    5- مصباح‏الزائر، صص 25- 26.
    6- مصباح‏المتهجد، ص 654.
    7- اقبال الاعمال، صص 624- 625.
    8- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 574.
    9- تهذيب الاحكام، ج 6، ص 10.
    10- ملاذ الاخيار، ج 9، ص 25.
    11- الوافى، ج 14، صص 1370- 1371.
    12- روضةالمتقين، ج 5، صص 342، 345.
    13- جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، صص 261- 264.
    14- مصباح كفعمى، ص 522.
    15- كتاب سليم بن قيس، ج 2، صص 586- 590، 873، 907، 915.
    16- كامل بهايى، ج 1، ص 314.
    17- عوالم‏العلوم، ج 11، صص 260، 398، 404 400، 411، 504.
    18- مرآةالعقول ج 5، صص 315- 320.
    19- ضياءالعالمين، ج 2، ق 3، صص 63- 64.
    20- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 186، 193- 194.
    21- حديقةالشيعه، صص 265- 266.
    22- القاب الرسول و عترته، صص 39، 43.
    23- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
    24- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
    25- فضائل ابن‏شاذان، ص 141.
    26- دلائل‏الامامه، صص 26- 27، 45.
    27- كامل الزيارت، صص 326- 327، 332- 335.
    28- كنزالفوائد، ج 1، صص 149- 150.
    29- روضات الجنات، ج 6، ص 182.
    30- الاختصاص، صص 184- 185، 343.
    31- وفاة الصديقة الزهراء، ص 78.
    32- كافى، ج 1، ص 458.
    33- الرسائل الاعتقاديه، صص 301- 302.
    34- التتمة فى تواريخ الائمه، صص 28، 35.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    شهادت حضرت محسن فرزند حضرت زهرا (س)

    1- مسند احمد، ج 1، صص 98، 118.
    2- البدء والتاريخ، ج 5، ص 75.
    3- تاريخ دمشق، (ترجمة الامام الحسين)، ص 18.
    4- السنن الكبرى، ج 6، ص 66; ج 11، ص 63.
    5- الروضة الفيحاء، ص 252.
    6- تذهيب تاريخ دمشق، ج 4، ص 204.
    7- الادب‏المفرد، ص 121.
    8- اسدالغابه، ج 2، ص 18; ج 4، ص 308.
    9- الاصابه، ج 3، ص 471.
    10- الذرية الطاهره، صص 90، 97، 155.
    11- الاستيعاب، ج 1، ص 369.
    12- نهايةالارب، ج 18، ص 213; ج 20، صص 221، 223.
    13- الرياض المستطابه، ص 293.
    14- تاريخ الخميس، ج 1، صص 279، 418.
    15- منتخب كنزالعمال، ج 5، ص 108.
    16- مختصر تاريخ دمشق، ج 7، صص 7، 177.
    17- المستدرك على الصحيحين، ج 3، صص 165- 166.
    18- مجمع‏الزوائد، ج 8، ص 25- 52; ج 4، ص 59.
    19- تلخيص المستدرك.
    20- ذخائرالعقبى، صص 55، 116- 119.
    21- انساب‏الاشراف، ج 3، ص 144.
    22- التبيين فى انساب القرشين، صص 91- 92، 133، 192.
    23- كفايةالطالب، ص 208.
    24- تذكرةالخواص، صص 193، 322.
    25- شرح‏المواهب، ج 4، ص 339.
    26- البداية والنهاية، ج 7، ص 332.
    27- تاج‏العروس، ج 3، ص 389.
    28- كنزالعمال، ج 6، ص 221.
    29- مناقب آل ابى‏طالب، ج 1، ص 16.
    30- الكامل فى التاريخ، ج 3، ص 397.
    31- تاريخ الامم والملوك، ج 5، ص 153.
    32- دلائل النبوه، ج 3، ص 161.
    33- البداية والنهاية، ج 3، ص 346; ج 7، ص 332.
    34- الحدائق الوردية، ج 1، ص 52.
    35- المواهب اللدنيه، ج 1، ص 198.
    36- جمهرة نساب العرب، ص 16.
    37- نزل الابرار، ص 34.
    38- الرياض النضره، مج 2، ص 239.
    39- ارشاد السارى، ج 6، ص 441.
    40- البحر الزخار، ج 1، صص 208، 221.
    41- اتحاف السائل، ص 33.
    42- لباب الانساب، ج 1، ص 337.
    43- الجوهرة فى نسب الامام على، ص 19.
    44- تاريخ الهجرة النبويه، ص 58.
    45- صفة الصفه، ج 2، ص 5 يا 9.
    46- التحفة اللطيفه، ج 1، ص 19.
    47- الرياض المستطابه، صص 292- 293.
    48- نورالابصار، ص 147.
    49- المختصر فى اخبار البشر، ج 1، ص 181.
    50- المعارف، صص 143، 210- 211.
    51- ينابيع المودة، ص 201.
    52- عوالم‏العلوم، ج 11، ص 539.
    53- عيون‏الاثر، ج 2، ص 290.
    54- حبيب‏السير، ج 1، ص 463.
    55- تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 213.
    56- كشف الاستار، ج 2، ص 416.
    57- موارد الظمان، ص 551.
    58- ترجمة الامام الحسن، ص 34.
    59- السيرة الحلبيه، ج 3، ص 292.
    60- المعجم‏الكبير، ج 3، صص 29، 96- 97.
    61- الاحسان فى تقريب صحيح ابن‏حبان، ج 15، ص 410.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    سقط محسن با ذكر سبب

    1- اثبات الوصيه، ص 143.
    2- الملل والنحل، ج 1، ص 57.
    3- بهج‏الصباغه، ج 5، ص 15.
    4- بيت‏الاحزان، ص 124.
    5- الوافى بالوفيات، ج 6، ص 17.
    6- شرح نهج‏البلاغه، ج 2 ص 60; ج 14، ص 193.
    7- الارجوزة المختاره، صص 88- 92.
    8- المنتخب طريحى، صص 136- 293.
    9- ارجوزة العاملى، صص 13، 14.
    10- تراجم اعلام‏النساء، ج 2، صص 316- 317.
    11- الانوار القدسيه، صص 42، 44.
    12- فرائد السمطين، ج 2، صص 34، 35.
    13- امالى صدوق، صص 99، 100.
    14- ارشادالقلوب، ص 295.
    15- جلاءالعيون، ج 1، صص 184- 188، 193.
    16- بشارة المصطفى، صص 197- 200.
    17- فضائل ابن شاذان، صص 8- 12.
    18- غايةالمرام، ص 48.
    19- المحتضر، ص 109.
    20- اقبال الاعمال، ص 625.
    21- دلائل الامامه، صص 26- 27، 45.
    22- مهج‏الدعوات، صص 257- 258.
    23- مصباح كفعمى، صص 522، 553- 554.
    24- مسند الامام الرضا، ج 2، ص 65.
    25- الامامة ابن‏سعد جزايرى (خطى)، ص 81.
    26- ضياءالعالمين، ج 2، ق 2، صص 62- 64.
    27- الرسائل الاعتقاديه، ص 301; طريق الارشاد، صص 444، 446، 465.
    28- الحدائق الناضره، ج 5، ص 180.
    29- تشييد المطاعن، ج 1، صفحات زياد.
    30- الصوارم الماضيه، ص 56.
    31- روضات الجنات، ج 1، ص 358.
    32- تلخيص الشافى، ج 3، صص 156- 157.
    33- النقض، ص 298.
    34- اللوامع الالهيه، ص 302.
    35- مناظره الغروى والهروى، صص 47- 48.
    36- نفحات اللاهوت، ص 130.
    37- احقاق‏الحق، ج 2، ص 374.
    38- سيرةالائمة الاثنى عشر، ج 3، ص 132.
    39- الصراط المستقيم، ج 3، ص 12.
    40- كامل بهايى، ص 309.
    41- التتمة فى تواريخ الائمه، ص 28.
    42- اثبات الهداة، ج 2، صص 337- 338، 360، 370، 380، 381.
    43- مناقب آل‏ابى‏طالب، ج 3، ص 407.
    44- بحارالانوار، ج 3، ص 393; ج 25، ص 373; ج 27، صص 37- 39، 209- 210، 264، 268، 270، 271 يا 281; 308، 323; ج 29، ص 192، ج 30، صص 294- 295، 348- 350; ج 39، صص 41- 42; ج 42، ص 91; ج 43، صص 170- 173; 197- 200; 233، 237، 22، 64; ج 82، ص 261; ج 83، ص 223; ج 97، صص 199- 200.
    45- عوالم‏العلوم، ج 11، صص 391- 392، 398، 400، 411، 414، 416، 41، 443، 504، 539.
    46- المجدى فى انساب الطالبين، ص 12.
    47- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
    48- نوائب‏الدهور، صص 192، 194.
    49- اختصاص، صص 184- 185، 343، 344.
    50- كامل الزيارات، صص 326- 327، 332- 335.
    51- وفاة الصديقة الزهراء، ص 78.
    52- كتاب سليم بن قيس، صص 585- 590.
    53- الاحتجاج، صص 210- 216، 414.
    54- مرآةالعقول، ج 5، صص 318- 321.
    55- كفاية الطالب، ص 413.
    56- حديقة الشيعه، صص 265- 266.
    57- معانى‏الاخبار، ص 205- 207.
    58- الهدايةالكبرى، صص 179- 180، 408، 417.
    59- حليةالابرار، ج 2، ص 652.
    60- البلدالامين، صص 551- 552.
    61- علم‏اليقين، صص 686- 688، 701.
    62- روضةالمتقين، ج 5، ص 342.
    63- تراجم اعلام النساء، ص 321.
    64- نوادرالاخبار، ص 183.
    65- مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
    66- البدء والتاريخ، ج 5، ص 20.
    67- فاطمة بنت رسول‏اللَّه، ص 94.
    68- التنبيه والرد على اهل الاهواء، صص 25- 26.
    69- منتهى الآمال، ج 1، صص 201، 263.
    70- التتمة فى تواريخ الائمه، ص 35.
    71- مقتل الحسين مقرم، ص 389.
    72- ميزان الاعتدال، ج 1، ص 268.
    73- لسان‏الميزان، ج 1، ص 268.
    74- سير اعلام النبلاء، ج 15، ص 578.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    جنابان مدیریت می دانم که هدف وحدت است ولی بگذارید این تا مادمی که این سایت پابرجا است باقی بماند تا تسکینی بر دل سوخته شیعیان باشد

    لعن الله عمر ثم ابابکر و عمر ثم عثمان و عمر ثم عمر ثم عمر

    ویرایش توسط **عبدالله** : ۱۳۹۰/۰۱/۲۹ در ساعت ۰۸:۳۷
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  11. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود