صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    16
    حضور
    54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    198

    غمگین درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!




    با شهدا


    توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه


    داره باز هوای جبهه ، به یاد روزای جنگه


    توبه کردم ننویسم ، نگم از حرفای کهنه


    اما دل آروم نداره ، بحث ترکش و تفنگه



    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!




    توبه کردم ننویسم ، ناراحت نشین جوونا


    میگم از چادر و سنگر ، جایی که تاریک و تنگه


    میگم از خط مقدم ، آتیش و رگبار دشمن


    میگم از روزای گرمی ، که حال و هواش قشنگه


    میگم از روزای دوری ، که باهاش فاصله داریم


    میگم از وحدت اونجا ، دلاشون همه یه رنگه



    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!



    اما اینجا توی این شهر ، یه عده مارو سوزوندند


    عده ای که کم اند اما ، قلبشون یه تیکه سنگه


    اونایی که نمیدونن سر دعوا با کی دارند


    حرفاشون آماده مثل : تیر تو لوله ی تفنگه


    اونایی که میسوزونن دل جانبازای مارو


    جانباز بیچاره ای که درد دلهاش با سُرنگه !



    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!



    جانبازی که بستری شد ، یه عمری تو بیمارستان


    جانبازی که تو دماغش ، همیشه چندتا شیلنگه !


    خستم از اهل زمونه ، بدونید دلم گرفته


    سرتون رو درد نیارم ، روی قلبم جای چنگه



    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!



    توی این دنیای فانی ، نکته ایست باریکتر از مو!


    " هر کسی با شهدا موند ، بدونید بچه زرنگه "



    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!

    ویرایش توسط تمنـای وصـال : ۱۳۹۲/۱۱/۲۲ در ساعت ۲۰:۱۵ دلیل: ویرایش عنوان تاپیک
    زندگی چون گل سرخ است
    پر از عطر ...
    پر از خار ...
    پر از برگ لطیف ...
    یادمان باشد اگر گل چیدیم
    عطر و برگ و گل و خار
    همه همسایه دیوار به دیوار هم اند...!

  2. صلوات ها 54


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    دوست،شعرودرس
    نوشته
    292
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2299



    ....صداي پايت سكوت شب را شكست
    و تو بودي كه آموختي براي بودن بايد رفت
    و با رفتنت ماندني شدي....
    «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی؛ یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو [و حال آنکه از مردم حیا کردم؛ ولی تو را بر خود حاضر ندانستم] مرا مجازات کردی [و حال نماز و دعا را از من گرفتی].»

  5. صلوات ها 31


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مقدسات , مطالعه , شکلات و بستنی و لواشک
    نوشته
    1,034
    حضور
    2 روز 15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    39
    آپلود
    3
    گالری
    51
    صلوات
    9068



    شرمنده ام.....




  7. صلوات ها 31


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    16
    حضور
    54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    198



    گفتیم برای شهیدان چه کرده اید ؟؟؟؟؟؟

    گفتند : یه کوچه به نامشان نکردیم مگر !!!!!!!!!!!!!!


    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!
    زندگی چون گل سرخ است
    پر از عطر ...
    پر از خار ...
    پر از برگ لطیف ...
    یادمان باشد اگر گل چیدیم
    عطر و برگ و گل و خار
    همه همسایه دیوار به دیوار هم اند...!

  9. صلوات ها 26


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط majhul نمایش پست ها
    گفتیم برای شهیدان چه کرده اید ؟؟؟؟؟؟ گفتند : یه کوچه به نامشان نکردیم مگر !!!!!!!!!!!!!!
    سلام
    من نمی گویم چه کردیم
    می گویم بیایید کاری بکنیم
    حسرتم مرا مانع است
    و امید محرکم
    پس با امید میروم
    به هر کجا که برسم خدا را شکر می کنم
    و معطل حسرتهایم نمی مانم
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 22


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    دوست،شعرودرس
    نوشته
    292
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2299



    آن روز که آمدی دستان من برای طوافت آمده بودند اما اجازه نداشتم نه،شاید هم لیاقت
    آخر آن روز خودکارم هم فراموشم شده بود و من فقط از دور تماشایتان کردم و من در کنجی برای تنهایی دل خودم میگریستم تو که در اوج بودی و تابوتت بر بال فرشتگان برای تبرک روحمان، اما صد افسوس که .....
    فرصت سلام هم نیافتم و اکنون سالهاست که من و دل هردو تنهاییم و چشم براه .......اما صدحیف که تکرار نمیشود آمدنت تا بیدار کنم این دل غفلت زده را.....
    «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی؛ یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو [و حال آنکه از مردم حیا کردم؛ ولی تو را بر خود حاضر ندانستم] مرا مجازات کردی [و حال نماز و دعا را از من گرفتی].»

  13. صلوات ها 17


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    29
    حضور
    7 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    299



    حرف هایی که فقط به شماها می گویم :

    تا چند وقت پیش یه سوال جدی برام پیش اومده بود واقعاً نمی دونستم عشق یعنی چی ؟ .عاشق کیه ویژگیش چیه؟ در هر زمینه ای .واقعا ما عاشق شهداییم یا عشق فقط یه طرفه است ؟؟
    من که خودم زیادی حرف می زنم هنوز 1 ماه بیشتر نیست که تازه اسم چند تا از فرمانده های جنگ و یاد گرفتم . چند روز پیش وقتی شنیدم ، شهدای گمنام رو می خوان بیارن واقعاً دلم برای شهیدا تنگ شد گفتم اینا برای ماها رفتند جنگیدند حالا دلایل دیگش هیچی نباید بریم ازشون تشکر کنیم .راستشو بخواید من که روم نمیشد به کسی بگم دارم می رم تشیع شهدا تو خونه اول گفتم دارم می رم موزه جنگ بعدش می رم ....
    آخه کسی باورش نمیشد همه می گفتن بابا تو که تا دیروز عکسای ... و آهنگهای ... تو کامپیوترت پر بود ، چی شده الان تو کامپیوترت روایتگری های جنگ و عکس شهدا ء گذاشتی .بعضیا به هم میگن نکنه خبریه.پست میخوای بگیری !!! دیگه چرا فیلم بازی می کنی ؟

    ولی واقعاً فهمیدم که دعوت که میگن حقیقت داره .یعنی اول شهدا عاشق ما میشن بعد ما عاشق اونا . البته شهدا عاشق همه ی ما هستند که جونشون و برامون دادند .هی ما رو دعوت می کنن و ما دعوتشون و رد می کنیم .

    موقعی که داشتند شهدا را خاک می کردند چه خبر بود .انگار نه انگار قضیه مربوط به چند سال پیشه .مردم به پرچم تابوت هم رحم نمی کردند .از خاک اونجا گرفته تا پارچه و پلاستیک از همه چی تبرک بر می داشتند .واقعاً این شهدا کیند ؟تا حالا من که ندیدم مردم جوان 17 ساله را اینقدر پر شکوه خاک کنند .

    شهدا تو رو خدا ، تو رو خدا ، تو رو به حق تمام اماما ، شما رو به آبروی حضرت زهرا قسمتون می دم کمک کنید ما شما رو اونجوری که بودید بشناسیم ،یه ذره شبیه شما بشیم شاید خدا چشش ما رو هم بگیره .

    رو سنگ قبر شهدا نوشته بود :
    هرکس می خواهد مارو بشناسد داستان کربلا را بخواند (شهید آوینی )



    اللهم ارزقنی توفیق الشهادة

  15. صلوات ها 22


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    دوست،شعرودرس
    نوشته
    292
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2299



    خودم را فرامش کردم آن دم که تو میان خون می غلتیدی و لبخند میزدی
    و امروز خودم را به خاطر آوردم که تو در خون بودی و اما نگرانِ......
    و فردا من خودم فراموش میشوم ولی تورا به خاطر سپرده ام آن دم که در خون می غلتیدی و میگفتی .....
    بگذار برای همیشه زمانه خاطرم بماند که تو شهیدشدی تا امروز من با کلمات دست و پا شکسته ی دلم از تو و از خونت و از راهت و...
    بالاتر عمل به وصیتت....
    هنوز چادرم را به سر دارم اما...
    من هم دارم در خون دلم غلت میخورم ولی من هم خواهم جنگید.....
    «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی؛ یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو [و حال آنکه از مردم حیا کردم؛ ولی تو را بر خود حاضر ندانستم] مرا مجازات کردی [و حال نماز و دعا را از من گرفتی].»

  17. صلوات ها 12


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    دوست،شعرودرس
    نوشته
    292
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2299



    امروز دیدم که سخت بی دردی آزارم می دهد دنبال درد سر میگردم برای همین دوباره آمدم سراغت، تا بگویم از دردهایی که....
    میان لحظه های دلتگی ام نشسته ام منم تنها و دلم، حرفهایم را به نام دلم مینویسم وبس خواستی بخوان خواستی نه!
    همین قدر میگویم که این روزها خیلی دلم گرفته، از همه!بیشتر از خودم! اما چه کنم که نمیشود همه چیز را گفت وگرنه سفره ی دل باز میکردم و از درد هایی که کشیده ای، از حرفهایت، میگفتم اما یاد گرفتم،البته از خودتان که قرار نیست هر کس دردی دارد داد بزند "سکوت گاهی بالاترین فریاد است"
    ومن این روزها ترجیح میدهم که......
    ویرایش توسط پرنده بهشتی : ۱۳۹۰/۰۳/۰۵ در ساعت ۲۰:۲۱
    «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِی؛ یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو [و حال آنکه از مردم حیا کردم؛ ولی تو را بر خود حاضر ندانستم] مرا مجازات کردی [و حال نماز و دعا را از من گرفتی].»

  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    دنیای دیجیتال ، ورزش ، اقتصاد ، تفکر
    نوشته
    262
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2178



    نقل قول نوشته اصلی توسط majhul نمایش پست ها
    با شهدا


    توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه


    داره باز هوای جبهه ، به یاد روزای جنگه


    توبه کردم ننویسم ، نگم از حرفای کهنه


    اما دل آروم نداره ، بحث ترکش و تفنگه



    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!




    توبه کردم ننویسم ، ناراحت نشین جوونا


    میگم از چادر و سنگر ، جایی که تاریک و تنگه


    میگم از خط مقدم ، آتیش و رگبار دشمن


    میگم از روزای گرمی ، که حال و هواش قشنگه


    میگم از روزای دوری ، که باهاش فاصله داریم


    میگم از وحدت اونجا ، دلاشون همه یه رنگه



    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!



    اما اینجا توی این شهر ، یه عده مارو سوزوندند


    عده ای که کم اند اما ، قلبشون یه تیکه سنگه


    اونایی که نمیدونن سر دعوا با کی دارند


    حرفاشون آماده مثل : تیر تو لوله ی تفنگه


    اونایی که میسوزونن دل جانبازای مارو


    جانباز بیچاره ای که درد دلهاش با سُرنگه !



    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!



    جانبازی که بستری شد ، یه عمری تو بیمارستان


    جانبازی که تو دماغش ، همیشه چندتا شیلنگه !


    خستم از اهل زمونه ، بدونید دلم گرفته


    سرتون رو درد نیارم ، روی قلبم جای چنگه



    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!



    توی این دنیای فانی ، نکته ایست باریکتر از مو!


    " هر کسی با شهدا موند ، بدونید بچه زرنگه "



    درد و دل با شهدا !i! توبه کردم ننویسم ، اما دل دوباره تنگه !i!
    با این تصاویر واقعا ادم شرمنده میشه
    دانلود سخنرانی دکتر شاهین فرهنگ در مورد ازدواج موفق

    مجموعه سخنرانی بسیار جذاب و شنیدنی



  21. صلوات ها 12


صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۵/۳۱, ۱۵:۲۶ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود