جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مارکوپولو کی بود؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    327
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1147

    مارکوپولو کی بود؟




    لطفا درباره مارکو پو لو برایم توضیح بدهید. می خواهم بدانم کیست
    کاکه موسلمان خه وتن هه تاکه ی
    گوی نه دان به دین سر ه وتن تاکه ی
    مامه له ی کالای مه عریفت و دین
    سه یری سه یرانگای بی گول و په رژین
    هه تا که ی ئه بی ده مارت ببرن
    به رگی زیرینی حه یات دادرن
    با هه مو ساتی تیفکرین به دل
    تامه و داماوه و نه چوینه ته گل
    بزانین بو چی دروس کراوین
    به بنی ئاده م بو ناو براوین

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,133
    حضور
    45 روز 18 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10535



    ماركوپولو فرزند نيكو پولو واز مردم ونيز بود پدر وعمويش مافيو پولواز راه اسياي صغير وايران به چين سفر كردندودر ان زمان چين شمالي ،مغولستان وتركستان شرقي وايران در دست جانشينان چنگيز بود ،پولوها مدتي در پكينك(خان باليغ آن زمان وپكن امروزي )اقامت كردند وسپس به اروپا باز گشتند،پدر ماركوپولو بار ديگر با پسر خود به چين رفت وبدربار قوبيلاي قاآن راه يافتند وماركو پولو طرف محبت قوبيلاي قاآن قرار گرفت ممدت بيست سال از طرف اين فرمانرواي مغول مصدر مشاغل مهم حكومت ايالات چين واداره گمرك وسفارت وغيره شد ودر نتيجه آشناي عميق به احوال ممالك قوبيلاي قاآن ،هنگاميكه به اروپا باز گشت در سال 695شرح سفر خودر ا براي يكي از دوستان خود نقل كرد وآنها را كه حاوي اطلاعات نفيسي راجع به احوال كليه ممالك مغول بود منتشر ساخت.
    به نقل از لغت نامه دهخدا
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۰/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۶:۳۷

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    21
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    50



    سلام

    اینکه مارکوپلو هرگز به کشورهای خاورمیانه سفر نکرده بود و داستانهای سفرنامه اش ساخته ذهن و تخلیلاتش است، اثبات شده، اما سر این مسئله برخی همچون انوش راوید نتیجه گیری های دیگری کرده اند که میاورم، قضاوت با خودتان:

    از وبلاگ انوش راوید:
    چنگیز مغول ، یکی دیگر از دروغهای تاریخ* * * * *
    چنگیز مغول یکی دیگر، از افسانه های دروغ پردازان غرب است. حتی یک کتاب ارزشمند تاریخی درباره حمله مغول وجود ندارد . چطور است لشکر عظیمی سازمان یابد ، ده هزار کیلومتر به جلو حرکت کند و یک کتاب در اینباره نباشد، جز توجیحات احمقانه. همه دروغ پردازان غربی خود اعتراف می کنند که نشان از وجود، یا واقعی بودن چنگیز مغول در دست نیست . حتی بهترین کتابهای تاریخ عمومی جهان قرون میانه هم، در باره رویدادهای حمله مغول چیزی ننوشته اند. داستانی که بیشتر مورد استفاده و سرمشق تمام دروغ پردازان حمله مغول قرار گرفته ، نوشته مارکو پلو است، یعنی کتاب توصیف جهان . مارکوپلو یک افسانه سرای ونیزیست که هر گز از قسطنطنیه ، استامبول کنونی دور تر نرفته و به شرق سفر نکرده. همه در غرب میدانند که مارکوپلو یک دروغ گوی بزرگ بود ، مارکو وقتی در زندان ونیز بود، داستانهای فتح دروغین ایران و هند بدست ، الکساندرمقدونی را مطالعه کرده، و از این افسانه ها الهام گرفت، و با کمک یکی دیگر مثل خودش بنام روستیچیلو ، مغولها را چون الکساندر مقدونی نموده حتی مهمتر ، و بد خواهان و دشمنان از این دروغ پردازیها به جای تاریخ استفاده کرده اند.در قرن سیزده میلادی ، غیر از اروپای غربی و مرکزی تمام جهان در اختیار مسلمانان بود، و اروپا در وضع اقتصادی و اجتماعیبدی قرار داشت، و بخاطر موفقیت های مسلمانان، عقده بزرگی نسبت به مردم شرق پیدا کرده بودند . چون خود نمیتوانستند ، در شرق و شمال آفریقا مسلمانان را شکست بدهند ، در داستانها و بدست مغولها این کار را کردند . مثلا قوبیلای که در هیچ یک از کتابهای، ایرانی و چینی و اروپایی اثری از آن ، نیست بنام امپراتور بزرگ قوبیلایخان جا داده اند ، وبسیاری از سران مغول را بهمین ترتیب ساخته اند. بغض آنها در قلم چند نویسنده دروغگو ترکید . جای تعجب است، که در قرون سیزده و چهاردهمیلادی، که مسلمانان تقریبا تمام دنیا را در اختیار داشتند ، مبلغان مذهبی اروپایی مخصوصا فرانسویان ، شرح طولانی از زندگی چنگیز بی سواد مغول مینویسند، و به عنوان تاریخ غالب میکنند، در زمان لوئی چهاردهم یکی از نویسندگان دربار بنام ، پتی دولاکروا ، بنا به مصلحت سیاسی وقت از مغولها آنطور که میخواهد مینویسد. درآرشیو اسناد واتیکان حتی یک نامه ، از قرون دوازده و سیزده و چهارده میلادی، به زبان و یا خط مغولی نمی باشد، ولی به فارسی بیشمار است. طی دویست سال گذشته تعداد اندکی محقـق در، بخشهای کوچکی از این زمینه به کاوش پرداخته اند، دلیل آن موجود نبودن مدارک زنده و واقعی میباشد . اکثر محققان نمی توانند دروغ پردازیها، را بعنوان تاریخ بحساب آورند، مگر اینکه آگاه نباشند . ولی بعضی مانند هارولد لمب از شخصیتهای کم اهمیت ، دروغین یا افسانه ای تاریخ میسازند مانند داستانهای :آنیبال، شارلمانی ، ژوستی نین ، تیمور لنگ . خنده دار تر از همه قدیمی ترین تاریخ مغول را در دوره استعمار ، موراجا د وسون آمریکایی، که از یک خانواده سیاستمدارسرمایه دار ارتجایی است نگاشته ، و بعنوان این خدمت مقامهای مهمی کسب کرد .کتاب چهار جلدی تاریخ مغول ، از جنگیز تا تیمور او امروز در غرب بهترین کتاب شناخته میشود . اشخاص معلوم الحال دیگر که در باره مغول نوشته اند مانند : خاورشناس اتریشی، بارون ژوزف فن هامر ، ایلخانیان ایران را ظرف سالهای/ 1841 تا 1843 ، فرانترمن اردمان ، آلمانی ، چنگیز تشویش ناپذیر ، سرهنری هاروت ، انگلیسی یک کتاب قطور چهار جلدی زیر عنوان تاریخ مغولها،را نوشته اند . روسها که در قرن نوزدهم، قسمتهایی از ماورالنهر و خراسان بزرگ را اشغال کرده ، سعی نمودند داستان حمله و کشتار مغول را برای تضعیف مسلمانان بکار برند. بنا بر این ، بارتولد بسال 1900 ، درباره ظهور وسقوط امپراتورهای بیابانی نوشت، ولادمیرتسوف ، مسئله حساس و دشوار زمینه اجتمایی و اقتصادی، کشور گشایی مغول را حل کرد، که تا این زمان توجیه برای آن نداشتند . کتابهای زندگی چنگیز، و رژیم اجتماعی مغول ، به دروغ پردازان غرب کمک بزرگی برای این موضوع بود ، که چگونه عـده ای قلیل بی سواد، و بی دین را به مسلمانان پیشرفته حاکم کنند. اریک هاینیش ، آلمانی بسال 1948، تاریخ سری مغولها را که یک کتاب افسانه ای مغولی ، ساده و بی اهمیت و بدون تاریخ مشخص است انتشار داد . برتولداشپولر ، آلمانی تاریخ ، اردوی زرین و ایلخانیان، و رنه گروسه فرانسوی،داستان امپراتوری استپها را نوشتند. چند نفر دیگر نویسنده، کتابهای دوره مغول میباشند، که از کتابهای فوق الذکر استفاده کرده اند . بسیاری از دروغ نویسان مغولی اظهار میدارند، که منابعشان خطی و منحصر بفرد میباشد ، ولی جای تعجب است که کسان دیگر این منابع خطی را ندیده اند. دو منبع اصلی که مورد استفاده، اینها قرار گرفته ، تاریخ جهانگشای جوینی تالیف عطا ملک جوینی و جامع التواریخ ، رشید الدین فضل اله، میباشد. و اما اصل ماجرا از این دو کتاب است، که سرتا سرخیانت، و دروغ و گزافه گویی و ضد و نقیض گویی است .از میان هزاران کتاب تاریخ ایران فقط، روضه الصفا و تاریخ وصاف و حبیب السیر، خیلی کم و اطلا عات نا قص، و اند کی درباره مغول دارند که از همین دو کتاب فوق الذکر گرفته اند.داستان مغول چه بود؟ و پیدا کنید پرتقا ل فروش 300 را؟!مارکو پلو هم دروغ ، از آب در آمد*خانم فرانس وود، مورخ انگلیسی در کتاب خود به عنوان { آیا مارکو پلو به چین رسیده بود } میگوید، مارکو دروغگوست ، وهیچ گاه به ایران سفر نکرده و به چین نرسیده است ، و در واقع او دور تر از استانبول و شرق مدیترانه نرفته بود . این شاید هزارمین محقق است که عقیده دارد سفرهای، مارکو پلو فقط یک افسانه است. زیرا هیچ تصویر دقیقی، از جامعه و زندگی مردم ایران و چین ارایه نمیدهد . مارکو ادعا کرده ۱۷ سال از عمر خود را میان مغول سپری کرده ، ودر واقع حداکثر به بنادر مدیترانه ای خاورمیانه رسیده ، ودرآنجا اطلاعات خود را ، از نوشته ها و داستان های اعراب وایرانیان ، و تعریف ملوانان که به آن نقاط میرفتند، گرد آوری کرده، بسیاری از اساتید تاریخ اروپااز نظریه ، خانم وود که ریاست، بخش چینی را در کتابخانه سلطنتی انگلیس عهده دار است، و مدت دو سا ل برای تحقیقات در پکن بوده، حمایت میکنند . پیتر هوبکینز نویسنده کتاب { جهان گردان جا ده ابریشم تا چین } ، نیز همین عـقاید را دارد وگفته است، در آن زمان هیچ
    اروپایی به چین نرفته ، و در هیچ تاریخ چینی ذکر از سفر یک اروپایی نشده است . به نوشته ج ساندرز، استاد سابق تاریخ دانشگاه کنتربری ، قوبیلای و تعدادی از سران
    درو غین مغول ساخته و پرداخته مارکوپلو میباشند. {منابع کتابهای نام برده شده }.

    ویرایش توسط filis : ۱۳۹۰/۰۱/۲۸ در ساعت ۲۰:۰۳

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    179
    حضور
    2 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    753



    سلام
    این روزها بازار انکار داغه داغه
    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    حقوق.رمان. مسافرت هندوانه رنگ آبی
    نوشته
    698
    حضور
    11 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3515



    سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام
    والا چی بگم دلخور نمیشی تایپیکت شبیه زنگ تفریح بود
    hoomanbراست میگه این روزها بازار انکار داغه داغه
    شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
    خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
    باید این طور نوشت هر گلی هم باشی
    چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباری است
    زندگی در گرو خاطره هاست خاطره در گرو فاصله هاست
    فاصله تلخ ترین خاطره هاست

  11. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود