صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مظلوميت حضرت زهرا (س)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265

    مظلوميت حضرت زهرا (س)




    مقدمه

    ازمسائل مهم و حزن‏انگيز زندگى فاطمه (س) كه در عين حال نكته‏آموز و سازنده است مسأله مظلوميت فاطمه (س) است. او مظلومه‏اى است فداكار، و شهيده‏اى است مظلوم. او و خاندانش از پدر و همسر عمرى براى مردم كار كردند و مردم را به سر و سامانى رساندند، از بدبختى نجات شان دادند و امروز توسط همان مردم صدمه خوردند .
    مردم آن روزگار قبل از اسلام چه داشتند؟ و امروز از مدنيت واخلاق و حتى زندگى چه دارند؟ و آنچه بود از بركت چه كسى بود؟ جز از بركت اسلام و قرآن؟ و جز از راه پدر و همسرش؟ و امروز سرنوشت فاطمه (س) به جائى رسيد كه از همين مردم كتك مى‏خورد و به بستر مى‏افتد.
    از نظر ما فاطمه (س) از على (ع) هم مظلوم‏تر است. زيرا او مرد بيرون بود و با صحابه راستينى چون ابوذر و سلمان و عمار و مقداد و كميل هم سخن و آشنا. آنها در بسيارى از موارد به پاخاسته و از حق دفاع مى‏كردند. اما درباره فاطمه (س) مسأله چنين نبود. او در جامعه كمتر ظاهر مى‏شد. عزادار بود حامله بود. و كتك خوردن و به خاك افتادن او، آن هم در خانه خود مسأله دردناكى است. بويژه كه او نسبت به غيرت على (ع) آگاه است و مى‏داند كه على (ع) از تماشاى آن صحنه چقدر زجر مى‏كشد.


  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    مصائب وارده

    فاطمه (س) در عمر كوتاهش با مصائب بسيار مواجه شده، مصائبى بودند كه اگر بر كوه وارد مى‏آمدند آنها را از هم مى‏پاشاندند. ما را توان آن نيست كه مشكلات و مصائب او را ليست كنيم. ولى به عنوان ذكر مورد چند نمونه را معرفى مى‏كنيم:



  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    1- مرگ رسول خدا:

    كه پيامبر عزيزتر از جانش بود و وقتى كه از دنيا رفت همه زندگى در برابر چشمانش تيره و تار شده بود. او اوقات خود را به گريه و اشك ريزى مى‏گذراند و بزحمت مى‏توانست آرام بگيرد. رسول خدا (ص) از قبل او را تسليت داد و از چهره‏هاى مهم تسليت او اين بود كه به او خبر داده بود نخستين كسى است كه به او ملحق مى‏شود وفاطمه (س) از شنيدن آن خوشحال شد و خنديد. [9]
    رسول خدا (ص) به او در مرض فوق فرموده بود: فاطمه جان! گريه مكن، در مرگ من صورت خود را مخراش، گيسوان پريشان نكن، واويلا مگو، مجلس گريه و نوحه سرائى برپا مكن... و بعد فرمود خدايا اهلبيتم به تو مى‏سپارم...[10]



  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    2- دستبرد به حرمت‏ها:

    فاطمه (س)مظلومه است از آن بابت كه بحرمت او دستبرد زدند وشأن او را كه آن همه مورد سفارش و توصيه پيامبر بود ناديده گرفتند و كار به جائى رسيد كه مسعودى مى‏نويسد: در را بر فاطمه (س) انداختند، او را در بين در و ديوار فشردند، محسن او را سقط كردند ،شوهر او را به زور وادار به بيعت كردند...[11]
    در انديشه فاطمه (س)، دستبرد به حرمت على (ع) و ولايتش رنج آورتر از دستبرد به حرمت خود بود. او نمى‏توانست اين مسأله را براى على (ع) بپذيرد كه شوهرش را به زور وادار به بيعت كنند و يا بگفته مسعودى او را تهديد به مرگ نمايند. مسعودى گويد: دست على (ع) را گرفتند و به زور خواستند با دست ابوبكر به نشانه بيعت اصطكاك دهند و على (ع) مشت خود را فشرد[12] و فاطمه (س) نگران و متأثر از اين امر كه اين هوى پرستان چرا چنين مى‏كنند؟ و چرا توصيه‏هاى رسول خدا (ص) را ناديده مى‏گيرند؟


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    3- آتش زدن در خانه او:

    اين هم مسأله دردناكى براى فاطمه (س) بود كه به درخانه‏اش آتش افروختند و اين امر توسط عمر انجام شد. [13] سخن اين است كه براى بردن على (ع) به مسجد به او پيام فرستادند، على (ع) اطاعت نكرد، بار ديگر هم او را خواستند نرفت و براى بار سوم عمر به همراهى جمعى آمد، با هياهوئى كه دم به دم نزديكتر ميشد كه اين خانه را با اهلش آتش مى‏زنم، - پرسيدند كه حتى اگر فاطمه (س) در آن باشد؟ گفت آرى و... [14] - الباقى را از زبان فاطمه (س) بشنويم:
    فجمعوا الحطب الجزل على بابى بر در خانه‏ام هيزم و خاشاك آوردند - و آتوا بالنار ليحرقوه و يحرقونا - آتش آوردند كه آن را شعله‏ور سازد و ما را بسوزانند فوقعت بعضادة الباب من در آستانه در قرار داشتم - و نا شدتم بالله و بأبى ان يكفوا و ينصرونا - آنها را قسم دادم به خدا، و به پدرم كه دست از ما برداريد و به دادمان برسيد فاخذ عمرالسوط من يدقنقذ مولى ابى‏بكر عمر تازيانه را از دست قنفذ غلام ابوبكر گرفت فضرب به على عضدى حتى صار كالدملج آن را بر بازويم زد، چنان كه كبود شد. و ركل الباب برجله فرده على و انا حامل، لگد محكمى بر در زد و آن را بر رويم انداخت در حاليكه حامله بود فسقطت بوجهى به رو در خاك افتادم و النار تسعرو يسفع فى وجهى آتش زبان مى‏كشيد و چهره‏ام را داغ مى‏كرد فيضر بنى بيده حتى انتثر قرطى من اذنى، مرا چنان سيلى زد كه گوشواره از گوشم فرو افتاد فجاء نى المخاض فاسقطت محسناً بغير جرم،درد زايمان مرا گرفت و محسنم را بدون جرم سقط كردم. [15]



    ویرایش توسط صلوات : ۱۳۹۰/۰۱/۲۷ در ساعت ۱۹:۲۷

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    4- ضربات قنفذ:

    جريان آتش افروزى عمر را گفتيم و ضربات وارده بر فاطمه (س) را برشمرديم. در اينجا سند ديگرى را نقل مى‏كنيم كه در رابطه با قنفذ است. او از آزاد شدگان مكه بود كه بعدها بعنوان كارگزار عمر سرگرم كار شد. عمر در يكى از اقدامات نصف اموال همه كارگزاران خود را بسبب خيانتى كه از آنها ديده بود مصادره كرد، ولى اين امر را درباره او انجام نداد. حتى بيست هزار درهمى را كه از او ستانده بود به او باز پس داد.
    على (ع) بعدها مى‏فرمود اين اقدام و طرز برخورد عمر بخاطر تقدير عمر از ضربت تازيانه‏اى بود كه به بازوى فاطمه (س) زد و آن را متورم ساخت
    [16] آرى، او در خوان نعمت پيامبر بزرگ و آزاد شده بود ولى براى حفظ شرايط و موقعيت خود آن رذالت را از خود بروز داد.


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    6- نگرانى از عوام فريبى:

    از موارد مظلوميت فاطمه (س) اين بود كه خصم عوامفريبى مى‏كرد. مثلاً فدك را كه حق فاطمه (س) بود از او گرفت ولى براى حق بجانب نشان دادن خود گفته بود اگر مايل باشى اموال شخصى من در اختيار تو باشد - يا به صورت مستقيم ميراث او را گرفت بدين بهانه كه پدرت دستور داده ومن نمى‏توانم تخلف كنم .
    براى فاطمه (س) اين شگفتى وجود داشت كه خدا و انسانيت و اخلاق چه شدند؟ چرا چيزى را به پدرش نسبت مى‏دهند كه روح پيامبر از آن آزرده است؟ چگونه مى‏شود مسأله‏اى توسط پيامبر صورت گرفته باشد و فاطمه (س) از آن بى خبر باشد؟ فاطمه‏اى كه مركز اسرار پيامبر بود چگونه از حديث ميراث كه امروز ابوبكر آن را اعلام مى‏كند بى خبر است؟ و اين عوامفريبى روح فاطمه (س) را آزرده مى‏ساخت زيرا بخاطر تقوا و انسانيت توان مقابله به مثل را نداشت .



  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    7- اهانت‏ها:

    فاطمه (س) در مورد شخصيت خود از رسول خدا (ص) سندها داشت. جمله معروف «فاطمةُ بضعة منى» بر سر زبانها بود و يا عبارت پيامبر هر كه فاطمه (س) را اذيت كند مرا اذيت كرده همگان شنيده بودند. بدين سان بسيار شگفت‏آور بود كه با وجود آن همه سخنان احترام‏آميز رسول خدا (ص) نسبت به او به فاطمه (س) اهانت كنند و يا او را تحقير نمايند .
    ابوبكر پس از خطبه فاطمه (س) در مسجد به بالاى منبر رفت و سخنان ركيكى درباره او گفت. پناه بر خدا از تكرار آن كلمات! او را نعوذ بالله به روباه پيرى تشبيه كرد كه شاهد او دم او مى‏باشد. و هم گفت فاطمه (س) براى اثبات حقانيت خود به ضعيفه‏ها متمسك شده و از زنان يارى مى‏طلبد...
    [17]
    ام سلمه به دفاع برخاست و معترضانه گفت آيا درباره فردى چون فاطمه (س) اين سخنان رواست؟ او كه روز تولد ملائكة او را در بر گرفتند در خور اين سخنان است؟ آيا رسول خدا (ص) فاطمه (س) را از ميراث محروم كرده و به او خبر نداده؟ واى بر شما - زود است بر خدا وارد شويد و ثمره تلخ كردار خود را بچشيد (و بر اثر اين سخنان ابوبكر مقررى ام سلمه را قطع كرد) [18].
    البته ابوبكر بعدها از كار و تلاش خود عليه فاطمه (س) پشيمان بودو در دم مرگ گفته بود من سه كار را انجام داده‏ام كه‏اى كاش نمى‏دادم:... اى كاش وارد خانه فاطمه (س) نمى‏شدم اگر چه عليه من به جنگ مى‏ايستادند...
    [19]



  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    حزن و اندوه

    فاطمه (س) براى زدودن اين آثار و اقدام تلاش‏ها كرد ولى به ثمر نرسيد. ازوجود و جان خود و خانواده‏اش مايه گذارد ولى در آن موفق نشد. او در واقع اسير انتقام جوئى خصم در شمشير برافراختن على (ع) عليه مشركين بود. آن روز كه على (ع) براى احياى دين همه همت خود را مصروف مى‏كرد كينه‏هائى در دل مشركان شكل مى‏گرفت و امروز همان كينه‏ها بصورت موضعگيرى‏ها و بى تفاوتى‏ها درآمد.
    فاطمه (س) پس از همه فريادها از ميدان به در نرفت مقاومت صبورانه‏اى در پيش گرفت و در آن راه ايستاد خود فرمود صبر مى‏كنم همانند صبر كسى كه در قلب خود تيرى و در درونش نيزه سنگينى را احساس مى‏كند. (نصبر منكم على مثل حز المدى، و وخزالسنان فى الحشاء)
    [20] و الحق چه صبر جانكاهى بود.
    او از اينكه اسلام را غريب و بى‏ياور مى‏ديد ديدگانش گريان و قلبش سوخته بود. جهان را در برابر خود تاريك مى‏يافت و ديگر كسى او را خندان نديد تا به ديدار پدر در جهان باقى شتافت (ان فاطمه لم ترمتبسمة بعد وفات رسول الله و لم يعلم ابوبكر و عمر بموتها)
    [21] نگران ومتأثر بود كه مردم پاره تن اورا فراموش كرده و در ميان انبوهى از دشوارى‏ها تنهايش گذاشتند. مگر پيامبر بارها و بارها او را بضعه خود معرفى نكرده بود. [22]

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    موضوعات دینی
    نوشته
    1,428
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    8
    گالری
    407
    صلوات
    9265



    پيش‏بينى پيامبر (ص)

    رسول خدا (ص) مظلوميت فاطمه (س) را پيش بينى كرده و رهنمودهاى خود را از پيش به او داده بود. براساس آن چه كه صاحب كشف الغمه مى‏نويسد: پيامبر روزى به فاطمه (س) فرمود:
    دخترم، تو پس از من مورد ستم قرار خواهى گرفت و مورد استضعاف واقع خواهى شد. آنكس كه ترا اذيت كند مرا آزار داده، و آنكس كه ترا بخشم آورد مرا بخشم آورده ،كسى كه به تو جفا كند بمن جفا كرده، هر كس از تو ببرد از من بريده، آنكس كه به تو ستم كند به من ستم روا داشته، آنكس كه ترا شادان كند مرا مسرور كرده، آنكس كه به تو پيوند مهر داشته باشد به من پيوند دارد، زيرا تو از منى و پاره تن منى، و جان من و روح منى، از ستمكاران امتم بر تو به خدا شكوه مى‏كنم. [23]
    براساس سند ديگرى، رسول خدا (ص) در حين مرگ گريست، و در پاسخ علت گريه‏اش فرمود بدان خاطر است كه از اشرار امتم به آنها ستم مى‏رسد. گوئى مى‏بينم كه دخترم فاطمه (س) پس از من اسير ظلم و ستم مى‏شود و فرياد پناه خواهى مى‏زند و كسى از امتم او را كمك نكند (و كانّى بك يا بنية نستغثين فلا يغنيك احد من امتى) [24]. و هم در سخن ديگرى خطاب به فاطمه (س) فرمود قسم به آنكس كه مرا بحق مبعوث كرده عرش خدا از گريه‏اش مى‏گريد و هم آنچه از فرشتگان آسمانها و زمين و ما بين آن دواند از گريه‏اش بگريه مى‏آيند. (واللذى بعثنى بالحق، لقد بكى لبكائك عرش اللّه و ما حوله من الملائكة والسموات و الارضون و ما فيهما) [25].
    ویرایش توسط صلوات : ۱۳۹۰/۰۱/۲۷ در ساعت ۱۹:۴۲

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود