صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ""اسناد تهاجم به منزل فاطمه زهرا س کدامند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    ""اسناد تهاجم به منزل فاطمه زهرا س کدامند؟




    سلام
    از آنجا که شخصیت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر هر مرد و زن مسلمانی روشن است و از آنجا که برادران اهل سنت اصرار بر عدالت تمام صحابه بخصوص خلفای ثلاث دارند ذکر منابع تهاجم ظالمانه خلیفه دوم به منزل زهرای اطهر سلام الله علیها برای جویندگان حقیقت بسیار رهگشاست لذا از کارشناسان عزیز تقاضا می شود منابع مربوطه را ذکر نمایند .
    موفق در پناه حق

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۲/۱۶ در ساعت ۲۲:۴۷
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    271



    اين كه عمر بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ، از قطعيات تاريخ است . رواياتى كه در رابطه با هجوم به خانه حضرت صديقه طاهره در كتب اهل سنت آمده به چند دسته مى شود تقسيم كرد .
    1. تهديد به سوزاندن خانه:
    ذكرالطبرى: باسناده عن زياد بن كليب قال: أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال: واللّه لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة»، فخرج عليه الزبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من بده فوثبوا عليه فأخذوه.
    تاريخ الطبرى: 2/443.
    وابن أبي الحديد: عن سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر اليهم فقال: «والذى نفسى بيده لتخرجنّ إلى البيعة أو لأحرقنّ البيت عليكم .
    شرح نهج البلاغه: 1/164 (2/45).
    2. آوردن وسائل آتش سوزى و بى توجهى خليفه دوم بر اعتراض مردم:
    وابن قتيبة: قال: ... وقال عمر: والذى نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها! فقيل له: يا أباحفص إنّ فيها فاطمة!! فقال: وإن.
    الامامة والسياسة: 1/12، أعلام النساء لعمر رضا كحالة: 4/114.
    3 . آوردن وسائل آتش سوزي ودرگيرى لفظى ميان حضرت صديقه و خليفه دوم:
    البلاذرى: باسناده عن سليمان التيمى وعن ابن عون: إنّ أبابكر أرسل إلى على(عليه السلام)يريد البيعة فلم يبايع، فجاء عمر ومعه فتيلة فتلقّته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: يابن الخطاب! أتراك محرقاً عليّ بابى؟ قال نعم: وذلك أقوى فيما جاء به أبوك.
    انساب الاشراف: 1/586.
    أبو الفداء: قال: ... فأقبل عمر بشيء من نار على أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضى اللّه عنها وقالت: إلى أين يابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.
    تاريخ أبي الفداء: 1/164.
    وابن عبد ربّه: الذين تخلّفوا عن بيعة أبي بكر: علىّ والعباس، والزبير، وسعد بن عبادة، فأمّا على والعباس والزبير فقعدوا فى بيت فاطمة حتّى بعث اليهم أبو بكر عمر بن الخطاب ليخرجوا من بيت فاطمة وقال له: إن أبوا فقاتلهم. فأقبل عمر بقبس من نار على أن يضرم عليهم الدار فلقيته فاطمة فقالت: يابن الخطاب! أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.
    العقد الفريد:5/12، طبعة مكتبة الرياض الحديثة.
    4 . حمله خليفه دوم به حضرت صديقه طاهره
    الشهرستانى: عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان فى الدار غير علىّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب(عليهم السلام).
    الملل والنحل: 1/57. طبعة بيروت، دار المعرفة.
    قال المسعودى: فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً.
    اثبات الوصية:143.
    قال ابن حجر العسقلانى: إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.
    لسان الميزان:1/268.
    قال الصفدى: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّى ألقت المحسن من بطنها.
    الوافى بالوفيات: 5/347.
    روايات فراواني از طريق اهل سنت و شيعه نقل شده است كه غضب فاطمه ، غضب پيامبر و غضب پيامبر غضب خداوند است :
    عن على رضى اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله وسلم لفاطمة: «إنّ اللّه يغضب لغضبك، ويرضى لرضاك . هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .
    المستدرك: 3/153، مجمع الزوائد: 9/203، الآحاد والمثاني للضحاك: 5/363، الذرية الطاهرة النبوية للدولابي: 119، المعجم الكبير للطبراني: 1/108، 22/401، نظم درر السمطين للزرندي الحنفي: 178، الكامل لعبداللّه بن عدي: 2/351، تاريخ مدينة دمشق : 3/156، أسد الغابة :5/522، ذيل تاريخ بغداد: 2/140، 2/141 ميزان الاعتدال :2/492، الإصابة: 8/265،266، تهذيب التهذيب: 21/392، سبل الهدى والرشاد للصالحي الشامي: 11/ 44 .
    عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّى فمن أغضبها أغضبني .
    صحيح البخارى 4/210، (ص 710، ح 3714)، كتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم.
    عن المسور بن مخرمة قال قال رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم: «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا .
    صحيح مسلم 7/141 ح 6202) كتاب فضائل الصحابة رضى الله تعالى عنهم، ب 15 ـباب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ .
    و از قطعيات تاريخ است كه حضرت زهرا سلام الله عليها تا آخر عمر از دست خليفه و دار و دسته‌اش غضبناك بود و هر گز از آن‌ها راضي نشد .
    محمد بن اسماعيل بخاري مي‌نويسد :
    فغضبت فاطمة بنت رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم فهجرت ابا بكر فلم تزل مهاجرته حتى توفيت.
    صحيح البخارى: 4/42، ش 2862.
    بنا بر نقل ابن قتيبه دينوري ، وقتي ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت زهرا آمدند ، حضرت زهرا به آن‌ها گفت كه آن دو را تا آخر عمر پس از هر نمازش نفرين خواهد كرد .
    واللّه لأدعونّ اللّه عليك في كلّ صلاة أصلّيها .
    الإمامة والسياسة، تحقيق الشيري ج 1، ص 31.
    اما از ديدگاه روايات شيعه ، اين كه قاتل حضرت زهرا سلام الله عليها ، عمر بن الخطاب است ، قطعي است . ما فقط به نقل يك روايت اكتفا مي‌كنيم :
    وكان سبب وفاتها : أن قنفذا مولى عمر لكزها بنعل السيف بأمره ، فأسقطت محسنا ومرضت من ذلك مرضا شديدا ، ولم تدع أحدا ممن آذاها يدخل عليها .
    سبب شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها اين بوده است كه قنفذ غلام عمر به دستور او ، آن حضرت را با غلاف شمشيرش زد . و اين سبب شد كه محسن سقط شود و حضرت زهرا شديدا مريض شوند . در مدتي كه مريض بودند ، به هيچ يك از آناني را كه او را اذيت كرده بودند ، اجازۀ ملاقات نداد .
    دلائل الإمامة ج 2 ، عنه بحار الأنوار : 8 / 230 - 232 ( ط الكمپاني ) ، 30 / 290 - 295 . 2 . مثالب النواصب : 371 - 374 ، 418 - 419 . 3 . الصراط المستقيم : 3 / 25 . 4 . مطارح النظر في شرح الباب الحادي عشر : 109 .

    موفق باشيد
    گروه پاسخ به شبهات
    مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)


  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452



    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرطاها نمایش پست ها
    از آنجا که شخصیت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر هر مرد و زن مسلمانی روشن است و از آنجا که برادران اهل سنت اصرار بر عدالت تمام صحابه بخصوص خلفای ثلاث دارند ذکر منابع تهاجم ظالمانه خلیفه دوم به منزل زهرای اطهر سلام الله علیها برای جویندگان حقیقت بسیار رهگشاست لذا از کارشناسان عزیز تقاضا می شود منابع مربوطه را ذکر نمایند

    چهار روایت صحیح وجود دارد که یکی از آنها قضیهندامت خود جناب خلیفه اول است که میگوید من برای سه چیز که انجام دادهام ، تأسفمیخورم و پشیمان هستم : یکی از آنها :

    وددت أنیلم اکشف بیت فاطمة و إن اغلق علی الحرب .
    تاريخ الطبري 3/430 ، العقد الفريد 2/254 ، كتاب الأموال لابن سلام ، مروج الذهب ، الإمامة والسياسة) .
    ایکاش من خانه فاطمه زهرا را مورد هجوم قرار نمیدادم ، خانه فاطمه زهرا را کشفنمیکردم .

    در این قضیه روایت کاملاً صحیح است ،هیچ شبههای در صحت روایت نیست ، بلکه بعضی از بزرگان اهل سنت نسبت به این قضیهصراحت بر این که روایت صحیح است .

    جناب سیوطیدر مسند فاطمه ، ص34 ، و 35 صراحت دارد که این روایت صحیح است .

    جناب مقدسی از شخصیتهای برجسته اهل سنت است کهذهبی از او به عنوان : الإمام ، العالم الحافظ الحجة ، نام میبرد ، میگوید:

    هذا حدیث حسن عن أبی بکر .

    الأحادیث المختاره ، ج10 ، ص88 .

    و همچنین از شخصیتهای برجسته اهل سنت ؛ مثلجناب فرحان مالکی صراحت دارد بر این که این روایت صحیح است و شبههای در این زمینهنیست. ایشان در کتاب قراءة فی کتب العقائد ، ص52 میگوید : من اول تصور میکردم کهاین روایات سند ندارد ؛ ولی پس از بررسی برایم ثابت شد این به اسانید صحیح ثبت شده و هیچشبههای در این نیست .

    و همچنین روایت دیگری کهابن أبی شیبه دارد ، استاد بخاری است ، صراحت بر این که این جناب خلیفه دوم آمد ،گفت با این که احترام حضرت زهرا برای من محرز است ، ولی قسم به خدای عالم ایناحترام حضرت زهرا مانع آن نمیشود که من دستور بدهم :
    خانهرا با ساکنانش به آتش بکشند . المصنف ، ج8 ،ص752.

    همین روایت را بلاذری در کتاب الأنسابالأشراف ،ج 1 ،ص 586 ، قضیه احراق را یعنی تهدید به سوزاندن را مطرح میکند و همچنینخود طبری در روایت دیگر همین مسأله را در تاریخش ج2 ، ص443 مطرح میکند .
    ابن قتیبه دینوری در «الامامة والسیاسه »ص35 حمله خلیفه دوم به بیت فاطمة الزهرا را نقل میکند و می نویسد او تهدید به آتش زدن خانه وتمام افراد آن کرد
    گفتند داخل این خانه فاطمه است گفت اگرفاطمه هم باشد .
    عمر به منزل علی ع آمد ودر آن طلحه وزبیر وجمعی از مهاجران بودند وگفت بخدا آتش میزنم یا اینکه برای بیعت خارج شوید. تاریخ طبری 3/202و مثل همین را ابن ابی شیبه که از مشایخ بخاری است در المصنف 7/432 آورده است.
    از بلاذری ابابکر به دنبال علی فرستاد برای بیعت واو نیامد وعمر با یارانش آمد وفاطمه س را در منزل ملاقات کرد حضرت فرمودند : فرزند خطاب آیا می خواهی به در خانه من آ تش بزنی أنساب الأشراف 1/ 586 ، وقريب منه ابن عبد ربه في العقد الفريد 5/13 وأبو الفداء في المختصر في أخبار البشر 1/156) .



    عروة ابن زبیر وقتی در مورد عمل برادرش عبد الله که می خواست بنی هاشم را بسوزاند عذر خواهی می کرد گفت :عمر هیزم آورد تا خانه خانه علی وافرادی که آنجا بود بسوزاند مروج الذهب 3/86 ، شرح ابن أبي الحديد 20/147


    ابراهیم ابن سیار نظام متوفای231 هجری:
    «همانا عمر به شکم فاطمه س زد در روز بیعت تا آنجا که جنینش سقط شد وعمر فریاد میزد که خانه را با اهلش آتش بزنید ودر خانه علی ع وفاطمه وحسن وحسین بودند.» الملل والنحل شهرستانی1/59 . الوافی بالوفیات 6/17
    ابن قتیبه : محسن از صدمه ای که قنفذ زد از بین رفت المعارف ابن قتيبه و ابن شهر آشوب في مناقب آل أبي طالب 3/358 . .
    ابن ابی الحدید می نویسد:
    هنگامی که زینب دختر رسول خدا ص جنین خود را بسبب حمله هبار در راه هجرت بمدینه سقط کردرسول خدا فرمان به قتل او داد. وناچار اگر در حمله مردم به فاطمه زهرا وساقط شدن جنینش حاضر بود حکم به قتل کسی که این کار را کرده می نمود. (شرح ابن أبي الحديد 14/192) ..


  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام

    طبق نقل طبرى و ابن أبى شيبه، عمر قسم مى‌خورد كه اگر اجتماع كنندگان در خانه اميرمؤمنان عليه السلام براى بيعت با ابوبكر بيرون نيايند، خانه را با اهلش به آتش خواهد كشيد و حضرت زهرا سلام الله عليها نيز سخن عمر را براى اميرمؤمنان عليه السلام و زبير يادآور شده و به خداوند سوگند مى‌خورد كه عمر به قسم خود وفا خواهد كرد:وَايْمُ اللَّهِ مَا ذَاكَ بِمَانِعِيَّ إِنِ اجْتَمَعَ هؤُلاَءِ النَّفَرُ عِنْدَكِ أَنْ آمُرَ بِهِمْ أَنْ يُحْرَقَ عَليْهِمُ الْبَيتُُ، قَالَ فَلَمَّا خَرَجَ عُمَرُ جَاؤُوهَا فَقَالَتْ: تَعْلَمُونَ أَنَّ عُمَرَ قَدْ جَاءَنِي وَقَدْ حَلَفَ بِاللَّهِ لَئِنْ عُدْتُمْ لَيَحْرِقَنَّ عَلَيكُمُ الْبَيْتَ، وَايْمُ اللَّهِ لَيُمْضِيَنَّ مَا حَلَفَ عَلَيْهِ.
    به خدا سوگند، گردآمدن اين افراد در خانه تو مانع از آتش زدن خانه نخواهد شد.دخت گرامى پيامبر به علي و زبير گفت: هنگامى كه عمر رفت، علي (ع) و زبير به خانه بازگشتند، عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى‌دهد!.

    إبن أبي شيبة الكوفي، أبو بكر عبد الله بن محمد (متوفاي235 هـ)، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج 7، ص 432، ح37045، کتاب المغازي، باب ما جاء في خلافة ابي بکر وسيرته في الرده، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.
    و از طرف ديگر اين مطلب قطعى است كه اميرمؤمنان عليه السلام به تهديد‌هاى عمر توجهى نكرد و حاضر به بيعت نشد.

    محمد بن اسماعيل بخارى مى‌نويسد:
    فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِى بَكْرٍ فِى ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ، وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِىِّ، صلى الله عليه وسلم، سِتَّةَ أَشْهُرٍ... وَلَمْ يَكُنْ يُبَايِعُ تِلْكَ الأَشْهُر.
    حضرت فاطمه سلام الله عليها بر ابوبكر غضب نمود، با وى قهر كرد و با او سخنى نگفت تا از دنيا رفت، آن حضرت پس از پيامبر (ص) شش ماه زندگى كرد... و علي (ع) در اين شش ماه با ابوبكر بيعت نكرد.
    البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 4، ص 1549، ح 3998، کتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 – 1987.
    النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري(متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1380، ح 1759، کتاب الجهاد والسير، باب قول النبي لانورث،تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.
    بنابراين سوگند عمر كه اگر بيعت نكنيد خانه را به آتش خواهم كشيد موضوعى قطعى و يقينى است و از طرفى اميرمؤمنان عليه السلام براى بيعت حاضر نشد؛ پس عمر تهديد خود را عملى كرده و خانه را به آتش كشيده است.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    شاهد ديگر اين مطلب، روايتى است كه بلاذرى در همين باره نقل مى‌كند:
    فلم يبايع، فجاء عمر و معه فتيلة. فتلقته فاطمة علي الباب فقالت فاطمة: يابن الخطاب! أتراک محرّقا عليّ بابي؟! قال: نعم.
    چون علي عليه السلام با ابوبكر بيعت نكرد، عمر با شعله آتش به طرف خانه فاطمه (عليها السلام) رفت. فاطمه (عليها السلام) پشت در خانه آمد و گفت: اى پسر خطّاب! آيا تو مى‌خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ عمر پاسخ داد: آرى!.
    البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف،ج 1، ص 252.

    رابعاً: همان طور كه گذشت، سوگند ياد كردن عمر كه خانه را با اهلش به آتش خواهد كشيد، قطعى است، وچون قسم خورده است، يا مدلول قسم را عملى کرده که حرف شيعه ثابت است و يا عملى نکرده؛ پس لازم بود کفاره حنث قسم بپردازد، آيا شما دليلى و لو يك روايت ضعيف پيدا مى‌کنيد که عمر کفاره شکستن قسم را پرداخته باشد؟
    خامساً: ما مى گوئيم عمر تهديدش را عملى كرد؛ زيرا ابوبكر كه دستور آتش زدن و حمله كردن به خانه وحى را داده بود، در آخر عمرش سخت پشيمان شده بود.
    قال أبو بكر رضى الله تعالى عنه: أجل إني لا آسى على شئ من الدنيا إلاّ على ثلاث فعلتهن وددت أنّى تركتهن وثلاث تركتهن وددت أنى فعلتهن وثلاث وددت أنى سألت عنهن رسول الله صلى الله عليه وسلم فأما الثلاث اللاتي وددت أنى تركتهن فوددت أنى لم أكشف بيت فاطمة عن شئ وإن كانوا قد غلقوه على الحرب....
    من به چيزى در دنيا تأسف نمى‌خورم، مگر بر سه چيز كه انجام دادم و سه چيزى كه انجام ندادم و سه چيزى كه كاش از رسول خدا (ص) مى‌پرسيدم: دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمى‌كردم هر چند براى جنگ بسته شده شود....
    الطبري، محمد بن جرير (متوفاي 310هـ)، تاريخ الطبري، ج 2، ص 353، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت؛
    الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 3، ص 118، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    مسعودىشافعى در كتاب اثبات الوصيه تصريح مى‌كند كه عمر خانه را به آتش كشيده است:
    فهجموا عليه و أحرقوا بابه و استخرجواه منه كرهاً وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً.
    ... پس قصد خانه علي كردند و بر او هجوم آوردند و خانه‌اش را آتش زدند و او را به زور از خانه بيرون آوردند، سرور زنان (فاطمه) را بين ديوار ودر فشار دادند تا فرزندش محسن را سقط كرد.
    المسعودي، أبو الحسن على بن الحسين بن على (متوفاى346هـ)، اثبات الوصيه، ص 143.

    تاج الدين سبكى نام مسعودى را در زمره عالمان شافعى آورده و او را مورخ، صاحب فتوا و علامه مى‌داند:
    على بن الحسين بن على المسعودى صاحب التواريخ كتاب مروج الذهب فى أخبار الدنيا وكتاب ذخائر العلوم وكتاب الاستذكار لما مر من الأعصار وكتاب التاريخ فى أخبار الأمم وكتاب أخبار الخوارج وكتاب المقالات فى أصول الديانات وكتاب الرسائل وغير ذلك. قيل إنه من ذرية عبد الله بن مسعود رضى الله عنه أصله من بغداد وأقام بها زمانا وبمصر أكثر وكان أخباريا مفتيا علامة صاحب ملح وغرائب.
    علي بن الحسين مسعودي، صاحب كتاب‌هاى تاريخى مروج الذهب... و ديگر كتاب‌ها است. گفته شده كه او از فرزندان عبد الله بن مسعود بوده است، اصالتاً‌ اهل بغداد و زمانى در آن جا و بيشتر در مصر ساكن بوده، او اخباري، داراى فتوا، دانشمند و... بود.
    السبكي، تاج الدين بن علي بن عبد الكافي (متوفاي771هـ)، طبقات الشافعية الكبرى، ج 3، ص 456، تحقيق: د. محمود محمد الطناحي د.عبد الفتاح محمد الحلو، ناشر: هجر للطباعة والنشر والتوزيع - 1413هـ، الطبعة: الثانية.
    سادساً: اگر فقط تهديد كرده هم باشد، همين تهديد نيز به تنهايى مى‌تواند مشروعيت خلافت خلفا را زير سؤال ببرد؛ چرا كه ثابت مى‌كند حضرت زهرا، امير مؤمنان عليهما السلام و اصحاب آن حضرت با خلافت ابوبكر مخالف بوده‌اند و اين مسأله افسانه اجماع بيعت با ابوبكر را زير سؤال مى‌برد.

    نتيجه:


    با توجه به تصميم قطعى خليفه دوم و سوگند‌هايى كه ياد كرده، و از طرف ديگر با توجه به مداركى كه در كتاب‌هاى اهل سنت يافت مى‌شود، عمر بن الخطاب فقط به تهديد كردن بسنده نكرده؛ بلكه آن را عملى نيز كرده است
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۷ در ساعت ۰۵:۴۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    با تشکر از کارشناسان و دوستان عزیز
    این تاپیک را به خاطر بسپارید تا هروقت یک برادر بی خبر از اهل سنت گفت جریان تهاجم عمر به خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها دروغ و بی اساس است به او نشان بدهید
    موفق در پناه حق

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۱/۲۸ در ساعت ۲۳:۲۳
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام
    دختر گرامى پيامبر هنگام جلوگيرى از ورود مهاجمين به خانه صدمه و آسيب ديد به طورى كه فرزندى كه در رحم داشت ساقط كرد، و از آن پس همواره بيمار، و در رنج و اندوه بسر مى برد تا شهادت رسید .
    اين موضوع از نظر مدارك و منابع شيعى به آسانى قابل اثبات است و به عنوان يك امر مسلّم تلّقى مى گردد.
    اين مسأله هم در آثار قدماء و متقدمين از علماى شيعه و هم در آثار متأخرين آنها منعكس گرديده است.
    نه تنها شيعه بلكه برخى از اهل سنّت نيز بدان اشارت نموده اند، ولى بسيارى از آنان در همان مرحله اوّل توقف نموده و قدمى جلوتر ننهاده اند و از ذكر حوادث بعدى سكوت كرده اند،



    براى تحقيق در مسأله بحث را در دو بخش مطرح مى كنيم:



    1 ـ انعكاس اين قضيه در مدارك شيعى و احياناً در برخى از منابع سنّى.
    علّت عدم انعكاس اين قضيه در اكثر منابع سنّى.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    اما در قسمت اوّل نخست به نقل سخنان برخى از بزرگان شيعه مى پردازيم و سپس گفته هاى بعضى از دانشمندان اهل سنّت را ذكر مى كنيم.
    در آثار و تأليفات بزرگان شيعه چه متقدّمين و چه متأخّرين، و چه محدّثين و چه متكلّمين و ... اين قضيّه اسفبار منعكس شده است.


    1 ـ نصربن مزاحم مِنْقرى كوفى مورّخ شيعى متوفّاى سنه 212 در كتاب صفيّن مى آورد، وقتى كه معاويه شريعه فرات را براى بار دوّم بر روى سپاه عراق بست، مردى از طايفه سَكون از اهل شام به نام سليل بن عمرو، در ضمن اشعارى معاويه را بر ادامه ممانعت آب تحريك و تشجيع نمود، معاويه پاسخ داد حق با شماست وليكن عمروعاص نمى گذارد (يا چنين نظرى دارد) و مى گويد:
    آنها را از آب مانع مشو، چون على كسى نيست كه خودش تشنه بماند و ترا سيراب ببيند در حالى كه افسار اسبها در دست او و سپاه اوست و به فرات نظر مى افكند مگر آنكه يا از فرات سيراب شود و يا كشته شود و تو مى دانى كه او شجاع و بى باك است و با او مردم عراق و حجاز هستند و من و تو شنيده ايم كه او مى گفت:
    اى كاش! چهل مرد مى داشتم و سپس قضيه اى را ياد كرد، اى كاش! در روزى كه خانه فاطمه را تفتيش مى كردند چهل مرد مى داشتم.


    2 ـ محمدبن يعقوب كلينى متوفّاى 329 در اصول كافى در باب مولد الزهراء حديث دوّم به سند صحيح از امام كاظم (عليه السلام) روايت مى كند:
    «اِنَّ فاطمة صِدّيقة شهيدةٌ وَاِنَّ بناتَ الانبياء لايطمثن».

    مولى محمد صالح مازندرانى متوفّاى 1086 يا 1081 در شرح واژه شهيد مى گويد : شهيد به كسى گويند كه در ميدان جنگ به عنوان انجام وظيفه كشته شود سپس معناى آن توسعه يافت و به هر كسيكه مظلومانه كشته شود ، مثل فاطمه (س) اطلاق مى شود زيرا او را در حاليكه فرزندى در شكم داشت در به پهلوى او زدند و فرزندش سقط شد و به سبب آن از دنيا رفت اما وجه تسميه (اين افراد و حضرت فاطمه (عليه السلام) ) به شهيد اين است كه خداوند و فرشتگان، بهشت را براى او شهادت مى دهند.

    و يا اينكه او پس از مردن به حيات متصف مى شود مثل اينكه او حاضر و ناظر و نمرده است و يا اينكه مقام و منزلتى را كه خدا برايش فراهم نموده مشاهده مى كند.
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۹ در ساعت ۰۲:۱۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    علاّمه مجلسى متوفّاى 1111 در مورد سند حديث مى فرمايد: صَحيحٌ.
    و در شرح اين حديث مى فرمايد:
    اين خبر دلالت مى كند بر اينكه فاطمه صلوات اللّه عليها شهيده است، و اين از متواترات مى باشد و سبب شهادت آن حضرت اين بود كه آنها پس از آنكه خلافت را غضب كردند و بيشتر مردم با آنها بيعت كردند به سراغ اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرستادند تا براى بيعت حاضر شود، امام از آمدن امتناع كرد عمر عده اى را مأمور كرد تا خانه را با اهلش بسوزاند و خواستند به زور وارد خانه شوند ولى فاطمه (س) آنها را از ورود به خانه مانع شد، قنفذ غلام عمر در را به شكم فاطمه(س) زد كه پهلوى او شكست و جنينى كه در رحم داشت و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نام او را محسن نهاده بود ساقط شد، و به همين جهت مريض شد و در اين مرض رحلت فرمود.

    مجلسى سپس به ذكر رواياتى در تأييد سخن فوق از علماى اهل سنّت و شيعه مى پردازد.


    3 ـ شيخ جليل اقدم صدوق متوفّاى سنه 381 هـ.ق روايت مفصّلى از ابن عباس از رسول گرامى اسلام در فضيلت فاطمه زهرا (س) نقل مى كند. تا اينكه مى گويد رسول خدا فرمود: «هرگاه فاطمه را مى نگرم به يادم مى آيد ستم و ظلمى كه بعد از من به او روا خواهند داشت. و گويا با فاطمه حاضرم و مى نگرم كه خوارى وارد خانه او مى شود و هتك حرمت او مى گردد و حق او را غصب مى نمايند و او را از ارثش محروم مى كنند و پهلوى او را مى شكنند و جنين او را سِقط مى كنند و او فرياد مى كشد كه يا محمّداه و استغاثه مى كند ولى كسى به فرياد او نمى رسد و همواره پس از من محزون و مغموم و گريان خواهد زيست... .
    همچنين در مجلس بيست هشتم، حديث دوم با سند معتبر از امير المؤمنين روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: روزى من و فاطمه و حسن و حسين در خدمت پيامبر نشسته بوديم ناگاه آن حضرت به سوى ما نظر افكند و گريست گفتم سبب گريه چيست يا رسول الله ؟
    فرمود: گريه ام براى آنچيزى است كه بعداز من به شما روا خواهند داشت.
    پرسيدم آن چيست ؟
    فرمود : براى ضربتى كه به فرق تو خواهد رسيد و آن سيلى كه بر روى زهرا خواهند نواخت و زخمى كه بر ران حسن خواهند زد و او را به زهر مسموم كنند و از كشتن حسين.
    چون اين خبر را شنيدند همه گريان شدند.
    همچنين شيخ صدوق در معناى سخن پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به اميرالمؤمنين(عليه السلام): «يا علّى لك كنزٌ فِى الجنّة وَاَنْتَ ذُوقرنيها» پس از معنا نمودن كنز و مختار خودش ( كليد نعمت هاى بهشت ) مى گويد: از بعضى از اساتيدم شنيدم كه مى گفت منظور از اين كنز فرزندش محسن است، همانيكه حضرت فاطمه به علّت قرار گرفتن بين در و ديوار او را ساقط كرد... .
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۹ در ساعت ۰۲:۱۱
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تایید """""باطل""""" آری یا خیر ؟
    توسط حامد در انجمن مدیریت محتوا
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۲۹, ۰۰:۰۶
  2. پاسخ: 126
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۲۲, ۱۰:۲۴
  3. یک بحث داغ: "اسلام" و "ملی گرایی"
    توسط حامد در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۲۵
  4. "مورچه" داناتر از ""سلیمان"" ؟؟؟
    توسط حامد در انجمن نبّوت خاصه
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۰۹, ۱۷:۳۹
  5. """""""+++راستی،مهدی کیست؟؟+++"""""""""""
    توسط ستاره زهراء در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۰۶, ۱۷:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود