صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه علی (ع) متوجه خروج تیر از پا نشد ولی متوجه فقیر شد؟؟؟!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    12
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    111

    مطلب چگونه علی (ع) متوجه خروج تیر از پا نشد ولی متوجه فقیر شد؟؟؟!!!




    با سلام به همه دوستان و کارشناسان محترم...

    این سوالی است که چند وقت پیش یکی از برادران اهل سنت از بنده پرسید و من هم جواب مفصلی برایش فرستادم ...
    سوال را همراه جواب آن آوردم تا اگر دوستان نقد و نظری درباره آن دارند ، بیان کنند...(خوشحال میشم)

    از کارشناسان محترم هم می خواهم در کامل کردن جواب کمک کنند...


    سوال : در مورد حالات نماز علي (ع ) كه وقتي تيري از پايش مي كشند ملتفت نمي شوند ولي در حال ركوع به فقيري انگشتر خويش را مي بخشند توضيح دهيد؟


    .
    .
    .
    دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات ؟
    مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

  2. صلوات ها 24


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    12
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    111

    مطلب




    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکات 142 نمایش پست ها


    سوال : در مورد حالات نماز علي (ع ) كه وقتي تيري از پايش مي كشند ملتفت نمي شوند ولي در حال ركوع به فقيري انگشتر خويش را مي بخشند توضيح دهيد؟


    .



    واما جواب:

    در ابتدا می بایست به این نکته توجه کرد که داستان‌ اعطاي‌ انگشتر به‌ فقير در ركوع‌ و نزول‌ آيه‌ 55 سوره مائده‌ در شأن ‌امام علي‌(ع‌) را عده‌ زيادي‌ از اصحاب‌ پيامبر نقل‌ كرده‌اند که از آن جمله می توان به ‌: ابن‌عباس‌، عمار ياسر، عبدالله بن‌ سلام‌، انس‌ بن‌ مالك‌، جابر بن‌ عبدالله و ابوذر غفاري اشاره کرد و در میان منابع‌ روایی اهل‌ سنت‌ نیز که اين‌ حديث‌ در آن‌ ذكر شده‌ میتوان از این منابع نام برد: محب‌ الدين‌ طبري‌، ذخائر العقبي‌، ص‌ 88 - قاضي‌ شوكاني‌، فتح‌الغدير،ص‌ 50 - جامع‌الاصول‌، ج‌ 9، ص‌ 478 - اسباب‌ النزول‌ واحدي‌، ص‌148 - لباب‌ النقول‌ سيوطي‌، ص‌ 105 - تفسير طبري‌، ص‌ 165 -تفسير فخر رازي‌، ج‌ 3، ص‌ 431 - تفسير درالمنثور، ج‌ 2، ص‌ 393 -كنزالعمال‌، ج‌ 6، ص‌ 391
    نتیجه آنکه اين‌ حديث‌ از جمله‌ احاديث‌ متواتر است‌ كه‌ هيچ‌ترديدي‌ در آن‌ نيست‌.

    - اما اين‌ كه‌ چگونه‌ ‌امام علي‌(ع‌) زماني‌ در نماز انگشتر به‌ فقيرمي‌دهد و زماني‌ نيز تير از پاي‌ حضرت‌ در نماز بيرون‌ مي‌كشند؟ در پاسخ باید گفت :

    اولا: از ديدگاه‌ عرفا حضور قلب‌ و عدم‌ آن‌ در نماز سه‌ مرحله‌دارد:
    - مرتبه‌ اول‌ اين‌ است‌ كه‌ عالم‌ كثرات‌ و توجه‌ به‌ تعينات‌ وتعلقات‌ دنيوي‌مانع‌ شهود رب‌ و توجه‌ به‌ اوشود.
    - مرتبه‌ دوم‌ آن‌ است‌ كه‌ توجه‌ به‌ حضرت‌ حق‌ - جل‌ و علا - مانع‌ توجه‌به‌ عالم‌ تعينات‌ وكثرات‌ گردد. اين‌ مرتبه‌ در مدارج‌ بالاي‌ عرفان‌ وتوحيداست‌ .
    - مرتبه‌ سوم‌ كه‌ بالاتر و عالی‌تر است‌ مرتبه‌ ایست‌ که فنا وتوجه‌ مطلق‌ به‌ ذات‌ حق‌ مانع‌ توجه‌ به‌ عالم‌ تعينات‌ نيست‌. بلكه‌ از افق‌ «الهی‌» به‌ «عالم‌ مادی‌» نظر مي‌شود. به عبارت دیگر سعه وجودی سالک به حدی میرسد که همزمان هم مستغرق در ذات الهی و هم متوجه عالم مخلوقات است. واين‌ حالت‌مخصوص‌ اولياي‌ کامل‌ است‌.
    در ائمه‌ اطهار (ع‌) مرتبه اول راه ندارد و آنچه‌در مورد حضرت‌ اميرالمومنين‌(ع‌)آمده‌ بيان‌ دو حالت‌ از مراتب‌ حضورو فناي‌ في‌الله‌ است . آنجا که تیر از پایش می کشند در مرتبه دوم و آنجا که به مسکین زکات می دهد در مرتبه سوم است.

    ثانیا : بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ ميان‌ «خارج‌ كردن‌ تیر‌ از بدن‌» و«بخشيدن‌ انگشتر به‌ فقير» تفاوت‌ بسياري‌ است‌؛ زيرا خارج‌ كردن ‌تیر‌ از بدن‌ صرفاً جنبه‌ شخصي‌ و جسمي‌ و توجه به خویشتن دارد و از مقام‌ توجه‌ كامل ‌به‌ خداوند و استغراق‌ در ذات‌ او دور است‌ لذا حضرتش به این واسطه از توجه به خداوند منصرف نشد.
    ولي‌ توجه‌ به‌ حال‌ بنده‌ فقير و محرومي‌ كه‌ در مسجد پيغمبراسلام‌(ص‌) ناله‌ سرداده‌ و استرحام‌ مي‌كند، يك‌ عمل‌ خدايي‌و قربي‌ است‌ و با توجه‌ به‌ خدا تناسب‌ دارد و دیگر سخن از توجه‌ به‌ خود نیست ‌، زيرا توجه‌ به‌ حال‌ بينوا و رفع حاجت بندگان خدا ، همان توجه‌ به‌ خداست‌ .

    ثالثا : همسویی و هماهنگی خاصی میان نماز و زکات وجود دارد به طوری که بارها در قرآن کریم مسأله زکات را بلافاصله بعد از نماز آورده است و تقریبا هرجا « اقامه صلاه » آمده « ایتاء زکات » نیز آمده است و این دو عبادت از نظر الهی در یک مسیرند و توجه به یکی با توجه به دیگری تعارضی ندارد.
    به‌ عبارت‌ ديگر: كمك‌ به‌ خلق‌ خدا و مستمندان‌ و فقيران‌ خود يكي‌ ازعبادات‌ بزرگ‌ است‌ و با نماز كه‌ آن‌ هم‌ عبادتي‌ است‌ بس‌ بزرگ‌سنخيت‌ كامل‌ دارد ؛ بنابراين‌ جاي‌ تعجب‌ نيست‌ كه‌ ناله فقير محروم‌ و استرحام‌ او در برابر مسلمانان‌، دل‌ آگاه‌ علي‌(ع‌) راهنگام‌ نماز متوجه‌ خود سازد و در ضمن‌ آن‌ عبادت‌، عبادت‌ ديگري‌ كه‌هر دو براي‌ خدا و جلب‌ خشنودي‌ او بوده‌ است‌ انجام‌ دهد؛ حتي‌ اين‌عمل‌ به‌ قدري‌ شايسته‌ و ارزنده‌ باشد كه‌ آيه‌اي‌ دربارة‌ آن‌ نازل‌ گردد.

    والسلام علی من التبع الهدی –


    دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات ؟
    مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

  5. صلوات ها 26


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40514



    با سلام

    ائمه(ع) در حالات خود مراتب گوناگونی داشته‏اند نحوه حضور قلب آنان در نماز سه گونه متصور است:
    1ـ گاهی توجه به خدا به گونه‏ای بوده که هیچ چیز دیگر را متوجه نمی‏شدند و نمونه‏های بسیاری از این قبیل از ائمه نقل گردیده است.
    2- گاه ممکن است در ضمن حضور قلب کامل، کم و بیش متوجه امور خارجی نیز بوده‏اند ولی بجهت عدم وظیفه نسبت به آنها عکس‏العمل نشان نداده‏اند.
    3- در مواردی ضمن حضور قلب کامل، به برخی از مسائل توجه داشته و بر حسب وظیفه یا استحباب عکس‏العمل نشان داده‏اند، بدون آن که مانع توجه آنان به خدا باشد.
    از این نمونه همان اعطای انگشتر توسط امیرالمومنین(ع) به سائل است.
    عرفا گویند این مرتبه از حضورقلب کاملتر از مرتبه اول است، زیرا در اولی توجه به خداوند حجاب و مانع عالم کثرات است ولی در این مرحله آنچنان فانی در رب و وصل به اوست که از آن مرتبه به شهود عالم می‏پردازد و به اصطلاح مرتبه لاحجاب مطلق است نه حضور غیب مانع حضور عالم شهود است و نه بالعکس.
    آنچه هیچ گاه در نمازهای آنان وجود نداشته، حجاب شدن عالم شهود نسبت به عالم غیب است.
    به عبارت دیگر باید دانست که تفاوت امامان با برخی عرفا در آن است که گروهی از عرفا وقتی در یکی از مقامات سیر و سلوک هستند حضور در مقامات دیگر برای آنان به آسانی ممکن نیست ولی امامان دارای آنچنان توانمندی روحی و معنوی هستند که به آسانی می‏تواننددو عبادت نماز و زکات را همراه با یکدیگر و بدون کاستی در حضور قلب و اخلاص انجام دهند و آنجا که امور شخصی و مادی مطرح است، همان مقام معنوی خویش را حفظ کنند و درد جسمی، آنان را از حالت «وصال» و «مقام فناء» خارج نگرداند.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 18


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    723
    حضور
    6 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    2877



    سلام.
    من پاسخ ساده ای برای این سئوال دارم (البته برای خودم ، نه بحث با دیگران):
    بین این دو مورد تفاوت وجود دارد:
    تیر کشیدن از پا و درد و خونریزی ، یک امر شخصی است.
    دادن زکات به فقیر ، یک امر معنوی و الهی است.

    حضرت امیر (ع) در حال نماز ، از « خود » بی خود بوددند و از امور شخصی و مادی خود جدا گشته بودند نه از امور معنوی و الهی.

  9. صلوات ها 18


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکات 142 نمایش پست ها
    این سوالی است که چند وقت پیش یکی از برادران اهل سنت از بنده پرسید و من هم جواب مفصلی برایش فرستادم ...


    با سلام


    بزرگوار

    بنده هم سوالی داشتم که لطف کنید این سوال را از برادران اهل سنت بپرسید

    البته شاید برای شما هم تعجب اور باشد

    ولی خب بنده مطرح می کنم جای برای نقد و بررسی زیاد دارد

    ما استادی داشتیم که وقتی به این سوال می رسیدم می فرمودند شما بروید منبع موثقی برای بنده بیاورید که در ان نقل کرده باشد که تیغ از پای مولا در اوردند بنده جواب شما را بدهم

    ایشان می فرمودند این نوع مطالب را در مقابل اهدا انگشتر مولا مطرح می کنند تا بعد از پر و بال دادن به ان روایت ما را به چالش بکشند

    به عبارت دیگر:
    مساله ای مطرح می کنند به غلط و برای ما که دل پسند است خودمان به ان پر و بال می دهیم و بزرک اش می کنیم
    و وقتی خوب جا افتاده ؛ ان وقت مطرح میکنند
    خب حالا بفرمایید مولای شما که این گونه بوده پس چطور هنگام رکوع انگشتر اهدا کردند؟

    حال می شود مساله ای که خودمان طرح کرده ایم و در حل اش مانده ایم!!!!!

    بنده هم درخواستی از شما بزرگوار داشتم که وقتی از اهل سنت این سوال را میکنند بفرمایید سند معتبر بر این گفت خود بیاورید


    ببینید دوستان
    مقام عصمت ائمه برای همه جا افتاده است و کسی نمی تواند منکر ان قضیه شود
    فردی که حجت خداوند بر روی زمین شد و امان اهل ارض
    فردی که دارای مقام عصمت شد در حال زار و نیاز با خداوند به مراتبی دست پیدا می کند که برای افراد عادی قابل تصور هم نیست و این چیز عجیبی نیست

    و نیازی نیست که ما بخواهیم برای بیان این مقام ائمه به در اوردن تیغ از پای مولا استناد کنیم

    ائمه ما به اندازه کافی اعمال و رفتار و سنت حسنه نشات گرفته از مبانی دین دارند و همین در مورد ائمه بس که دارای مقام عصمت می باشند و فرد دارای مقام عصمت مصون از خطا و اشتباه است

    و اگر این مطالب برای انسان تبیین شود که مقام عصمت چیست دیگر نیازی نیست به این موارد


    خب بنده نظر استاد خود را مطرح کردم و دوستان هم در مناظرات و مباحث خود با اهل سنت این سوال را مطرح نمایید

    و البته کارشناسان بزرگوار هم نظرات خود را مطرح نمایند




  11. صلوات ها 15


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم جمیعا و رحمه الله و برکاته

    یک سوالی طرف پرسیده و بقول خودش به چالش کشیده عقاید شیعه رو که :

    1- اولا باید این سوال رو از خود حضرت امیر علیه السلام میپرسید .

    2- اگر پاسخی به او داده شود صریح قطعی و منطقی او نمیفهمد .

    نه اینکه قدرت فهمش ضایع شده باشد.

    او نمیخواهد که بفهمد.

    لذا در هر شکل او خنثی از نعمت هدایتی خواهد بود که در کلام علی علیه السلام نهفته است.

    اساتید پاسخهائی درخور دادند ولی بنده مانند یاقوت گرامی پاسخی ساده بیان میکنم که اگر حتی بیسواد باشد و نتواند مفاهیم عرفانی و دینی را بفهمد این را حتما خواهد فهمید.

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و صلم به همه پیروانش آیه الا بذکر الله تطمئن القلوب را تفسیر کرد.

    تفاوت تفسیر پیامبر با دیگر تفاسیر در این است که شخص شنونده تفسیر بدون کوچکترین اشتباهی اصل را میفهمد و درک کرده هدایت را مییابد.

    پیامبر اکرم به هنگام درد و ناخوشی ذکر میگفتند و حضرت زهرا و دیگر صحابه سلیم النفس پیامبر نیز با ذکر هنگام درد آشنا بودند.

    هنگامیکه علی علیه السلام به نماز ایستاد ( اقم الصلوه لذکری ) به ذکر ایستاد آنگاه تیر را از بدنش بیرون کشیدند چراکه ذکر بر انسان متعالی ای که بدنش اسیر هوای نفس و شهوات نیست بسیار موثر است بنوعی که بدن تحت تاثیر حالات روحانی قرار میگیرد.

    نمازی که میخواندند و فقیر آمد با آن ذکر تفاوت داشت


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    خب حالا بفرمایید مولای شما که این گونه بوده پس چطور هنگام رکوع انگشتر اهدا کردند؟


    سلام

    منظورتون را نفهمیدم

    میشود واضح بگویید

    جواب و سوال توی قسمت بنفش رنگ بود؟


    سوال بالا جوابش چیست
    ایا بی جواب مانده؟

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکات 142 نمایش پست ها
    سوال : در مورد حالات نماز علي (ع ) كه وقتي تيري از پايش مي كشند ملتفت نمي شوند ولي در حال ركوع به فقيري انگشتر خويش را مي بخشند توضيح دهيد؟
    سلام
    انسانهای کاملی همچون علی بن ابیطالب علیه السلام که سرسلسله جنبان عرفای بالله است ، هنگام نماز، در معراج توجه به ذات الهی و فانی در اویند و در این مقام ، عبد از خود (تیر در پا ) خبر ندارد اگر به چیزی (فقیر ) هم توجه کند با امر الهی است بلکه توجه او توجه حق متعال است . "و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی"
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۱/۲۶ در ساعت ۲۱:۵۱
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452

    دعوت




    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    حال می شود مساله ای که خودمان طرح کرده ایم و در حل اش مانده ایم!!!!!


    با سلام
    حل مسئله مشکل ندارد.
    این مسئله ای است که همه ما در مورد آن تجربه داریم وآن را در زندگی دیده ایم وخیلی عادی است.البته چیز جدیدی نمی گویم همان حرف رفقا در بالا ست با یک قالب دیگر.
    یک خاطره از آیة الله بهجت نقل کنم که با یک واسطه شنیده ام وگمان نمی کنم جایی ثبت شده باشد:

    در سال 56زمان انقلاب مردم تظاهرات کننده در قم که عموما در اطراف چهارمردان وحرم وفیضیه واطراف مسجد ایشان تظاهرات میکردندمورد تهاجم گاردهای شاه قرار گرفتند وفرار کردند نزدیک ترین محل برای اختفاء مسجد آیة الله بهجت بود ودر حالیکه مردم در صف نماز مغرب ایستاده بودندهمه به داخل مسجد آمدند و ورود تظاهر کنندگان با عث از هم پاشیدگی صف نماز جماعت شد .
    از طرف دیگر ماموران دولتی به دنبال آنها به در مسجد آمدند وبرای بیرون آوردن آنان از مسجد اقدام به پرتاب گاز اشک آور به داخل مسجد کردند.
    همانطور که می دانید گاز اشک آور بشدت چشم وبینی وگلو را می سوزاند ویک حالت سرفه شدید وخفگی خفیف به انسان دست می دهد وعلاج آن هم آتش است یعنی باید آتش روشن کرد تا فضا از وجود گاز پاک شود وهرچه این آتش به چشم وبینی وسینه نزدیک تر باشد اثرش بهتر است.
    مردم فرش های مسجد را کنار زدند وکارتن های زیادی آتش زدند وبا این کار مقداری از اثر گاز کم کردند .
    در تمام این مدت آیة الله بهجت مشغول نماز مغرب بودند ومتوجه موضوع نشدند وبعد از نماز شروع کردند به دست مالیدن به بینی وسوال در مورد اینکه چه بویی می آید چرا چشم من می سوزد؟

    خوب این جا یکی سوال کند اگر آقا این قدر متوجه عالم بالا بودندچطور میدانستند که بعد از حمد باید سوره بخو انند ویا بعد از آن باید رکوع کنند ویا چطور مسائل تجویدی وموالات در نماز و اداره نماز جماعت و... را انجام میدادند؟ این چیزی است که فراوان دیده می شود.

    حال این مثال شاید دور از ذهن باشد چند مثال ملموس تر:
    همیشه برای عاطفه مادرانه اینگونه مثال میزنند: مادری که در خواب سنگین فرو رفته ونمی شود او را به این راحتی بیدار کرد با اولین صدای کودکش از خواب بر می خیزد.

    ومثال نزدیکتر :
    دانشمند یا دانشجو یی را در نظر بگیرید که مشغول حل یک مسئله است. او شاید صدها پارامترمثل فرمول های مختلف وقواعد مختلف حساب وجبر و دیفرنسیال وانتگرال را در کار خود لحاظ میکند تا کارش را درست انجام دهد ولی در همین حال گاهی اوقات اگر او را صدا بزنید متوجه نمی شود. می شود اعتراض کرد توکه مشغول حل مسئله به این مشکلی هستی چرا توجه به حرف من نداری؟

    ویا خیلی اوقات می شود که ما چند ساعت مطالعه می کنیم واز مسائل اطرافمان از جمله گذر زمان غافل می شویم.
    مضاف بر اینکه انسان دستگاه نیست که وقتی روشن شد یک نواخت کار کند مثل یک موتور با دور 1400که همیشه با همین سرعت می چرخد بلکه انسان دارای حالات مختلف است گاه تمرکز عمیق تر وگاه سطحی تر است.

    نکته دیگر اینکه همین طور که رفقا هم فرمودند دادن زکات در راه خدا هم عبادت است ودر راستای همان رکوع وسجود و قرائت است که توجه در نماز مانع از توجه به آن نمی شود.
    وقتی فقیری مردم را به خاطر خدا دعوت به انفاق میکند توجه به موضوع خیلی قویتر از این است که بدون ذکر نام خدا مردم را به این کار بخواند این چیزی است که همه ما هر روز چندین بار آن را لمس میکنیم.

    کسی که در حالات بزرگان مطالعه داشته باشد تمرکز آنان را که باعث عدم توجه به مسائل دیگر میشود فراوان می بیند مثل نوشتن کتاب جواهرالکلام توسط مر حوم صاحب جواهر در کنار بدن جوان از دست رفته اش (به جای خواندن قرآن تا ثوابش را هدیه به اوکند)که اگر توجه کافی نباشد داغ فرزند ومصیبت واده هیچ هماهنگی با نوشتن عبارات دقیق وسنگین جواهر را ندارد
    ومثل غیبت میکرب شناس معروف پاستور از جلسه عقدش که بخاطر مطالعه در آزمایشگاهش بود واز جلسه به آن مهمی غافل شد.
    وهمه شما امثال این قضایا را فراوان سراغ دارید که از این موجود دو پا سر می زند وریشه همه این عجایب هم روح الهی است که در انسان دمیده شده است.واگر این انسان علی باشد ببین چه می شود او که همه قوه ها را به فعلیت رسانده است.صلوات بر روح بلندشان.
    ببخشید طولانی شد.
    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۱/۲۸ در ساعت ۰۸:۲۱

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    علاقه
    iran qom
    نوشته
    331
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1452

    دعوت علی جامع اضداد است




    نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف نمایش پست ها
    وریشه همه این عجایب هم روح الهی است که در انسان دمیده شده است.واگر این انسان علی ع باشد ببین چه می شود او که همه قوه ها را به فعلیت رسانده است


    با سلام

    علی ع جامع اضداد است ویک انسان کامل واز این شگفتی ها در زندگی وکارنامه خود کم ندارد.


    او کسی است که با آن قوت قلبی که از او سراغ داریم در میادین نبرد مثل کوه می ایستد وهماوردی نمی یابد مگر اینکه یا فرار میکند یا کشته می شود ولی وقتی در مقابل یک طفل یتیم قرار میگیرد بدنش به لرزه می افتد واشکش جاری می شود وبرای به دست آوردن شادی او با وی هم بازی می شود.هیچ انسان عادی این صلابت وعطوفت را با هم یک جا ندارد.



    او قهرمان بدر واحد وحنین وخندق وخیبر شکن است ولی در مقابل عده ای روباه صفت جبون که خانه اش را به آتش می کشند و حرمت او را وحرمت خانواده اش را می شکنند برای حفظ اسلام وبه خاطر اجرای فرمان پیامبر سکوت میکند(1).



    ولی درزمانی نه چندان دور در جنگ صفین وجمل ونهروان آن گونه عمل میکند.(سوالی که اهل سنت زیاد می پرسند که چرا آنجا سکوت کرد واینجا جنگید)(2)


    علی کسی است که بالا ترین تولید ثروت در مدینه را داشت و سالی 360 هزار دینار طلا در راه خدا انفاق می کرد وهنوزپس از 1400سال اثاری از چاه ها ونخلستان های او در مدینه موجود است ولی خود با نان ونمکی روزگار میگذراند وبقیه را ایثار می کرد.

    کسی است که بیشترین فضائل را درمورد او نقل میکنند و بالاترین ناسزاها و دشنام ها را به در طول تاریخ داده اند.
    کسی است که افرادی او را کافر واجب القتل و بعضی اورا خدا می دانند.
    کسی است که اهل مدینه وکوفه روزی هزار رکعت نماز از اوگزارش کرده اند واهل شام تعجب کرده اند که او چگونه در محراب کشته شده مگر نماز می خواند .

    کسی است که اهل ادیان دیگرعاشقانه از او تمجید میکنند ومی گویند "علی به سبب شدت عدالتش در محراب کشته شد" (3) وبرای زن یهودی غارت شده ای در بالای منبر می گرید ومی گوید اگر انسان آزاده در این مصیبت جان دهد نباید سرزنش شود (4)ولی بعض از مسلمانان او را به بی عدالتی وظلم متهم می کنند.

    کسی است که قرآن او را جان پیامبر میداند(آل عمران 61) وپیامبر او را به برادری برمی گزیند (5)وهمه جا همدم وهم نشین وهم دوش پیامبر است ولی مردم اورا در کنار کافرترین وظالم ترین افراد یعنی معاویه قرار میدهند تا آنجا که خود او شکوه می کند ومی گوید آن قدر روزگار مرا پایین آورد وپایین آورد تا آنکه مردم گفتند :علی ومعاویه"

    معاویه ای که در روز آخر درفتح مکه از ترش جانش مسلمان شد باعث کشتار صدها هزار مسلمان در جنگ ها وترور ها وزندان ها واعدامها شد او که بعضی از مستشرقین می گویند باید مجسمه اورا از طلا درست کنیم ودر میادین اروپا نصب کنیم چرا که اگر او نبود همان سال های اول ارو پا مسلمان شده بود.(6)
    آری علی جمع اضداد است وهمه صفات کمال را یکجا جمع کرده است.
    ------------------------------------------------
    (1)- خبر پیامبرص به علی ع درمورد حیله ها و اظهارکینه های مردم با علی پس از رسول خداص از منابع اهل سنت
    مستدرك الحاكم - كتاب معرفة الصحابة(ر) - ذكر إسلام أمير المؤمنين علي (ع) - حديث رقم : ( 4676 )


    الدولابي - الكنى والألقاب - من كنيته أبو أيوب حدیث 441


    الصالحي الشامي - سبل الهدي والرشاد - الجزء : ( 10 ) - رقم الصفحة : ( 150 )


    الهيثمي - مجمع الزوائد - أبواب مناقب علي بن أبي طالب(ر) - الجزء : ( 9 ) - رقم الصفحة : ( 118 )

    الموفق الخوارزمي- المناقب - رقم الصفحة : ( 65 ) حدیث 35
    (2)-خبر پیامبر ص به علی ع در مورد جنگ او با قاسطین ومارقین وناکثین

    مستدركالحاكم - كتاب معرفة الصحابة(ر) - ذكر إسلام أمير المؤمنينعلي حدیث 4675و4674)
    مسند البزار - البحر الزخار - ومما روى علقمة حدیث 702
    أبي يعلى الموصلي - مسند أبي يعلى - مسند علي (ع) حدیث496
    أبي يعلى الموصلي - مسند أبي يعلى - مسند عمار بن ياسر حدیث 1588


    (3)- جرج جرداق:الامام علی صوت الاعدالة الانسانیة


    (4)- نهج البلاغه

    (5)- اهل سنت 68حدیث در این مورد نقل کرده اند مثل مسندأحمد - ومن مسند بني هاشم - مسند عبدالله بنعباسحدیث1992
    (6)-اگر نگاهی به نقشه جهان بکنید می بینید اسلام در همان زمان خلفای اول تمام شمال افریقا را بطول 5000کیلومتر فتح کرد واز آنجا وارد اسپانیا شد واز طرف شرق همینطور به چین وهند رسید ولی از شام قدمی به سمت روم آن زمان جلو نرفت آیا این طبیعی است؟

    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۰/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۱:۰۹

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. « بحث و مناظره تا چه مقدار سودمند است؟؟؟ »
    توسط ali pir در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۴, ۱۰:۳۷
  2. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۲۲:۰۸
  3. اتلاف زمان برای تیمم بدل از غسل؟؟؟!!!
    توسط kosar در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۰۹:۱۷
  4. « توسل و توحید » ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن براهین اثبات خدا
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۴, ۱۳:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود