صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تاریخ می گوید: شخصی به نام مهدی هرگز متولد نشده است

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188

    تاریخ می گوید: شخصی به نام مهدی هرگز متولد نشده است





    یکی از باور های مهم شیعه که بدون آن ایمان شخص به پایه اکمال نمیرسد باور به امامت مهدی است که اهل تشیع معتقد اند او محمد بن حسن عسکری ـ رحمة الله علیه ـ امام دوازدهم اهل تشیع میباشد. تاریخ معتبر میگوید: حضرت حسن عسکری فرزندی از خود به جای نگذاشت اما فرقة تشیع میگوید : او فرزندی از خود به جای گذاشت به نام محمد که از نظر ها غایب شد و او هما ن مهدی موعود است!

    بررسی قسمتی از اسناد روایات تاریخی آخرین امام شیعه را که توسط یک تن از علمای برجسته شیعه صورت گرفته است به صورت خلاصه شده ، به خدمت تقدیم میداریم ، آرزومندیم ، ارائة این اسناد که نمونة مشتی از خروار برای تمامی اعتقادات اهل تشیع محسوب میشود ـ چراغ هدایتی شود برای آن دسته از کسانی که صاحب بصیرت اند و طالب رسیدن به حقیقت و پرهیز از خرافات و اباطیل!
    نویسنده شیعه به نام احمد الکاتب ، درکتاب خود تحت عنوان (تکامل فکر سیاسی شیعه ) در این باره سلسلة تمام روایات مهدی را چنین مطابق به اصول رجال شناسی فرقة تشیع مورد بررسی قرار میدهد:
    روايت حكيمه [متن روایات ترجمه شده است ]
    ـ صدوق در كتاب (اكمال الدين ص 424) داستان ولادت (صاحب الزمان) را چنين روايت مي كند : « محمد بن الحسن بن الولید، گفت: به ما محمد بن یحیی العطار گفت که به ما ابوعبدالله الحسین بن رزق الله گفته است که به من موسی بن محمد بن القاسم گفته که برای من حکیمه گفت...»
    در این سلسله طوریکه میبینیم، الحسين بن رزق الله شخصي مجهول يا مختلق (ساختگی و تقلبی) است كه وجود خارجي در كتب تراجم و رجال ندارد، و نیز موسي بن محمد شخصي مجهول (ناشناخته) مي باشد!
    در بعضي از نسخه ها نوشته شده: (الحسين بن عبد الله) به جاي (ابو عبد الله الحسين)، و آن نیز كسي بود كه نجاشي او را قبول ندارد و در وي طعن كرد، و او را متهم به (غلو) كرده است!
    ـ صدوق در روايت ديگـري داستان را اين طور مطرح ميكند: « الحسين بن احمد بن ادريس،گفت: به من پدرم گفت که محمد بن اسماعيل به من گفت که ، محمد بن ابراهيم الكوفي، به من گفته است که به من محمد بن عبد الله الطهوي گفته است که به من حكيمه گفته است ...»
    طوریکه واضح است در این باره نسخه هاي موجود از كتاب (اكمال الدين) با هم اختلاف دارند و اختلاف در مورد اسم (الطهوي) مي باشد كه در بعضي از آنها (الظهري) و در بعضي (الزهري) ودر بعضی دیگر (المطهري) و در بعضی هم (الطهري) مي باشد. به همه حال! هيچ ذكري در كتب تراجم الرجال از اين شخص وجود ندارد، و اختلاق (تقلبی)اين شخصيت از طرف بعضي از روات محتمل مي باشد، به هر صورت اين شخص مجهول (ناشناخته)مي باشد!
    ـ اما شيخ طوسي داستان را در كتاب (الغيبة ص 138و146) از عمه حضرت عسكري نقل كرده و او را بنام (خديجه) بجاي (حكيمه) ذكر مي كند و داستان را يكبار ديگـر نقل مي كند مي گـويد: « ابن ابي جيد از محمد بن الحسن بن الوليد، او از الصفار محمد بن الحسن القمي، و او از عبد الله المطهري، و او از حكيمه ... » كه نام والده (ابن الحسن) را (سوسن) بجاي (نرجس) ذكر مي كند، همينطوريكه در روايت صدوق آمده.
    طوریکه مشاهده میشود، در این روايت نام (محمد بن عبد الله الطهوري) كه صدوق ان را ذكر مي كند به (ابي عبد الله المطهري) تبديل مي شود. ولی به هر شکل طوریکه گفتیم ، وی شخصیتی مجهول مي باشد!
    ـ طوسي همچنين داستان را به روايت سوّمي نقل مي كند: «از ابن جيد،از محمد بن الحسن بن الوليد،از محمد بن يحيي العطار، از محمد بن حمويه الرازي، از الحسين بن رزق الله، از موسي بن محمد...»
    در این روایت كه (محمد بن حمويه الرازي) در سلسله سند آن ذكر شده است شخصیتی مجهول است و معلوم نيست كه او كيست! و همينطور (الحسين بن رزق الله) كه او هم مجهول مي باشد!
    ـ طوسي داستان را به روايت چهارمي نقل مي كند: « از احمد بن علي الرازي، از محمد بن علي، از علي بن سميع بن بنان،از محمد بن علي بن ابي الداري، از احمد بن محمد، از احمد بن عبد الله، از احمد بن روح الاهوازي، از محمد بن ابراهيم از حكيمه ... » به معني روايت اولي، اما طوسي از زبان حكيمه اضافه کرده مي گـويد: شب نيمه رمضان حضرت عسكري دنبال من فرستادند. در این جا ملاحظه مي شود كه نيمه شعبان نبود! [برخلاف اهل تشیع که نیمة شعبان را روز تولد امام خود میدانند]
    در این روایت، (احمد بن علي الرازي) ضعيف و از جمله تند روان (مغالي) است كه از راوي مجهولي به نام (احمد الاهوازي) روایت میکند!
    ـ طوسي داستان را در روايت پنجم به اين شكل نقل مي كند: «از احمد بن علي الرازي، از محمد بن علي، از حنظله بن زكريا، گفت به من گفت الثقه ! از محمد بن بلال از حكيمه... »
    طوریکه دیده میشود در این روایت از (حنظله بن زكريا )روایت صورت گرفته كه نجاشي او را ضعيف شمرده است! و این جناب به ما نميگـويد كه (ثقه) چه كسي مي باشد؟ كه به او نقل كرده است!
    اما (محمد بن بلال) كسی است که از مدعيان وكالت مهدي مي باشد و با محمد بن عثمان العمري در موضوع نيابت با هم اختلاف و تنازع داشتند. و احمد بن علي الرازي را خودِ طوسي ضعيف دانسته، و همچنين نجاشي و ابن الغضائري نيز او را ضعيف شمرده و متهم به (غلو) كردند!
    ـ طوسي در روايت ششم اسم احدي يا سندي از شيوخ ناقلين روايت را از حكيمه نقل نمي كند كه اين بحد ذاته روايت را از صحت و اعتبار ساقط مي سازد. ...
    بنا بر اين روايت حكيمه درباره ولادت (ابن الحسن) كه متأخرين آن را از تندروها و ضعفا و مجهولين و انسانهاي تقلبي روايت مي كنند باطل است و مطلقاً نمي توان به اينگـونه روايات و اشخاص اعتماد كرد!
    مردي از اهل فارس
    مردي از اهل فارس كه به سامراء رفت و در منزل ابي محمد العسكري ماند و با نوكرها بود، روزي پسر بچه اي سفيد روي را ديد، و حضرت عسكري به او گـفت: (هذا صاحبكم): (اين صاحب شما مي باشد)[1]. ميبينيم اين روايت بسيار ضعيف، و حاجتي نيست كه روي آن توقف كنيم، چون نام راوي را ذكر نمي كند فقط جمله (رجل من اهل فارس) ذكر مي شود، اين رويّه در علم حديث مردود و غير مقبول مي باشد.
    يعقوب بن منقوش
    اما روايت يعقوب بن منقوش كه مي گـويد: « روزي نزد امام حسن عسكري رفتم و از او پرسيدم: صاحب اين امر كه مي باشد؟ ايشان فرمودند: آن پرده را كه روي درب را پوشانده كنار بزن و در اين حال پسر بچه اي پنج ساله بيرون آمد، حسن عسكري گـفت: (اين صاحب شما مي باشد).»
    اين روايت را صدوق از ابي طالب المظفر بن جعفر بن المظفر العلوي السمرقندي، از جعفر بن محمد بن مسعود، از پدرش محمد بن مسعود العياشي از آدم البلخي از علي بن الحسين بن هارون الدقاق از جعفر بن محمد بن عبد الله بن القاسم از يعقوب بن منقوش، نقل كرده است. اين روايت بخاطر مسائل زير ضعيف شمرده مي شود:
    1- نبودن شخصي بنام المظفر السمرقندي در كتب تراجم و رجال!
    2- نجاشي در كتاب رجال ميگـويد: كه عياشي همواره از راويان ضعيف نقل ميكند. توجه شود كه عياشي معتقد بود كه قرآن تحريف شده است. واين مسئله در كتاب او (تفسير) نقل شده است.
    3- وجود شخصي مثل آدم البلخي در سلسله روات، عياشي در بارة او مي گـويد: او شخصي قائل به (تفويض)* بوده. آدم البلخي مي گـويد: خداوند محمد را خلق كرد و امور جهان را به وي واگـذار كرده و او خلاّق موجودات در دنياست، بعد از محمد خداوند امور عالم را به علي تفويض كرد. ( از كتاب رجال النجاشي.)
    4- مهمل بودن الدقاق، وعدم اطمينان از نام كه پدرش حسن يا حسين باشد.
    5- مجهول بودن جعفر بن محمد بن عبد الله
    6- مهمل بودن يعقوب بن منقوش، واختلاف در نام پدرش بين منقوش و منفوش و منفوس.
    عثمان بن سعيد العمري
    ـ اما روايتي كه صدوق در (اكمال الدين، ص 435) والطوسي در (الغيبة، ص 217) از جماعتي كه در ضمن آنها عثمان بن سعيد العمري و معاويه بن الحكم و محمد بن ايوب بود، نقل مي كنند كه امام به آنان گـفت: (بعد از من اين شخص امام شما مي باشد) كه صدوق و طوسي اين روايت را از جعفر بن محمد بن مالك الفزاري نقل كرده اند، وي به دروغگـوئي مشهور بوده، و حديث تقلبي درست ميكرده است. ابن الغضائري در باره اش مي گـويد: او كذاب و متروك الحديث بوده و در مذهب او غلو و روايت از ضعفا و مجاهيل نقل مي كند، و همه عيوب ضعفا در او جمع شده. احمد بن الحسين مي گـويد: حديث را ماهرانه جعل و وضع مي كند و از مجاهيل و ناشناخته ها نقل مي كند، من شنيده ام كسي در حقش مي گـويد: او (الفزاري) فاسد المذهب والروايه مي باشد. و من نميدانم چطور شيخنا النبيل الثقه ابي علي بن همام و شيخنا الجليل الثقه ابو غالب رازي از او روايت حديث مي كنند؟!
    ـ اما روايت (نسيم) و روايت (طريف ابو نصر) كه دو خادم نزد حضرت عسكري بودند، اين دو روايت را صدوق، از المظفر السمرقندي (مهمل) از العياشي (الضعيف) از آدم البلخي (الغالي المفوض) نقل مي كند.
    ـ اما روايت اسماعيل النوبختي كه طوسي آن را از احمد بن علي الرازي نقل مي كند: روايتي بسيار ضعيف مي باشد، چون خود طوسي رازي را توثيق نمي كند وآن را متهم به ضعف و غلو مي كند، اين بعلاوه اتهام نجاشي و غضائري به احمد بن علي رازي مي باشد.
    ـ طوسي روايت ديگـري را نقل مي كند: از جعفر بن محمد بن مالك الفزاري، از احمد بن علي الرازي، از كامل بن ابراهيم المدني كه مي گـويد: (نزد عسكري آمده، ناگـهان بادي وزيده و هوا پرده اي را كه روي درب بود تكان مي دهد، پسر بچه اي يا نوجواني مشاهده كرده، نوجوان او را شناخت و بنام صدا كرد، پرده به جاي خود باز مي گـردد و نتوانست دگـر بار پرده را كنار بزند). اين روايت واضح است كه ضعيف مي باشد بعد از اينكه در سلسله راويان الفزاري و الرازي را كه ضعيف و مغالي بودند، مشاهده مي كنيم.
    ابو الاديان البصري
    اما روايت ابو الاديان البصري كه تنها صدوق آن را نقل مي كند آنهم بدون هيچ سندي روايت را ارسال مي كند، با اينكه صد سال ميان اين دو - يعني شيخ صدوق و ابو الاديان – فاصله وجود دارد و در اصل كسي هم شخصي بنام ابوالاديان را نمي شناسد، لذا مسئله اختلاق اين شخص از طرف (غُلات) مورد تأكيد قرار مي گـيرد!
    در دنباله داستان، و آن گـروهي كه از قم و پشت كوه به (سرَّ من رأي) آمده بودند، روايتيكه صدوق آن را نقل مي كند، سر تاسر در سندش احمد بن الحسين الآبي العروضي و ابي الحسين ابن زيد بن عبد الله البغدادي از سنان الموصلي از پدرش ... داراي اشكال ميباشد و اين اشخاص همگـي مجهول الهويه هستند و هيچ ذكري از آنها در تراجم رجال وجود ندارد!
    سعد بن عبد الله القمي
    اما روايت سعد بن عبد الله القمي كه در آن مي گـويد: «خودش با احمد بن اسحاق وارد بر امام حسن عسكري شدند، روي ران آن حضرت پسر بچه اي در حال بازي بود». اين روايت را صدوق از النوفلي الكرماني از احمد بن عيسي الوشاء و البغدادي از احمد بن طاهر القمي.. نقل مي كند. در سند اين روايت طوریکه مشاهده میکنیم چهار نفر از مجهولين و مهملين قرار گرفته اند، و اما راوي پنجم الشيباني او از ضعفا و تندروها (غُلات) و (مفوضه) مي باشد، همانطوريكه الكشي و ابن الغضائري و الطوسي و النجاشي مي گـويند.
    به همین علت (علامه حلي) در كتاب (الخلاصه) اعتماد را از سعد بن عبد الله القمي سلب كرده. (شهيد ثاني) مي گـويد: (علائم تقلب بودن روي اين روايت واضح مي باشد) چون مهدي با انارك طلائي بازي مي كرد، طبق نص روايت.
    طوریکه میدانیم اگـر در سند روايت ضعف باشد آن را از اعتبار و وثوق ساقط مي كند. حال اگر ما ضعيف بودن اسناد و روايات و همچنين ضعيف بودن متن آنها را در نظر بگـيريم، دقيقاً متوجه خواهيم شد كه مجموع آنها هر گـز نخواهد توانست وجود شخصي عادي را حتي ثابت كند، چه رسد به اثبات ولادت مهدي، بنا بر اين ولادت هيچ امامي را به اين روايتها نمي توان تثبيت كرد يا از اين روايتها براي ساختار عقيده استفاده كرد!! ...»


    [1]- الكليني: الكافي ج1 ص 329، الصدوق: اكمال الدين ص 435، الطوسي: الغيبة ص 140، الصدر: الغيبة الصغري ص 285.
    * * تفويض: يعني حضرت محمد وعلي نماينده خدا بر روي زمين هستند وتوانائي خدا در خلق كردن موجودات وغيره هستند.

    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    179
    حضور
    2 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    753



    کتابهای تاریخ همواره مورد سوء استفاده و دستبرد نا اهلان بوده است
    درد بی عقلی درمان ندارد
    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها

    یکی از باور های مهم شیعه که بدون آن ایمان شخص به پایه اکمال نمیرسد باور به امامت مهدی است که اهل تشیع معتقد اند او محمد بن حسن عسکری ـ رحمة الله علیه ـ امام دوازدهم اهل تشیع میباشد. تاریخ معتبر میگوید: حضرت حسن عسکری فرزندی از خود به جای نگذاشت اما فرقة تشیع میگوید : او فرزندی از خود به جای گذاشت به نام محمد که از نظر ها غایب شد و او هما ن مهدی موعود است!


    بسم الله الرحمن الرحیم
    آقا چرا بی دقت مطلب مینویسید اینکه از دشمنان اهل بیت سخن میگوید که دال بر درست بودن ان نیست تمام این سخنان بیهوده از ابن تيميه گرفته شده !
    مغز متفکر وهابیون

    ابن تيميه حرانى در منهاج السنة ، پيرامون حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف مى‌نويسد:
    قد ذكر محمد بن جرير الطبري وعبد الباقي بن قانع وغيرهما من أهل العلم بالأنساب والتواريخ أن الحسن بن علي العسكري لم يكن له نسل ولا عقب والإمامية الذين يزعمون أنه كان له ولد يدعون أنه دخل السرداب بسامرا وهو صغير منهم من قال عمرة سنتان ومنهم من قال ثلاث ومنهم من قال خمس سنين... .
    محمد بن جرير طبرى و عبد الباقى بن قانع و ديگر دانشمندان علم انساب و تاريخ گفته‌اند كه [امام] حسن بن على عسكرى [عليه السلام] فرزندى نداشته است؛ اما اماميه خيال مى كنند كه او داراى فرزند بوده و مدعى هستند كه او داخل سرداب سامرا شده؛ در حالى كه خردسال بوده . برخى از شيعيان گفته‌اند كه او دو ساله داشته، بعضى سه سال و عده‌اى ديگر گفته‌اند كه پنج سال داشته است.
    ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبوية، ج4، ص87، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.

    متأسفانه وهابى‌ها و سركرده آن‌ها ابن تيميه، براى زير سؤال بردن عقائد شيعه به هر عملى؛ حتى بستن دروغ به علماى خودشان نيز متوسل مى‌شوند .
    اين مطلبى كه ابن تيميه از طبرى نقل كرده اصلا از اول تا آخر كتاب تاريخ طبرى يافت نمى‌شود و اصلا كلمه «العسكري» فقط يكبار در اين كتاب در ج5، ص368 در باره «إبراهيم بن مهران النصرانى العسكري» آمده و جمله «نسل ولا عقب» اصلا در كل اين كتاب نيامده است.
    محمد رشاد سالم محقق كتاب منهاج السنة، كه متوجه اين اشكال بوده و نتوانسته اين مطلب را در تاريخ طبرى پيدا كند، تلاش كرده است كه به نحوى براى اين سخن ابن تيميه مصدرى پيدا نمايد؛ اما او هم دچار اشتباه شده است .
    وى مى‌گويد كه اين جمله در كتاب صلة التاريخ الطبرى، (تكمله تاريخ طبري)آمده ؛ در حالى كه اين مطلب حتى در اين كتاب نيز نيامده است و ايشان مطلب ديگرى را با مطلب مورد نظر ابن تيميه اشتباه گرفته است .
    حقيقت مطلب اين است كه در كتاب صلة تاريخ الطبرى ، جمله «لم يعقب الحسن» آمده ؛
    اما هيچ ارتباطى به امام عسكرى و حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشريف ندارد؛ بلكه قضيه به اين شكل است كه :

    در زمان مقتدر عباسى ، شخص به دربار مقتدر عباسى مى‌آيد و مى‌گويد كه كار مهمى با مقتدر دارم و اگر به زودى به گوش او نرسانم ، اتفاقات ناگوارى خواهد افتاد .
    بعد وقتى پيش مقتدر مى‌رود مطالبى از گذشته و آينده مطرح مى‌‌كند . از ايشان سؤال مى‌شود كه شما كى هستي؟
    مى‌گويد : من محمد بن حسن بن على بن موسى بن جعفر الرضا هستم .
    يعنى من نوه امام رضا هستم از فرزند او حسن .
    بعد مقتدر دستور مى‌دهد كه افرادى از آل ابو ‌طالب را بياورند تا صحت گفته‌هاى او را تأييد كنند.

    شخصى به نام ابن طومار از آل ابو طالب در تكذيب گفته‌هاى اين شخص مى‌گويد:
    لم يعقب الحسن .
    حسن (فرزند امام رضا عليه السلام) ، اصلا فرزندى نداشته است .
    متأسفانه رشاد سالم محقق كتاب منهاج السنة دقت لازم را نكرده و خيال كرده است كه اين «حسن» همان امام حسن عسكرى عليه السلام است؛ در حالى كه منظور حسن بن على بن موسى الرضا عليهما السلام است و هيچ ربطى به امام عسكرى و حضرت حجت عليهما السلام ندارد .
    جالب اين است كه همين شخص كه ادعا مى‌كرد نوه امام رضا عليه السلام است، رسوا مى‌شود و در نهايت مشخص مى‌شود كه او به دروغ خود را به اهل بيت عليهم السلام نسبت داده است و فرزند شخصى به نام ابن الضبعى است و حتى پدر او را پيدا مى‌كنند و سپس به پاى مقتدر مى‌افتند و البته مقتدر نيز مجازات سختى براى او در نظر مى‌گيرد و در روز ترويه او را در ميان مردم مى چرخانند و رسوايش مى‌كنند و سپس به زندان مى‌اندازند.
    از اين گذشته كتاب صلة تاريخ الطبرى نوشته خود طبرى نيست؛
    بلكه نوشته شخص مجهولى به نام عريب بن سعد القرطبى متوفاى 369هـ است كه در هيچ يك از كتاب‌هاى تراجم اهل سنت، شرح حالى براى او ذكر نشده است.

    تنها خير الدين زركلى از علماى وهابى در كتاب الأعلام ، شرح حال كوتاهى از او ذكر كرده است :
    عريب بن سعد القرطبي : طبيب مؤرخ من أهل قرطبة . من أصل نصراني (اسبانيولي) أسلم آباؤه واستعربوا وعرفوا ببني التركي . استعمله الناصر (سنة 331) على كورة أشونة . واستكتبه المستنصر (الحكم) وارتفعت منزلته عند الحاجب المصور (أبي عامر) فسماه " خازن السلاح " واختصر " تاريخ الطبري " وأضاف إليه أخبار إفريقية والأندلس ، فسمي " صلة تاريخ الطبري.
    عريب بن سعد قرطبى، پزشك و مورخ اهل قرطبه اصالتا نصرانى بوده است، پدران او اسلام آوردند و عربى آموختند و به «بنى تركي» مشهور شدند .
    ناصر (متوفاي331هـ) او را فرماندار بخش اشنونه كرد و مستنصر او را كاتب خود قرار داد و مقام و منزت او را پيش حاجب نقاش أبى عامر بالا برد و «خازن السلاح» ناميده شد.
    او تاريخ طبرى را تلخيص كرده و اخبار آفريقا و اندلس را به آن افزوده است و نام كتاب را «صلة تاريخ الطبري» گذاشته است .

    الزركلي ، خير الدين (متوفاي 1410هـ)، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين ، ج4، ص 227، ناشر: دار العلم للملايين ـ بيروت، الطبعة: الخامسة، 1980م

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۳ در ساعت ۰۴:۲۴
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 17


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    اما عبد الباقى بن قانع اموى كه ابن تيميه سخن او را نيز نقل كرده و مدعى شده كه او گفته امام حسن عسكرى فرزندى نداشته است:
    متأسفانه ابن تيميه هيچ سند و مدركى براى اين نقل خودش نياورده است تا ببنيم كه آيا ايشان چنين مطلبى را گفته يا همانند نقل قول از طبرى نسبت دروغ به او داده شده است.
    بقيه وهابى‌ها نيز كه همين مطلب ابن تيميه را تكرار كرده‌اند، هيچكدام نتوانسته‌اند در اين پنچ قرن بعد از ابن تيميه سند و مدركى براى اثبات اين نسبت به عبد الباقى بن قانع پيدا كنند و متأسفانه همگى با اعتمادى كه به اين تيميه داشته‌اند، بدون ذكر سند، اين مطلب را مسلّم تصور كرده‌اند.
    ما فرض را بر اين مى‌گيريم كه عبد الباقى بن قانع اين سخن را گفته باشد، آيا سخن شخصى مثل او كه بزرگان اهل سنت او را تضعيف كرده‌اند مى‌تواند براى اثبات مطلبى با اين درجه از اهميت، حجت باشد؟
    شمس الدين ذهبى در سير اعلام النبلاء در شرح حال او مى‌نويسد:
    قال البرقاني البغداديون يوثقونه وهو عندي ضعيف
    وقال الدارقطني كان يحفظ ولكنه يخطىء ويصر.
    وروى الخطيب عن الأزهري عن أبي الحسن بن الفرات قال كان ابن قانع قد حدث به اختلاط قبل موته بنحو من سنتين فتركنا السماع منه وسمع منه قوم في اختلاطه.
    برقانى، گفته است كه بغدادى‌ها او را توثيق كرده‌اند؛ ولى از ديدگاه من او ضعيف است، دار قطنى گفته: او روايات را حفظ مى‌كرد؛ ولى اشتباه مى‌كرد و بر خطايش اصرار مى‌ورزيد (البته شايد جمله «يخطيء و يصر» غلط چاپى و اصل مطب «يخطيء و يصيب» باشد كه به معناى «گاهى خطا مى‌كرد و گاهى درست مى‌گفت» مى‌شود). خطيب بغدادى از از ازهرى از أبو الحسن بن فرات نقل كرده است كه براى ابن قانع نقل كرده‌اند كه دو سال قبل از مرگش ديوانه شده بود؛ پس من شنيدن روايت از او را رها كردم؛ چرا كه عده‌اى در زمان ديوانه‌گى‌اش از او روايت شنيده‌اند.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج15، ص527، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    بنابراين، حتى اگر او چنين مطلبى را نيز گفته باشد، با توجه به تضعيفاتى كه در باره او نقل شده است، نمى‌شود به سخنان او استناد كرد .
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 16


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها

    یکی از باور های مهم شیعه که بدون آن ایمان شخص به پایه اکمال نمیرسد باور به امامت مهدی است که اهل تشیع معتقد اند او محمد بن حسن عسکری ـ رحمة الله علیه ـ امام دوازدهم اهل تشیع میباشد. تاریخ معتبر میگوید: حضرت حسن عسکری فرزندی از خود به جای نگذاشت اما فرقة تشیع میگوید : او فرزندی از خود به جای گذاشت به نام محمد که از نظر ها غایب شد و او هما ن مهدی موعود است!

    بررسی قسمتی از اسناد روایات تاریخی آخرین امام شیعه را که توسط یک تن از علمای برجسته شیعه صورت گرفته است به صورت خلاصه شده ، به خدمت تقدیم میداریم ، آرزومندیم ، ارائة این اسناد که نمونة مشتی از خروار برای تمامی اعتقادات اهل تشیع محسوب میشود ـ چراغ هدایتی شود برای آن دسته از کسانی که صاحب بصیرت اند و طالب رسیدن به حقیقت و پرهیز از خرافات و اباطیل!

    با سلام
    جناب ایمان حداقل به منابع خود رجوع میکردید و بعد قلمی میزدید که شرمنده کسی نشوید
    اعتراف بزرگان اهل سنت به ولادت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف:

    بسيارى از بزرگان و انديشمندان اهل سنت از گذشته تا امروز، به ولادت حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف اعتراف كرده‌اند و به صراحت گفته‌اند كه آن حضرت در 15 شعبان سال 255هـ در شهر سامرا به دنيا آمده است كه ما به نام چند نفر از آن‌ها اشاره خواهيم كرد، دوستان عزيز مى‌توانند در اين باره به كتاب الإصالة المهدوية، نوشته جناب آقاى فقيه ايمان مراجعه كنند، ايشان در اين كتاب نام 112 نفر از علماى اهل سنت را مى برد كه به تولد امام زمان تصريح كرده‌اند .
    1. شمس الدين الذهبي (متوفاي748هـ)


    شمس الدين ذهبى، دانشمند برتر علم تراجم و رجال اهل سنت، در چند كتاب خود به ولادت آن حضرت تصريح كرده است.
    وى در كتاب العبر فى اخبار من غبر مى‌نويسد:

    وفيها [سنة 256 ه‍] محمد بن الحسن العسكري بن علي الهادي محمد الجواد بن علي الرضا بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق العلوي الحسيني أبو القاسم الذي تلقبه الرافضة الخلف الحجة وتلقبه بالمهدي وبالمنتظر وتلقبه بصاحب الزمان وهو خاتمة الاثنى عشر... .
    در سال 255هـ م ح م د بن الحسن العسكرى [عليهما السلام] به دنيا آمد، رافضى‌ها او را خلف ، حجت، مهدى ، منتظر و صاحب الزمان لقب داده‌اند، او آخرين امام از امامان دوازدگانه است .
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، العبر في خبر من غبر، ج2، ص37، تحقيق: د. صلاح الدين المنجد، ناشر: مطبعة حكومة الكويت - الكويت، الطبعة: الثاني، 1984.

    و در تاريخ الإسلام سال وفات آن حضرت را 258 يا 256 دانسته و مى‌گويد:
    أبو محمد الهاشمي الحسيني أحد أئمة الشيعة الذين تدعي الشيعة عصمتهم . ويقال له الحسن العسكري لكونه سكن سامراء ، فإنها يقال لها العسكر . وهو والد منتظر الرافضة...
    وأما ابنه محمد بن الحسن الذي يدعوه الرافضة القائم الخلف الحجة ، فولد سنة ثمان وخمسين ، وقيل : سنة ست وخمسين . عاش بعد أبيه سنتين ثم عدم ، ولم يعلم كيف مات . وأمه أم ولد .
    ابو محمد هاشمى حسينى، يكى از ائمه شيعه است كه آن‌ها اعتقاد به عصمت آنان دارند و به او حسن عسكرى مى‌گويند؛ چون در سامرا ساكن بوده و به سامرا «عسكر» مى‌گويند، او (امام عسكري) پدر همان كسى است كه رافضه منتظر او هستند... .
    اما فرزندش م ح م د بن الحسن كه رافضى‌ها او را قائم، خلف و حجت مى‌نامند، در سال 258 به دنيا آمده است، برخى گفته‌اند كه در سال 256 به دنيا آمده و دو سال بعد از پدرش زنده بوده و سپس از دنيا رفته است؛ اما مشخص نيست كه چگونه وفات كرده است، مادر او كنيز بوده است .
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج19، ص113، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.
    آن چه براى ما مهم است، اين است كه ثابت شود آن حضرت به دنيا آمده؛ اما اين از دنيا رفته‌اند يا خير، در مقاله جداگانه نقد و بطلان سخن ذهبى روشن خواهد شد .
    و در كتاب سير أعلام النبلاء مى‌گويد:
    المنتظر الشريف أبو القاسم محمد بن الحسن العسكري بن علي الهادي ابن محمد الجواد بن علي الرضى بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زين العابدين بن علي بن الحسين الشهيد بن الامام علي بن أبي طالب العلوي الحسيني خاتمة الاثني عشر سيدا الذين تدعي الامامية عصمتهم... .
    منتظر شريف، ابو القاسم م ح م د بن الحسن العسكرى .... آخرين امام از ائمه دوازدگانه است كه شيعيان اعتقاد به عصمت آنان دارند.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج13، ص119، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    2. فخر الدين الرازي (متوفاي604هـ)


    فخر الدين رازى، مفسر نامدار اهل سنت در باره امام عسكرى عليه السلام و فرزندان آن حضرت مى‌نويسد:
    أما الحسن العسكري الإمام (ع) فله إبنان وبنتان ، أما الإبنان فأحدهما صاحب الزمان عجل الله فرجه الشريف ، والثاني موسى درج في حياة أبيه وأم البنتان ففاطمة درجت في حياة أبيها ، وأم موسى درجت أيضاًً.
    اما امام حسن عسكرى عليه السلام، داراى دو پسر و دو دختر بود، اما پسران آن حضرت؛ پس يكى از آن‌ها صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشريف است و دومى موسى است كه در زمان زندگى امام عسكرى از دنيا رفت. اما دختران ايشان و همچنين مادر موسى در زمان حيات امام عسكرى از دنيا رفته‌اند.
    الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاى604هـ)،الشجرة المباركة في أنساب الطالبية، ص78 ـ 79 .
    آدرس اينترنتى اين مطلب:
    براى دانلود اين كتاب به آدرس ذيل مراجعه فرماييد :


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 14


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    3. ابن حجر هيثمي (متوفاي973هـ)

    ابن حجر هيثمى در كتاب الصواعق المحرقه كه آن را عليه شيعه نوشته است، اعتراف مى‌كند كه امام عسكرى فرزندى به نام ابو القاسم الحجة داشته است:
    ولم يخلف غير ولده أبي القاسم محمد الحجة ، وعمره عند وفاة أبيه خمس سنين ، لكن أتاه الله فيها الحكمة ، ويسمى القائم المنتظر... .
    امام عسكرى عليه السلام فرزندى غير از ابو القاسم م ح م د حجت نداشته است كه عمر آن حضرت در زمان وفات پدرش پنج سال بوده است؛ ولى خداوند به او حكمت آموخت و قائم منتظر ناميده شده است.
    الهيثمي، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر (متوفاى973هـ)، الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج2، ص601، تحقيق عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة: الأولى، 1417هـ - 1997م.
    4. ابن اثير الجزري (متوفاي630هـ)


    وفيها توفي الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب (ع) ، وهو أبو محمد العلوي العسكري ، وهو أحد الأئمة الإثني عشر على مذهب الإمامية ، وهو والد محمد الذي يعتقدونه المنتظر بسرداب سامرا ، وكان مولده سنة إثنتين وثلاثين ومائتين.
    در سال 260هـ حسن بن على ... عليهم السلام از دنيا رفت، او ابو محمد علوى عسكرى و پدر يكى از ائمه دوازدگانه بر مبناى اعتقاد شيعه است، او پدر م ح م د است كه شيعيان اعتقاد دارند او منتظر و در سرداب سامرا است . امام عسكرى در سال 232 به دنيا آمده است .
    ابن أثير الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاى630هـ) الكامل في التاريخ، ج6 ص249 ـ 250، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ.
    البته بحث غيبت حضرت حجت عليه السلام در سامراه و غايب شدن آن حضرت در سرداب، در مقاله جداگانه‌اى بررسى و ثابت خواهد شد كه اين مطلب تهمتى است به شيعيان و شيعيان اعتقاد به غيبت حضرت مهدى عج الله تعالى فرجه الشريف در سرداب سامرا ندارند.

    5. شمس الدين ابن خلكان (متوفاي681هـ)


    ابن خلكان، هر چند كه به ولادت حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف تصريح مى‌كند؛ اما او نيز همانند برخى ديگر از علماى اهل سنت، با چشمان بسته و بدون تحقيق به شيعيان اتهام مى‌زند كه آن‌ها اعتقاد دارند امام زمان در سراب غائب شده و شيعيان منتظر ظهور او از سرداب هستند:
    562 أبو القاسم المنتظر :
    أبو القاسم محمد بن الحسن العسكري بن علي الهادي بن محمد الجواد المذكور قبله ثاني عشر الأئمة الاثني عشر على اعتقاد الامامية المعروف بالحجة وهو الذي تزعم الشيعة أنه المنتظر والقائم والمهدي وهو صاحب السرداب عندهم وأقاويلهم فيه كثيرة وهم ينتظرون ظهوره في آخر الزمان من السرداب بسر من رأى
    كانت ولادته يوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس وخمسين ومائتين ولما توفي أبوه وقد سبق ذكره كان عمره خمس سنين واسم امه خمط وقيل نرجس والشيعة يقولون إنه دخل السرداب في دار أبيه وامه تنظر إليه فلم يعد يخرج إليها وذلك في سنة خمس وستين ومائتين وعمره يومئذ تسع سنين.
    ابو القاسم م ح م د بن الحسن العسكرى ... امام دوازدهم بر اساس اعتقاد شيعه است كه به حجت مشهور است و شيعيان خيال مى‌كنند كه او منتظر، قائم و مهدى و صاحب سرداب است .
    سخنان شيعه در باره آن حضرت زياد است و آن‌ها منتظرند كه ايشان در آخر الزمان از سرداب ظهور كند .

    ولادت ايشان در روز جمعه نيمه شعبان سال 255هـ است،‌ وقتى پدرش از دنيا رفت، او پنج ساله بود، اسم مادرش خمط بوده، برخى گفته‌اند نرجس بوده است . شيعيان اعتقاد دارند كه او داخل سرداب پدرش شده و در حالى كه مادرش به سوى نگاه مى‌كرده غائب شده و ديگر از سرداب برنگشته است و اين اتفاق در سال 265هـ رخ داده كه ايشان در آن زمان 9 ساله بوده‌اند.
    إبن خلكان، ابوالعباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاى681هـ)، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، ج4، ص176، تحقيق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة - لبنان.

    6. صلاح الدين الصفدي (متوفاي764هـ)


    صلاح الدين صفدى، يكى ديگر از نامداران اهل سنت در باره حضرت مهدى عليه السلام مى‌نويسد:
    الحجة المنتظر محمد بن الحسن العسكري بن على الهادي ابن محمد الجواد بن علي الرضا بن موسى الكاظم بن محمد الباقر بن زين العابدين على بن الحسين بن علي بن أبي طالب رضى الله عنهم الحجة المنتظر ثاني شعر الأيمة الأثني عشر هو الذي تزعم الشيعة انه المنتظر القائم المهدي وهو صاحب السرداب عندهم وأقاويلهم فيه كثيرة ينتظرون ظهوره آخر الزمان من السرداب بسر من رأى ولهم إلى حين تعليق هذا التاريخ أربع مائة وسبعة وسبعين سنة ينتظرونه ولم يخرج ولد نصف شعبان سنة خمس وخمسين.
    حجت منتظر م ح م د بن الحسن العسكرى .... دوازدهمين امام از ائمه دوازدگانه شيعه است كه آن‌ها خيال مى‌كنند او منتظر، قائم و مهدى و صاحب سرداب است ... شيعيان تا اين تاريخ، 477 سال است كه منتظر او هستند... آن حضرت در نيمه شعبان سال 255هـ به دنيا آمده است .
    الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاى764هـ)، الوافي بالوفيات، ج2، ص249، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م.


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 15


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    7. سبط بن الجوزي (متوفاي654هـ)

    سبط بن جوزى، نوه دخترى ابو الفرج أبن الجوزى كه روزگارى حنبلى مذهب بوده و سپس به مذهب حنفى روى آورده است، در باره امام دوازدهم شيعيان مى‌گويد:
    محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب ، وكنيته أبو عبد الله وأبو القاسم وهو الخلف الحجة صاحب الزمان القائم والمنتظر والتالي وهو آخر الأئمة ، وقال : ويقال له ذو الإسمين محمد وأبو القاسم قالوا : أمه أم ولد يقال لها : صقيل.
    م ح م د بن الحسن بن على ... كنيه آن حضرت ابوعبد الله و ابو القاسم است، او جانشين و حجت، صاحب الزمان، قائم و منتظر و آخرين امام است. گفته‌اند كه آن حضرت دو اسم دارد: 1. م ح م د ؛ 2 . ابوالقاسم . گفته‌اند كه مادر او كنيزى به نام صقيل بوده است .
    سبط بن الجوزي الحنفي، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي بن عبد الله البغدادي (متوفاى654هـ)، تذكرة الخواص، ص204، ناشر: مؤسسة أهل البيت ـ بيروت، 1401هـ ـ 1981م.

    8. خير الدين زركلي (متوفاي1410هـ)


    خير الدين زركلى، از دانشمندان معاصر وهابى در باره حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشريف مى‌نويسد:
    محمد بن الحسن العسكري الخالص بن علي الهادي أبو القاسم ، آخر الأئمة الإثني عشر عند الإمامية ، وهو المعروف عندهم بالمهدي ، وصاحب الزمان ، والمنتظر ، والحجة وصاحب السرداب ، ولد في سامراء ، ومات أبوه وله من العمر نحو خمس سنين ، ولما بلغ التاسعة أو العاشرة أو التاسعة عشر دخل سرداباً في دار أبيه ولم يخرج منه .
    م ح م د بن الحسن العسكرى ... آخرين امام از ائمه دوازدگانه از ديدگاه شيعه و در نزد آن‌ها مشهور به مهدى، صاحب الزمان، منتظر، حجت و صاحب سرداب است .
    در شهر سامرا به دنيا آمده و پدرش در زمانى از دنيا رفته كه ايشان پنج ساله بوده‌اند، در سن 9 سالگى، يا ده سالگى يا 19 سالگى وارد سردابى در خانه پدرش شده و از آن خارج نشده است.

    وى سپس سخن ابن خلكان را مبنى بر غيبت در سرداب سامرا و خروج از آن را نقل و رد مى‌كند:
    قال إبن خلكان : والشيعة ينتظرون خروجه في آخر الزمإن من السرداب بسر من رأى. إن الشيعة لا تنتظر خروج الإمام المصلح من السرداب في سامراء وإنما تنتظر خروجه من بيت الله الحرام ، وقد أشرنا إلى ذلك ودللنا عليه في كثير من بحوث هذا الكتاب.
    ابن خلكان گفته: شيعيان منتظر خروج آن حضرت در آخر الزمان از سردابى در سامرا هستند؛ در حالى كه شيعيان منتظر خروج اين امام مصلح از سرداب سامرا نيستند؛ بلكه منتظر خروج او از بيت الله الحرام هستند كه ما به اين مطلب اشاره كرده‌ايم و در بسيارى از مباحث اين كتاب به آن استدلال كرده‌ايم .
    خير الدين الزركلي (متوفاي1410هـ)، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربين والمستشرقين ، ج6، ص80، ناشر: دار العلم للملايين ـ بيروت، الطبعة: الخامسة، 1980م

    9. عاصمي مكي (متوفاي1111هـ)


    عاصمى مكى از علماى شافعى مذهب است در باره ولادت آن حضرت مى‌نويسد:
    الإمام الحسن العسكري بن على الهادي ... ولده محمدا أوحده وهو الإمام محمد المهدي بن الحسن العسكري بن على التقي بن محمد الجواد ابن على الرضا بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زين العابدين بن الحسين بن على بن أبي طالب رضي الله تعالى عنهم أجمعين.
    ولد يوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس وخمسين ومائتين وقيل سنة ست وهو الصحيح أمه أم ولد اسمها أصقيل وقيل سوسن وقيل نرجس كنيته أبو القاسم ألقابه الحجة والخلف الصالح والقائم والمنتظر وصاحب الزمان والمهدي وهو أشهرها صفته شاب مربوع القامة حسن الوجه والشعر أقنى الأنف أجلى الجبهة ولما توفي أبوه كان عمره خمس سنين.
    تنها فرزند امام حسن عسكرى، همان امام م ح م د بن الحسن العسكرى است كه در روز جمعه نيمه شعبان سال 255هـ و برخى گفته‌اند در سال 256هـ كه همين ديدگاه صحيح است، به دنيا آمده است. مادر كنيزى به نام أصيقل بوده ، برخى سوسن و ديگرى نرجس گفته‌اند . كنيه آن حضرت ابو القاسم و القابش، حجت، خلف، صالح، قائم، منتظر، صاحب الزمان و مشهورترين لقب آن حضرت مهدى است . از ويژگى‌هاى ايشان اين است كه او جوانى است با قامت متوسط، صورت و موى زيبا، بينى باريك و پيشانى باز .
    العاصمي المكي، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي (متوفاى1111هـ)، سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، ج4، ص150، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية.

    10. ابومحمد يافعي (متوفاي768هـ)


    وفيها وقيل في سنة ستين توفى الشريف العسكرى الحسن بن على بن محمد ابن على بن موسى الرضى بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زين العابدين ابن الحسين بن على بن ابى طالب رضى الله تعالى عنهم أحد الائمة الاثنى عشر على اعتقاد الامامية وهو والد المنتظر صاحب السرداب.
    در سال 260هـ امام حسن عسكرى عليه السلام كه يكى از ائمه دوازدگانه بنابر اعتقاد شيعه است، از دنيا رفت، او پدر منتظر صاحب سرداب است .
    اليافعي، ابومحمد عبد الله بن أسعد بن علي بن سليمان (متوفاى768هـ)، مرآة الجنان وعبرة اليقظان، ج2، ص107، ناشر: دار الكتاب الإسلامي - القاهرة - 1413هـ - 1993م.

    11. ابن الوردي (متوفاي749هـ)


    ولد محمد بن الحسن الخالص سنة خمس وخمسين ومائتين ، ويزعم الشيعة أنه دخل السرداب في دار أبيه ب‍ (سر من رأى) وأمه تنظر إليه فلم يعد إليها ، وكان عمره تسع سنين ، وذلك في سنة مائتين وخمس وستين ، على خلاف.
    م ح م د بن الحسن العسكرى در سال 255هـ به دنيا آمد و شيعيان خيال مى‌كنند كه داخل سردابى در خانه پدرش در سامرا شده، مادرش منتظر آمدن او بوده؛ ولى او برنگشته است؛ در حالى كه در آن زمان 9 ساله بوده است و اين قضيه در سال 265هـ اتفاق افتاده است .
    إبن الوردي - تاريخ إبن الوردي - في ذيل تتمة المختصر

    12. ابن صباغ المالكي (متوفاي855هـ)


    ولد أبو القاسم محمد الحجه بن الحسن الخالص بسر من رأى ليلة النصف من شعبان سنة 255 للهجره ، وأما نسبه أباً وأماً فهو أبو القاسم محمد الحجه بن الحسن الخالص بن علي الهادي بن محمد الجواد بن علي الرضا بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علي زين العابدين بن الحسين بن علي بن أبي طالب (ع) ، وأما أمه فأم ولد يقال لها : نرجس خير أمة ، وقيل : إسمها غير ذلك ، وأما كنيته فأبو القاسم ، وأما لقبه فالحجه والمهدي والخلف الصالح والقائم المنتظر وصاحب الزمان وأشهرها المهدي.
    ابو القاسم م ح م د الحجة بن الحسن ، در نيمه شعبان 255هـ در سامرا به دنيا آمد، پدرش امام حسن عسكرى فرزند على الهادى .... است و مادرش كنيزى به نام نرجس برترين كنيز بوده است. ديگران اسم‌هاى ديگرى براى مادر آن حضرت ذكر كرده‌اند. كنيه ايشان ابو القاسم و القابى همچون: حجت، مهدى، خلف، صالح، قائم،‌ منتظر و صاحب الزمان دارد كه مشهورترين لقب آن حضرت مهدى است.
    ابن صباغ المالكي المكي ، علي بن محمد بن أحمد (متوفاي855هـ) الفصول المهمة في معرفة الأئمة، ج2، ص682، تحقيق: سامي الغريري ، ناشر: دار الحديث ـ قم، 1380ش.

    البته بزرگان ديگرى همچون قندوزى حنفى، عبد الحليم جندى، سيد ابو الحسن يمانى، شمس الدين ابن طولون، كمال الدين الشامى، علامه مولوى هندى،‌ علامه عثمان العثمانى، علامه حمداوى و ... نيز ولادت حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف را نقل كرده‌اند؛
    هرچند كه هيچكدام از آن‌ها ايشان را با عنوان همان مهدى كه پيامبر وعده‌اش را داده و فرموده است كه : «زمين را پر از عدل و داد خواه كرد» نپذيرفته‌اند؛ اما ما از نقل اين اقوال مى‌خواستيم جواب ابن تيميه را داده باشيم كه ادعا مى‌كرد، امام عسكرى عليه السلام در حالى از دنيا رفته كه هيچ نسلى از او بر جاى نمانده است .

    نتيجه:


    اولا: آن چه ابن تيميه از طبرى و عبد الباقى ابن قانع نقل كرده است كه امام عسكرى بدون نسل و فرزند از دنيا رفته،‌ دروغى است محض، در كتاب‌هاى آن‌ها چنين مطلبى يافت نمى‌شود؛
    ثانيا: بر فرض كه اين دو نفر اين مطلب را گفته باشند، بى اطلاعى خود آنان را ثابت مى‌كنند؛ چرا كه ده‌ها نفر از برترين دانشمندان تاريخ اهل سنت به ولادت حضرت حضرت حجت عليه السلام تصريح كرده و تاريخ تولد آن حضرت را مشخص كرده‌اند.

    جناب ایمان حالابي‌چاره اون‌هايي که بخوان عقايد مسخره اين وهابي‌ها رو قبول کنند.
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۲ در ساعت ۲۲:۰۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 14


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    حقوق.رمان. مسافرت هندوانه رنگ آبی
    نوشته
    698
    حضور
    11 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3515



    سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام
    این که روزی موعودی خواهد آمد تنها حرف شیعه نیست بلکه تمام ادیان چه آسمانی و حتی مسلکهایی که اقوام ملل متفاوت بر آنند
    بر این تفکر هستند که روزی منجی خواهد آمد
    حقیقت اینه که نمی دونم چرا این لینک رو گذاشتید ما در این سایت
    اعضایی داریم که مسلمان نیستند
    مسلمان داریم که شیعه نیستند اما پا روی عقاید هم نمی گذارند چه طور وجود انسانی که بسیاری از ادیان اعتقاد دارند وجود داره زیر سوال میبرید
    من مثل رضای عزیز نمی تونم با سند بگم اما اعتقادم اینه که وجود وهابیت دردی است که داره تمام وجود شیعه رو آزار می ده
    ما گواهانی داریم که شهادت می دن بر وجود امام عصر
    شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
    خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
    باید این طور نوشت هر گلی هم باشی
    چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباری است
    زندگی در گرو خاطره هاست خاطره در گرو فاصله هاست
    فاصله تلخ ترین خاطره هاست

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    سخنان شيعه در باره آن حضرت زياد است و آن‌ها منتظرند كه ايشان در آخر الزمان از سرداب ظهور كند .
    سلام

    عجب جهلی

    کسی به خود حق قضاوت می دهد در صورتی که نمی داند که ما اعتقاد مون این نیست که از سرداب میایند

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    در این سلسله طوریکه میبینیم، الحسين بن رزق الله شخصي مجهول يا مختلق (ساختگی و تقلبی) است كه وجود خارجي در كتب تراجم و رجال ندارد، و نیز موسي بن محمد شخصي مجهول (ناشناخته) مي باشد!
    در بعضي از نسخه ها نوشته شده: (الحسين بن عبد الله) به جاي (ابو عبد الله الحسين)، و آن نیز كسي بود كه نجاشي او را قبول ندارد و در وي طعن كرد، و او را متهم به (غلو) كرده است!
    با سلام به دوستان بزرگوار و جناب ایمان
    مدتی بود که حضور نداشتید مقدمتان گرامی

    جناب احمد الکاتب مواردی از روایات را به بهانه مجهول بودن راویان آن از نظر خود مخدوش نمودند.
    اما سوال من از شما این است:
    1- مجهول در علم رجال به چه معنایی است؟انواع آن را نام ببرید؟فرق مجهول با مبهم چیست؟در چه صورتی جهالت موجب خدشه دار شدن روایت می گردد؟
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۴ در ساعت ۰۰:۱۴
    تاریخ می گوید: شخصی به نام مهدی هرگز متولد نشده است
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود