صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برخی نکات ساده در مورد مذهب شیعه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188

    برخی نکات ساده در مورد مذهب شیعه




    امید است که حقیقتجویان خودشان راهی شوند و حقایق را که همیشه در میان انبوهی از خرافات مخفی می ماند پیدا کنند.

    و اما نکات (مطالب زیر را از جایی برداشتم، ولی قبلا نیز آنها را خوانده بودم. بهرحال چون همگی در یکجا بیان شده بودند ترجیح دادم که آنها را به همان صورت نقل قول کنم):

    چه کسی برای اولین مرتبه عقیده به این که امامت امری واجب از جانب خداست و علی ـ علیه السلام ـ بر اساس آن به ولایت رسیده است را بنیاد نهاد؟ چه کسی اولین مرتبه در فضیلیت علی ـ علیه السلام ـ دچار گزافه گویی شد واورا وصی پیامبر خواند و چه کسی برای اولین مرتبه به اصحاب رسول الله دشنام وتعرض لفظی را آغاز کرد؟ ، اینک جهت وضوح مسأله برای حق طلبان از منابع معتبر ودست اول شیعه در این باره شواهدی مختصرارائه میداریم . امید که ره پویان سعادت را چراغی بر فراز راه شود.
    ـ نوبختى یکی از علمای ارجمند شیعه مى‏گويد: «سبئيه به امامت على معتقد بودند و آن را واجب و فرض الهى مى‏دانستند.. آنها پيروان عبداللّه‏بن سبا بودند.. او اوّلين كسى بود كه طعن و نفرين بر أبوبكر و عمر و عثمان و ساير صحابه را پديد آورد و از آنها بدگويى كرد و مى‏گفت: على به من گفته كه چنين بگويم! على - عليه‏السّلام - او را گرفت و از او در اين مورد پرسيد و بدان اقرار كرد، پس امر به قتلش را صادر كرد، امّا مردم (پيروانش) فرياد زدند: اى اميرالمؤمنين! آيا مردى را مى‏كشى كه به حبّ شما اهل‏بيت و ولايت و دوستى شما و بيزارى از دشمنانت دعوت مى‏كند؟! پس على او را به مداين تبعيد كرد.. گروهى از آگاهان نقل كرده‏اند كه عبداللّه‏بن سبا، يهودى بود و اسلام آورد و على را دوست مى‏داشت و همان چيزى كه در زمان يهوديّتش در مورد يوشع‏بن نون بعد از موسى‏ (عليه السلام) مى‏گفت، در زمان اسلامش نيز درباره على‏بن أبى‏طالب گفت، و او اوّلين كسى بود كه گفت: امامت على - عليه‏السّلام - فرض الهى است و آشكارا از دشمنانش بدگويى مى‏كرد.. به همين جهت، كسانى كه با شيعيان مخالف هستند، مى‏گويند: اصل رفض، برگرفته از يهوديّت است! و زمانى كه خبر شهادتش به او رسيد، او همراه با پيروانش گفتند: دروغ مى‏گوييد اى دشمنان خدا! سوگند به خدا! اگر مغز على را به هفتاد شاهد عادل كه بر مرگش شهادت دهند، برايمان بياوريد، بارو نمى‏كنيم! ما مى‏دانيم كه او نمى‏ميرد و كشته نمى‏شود تا اينكه زمين را مالك شود و مردم را با عصايش هدايت كند!». [1]
    ـ «سعد قمى» نيز مى‏گويد: «سبئيه، اصحاب عبداللّه‏بن سبا هستند و عبداللّه پسر وهب راسبى همدانى است. عبداللّه‏بن حرس و إبن‏أسود نيز او را در نظراتش يارى مى‏دادند و او دو تن از بزرگترين اصحابش بودند.. او اوّلين كسى بود كه آشكارا طعن و بدگويى نسبت به أبى‏بكر و عمر و عثمان و ساير صحابه را آغاز كرد و از آنها بيزارى جست!».[2]
    ـ ميرخواند، مورّخ شيعى ايرانى نيز در تاريخش - كه به زبان فارسى است - مى‏گويد: «عبداللّه‏بن سبا، زمانى كه فهميد مخالفين عثمان‏بن عفان در مصر زياد هستند، به آنجا رفت و تظاهر به علم و تقوا نمود، تا جايى كه مردم فريب او را خوردند و بعد از رسوخ در آنان، شروع به ترويج مذهب و مسلكش نمود و گفت: براى هر پيامبرى، خليفه و جانشينى است، پس جانشين و خليفه رسول خدا، كسى غير از على نيست كه صاحب علم و فتوا و متزيّن به كرم و شجاعت و متّصف به امانت و تقواست! به راستى اين امّت به على ظلم كردند و حقّش را غصب نمودند؛ حقّ خلافت و ولايتش را! و لازم است اكنون جمع شويم و او را يارى و معاضدت كنيم و طاعت و بيعت با عثمان را بشكنيم! بدين ترتيب گروه زيادى از مردم مصر تحت تأثير اقوال و آرايش قرار گرفتند و بر عليه عثمان شوريدند».[3]
    ـ «إبن‏أبى‏الحديد» - از علماى شيعه - نيز مى‏گويد: «عبداللّه‏بن سبا در حاليكه على - عليه‏السّلام - خطبه مى‏خواند، در مقابلش ايستاد و گفت: تويى! تويى! و آن را تكرار نمود، پس اميرالمؤمنين - عليه‏السّلام - به او فرمود: من چه كسى هستم؟! گفت: تو خدايى! پس دستور داد او را همراه با تمام كسانى كه رأى او را داشتند، بگيرند!».[4]
    ـ «سيّد نعمةاللّه جزايرى» - از ديگر علماى شيعه - مى‏گويد: «عبداللّه‏بن سبا به على - عليه‏السّلام - گفت: تو خداى حقيقى هستى! پس على - عليه‏السّلام - او را به مداين تبعيد كرد. گفته مى‏شود: او يهودى بوده و مسلمان شد، و آنچه كه در زمان يهوديّتش درباره يوشع‏بن نون بعد از موسى مى‏گفت، مثل همان را درباره على گفت!».[5]
    ـ «عبدالقاهر بغدادى» سنّى - به همراه گروهى از علماى شيعه - گفته‏اند: «سبئيه، پيروان عبداللّه‏بن سبا هستند كه در علي (رضي الله عنه) غلو نمود و پنداشت كه او پيامبر خداست، سپس در همين نيز غلو كرد و گفت: او خداست و گروهى از جاهلان كوفه را به اين امر دعوت نمود.. خبر آن به علي (رضي الله عنه) رسيد، پس دستور داد تا آنها را در دو گودال بسوزانند.. سپس علي (رضي الله عنه) به خاطر ترس از مخالفت اصحابش با او و پيوستن به سپاه معاويه، او را به سباط مداين تبعيد كرد.. زمانى كه علي (رضي الله عنه) به شهادت رسيد، گفت: كسى كه كشته شده، على نبوده، بلكه شيطانى بوده كه به شكل على درآمده و مردم پنداشته‏اند كه على است! به حقيقت على به آسمان رفته، همانگونه كه عيسى‏بن مريم صعود كرد، و همانطور كه يهود و نصارا در ادّعاى قتل عيسى دروغ گفتند، نواصب و خوارج نيز در ادّعاى قتل على دروغ گفته‏اند.. جز اين نبود كه يهود و نصارا شخص مصلوبى كه به عيسى شباهت داشت، ديده بودند و قائلين به قتل على نيز، تنها فرد شبيه على را ديده‏اند و خيال كردند كه اوست.. على به آسمان پرواز كرده و به اين دنيا نزول خواهد كرد و از دشمنانش انتقام خواهد گرفت! على در بين ابرهاست و رعد، همان صدايش است و برق نيز خشم و شلاّقش! پس هركس صداى رعد را شنيد، بگويد: السّلام عليك يا أميرالمؤمنين! على برمى‏گردد و تمام زمين را مالك مى‏شود!
    اين گروه، عقيده دارند كه مهدى منتظر همان على است... عبداللّه‏بن سبا كه مؤسّس سبئيه بود، در اصل فردى يهودى از اهل حيره بود كه به اسلام تظاهر نمود و خواست كه نزد اهل كوفه سمت و رياستى داشته باشد! پس برايشان مى‏گفت: من در تورات يافته‏ام كه براى هر پيامبرى، جانشينى است و على، همان جانشين محمّد است و او بهترين اوصياست، همانگونه كه محمّد، بهترين انبياست.. زمانى كه ياران على اين را از او شنيدند، به علي (رضي الله عنه) گفتند: او از دوستداران توست! امّا در او بسيار غلو كرد، پس علي (رضي الله عنه) خواست كه او را بسوزاند، امّا عبداللّه‏بن عبّاس او را از اين كار نهى كرد و [6]
    گفت: كشتن او، اصحابت را با تو مخالف مى‏سازد و تو اكنون عازم جنگ با شام - يعنى معاويه - هستى و لازم است، يارانت را براى خود نگه دارى! پس علي (رضي الله عنه) او را به مداين تبعيد كرد!... زمانى كه به عبداللّه‏بن سبا گفتند كه علي (رضي الله عنه) به قتل رسيد، گفت: به خدا سوگند! دو چشم در مسجد كوفه براى على گريه مى‏كنند كه از يكى عسل جارى است و از ديگرى روغن، و شيعيان او از آن مشت برمى‏گيرند! همانا عبداللّه‏بن سبا بر همان دين يهود بود و هدفش اين بود كه مسلمانان را با غلو و تأويلاتش نسبت به على و فرزندانش به فساد بكشاند تا به آنها معتقد شوند، همانگونه كه مسيحيان به عيسى معتقدند!». [7]

    [1] - فرق الشيعة، نوبختى، ص‏42-41، چاپ حيدريه نجف.
    [2] - المقالات و الفرق، سعدبن عبداللّه أشعرى قمى، ص‏20.
    [3] - تاريخ شيعى روضةالصفا، ج‏2، ص‏292، چاپ تهران.
    [4] - شرح نهج‏البلاغة، إبن‏أبى‏الحديد، ج‏5، ص‏5.
    [5] - الأنوار النعمانية، جزايرى، ج‏2، ص‏234.
    [6] - در روايتى از اهل‏سنّت آمده كه «بخارى» و «ترمذى» و «أبوداود» نقل كرده‏اند: «على گروهى از مرتدّين را سوزاند. اين خبر به إبن‏عباس رسيد، وى گفت: من هم آنان را مى‏كشتم؛ زيرا رسول خدا فرمود: هركس دينش را تغيير داد و مرتدّ شد، بكُشيد!.. ولى من آنها را نمى‏سوزاندم؛ زيرا رسول خدا (صلي الله عليه و سلم) فرمود: با عذاب خدا، كسى را مجازات نكنيد!.. اين سخن به على رسيد و فرمود: إبن‏عبّاس راست مى‏گويد!».. (التاج الجامع للأصول فى أحاديث الرسول، ج‏3، ص‏78).
    [7] - الفرق بين الفرق، بغدادى، ص‏235-233، چاپ مصر.

    ویرایش توسط iman2010 : ۱۳۹۰/۰۱/۲۲ در ساعت ۲۰:۲۸
    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    179
    حضور
    2 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    753



    جالبه وقتی می خواهند کسی یا گروهی را خراب کنند می گویند فلانی این را گفت فلانی آنرا گفت فلانی این کار را کرد آن کار اکرد .... در صورتی که مسلمان از اسلام نتیجه می شود نه اسلام از مسلمان
    فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا
    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

  4. صلوات ها 6


  5. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و ال محمد و اخر تابع له علی ذلک

    اللهم العن اول و الثانی و الثالث و الرابعا
    اللهم العن الیزید خامسا

    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  6. صلوات ها 4


  7. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    وای بر کسانی که حق به سراغشان می اید و ان را انکار میکنند
    و به مقابله با ان می پردازند

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  8. صلوات ها 3


  9. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    امید است که حقیقتجویان خودشان راهی شوند و حقایق را که همیشه در میان انبوهی از خرافات مخفی می ماند پیدا کنند.

    و اما نکات (مطالب زیر را از جایی برداشتم، ولی قبلا نیز آنها را خوانده بودم. بهرحال چون همگی در یکجا بیان شده بودند ترجیح دادم که آنها را به همان صورت نقل قول کنم):

    چه کسی برای اولین مرتبه عقیده به این که امامت امری واجب از جانب خداست و علی ـ علیه السلام ـ بر اساس آن به ولایت رسیده است را بنیاد نهاد؟
    چه کسی اولین مرتبه در فضیلیت علی ـ علیه السلام ـ دچار گزافه گویی شد واورا وصی پیامبر خواند

    سلام
    جناب ایمان امروز روز شرمندگی است !
    کسی که خانه ای از شیشه ساخته سنگ پراکنی نمیکند
    آنچه در اين باره مي توان گفت اين است كه : شيعه معتقد است پيامبر ( ص ) به امر الهي براي رهبري ديني و اجتماعي امت افرادمعصوم و شايسته اي را نصب و معرفي نموده اند كه اولين آنهاحضرت علي ( ع ) مي باشد .
    بنابراين رهبر و پيشواي حقيقي امت پس از پيامبر ( ص ) ، امامان اهل بيت ( ع ) مي باشند .
    تنها يكي از ده ها دليل متقن و معتبر شيعه در اين باره حادثه غديرخم در حجالوداع است .
    دررابطه با مساله حج الوداع و غدير خم ، عين واقعه را به نقل از ترجمه الغدير ( ج 1، ص 29 - 37 ) تقديم مي داريم .
    لازم است بدانيد كه اين واقعه و خطبه پيامبر اكرم ( ص ) در آن ، مورد اجماع و اتفاق جميع مسلمانان شيعه و سني است و جايگاه ويژه اي در نصوص ديني وادبيات و اشعار مسلمانان - اعم از عرب و غير عرب - دارد .
    در متون اسلامي هيچ روايتي به اندازه اين واقعه به حد فوق تواتر نرسيده است و احدي را ياراي ترديد در آن نيست .
    در ميان صحابه پيامبر ( ص ) 110 نفر و از تابعين 89 نفر آن را نقل كرده اند و طبقات راوي آن ، به 360 نفر رسيده است .
    شاعران بسياري نيز اين جريان رابه نظم آورده اند ؛
    از جمله : در قرن اول : اميرالمومنين ( ع ) ، حسان بن ثابت انصاري ، قيس بن سعد بن عباده انصاري ، عمر و بن عاص بن وايل ، محمد بن عبدالله حميري . در قرن دوم : كميت بن زياد، سيداسماعيل بن محمد حميري ، شعيان بن مصعب كوفي . در قرن سوم : ابو تمام حبيب بن اوس طايي ، دعبل بن علي بن رزين الخزاعي و درقرون بعد ده ها نفر ديگر .
    از اهميت اين واقعه ، همان بس كه علامه اميني يازده جلد كتاب ارزشمند ( ( الغدير ) ) را درباره اين حادثه به نگارش درآورده است .
    اكنون اين سوال رخ مي نمايد كه اگر اين واقعه در ميان همه مسلمين ، اجماعي و مورد اتفاق است ، پس اختلاف درچيست ؟
    اساس اختلاف بر سر همان ماهيت و دلالت اين واقعه است :
    1-اهل تسنن اظهار مي دارند كه اين حادثه عظيم تاريخي و سخنان و تاكيدات پيامبر اكرم ( ص ) ، صرفاً به معناي لزوم ( ( محبت و دوستي ) ) حضرت علي ( ع ) است ، و هيچ دلالتي بر امامت وزمامداري و لزوم پيروي از ايشان ندارد .
    دليل آنان نيز آن است كه ( ( ولايت ) ) چند معنا دارد و يكي از معاني آن ( ( دوستي ) ) است .
    بنابراين تا زماني كه به اين معنا قابل حمل است ، نمي توان به معاني ديگر آن تمسك جست .
    2- ديدگاه شيعه اين است كه ماهيت اين حادثه وسخنان پيامبر اكرم ( ص ) ، نصي صريح و قاطع بر امامت و پيشوايي حضرت علي ( ع ) است و قراين و شواهد حالي ، مقالي و مقامي به گونه اي است كه هرگز نمي توان آن را تنها به دوستي و محبت تفسيركرد .
    البته بايد توجه داشته باشيد كه شيعه ادله بي شمار ديگري ازقرآن و عقل و سنت بر امامت آن حضرت در دست دارد و اين مساله يكي از آن ادله مي باشد، نه تنها دليل . در عين حال اين رخداد، حجتي قاطع و خلل ناپذير است و به هيچ روي نمي توان از آن دست برداشت .
    دلايل و قرايني كه بر صحت ديدگاه شيعه گواهي مي دهد،عبارت است از :
    1- معناي ولايت : لغت شناسان و كتاب هاي برجسته وممتاز لغت ، كلمه ولايت را به معناي سرپرستي ، عهده داري امور،سلطه ، استيلا، رهبري و زمامداري معنا كرده اند .
    در اين جا معناي اين كلمه را با برخي از مشتقاتش فقط از كتاب هاي لغت اهل سنت برايتان نقل مي كنيم :
    - راغب اصفهاني مي نويسد : ( ( ولايت ؛ يعني ، ياري كردن . و ولايت ؛ يعني ، زمامداري و سرپرستي امور و گفته شده است كه ولايت و ولايت مانند دلالت و دلالت است و حقيقت آن ( ( سرپرستي ) ) است .
    ولي و مولي نيز در همين معنا به كار مي رود ) ) ، ( المفردات الراغب ، ص 570 ) .

    - ابن اثير مي نويسد : ( ( ولي ؛ يعني ،ياور ...و هر كس امري را بر عهده گيرد، ( ( مولي و ولي آن است ) ) . سپس خودش مي گويد : ( ( و از همين قبيل است حديث ( ( من كنت مولاه فعلي مولاه ) ) ... و سخن عمر كه به علي ( ع ) گفت : ( ( تو مولاي هر مومني شدي ) ) ؛ يعني ، ( ( ولي مومنان گشتي ) ) ، ( النهاي، لابن اثير، ج 5، ص 227 ) .

    - صاحب صحاح اللغ مي نويسد : ( ( ... هر كس سرپرستي اموركسي را به عهده گيرد ولي او است ) ) ،
    ( الصحاح في لغ العرب ، ج 6، ص 2528 ) .

    - صاحب مقاييس مي نويسد : ( ( .. هر كس زمام امر ديگري رابه عهده گيرد ( ( ولي او است ) ) ،
    ( معجم مقاييس اللغ، ج 6، ص ص 141 ) .

    اكنون با اين گفته هاي مصرح ارباب لغت ، چگونه مي توان ( ( من كنت مولاه فعلي مولاه ) ) را به ( ( دوستي ) ) صرف معنا كرد و سرپرستي اجتماعي و زمامداري را از آن جدا ساخت ؟!
    مگر نه اين است كه ( ( ابن اثير ) ) لغت شناس معروف عرب و سني ، خودش تصريح مي كند كه كلمه ( ( مولي ) ) در روايت ( ( من كنت مولاه فعلي مولاه ) ) از زبان پيامبر ( ص ) و در گفتار عمر در همين معنا به كار رفته است ؟

    2- خطاب تند و قاطع الهي : آيا اگر حادثه غدير صرفاً براي اعلام دوستي حضرت علي ( ع ) بود، آن قدر اهميت داشت كه خداوند به پيامبرش وحي كند، كه اگر آن را ابلاغ نكني ، رسالت الهي را انجام نداده اي ؟
    خداوند مي فرمايد : ( ( يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس ان الله لايهدي القوم الكافرين ) ) ، ( مايده ، آيه 70 ) .

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  10. صلوات ها 3


  11. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    آيا اين اخطار شديد اللحن به خوبي نشان نمي دهد كه مساله بالاتر از اين حرف ها است ؟
    البته محبت اميرالمومنين ( ع ) جايگاه بسيار بلندي دارد و يكي از نشانه هاي ايمان است ؛ ليكن بحث در اين است كه اين خطبه بنا به دلايل ذكر شده ،قطعاً منحصر به ( ( ولايت محبت ) ) نيست .
    3- دلداري خدايي : در آيه يادشده ، خداوند پيامبر را دلداري داده ، مي فرمايد : در راستاي اجراي اين ماموريت ، خداوند تو را در مقابل توطيه هاي مردم محافظت مي كند ( ( والله يعصمك من الناس ) ) .

    آيا اين مساله نشان نمي دهد كه اين ماموريت ، مساله مهمي بوده است كه پيامبر ( ص ) بيم آن داشته كه برخي بر اثر هواهاي نفساني به مقابله برخاسته و توطيه كنند؟
    آيا فقط با اعلام دوستي حضرت علي ( ع ) جاي چنين خوفي بود؟

    4- گزينش مكان : آيا اين كه پيامبر ( ص ) جحفه را - كه مكان جدا شدن و انشعاب مسافران است - انتخاب كردند، تا همگي قبل از انشعاب درسخنراني آن حضرت حضور داشته باشند و نيز اين كه پيامبر ( ص ) دستور دادند كساني كه از آن مكان گذشته بودند برگردند،و صبر نمودند تا كساني هم كه عقب مانده بودند، از راه برسند و...نشانه چيست ؟
    اين كه دستور دادند كه شاهدان به غايبان اطلاع دهندو اين ( ( نبا عظيم ) ) را به گوش همگان برسانند، دلالت بر اين ندارد كه مساله ، براي امت اسلامي فوق العاده مهم و حياتي است ؟
    آيا عاقلانه است كه پيشواي بزرگ مسلمانان در آخرين سخنراني براي جمعيت باشكوه حج گزاران و در آن گرماي سوزان ، مسافران خسته و كوفته راگرد آورد و با اين تاكيدات ، با آنان سخن بگويد و تنها مقصودش اين باشد كه بگويد : ( ( علي را دوست داشته باشيد ) ) ؟!

    5- نزول آيه اكمال : اين كه پس از اجراي اين ماموريت ، آيه نازل شد كه : ( ( اليوم اكملت لكم دينكم و رضيت لكم الاسلام ديناً ) ) ، ( مايده ، آيه 3 ) .
    آيا دلالت بر اين ندارد كه مساله بالاتر از صرف محبت بوده و آيا فقط با دوستي حضرت علي ( ع ) - نه رهبري و پيشوايي آن حضرت - دين كامل شدو خداوند اسلام را پسنديد؟

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  12. صلوات ها 4


  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    اگر مساله فقط دوستي و مودت بود، كه در اين رابطه قبلاً آيه اي نازل شده و از اين جهت نقصي در دين نبود ؛
    زيرا آيه ( ( قل لا اسالكم عليه اجرا" الا الموده في القربي ) ) ، ( شوري ، آيه 23 ) قبلاً نازل گشته بود .
    پس نتيجه مي گيريم كه آيه اكمال ، پيام ديگري را در بر دارد .

    6- چرا پيامبر ( ص ) در آن حادثه ، به مسايل اعتقادي استشهاد نموده و در كنار آنها مساله ولايت را مطرح كردند؟


    7- چرا پيامبر ( ص ) عترت را در كنار قرآن و به عنوان ( ( ثقل اصغر ) ) ذكرنمودند؟

    8- چرا پيامبر ( ص ) فرمودند : قرآن و عترت از يكديگر جدانمي شوند و فرمودند : امت بايد به هر دو چنگ زند؟
    آيا صرف دوست داشتن قرآن كافي است يا بايد از آن پيروي كرد و آن را امام وپيشواي خود دانست ؟
    وحدت سياق نشان مي دهد كه در مورد اهل بيت ( ع ) ، نيز بايد همين گونه رفتار كرد و آنان را سرمشق ، الگو وپيشواي عملي خود قرار داد .

    9- چرا پيامبر ( ص ) به مساله ايفاي رسالت و سپس به ( ( اولويت ) ) خود بر مومنان انگشت مي گذارد وبلافاصله مساله ولايت را طرح مي كند؟

    10- چرا پيامبر ( ص ) مساله ولايت را سه يا چهار بار تكرار مي كند؟ اين همه تاكيد براي چيست ؟

    11- چرا پيامبر ( ص ) بعد از اين حادثه فرمودند : ( ( الله اكبر ) ) بر اكمال دين و اتمام نعمت و خشنودي خدا به رسالت من و ولايت علي ( ( بعداز من ) ) ؟

    نكته مهم در اين جا اين است كه اگر مقصود از ( ( ولايت ) ) محبت باشد ديگر قيد ( ( بعد از من ) ) ، زايد است ؛ زيرا محبت حضرت علي ( ع ) مقيد به زمان پس از مرگ پيامبر ( ص ) نيست و بسيار مسخره است اگر منظور پيامبر ( ص ) را اين بگيريم كه بعد از رحلت من ، علي را دوست بداريد؟

    زيرا محبت علي ( ع ) با حيات پيامبر ( ص ) قابل جمع است و اين رهبري امام علي ( ع ) است كه پس از پيامبر ( ص ) مورد نظر مي باشد ؛ زيرا در يك زمان وجود دو پيشوا در عرض هم ممكن نيست .

    12- چرا بعد از اين ماجرا، مردم با حضرت علي ( ع ) بيعت كردند؟ مگر دوستي بيعت دارد؟
    بيعت در لغت به معناي التزام به فرمان برداري و تبعيت است و حتي ابوبكر و عمر نيز با آن حضرت بيعت كرده و هر يك گفتند : ( ( بخ بخ لك يا علي ، اصبحت مولاي ومولي كل مومن ) ) .

    13- نكته ديگر آن كه همه حاضران در آن جلسه ازخطابه پيامبر ( ص ) مساله ( ( امامت و پيشوايي حضرت علي ( ع ) ) ) رافهميدند و بلافاصله ( ( حسان بن ثابت انصاري ) ) از پيامبر ( ص ) اجازه گرفت و اشعاري زيبا سرود كه در يكي از ابيات آن از زبان پيامبر ( ص ) چنين مي گويد : ......... قم يا علي فانني رضيتك من بعدي اماماً و هادياًيعني : اي علي ! برخيز، خرسندم كه تو امام و هادي بعد از من مي باشي .
    ذكر اين نكته لازم است كه تقرير ؛ يعني ، سكوت و عدم مخالفت پيامبر ( ص ) در برابر يك سخن يا رفتار در نزد همه مسلمانان - اعم از شيعه و سني - حجت و جز سنت است .

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  14. صلوات ها 3


  15. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    نوبختى یکی از علمای ارجمند شیعه مى‏گويد: «سبئيه به امامت على معتقد بودند و آن را واجب و فرض الهى مى‏دانستند.. آنها پيروان عبداللّه‏بن سبا بودند.. او اوّلين كسى بود كه طعن و نفرين بر أبوبكر و عمر و عثمان و ساير صحابه را پديد آورد و از آنها بدگويى كرد و مى‏گفت: على به من گفته كه چنين بگويم! على - عليه‏السّلام - او را گرفت و از او در اين مورد پرسيد و بدان اقرار كرد، پس امر به قتلش را صادر كرد، امّا مردم (پيروانش) فرياد زدند: اى اميرالمؤمنين! آيا مردى را مى‏كشى كه به حبّ شما اهل‏بيت و ولايت و دوستى شما و بيزارى از دشمنانت دعوت مى‏كند؟! پس على او را به مداين تبعيد كرد.. گروهى از آگاهان نقل كرده‏اند كه عبداللّه‏بن سبا، يهودى بود و اسلام آورد و على را دوست مى‏داشت و همان چيزى كه در زمان يهوديّتش در مورد يوشع‏بن نون بعد از موسى‏ (عليه السلام) مى‏گفت، در زمان اسلامش نيز درباره على‏بن أبى‏طالب گفت، و او اوّلين كسى بود كه گفت: امامت على - عليه‏السّلام - فرض الهى است و آشكارا از دشمنانش بدگويى مى‏كرد.. به همين جهت، كسانى كه با شيعيان مخالف هستند، مى‏گويند: اصل رفض، برگرفته از يهوديّت است! و زمانى كه خبر شهادتش به او رسيد، او همراه با پيروانش گفتند: دروغ مى‏گوييد اى دشمنان خدا! سوگند به خدا! اگر مغز على را به هفتاد شاهد عادل كه بر مرگش شهادت دهند، برايمان بياوريد، بارو نمى‏كنيم! ما مى‏دانيم كه او نمى‏ميرد و كشته نمى‏شود تا اينكه زمين را مالك شود و مردم را با عصايش هدايت كند!». [1
    سلام
    تمام این مطلب بر مبنای شخصیت عبدالله سبا است در حالیکه بنابر تحقیق شریف و مستند علامه عسکری عبدالله سبا یک شخصیت جعلی است و اصلا وجود خارجی نداشته است .
    کسی که اعتقاد علمای شیعه از اولین تا آخرین را منحصر در اعتقاد عبدالله سبای مجهول می کند فرد بی اطلاع مغرضی است
    علمای ما به فضل الهی همیشه عقاید خود را بر مبنای مدارک اهل سنت ثابت کرده اند تا طرف مقابل حرفی برای گفتن نداشته باشد کما اینکه حرفی ندارند .
    اقوالی که بعضی بی خبران آنرا بعنوان گزافه گویی در مورد مقام شامخ علی عالی اعلی می دانند در حقیقت بیان مقامات بلند انسانی است که انسانهای با عظمتی همچون او بدان نائل شده اند و چون حضرات مخالفین ، خود و پیشوایانشان از آن بی خبرند انکار آن مقامات را می کنند .
    قال رسول الله ص : یا علی انت بمنزله الکعبه توتی و لا تاتی
    به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
    تورا در این سخن انکار کار ما نرسد
    اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند
    کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
    هزار نقد به بازار کائنات آرند
    یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

    جریانات روز شاهد صدقی بر عاقبت نفی ولایت و امامت والیان الهی است جایی که می بینیم سردمداران کشورهای سنی ( که به اعتقاد خودشان ولی امرند ) چگونه در قتل عام هم کیشان خود دست به دست آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب داده اند و اکثر علمای تربیت شده درفضای فکری منحرف یا با آنها هم دست شده اند ( مثل علمای وهابی ) یا خود را کنار کشیده اند . (فاعتبروا یا اولی الابصار)
    موفق در کشف حقیقت
    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۱/۲۲ در ساعت ۲۳:۱۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  16. صلوات ها 4


  17. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    بنابراين اگر مساله غدير معنايي غير از امامت داشت ، چرا پيامبر ( ص ) سخنان ( ( حسابن بن ثابت ) ) را تاييد كرده و او را تشويق فرمودند؟
    و چرا ديگران اعتراض نكردند كه منظور پيامبر ( ص ) ( ( امامت و هدايت ) ) امت نبوده است ؟

    14- نكته بسيار جالب توجه ديگر، مساله ( ( جابر بن نضر ) ) يا ( ( حارث بن النعمان الفهري ) ) است .

    در روايت است كه پس از انتشارسخن پيامبر ( ص ) در غدير خم ، وي نزد پيامبر ( ص ) آمده و عرض كرد : ( ( اي محمد ؛ از جانب خدا به ما گفتي شهادت دهيم كه جزخداي يگانه پروردگاري نيست و شهادت دهيم كه تو پيامبر خدايي ونماز بخوانيم و روزه بداريم و حج انجام دهيم و زكات بپردازيم ما نيزهمه اين ها را از تو پذيرفتيم ؛ ليكن به اين حد راضي نگشتي و پسرعمويت را بر ما برتري دادي و گفتي : ( ( هر كه را من مولاي اويم ، اين علي مولاي او است ) ) .

    اكنون بگو كه اين سخن را از پيش خود گفتي ، يااز جانب خدا؟ پيامبر ( ص ) فرمودند : سوگند به آن كه جز او خدايي نيست ، اين مطلب از سوي خداوند است .

    در اين هنگام او برگشت وبه سوي اسب خود شتافت ، در حالي كه مي گفت : خدايا! اگر آنچه محمد ( ص ) مي گويد حق است ، پس سنگي بر ما ببار، يا ما را به عذابي دردناك گرفتار كن !
    هنوز به اسب خود نرسيده بود كه از طرف خدا، سنگي بر سرش باريد و او را بر زمين كوبيد و جانش را بگرفت.
    آن گاه اين آيه نازل شد كه : ( ( سال سايل بعذاب واقع ، للكافرين ليس له دافع ، من الله ذي المعارج ) ) ، ( سوره معارج ، آيات 1 - 3 ) .

    اكنون بايدديد چه چيزي در سخن پيامبر ( ص ) نهفته بود كه آن مرد خيره سر را برآشفته كرد؟
    آيا اگر صرف مساله محبت و دوستي بود، اين همه لجبازي و خيره سري پديد مي آمد؟
    مسلماً مساله بالاتر از اين بوده است ؛ زيرا شخص مزبور از طرفي دلي پر كينه نسبت به حضرت علي ( ع ) داشت و از سوي ديگر، مي ديد با ولايت آن حضرت ، بايدعمري تحت فرمان و رهبري ايشان سپري كند واز سر بي خردي و كبرو كژانديشي ، مرگ و عذاب را بر ولايت مولاي متقيان و فخر كاينات ترجيح داد .براي آگاهي بيشتر ر . ك : الغدير - متن عربي - ج 1، ص 239 - 246 .

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    با سلام
    جناب رضا، مشکلی نیست. بگذار روز شرمندگی باشد. من مهم نیست شرمنده پیش شما باشم. مهم این است که:
    1. وقتم را با جدل با شما هدر ندهم
    2. شرمنده پیش خدا نباشم

    همانطور که قبلا هم اعلام کردم بحث با شما و بسیاری (نه همه) از پاسخگویان سایت راه به جایی ندارد و لذا باید شخصی که حقیقت را میخواهد خودش اقدام کند و لذا هدف من فقط ایجاد انگیزه برای تحقیق است که بدون شک این مطالب این انگیزه را ایجاد خواهد کرد (البته در حقیقت جویان).

    یاد گرفته ام با افراد این سایت زیاد وارد بحث نشوم و لذا هدفم این شده است که برخی چالشها و سوالات را براساس کتب تشیع در ذهن حقیقت جویان ایجاد کنم تا خود را موظف به تحقیق واقعی بدانند و با گوش دادن به سخنان شما از حقیقت فرار نکنند.
    به همین دلیل جوابی به سخنان شما نمیدهم و بازهم به این رویه خویش ادامه میدهم. شاید هفته ای یکی دو مطلب بیشتر ارائه ندهم ولی تمام مطالب از کتب شیعه و هدفم به چالش کشیدن برخی اعتقادات شیعه است برای باز نگه داشتن ذهن حقیقت طلبان.
    بدون شک برخی افراد خواهند بود که خود را موظف به تحقیق بیطرفانه میدانند و امید است که به آن نتیجه ای که مطلوب است برسند

    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود