صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ولایت فقیه و عدم تشکیل حکومت توسط پیامبران و امامان

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    93
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    68

    ولایت فقیه و عدم تشکیل حکومت توسط پیامبران و امامان




    ما می دانیم که اکثر قریب به اتفاق پیامبر ( جز پیامبر خاتم ) و امامان ( جز حضرت علی علیه السلام ) موفق به تشکیل حکومت نشدند. ( امام حسن نیز حکومتی که از پدر به ارث برده بود از دست داد )
    حال سوال اینجا مطرح می شود که چرا این پیامبران و امامان که همگی عالمان دینی زمان خود بودند نتوانستند تشکیل حکومت بدهند؟ ( و نتوانستند حکومتشان را نگاه دارند )
    دو جواب احتمالی برای آن در ذهن می آید.
    1- دین و حکومت در تضاد است و حکومتهای دینی همگی به شکست می خورند. و حکومتهایی که به اسم دین برپا می شوند بعد از مدتی از بین می روند و یا اساسا از دین خروج می کنند و فقط اسم دین را یدک می کشند ( مانند حکومت امویان و عباسیان )
    2- برای تشکیل حکومت تنها عالم دینی بودن کافی نیست و حاکمانی که در در زمینه سیاست و اقتصاد و ... عالمترند در تشکیل حکومت موفق ترند ( خواه کافر باشند یا مسلمان ) و به بیان دیگر برای تشکیل حکومت علم سیاست و اقتصاد بر علم فقه مقدم است. و پیامبر اسلام هم که موفق به تشکیل حکومت شد نه بدلیل داشتن علوم دینی بوده است بلکه به دلیل این بوده که وی بخودی خود یک سیاستمدار کاریزماتیک بوده است. چیزی که در پیامبران دیگر و امامان وجود نداشت و انها نتوانستند تشکیل حکومت بدهند.

    فارغ از اینکه کدام نتیجه درست است و کدام غلط است ( به عقیده من جواب دوم درست است) هر دو این جواب متناقض با نظریه ولایت فقیه است. و ولایت فقیه را در عمل شکست خورده می داند.

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiqs نمایش پست ها
    ما می دانیم که اکثر قریب به اتفاق پیامبر ( جز پیامبر خاتم ) و امامان ( جز حضرت علی علیه السلام ) موفق به تشکیل حکومت نشدند. ( امام حسن نیز حکومتی که از پدر به ارث برده بود از دست داد )
    حال سوال اینجا مطرح می شود که چرا این پیامبران و امامان که همگی عالمان دینی زمان خود بودند نتوانستند تشکیل حکومت بدهند؟ ( و نتوانستند حکومتشان را نگاه دارند )
    دو جواب احتمالی برای آن در ذهن می آید.
    1- دین و حکومت در تضاد است و حکومتهای دینی همگی به شکست می خورند. و حکومتهایی که به اسم دین برپا می شوند بعد از مدتی از بین می روند و یا اساسا از دین خروج می کنند و فقط اسم دین را یدک می کشند ( مانند حکومت امویان و عباسیان )
    2- برای تشکیل حکومت تنها عالم دینی بودن کافی نیست و حاکمانی که در در زمینه سیاست و اقتصاد و ... عالمترند در تشکیل حکومت موفق ترند ( خواه کافر باشند یا مسلمان ) و به بیان دیگر برای تشکیل حکومت علم سیاست و اقتصاد بر علم فقه مقدم است. و پیامبر اسلام هم که موفق به تشکیل حکومت شد نه بدلیل داشتن علوم دینی بوده است بلکه به دلیل این بوده که وی بخودی خود یک سیاستمدار کاریزماتیک بوده است. چیزی که در پیامبران دیگر و امامان وجود نداشت و انها نتوانستند تشکیل حکومت بدهند.

    فارغ از اینکه کدام نتیجه درست است و کدام غلط است ( به عقیده من جواب دوم درست است) هر دو این جواب متناقض با نظریه ولایت فقیه است. و ولایت فقیه را در عمل شکست خورده می داند.
    با سلام
    جناب mahdiqs تعجب بنده از این است که قبلا هم برای شما توضیح دادم که
    از آیات قرآن چنین استفاده می‌شود که برخی پیامبران، حکومت دینی تشکیل داده‌اند و برای برخی دیگر شرایط فراهم نبوده است.

    هرچند «نبوت» و «حکومت» دو امر مجزا هستند (زیرا منصب نبوت از جانب خداست نه با رأی و مشورت مردم، اما منصب حکومت در شکل‌گیری و تداومش به رأی و مشورت مردم مربوط است.)
    اما اینگونه نیست که نبوت و حکومت باهم جمع نشود؛ چون در مورد برخی انبیا نبوت و حکومت با هم جمع شده است.
    از آیات قرآن چنین استفاده می‌شود که برخی پیامبران، حکومت دینی تشکیل داده‌اند و برای برخی دیگر شرایط فراهم نبوده است، نه اینکه نسبت به ضرورت آن بی‌اعتنا باشند.1
    به عبارت دیگر، اندیشه و نظریة حکومت دینی توسط پیامبران مطرح بوده است؛ زیرا لازمة تحقق اهداف انبیا تشکیل حکومت دینی است و آنان نمی‌توانستند نسبت به این مقدمة مهم بی‌تفاوت باشند و صرف عدم تشکیل حکومت دلیل نمی‌شود که آنان خواهان آن نبوده‌اند، بلکه در مقابل منحصر بودن تحقق برخی اهداف در سایه حکومت دینی، خود دلیل است که حداقل اندیشه حکومت دینی توسط آنان مطرح بوده است.
    این آیات به چند دسته تقسیم می‌گردند:
    دسته اول: آیاتی که هدف بعثت انبیا را بیان می‌کنند:
    الف ) آیاتی که هدف بعثت انبیا را عدالت اجتماعی می‌داند مانند: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...؛ ما رسولان خود را با دلیل روشن فرستادیم و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.»2
    دلالت التزامی آیه به این صورت است که پس از بیان اینکه خداوند به همراه پیامبران صاحب شریعت، کتاب و دین فرستاد تا مردم را برای اقامه قسط آماده نمایند و می‌فرماید: «وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ...»3 که اشاره‌ای است به مسئله نازل کردن آهن تا مردم پیامبران را در جهاد یاری کنند.
    علامه طباطبایی ذیل این آیه می‌نویسد: «کلمه بأس به معنای تأثیر شدید است، لکن غالباً در شدت در دفاع و جنگ استعمال می‌شود... و مراد از یاری کردن پیامبران، جهاد در راه خداست تا از مجتمع دینی دفاع نموده و کلمه حق را بسط دهند.»4

    بدیهی است که جهاد بدون حکومت کارایی لازم را ندارد و تحقق کامل قسط در جامعه توسط مردم نیز بدون تن دادن به حکومت دینی ممکن نیست.

    ب) آیاتی که هدف بعثت را دعوت به توحید و دوری از طاغوت‌ها می‌داند مانند: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید..»5
    ج) آیاتی که هدف از بعثت را تعلیم و تربیت، تزکیه نفس، رهایی از زنجیر‌های اسارت ذکر می‌کند.6
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    بدیهی است که بدون داشتن نظریه حکومت دینی و تشکیل حکومت نمی‌توان عدالت را در جامعه محقق ساخت و طاغوت را نابود نمود و توحید را در همة ابعادش و در حیات فردی و اجتماعی انسان‌ها حاکم کرد.

    دسته دوم: آیاتی که به پیامبران دستور می‌دهد تا با قوت و قدرت در جهت تحقق اهداف خود گام بردارند:
    «وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَیْنَاکُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْکُرُوا مَا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ (بیاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بالای سر شما قرار دادیم (و به شما گفتیم) آنچه (از آیات الهی) به شما داده‌ایم با قدرت بگیرید و آنچه را در آن است به یاد داشته باشید (به آن عمل کنید) شاید پرهیزگار شوید.»7

    «یَا یَحْیَى خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا؛ ای یحیی کتاب خدا را با قوت و قدرت بگیر و ما فرمان نبوت را (و عقل کافی) در کودکی به او دادیم.»8
    مسلماً گام برداشتن با قوت و قدرت در جهت تحقق اهداف، در سایه حکومت دینی امکان پذیر است.

    دسته سوم: آیاتی که احکام اجتماعی آئین انبیا را بیان می‌کند:
    احکامی چون امر به معروف و نهی‌از منکر (به معنای وسیع آن) جهاد، قضاء و... این احکام اجتماعی و سیاسی بدون تشکیل حکومت قابل اجرا نیستند.
    بنابراین به دلالت التزامی می‌توان پی برد که انبیا علاوه بر ارائه نظریة حکومت دینی در صدد تشکیل حکومت دینی نیز بوده یا باید بوده باشند که البته بعضی موفق شده‌اند و بعضی به علت فراهم نبودن شرایط توفیق نیافته‌اند.

    علامه طباطبایی ذیل آیه «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الأرْضِ...»9 می‌نویسد: «از آیه استفاده می‌شود که در شرایع گذشته حکم جهاد فی‌الجمله آمده هر چند کیفیت آن بیان نشده باشد.»10
    وجود حکم جهاد در شرایع سابقه به دلالت التزامی، وجود نظریه حکومت دینی را ثابت می‌کند؛
    زیرا جهاد در سایه حکومت دینی تحقق می‌یابد. یکی از محققین در این باره می‌نویسد: «دعوت به هر یک از این احکام (جهاد و...) به دلالت التزامی دلالت می‌کند بر اینکه خداوند وجود یک دولت قوی را برای اجرای این احکام در جامعه ضروری می‌داند.»11


    دسته چهارم: آیاتی که به تشکیل حکومت دینی توسط برخی از انبیا اشاره می‌کند:
    مانند آیاتی که به حکومت دینی حضرت داود و حضرت سلیمان و حضرت یوسف(ع) اشاره دارد.
    الف) در مورد حکومت دینی حضرت داود(ع) می‌فرماید: «وَشَدَدْنَا مُلْکَهُ وَآتَیْنَاهُ الْحِکْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ؛ و حکومت او را استحکام بخشیدیم و (هم) دانش به او دادیم و (هم) داوری عادلانه.»12
    «یَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الأرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ..؛ ای داود ما تو را خلیفه (نماینده خود) در زمین قرار دادیم پس در میان مردم به حق حکومت و داوری کن و از هوای نفس پیروی نکن که تو را از راه حق منحرف سازد...»13

    1 ـ برای آگاهی بیشتر ر.ک: نصری، عبدالله، تکامل انسان هدف بعثت انبیاء، کتاب نقد، سال اول، شماره دوم وسوم، ص300.
    3 و2 ـ حدید/ 25.
    4 ـ علامه طباطبایی، المیزان، ج19، ص172.
    5 ـ نحل/ 36.
    6] ـ مانند سوره‌های، بقره / 129، اعراف/ 157 و جمعه/ 2.
    7 ـ بقره/ 63.
    8 ـ مریم/ 12.
    9 ـ حج/ 41.
    10 ـ علامه طباطبایی، المیزان، ج14، ص376.
    11 ـ سبحانی، جعفر، مفاهیم القرآن، ج2، ص23.
    12 ـ ص/ 20.
    13 ـ ص/ 26.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۲ در ساعت ۰۲:۲۴
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    آیت‌الله مکارم شیرازی در «پیام قرآن» می‌نویسد:
    «درست است که حکم کردن در بسیاری از آیات قرآن به معنای قضاوت و داوری آمده، اما با توجه به اینکه در آغاز آیه سخن از خلافت در روی زمین است روشن می‌شود که هر گونه حاکمیت به عدل، در مفهوم جامع آیه درج است. از این گذشته قضاوت نیز یکی از شئون حکومت است.»1

    ب) درباره حکومت دینی حضرت سلیمان می‌فرماید:
    «ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ؛ به سوی آنان باز گرد (واعلام کن) با لشگریانی به سراغ آنان می‌آییم که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند و آنان را از سرزمین با ذلت بیرون می‌رانیم.»2

    از این آیه استفاده می‌شود که حضرت سلیمان وقتی شرایط را برای تشکیل حکومت مناسب می‌بیند برای تحقق آن با قدرت تمام اقدام می‌نماید.

    امام خمینی(ره) در این باره می‌نویسد: «اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی همان است که مثل سلیمان بن داود و پیامبر عظیم‌الشأن اسلام و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می‌کردند...»3
    ج) در مورد حکومت دینی حضرت یوسف(ع) می‌فرماید: «قَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَائِنِ الأرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ؛ گفت مرا سرپرست خزائن سرزمین [مصر] قرارده که نگهدارنده و آگاهم.»4
    یعنی حضرت یوسف در پست وزارت دارایی توانسته بود بعضی از مناصب حکومتی را بر عهده بگیرد و در راه تحقق نظریه حکومت دینی گام بر دارد.
    به عبارت دیگر در شرایطی که جامعه نیازمند شخص حفیظ و علیم برای تصدی امور مالی کشور است و حاکم وقت نیز از چنین شخصی دعوت به همکاری می‌نماید در این شرایط زمینه برای احراز این مسئولیت مهم به عنوان بخشی از وظایف حکومت آماده شده و حضرت یوسف به عنوان شخص امین و حفیظ نیز برای تحقق‌بخشی از نظریه حکومت دینی، در پست وزارت دارایی قرار می‌گیرد و این عملکرد حضرت یوسف به دلالت التزامی می‌رساند که هرگاه برای انبیا زمینه تحقق نظریة حکومت دینی فراهم می‌شد در پذیرش آن درنگ نمی‌کردند.
    از مجموع آیـات قرآنی استفـاده می‌شود که همواره نظریه حکومت دینی حداقل توسط عده‌ای از انبیا با توجه به اهداف رسالتشان به طورمستقیم یا غیرمستقیم مطرح بوده است و تعداد قابل توجهی از آنان برای تحقق آن با توجه به شرایط زمان و مکان تلاش می‌نمودند؛ زیرا لازمه تحقق اهداف انبیا، در اختیار داشتن حکومت دینی بود. 1ـ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج10، :ص:37.
    2 ـ نمل/ 37.
    3 ـ امام خمینی، سروش ملکوتی، ص26.
    4ـ یوسف/ 55.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نتیجه‌

    اندیشه حکومت دینی به این معنا که در سیستم حکومتی، قوانین الهی حاکم باشد و رهبران جامعه مجری قوانین الهی با اذن خداوند باشند، دارای پیشینه تاریخی دیرینه است و قدمت آن به دوران پیامبران الهی می‌رسد.
    فرستادگانی که همواره توسط برخی از آنان، چارچوب کلی نظریه حکومت دینی از طریق وحی بیان می‌شد و برای تحقق خارجی آن در جامعه تلاش‌های فراوانی توسط آنان انجام می‌گرفت، به طوری که برخی از انبیا و در رأس آنها پیامبر اسلام(ص) توانستند نظریة حکومت دینی را در جامعه پیاده نمایند.
    تشکیل حکومت دینی پیامبر در مدینه نه از سر ضرورت اجتماعی، بلکه براساس اندیشه دینی برگرفته از اسلام بود.

    مهم‌ترین دلیل این ادعا آیات قرآن است که با صراحت یا به دلالت التزامی طرح اندیشه حکومت دینی توسط پیامبران را اثبات می‌کند.
    و در کنار این آیات، روایات پیامبر اسلام و موضع‌گیری‌های سیاسی ـ اجتماعی ایشان مؤید دیگر این ادعاست.

    علاوه بر سیره و موضع‌گیری‌های انبیا، سیره نظری و عملی معصومین در عصر حضور، و دیدگاه‌های برگرفته از وحی عالمان دینی در عصر غیبت نیز دلیل دیگر آن است
    البته نظریه حکومت دینی به معنایی که بیان گردید جز در موارد محدود تحقق خارجی نیافت، بلکه در حد تئوری و نظر باقی ماند و گاه گاهی نیز در مقاطع گوناگون بویژه در عصر غیبت تا حدودی به عمل نزدیک می‌شد، اما هیچ گاه حاکمیت کامل نیافت تا اینکه در عصر امام خمینی از تئوری به عمل رسید و به شکل نظام جمهوری اسلامی در ایران تثبیت گردید و آرزوی دیرینه ائمه و صالحین که همان تشکیل حکومت دینی بود به واقعیت پیوست و علی رغم مخالفت‌های داخلی و خارجی با صلابت به راه خود ادامه می‌دهد تا زمینه‌ساز حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) در سرتاسر عالم باشد.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    93
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    68



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    جناب mahdiqs تعجب بنده از این است که قبلا هم برای شما توضیح دادم که از آیات قرآن چنین استفاده می‌شود که برخی پیامبران، حکومت دینی تشکیل داده‌اند و برای برخی دیگر شرایط فراهم نبوده است.
    دوست عزیز بجای کپی کردن مطلب و تکرار حرفهایتان لطفا متن را دقیق مطالعه بکنید. ما درباره لزوم تشکیل حکومت و توجه پیامبران به تشکیل حکومت صحبتی نکردیم.
    در مورد عدم توانایی آنها برای تشکیل حکومت بحث کردیم.

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiqs نمایش پست ها
    دوست عزیز بجای کپی کردن مطلب و تکرار حرفهایتان لطفا متن را دقیق مطالعه بکنید. ما درباره لزوم تشکیل حکومت و توجه پیامبران به تشکیل حکومت صحبتی نکردیم.
    در مورد عدم توانایی آنها برای تشکیل حکومت بحث کردیم.


    با سلام
    اخوی یکی یکی !!اگر تا اینجا مشکلی نیست بفرماید تا برویم سر مطلب بعدی !
    در مورد مطالب هم اگر مشکلی دارید بفرماید !اگر نه که یک نگاه به موضوع تاپیک خودتان بیاندازید شاید متوجه سوال خودتان نشدید ؟!
    شبهه اول شما !! عدم تشکیل حکومت توسط پیامبران بود طبق گفته خودتان !که بنده توضیح دادم که اینطور که شما میگوید نیست!!
    اگر این شبهه حل شد تا برویم سر اینکه چرا امامان در حکومت موافق نبودند (
    در مورد عدم توانایی آنها برای تشکیل حکومت ) و شما موافقت را در چه میدانید؟
    و دلیل این که چرا بقول شما امامان در حکومت موافق نبودند (
    که اینطور نیست) و عده ای غاصب از خدا بی خبر در حکومت به ظاهر موافق بودند !و اینکه این عدم توانایی که شما از ان سخن میگوید برای اداره جامعه نیاز به چه ویژگیهایی دارد!


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۲:۲۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه کتاب
    نوشته
    125
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    432

    عجب تناقضی!




    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiqs نمایش پست ها
    ما می دانیم که اکثر قریب به اتفاق پیامبر ( جز پیامبر خاتم ) و امامان ( جز حضرت علی علیه السلام ) موفق به تشکیل حکومت نشدند. ( امام حسن نیز حکومتی که از پدر به ارث برده بود از دست داد )
    حال سوال اینجا مطرح می شود که چرا این پیامبران و امامان که همگی عالمان دینی زمان خود بودند نتوانستند تشکیل حکومت بدهند؟ ( و نتوانستند حکومتشان را نگاه دارند )

    فارغ از اینکه کدام نتیجه درست است و کدام غلط است ( به عقیده من جواب دوم درست است) هر دو این جواب متناقض با نظریه ولایت فقیه است. و ولایت فقیه را در عمل شکست خورده می داند.
    ببینید شما چنین قضیه ای را مطرح کرده اید:
    برای تشکیل حکومت علم سیاست و اقتصاد لازم است بعضی از امامان و پیامبران این علم را نداشتند پس بعضی از پیامبران دیگر و امامان نتوانستند تشکیل حکومت بدهند.
    استدلال دوم شما این است :
    بعضی از پیامبران دیگر و امامان نتوانستند تشکیل حکومت بدهند. در نتیجه این موضوع در تناقص با ولایت فقیه است.

    لطف کنید کبری قضیه اول که مطرح کردید را اثبات کنید؟(بعضی از امامان و پیامبران علم سیاست و اقتصاد را نداشتند) دلیل شما چیست؟ یقینا میدانید که از کبری غلط گرفتن نتیجه صحصح امکان پذیر نیست.
    ثانیا بر فرض محالی اثبات این مدعی ربط این یعنی عدم تشکیل حکومت توسط برخی از امامان و پیامبران با ولی فقیه چه ربطی دارد ؟ از ظاهر کلام شما این می اید که برخی از مراجع که علم سیاست و اقتصاد دارند می توانند حکومت تشکیل دهند و برخی که ندارند نه؟

  17. صلوات


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    93
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    68



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام اخوی یکی یکی !!
    سلام. اخوی ما فقط یک سوال مطرح کردیم! شما هزارتاش کردی و خودتون جوابش را دادید!
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    اگر تا اینجا مشکلی نیست بفرماید تا برویم سر مطلب بعدی ! در مورد مطالب هم اگر مشکلی دارید بفرماید !
    ما از اولش هم مشکل نداشتیم. اگرچه من اصلا نگاه پستهایتان هم نکردم. چون اگرچه برای شما زحمت فشاردن چهار کلید است. ولی من باید وقتم را برای خواندن مطالب تکراری و بی ارتباط با موضوع بکنم. و چنین زمانی برای من ارزشمند است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    اگر نه که یک نگاه به موضوع تاپیک خودتان بیاندازید شاید متوجه سوال خودتان نشدید ؟!
    من نمی توانم در تیتر یک خطی برای شما یک مقاله 1000 کلمه ای بدهم که متوجه سوال بشوید.
    به شما توصیه می کنم که هر تاپیکی که باز می کنید به جای خواندن تیتر آن و جستجو در گوگل برای پیدا کردن متن و سپس کپی کردن آن ! لا اقل یکبار متن تاپیک را بخوانید تا متوجه سوال فرد مقابل شوید و جوابی متناسب تر بدهید.
    با اینکار به شخص سوال کننده احترام می گذارید و زمان فرد مقابل را برای خواندن مطالبی تلف نمی کنید که در ان جوابی برای سوالش نیست.
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    اگر این شبهه حل شد تا برویم سر اینکه چرا امامان در حکومت موافق نبودند (در مورد عدم توانایی آنها برای تشکیل حکومت ) و شما موافقت را در چه میدانید؟ و دلیل این که چرا بقول شما امامان در حکومت موافق نبودند (که اینطور نیست) و عده ای غاصب از خدا بی خبر در حکومت به ظاهر موافق بودند !و اینکه این عدم توانایی که شما از ان سخن میگوید برای اداره جامعه نیاز به چه ویژگیهایی دارد!
    واقعا تشکر می کنم اگر اینکار را بکنید.
    ولی فکر کنم ابتدا باید شما معنای موفق و موافق را بدانید.
    موفق : توفیق یافته , کامرا , بهره مند...
    موافق : همرأی , همراه , سازگار

    در زمانیکه شخصی کاری را به انتها می رساند یا به هدفی که ابتدا تعیین کرده است می رسد می گویند : فلانی موفق به انجام اینکار شد یا فلانی موفق شد.
    اما وقتی کسی موضوعی را مطرح می کند یا کاری را انجام می دهد. و اینکار برای فرد دوم مورد تایید است. می گویند فرد دوم موافق اینکار است.

    ببخشید این را که توضیح دادم به این دلیل بود که چون شما سه بار کلمه موافق را بجای موفق بکار بردید. و از انجا که در تایپ کلمه موفق حرف "ا" اصلا نزدیک حروف نیست. و احتمال اشتباه تایپی اصلا نمی رود ( بالاخص که 3 بار هم تکرار شده است ) تصورم این بود که شما زبان مادریتان فارسی نیست و این کلمه را مشکل دارید. وگرنه قصدم توهین نبود.

    با سپاس

  19. صلوات


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    93
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    68



    نقل قول نوشته اصلی توسط میثم نمایش پست ها
    لطف کنید کبری قضیه اول که مطرح کردید را اثبات کنید؟(بعضی از امامان و پیامبران علم سیاست و اقتصاد را نداشتند) دلیل شما چیست؟ یقینا میدانید که از کبری غلط گرفتن نتیجه صحصح امکان پذیر نیست.
    کبری قضیه اثبات شده است. اگر چنین بود مطمئنا موفق به تشکیل حکومت می شدند. ( آفتاب دلیل آفتاب )
    نقل قول نوشته اصلی توسط میثم نمایش پست ها
    انیا بر فرض محالی اثبات این مدعی ربط این یعنی عدم تشکیل حکومت توسط برخی از امامان و پیامبران با ولی فقیه چه ربطی دارد ؟ از ظاهر کلام شما این می اید که برخی از مراجع که علم سیاست و اقتصاد دارند می توانند حکومت تشکیل دهند و برخی که ندارند نه؟
    خیر همچین چیزی مقصودم نبود. بلکه کلا نظریه ولایت فقیه که اساسش را بر فقه گذارده است زیر سوال می رود.
    و باید نظریه تجدید نظر شود و حاکم جامعه اسلامی به جای داشتن علوم فقهی باید علوم سیاست و حکومت را دارا باشند.

  21. صلوات


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود