صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسى چند خواب و مكاشفه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515

    مطلب بررسى چند خواب و مكاشفه




    با سلام
    خواب شهيد ثانى

    شيخ بهائى از پدرش مرحوم شيخ حسين -كه از شاگردان برجسته شهيد بوده است- نقل مى‏كند: صبحگاهى به نزد استاد رفتم.

    در فكر فرو رفته بود.
    از سبب آن پرسيدم، فرمود: شب در خواب ديدم كه "سيّد مرتضى علم الهدى" تمام علماى اماميه را دعوت كرده است، همين كه من وارد شدم به پا ايستاد و فرمود: نزد شهيد اول (محمدبن مكى) بنشين .
    من هم حسب الامر ايشان، نزد شهيد نشستم، امّا بعد از حضور ميهمانها بيدار شدم و اينك به اين خواب فكر مى‏كنم؛ تصوّر مى‏كنم مرگم در شهادت باشد.
    عاقبت، آن رؤياى رحمانى تحقق يافت و در عهد سلطان سليم عثمانى در سال ( 966) هجرى قمرى، در اثر سعايت بعضى از اهل سنت، دستگير شد و در راه اسلامبول سر از بدن او جدا كردند و براى سلطان-1
    آوردند.


    1-ريحانة الادب، ج 3 ص 286 رضويه، ج 1 ص .189



    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۱ در ساعت ۰۳:۳۱
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    رؤياى حاج شيخ جعفر شوشترى‏رحمةاللَّه

    مرحوم حاج شيخ جعفر شوشترى، از اعاظم فقيهان اماميه و از شاگردان صاحب فصول و صاحب جواهر و شيخ انصارى است.

    او بيانى نافذ و منبرى جالب داشته، در حدّى كه بسيارى از اهل معصيت به بركت مواعظ او تائب شده، از راه خويش برگشتند.
    او مى‏گويد: در ابتداى امر، حافظه‏ام نارسا و بيانم غير شيوا بود، ناچار در منبر از روى كتاب مى‏خواندم، شبى در واقعه ديدم كه در كربلا هستم و ايام، همان ايّامى است كه موكب حسينى‏عليه‏السلام در آن زمين، نزول اجلال فرموده‏اند .
    من در خيمه امام‏عليه‏السلام وارد شدم و سلام كردم.
    آن حضرت مرا نزد خود نشانيد و به حبيب‏بن مظاهر فرمود: حاج شيخ جعفر ميهمان ما است. آب نداريم به او بدهيم، ولى آرد و روغن هست، براى او طعامى تهيه كن .
    حبيب برخاست طعامى پخته نزدم آورد، چند لقمه خوردم.
    از خواب بيدار شدم.
    از بركت آن غذا به مقام كنونى رسيده‏ام و از اخبار و آثار اهل بيت، لطائفى را استخراج مى‏كنم كه به ذهن ديگران نرسيده است.
    وى سرانجام در سال ( 1303) هجرى كه از ايران عازم عتبات عاليات بود، دارفانى را وداع گفت و جنازه‏اش به نجف اشرف منتقل گرديد.-1


    1-ريحانة الادب، ج 3 ص .260



    ادامه دارد....!!
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۱ در ساعت ۰۳:۳۱
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    رؤياى مرحوم آيت اللَّه بروجردى

    جناب مستطاب آيت اللَّه آقاى سيد حسين بدلا كه از ائمه جماعت قم و از اساتيد دروس سطح نگارنده، و در زمان مرحوم آيت اللَّه بروجردى از اصحاب ايشان بودند فرمود :
    در يكى از سفرهاى تابستانىِ مرحوم آقاى بروجردى به قريه وشنوه -از مناطق ييلاقى قم- اولِ روز، از منزلى كه در همسايگى ايشان برايم تهيه شده بود بيرون آمدم، ديدم كه مرحوم آقا، بر خلاف روش همه روزه كه معمولاً بعد از نماز صبح وانجام تعقيبات استراحت مى‏كردند، داخل كوچه قدم مى‏زند و در فكر فرو رفته است.
    نزديك آمدم و علت را پرسيدم .
    فرمود: در خواب ديدم كه سيد مرتضى -همان عالم متفكر قرن پنجم هجرى- از دنيا رفته‏اند و من با جمع زيادى او را تشييع مى‏كنم و به جنازه‏اش در صحن حضرت معصومه‏عليهاالسلام نماز خواندم، از اين رؤيا
    نگرانم .
    با ايشان به بيرونى رفتم و براى منحرف كردن فكرشان مسئله‏اى را عنوان نمودم تا از محضرشان استفاده شود -ايشان به قدرى علاقه به بحث‏هاى علمى داشت كه وقتى وارد مذاكره مى‏شد، همه چيز را فراموش مى‏كرد -.
    بعد از مدتى، مأمور پست آمد و يك محموله پستى را كه در روى آن نامه‏اى جدا بود تحويل داد. وقتى نامه را باز كرديم، خبر مرگ مرحوم آيت اللَّه حاج سيد محمد تقى خوانسارى -يكى از علماى بزرگ قم- در آن نوشته و زمان تشييع هم معلوم شده بود و به ايشان تسليت داده بودند .
    آقا به مجرد خواندن نامه عازم قم شد.

    همراه ايشان به قم آمديم.
    موفّق به تشييع جنازه شديم، و بعد آقا به جنازه ايشان نماز خواند و براى استراحت به يكى از حجره‏هاى صحن مطهر آمدند، بعد از مقدارى جلوس فرمود: اين همان جمعيّتى است كه در خواب مشاهده كردم.-1


    1-نقل بدون واسطه از آقاى بدلا (سلمه اللَّه تبارك و تعالى).


    ادامه دارد....!!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    رؤياى حاج شيخ محمدرضا كرمانى و حاكميت برزخى حضرت فاطمه‏عليهاالسلام

    از مرحوم پدرم بدون واسطه، و از مرحوم آيت اللَّه حائرى با واسطه شنيدم :
    مرحوم حاج سيد يحيى يزدى -كه در منبر يد طولايى داشته‏اند- نقل مى‏كند كه مرحوم حاج شيخ محمدرضا كرمانى - از علماى طراز اول كرمان - حاج سيد يحيى را براى دفع شبهات شيخيه (يا بابيّه) به كرمان دعوت مى‏كند.
    مرحوم حاج سيد يحيى در مدت چند شب آن چنان آن فرقه را دچار ضربه علمى و خطابى مى‏كند كه آنان توطئه قتل ايشان را طراحى مى‏نمايند.

    به همين منظور ايشان را به يكى از باغ‏هاى اطراف شهر دعوت مى‏كنند.
    ايشان در معيّت يك نفر از منافق صفتان به آن باغ رفته، بعد از ورود به سالن پذيرايى، افرادى را مشاهده مى‏كند كه از وضع قيافه آنان، به آن توطئه پى مى‏برد.

    لباسش را در آورده به بهانه تجديد وضو از سالن خارج مى‏شود.
    وقتى به ميان باغ مى‏آيد، متوجه مى‏شود كه درب باغ را قفل كرده‏اند و در ورطه‏اى گرفتار است كه غير از خداوند كسى قادر به نجات او نيست.
    او به حضرت زهراعليهاالسلام متوسّل مى‏شود و نجات خود را مى‏خواهد و خود را مشغولِ شستن سر و صورت مى‏كند و كارش را طول مى‏دهد.

    نيم ساعتى تقريباً فاصله مى‏شود كه فرياد و غوغا به گوشش مى‏رسد. آنگاه جمع زيادى باغ را محاصره كرده در را شكسته وارد مى‏شوند ومرحوم سيد را نجات مى‏دهند .
    اين جمعيت در معيّت همان عالم كرمانى بوده‏اند، از ايشان سئوال مى‏شود از كجا متوجه قضايا شدى ؟
    مى‏گويد: عادتم اين است كه نزديك ظهر مقدارى مى‏خوابم.

    امروز در خواب بودم كه حضرت زهراعليهاالسلام به خوابم آمد و فرمود: "تو مى‏خوابى و حاج سيد يحيى را در فلان باغ مى‏خواهند بكشند؟! زود مردم را ببر و او را نجات بده ".1
    از خواب پريدم و به دستور آن حضرت‏عليهاالسلام عمل كردم و مردم را به سرعت به باغ رساندم.


    1-يادداشت‏هاى خطى نگارنده .



    ادامه دارد....!!
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۲ در ساعت ۰۱:۰۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    مكاشفه مرحوم فشاركى

    مرحوم آيت اللَّه اراكى مرجع تقليد زمان ما (متوفاى 1415قمرى) فرمود: مرحوم آيت اللَّه سيد محمّد فشاركى كه از اكابر تلامذه مرحوم حاج ميرزا محمد حسن شيرازى بوده‏اند، بعد از فوت مرحوم ميرزا هر چه اصرار مى‏شود كه رساله عمليه بنويسد و مرجعيت شيعه را بپذيرد قبول نمى‏كند، سرانجام كه او را خسته مى‏كنند قسم مى‏خورد و مى‏گويد: "واللَّه خود را اعلم مى‏دانم، اما زير بار اين مسئوليت نمى‏روم".
    آنگاه او را رها مى‏كنند و طبعا منزوى مى‏شود.
    روزى در فكر فرو رفته و وساوسى بر او چيره مى‏گردد كه اين شد كار، كه خود را به دست خود منزوى كردم! آنگاه لطف الهى شامل حالش مى‏شود و در عالم مكاشفه مشاهده مى‏كند كه بعضى از كسانى كه به دنبال مرجعيّت رفته‏اند -در اثر عدم صلاحيت و كثرت مسئوليت- به ميخ آتشين كشيده شده‏اند. وقتى به خود مى‏آيد خدا را شكر مى‏كند كه زيربار اين پُست خطرناك نرفته است1.
    نگارنده گويد، از مرحوم آقاى بروجردى نقل شده كه روزى در درس گريه كرد و فرمود: "هر كس درس بخواند به اميد اينكه مثل من مرجع شود سفيه است"2.


    1-از مسموعات بدون واسطه كه يادداشت كرده بودم.
    2- مجله حوزه، ويژه نامه مرحوم آيت اللَّه بروجردى، مصاحبه با آقاى اشتهاردى، ص.91



    ادامه دارد....!!
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۲۳ در ساعت ۰۰:۴۷
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    مكاشفه ديگرى از مرحوم فشاركى

    مرحوم استاد به نقل از مرحوم حاج شيخ عبدالكريم فرمود: مرحوم آيت اللَّه فشاركى در يك بحث علمى گرفتار بن‏بست مى‏شود، روزى تنها به خارج شهر سامرا مى‏رود و در كنار شط در يك گودال مى‏نشيند و در آن بحث فكر مى‏كند.
    ناگاه مى‏بيند شخصى كنار گودال ايستاده، بعد از سلام مى‏پرسد چه مى‏كنى؟
    ايشان به خيال آنكه يكى از اعراب بى‏سواد است پاسخ مى‏دهد: در يك بحث علمى فكر مى‏كنم .
    مى‏گويد: كدام مسئله؟
    او مسئله را بيان نمى‏كند، آن شخص اصرار مى‏كند .
    مى‏گويد: شما كه از اين مطالب اطلاعى نداريد (قريب به اين مضمون . )
    آن شخص اصرار مى‏كند كه بگو در كدام مسئله مانده‏اى؟
    سيّد سرانجام مسئله را مى‏گويد.
    آن شخص مى‏فرمايد: اگر اين كلمه را به فلان مقدمه بحث اضافه نمايى به نتيجه مى‏رسى.
    سيّد با توجّه به آن كلمه مى‏بيند از بن‏بست خارج شد و مسئله حلّ شد.
    نگاه مى‏كند به بالا تا با آن شخص تماس بيشترى بگيرد، كسى ديده نمى‏شود؛ به سرعت از گودال بالا مى‏آيد، اما هر چه بيابان را ملاحظه مى‏كند احدى به چشم نمى‏خورد، مى‏فهمد كه لطف الهى او را دستگيرى كرده است.1


    1-از مسموعات بدون واسطه از مرحوم آقاى اراكى .



    ادامه دارد....!!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    داستانى ديگر از مرحوم فشاركى

    مرحوم آيت اللَّه حائرى در خاطرات مرحوم پدرشان مى‏نويسد: مرحوم آقاى نائينى، استاد خود - مرحوم سيد فشاركى - را بعد از مرگش در خواب مى‏بيند، از او مى‏پرسد:

    بعد از مردن برتو چه گذشت؟
    مى‏گويد: وقتى مُردم از هيچ چيز نگران نبودم، مگر از دو امر: يكى بچه‏هايم و ديگر دِيْنى كه به قصاب محله داشتم، ولى در همان حال به من اطمينان داده شد كه نسبت به بدهى نگران نباشم كه قصّاب به تشييع جنازه‏ام آمد و بعد از مقدارى مشايعت، مرا حلال كرد و از طلب خود صرف نظر نمود.
    مرحوم آقاى نائينى فرموده: از خواب بيدار شدم، رفتم به دكان آن قصّاب و گفتم: شما از مرحوم سيد فشاركى طلبكار هستى؟
    گفت: فلان مبلغ مى‏خواستم، ولى در حال تشييع جنازه‏اش، او را حلال كردم-1

    1-خاطرات مخطوط و كتاب سر دلبران، ص .38


    ادامه دارد....!!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    رؤياى مرحوم آيت اللَّه سيد عبدالهادى شيرازى

    يكى از كسانى كه در عصر ما به مقام شامخ مرجعيت شيعه نائل شد، مرحوم آيت اللَّه آقاى حاج سيد عبدالهادى شيرازى است كه وى مورد توجه اهل نظر بود، اما عمر مرجعيت او كوتاه بود، زيرا ايشان پس از آن بيش از چند ماه زنده نماند (خدا او را غريق رحمت فرمايد . ) جناب مستطاب آيت اللَّه آقاى وحيد خراسانى - كه از مراجع بزرگ تقليد عصر حاضر، و از جمله كسانى است كه داراى بزرگترين كرسى تدريس در حوزه علميه قم مى‏باشند، و اين جانب از محضرشان استفاده مى‏نمايم - فرمود: مرحوم آقاى حاج سيد عبدالهادى به من گفتند: شبى در خواب ديدم كه حضرت سيدالشهدا، ابى عبداللَّه الحسين‏عليه‏السلام به بيرونى منزل تشريف آورد و فرمود:
    دفتر روضه خوانها را بياور، آوردم فرمود:
    نام آنها را بخوان! چند نفر را كه خواندم به يكى از آنها كه رسيدم فرمود: او را خط بزن، و آقاى سيّد جعفر شيرازى را -كه براى ايشان كتاب مى‏خواند- به جاى او بنويس.
    از خواب بيدار شدم، وقتى سيّد جعفر آمد از او پرسيدم در اين ايام كار فوق العاده‏اى انجام داده‏اى؟ گفت:
    چون ايام محرم فرا رسيد، شبى از حرم اميرالمؤمنين‏عليه‏السلام بيرون مى‏آمدم كه چشمم به در و ديوار سياه پوش افتاد، به خاطرم رسيد كه روضه زياد شنيده و گريه بسيار كرده‏ام، خوب است يك كتاب "جلاء العيون" بخرم و به منزل ببرم و براى اهل منزل از روى آن كتاب بخوانم تا ثواب روضه خواندن نصيبم شود؛ اين كار را انجام دادم و اهل منزل را به فيض رساندم.1
    آقا جريان خوابش را براى آية اللَّه وحيد مى‏گويد، امّا نام فردى را كه از ليست خارج گشته نمى‏برد.


    1_از مسموعات بدون واسطه از آيت اللَّه آقاى وحيد خراسانى مدظله ودامت بركاته.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۳۰ در ساعت ۰۱:۴۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    چند داستان از مرحوم آيت اللَّه حائرى


    1 - مرحوم آيت اللَّه آقاى حاج شيخ مرتضى حائرى كه از اساتيد متفكر ما و در جامعيّت علمى و عملى كم نظير بود، در سال ( 1357) شمسى كه ملت ايران عليه حكومت پهلوى قيام عمومى نموده بودند و بازار و مغازه‏ها در قم و تهران و شهرهاى ديگر نوعاً در حال اعتصاب بود و هر روز جمعى كشته، زخمى و يا زندانى مى‏شدند، در منزل يكى از دوستان كه مهمان بوديم، فرمود: به من گفته شد كه چهل شب زيارت امام حسين‏عليه‏السلام را انجام بده، انقلاب به پيروزى مى‏رسد. شما هم اين كار را بكنيد.
    پرسيدم: شما چه زيارتى مى‏خوانيد؟
    فرمود: مى‏آيم زير آسمان و اشاره به طرف كربلا مى‏كنم و مى‏گويم: "السلام عليك يا اباعبداللَّه‏عليه‏السلام " و بعد مى‏روم در اطاق، دو ركعت نماز زيارت مى‏خوانم .
    اين جانب هم به دستور ايشان تا حدى عمل كردم، بعد از آن روز، دو ماه نكشيد كه شاه رفت و انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد .
    2 - ايشان براى معالجه بيمارى قلبى كه داشتند به اصرار بعضى از افراد و صلاحديد بزرگان به اروپا رفتند. بعد كه برگشتند مدتى در تهران ماندند. اين جانب با بعضى از دوستان براى ديدارشان به تهران رفتم، آن روز فرمودند: بين خواب و بيدارى به من گفته شد: بين ذيحجه و ذيقعده خواهى مرد، و بهشت عنبر سرشت مهياى توست.
    زمانى كه اين وعده به او داده شد، به گمانم ماه ذيحجه بود. تفسير ما اين بود كه به ذيقعده ديگر نمى‏رسند، و همان طور هم شد. ايشان در 15اسفند سال 1364 برابر با 24جمادى الثانيه 1406 قمرى، رحلت نمودند (تغمّده اللَّه بغفرانه . )
    3 - آقاى "حاج قاسم دخيلى" كه از اخيار تجّار قم مى‏باشد و از دوستان حضر و سفر جناب استاد بود، از قول ايشان نقل كرد كه شبى مهمان بودم، مجلس به طول انجاميد؛ بعد از نيمه شب تنها از آنجا بيرون آمدم در طول راه نياز شديد به دستشويى پيدا كردم، گفتم: خدايا! در اين دل شب، در خانه كه را بزنم؟ يك وقت چشمم به چند توالت عمومى افتاد، رفع نياز شد. فردا با خود گفتم: بروم ببينم بانى و مؤسس اين توالت‏ها كه بوده، تا از او تشكر كنم. وقتى به آن محل آمدم، هر چه تفحص كردم خبرى از وجود توالت نبود؛ فهميدم خداوند به قدرت قاهره خود براى من آنها را ايجاد كرده است.
    ادامه دارد....!!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    مكاشفه آيت اللَّه محسنى

    يكى از علمايى كه محضر او را درك كردم، مرحوم آيت اللَّه آقاى حاج شيخ محمدباقر محسنى ملايرى بود كه چند سال قبل در قم وفات يافت. او از اصحاب مرحوم حاج شيخ حسنعلى اصفهانى بود و از ايشان قضاياى متعدد، در خاطر داشت.

    آن مرحوم در استخاره با قرآن در عصر خود بى نظير بود و مردم حتى از آمريكا و اروپا به وسيله تلفن و يا نامه از ايشان استخاره مى‏خواستند .
    اين امتياز براى ايشان، در اثر ادبى بود كه در باره مرقد مطهر حضرت رضاعليه‏السلام اِعمال نموده بود. جريان را در شبى از شبهاى ماه رمضان كه به ديدار ايشان رفته بودم، چنين شرح داد :
    حدود دو سال در مدرسه بالا سر مشهد مقدّس - كه فعلاً تخريب و جزء يكى از رواق‏هاى حرم رضوى است - حجره‏اى داشتم مشرِف به بالا سر قبر مطهر، و معروف بود كه حاجى سبزوارى سالها در آن سكونت داشته است. در مدتى كه اقامت داشتم به احترام قبر مطهر پايم را دراز نمى‏كردم.

    خوابم به صورت نشسته بود. بعد از دو سال كه طبق معمول سحرها به حرم مى‏رفتم، از طرف پشت سر قبر مطهر وارد حرم شدم، مكاشفه‏اى رخ داد: مشاهده كردم كه وجود مقدس امام‏عليه‏السلام به استقبالم آمد و يك بشقاب خوراكى، شبيه نقل‏هاى برنجى شكل در دست دارند؛ به من تعارف نمودند، مقدارى برداشتم و خوردم. از آن تاريخ علم استخاره به من داده شد.

    ايشان فرمود: اين قسمت مكاشفه را براى كسى جز شما نگفته‏ام (اين چنين يادم هست).

    ادامه دارد....!!
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۲/۱۳ در ساعت ۱۷:۳۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود