جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فراماسونری چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    15
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    55

    فراماسونری چیست؟




    فراماسونری چیست؟

    می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن نیستند و یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت این تشکیلات، برای ما مسلمانان امری لازم و ضروری است.

    کلمه ی ماسون (mason) یعنی بنّا، فراماسون (Freemason) یعنی بنّای آزاد. ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می کند. کسی که عضو فراماسونری است، ماسون یا فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونهاست لژ نام دارد. یکی از بزرگترین اهداف گروه های ماسونی این است که زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح (Antichrist = دجال)، یا به تعبیر بعضی از گروه های ماسونی، فرعون جدید (New Pharaoh) آماده کنند. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود، کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف و افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی هستند که: «مسئله یک توطئه است که این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی «شیطانی» است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.» (1)

    کتاب «کمیته 300 کانون توطئه های جهانی» نوشته ی دکتر جان – کولمن، در این زمینه چنین می گوید: « دلیل موجودیت نظامهای پنهانی مانند سلحشوران اورشیلم، سنت جان و مردان میزگرد و گروه میلنر و سایر اجتماعات مخفی (ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان، بخشی از زنجیره ی گسترده ی فرماندهی سلطه گری جهانی را تشکیل می دهند که از باشگاه رم ، سازمان ناتو، مؤسسه ی سلطنتی امور بین المللی تا سرسلسله ی توطئه گران، یعنی کمیته ی 300، امتداد دارد. این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان و اسرار آمیز نیاز دارند، چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    چشم و دلی مجاب و کمی پنجره!
    نوشته
    1,219
    حضور
    12 روز 11 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    464
    صلوات
    12347



    با تشکر از شما ، در این تاپیک هم جناب رضا ، به طور دقیق به این موضوع پرداخته اند:
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=8443


    اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ یَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ؛

    به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لق لقه زبان آنهاست
    تا جایى گرد دین می گردند که معاش آنها تامین باشد
    و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى‏ شوند


    حسین ابن علی علیه السلام
    تحف العقول، ص 245





  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    164
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    505



    در مهر ماه مطلبي را در وبلاگم آغاز نموده بودم ...
    شايد بدرد اين جستار بخورد ...


    فراماسونری (منشاء و ارتباط با کابالا)



    سرآغاز:

    تاسيس گراندلژ انگلستان (1717) سرآغاز تاريخ فراماسونري است و تمامي لژها و گراندلژ ها شاخه هايي از اين نهاد شمرده مي شدند.به تعبير ديگر با تاسيس گزاندلژ انگلستان به تعبير ماسون ها دوران "فراماسونري نظري" آغاز گرديد.(1)
    و اين سخن بدان معنا نيست كه فراماسونري از "هيچ" و از خلاء جوشيد و سابقه تاريخي ندارد. چنانچه در ادامه اين موضوع را مورد موشكافي قرار خواهيم داد ، پيشينه فراماسونري را ميبايست در طريقت رازآميز كابالا و سازمان هاي يهودي مخفي مستقر در كشورهاي مختلف اروپايي از جمله انگلستان جستجو كرد .
    در مقابل اين ايده دو نظر رايج در جهان درباره پيشينه اين سازمان گسترده موجود است :
    1-ديدگاه اول : فراماسونري را تداوم گيلدهاي بنايان اروپاي قرون وسطي مي شناسند
    2- ديدگاه دوم : آنرا تداوم فرقه هاي شهسواران دوران جنگ هاي صليبي مي داند.


    رد اين دو نظريه :
    رايجترين سخن در زمينه منشا فراماسونريست و در فرهنگ ها و دائره المعارف هاي گوناگون تكرار مي شود .منشا اين نگرش دكتر ريچارد راولينسون بود كه حدود دو سال پس از تاسيس گراندلژ انگلستان اين موضوع را مطرح كرد و در صفحه 6 از كتاب تاريخ باستاني بركشاير(1719) مدعي شد كه درگويا در زمان هنري سوم گروهي از معماران ايتاليايي به انگلستان رفته و فراماسونري را در اين كشور تاسيس كردند.(۲)
    بعدها دكتر مواري عينا همين تعريف را آورد كه در فرهنگ آكسفورد و ... راه يافت.(3) طبق اين ديدگاه منشا فراماسونري نيمه سده سيزدهم ميلادي مي رسد و اين گروه از معماران دوره گرد "فراماسون سياح"(4) بودند .اين در حاليست كه اسناد تاريخي مويد تاسيس چنين سازماني از سوي پاپ نيست و مشخص نيست معماران دوره گرد كه در انگلستان به احداث كليسا و صومعه ها آنهم در اوج اقتدار پاپ مشغول بودند ميبايست چنين سازمان پنهاني و راز آميزي را تاسيس ميكردند!
    اما در ادعای راولينسون نكته مهي مندرج است : تاريخ سرآغاز فعاليت فراماسونري مقارن است با دوران واپسين جنگ هاي صليبي و سرآغاز تكاپوي فرقه كابالا و در همين زمان بود كه نهمانيدس با حمايت يهودا لاوي و مه يربن تودروس ابولافي درباريان متنفذ جيمز اول آراگون، نخستين مركز فرقه كابالا را در شهر گرونا تاسيس نمود.


    منتقدان اين نظريه :
    كاوي كرامپ: ماسون درجه سي ام طي مقاله اي مشروح به ارائه پيوند هاي فراماسونري با مكتب كابالا پرداخته است و هنري كويل ماسون درجه سي و سوم و مولف دائره المعارف ماسوني كويل نيز اين فرضيه را اشتباهي رايج در بسياري نوشته هاي ماسوني مي داند .
    نكته ديگر كه پيوند تاريخي فراماسونري را با گليدهاي قرون وسطايي مخدوش ميكند خود واژه "فراماسون" يعني "بناي آزاد" است كه اصولا به بناياني گفته ميشد كه از عضويت در گليدها آزادبوده و بصورت انفرادي كار مي كردند.


    چند پرسش بنيادين:
    چرا بنيانگذاران و گردانندگان اوليه فراماسونري عموما به كانون توطئه گر و شناخته شده معيني تعلق داشتند كه در قل آن خاندان اسپنسر – چرچيل جاي داشت ؟
    چرا در زمان تاسيس گراندلژ انگلستان و سالهاي نخستين تكاپو از حضور معماران سرشناس انگليسي در لژ هاي ماسوني نشاني در دست نيست ؟ و به عكس جايگاه را توطئه گراني مشخص و شناخته شده اشغال كرده اند ؟
    اين پرسش اخير نكات جالبي در خود دارد : برجسته ترين معمار انگليسي نيمه دوم سده هفدهم "سر كريستوفر رن" است كه شش سال پس از تاسيس گراندلژ انگلستان در 91 سالگي درگذشت. رن شخصيتي نامدار است بدان حد كه او را پس از شكسپير بزرگترين نابغه انگلستان مي نامند.(5)
    در زندگينامه رن هيچ اثري از عضويتش در گيلد بنايان آزاد به چشم نمي خورد .برخي ماسون ها15 سال پس از مرگش سعي در جعل نام او در سازمان كردند،از جمله جيمز اندرسون كه برخلاف چاپ اول كتابش در چاپ دوم نام او را آورده در حالي كه در زمان حيات رن در چاپ اول كتابش نامي از او نيست !
    بنابراين : ادعاي دكتر ريچارد راولينسون مبني بر تطور گيلدهاي قرون وسطايي بنايان به فراماسونري برغم تواتر در دانشنامه ها و فرهنگ ها و... افسانه اي بيش نيست و همانگونه كه هايوود متذكر شده :" فراماسونري نظري ، مناسك و نماد هاي آن ، عضويت در آن و شكل سازماندهي آن را بايد پديده اي "منحصر فرد "و "بي سابقه" انگاشت".(6)



    كابالا ، جادو و فرقه هاي سري:
    سده هاي شانزدهم و هفدهم ميلادي دوران شكوفايي جادوگري ، كيمياگري ، غيبگويي ، طالع بيني و انواع علوم خفيه و نفوذ فوق العاده آن در دربارهاو محافل اشرافي و فررهنگي اروپاست.تين موجي است كه دقيقا با رنسانس در ايتاليا آغاز گرديد و اومانيست هايي چون پيكودلاميراندولا مروجين بزرگ آن بودند .
    ويل دورانت ميگويد:" عده كساني كه خود را جادوگر مي دانستند سريعا رو به افزايش نهاد ،؛ مخصوصا در ايتالياي مجاور آلپ ، ساحري از حيث ماهيت و مقياس به صورت يك بيماري ساري در آمد. به موجب گزارش مشهوري ، بست و پنج هزار تن در جلگه اي نزديك برشا در يك "شنبه بازار جادوگران" حضور يافته بودند... جنون آگاهي از آينده انواع مختلف پيشگويان ، كف بينان ، معبران ، طالع بينان و... را ياري مي داد.(7)
    علاوه بر پيكو و روشلين ،يوهانس تريتميوس(8) ، اومانيست نامدار نيز به جادوگري علاقه وافر داشت و اين تعلق به تاثير از "استادي مرموز" بود. سليگمان مي نويسد :" هنگامي كه تريتميوس دانشجوي هايدلبرگ بود ، به استادي مرموز برخورد كرد و علوم سري را از او آموخت ...." (9) بدينسان تريتميوس راهب شد و به عنوان كاباليست و عالم به علوم خفيه شهرت فراوان كسب كرد و در دربار شاهان و حكمرانان اروپا مقامي رفيع يافت تابدانجا كه ماكزيميليان امپراتور روم مقدس در امور سياسي با او مشورت ميكرد.(10) تريتميوس مدعي احضار روح و مروج بزرگ كيميا گري و مولف كتاب تاريخ جادوگري بود .(11)
    هاينريش كورنليوس آگريپا ، چهره برجسته ديگر رنسانس به عنوان يكي از مروجين بزرگ علوم خفيه و كابالا در سده شانزدهم شناخته شده است. دورانت مي نويسد :" وي در شهر كل در خانواده اي نيكنام به دنيا امد ، راه خود را به سوي پاريس پيدا كرد و در آنجا فريفته جمعي از رازوران يا شياداني شد كه ادعا مي كردند در دانش سري يا علوم غريبه دست دارند .تازه وارد تشنه كسب دانش و شهرت ، آموختن كيمياگري و تحصيل قباله يهوديان را پيشه خود ساخت..."(12)
    سليگمان سفر آگريپا را به پاريس يك ماموريت سياسي مخفي توصيف مي كند... او در پاريس با عده اي از اديبان جوان اشراف زاده آشنا شد و با آن ها انجمني سري را پي ريخت . اعضاي انجمن براي اصلاح جهان طرحي ريختند و به يكديگر قول ياري و همكاري دادند.ماكي نيز تاييد مي كند كه آگريپپا در پاريس يك سازمان مخفي راز آميز بنيان نهاد.(13)
    ان شاالله ادامه دارد ...
    --------------------------------------------------------------------------------------
    1-Mackey, ibid, vol. 3, p. 1263
    2-Gould, ibid, vol. III, p. 17
    3-The Shorter Oxford English Dictionary on Historical Principles, 1984, vol. 1, p804.
    4-Traveling Freemasons
    5- Mackey, ibid, vol. 3, p. 1408
    6-Mackey, ibid, vol. 3, p. 1264.
    7- تاريخ تمدن- ويل دورانت – جلد پنجم – رنسانس- ص 560
    8-Johannes Trithemius [Johann Heidenberg of Tritheim] 1462-1516
    9- گلسرخي-*- ص 475
    10- همان ص 476
    11-Chronologica mystica -1508
    12- دورانت – همان ماخذ – جلد 6- ص 1015-1016
    13-Mackey, ibid, vol. 1, p. 40
    ماکس پلانک: دين و علم مشترکا بر ضد شرک و الحاد مي‌جنگند وبرانگيزنده‌ي آنها همواره خدا بوده و خواهد بود.www.shahaab.blogfa.com


  7. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۲:۳۹ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود