صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: .......به نفس تان فشار اضافی تحمیل نکنید.....

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413

    .......به نفس تان فشار اضافی تحمیل نکنید.....




    سلام
    توی یکی از پست های استاد صدیق یه جمله خیلی معنی دار دیدم که به نظرم خیلی جای تفکر داره :
    به نفس تان فشار اضافی تحمیل نکنید!

    اصلا این نفس چیه؟جنسش از چیه؟
    چطوری ما میتونیم نفس رو بسازیم؟
    باید چطوری باهاش رفتار کنیم؟
    از کجا بفهمیم که کجا داره به نفسمون فشار میاد؟
    باید نفس رو کشت یا باهاش زندگی کرد؟


    از دوستان و اساتیدی که در این زمینه تجربه و یا اطلاعاتی دارم خواهش میکنم مطالبشون رو بذارن تا بتونیم استفاده کنیم ..ضمنا خواهش میکنم جواب ها با زبانی ساده باشه و کپی هم نباشه تا قابل درک تر باشه چون مطلب در این مورد زیاد خوندیم اما اکثرا خیلی سنگین بحث شده.


    ویرایش توسط تنهاترین سردار : ۱۳۹۰/۰۱/۱۷ در ساعت ۲۳:۱۳

    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  2. صلوات ها 24


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323




    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  5. صلوات ها 16


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهاترین سردار نمایش پست ها
    سلام
    توی یکی از پست های استاد صدیق یه جمله خیلی معنی دار دیدم که به نظرم خیلی جای تفکر داره :
    به نفس تان فشار اضافی تحمیل نکنید!

    اصلا این نفس چیه؟جنسش از چیه؟
    چطوری ما میتونیم نفس رو بسازیم؟
    باید چطوری باهاش رفتار کنیم؟
    از کجا بفهمیم که کجا داره به نفسمون فشار میاد؟
    باید نفس رو کشت یا باهاش زندگی کرد؟


    از دوستان و اساتیدی که در این زمینه تجربه و یا اطلاعاتی دارم خواهش میکنم مطالبشون رو بذارن تا بتونیم استفاده کنیم ..ضمنا خواهش میکنم جواب ها با زبانی ساده باشه و کپی هم نباشه تا قابل درک تر باشه چون مطلب در این مورد زیاد خوندیم اما اکثرا خیلی سنگین بحث شده.


    با سلام و تشکر

    انشاءالله همه دوستان خصوصاً اساتید مباحث اخلاقی در این بحثی که جناب تنهاترین سردار استارت زده اند مشارکت کنند تا نتایج مفیدی حاصل شود.

    بهتر بود لینک مطلب ارسالی بنده را در استارت تایپیک می گذاشتید تا ذهن دوستان و کاربران با مطالعه کل متن، به جهت معناداری این جمله دقیق تر و کامل تر منتقل شود.

    http://www.askdin.com/showthread.php?p=98293#post98293

    فقط یک اشاره کوچکی بکنم اینکه حکایت فشار آوردن به نفس، حکایت برداشتن وزنه های سنگین بدون کسب امادگی های لازم و یا داشتن ظرفیت و توانائی لازم جسمانی است.

    مسائل معنوی هم مستثنی نیستند باید تحت تعلیم مربی از وزنه های سبک و برنامه هایی برای آمادگی روح و نفس شروع کرد تا به مرور به آمادگی و توانائی های لازم روحانی برسید به عبارتی ظرفیت نفس و روح تان را افزایش دهید.

    خلاصه نباید به نفس تان فشار بیاورید، همه فشارتان را با مخالفت با هوای نفس بر شیطان وارد کنید. نباید پرورش نفس تعطیل شود و نه با زیاده روی آن را زمینگیر کنید، از کارهای کوچک و آسان شروع کنید، و با مداومت و مجاهدت، شیرینی و حلاوتش را بچشید.

    ملتمس دعا ...



    .......به نفس تان فشار اضافی تحمیل نکنید.....

  7. صلوات ها 28


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    نشاءالله همه دوستان خصوصاً اساتید مباحث اخلاقی در این بحثی که جناب تنهاترین سردار استارت زده اند مشارکت کنند تا نتایج مفیدی حاصل شود.
    سلام
    با تشکر از استاد صدیق بزرگوار
    من هم امیدوارم اساتید و دوستان بیشتری که میتونن در این زمینه مطالب مفیدی ارایه بدهند شرکت کنند تا همه بتونیم استفاده کنیم..به نظرم این موضوع خیلی جای بحث داره ..


    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  9. صلوات ها 17


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما نفس انسان، دروازه ای برای کشف حقایق عالم معنا




    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهاترین سردار نمایش پست ها
    سلام
    توی یکی از پست های استاد صدیق یه جمله خیلی معنی دار دیدم که به نظرم خیلی جای تفکر داره :
    به نفس تان فشار اضافی تحمیل نکنید!

    اصلا این نفس چیه؟جنسش از چیه؟

    از دوستان و اساتیدی که در این زمینه تجربه و یا اطلاعاتی دارم خواهش میکنم مطالبشون رو بذارن تا بتونیم استفاده کنیم ..ضمنا خواهش میکنم جواب ها با زبانی ساده باشه و کپی هم نباشه تا قابل درک تر باشه چون مطلب در این مورد زیاد خوندیم اما اکثرا خیلی سنگین بحث شده.
    با سلام و درود

    بعنوان مقدمه بحث و انشاءالله ایجاد انگیزه در دوستان، تفألی به کتاب انسان کامل استاد شهید مطهری می زنیم و این تفأل را به فال نیک می گیریم، بدان امید که بتوانیم مشارکت دوستان، کارشناسان و کاربران عزبز را در این بحث جلب کنیم.

    انسان همیشه خودش برای خودش دروازه معنویت بوده است. مقصود این است که در (نفس) انسان چیزهائی وجود دارد که حساب آنها با حساب عالم ماده جور درنمی آید. نه تنها علمای " معرفةالنفس " و " معرفة الروح " قدیم، بلکه بسیاری از علمای معرفةالنفس جدید هم به این مطلب اعتراف دارند که در انسان، چیزهائی یافت می شود که با حسابهای مادی این دنیا قابل توجیه نیست و نشان می دهد که حساب دیگری در کار است.

    سخنی دارد پیغمبر اکرم (ص) که می فرماید: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»؛ هر کسی خودش را بشناسد، خدا را می شناسد.

    قرآن کریم برای انسان در مقابل همه اشیاء عالم، به طور کلی حساب جداگانه و مستقلی باز کرده است، می فرماید: «سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم»؛ ما نشانه های خود را در آفاق عالم یعنی در عالم طبیعت ارائه می دهیم و در نفوس خود مردم (فصلت/53).

    قرآن، (نفوس مردم را) با حساب جداگانه ای بیان کرده است و همین آیه سبب شده است که در ادبیات ما، اصطلاح مخصوص " آفاق " و " انفس " را پیدا کند. می گویند: " مسائل آفاقی " و " مسائل انفسی ".

    ممکن است بگوئید که آن چیزهائی که در نفس انسان موجود است و با حسابهای مادی قابل توجیه نیست، چیست؟ باید گفت که این داستان درازی دارد.

    یکی از آن چیزهائی که با حسابهای مادی جور درنمی آید: مسئله ارزشهای انسانی و به عبارت دیگر مسئله انسانیت انسان. عجیب است که شما سراغ هر موجودی بروید، می بینید خودش برای خودش به عنوان یک صفت انفکاک ناپذیر است، مثل صفت " پلنگی " برای پلنگ، " سگی " برای سگ، " اسبی " برای اسب. ما نمی توانیم اسبی پیدا کنیم که " اسبی " نداشته باشد، سگی پیدا کنیم که " سگی " نداشته باشد، پلنگی پیدا کنیم که " پلنگی " نداشته باشد، ولی ممکن است انسانی منهای انسانیت موجود باشد، زیرا آن چیزهائی که آنها را انسانیت انسان می دانیم و آن چیزهائی که به انسان شخصیت می دهد نه آن چیزهائی که ملاک شخص انسان است.

    اولا یک سلسله چیزهائی است که با اینکه بشری است و تعلق به همین عالم دارد ولی با ساختمان مادی انسان درست نمی شود، غیرمادی است، محسوس و ملموس نیست و به عبارت دیگر از سنخ معنویات است، نه مادیات، و ثانیا این چیزهائی که ملاک انسانیت انسان است و ملاک شخصیت و فضیلت انسانی انسان است، به دست طبیعت ساخته نمی شود، فقط و فقط به دست خود انسان ساخته می شود.

    غرضم این کلمه بود که انسان، خودش دروازه معنویت است و از دروازه وجود خود، به عالم معنا پی برده است، (چنانکه) امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) می فرماید: «لایعرف هنالک الا بما هیهنا»؛ آنچه در (عالم معنا) هست از راه آنچه در (درون انسان) است، شناخته می شود که این خودش یک مسئله ای است.(انسان کامل، استاد شهید مرتضی مطهری، نشر صدرا، سال 1373، صص 90 - 92)


    تا فرازی دیگر ...

    .......به نفس تان فشار اضافی تحمیل نکنید.....

  11. صلوات ها 13


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    بزرگترین آفت در راه سلوک بریدن سالک است
    از جناب استاد صدیق خواهش دارم دلایل بریدن سالک یا همان کم اوردن را بیان بفرمایند
    و از همه مهمتر که چطور میشود فرق بین کسالت شیطانی و خستگی روحی را تشخیص داد؟

    یا مغیث اغثنی



    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما دلایل بریدن سالک از مسیر سلوک الی الله




    نقل قول نوشته اصلی توسط **عبدالله** نمایش پست ها
    بزرگترین آفت در راه سلوک بریدن سالک است
    از جناب استاد صدیق خواهش دارم دلایل بریدن سالک یا همان کم اوردن را بیان بفرمایند
    یا مغیث اغثنی



    بنام خدا

    درود بر ماه خدا و بر میهمانان ضیافت الله

    اگر چه بهتر بود پاسخ این سؤال را کارشناسان محترم انجمن اخلاق و عرفان می دادند که بنده و همه ما بهره ی بیشتری ببریم، اما به احترام شما و حق سؤالتان مطالبی را تقدیم می کنم:

    انشاء الله دوستان انجمن اخلاق و عرفان نواقص بنده را رفع و حق مطلب را ادا خواهند فرمود ...

    پاسخ شما را با استفاده از بیانی اقتباس از تهذیب الاخلاق و کلام عارف واصل مرحوم شعرانی تقدیم می کنم.


    در کتاب تهذیب الاخلاق، به جهت تداوم سلوک و مداومت سالک در طریق الی الله نسخه ای به این تقریر آمده است اینکه: بهترین راه برای بقای تحولات و تغییرات مثبت،
    استمرار و تداوم بخشی به اعمال حسنه و نیک و کسب فضایل پسندیده و پایبندی و ثبات قدم در سلوک معنوی است. اگر این دو امر -که عمدتاً در پرتو محاسبۀ اعمال محقق می گردد- جدی گرفته شود و بدان عمل گردد، فضایل نصب العین و ملکۀ آدمی خواهد گشت. (تهذیب الاخلاق، صص 82 و 83)

    علاوه بر دو امر فوق، سفارش به رجوع و ارجاع مداوم به استاد الهی را در طول دوران سلوک، خصوصاً در ابتدای امر یادآور می شوم، چنانکه عارف واصل مرحوم شعرانی در این خصوص کلامی نغز دارد: "حق انست که سالک احتیاج به استاد عارف دارد ... اینکه چطور شروع در سلوک کند و (در ادامه) چه چیزی شایسته است تا انجام دهد و از چه اموری باید بپرهیزد، چگونه عمل کند و چه بسا برای او صفت رذیلۀ عجب، حاصل شود و خود بدان ملتفت نباشد تا از آن بپرهیزد؛ و لذا محتاج معلمی است تا به او تنبه دهد و او را به راه تخلص از ان ارشاد کند."(اندیشه و حیات شعرانی، (کیهان اندیشه)، شماره 45.)


    با توجه به این دو تقریر، پاسخ سؤال شما مبنی بر دلایل بریدن سالک و انقطاعش از مسیر سلوک، تا حدود زیادی روشن می شود:

    اینکه باید اصل استمرار و تداوم بخشی به برنامه ها و دستورالعمل های سلوک الی الله را سرلوحه ی لحظه لحظۀ عمرش قرار دهد، چنانکه یک آن انقطاع از نفس کشیدن، حیات انسان را مختل و منقطع می کند، ترک استمرار و قطع تداوم اموری که برای سالک، ضروری و حیاتی و بمثابۀ نفس کشیدن است نیز بمنزلۀ بریدن و منقطع شدن از سلوک است. و این انقطاع و فاصله افتادن و حلقه حلقه شدن سلوک، سالک را دچار حالت خمودگی و ناامیدی و فقدان انگیزه برای ادامه سلوک می کند بگونه ای که نه تنها روحیۀ سالک در تداوم و استمرار دیگر، فعال و مثبت نیست بلکه در اوج انفعال تبدیل به یک آفت می شود که فرد را به جهت گیری های منفی و سقوط به قهقرا وادار می کند.

    که البته چنانکه گفته شد حصول این استمرار و تداوم، به مدد محاسبه و مراقبه دائمی ممکن است، چنانکه در مثال تنفس ذکر گردید، یعنی چنانکه استمرار و تداوم حیات ظاهری انسان به تنفس وابسته است، استمرار و تداوم حیات معنوی و سلوک انسان به محاسبه و مراقبه دائمی وابسته است.

    البته در تمام این مراحل سلوک، رجوع و ارجاع به استاد الهی نیز حائز اهمیت است و اگر سالک، از رجوع و ارجاع به استاد، غفلت کند همان حکایتی که انتظارش نمی رفت رخ می دهد،
    گمان می کند سیر صعودی و تداوم سلوکی دارد در حالیکه، در سیر افولی و نزولی افتاده، و گرفتار رذایل اخلاقی عجب و کبر شده، و خود ملتفت آن نیست.

    پس دلایل بریدن سالک و انقطاع از استمرار و تداوم سلوک و آفات آن عبارتند از:

    - ترک محاسبه و مراقبه دائمی و عدم توجه به ضرورت آن، که بمثابه نفس کشیدن برای انسان است. زیرا وقتی نفس ها به شماره بیفتد یا قطع و وصل شود، زمینه بریدن و انقطاع فراهم می شود.

    - عدم توجه به اصل استمرار و تداوم سلوک به مدد محاسبه و مراقبۀ آن به آن. توضیح آنکه: وقتی سالک، گام به گام و لحظه به لحظه در مسیر نباشد، رابطه اش قطع و وصل شود و نتیجه ای که مورد نظر است حاصل نشود انگیزه سالک، تحلیل رفته و در ادامۀ راه، کم آورده و نهایتاً می بُرَّد.

    - عدم رجوع و ارجاع گام به گام به استاد الهی، بمنظور گرفتار نیامدن در دام غفلت و خطا و نزول و سقوط .

    موفق باشید ...




    .......به نفس تان فشار اضافی تحمیل نکنید.....

  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413



    سلام به همه دوستان خصوصا عزیزم جناب صدیق
    استاد لطفا زیر دیپلم بگید،برای من که خیلی سنگین بود خیلییییییییییییی..
    البته قبول دارم این مسایل خیلی سنگین هستن
    د
    بعضی وقتا ما وارد راه هایی میشیم که من فکر میکنم لقمه بزرگ تر از دهان ماست و حتی خطرناکه و بعضا بدون آمادگی قبلی یک دفعه به جنگ شیطان میریم و خب دیده شده بعد از کمی صعود یه دفعه آنچنان سقوطی خواهیم داشت که بیا و ببین ،مثلا من دیدم افرادی رو که بعد سقوط و عدم موفقیت حتی نماز رو کنار گذاشتن و خدارو نفی کردند..
    ما باید از کجا شروع کنیم؟
    از کجا باید بفهمیم الان داره به نفسمون فشار میاد؟
    اصلا از کجا بدونیم ظرفیت نفس ما چه اندازه ست؟
    من حتی شنیدم بعضی اذکار رو ما نباید قبل از این آمادگیشو داشته باشیم به زبان بیاریم.



    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    بسم الله الرحمن الرحیم

    در تکمیل سئوال شما بنده هم سئوالی مطرح کنم

    از کجا فرق بین خمودگی شیطانی و بریدن نفس را تشخیص دهیم؟

    یعنی این حال کنونی مثلا عدم تمایل به عبادت از خستگی نفس است یا القا شیطان؟
    در جواب قبلی جناب استاد راههای استمرار سلوک را بیان فرمودند و به سئوال اصلی بنده پاسخ روشنی داده نشد
    ویرایش توسط **عبدالله** : ۱۳۹۰/۰۶/۱۱ در ساعت ۱۲:۲۳
    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    121
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1040



    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهاترین سردار نمایش پست ها
    سلام به همه دوستان خصوصا عزیزم جناب صدیق
    استاد لطفا زیر دیپلم بگید،برای من که خیلی سنگین بود خیلییییییییییییی..
    البته قبول دارم این مسایل خیلی سنگین هستن
    د
    بعضی وقتا ما وارد راه هایی میشیم که من فکر میکنم لقمه بزرگ تر از دهان ماست و حتی خطرناکه و بعضا بدون آمادگی قبلی یک دفعه به جنگ شیطان میریم و خب دیده شده بعد از کمی صعود یه دفعه آنچنان سقوطی خواهیم داشت که بیا و ببین ،مثلا من دیدم افرادی رو که بعد سقوط و عدم موفقیت حتی نماز رو کنار گذاشتن و خدارو نفی کردند..
    ما باید از کجا شروع کنیم؟
    از کجا باید بفهمیم الان داره به نفسمون فشار میاد؟
    اصلا از کجا بدونیم ظرفیت نفس ما چه اندازه ست؟
    من حتی شنیدم بعضی اذکار رو ما نباید قبل از این آمادگیشو داشته باشیم به زبان بیاریم.

    بنام خدا

    این سوال خیلی برای بنده هم مهمه
    لطف میکنید جواب بدین
    ممنون
    " عازم یک سفرم سفری دور به جایی نزدیک
    سفری از خود من تا به خودم
    سفری تا به خدای خود من
    سفری از خود من تا به خدای خود من "

    اللهم صل علی محمد وآل محمد

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود