جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده‌اند ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518

    آيا برخي از راويان «صحاح سته» شرابخوار بوده‌اند ؟




    با سلام

    توضيح سؤال:


    در بعضى از شبكه‌هاى وهابيت، ادعا شده است كه شرابخوارى راويان صحيح بخارى مدرك معتبرى ندارد، و اگر هم داشته باشد، مربوط به قبل از نقل روايت آنها است ؛ آيا اين ادعا صحيح است؟
    پاسخ:

    يكى از مشهورترين راويان صحاح سته وكيع بن جراح است، كه مزى در تهذيب الكمال در مورد او مى‌گويد:
    روى له الجماعة.
    همه صاحبان صحاح سته از او روايت نقل كرده‌اند
    المزي، ابوالحجاج يوسف بن الزكي عبدالرحمن (متوفاى742هـ)، تهذيب الكمال،ج30 ص484 ، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.
    اما طبق روايات معتبر اهل سنت، او شرابخوار بوده است، و حتى بعضى از روايات به صراحت اين امر را مربوط به دوران نقل روايت او مى‌دانند:
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    روايت اول: يعقوب بن سفيان فسوي:

    يعقوب بن سفيان (متوفاى 277) كه از شاگردان بلاواسطه احمد بن حنبل (متوفاى 241) است ـ احمد نيز شاگرد وكيع است ـ از احمد نقل مى‌كند كه گفت:
    وقد سئل أحمد بن حنبل: إذا اختلف وكيع وعبد الرحمن بن مهدي بقول من تأخذ؟ فقال: عبد الرحمن يوافق أكثر وخاصة سفيان كان معنيا بحديث سفيان وعبد الرحمن يسلم عليه السلف ويجتنب شرب المسكر.
    از احمد بن حنبل سوال شد كه اگر وكيع و عبدالرحمن بن مهدى (در نقل روايت) با يكديگر اختلاف داشتند، حرف كداميك را قبول كنيم؟
    پاسخ داد: در بيشتر موارد حرف عبد الرحمن درست است، و مخصوصا در نقل از سفيان، زيرا عبد الرحمن توجه خاصى به سفيان داشت ؛ همچنين سلف (بزرگان گذشته) از دست عبد الرحمن در امان بودند (به آنها دشنام نمى‌داد) و همچنين عبد الرحمن چيزى كه او را مست كند، نمى‌خورد !
    الفسوي، أبو يوسف يعقوب بن سفيان (متوفاى277هـ)، المعرفة والتاريخ، ج 1، ص413،، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ- 1999م.
    مفهوم سخن احمد بن حنبل اين است كه وكيع بن جراح از مسكرات مى‌خورده است؛ زيرا اگر اين خصوصيات، در وكيع وجود نداشت، معنا نداشت كه احمد براى برترى دادن عبدالرحمن بن مهدى بر او به اين خصوصيت استناد كند ! همچنين اگر اين شرابخوارى مربوط به دوران قبل از نقل روايت او بود، نبايد تأثيرى در صحت و يا اشتباه بودن روايات او مى‌گذاشت !
    در نتيجه اين روايت، هم شرابخوارى او را ثابت مى‌كند و هم اينكه نقل روايات او در دوره شرابخوارى‌اش بوده است ! سند روايت نيز به احمد صحيح است؛ چرا كه فسوى مستقيما از خود احمد بن حنبل اين روايت را نقل كرده است و هر دوى آن‌ها از برترين محدثان و راويان تاريخ اهل سنت هستند.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    روايت دوم: خطيب بغدادي:

    او در تاريخ خويش نقل مى‌كند كه:
    قرأت على التنوخي عن أبي الحسن أحمد بن يوسف بن يعقوب بن إسحاق بن البهلول الأنباري قال حدثني أبي قال حدثني جدي إسحاق بن البهلول قال قدم علينا وكيع بن الجراح فنزل في المسجد على الفرات فكنت أصير إليه لاستماع الحديث منه فطلب مني نبيذا فجئته بمخيسة ليلا فأقبلت أقرأ عليه الحديث وهو يشرب فلما نفذ ما كنت جئته به أطفأ السراج فقلت له: ما هذا؟ فقال: لو زدتنا لزدناك.
    روايت را نزد تنوخى خواندم، از ابو الحسن احمد بن يوسف بن يعقوب از پدرش، او از پدربزرگش اسحق بن بهلول كه گفت:
    وكيع بن جراح به نزد ما آمد و در مسجدى در كنار فرات منزل كرد ؛ من براى شنيدن روايت به نزد او مى‌رفتم ؛ روزى از من نبيذ (شراب كشمش) خواست ؛ شب‌ هنگام براى او شرابى آوردم كه خوب‌ جا افتاده بود ؛ من (از روى جزوه او) روايت مى‌خواندم و او نيز شراب مى‌خورد ؛ وقتى كه شرابى كه آوردم تمام شد، چراغ را خاموش كرد (تا نتوانم بخوانم)! به او گفتم چرا اينچنين مى‌كنى؟
    گفت اگر بيشتر آورده بودى، ما بيشتر به تو (روايت) مى‌داديم !

    البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي بن ثابت الخطيب (متوفاى463هـ)، تاريخ بغداد، ج 13، ص502، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    بررسي سند روايت:

    التنوخي استاد خطيب بغدادي

    ذهبى در مورد او مى‌گويد:
    5926 [ 5947 ] علي بن المحسن أبو القاسم التنوخي سماعاته صحيحة... قلت محله الصدق والستر.
    على بن محسن تنوخى... او به درستى روايت شنيده است... او راستگو است و پرهيزكار.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 5، ص184، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1995م.
    احمد بن يوسف بن يعقوب:

    ابن اثير در مورد او مى‌گويد:
    وفيها توفي أحمد بن يوسف بن يعقوب بن البهلول... وكان عابدا محدثا ثقة.
    در اين سال، احمد بن يوسف بن يعقوب از دنيا رفت... و عابد، محدث و ثقه بود
    ابن أثير الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاى630هـ) الكامل في التاريخ، ج 7، ص429 ، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ.
    يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن بهلول:

    خطيب بغدادى در مورد او مى‌‌گويد:
    يوسف بن يعقوب بن إسحاق بن البهلول... وكان ثقة
    يوسف بن يعقوب... و ثقه بود.
    البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي بن ثابت الخطيب (متوفاى463هـ)، تاريخ بغداد، ج 14، ص321 ش 7644، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت.
    اسحاق بن بهلول:

    خطيب بغدادى در مورد او نيز مى‌گويد:
    إسحاق بن البهلول... وكان ثقة... وقال عبد الرحمن بن أبى حاتم سألت أبى عن إسحاق بن بهلول الأنباري فقال صدوق.
    اسحاق بن بهلول... ثقه بود، عبد الرحمن بن ابى حاتم مى‌گويد از پدرم در مورد او سوال كردم، و گفت: راستگو است
    البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي بن ثابت الخطيب (متوفاى463هـ)، تاريخ بغداد، ج6 ص366 ش 3390 ، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت.
    بنابراين سند اين روايت نيز صحيح است، و نشان مى‌دهد كه وكيع همزمان با نقل حديث شراب نيز مى‌خورده است.
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۱/۱۶ در ساعت ۱۲:۰۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    روايت سوم: خطيب بغدادي

    خطيب بغدادى چنين روايت مى‌كند كه:
    أخبرنا هلال بن محمد الحفار أخبرنا إسماعيل بن محمد الصفار حدثنا جعفر بن محمد يعني الطيالسي قال: سمعت يحيى بن معين يقول: سمعت رجلا سأل وكيعا فقال:يا أبا سفيان شربت البارحة نبيذا فرأيت فيما يرى النائم كأن رجلا يقول إنك شربت خمرا، فقال وكيع: ذاك الشيطان.
    يحيى بن معين گفت: شنيدم كه شخصى با وكيع سخن مى‌گفت و به او گفت: اى اباسفيان،ديشب نبيذ (شراب كشمش) خوردم، و در خواب ديدم كه به من گفتند: تو مست كننده نوشيده‌اى ! وكيع گفت:‌گوينده شيطان بوده است ! (يعنى نبيذ حرام نيست)!
    البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي بن ثابت الخطيب (متوفاى463هـ)، تاريخ بغداد، ج 13، ص502، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    بررسي سند روايت:

    هلال بن محمد حفار:

    ذهبى در مورد او مى‌گويد:
    الحفار الشيخ الصدوق مسند بغداد أبو الفتح هلال بن محمد.
    حفار، استاد راستگو، مسند بغداد (كسى كه در بغداد همه به او سند مى‌دادند) بود.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 17، ص293، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    إسماعيل بن محمد بن إسماعيل بن صالح بن عبد الرحمن:

    إسماعيل بن محمد بن إسماعيل بن صالح بن عبد الرحمن الصفار الثقة الإمام النحوي المشهور حدث عن الحسن بن عرفة وأحمد بن منصور الزيادي والكبار وانتهى إليه علو الإسناد روى عنه الدارقطني وابن مندة والحاكم ووثقوه.
    اسماعيل بن محمد، مورد اعتماد، امام، و دانشمند مشهور علم نحو بود. سند‌هاى باارزش همه به او ختم مى‌شد، دارقطنى وإبن منده و حاكم از او روايت نقل و او را توثيق كرده‌اند.
    العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، لسان الميزان، ج1 ص432، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.
    جعفر بن محمد بن عثمان الطيالسي:

    جعفر بن محمد بن أبي عثمان الحافظ المجود أبو الفضل الطيالسي البغدادي.. قال أحمد بن المنادى كان مشهورا بالاتقان والحفظ والصدق قال الخطيب كان ثقة ثبتا حسن الخط صعب الأخذ مات في رمضان سنة اثنتين وثمانين ومائتين.
    جعفر بن محمد، حافظى كه حفظش بسيار خوب بود، احمد بن منادى گفته: او در استوارى راستگويى و حفظ مشهور بود، خطيب گفته: او موثق، مورد اعتماد بود خط زيبا داشت.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تذكرة الحفاظ، ج2 ص626، رقم:653، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى.
    يحيى بن معين:

    يحيى بن معين. هو الامام الحافظ الجهبذ شيخ المحدثين أبو زكريا يحيى بن معين... قال عبد الرحمن بن أبي حاتم سئل أبي عن يحيى فقال امام. قال النسائي أبو زكريا أحد الائمة في الحديث ثقة مأمون.
    يحيى بن معين، پيشوا، حافظ، جهبذ (: مَرد عارف و دانشمند، آنكه خوب را از بد تشخيص دهد. اين واژه فارسى است‏) استاد محدثين بود. عبد الرحمن بن أبى حاتم گويد كه از پدرم در باره او سؤال كردم، گفت: امام است. نسائى گفته: او يكى از پيشوايان در علم حديث، مورد اعتماد و اطمينان بود.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج11 ص71، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    روايت چهارم: خطيب بغدادي:

    أخبرنا بن الفضل أخبرنا دعلج أخبرنا أحمد بن علي الأبار حدثنا محمد بن يحيى قال: قال: نعيم بن حماد: تعشينا عند وكيع أو قال: تغدينا فقال أي شيء تريدون أجيئكم به نبيذ الشيوخ أو نبيذ الفتيان؟ قال: قلت: تتكلم بهذا قال هو عندي أحل من ماء الفرات قلت له: ماء الفرات لم يختلف فيه وقد اختلف في هذا.
    از نعيم بن حماد روايت شده است كه شام يا نهار را نزد وكيع خورديم؛ پس گفت: چه چيزى براى شما بياورم؟ شراب پيرمردان را (شراب سبك) و يا شراب جوانان را (سنگين)!! گفتم از شراب سخن مى‌گويي؟
    پاسخ داد: شراب نيز من از آب فرات گواراتر است. گفتم: كسى در حلال بودن آب فرات اختلافى ندارد؛ ولى در حليت شراب اختلاف دارند.

    البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي بن ثابت الخطيب (متوفاى463هـ)، تاريخ بغداد، ج 13، ص502، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    بررسي سند روايت:

    محمد بن الحسين بن الفضل:

    القطان. الشيخ العالم الثقة المسند أبو الحسين محمد بن الحسين ابن محمد بن الفضل البغدادي القطان الأزرق. وحدث عنه البيهقي والخطيب ومحمد بن هبة الله اللالكائي وأبو عبد الله الثقفي وجماعة سواهم. وهو مجمع على ثقته.
    القطان، استاد، دانشمند، مورد اعتماد بود. بيهقى، خطيب و... از او روايت نقل كرده‌اند، تمام علماى علم رجال بر وثاقت او اجماع دارند.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 17، ص331 ـ 332، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    دعلج بن أحمد:

    دعلج. دعلج بن أحمد بن دعلج بن عبد الرحمن المحدث الحجة الفقيه الإمام أبو محمد السجستاني ثم البغدادي التاجر ذو الأموال العظيمة... قال أبو سعيد بن يونس حدث بمصر وكان ثقة... وقال الحاكم دعلج الفقيه شيخ أهل الحديث في عصره...
    دعلج، محدث، حجت (كسى كه سيصد هزار حديث حفظ است) فقيه، و امام بود. ابوسعيد بن يونس گفته: در مصر روايت نقل مى‌كرد و مورد اعتماد بود. حاكم گفته: دعلج، فقيه و استاد اهل حديث در زمان خودش بود.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج16 ص31، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    أحمد بن علي الأبار:

    الأبار. الحافظ المتقن الإمام الرباني أبو العباس أحمد بن علي بن مسلم الأبار من علماء الأثر ببغداد... قال الخطيب كان ثقة حافظا متقنا حسن المذهب. وقال جعفر الخلدي كان الأبار من أزهد الناس.
    احمد بن على، حافظ استوار، پيشواى ربانى، از علماى علم حديث در بغداد بود. خطيب گفته: او مورد اعتماد، حافظ، استوار بود. جعفر خلدى گفته: او از زاهد‌ترين مردمان بود.
    سير أعلام النبلاء ج 13، ص443
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    محمد بن يحيى:

    از روات بخارى، مسلم و ساير صحاح سته:
    الذهلي. محمد بن يحيى بن عبدالله بن خالد بن فارس بن ذؤيب الإمام العلامة الحافظ البارع شيخ الإسلام وعالم أهل المشرق وإمام أهل الحديث بخراسان أبو عبدالله الذهلي مولاهم النيسابوري... وقال الخطيب كان أحد الأئمة العارفين والحفاظ المتقنين صنف حديث الزهري وجوده وكان أحمد بن حنبل يثني عليه وينشر فضله... قال زنجويه بن محمد كنت أسمع مشايخنا يقولون الحديث الذي لا يعرفه محمد بن يحيى لا يعبأ به... قال ابن أبي حاتم كتب أبي عن محمد بن يحيى بالري وهو ثقة صدوق إمام من أئمة المسلمين وثقه أبي وسمعته يقول هو إمام أهل زمانه... وقال النسائي ثقة مأمون. وقال ابن أبي داود حدثنا محمد بن يحيى وكان أمير المؤمنين في الحديث.
    محمد بن يحيى ذهلى، پيشوا، علامه، حافظ، با تقوا، شيخ الإسلام و دانشمند مردم مشرق و پيشواى اهل حديث در خراسان بود.
    خطيب گفته: يكى از پيشوايان عارف، يكى از حافظ استوار بود، احمد بن حنبل او را ستايش و فضائلش را منتشر مى‌كرد.
    زنجويه گفته: من از استادانم شنيدم كه مى‌‌گفتند: حديثى را كه محمد بن يحيى نشناسد، ارزش توجه ندارد.
    إبن أبى حاتم گفته: پدرم در رى از او روايت نقل مى‌كرد، او مورد اعتماد، راستگو و پيشواى از پيشوايان مسلمانان بود، پدرم او را توثيق مى‌كرد و شنيدم كه مى‌گفت: او پشواى مردم زمان خودش بود. نسائى گفته: او مورد اعتماد و امين بود. إبن أبى داود گفته: محمد بن يحيى «امير المومنين» در علم حديث بود.

    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 12، ص273، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    نعيم بن حماد:

    از روات بخاري:
    او از رواتى است كه در باره دو ديدگاه متفاوت وجود دارد؛ عده‌اى او را توثيق كرده‌اند و يكى از ائمه اعلام دانسته‌اند و عده‌اى نيز تضعيف كرده‌اند؛ اما شمس الدين ذهبى نام او را در كتاب «ذكر من تكلم فيه وهو موثق» آورده است:
    نعيم بن حماد خ مقرونا د ت ق حافظ وثقه أحمد وجماعة واحتج به البخاري...
    نعيم بن حماد، حافظ بود، احمد بن حنبل و جماعتى او را توثيق كرده‌اند، بخارى به روايت او احتجاج كرده (به عنوان شاهد در صحيح بخارى از او روايت نقل كرده).
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، ذكر أسماء من تكلم فيه وهو موثق، ج1، ص184، تحقيق: محمد شكور أمرير المياديني، ناشر: مكتبة المنار - الزرقاء، الطبعة: الأولى، 1406هـ.
    و سپس برخى از تضعيفات را در باره او نقل كرده است.
    و در سير أعلام النبلاء مى‌نويسد:

    نعيم بن حماد بن معاوية. ابن الحارث بن همام بن سلمة بن مالك الإمام العلامة الحافظ أبو عبد الله الخزاعي المروزي الفرضي الأعور صاحب التصانيف...
    قال أبو بكر الخطيب يقال إن أول من جمع المسند وصنفه نعيم. يوسف بن عبد الله الخوارزمي سألت أحمد بن حنبل عن نعيم بن حماد فقال لقد كان من الثقات... إبراهيم بن عبد الله بن الجنيد سمعت يحيى بن معين وسئل عن نعيم فقال ثقة... قال أبو زكريا نعيم ثقة صدوق رجل صدق أنا أعرف الناس به كان رفيقي بالبصرة كتب عن روح خمسين ألف حديث... قال أحمد العجلي نعيم بن حماد ثقة مروزي... وقال أبو حاتم محله الصدق.
    نعيم بن حماد، امام، علامه و حافظ بود.
    خطيب بغدادى گفته: نخستين كسى كه روايات مسند را جمع كرد، نعيم بن حماد بود.
    يوسف بن عبد الله خوارزمى گفته: از احمد در باره نعيم بن حماد سؤال كردم، گفت: به راستى كه او از «ثقات» بود.
    ابراهيم بن عبد الله گفته از يحيى بن معين در باره نعيم شنيدم، پس گفت: ثقه است. ابوزكريا گفته: نعيم ثقه و راستگو بود، مردى كه راست مى‌گفت، من از ديگران بيشتر او را مى‌شناسم، او در بصره رفيق من بود، از روح پنجاه هزار حديث نوشته بود. احمد عجلى گفته: نعيم بن حماد ثقه بود. أبوحاتم گفته: راستگو بود.

    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج10، ص595، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    ساير روايات

    ذهبى در كتب مختلف خويش، در مورد او شرابخوارى را مطرح كرده است و اين مطلب را به نقل از ديگر علماى اهل سنت بيان كرده است:
    وقد روى غير واحد أن وكيعاً كان يترخص في شرب النبيذ.
    تعداد زيادى نقل كرده‌اند كه وكيع خورد نبيذ را جايز مى‌دانست.
    چندين نفر نقل كرده‌اند كه وكيع، نوشيدن شراب كشمش را جايز مى دانست !
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 13، ص441، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.
    و در جاى ديگر مى‌نويسد كه: از ابوسعيد اشج نقل مى‌كند كه گفت:
    وقال أبو سعيد الأشج كنت عند وكيع فجاءه رجل يدعوه إلى عرس فقال أثم نبيذ قال لا قال لا نحضر عرسا ليس فيه نبيذ قال فإني آتيكم به فقام.
    ابو سعيد اشج گفت: من پيش وكيع بودم كه شخصى را او را به عروسى دعوت كرد، سؤال كرد كه آيا نبيذ هست، گفت: نه. وكيع گفت: من در عروسيى كه در آن نبيذ نباشد، شركت نمى‌كنم.
    گفت: براى تو مى‌آورم؛ پس وكيع بلند و رفت.

    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 9، ص155، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 13، ص442، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

    خطيب بغدادى، روايت ديگرى را به اين صورت نقل كرده است:
    حدثت عن أبي الحسن الدارقطني قال حدثني القاضي أبو الحسن محمد بن صالح بن علي بن أم شيبان الهاشمي قال حدثني أبي قال حدثنا أبو عبد الرحمن سفيان بن وكيع بن الجراح قال حدثني أبي قال كان أبي وكيع يصوم الدهر... ثم يدخل إلى منزله فيقدم إليه إفطاره وكان يفطر على نحو عشرة أرطال من الطعام ثم يقدم له قربة فيها نحو من عشرة أرطال نبيذ فيشرب منها ما طاب له على طعامه ثم يجعلها بين يديه ويقوم فيصلي ورده من الليل وكلما صلى ركعتين أو أكثر من شفع أو وتر شرب منها حتى ينفذها ثم ينام.
    از فرزند وكيع روايت شده است كه پدرم روزها روزه مى‌گرفت... موقع افطار، ده رطل (هر رطل تقريبا دو و نيم كيلو است) غذا براى او مى‌آوردند و با آن افطار مى‌كرد، سپس مشكى كه در آن تقريبا ده رطل شراب كشمش بود برايش مى‌‌آوردند ؛ هر مقدار كه ميل داشت، مى‌نوشيد، و سپس آن را در كنار خود گذاشته و مى ايستاد و نماز مى‌خواند ؛ هر زمان كه دو ركعت يا بيشتر مى‌خواند، دوباره از آن مى‌نوشيد تا اينكه مشك خالى شود ؛ و سپس مى‌خوابيد !
    البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي بن ثابت الخطيب (متوفاى463هـ)، تاريخ بغداد، ج 13، ص501، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت.

    البته در باره شراب خوارى او روايات ديگرى نيز وجود دارد كه ما به اختصار به همين اندازه اكتفا كرديم.
    نتيجه آن كه: وكيع بن الجراح، راوى صحاح سته اهل سنت، اهل شرب مسكرات بوده، خوردن مسكرات را جايز مى‌دانسته، و همزمان علماى اهل سنت از او روايت نقل مى‌كرده‌اند.

    موفق باشيد

    مؤسسه تحقيقاتى حضرت ولى عصر (عج)

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  20. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود