جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مقصود از زندگی چیست ؟ زندگي پس از مرگ

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    124
    حضور
    11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    308

    مقصود از زندگی چیست ؟ زندگي پس از مرگ




    مقصود از زندگی چیست ؟



    ( زندگي پس از مرگ )

    در درون این بدن مادی ما چراغی برافروخته و روشن است و خود ما نیز در فروغ آن محاط می باشیم 1 ، و جاده ای را که در آن افتاده و کار می کنیم ، کاملا مشخص و معین گردیده ، یعنی در این مرحله می دانیم که چه هستیم و به کجا می رویم . 2

    بنابراین دیگر نباید فقط درصدد انجام و کسب منافع مادی شخصی خود برآئیم ، بلکه بایستی با کمال جدیت و استقامت برای پیشرفت و ارتقا روحی خود کوشش نمائیم .

    منظور نهایی و آخرین مرام زندگانی ، تکامل است و آن جاده که ما را بدین شارع بزرگ و مقدس هدایت می نماید ، همانا ترقی و پیشرفت تدریجی خود ما است . این راه ، خیلی طولانی و طاقت فرسا است و بایستی آن را به تانی پیمود . 3

    و این موجود انسانی ، هر مرحله و درجه ای را که طی می کند 4 ، به واسطه مجاهدات و زحماتی که متحمل گشته ، اجر و پاداشی برای خود تهیه کرده و از روی همین مساعی ، تجاربی تحصیل نموده و قوای عقلانی و معنوی خویش را بدین وسیله توسعه و پرورش داده است .

    مقدرات کلیه افراد بشر یکسان و مشابه است ، احدی را بر دیگری رجحان و مزیتی نبوده و جاده تکامل یکی است 5 . موجودات عموما بایستی همان راه را بپیمایند و در طی این مراحل بایستی انواع و اقسام موانعی که در پیش پای خود مشاهده می کنند ، منکوب نموده ، بر آن ها تسلط یافته و بدین وسیله یک قسم عاقبت یا انجامی به جهت خویش آماده و تامین نمایند .

    البته صحیح است که ما خود ، مختار و آزادیم و می توانیم این دوره را به هر نحو که مایلیم ، خواه سریع و خواه کند ، به پایان رسانیده و دیر یا زود به حد کمال رهسپار شویم ، و آزادیم و می توانیم در انواع و اقسام تنعمات مادی و عیش و عشرت به سر برده و بدین وسیله زندگی ها و مراحل زیادی را در بطالت ، بیکاری یا رذالت و شرارت بگذرانیم ، ولی نبایستی غافل بود که زمانی می رسد که حس تکلیف ، ما را بیدار کرده ، متنبه ساخته و به ما گوشمالی کاملی خواهد داد ، در این وقت است که درد و رنج محرک این سستی و رخوت شده و به ناچار مجبور می شویم دوره تکاملی را که مدت ها به حال وقفه و ذره ای در آن پیش نرفته ایم ادامه داده و به جانب مقصود رهسپار گردیم . 6

    هر یک از افراد بشر به واسطه اعمال خوب یا بدی که مرتکب می گردد ، موقعیت و آتیه خود را مرتب و منظم می سازد ؛ یعنی نتیجه همین اعمال است که در آینده به خود او بازگشت کرده و موجب حفظ و حراست وی می گردد . 7

    هر گاه این موجود ، زندگی خود را در هوی و هوس های شهوانی به سر برد و در راه خیر و صلاح قدمی برندارد ، بدون شک در منجلاب پستی باقی می ماند و از شان و مقام وی نیز کاسته می گردد تا آن که به واسطه رنج و مشقت ، خود را منزه و پاک سازد و به مجرد این که این مرحله را پیمود ، یعنی تا اندازه ای پاک و تصفیه شد ، از این جا است که دوره تکامل وی با طرز بهتر و آبرومندتری ادامه می یابد . پس موجود ، بایستی به نسبت خطاهایی که مرتکب گردیده ، آن ها را ترمیم و جبران نماید 8 .

    با توجه به آنچه گفته شد ، روح انسانی ، به طور دائم و همیشه مقهور و معلول این دنیای زمینی تاریک و ظلمانی نیست ، یعنی پس از حصول و کسب بعضی از صفات لازمه ، این زمین را ترک گفته و به عوالم و دنیاهای نورانی و روشن دیگری رهسپار خواهد شد ،... و باز به تدریج ترقی کرده ، آن عوالم جدید را پیموده و چون در هر مرتبه مراحل جدیدی را ملاقات می نماید ، لاینقطع بر درجات اخلاقی و کمال خود اضافه نموده و به همین ترتیب پس از طی مراحل مختلف تکاملی ، نهایتا در حکومت موجودات و اشیا سهیم شده و به واسطه اعمال خود در حفظ انتظام عالم و اجرای نقشه خداوندی ، وسیله ای شده و کمک می نماید .

    بلی از این قرار است راز عظیمی که در روح انسانی موجود می باشد ! این روح به منزله جرقه یا شراره ای که از کانون الوهیت صادر و خارج شده و به هر اندازه که بر هوی و هوس های نفسانی خود غلبه نماید زمینه سعادت ابدی را برای خویشتن فراهم می نماید .

    بهشت موعود ، به یک معنی ، همانا نتیجه مجاهدات و مساعی ما می باشد 9 . این بهشت از ما چندان دور نیست ، بلکه در خود ماست . نداها یا صداهای خوش آهنگ یا خشنی که انسان اغلب از اعماق وجود خود استماع می کند ، تماما تعالیم و تفاسیر این قانون کبیر می باشند و البته هر قدر انسان بیشتر در جاده تکامل قدم گذارد ، به همان اندازه هم این نداها و صیحه ها قوی تر و بزرگ تر می گردد .

    به هر اندازه که روح تصفیه و پاک می شود ، به همان اندازه تصورات و افکار او بیشتر نمو و توسعه پیدا می کند . حال هرگاه بخواهیم کلیه صفات و مزایایی را که این روح ، فعلا در وضعیت حاضر و به واسطه بعضی استعدادهای فطری خود داراست و در مقابل ما این طور جلوه و دلربایی می کند ، با مزایا و محسناتی که بعدها در یک روزگار دیگر ، یعنی در زندگی های عالی تری کسب خواهد نمود ، مقایسه نمائیم ، خواهیم دانست که به هیچ وجه با آن ها قابل مقایسه نبوده و در مقابل آن مزایا ، سرمایه قلیل و غیر قابل اهمیتی محسوب خواهد گشت .

    البته اکنون نیز این روح دارای منابع و چشمه های مکنونه بی شمار و بکر و مالک حواس درونی رنگارنگ و مختلف و سرچشمه های احساسات و عواطف پاینده ای است . ولی تنها چیزی که مانع از تجلی و تظاهر این کمالات معنوی و سرمایه های اخلاقی می گردد ، تاثیرات این بدن مادی و خشن ماست که همیشه از تجلیات و پیشرفت آن جلوگیری می نماید 10 .

    فقط اشخاصی که به مقامات والا نائل گشته اند ، یک عده از مردم برجسته بوده اند که به پیرایه ها و مقیدات زمینی و دنیوی به کلی پشت پا زده و به واسطه فداکاری ، محبت و نیکی به همنوع ، خود را تصفیه نموده و نمونه ای از آن لذایذ را در این عالم ، به ذائقه پاک خود چشیده و حس کرده اند .
    ولی به هیچ وجه نمی توان آن احساسات و عوالمی را که آن ها را مست و سرشار می نماید ، با زبان ساده به سایر اشخاص توضیح داده و تبلیغ نمود چرا که بدلیل عدم درک آن ها موجب تمسخر آن ها خواهد شد 11.

    منبع :کتاب " زندگی پس از مرگ – مسیو لئون دنی ، ص 187 تا 195 " با اضافات

    زیرنویسها :

    1- انسان موجودی است مرکب از سه عنصر که با یکدیگر جمع شده و تشکیل وجود واحدی را می دهند . این سه عنصر عبارتند از : 1- جسم که پوشش و پیکری است مادی و بی دوام و به منزله جامه ایست که ما آن را وقت مردن از تن رها می سازیم . 2- پریسپری که پوششی است سیال و بادوام که به حواس ظاهری در نیامده و همیشه مصاحب روح بوده و مراتب ترقیات و تصفیه خود را با آن طی می کند . 3- روح که عنصری است باشعور و مرکز قوه و کانون ذهن و تفکر شخصیت محسوب می گردد . ( ص 303 کتاب )

    2- به مطالب زیر مراجعه شود :


    · دنیا مدرسه تربیت ارواح انسانی – محمد صالحي - http://mahsan.parsiblog.com/1212178.htm
    3- آه من قلة الزاد و طول الطريق- و بعد السفر و عظيم المورد – نهج البلاغه – حکمت 77


    آه از توشه اندک ، و درازى راه ، و دورى منزل ، و عظمت روز قيامت

    4- مراحل مختلف و متعددی که انسان قبل از تولد ، این زندگی اکنون و پس از مرگ باید طی کند تا به سر منزل مقصود برسد .

    5- اليه مرجعکم جميعا وعد الله حقا انه يبدؤا الخلق ثم يعيده – یونس ، آیه 4

    بازگشت همه شما بسوى اوست ! خداوند وعده حقّى فرموده ؛ او آفرينش را آغاز مى‏کند ، سپس آن را بازمى‏گرداند .

    6- به مطلب زیر مراجعه شود :

    " سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار ؛ محمد صالحي " – http://mahsan.parsiblog.com/-1798339.htm

    7- فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره و من يعمل مثقال ذرة شرا يره – زلزله ، آیه 7 و 8

    پس هر کس هموزن ذرّه‏اى کار خير انجام دهد آن را مى‏بيند ! و هر کس هموزن ذرّه‏اى کار بد کرده آن را مى‏بيند !

    8- " ساصليه سقر - و ما ادراک ما سقر - لا تبقي و لا تذر - لواحة للبشر . "سوره مدثر – آیات 26 تا 29

    " (امّا) بزودى او را وارد سَقَر مى‏کنم ! - و تو نمى‏دانى «سقر» چيست! - (آتشى است که) نه چيزى را باقى مى‏گذارد و نه چيزى را رها مى‏سازد ! - پوست را بکلّى دگرگون مى‏کند! ( زنگارهای روح را بکلی می برد و آن را خالص و پاکیزه می کند ) "

    9- الدنیا مزرعه الاخره – ابن ابى جمهور احسائى، عوالى اللآلى، ج 1، ص 267.

    این دنیای زمینی ، محل کشت و تهیه توشه برای سفر آخرت است .


    10- در کلام عارفان داریم :
    • شعر حافظ :
    " میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز "
    • و یا کلام بایزید بسطامی ( عارف نامدار ) در پاسخ به سوال :
    " راه حق چگونه است ؟ " می فرماید :



    " تو از راه برخیز که به حق رسیدی ."
    • و یا سروده شیخ عطار ( عارف شوریده ) :
    " نیست شو تا هستیت از وی رسد تا تو هستی ، هست در تو کی رسد ؟ "


    11- به قول حافظ شیراز :

    مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند که اعتراض بر اسرار علم غیب کند ( غزل 188 )

    با مدعی نگوئید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی ( غزل 435 )


    محمد صالحی – 1/ 1 / 90 – مصادف با عید نوروز http://mahsan.parsiblog.com /

    ویرایش توسط m_salehy : ۱۳۹۰/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۱:۲۲

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط m_salehy نمایش پست ها
    مقدرات کلیه افراد بشر یکسان و مشابه است ، احدی را بر دیگری رجحان و مزیتی نبوده و جاده تکامل یکی است
    سلام
    این جمله خلاف واقع است . یعنی نه مقدرات یکسان است و نه عدم مزیت صحیح
    البته چون مطالب بدون پایه های فلسفی یا دینی آن مطرح شده چندان قابل بحث نیستند
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود