صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قاتل ابوبکر ،خلیفه اول اهل سنت ، کیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    15
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    55

    قاتل ابوبکر ،خلیفه اول اهل سنت ، کیست؟




    بر اساس مدارك فراوان، مرگ ابابكر با یك كودتاى سیاسى بوده است; ابو یقظان از سلام بن ابى مطیع روایت مى كند كه ابابكر مسموم شد و بالاخره در روز دوشنبه مرد. (1)كارآگاهان براى شناسایى قاتل، ابتدا به سراغ اولین كسى مى روند كه از مرگ مقتول بهره مند مى شود; در مرحله دوم نیز به سراغ كسانى مى روند كه با مقتول داراى دشمنى و درگیرى بوده اند; در ظاهر، اولین كسى كه از مرگ ابابكر بهره مند شده است، عمر بن الخطاب بوده است; زیرا به عنوان خلیفه مسلمانان، به جاى ابابكر نشست!در مورد ارتباط ابابكر و عمر نیز عبدالله پسر عمر مى گوید: واقعیت آن است كه ابابكر و عمر اختلاف داشتند.(2) مدارك نیز اختلاف بین عمر و ابابكر را تأیید مى كنند; عمر مى گوید: «حسودترین قریشیان، ابابكر است.»(3)عمر به پسرش عبدالله مى گوید كه آیا تا به حال از این خبردار نشده بودى و غافل بودى كه پست ترین و احمق ترین شخص قبیله بنى تیم بر من پیش افتاد و بر من ستم روا داشت؟!ما نمى گوییم قاتل ابوبكر عمر بن خطاب بوده است بلكه مدارك تاریخ را مطرح مى كنیم تا خواننده كتاب، خود به قضاوت و داورى بنشیند و نتیجه گیرى كند.عمر مى گوید: واى بر شخص پست و بى ارزش بنى تیم! در حالى بر من پیشى گرفت كه بر من ستم كرد، و در حالى كه گناهكار بود به سوى من آمد.(4)نیز گفت: (خلافت) جز پس از ناامیدى بنده، به سوى من نیامد. (5)هم چنین عمر مى گوید: به خدا سوگند اگر از زید بن خطاب و پیروانش پیروى مى كردم، ابوبكر به هیچ عنوانى از شیرینى ریاست را نمى چشید(6).و مى گوید: در واقع، بیعت با ابابكر ناگهانى و شتابزده بود.(7)ظاهر آن است كه درگیرى بین عمر و ابابكر به بالاترین حدّ خود رسیده بود; زیرا عمر ابابكر را تهدید كرده و مى گوید:به خدا سوگند، یا باید دست از من بردارى یا آن كه سخنى را مى گویم كه سواران به هر سو ببرند و پخش كنند.(8)ناگفته نماند كه دومین بهره مند از مرگ ابابكر نیز عثمان بن عفّان اموى است كه پس از عمر به خلافت رسید.این در حالى است كه براساس توافقى كه در سقیفه شد بنا بود ابوعبیدة بن جرّاح به عنوان سوّمین خلیفه باشد.بدین ترتیب ظاهر جریانات نشان مى دهد كه بین عمر و امویان توافقى ایجاد شده است، كه ابابكر را كشته و ابن جرّاح را بركنار كنند تا خلافت را بین خود (عمر و امویان) تقسیم كنند.عمر امتیازات دیگر نیز به امویان داد از جمله انتخاب عده اى دیگر از امویان به فرماندارى نظیر سعید بن عاص و ولید بن عقبة بن ابى معیط.(9)وى هم چنین در امتیازات ام حبیبه دختر ابوسفیان افزود و سهم او را از بیت المال تا دوازده هزار درهم افزایش داد.(10)وى جایگاه ابوسفیان و معاویه را به قدرى بالا برد كه همانند مهاجرانى كه در جنگ بدر شركت كرده بودند به آن دو نفر مى بخشید و این دو را بر تمام انصار برترى داد.(11)بطور یقین افراد بنى امیّه در رهبرى عملیات كشتن ابى بكر شركت داشتند; و اولین خلیفه كه با زهر بنى امیه مسموم شد ابوبكر بود و در پى او نیز عبدالرحمان بن عوف، عبدالرحمان بن ابى بكر، حضرت امام حسن بن على(علیه السلام)، عبدالرحمان بن خالد بن ولید، سعدبن ابى وقاص، مالك اشتر، معاویه ثانى، عبدالله بن عمر، عمربن عبدالعزیز و ده ها تن دیگر(12) از سرشناسان مملكت اسلامى مسموم شدند، و این كارها با توجه به سیاست معاویه انجام مى شد كه مى گفت:خداوند، سپاهیانى از عسل دارد (زیرا بنى امیه زهر را در عسل مى ریختند).طبرى در تاریخ خود بازگو مى كند كه جریان به قتل رسیدن ابابكر این چنین بوده است!ابو زید از على بن محمد باسناد خودش ـ كه پیش تر بیان كردم ـ برایم بازگو كرد: ابوبكر در سنّ شصت و سه سالگى در روز دو شنبه هشت روز به آخر ماه جمادى الثانى باقى مانده از دنیا رفت. گفته اند: سبب مرگش این بود كه یهودیان او را مسموم كردند، و حارث بن كلده (طبیب) نیز به همراه ابابكر از آن سم خورد، ولى زودتر متوجه شد و دست كشید و به ابابكر گفت: غذایى را كه در مدت یك سال مسموم شده، خوردى.در روایت صحیح ابن سعد ابو بكر در همان روز كه او را مسموم كردند كشته شد(13).و در روایت نا درست ابابكر پانزده روز آخر عمرش را در بستر به سر برد و به او گفتند: اى كاش پزشكى را براى معالجه مى آوردى!گفت: پزشك مرا معاینه كرد.گفتند: چه گفت؟گفت: كه هر كارى مى خواهم بكنم (چون مرگم حتمى است).ابوجعفر مى گوید: در همان روزى كه ابوبكر مرد، عتاب بن اسید نیز در مكه مرد.(14)و لیث بن سعد از زهرى بازگو مى كند، غذایى براى ابابكر فرستاده شد و حارث بن كلده نیز نزدش بود، و هر دو از آن غذا خوردند. حارث گفت: غذایى خوردیم كه یكسال مسموم شده.و در پایان سال هر دو مردند.(15)دوست دارم كه بگویم: ابوسفیان كه داراى تخصص در زمینه ترور بود (مردى را نیز براى كشتن پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به مدینه(16) فرستاد)، در آن زمان همراه عمر و عثمان در مدینه مى زیست!معاویه نیز كه سیاست مشهور «خداوند، سپاهیانى از عسل دارد»(17) از اوست، در مدینه بوده است!به خاطر مصلحت هاى سیاسى، عمر و حزب قریش دفن پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) را تا روز سه شنبه به تأخیر افكندند و برخى نیز گفته اند تا سه روز از دفن آن حضرت جلوگیرى شد!(18)ولى در مورد ابابكر مصلحت سیاسى، اقتضاى آن را داشت كه عمر او را به سرعت دفن كند، و همان شبى كه از دنیا رفت (شب سه شنبه) پیش از آن كه مردم بیدار شوند و در مراسم دفن شركت كنند، او را به خاك سپرد!(19)بدین ترتیب، حزب قریش در مورد دفن پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) رفتار ناشایستى داشت، و در مورد ابابكر رفتار بدى داشت. ابوبكر، نه اولین و نه آخرین كسى بود كه به دست عمر و عثمان كشته مى شد; بلكه این دو تن داراى پرونده اى پر از ترور و توطئه مى باشند.این دو نفر از كسانى هستند كه در عقبه اقدام به ترور (نافرجام) حضرت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) كردند(20);عمر و عثمان همان كسانى هستند كه در روز وفات پیامبر آن هنگام كه پیامبر ورق و دوات خواست گفتند كه پیامبر هذیان مى گوید.این دو نفر از كسانى هستند كه مردم را از دفن آن حضرت بازداشتند تا ابابكر از سنح بیاید;و در مراسم دفن آن حضرت(صلى الله علیه وآله وسلم) نیز شركت نكردند;(21)ترور سعد بن عباده به دستور مستقیم عمر بن الخطاب صورت گرفت(22);ترور فاطمه دختر محمّد مصطفى(صلى الله علیه وآله وسلم) با دست شخص عمر انجام شد(23);ابوذر، عبدالله بن مسعود و عبدالرحمان بن عوف همگى به دستور عثمان و در زمان و خلافت او ترور شدند...(24)
    پی نوشت:1) العقد الفرید، ابن عبد ربه، ج 4، ص 250
    2)
    شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 2، ص 29
    3)
    شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، چاپ دار احیاء الكتاب العربى، ج 2، ص 29
    4)
    همان، ج 2، ص 31 ـ 32
    5)
    همان
    6)
    همان; المسترشد، محمد بن جریر طبرى
    7)
    مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 55،
    8)
    تاریخ طبرى، ج 2، ص 446
    9)
    همان؛ تاریخ طبرى، ج 2، ص 327; الكامل، ابن اثیر، ج 3، ص 82
    10)
    تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 153، در حالى كه سهم امام على(علیه السلام) شش هزار درهم بوده است!
    11)
    الاستیعاب، ج 2، ص 471; المعارف، ابن قتیبه، ص 345; تاریخ طبرى، ج 3، ص311; سیره ابن هشام، ج 1، ص 385
    12)
    به مروج الذهب، ج 2، ص139; تاریخ یعقوبى، ج 4، ص 139; انساب الاشراف، ج 1، ص 404; مستدرك الحاكم، ج 3، ص 476; الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص 384; اسدالغابه، ج 3، ص 440 مراجعه فرمایید.
    13)
    طبقات ابن سعد.
    14)
    العقد الفرید، ابن عبد ربه اندلسى، ج 6، ص 292; تاریخ طبرى، بیروت چاپ مؤسسه اعلمى، ج 2، ص 611; المعارف، ابن قتیبه، ص 283; والحارث بن كلدة بن عمرو الثقفى، طبیب عرب، اسدالغابه، ج 2، ص 413; البدایه والنهایه، ج 10، ص 137; العقد الفرید، ج 5، ص 5; ج 6، ص 318، و او مناظره جالب با شاه ایران انوشیروان دارد، ج 6، ص 387
    15)
    العقد الفرید، ابن عبد ربه اندلسى، ج 4، ص 250، طبقات ابن سعد، ج 3، ص 198، مروج الذهب، مسعودى، ج 2، ص 301
    16)
    دلائل النبوة، بیهقى ، ج 3، ص 334
    17)
    مختصر تاریخ ابن عساكر، ج 24، ص 24
    18)
    تاریخ طبرى، ج 2، ص 442 ـ 443; تاریخ ابن وردى، ج 1، ص 222
    19)
    تاریخ طبرى، ج 3، ص622; تاریخ أبى زراعه دمشقى، ص34; تاریخ ابى الفداء، ج1، ص222
    20)
    صحیح بخارى، ج4، ص490; باب جوائز الوافد، ج12 و 29; صحیح مسلم ، ج11، ص89
    21)
    سیره ابن هشام، ج4، ص305; تاریخ طبرى، ج2، ص442; طبقات ابن سعد، ج 2، 262
    22)
    العقد الفرید، ج 4، ص 247
    23)
    العقدالفرید، ج 1، ص 156، السقیفه، سلیم بن قیس، ص 85
    24)
    تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 170.

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۹۰/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۸:۰۰ دلیل: نامنظم بودن پی نوشتها

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    امامان
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    24

    تعجب




    با سلام دوست گرامی ما در وبلاگ طور مفصل به ترور ابوبکر و عایشه پرداخته ایم




    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۰/۰۵/۱۶ در ساعت ۰۴:۱۰ دلیل: رنگ و بوی توهین به اهل سنت

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    196
    حضور
    2 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    ای خدا، شیعه بجای اینکه توهم های فراوان موجود در مذهبش را پاک کند، هر روز یک توهم جدید میزند. واقعا که از بحث کردن با انسانهایی که در توهمات هستند هرگز به جایی نخواهیم رسید. من که از بحث با این جماعت خسته شدم. آخه توهم هم حدی داره عزیزان.
    البته مدیریت سایت نیز با مسدود کردنهای مکرر و طولانی مدت بنده، از ادامه بحثهای منطقی بنده ممانعت به عمل آوردند. بهرحال اندیشه هر کسی مبنای عمل اوست و اندیشه و تفکر مدیران سایت نیز انگار چیزی جز این نمیتواند باشد (کافی است سری به بحثهای من با شیعیان بزنید تا بدانید که به دور از هرگونه افراطی بحث کرده ام) ولی انگار مدیریت عزیز!!!!!!!!!! سایت از بحث منطقی زیاد خوششان نمیاید. به همین دلیل ما هم دیگر شما را رها میکنیم تا همچنان در توهماتی که هر روز خلق میکنید بیشتر از روز قبل غرق شوید.و وای بر کسانی که ذره ای اهل تفکر نیستند
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۰/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۰:۴۱ دلیل: توهین آمیز
    [SIZE=2]
    خدایا !
    رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
    قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
    تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
    نه از آنان که پول دین را میگیرند
    [CENTER]و برای دنیا کار می کنند.
    [COLOR=Magenta][B]



  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    ای خدا، شیعه بجای اینکه توهم های فراوان موجود در مذهبش را پاک کند، هر روز یک توهم جدید میزند. واقعا که از بحث کردن با انسانهایی که در توهمات هستند هرگز به جایی نخواهیم رسید. من که از بحث با این جماعت خسته شدم. آخه توهم هم حدی داره عزیزان.
    البته مدیریت سایت نیز با مسدود کردنهای مکرر و طولانی مدت بنده، از ادامه بحثهای منطقی بنده ممانعت به عمل آوردند. بهرحال اندیشه هر کسی مبنای عمل اوست و اندیشه و تفکر مدیران سایت نیز انگار چیزی جز این نمیتواند باشد (کافی است سری به بحثهای من با شیعیان بزنید تا بدانید که به دور از هرگونه افراطی بحث کرده ام) ولی انگار مدیریت عزیز!!!!!!!!!! سایت از بحث منطقی زیاد خوششان نمیاید. به همین دلیل ما هم دیگر شما را رها میکنیم تا همچنان در توهماتی که هر روز خلق میکنید بیشتر از روز قبل غرق شوید.و وای بر کسانی که ذره ای اهل تفکر نیستند

    با سلام
    جناب ایمان به جای این بی احترامها و رجز خوانیها اگر سخن علمی دارید عنوان کنید !!؟
    در کدام تاپیک به شما بی احترامی شده?
    کجا مطلبی نوشتید که در رد ادله شما محکم پاسخ ندادیم ؟
    خب شما لطف کرده و با سند توضیح دهید !!
    چرا ابوبكر را شب هنگام به خاك سپردند؟

    چرا از برگزارى مجلس عزا براى او جلوگيرى شد؟

    پزشك ابابكر را چه كسى به قتل رسانيد؟

    منتظریم !!
    اما مثل این سوال نشود که هنوز که هنوزه جوابی ندادید در سایت خودتان ! این سوال را میگویم!!



    چه کسی قاتل فرزندان ابوبکر (( عایشه و محمد بن ابوبکر )) است ؟؟؟

    اگر هم لازم است تا لینک بدهم


    یا علی ع
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۰/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۰:۴۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    امامان
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    24



    با سلام جناب ایمان
    به جای حرف های بی سند و مدرک دهن پر حرف بزن کی به شما بی احترامی کرده
    شما که انفجار و انتحار در مساجد شیعیان از اصول دین شما و مفتی بزرگتان در عربستان مفتی براک میگه : هر کی هفت شیعه را بکشه در بهشت همسایه پیغمبره
    ما شیعیان منتقم پلوی شکافتی زهرایم ما منتقم جمل و صفین و نهروانیم ما منتقم حسن و حسین و اهل بیت پیامبریم اگر به خاطر وحدت آن هم به گفته ی آقایمان سید علی نبود دمار از روزگارتان در می آوردیم
    حالا به جای حرف اضافه بیا خیانت ها و چرت و پرت های بزرگاتو توجیح کن


    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۹۰/۰۴/۲۰ در ساعت ۲۲:۵۴

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    421
    حضور
    2 روز 8 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    یا هو یا من لا هو الا هو

    کسانی که مساله ولایت را که در قرآن آمده ("انما ولیکم الله و رسوله والذین امنو الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون") رها کرده و به قضیه جعلی خلافت روی آورده اند و بعد مدعی اند همه کارهایشان طبق قرآن است، باید پاسخ دهند مساله خلافت در کجای قرآن آمده؟ به نظر می رسد اینان از ظالمین بوده که باید بدانند لعنت خدا بر ظالمین است و مصداق "ان الذين يكفرون بالله و رسله و يريدون ان يفرقوا بين الله و رسله و يقولون نؤ من ببعض و نكفر ببعض و يريدون ان يتخذوا بين ذلك سبيلا اولئك هم الكافرون حقا" هستند. این طرز برخورد صحیح نیست که انسان تا چیزی را نفهمید، به آن نسبت توهم بدهد. اگر این طور باشد، باید تمام پیشرفت تا کنون علم را هم توهم دانست.

    "انا من المجرمین منتقمون" -> بنابراین لزوما کفر موجب انتقام خدا نیست.
    ویرایش توسط aminj : ۱۳۹۰/۰۴/۲۱ در ساعت ۰۸:۵۲
    مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    ای خدا، شیعه بجای اینکه توهم های فراوان موجود در مذهبش را پاک کند، هر روز یک توهم جدید میزند. واقعا که از بحث کردن با انسانهایی که در توهمات هستند هرگز به جایی نخواهیم رسید. من که از بحث با این جماعت خسته شدم. آخه توهم هم حدی داره عزیزان. البته مدیریت متحجر سایت نیز با مسدود کردنهای مکرر و طولانی مدت بنده، از ادامه بحثهای منطقی بنده ممانعت به عمل آوردند. بهرحال اندیشه هر کسی مبنای عمل اوست و اندیشه و تفکر مدیران سایت نیز انگار چیزی جز این نمیتواند باشد (کافی است سری به بحثهای من با شیعیان بزنید تا بدانید که به دور از هرگونه افراطی بحث کرده ام) ولی انگار مدیریت عزیز!!!!!!!!!! سایت از بحث منطقی زیاد خوششان نمیاید. به همین دلیل ما هم دیگر شما را رها میکنیم تا همچنان در توهماتی که هر روز خلق میکنید بیشتر از روز قبل غرق شوید.و وای بر کسانی که ذره ای اهل تفکر نیستند

    سلام بر برادر جناب ایمان عزیز

    این طریقت اهل حق است که با سخنانی چون توهم و غیره وارد مذاکره شوند؟

    آیا این توهین نیست

    مگه قوانین سایت را مطالعه نکردید؟

    خوب حالا که دوباره می توانید بیاید بیاید

    چرا خودتان را قوم متفکر می دانید

    بهتر است منطقی بحث بشود و رسم ادب نیز رعایت بشه
    چراکه

    این آیه نیز در قران هست


    وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لَا يعْلَمُونَ(البقرة/13)
    و هنگامي که به آنان گفته شود: «همانند (ساير) مردم ايمان بياوريد!» مي‌گويند: «آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم؟!» بدانيد اينها همان ابلهانند ولي نمي‌دانند!


    دوستان بحث را منطقی کنید

    و اگر نه همون مصداق این آیه می شویم


    جناب ایمان برادر چه کسی حکم ارتداد شیعه را صادر و خون اش را حلال کرد؟

    می شود بگویی؟

    چرا؟

    حواستون را جمع کنید ممکنه پشت بعضی حرف ها حق الناس خوابیده باشه ها؟

    الله اعلم

    یا علی

    ویرایش توسط رستگاران : ۱۳۹۰/۰۴/۱۹ در ساعت ۱۳:۲۹
    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,136
    حضور
    45 روز 18 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10535



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    ای خدا، شیعه بجای اینکه توهم های فراوان موجود در مذهبش راپاک کند
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد67 نمایش پست ها
    پی نوشت:1 العقد الفرید، ابن عبد ربه، ج 4، ص 250.2 شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 2، ص 29.3 شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، چاپ دار احیاء الكتاب العربى، ج 2، ص 29.4] همان، ج 2، ص 31 ـ 32.5همان.6 همان; المسترشد، محمد بن جریر طبرى.7 مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 55، تاریخ طبرى، ج 2، ص 446.8 همان.9 تاریخ طبرى، ج 2، ص 327; الكامل، ابن اثیر، ج 3، ص 82.10 تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 153، در حالى كه سهم امام على(علیه السلام) شش هزار درهم بوده است!11 الاستیعاب، ج 2، ص 471; المعارف، ابن قتیبه، ص 345; تاریخ طبرى، ج 3، ص311; سیره ابن هشام، ج 1، ص 385.12 به مروج الذهب، ج 2، ص139; تاریخ یعقوبى، ج 4، ص 139; انساب الاشراف، ج 1، ص 404; مستدرك الحاكم، ج 3، ص 476; الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص 384; اسدالغابه، ج 3، ص 440 مراجعه فرمایید.13 طبقات ابن سعد.14 العقد الفرید، ابن عبد ربه اندلسى، ج 6، ص 292; تاریخ طبرى، بیروت چاپ مؤسسه اعلمى، ج 2، ص 611; المعارف، ابن قتیبه، ص 283; والحارث بن كلدة بن عمرو الثقفى، طبیب عرب، اسدالغابه، ج 2، ص 413; البدایه والنهایه، ج 10، ص 137; العقد الفرید، ج 5، ص 5; ج 6، ص 318، و او مناظره جالب با شاه ایران انوشیروان دارد، ج 6، ص 387.15 العقد الفرید، ابن عبد ربه اندلسى، ج 4، ص 250، طبقات ابن سعد، ج 3، ص 198، مروج الذهب، مسعودى، ج 2، ص 301.16 دلائل النبوة، بیهقى ، ج 3، ص 334.17 مختصر تاریخ ابن عساكر، ج 24، ص 24.18] تاریخ طبرى، ج 2، ص 442 ـ 443; تاریخ ابن وردى، ج 1، ص 222.19 تاریخ طبرى، ج 3، ص622; تاریخ أبى زراعه دمشقى، ص34; تاریخ ابى الفداء، ج1، ص222.20 صحیح بخارى، ج4، ص490; باب جوائز الوافد، ج12 و 29; صحیح مسلم ، ج11، ص89.21 سیره ابن هشام، ج4، ص305; تاریخ طبرى، ج2، ص442; طبقات ابن سعد، ج 2، ص 262.22 العقد الفرید، ج 4، ص 247.23 العقدالفرید، ج 1، ص 156، السقیفه، سلیم بن قیس، ص 85.24 تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 170.
    در آدرسها بجز یکی دو کتاب اکثر کتابها از اهل سنت است شاید از باب لجاجت بگویید ابن ابی الحدید شیعه بوده (که نبوده) بقیه را نمی توانید حتی با لجاجت به شیعه نسبت دهید ، بنده نمی گویم حرفهای بالا درست است اگر توهم است از کتابهای اهل سنت بر آمده ،لذا انصاف بخرج دهید

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    نقل قول نوشته اصلی توسط iman2010 نمایش پست ها
    ای خدا، شیعه بجای اینکه توهم های فراوان موجود در مذهبش را پاک کند، هر روز یک توهم جدید میزند. واقعا که از بحث کردن با انسانهایی که در توهمات هستند هرگز به جایی نخواهیم رسید. من که از بحث با این جماعت خسته شدم. آخه توهم هم حدی داره عزیزان.
    البته مدیریت سایت نیز با مسدود کردنهای مکرر و طولانی مدت بنده، از ادامه بحثهای منطقی بنده ممانعت به عمل آوردند. بهرحال اندیشه هر کسی مبنای عمل اوست و اندیشه و تفکر مدیران سایت نیز انگار چیزی جز این نمیتواند باشد (کافی است سری به بحثهای من با شیعیان بزنید تا بدانید که به دور از هرگونه افراطی بحث کرده ام) ولی انگار مدیریت عزیز!!!!!!!!!! سایت از بحث منطقی زیاد خوششان نمیاید. به همین دلیل ما هم دیگر شما را رها میکنیم تا همچنان در توهماتی که هر روز خلق میکنید بیشتر از روز قبل غرق شوید.و وای بر کسانی که ذره ای اهل تفکر نیستند
    جناب ایمان عزیز
    با سلام و عرض ارادت
    درباره این پست و مطالب دیگر سایت، بدون اینکه ناراحت شوید و غمی به دل بگیرید می توانید از راه منطق و اسناد پاسخگوی موضوع مطرح شده باشید و اینکه سخنان دوستان را بدون مطالعه دقیق و بررسی به خرافه و موهومات پیوند می فرمایید جالب به نظر نمی رسد. سایت بدون هیچگونه ارزش داوری و جانب گیری شما را به ادامه این مبحث دعوت می کند و هرگز هم بر این نیستیم که شما سخن ما را بپذیرید یا ما فرمایش شما را
    بحث تنها در این باره است که سخنان یکدیگر را بشنویم و با اعتقادات یکدیگر آشنا شویم و اینکه چه کسی می تواند با دقت های علمی سخن خود و ایده اش را ثابت کند این زیباست و توهین از هر کسی اصلا پذیرفته نیست و بنده از همه دوستان خاضعانه خواهش می کنم که هر گونه لعن و ... را کنار بگذارند و اجازه بدهند تا دوستان در یک فضای آرام و اندیشورانه به بحث بنشینند بدون اینکه کسی از دیگری ناراحت شود. حداقل چیزی که از این توهین ها و لعن ها بدست می آید ناراحتی دیگران است و این گناهی است که به دلیل ناراحتی یک مسلمان برای دیگری نوشته می شود و البته این روش پیامبر عزیزمان نبوده که چنین مجادله شود و این سبک مجادله اصلا درست نیست.
    به نظر می رسد کسانی که با رویکرد توهین و نفرین وارد میدان می شوند کاری جز دلخور کردن دیگران و به هم زدن فضای آرام سایت ندارند که همینجا از سرور عزیزمان و دوست پرحوصله یعنی جناب مدیر سایت درخواست می کنیم که انشاء الله این موضوع با ید با کفایت ایشان برطرف شود.
    در پایان باز هم از شما و همه هم کیشان عزیز و برادران دوست داشتنی مان از اهل سنت که همه هم وطن و هم سفره هستیم دعوت می کنیم که برای ادامه همه بحثها در فضای آرام و بدون ارزش داوری پیشین وارد شده و مباحث را به گفتگو بنشینند

    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۰/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۰:۴۳
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    421
    حضور
    2 روز 8 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    نقل قول نوشته اصلی توسط کاوه نمایش پست ها
    و بنده از همه دوستان خاضعانه خواهش می کنم که هر گونه لعن و ... را کنار بگذارند و اجازه بدهند تا دوستان در یک فضای آرام و اندیشورانه به بحث بنشینند بدون اینکه کسی از دیگری ناراحت شود. حداقل چیزی که از این توهین ها و لعن ها بدست می آید ناراحتی دیگران است و این گناهی است که به دلیل ناراحتی یک مسلمان برای دیگری نوشته می شود و البته این روش پیامبر عزیزمان نبوده که چنین مجادله شود و این سبک مجادله اصلا درست نیست.
    به نام خدا
    سلام

    به نظر شما، آیا کسی که بدون مقدمه و بدون دلیل و بدون حتی یک نمونه و در جواب یک بحث منطقی، دین ما را پر از توهم می داند و به ما تهمت می زند، اهل بحث و گفتگو است؟ آنچه بیشتر دیده می شود، این است که این اشخاص بی سند و مدرک می زنند و در می روند. اگر دقت کنید در امضای ایشان (اگر عوض نکند) هم که شما ایشان را مسلمان می دانید، به عده ای تلویحی تهمت زده اند که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند. دیگر خود دانید. ما بر هم زنهای فضای آرام سایت که ساکت شدیم به امید روزی که خدا صدایمان را بلند کند.
    به هر حال که بدون نیاز به مدیریت سایت (که فرد مسلمان!!! ایشان را متحجر خوانده اند) و حذف ارسال بنده، خودم آن را ویرایش کردم. اگر هم لعنی بود، از جانب شخص من نبود و خدا اگر خودش بخواهد لعن را انجام می دهد و کاری به حرف من و شما ندارد. به نظر بنده، اگر روش پیامبر در این دوران جواب می داد، نزدیکترین فرد زنده به سنت ایشان یعنی امام زمان ظهور کرده و در پناه امکانات و امنیت کنونی با این مردم مجادله می کردند و نیازی به فراهم کردن ارتش نداشتند.
    ویرایش توسط aminj : ۱۳۹۰/۰۴/۲۱ در ساعت ۰۹:۳۶
    مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود