صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ""غفران ذنوب"" یعنی چه ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    ""غفران ذنوب"" یعنی چه ؟




    سلام
    یکی از مفاهیم ارزشمند و نوازشگر دینی مفهوم غفران ذنوب یا بخشایش گناهان است .
    ما چه تصوری از غفران گناه داریم ؟
    غفران با گناه ما چه می کند ؟
    آیا آن را از بین می برد ؟
    آیا می دانید که هرچه به دار وجود پای نهاد دیگر از بین رفتنی نیست . پس گناه نیز بعنوان یک پدیده دیگر از بین رفتنی نیست . پس غفران ذنوب یعنی چه ؟
    موفق باشید

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۱/۰۹ در ساعت ۲۱:۲۳
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    سلام.

    بین غفران ومحو شدن گناه یک فرقی است و ان اینست که غفران بعد از محو اتفاق می افتد به عبارتی ابتدا گناه محو می شود و سپس بنا بر لطف الهی غفران انجام می گیرد ؛خلاصه غفران از نوع اکمال و افزایش درجه و جایگزینی وجود است ...

    البته گناه از جنس وجود نیست بلکه جنبه عدمی دارد یعنی خلاء وجود ؛نتیجتا انچه این خلاء را از وجود پر می کند به اصطلاح(صفت) غفران می باشد؛...


    یاحق

    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    با سلام و عرض ادب
    خداوند در يكي از آيات فرموده است: "قل يا عبادي الّذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا مِن رحمة الله إنّ الله يغفر الذّنوب جميعاً إنّه هو الغفور الرّحيم و أنيبوا‌ إلي ربّكم؛[زمر (39) آيه 53 و 54.] اي بندگان خدا كه بر خود اسراف و ستم كرده ايد، از رحمت خداوند نا اميد نشويد كه خدا همة گناهان را مي آمرزد و به درگاه پروردگارتان انابه كنيد".

    آيات ديگري هست كه همگي دلالت بر غفران و بخشش و عفو الهي دارند. غفران و عفو در لغت به معناي پاك كردن و محو كردن آثار (گناه) است.[المنجد ماده غفر و عفو.]

    در روايات از پيامبر(ص) نقل شده است: "التائب من الذنب كمن لا ذنب له؛ كسي كه از گناه توبه كند، مثل كسي است كه گناهي نكرده است".[آيت الله محمد رضا مهدوي كني، اخلاق عملي، ص 212 تا 216؛ با تلخيص و اضافات.]
    بنابراين توبه كردن از گناهان باعث زدودن گناه و پاك شدن مي شود.

    ""غفران ذنوب"" یعنی چه ؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    ان اینست که غفران بعد از محو اتفاق می افتد به عبارتی ابتدا گناه محو می شود و سپس بنا بر لطف الهی غفران انجام می گیرد ؛خلاصه غفران از نوع اکمال و افزایش درجه و جایگزینی وجود است ...
    سلام و با تشکر از دوستانی که در بحث شرکت کردند
    سوال :
    محو یعنی چه ؟ آمدن غفران بعد از محو به چه معناست ؟ جایگزینی وجودی را توضیح بفرمایید .

    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    البته گناه از جنس وجود نیست بلکه جنبه عدمی دارد یعنی خلاء وجود ؛نتیجتا انچه این خلاء را از وجود پر می کند به اصطلاح(صفت) غفران می باشد؛...
    به نظر شریف آن محوی که در بالا آمد قابل تحقق در امر عدمی ( گناه ) است ؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    غفران و عفو در لغت به معناي پاك كردن و محو كردن آثار (گناه) است.
    پس خود گناه باقی می ماند و آثارش محو می شود . خوب شی بدون اثر به چه معناست ؟ آتش بدون گرما و روشنایی چه معنایی دارد ؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    التائب من الذنب كمن لا ذنب له؛ كسي كه از گناه توبه كند، مثل كسي است كه گناهي نكرده است
    این روایت شریف هم که به دقت کامل فرق از بین رفتن گناه با غفران را بیان فرمود چون فرمود کمن ، مثل کسی که ...
    موفق باشید

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام و با تشکر از دوستانی که در بحث شرکت کردند
    سوال :
    محو یعنی چه ؟ آمدن غفران بعد از محو به چه معناست ؟ جایگزینی وجودی را توضیح بفرمایید .


    موفق باشید[/color]

    سلام.

    به این ایات توجه نمایید:

    ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِی عَلَیهِ لَینْصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ

    (آری،) مطلب چنین است! و هر کس به همان مقدار که به او ستم شده مجازات کند، سپس مورد تعدی قرار گیرد، خدا او را یاری خواهد کرد؛ یقینا خداوند بخشنده و آمرزنده است!

    یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیمَّمُوا صَعِیدًا طَیبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَیدِیكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‌گویید! و همچنین هنگامی که جنب هستید -مگر اینکه مسافر باشید- تا غسل کنید. و اگر بیمارید، یا مسافر، و یا «قضای حاجت» کرده‌اید، و یا با زنان آمیزش جنسی داشته‌اید، و در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمم کنید! (به این طریق که) صورتها و دستهایتان را با آن مسح نمایید. خداوند، بخشنده و آمرزنده است.


    الَّذِینَ یظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِی وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَیقُولُونَ مُنْكَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ

    کسانی که از شما نسبت به همسرانشان «ظهار» می‌کنند (و می‌گویند: «أنت علی کظهر أمی = تو نسبت به من بمنزله مادرم هستی»)، آنان هرگز مادرانشان نیستند؛ مادرانشان تنها کسانی‌اند که آنها را به دنیا آورده‌اند! آنها سخنی زشت و باطل می‌گویند؛ و خداوند بخشنده و آمرزنده است!

    اين دو واژه دو معنا دارد، «عفو»، عبارت از محو كردن و از ميان ‌بردن آثار معصيت، ظلمت و تيرگي و برطرف كردن موانع و پاك ساختن از آلودگي هاست و «غفور»، عبارت از افاضه كردن، تكميل ‌نمودن و كامل ساختن است. از اين رو، به دليل تفاوت در مفاد اين دو واژه است كه اين دو در قرآن با هم ذكر شده است و چون افاضه و تكميل پس از بر طرف شدن موانع و از ميان رفتن گناه ها و آلودگي ها مي باشد، كلمه «عفو» مقدم بر «غفور» ذكر گرديده است، زيرا تيرگي ها و معاصي و آلودگي ها مانع افاضات اند و نخست بايد تطهير و پاك ‌شوند تا سپس به محل پاك شده افاضه شود (غفران).

    توجه نمایید که هر چه اثر داشته باشد از جنس وجود است و چون همه اثار وجود منشا از صفات حق هستند نتیجتا صفات حق خود عین وجودند؛...


    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    به نظر شریف آن محوی که در بالا آمد قابل تحقق در امر عدمی ( گناه ) است ؟

    موفق باشید[/color]
    توجه کنید که گناه نقص است ،یعنی خلاء وجودی در بطن نفس و این خلاء بابد پوشش داده شود تا اثرش به صورت محو شدن نمایان گردد؛پس گناه خلاء کمال است و جعل وجود انرا پر می کند؛نتیجتا این جعل به ان گناه تعلق نمی گیرد بلکه به حامل ان گناه تعلق می گیرد که نفس باشد توجه می کنید..


    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها

    پس خود گناه باقی می ماند و آثارش محو می شود . خوب شی بدون اثر به چه معناست ؟ آتش بدون گرما و روشنایی چه معنایی دارد ؟

    موفق باشید[/color]
    دوست عزیز همه اثرات نفس در این جهان از نوع عرض می باشند که وابسته به موضوع و جوهری به نام نفس هستند ؛و از انجایی که حرکت استعدادی در اعراض وابسته به جوهر ان می باشد؛پس محو و بخشودگی ابتدا وبه صورت اصالت ابتدا به نفس و جوهر تعلق می گیرد وبالعرض به اعراض؛نتیجتا اعراض اثراتی هستند که نمود نفس را نشان می دهند.پس وقتی جوهره نفس از تیرگیها پاک گردد نتیجتا همه اثار این نفس نیز به تبع ان محو خواهد گشت...توبه یعنی همین دیگر ،یعنی تائب با توبه حقیقی ابتدا جوهره نفس را با اب توبه شستشو می دهد ؛این شستشو همه عوارض نفس را نیز تحت تاثیر قرار داده و انها را منقاد خود می کند...



    البته باید توجه نمود که همه اثار اعمال انسانی حتی اخلاقیات در این جهان از نوع عرض هستند برای همین عارض بر جوهره نفس می باشند ولی در دار قیامت همین اثار خود جوهر می شوند ؛این یعنی اینکه بر طبق حدیث شریف (اشخاص بر طبق نیات محشور می شوند) ...

    یاحق

    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    زيرا تيرگي ها و معاصي و آلودگي ها مانع افاضات اند
    سلام و با تشکر
    چرا باید تیرگی را امر عدمی بگیریم . نقص و ضعف قابل قبول است اما عدم خیر

    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    توجه نمایید که هر چه اثر داشته باشد از جنس وجود است
    با توجه به قائل شدن آثار برای گناهان و اصل بالا باز وجودی بودن گناه ثابت می شود نه عدم
    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    یعنی خلاء وجودی در بطن نفس و این خلاء بابد پوشش داده شود تا اثرش به صورت محو شدن نمایان گردد؛پس گناه خلاء کمال است و جعل وجود انرا پر می کند؛نتیجتا این جعل به ان گناه تعلق نمی گیرد بلکه به حامل ان گناه تعلق می گیرد که نفس باشد توجه می کنید..
    فکر می کنم مساله استعداد و گناه خلط شده است . عنوان خلا هم روشن نیست
    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    همه اثرات نفس در این جهان از نوع عرض می باشند که وابسته به موضوع و جوهری به نام نفس هستند
    این امر روشن است که نفس با همین اعراض (علم و عمل ) کمال می یابد آنوقت چطور ممکن است امر جوهری با اعراض تکامل یابد ؟ این نمی شود مگر اینکه علم و عمل جوهر باشند
    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    پس محو و بخشودگی ابتدا وبه صورت اصالت ابتدا به نفس و جوهر تعلق می گیرد وبالعرض به اعراض؛نتیجتا اعراض اثراتی هستند که نمود نفس را نشان می دهند
    این کلام هم وجودی بودن گناه را ثابت می کند ولو بعنوان عرض
    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    ولی در دار قیامت همین اثار خود جوهر می شوند
    با توجه به نظری که در خصوص دار آخرت و قیامت دارید ایجاد انفصال زمانی برای جوهر شدن عوارض صحیح به نظر نمی رسد
    اساسیترین مطلب ما اینستکه : گناه امر عدمی نیست و غفران به معنای حقیقیش نه به امر عدمی بلکه به امر وجودی تعلق می گیرد
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام و با تشکر
    چرا باید تیرگی را امر عدمی بگیریم . نقص و ضعف قابل قبول است اما عدم خیر


    با توجه به قائل شدن آثار برای گناهان و اصل بالا باز وجودی بودن گناه ثابت می شود نه عدم

    فکر می کنم مساله استعداد و گناه خلط شده است . عنوان خلا هم روشن نیست

    این امر روشن است که نفس با همین اعراض (علم و عمل ) کمال می یابد آنوقت چطور ممکن است امر جوهری با اعراض تکامل یابد ؟ این نمی شود مگر اینکه علم و عمل جوهر باشند

    این کلام هم وجودی بودن گناه را ثابت می کند ولو بعنوان عرض

    با توجه به نظری که در خصوص دار آخرت و قیامت دارید ایجاد انفصال زمانی برای جوهر شدن عوارض صحیح به نظر نمی رسد
    اساسیترین مطلب ما اینستکه : گناه امر عدمی نیست و غفران به معنای حقیقیش نه به امر عدمی بلکه به امر وجودی تعلق می گیرد
    موفق در پناه حق
    سلام.

    اثر گناه ،حکایت از عدم وجود کمال ان در نفس است؛مثلا شخصی که غیبت می کند درست است که فعلش ؛وجودی است وخالق این فعل خداست ولی ؛چیزی که هست منشا این فعل حاکی از عدم امری در نفس می کند ؛توجه نمی کنید ،کسی که زنا می کند حکایت از عدم کمالی به نام غیرت است و همچنین بقیه گناهان ؛به عبارتی عدم وجود کمالی در روح منشا فعلی از انسان می شود که انرا گناه می نامیم و البته ان نیز امری اعتباری است نه واقعی ...

    قبلا نیز گفتم وجود منشا کمالات است ؛وانچه در دار هستی وجود دارد همه از سنخ کمال هستند و خداوند نیز چیزی جز خیر و کمال که از جنس وجودند ایجاد نمی کند،غفران الهی چیزی جز ترواش وجود نیست که البته هم معصوم را در بر می گیرد وهم غیر معصوم را ...

    البته خلط شما بر این است که غفران را بر گناه حمل می کنید ؛و همین موضوع شما را دچار این اشکال نموده که گناه باید امری وجودی باشد؛در حالی که غفران بر گناه تعلق نمی گیرد درحالی که خداوند در قران حضرت ابراهیم و پیغمبر اکرم را به غفران الهی امید داده است در حالی که از معصوم گناه سر نمی زند؛..انچه غفران به ان تعلق می گیرد نفس است که امری وجودی است و چون نفس حامل گناه می باشد ؛نتیجتا بالعرض به ان نسبت داده می شود نه واقعا ؛مانند حرکت شخص به واسطه حرکت کشتی...

    شرور و گناهان چیزی جز عدم وجود کمالات نمی باشند ؛واثراتی را نیز که شما می بیند حکایت از همان عدم ان کمال است؛نه اینکه خود گناه موجد فعل باشد،اصلا گناه یک امر اعتیاری است ؛ولاکن اعتباری عقلانی ؛مثلا کسی که دروغ می گوید ،می گوییم دارد فعل گناه انجام می دهد ؛در حالی که ما این عمل را به اعتبار ذهنی و عقلی گناه می نامیم چون حکایت از عدم وجود کمالی می کند که اگر بود شخص انرا انجام نمی داد و عدم ان کمال حکایت از این عمل می کند..حتی درد و مریضی و غیرهم نیز همه خلاء وجود کمالی هستند که نبود ان کمال منشایت برای انها درست کرده اند ؛کسی که درد می کشد نه این است که جعل وجود درد باعث ان اثر شده است ؛بلکه عدم وجود کمالی که نبود ان چنین وضعی را حکایت می کند که اثرش و فعلش در خارج به صورت درد ظاهر می شود...

    الغرض خداوند نه تراوش گناه می کند و نه خالق گناه است و نه چیزی جز وجود و خیر و کمال خلق می کند ؛پس وقتی می گوییم خداوند شخص را مورد غفران قرار داد یعنی چیزی به او افزود که قبلا فاقد ان بود وحالا واجد ان ،که این مورد هم در مورد معصومین مصداق دارد و هم در مورد غیر معصوم...

    پس خداوند با اسم غفار همه موانع را از سر راه بر می دارد تا شخص مشمول افاضات بیشتری از طرف حق گردد ؛واین امر هم پیامبر را در برمی گیرد وهم غیر پیامبر...


    یک مطلب دیگری هست وان اینکه اصل حرکت در مراتب استعدادی مربوط به جوهر است و این حرکت اصالتا به جوهر تعلق می گیرد و از طریق ان به اعراض ،نتیجتا حرکت اعراض نیز به جوهر بر می گردد؛پس حرکت که خود کمال اول است ابتدا به جوهر تعلق می گیرد و سپس از طریق جوهر به اعراض ،به عبارتی چیزی که حرکت اشتدادی نداشته باشد اصل واجدیت برای کمال را ندارد چون فعلیت برای ان مستقر است مانند فرشتگان ..نتیجتا برای کمال حرکت لازم است و مقدمه حرکت کمال اول را رقم می زند،پس اینکه اعراض ظهور ونمود جوهر را نمایان می کنند در ان شکی نیست مانند میز و صندلی که جوهر ان چیزی جز حرکت نیست ولی نمود و ظواهر و اعراض ان از قبیل اندازه و شکل و رنگ همه نمود ان جوهر هستند و قائم به ان ...نفس نیز چنین است به عبارتی جوهر نفس چیزی جز استعداد نیست وان چیزی که به ان کمال می دهد افعال ان است و البته ظهور و نمود این کمالات چیز جز اعراض این نفس نیست ؛که به شکل فعل در خارج کشف می شود؛ولی چیزی که هست اصل حرکت تعلق به جوهر نفس دارد و منشا سیر به سوی کمال و تشکیل ان کمال نیز اصالتا مربوط به جوهر نفس است و اعراض از این حرکات انتزاع می گردند...


    برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتب ایت الله شجاعی در امور مربوطه رجوع نمایید..


    یاحق

    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    توجه نمی کنید ،کسی که زنا می کند حکایت از عدم کمالی به نام غیرت است و همچنین بقیه گناهان ؛به عبارتی عدم وجود کمالی در روح منشا فعلی از انسان می شود
    سلام با تشکر از جناب عرفان علوی
    این نگاه به گناه بالقیاس است یعنی وقتی کمال غیرت را در مومن با عدم آن در کافر قیاس می کنیم زنا می شود اثر عدم کمال اما باید توجه داشت که آن فعل (زنا ) با همه اسباب و علل خود امر وجودی است نه عدمی هرچند بالقیاس و با لحاظی خاص منسوب به عدمی ( عدم غیرت ) هم هست البته غیرت در اینجا بعنوان مانع مطرح است

    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    در حالی که غفران بر گناه تعلق نمی گیرد
    در تمام تعبیرات دینی عنوان غفران ذنب داریم نه غفران مذنب اینکه حتی یک بار هم عنوان غفران مذنب نیامده نشانگر اصالت ذنب در غفران است نه مذنب
    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    درحالی که خداوند در قران حضرت ابراهیم و پیغمبر اکرم را به غفران الهی امید داده است در حالی که از معصوم گناه سر نمی زند؛
    ظاهرا ذنب را مراتبی است که شامل اولیاء هم می شود مثلا اولیاء الهی وجود خود را ذنب می دانند . وجودک ذنب
    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    شرور و گناهان چیزی جز عدم وجود کمالات نمی باشند ؛واثراتی را نیز که شما می بیند حکایت از همان عدم ان کمال است
    ممکن نیست بر عدم اثری بار شود مگر اینکه در کنار امر وجودی یک جهت عدمی لحاظ گردد و به اعتبار آن امر وجودی ، اثر به امر عدمی نسبت داده شود
    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    اصلا گناه یک امر اعتیاری است
    تمام اعتبارات شرعی ریشه در تکوین دارند لذاست که پایه دین قوی است چون ریشه در متن آفرینش دارد لذا عنوان گناه به فعلی نسبت داده میشود که مانع تکامل یا منحرف کننده از طریق کمال باشد تکوینا
    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    الغرض خداوند نه تراوش گناه می کند و نه خالق گناه است و نه چیزی جز وجود و خیر و کمال خلق می کند
    گناه در مقام ماهیات مطرح می شود نه در مقام وجود لذا : کلا نمد هولاء و هولاء من عطاء ربک که او فقط عطا می کند این مایییم که عطا را به خطا می کشانیم
    و حال می گوییم که انحاء غفران اینهاست :
    1- تبدل جوهر گناه با حرکت جوهری که در فلسفه ثابت است
    2- تحقق ستاریت خداوند و پوشیده شدن گناه از مومن
    3- ارتقاء معرفتی و وجودی مومن و مشاهده حقیقت اعمال و افعال که وجود است و وجود همه خیر است
    بزودی توضیح این موارد خواهد آمد
    موفق در پناه حق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام با تشکر از جناب عرفان علوی
    این نگاه به گناه بالقیاس است یعنی وقتی کمال غیرت را در مومن با عدم آن در کافر قیاس می کنیم زنا می شود اثر عدم کمال اما باید توجه داشت که آن فعل (زنا ) با همه اسباب و علل خود امر وجودی است نه عدمی هرچند بالقیاس و با لحاظی خاص منسوب به عدمی ( عدم غیرت ) هم هست البته غیرت در اینجا بعنوان مانع مطرح است


    در تمام تعبیرات دینی عنوان غفران ذنب داریم نه غفران مذنب اینکه حتی یک بار هم عنوان غفران مذنب نیامده نشانگر اصالت ذنب در غفران است نه مذنب

    ظاهرا ذنب را مراتبی است که شامل اولیاء هم می شود مثلا اولیاء الهی وجود خود را ذنب می دانند . وجودک ذنب

    ممکن نیست بر عدم اثری بار شود مگر اینکه در کنار امر وجودی یک جهت عدمی لحاظ گردد و به اعتبار آن امر وجودی ، اثر به امر عدمی نسبت داده شود

    تمام اعتبارات شرعی ریشه در تکوین دارند لذاست که پایه دین قوی است چون ریشه در متن آفرینش دارد لذا عنوان گناه به فعلی نسبت داده میشود که مانع تکامل یا منحرف کننده از طریق کمال باشد تکوینا

    گناه در مقام ماهیات مطرح می شود نه در مقام وجود لذا : کلا نمد هولاء و هولاء من عطاء ربک که او فقط عطا می کند این مایییم که عطا را به خطا می کشانیم
    و حال می گوییم که انحاء غفران اینهاست :
    1- تبدل جوهر گناه با حرکت جوهری که در فلسفه ثابت است
    2- تحقق ستاریت خداوند و پوشیده شدن گناه از مومن
    3- ارتقاء معرفتی و وجودی مومن و مشاهده حقیقت اعمال و افعال که وجود است و وجود همه خیر است
    بزودی توضیح این موارد خواهد آمد
    موفق در پناه حق

    سلام بر شما.

    دوست عزیز مطالب شما مناط و ملاک درستی ندارند؛بحث امکانیات و اینکه گناه از نوع امکان بالقیاس باشد؛چیزی حادی حاصل نمی گردد؛قیاس بین دو امر جایی است که امتناع و لزوم و وجوب یک امر برای امر دیگر اتفاق نیفتد البته حکم بین دو شخص یعنی کافر و مومن از لحاظ اینکه گناه کردن یکی الزام و وجوب برای گناه دیگری نداشته باشد امری بدیهی است؛ولی عدم کمال و فعل گناه مربوطه از نوع الزام دیگری و وابستگی می باشد؛به عبارتی نبودن کمالی روحی منجر به فعل مورد نظر شده است؛در نفس بین کمال و گناه حکم بالقیاس اشتباه می باشد؛ولی بین دو شخص متمایز ارتباطی به این قضیه ندارد،ما به ارتباط بین کمال و فعل ناشی از عدم ان کار داریم که هر دو به یک نفس بر می گردد نه اینکه قیاس بین دو نفس جدا باشد....

    کسی که کور است حاکی از کمال بینایی در اوست ؛حال اگر شخصی به صورت افعالی مانند دست به دیوار راه رفتن و عصا گرفتن به دست باشد ؛دلیل به نابینا بودن برای او نیست بلکه این امر حاکی از عدم بینایی برای او می کند که همان عدم کمال ان برای نفس است....دقت کنید..


    مطلب دیگر اینکه غفران متاخر از عفو می باشد بر طبق نص ایات نتیجتا اینکه غفران را بر ذنوب اتصاف دهیم به حکم واسطه در عروض می باشد ؛یعنی به صورت عرضی به ان تعلق می گیرد وگرنه ؛غفران برای شخص و نفس اتفاق می افتد و به تبع ان به گناهان،قبلا نیز مثالی زدم ،کسی که در کشتی نشسته و کشتی حرکت می کند؛در اصل شخص نیز حرکت می کند ولی حرکت این شخص واقعی نیست بلکه بالعرض به ان منسوب است به عبارتی حرکت کشتی منجر به حرکت شخص می گردد،و زمانی که کشتی استاد شخص نیز ساکن می گردد؛نفس و اعراض و ان نیز چنین است ،به عبارتی جوهر است که حرکت دارد و مستعد کمال و پذیرش است و اعراض ان به تبع جوهر تاثیر می پذیرند ؛به عبارتی تا اصل هست هیچ وقت نوبت به فرع نمی رسد...در ایات قران از این گونه موارد موجود است...


    ذنب به معنای جرمی که شکستن قانون حق باشد راهی در حضرات معصوم ندارد ،هر چند ممکن است همین امر به جهت انتساب ان به دیگر قوانین غیر از قانون حق جرم باشد،...


    اصل قضیه این است که نه عفو و نه غفران هیچ یک مستقیما و به صورت ثبوت به گناه تعلق نمی گیرد چون امر وجودی به عدم تعلق نمی گیرد؛ولی چیزی که هست الطاف الهی ابتدا به جوهر نفس تعلق می گیرد و انگاه از طریق جوهر به اعراض ان سرایت می کند،به عبارتی خود اعراض قائم به جوهر هستند نتیجتا اثرات وجودی مستقیما نمی توانند بر انها بار گردند ؛بلکه حرکت اعراض به واسطه حرکت جوهر اتفاق می افتد که علامه انرا حرکت بر حرکت نام گذاری کرده اند...پس غفران الهی به نفس تعلق می گیرد و اثر این پذیرش اکمال ان به صورت اعراض برای نفس نمایان می گردد....



    مطلب بعدی اینکه تمام احکام شرعی از سنخ اعتباریات هستند چون ورای ذهن واقعیتی عینی ندارند ؛ولی از ان جهت که اثرات ان به صورت عینی و به شکل عذاب و عقاب و پاداش برای شخص ظهور می نماید انها را می توان حقایق نسبی نامید،....



    اخر کلام ،گناه ماهیت است چون انتزاع ذهن می باشد و یا به عبارتی یک اعتبار ذهنی می باشد که ذهن انرا درک می کند ،مثلا اینکه کسی دروغ می گوید ذهن از عمل مربوطه برداشت دروغ می کند ؛ولی نفس فعل سخن گفتن در خارج که دروغ نیست ؛بلکه یک فعل است و واقعی می باشد ولی انتزاع این امر برای ذهن به حکم مواردی دروغ جلوه می کند،پس سخن گفتن به خودی خود نه دروغ است ونه راست بلکه این ذهن است که این اعتبار را از ان برداشت می کند در حالی که ما اصلا چیزی به نام دروغ در عالم واقع نداریم،نتیجتا ذهن به مرتبه ای از تکامل می رسد که می تواند انتزاعات مختلفی از سخنان داشته باشد؛مثلا برداشت ان از حرفی دروغ باشد و از حرفی دیگر راست؛و صدور این افعال را نیز از عدم وجود اموری بداند که در نفس می باشد،نتیجتا باید منشا را درست کرد تا فعل نیز سالم گردد،پس همه افعال نفسانی به جوهره نفس بر می گردند که منشا تمام اعمال انسان می باشند،....


    یاحق





    ویرایش توسط erfan_alavi : ۱۳۹۰/۰۱/۱۲ در ساعت ۱۵:۲۶

    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    624
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1719



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    . غفران و عفو در لغت به معناي پاك كردن و محو كردن آثار (گناه) است... بنابراين توبه كردن از گناهان باعث زدودن گناه و پاك شدن مي شود.
    با سلام و احترام و عرض ارادت
    مـغـفرت در جايى است كه گناهى صورت گرفته باشد , و گناه نيز مستلزم ترك تكليف است و تكليف نيز مستلزم شرايط تكليف از قبيل , عقل , قدرت و اختيار است . اما عفو به معناى بخشش مستلزم گناه به معناى مذكور , و لذا تكليف و شرايط آن نيست . لذا درقرآن در مورد انسان هاى جاهل يا عاجز يا مضطر , واژه عفو بكار رفته است . اسباب عفو و مغفرت الهى علاوه بر توبه ، شفاعت در روز قيامت نیز هست.
    ویرایش توسط هادي : ۱۳۹۰/۰۱/۱۲ در ساعت ۱۵:۴۶

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تایید """""باطل""""" آری یا خیر ؟
    توسط حامد در انجمن مدیریت محتوا
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۲۹, ۰۰:۰۶
  2. پاسخ: 126
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۲۲, ۱۰:۲۴
  3. یک بحث داغ: "اسلام" و "ملی گرایی"
    توسط حامد در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۲۵
  4. "مورچه" داناتر از ""سلیمان"" ؟؟؟
    توسط حامد در انجمن نبّوت خاصه
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۰۹, ۱۷:۳۹
  5. """""""+++راستی،مهدی کیست؟؟+++"""""""""""
    توسط ستاره زهراء در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۰۶, ۱۷:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود