صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حافظ شیرازی و مذهب

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519

    حافظ شیرازی و مذهب




    بنام جهان آفرین
    با درود بر راستجویان

    حافظ در ابتدا بنا به آموزش های رایج زمانه و مذهب موروثی حافظ قرآن شد اما بعد که خود را یافت و اندیشیدن را چراغ راه خود کرد دید نه بابا از این خبرا نیست که از ابتدای کودکی در گوش او خوانده اند
    دروغ تزویر ریا عوام فریبی بنام دین و مذهب و وو.....
    و این چنین آن حافظ قرآن سر انجام از مذهب و دین گریزان شد

    خود او علیه سلام پس از بیداری از خواب گران آموزه هاو افسانه سرایی های وعاظ و شیخان گمراه ما جرا را این چنین شرح می دهد

    دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
    من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم


    ما را به تشنیع افسانه کردند
    پیران جاهل شیخان گمراه

    از دست زاهد کردیم توبه
    وز فعل عابد استغفر الله

    ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
    یا جام باده یا قصه کوتاه


    حافظ با اینکه در ابتدا حافظ قرآن بود ولی بعدها دریافت که مذاهب چیزی جز پرورش
    دورویی،تزویر، چاپلوسی و تظاهر و عوام فریبی و ریا کاری در چنته ندارند

    و عاقبت هم نسبت به مذهب و دین بدبین شده و از آنها کناره گرفت که او علیه سلام می فرماید

    من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می
    زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است



    و سر انجام به این نتیجه می رسد که

    جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
    هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق


    حافظ را تنها کسی خوب درک می کند و می شناسد که خودش هم ابتدا بنا به جبر و شرایط زمانه حافظ قرآن بوده و بعدها به پوچی آموزهای موروثی ومذهبی پی ببرد که فلسفه ی مذهب چیزی جز خیالسالاری ، و پرورش دورویی،تزویر، چاپلوسی و تظاهر و عوام فریبی و ریا کاری و همیشه در دلهره و ترس و ماتم نگه داشتن مردم نیست



    پس برای پی بردن به راستی ودرستی نخست باید وارد مذهب شدوسپس از آن گذر کرد
    نه اینکه مذهب را نشاخته آن را بی ارزش دانست چون لازمه ی رد کردن هر چیزی شناخت کلی و پی بردن به سستی و کاستی های آن است

    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۱۲/۲۹ در ساعت ۱۸:۴۸

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
    حافظ را تنها کسی خوب درک می کند و می شناسد که خودش هم ابتدا بنا به جبر و شرایط زمانه حافظ قرآن بوده و بعدها به پوچی آموزهای موروثی ومذهبی پی ببرد
    چه سخنان حکیمانه ای !!!

    نتیجه داد این تفسیرهائی که شما از قرآن میکردید !!!

    عید شما مبارک


    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم جمیعا

    عرض تبریک سال نو را دارم پیشاپیش خدمت همه عزیزان.

    حافظ علیه الرحمه در بین اشغریها چشم به جهان فانی و مادی گشود.

    تعابیری که ایشان در این مصرعها و همینطور در بیت
    واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر میکنند ... چون به خلوت میرسند ان کار دیگر میکنند و ....

    از واعظین و درویشان کذاب دوران خود داشته ارتباطی با قرآن کریم ندارد.

    چرا ؟
    چون اولا مذاهب نتیجه تفسیری است که بانیان آن از دین داشته اند.
    دوم اینکه حتی اگر آن مذهب بهترین تفصیر از دین را ارائه داده باشد اعمال - گفتار و پندار واعظین و اهل طریقت و... آن مسلک نمود و نمایشگر تمام جوانب آن مذهب نیست چه بسا بر خلاف آئین و قواعد آن مذهب هم باشد.

    سوم اینکه قرآن کلام خداست و مذهب تفسیر و برداشت عده ای از آن کلام است.

    حال چه صحیح چه غلط عملکرد اینها ارتباطی با قرآن کریم ندارد .

    آنچه که حافظ و دیگر عرفاء در مذمت این دسته بخصوص از درویش نماها و و عابد و روحانی نماها ذکر کرده اند ارتباطی با مفاهیم قرآنی ندارد.

    از طرفی اشعریهائی که مورد نقد حافظ و حنفی هائی که مورد نقد شمس و مالکیهائی که مورد نقد مولانا هستند عالم نماها هستند نه حتی مذهبشان و نه عالمان و اهل حق حقیقی .

    لذا نیش سخن اینان نه به سمت علماء و عارفان است و نه به سمت کتاب خدا و اسلام نبوی.

    از طرفی در هیچ دوره و زمان در هیچیک از ممالک اسلامی شما نمیتوانید یک دوره ای را بیابید که شاعری میخواسته شعر بگوید به او بگویند تو باید حافظ قرآن باشی بعد شعر بگوئی که بخواهد حافظ بر جبر زمانه حافظ قرآن گردد.




    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    جناب عجب اظهار فضلی نمودید !!! حافظ شناس هم که هستید !!!

    اما یک مطلب عرض کنم خدمتتان که یک ضرب المثل قدیمی می گوید ...... همه را به کیش خود داند!!! البته شاید در اینجا بتوان گفت فاضل!!!!

    فعلا" عیدتان مبارک سالتان پر برکت تا در بهترین فرصت در این باره گفتگو کنیم


    بد نیست کمی تحقیق بفرمایید و به یک نتیجه ی شخصی با سند و مدرک در مورد مذهب حافظ دست پیدا کنید تا .....

    .................................................. ................ حق یارتان .................................................. ...................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۱۲/۲۹ در ساعت ۲۰:۳۴

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست ها
    بد نیست کمی تحقیق بفرمایید و به یک نتیجه ی شخصی با سند و مدرک در مورد مذهب حافظ دست پیدا کنید تا .....
    اضافه بر موارد پیشین

    بازهم از عدم اطمینان و اعتقاد به باور های مذهبی می آورم

    که می فرماید :


    وجود ما معمایی است حافظ
    که تحقیقش فسون است و فسانه

    میخواره و سرگشته و رندیم و نظر باز
    وآن کس که چون ما نیست در این شهر کدام است


    روزگاریست که سودای بتان دین من است
    غم این کار نشاط دل غمگین من است


    به تمسخرگرفتن دست نماز با مایع نجس !

    اگر امام جماعت طلب کند امروز
    خبر دهید که حافظ بمی طهارت کرد


    حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
    ما را خدا از زهد و ریا بی نیاز کرد


    خدا را ای نصیحت گو حدیث ساغر ومی گو
    که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی گیرد


    [/COLOR]
    در پایان اگر شما باز با این سروده های آشکار ضد مذهبی باز هم حافظ را از اولیاء الله می دانید

    یک بام و دو هوا و رودر بایستی نکنید
    پس ناچارید اینجانب را هم از اولیاء خدا بدانید

    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۱۲/۲۹ در ساعت ۲۱:۴۲

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
    حافظ در ابتدا بنا به آموزش های رایج زمانه و مذهب موروثی حافظ قرآن شد اما بعد که خود را یافت و اندیشیدن را چراغ راه خود کرد دید نه بابا از این خبرا نیست که از ابتدای کودکی در گوش او خوانده اند دروغ تزویر ریا عوام فریبی بنام دین و مذهب و وو..... و این چنین آن حافظ قرآن سر انجام از مذهب و دین گریزان شد
    سلام بر اهل حق
    "و عاقبت آنها که به زشتی گناهان مبتلا شدند این بود که آیات ما را تکذیب کردند"
    خوب البته اگر همچون شمایی بخواهد حافظ را بشناساند بهتر از این نمی شود آن حافظی که :
    همه از دولت قرآن کرده همه کار و شده محرم اسرار و لسان غیب گشته و از ظاهر رهیده و در وادی باطن آرمیده
    البته شاید شما بدتر ازآنها نباشید که همه اشعار این عارف شیرین سخن را تفسیر مادی و ظاهری می کنند
    موفق اهل حق
    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۱/۰۱ در ساعت ۰۱:۱۹
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    همه از دولت قرآن کرده همه کار و شده محرم اسرار و لسان غیب گشته و از ظاهر رهیده و در وادی باطن آرمیده
    البته شاید شما بدتر ازآنها نباشید که همه اشعار این عارف شیرین سخن را تفسیر مادی و ظاهری می کنند
    ینحدر عنی السیل و لا یرقی الیّ الطیر
    جناب حامد دوست ندارم با بی ادبان وکوته فکرانی که به جای پاسخ علمی و مستند توهین کرده و در جمجمه ی کوچکشان شان غیر ا ز توهین و ناسزا ابزاری نمی گنجد دهن بدهن شوم
    چند بار محترمانه جوابت را دادم ولی انگار نه انگار متوجه نمی شی
    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۱/۰۱ در ساعت ۰۱:۲۰ دلیل: عدم رعایت قوانین سایت

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
    ینحدر عنی السیل و لا یرقی الیّ الطیر


    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۰/۰۱/۰۱ در ساعت ۲۱:۵۵
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40514



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست ها
    بنام جهان آفرین
    با درود بر راستجویان

    حافظ در ابتدا بنا به آموزش های رایج زمانه و مذهب موروثی حافظ قرآن شد اما بعد که خود را یافت و اندیشیدن را چراغ راه خود کرد دید نه بابا از این خبرا نیست که از ابتدای کودکی در گوش او خوانده اند
    دروغ تزویر ریا عوام فریبی بنام دین و مذهب و وو.....
    و این چنین آن حافظ قرآن سر انجام از مذهب و دین گریزان شد

    خود او علیه سلام پس از بیداری از خواب گران آموزه هاو افسانه سرایی های وعاظ و شیخان گمراه ما جرا را این چنین شرح می دهد

    دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
    من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم


    ما را به تشنیع افسانه کردند
    پیران جاهل شیخان گمراه

    از دست زاهد کردیم توبه
    وز فعل عابد استغفر الله

    ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
    یا جام باده یا قصه کوتاه


    حافظ با اینکه در ابتدا حافظ قرآن بود ولی بعدها دریافت که مذاهب چیزی جز پرورش
    دورویی،تزویر، چاپلوسی و تظاهر و عوام فریبی و ریا کاری در چنته ندارند

    و عاقبت هم نسبت به مذهب و دین بدبین شده و از آنها کناره گرفت که او علیه سلام می فرماید

    من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می
    زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است



    و سر انجام به این نتیجه می رسد که

    جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
    هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق


    حافظ را تنها کسی خوب درک می کند و می شناسد که خودش هم ابتدا بنا به جبر و شرایط زمانه حافظ قرآن بوده و بعدها به پوچی آموزهای موروثی ومذهبی پی ببرد که فلسفه ی مذهب چیزی جز خیالسالاری ، و پرورش دورویی،تزویر، چاپلوسی و تظاهر و عوام فریبی و ریا کاری و همیشه در دلهره و ترس و ماتم نگه داشتن مردم نیست



    پس برای پی بردن به راستی ودرستی نخست باید وارد مذهب شدوسپس از آن گذر کرد
    نه اینکه مذهب را نشاخته آن را بی ارزش دانست چون لازمه ی رد کردن هر چیزی شناخت کلی و پی بردن به سستی و کاستی های آن است
    با سلام
    و تبریک سال نو خدمت تمامی عزیزان !

    جناب نوری

    در اوایل قرن هشتم اهالی شیراز و حکومت اهل سنت بودند، نماز و مساجد به شیوه اهل سنت بود، زاهد و واعظ و مفتی همگی سنی بودند.
    شاهد این امر هم اساتید خود جناب حافظ هستند همگی از بزرگان و مشاهیر اهل سنت اند.
    تمامی شخصیت های مذهبی و عقیدتی زنده در آن زمان، اهل تسنن بوده اند.

    جبهه های مقابل حافظ
    حافظ تا پایان عمر در حال مقابله و درگیری فرهنگی و به نوعی انقلاب در زمان خود بود.
    غزلی از حافظ نیست که در آن نشانی از عقاید عارفانه و ردّ افکار جاهلانه نباشد.
    مرحوم قزويني يكي از حافظ شناسان خيلي نزديك به عصر خواجه شيراز يا معاصر با او، حافظ را اين گونه معرفي نموده است: "از نوشته هاي مورخان و تذكره نويسانِ معاصر با حافظ يا نزديك به او و هم چنين از ديوان اشعار او، استنباط مي شود خواجه‌ي شيراز از زمره‌ي علما و دانشمندان شيعه‌ي عصر خويش بوده است.
    از گفتار علامه مطهري (ره) نيز شيعي بودن حافظ را مي توان فهميد.
    او مي گويد: "اگر چه حافظ مي گويد: (قطع اين مرحله بي همرهي خضر مكن/ ظلمات است بترس از خطر گمراهي)
    اما كسي نمي داند استاد و مراد حافظ ـ در تصوف و عرفان ـ چه كسي بوده و علتش اين است كه شيعه بوده است و تصوف شيعه از تصوف سني اين امتياز را دارد كه كمتر دچار اين سلسله ها و اين تشريفات بوده است و اين حرف ها بيشتر مال متصوفه‌ي اهل تسنن است و متصوفه‌ي واقعي شيعه، هم عميق تر بوده و هم كمتر اهل اين حرفه ها هستند كه خودشان را شيخ و استاد نشان دهند."
    برخي اشعار ديوان حافظ نيز گوياي افكار و اعتقادات شيعي او است .
    او از تشنگي و مظلوميت حضرت اباعبدالله و ياران ابشان ياد مي كند و ظهور كوكب هدايت حضرت ولي عصر را آرزو مي نماید.
    حال جای این پرسش است که با توجه به اينكه بسياري از بزرگان ادبي ما در آثار خود مدح و ثناي خلفاي راشدين را نوشته اند و ممكن است بعضي از آنها هم شيعه بوده باشند مانند سعدي، حافظ، عطار و مولوي. دليل و حكمت آن چیست؟
    براي روشن شدن پاسخ اين پرسش بايد به اين چند مطلب توجه شود:
    1. آنانكه به حقيقت ، سني مذهب بودند، نيازي نداشتند به اينكه عقايد خود را پنهان كنند چون آنان حاكم بودند و همواره امنيت داشتند. لكن شيعيان در اقليت و زير فشار حاكمان سني مذهب بودند و امنيت نداشتند.
    آنان براي حفظ مكتب و جان و مال خود ناچار بودند با حاكمان وقت همراهي كنند و در مواردي عقايد خود را اظهار نكنند و اين برنامه از سوي امامان شيعه ارائه شده بود و شيعيان بايد آن را اجرا مي كردند.
    2. اگر كسي سني مذهب باشد، دو پهلو حرف نمي زند و اصلاً نيازي به دو پهلو حرف زدن نيست و اگر ببينيم كسي در مواردي خلفاء را مدح مي كند و در مواردي از آنان به نيكي ياد نمي كند بايد بفهميم كه اين شخص سني مذهب تمام عيار نيست بلكه مي توان گفت كه او شيعه مذهب است و گر نه دو پهلو سخن نمي گفت و اظهار مدح يا دوستي ، براي علل خاصي بوده است.
    3. يكي از برنامه هاي اساسي مكتب شيعهء اثني عشريه كه از سوي امامان معصوم پايه ريزي شده ، تقيه است.
    عمار ياسر در زير فشار شكنجه با شكنجه گران هماهنگي كرد و در خدمت پيامبر اظهار ناراحتي مي كرد.
    آيه آمد كه اين عمل، اشكال ندارد و پيامبر هم به عمار فرمود: اگر باز هم چنان صحنه اي روي داد، تو همانطور عمل كن.
    در روايات فراواني ، امامان شيعه دستور به تقيه داده اند و هركس كه پيرو امامان است در موارد تقيه ، تقيه مي كند و رفتاري از پيش خود انجام نمي دهد.
    امام باقر (ع) فرمود: تقيه براي اين منظور تشريع شده كه خون حفظ شود و براي همين در مورد خون تقيه نيست.
    اگر بگويند : به فلان كسي ناسزا بگو و گرنه تو را مي كشيم. در اينجا بايد ناسزا بگويي و حق نداري به خاطر ناسزا نگفتن خود را به كشتن بدهي ولي اگر بگويند فلان فرد را بكش و گر نه تو را مي كشيم در اينجا حق نداري او را بكشي گر چه تو را بكشند ، تو بايد كشته بشوي و كسي را به ناحق نكشي.
    از آنچه گذشت معلوم شد كه اين مدح و ثناها از باب تقيه است و هيچگونه اشكالي ندارد.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    با سلام و عرض ادب
    سال نو رو خدمت همه شما تبریک عرض می کنم.
    دوستان عزیز در اين كه حافظ يك مسلمان عارفي بود، ترديدي نيست، شهيد مطهري ضمن تحليلي درباره شناخت حافظ مي‏نويسد: "مقاله‏اي از آقاي محيط طباطبايي خواندم كه نوشته بودند و با شواهد و ادله تاريخي كه ذكر كرده بود اثبات مي‏كرد كه اصلاً حافظ را در زمان حياتش يك مرد متدين شناخته‏اند و حتي حافظ را در عصر خودش دو در عصرهاي بعد شيعه هم مي‏دانسته‏اند".(1)
    بعضي اشعار حافظ نيز دلالت بر شيعه بودن او دارد مانند:
    آن را كه دوستي علي نيست كافرست‏
    گو زاهد زمانه و گو شيخ راه باش‏
    امروز زنده‏ام به ولاي تو يا علي‏
    فردا به روح پاك امامان گواه باش‏
    قبر امام هشتم، سلطان دين رضا
    از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش‏

    حافظ اگر قدم زني در ره خاندان به صدق‏
    بدرقه رهت شود همت شحنه نجف‏
    كجاست صوفي دجال فعل ملحد شكل‏
    بگو بسوز كه مهدي دين پناه رسيد
    حافظ زجان محبّ رسول است و آل او
    بر اين سخن گواست خداوند اكبرم‏
    مي‏دو ساله، محبوب چهارده ساله‏
    همين بس است مرا صحبت صغير و كبير
    كه مي‏دو ساله به قرآن تفسير شده و محبوب چهارده سال به چهارده معصوم تعبير گرديدها ست.

    استاد خرمشاهي درباره مذهب حافظ چنين مي‏گويد:
    "نگارنده اين سطور به سائقه و سابقه انس سي ساله خود با شعر حافظ و با اعتقاد به اين اصل كه شعر حافظ آيينه تمام نماي روح و روحيه و عقيده و سليقه و نگاه و نگرش او به انسان و جهان و طبيعت و ماوراي طبيعت است، در اين چند نكته ترديدي ندارد كه حافظ:

    1- مسلماني پاك اعتقاد است، سهل است، راسخ در علم است... .
    2- حافظي كه من مي‏شناسم ايمانش آميزه‏اي از معنويت و رهيافت سه گانه و در عين حال يگانه "شريعت، طريقت، حقيقت" است.
    3- حافظ در اصول عقايد، يعني مكتب كلامي، پيرو اشعري و در فروع (مذهب فقهي) شافعي است و در عين حال آشكارا گرايش به تشيع دارد، اما شيعي كامل عيار نيست و مسلّم است كه مثل هر مسلمان پاك اعتقاد بي تعصب صاحبدلي دوستدار خاندان عصمت و طهارت(ع) است....(2)
    همچنين بحث گسترده‏تري تحت عنوان "آيا حافظ شيعه است" در كتاب "حافظ، ص 155 - 161" وجود دارد كه مي‏توانيد به آن رجوع كنيد.
    پي نوشت‏ها:
    1. تماشاگه راز، ص 83.
    2.بهاءالدين خرمشاهي، حافظ نامه، ج 1، ص 2.


    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۱/۰۱ در ساعت ۱۸:۲۹
    حافظ شیرازی و مذهب

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود