جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حضرت علی چه شعری روی قبر سلمان فارسی نوشت؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تیراندازی
    نوشته
    266
    حضور
    5 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1191

    حضرت علی چه شعری روی قبر سلمان فارسی نوشت؟




    حضرت علی چه شعری روی قبر سلمان فارسی نوشت؟

  2. صلوات ها 21


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 7 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93054



    حضرت این شعر را بر کفن او نوشت :

    و فدت علی الکریم بغیر زاد
    من الحسنات و القلب السلیم

    و حمل الزاد اقبح کل شیء
    اذا کان الوفود علی الکریم


    بدون ره توشه ای از نیکیها و قلب سلیم به درگاه خدای کریم وارد شدم

    و اگر قرار باشد که آدمی به محضر شخص بزرگواری وارد شود بر داشتن توشۀ راه زشتترین چیزهاست.

    محدثی جواد،سلمان فارسی، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1375، ص 53- 60.

    منبع

  5. صلوات ها 21


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیر فرهنگی نمایش پست ها
    حضرت این شعر را بر کفن او نوشت :
    سلام و باتشکر از آوردن این مطلب زیبا
    اما ظاهرا
    و قلب السلیم است نه والقلب السلیم
    و دیگری
    اذ کان الوفود
    موفق در پناه حق

    ویرایش توسط حامد : ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ در ساعت ۲۲:۲۸
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,144
    حضور
    45 روز 23 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    اصبغ بن نباته مي گويد: همين که سلمان از دنيا رفت و هنوز ما جنازه ي او را از قبرستان برنداشته بوديم، ناگهان مردي را سوار بر استر ديديم که خيلي غمگين بود. از استر پياده شد و بر ما سلام کرد و ما جواب سلام او را داديم، گفت: «در مورد غسل و نماز وکفن و دفن جنازه ي سلمان، جديت و شتاب کنيد.»
    ما او را کمک کرديم، او براي حنوط و کفن و دفن، کافو آورده بود. به دستور او آب آورديم، او جنازه ي سلمان را غسل داد وکفن کرد و نماز بر جنازه خوانديم و جنازه را دفن نموديم.
    آن مرد، اميرمؤمنان علي عليه السلام بود که خودش لحد قبر سلمان را چيد و قبر را پوشانيد. آنگاه سوار بر استر شد که برود، در همين موقع به دامنش چسبيدم و گفتم: «اي اميرمؤمنان! چه کسي خبر درگذشت سلمان را به تو داد و چگونه (به اين زودي از مدينه) به اينجا آمدي، با اين که فاصله ي راه طولاني است؟)
    فرمود:« اي اصبغ! از تو پيمان مي گيرم که در صورت آگاهي از اين ماجرا تا زنده هستم به کسي نگويي.»
    گفتم: «اي اميرمؤمنان! من قبل از تو مي ميرم.»
    فرمود:« نه ، عمرت طولاني مي گردد.»
    گفتم:« بسيار خوب، پيمان مي بندم تا زنده هستي به کسي نگويم.»
    فرمود:« اي اصبغ! من هم اکنون در کوفه نماز خواندم و از مسجد به سوي خانه بازگشتم. در خانه خوابيدم، در عالم خواب شخصي نزد من آمد و گفت: «سلمان از دنيا رفت.» بي درنگ برخاستم و سوار بر استرم شدم و آنچه براي تجهيز ميت لازم است باخود برداشتم و به سوي مدائن آمدم. خداوند اين راه دور را برايم نزديک کرد و اکنون اينجا هستم. رسول خداصلي الله عليه و آله مرا از اين ماجرا آگاه کرده بود.
    اصبغ مي گويد: ديگر علي عليه السلام را نديدم، نفهميدم به آسمان رفت يا به زمين و سپس به کوفه آمدم. صداي اذان مسجد را شنيدم، به مسجد رفتيم، ديديم اميرمؤمنان علي عليه السلام به نماز جماعت ايستاده است. اين بود سرگذشت عجيب آمدن امام علي عليه السلام کنار جنازه ي سلمان.

    بحارالانوار، ج22، ص380؛ ناگفته نماند که طبق روايت فوق، امام علي (ع) هنگام وفات سلمان در کوفه بوده و سلمان در عصر خلافت آن حضرت از دنيا رفته است، ولي طبق بعضي از روايات، امام علي (ع) در مدينه بود و به طي الارض، خود را به مدائن رسانيد (بحارالانوار، ج22،ص 372 ) بنابراين قول، سلمان در عصر خلافت عثمان از دنيا رفته است. اين قول را «زاذان» نقل مي کند که در شرح حالش ذکر خواهد شد.

    امیرالمومنین (ع) با طی الارض خود را برای دفن سلمان فارسی به مدائن رساندند و خود شخصا امور کفن و دفن اورا برعهده گرفتند که شرح آن گسترده است و می توانید در کتب تاریخی بخوانید. (روایت داریم که فرموده اند "سلمان منا اهل البیت" )
    حضرت علی (ع) در آخر کار با دست خود بر روی قبر سلمان شعر زیر را نوشتند
    وفدت علی الکریم
    وفدت علی الکریم بغیر زاد *** من الحسنات والقلب السلیمی
    وحمل زاد اقبح کل شیی *** اذا کان الوفود علی الکریمی
    ترجمه: بدون هیچ زاد و توشه ای از حسنات و قلب سلیم بر شخص کریمی وارد شدم
    و در پیشگاه کریم بردن زاد و توشه زشت ترین کار است(در مقابل بی نهایت میلیارد نیز صفر محسوب می شود)



    ویرایش توسط عماد : ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۸:۵۷

  9. صلوات ها 16


  10. #5

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151471



    عبرت از نوشته مزار حضرت سلمان رحمه الله:
    در يکي از جلسات در شب سه شنبه اي در پايان جلسه سخن از اهميت ذکر موت و توجه به مشکلات آن عالم نکاتي را فرمودند.
    اين مطالب اغلب تتمه مباحث مطرح مي شد و يا به مناسبت اشعار خوانده شده در جلسه بود. در آن جلسه فرمودند:
    چون جناب سلمان رضوان الله عليه رحلت فرمودند، آقا اميرالمؤمنين عليه السلام وقتي ايشان را دفن کردند و بر قبر ايشان خاک ريختند آب آورده روي قبر حضرت سلمان ريختند و خاک را گل کردند سپس با انگشت خود روي قبر حضرت سلمان قدس سره از زبان سلمان اين دو بيت شعر را نوشتند:

    «وَفَدْتُ عَلَی الْکَریمِ بِغَیْرِ زادٍ*** مِنَ الْحَسَناتِ وَ الْقَلْبِ السَّلیمِ»
    «وَ حَمْلُ الزّادِ اَقْبَحُ کُلِّ شَیْءٍ*** اِذَا کَانَ الْوُفُودُ عَلَی الْکَریمِ»

    بعد فرمودند: آقا اميرالمؤمنين عليه السلام حال و منزلت حضرت سلمان مشهودشان بود و به علاوه آقا اميرالمؤمنين عليه السلام اهل غلو و تملق و خلاف واقع گفتن نبودند واين اشعار را از زبان سلمان گفتند.
    اين خود بيانگر دشواري راه کمال و سعادت است و انسان خيلي بايد در اين سخني که آقا بر مزار نوراني سلمان نوشتند توجه کند و از آن عبرت بگيرد.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151471




    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    زبان سلمان
    برخي كار نيكان را قياس از خويش مي گيرند و همين شعر را درباره خود مي نويسند يا روي قبر عزيزان خود مي نويسند و بدون عمل نيك دل خوش مي كنند به اين شعر
    غافل از اين كه بهشت را به بها مي دهند نه به بهانه

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود